x_maghz x_maghz

653 posts   63,696 followers   2 followings

برهنگی مغز، چالش ذهن  حقیقت برهنه است و ابله برهنگی را زشت میپندارد، از این رو او همیشه با حقیقت مشکل دارد. لینک کانال #فارکس

_
تأثیر بسیار خوبی که زندگی منزوی بر آرامش روان ما دارد به طور عمده از این ناشی می شود که زندگی ما را از معرض دید دیگران در امان نگاه می دارد و در نتیجه از ملاحظه ای که در مورد عقیده دیگران داریم رها می شویم و می توانیم به خویشتن بازگردیم و در عین حال از بسیاری از مصائب واقعی که این کوشش واهی، یا به زبان گویاتر، این دیوانگی علاج ناپذیر، ما را درگیر آن می کند، مصون میشویم و می توانیم با توجه بیشتری از موهبت های واقعی زندگی برخوردار شویم و با دغدغه کمتری از آنها لذت بریم. اما همان طور که گفتیم:
«آنچه زیبا و ارزشمند است، دشوار به دست می آید.»
#شوپنهاور هستن ایشون، کاشف مغز اینجاب قبل تولد

.
اگز نمیخواهیم بازیچه دست هر فرومایه‌ای و مایه‌ی ریشخند هر تهی مغزی باشیم، اصل اول این است که محتاط و دست نیافتنی بمانیم
#ارتور_شوپنهاور
#درمان_شوپنهاور
#اروین_یالوم
پی نوشت: کلا من میگم باید زندگی منزوی داشته و دست نیاوفتنی بمانیم، حالا فرق نمیکنه تهی مغز باشند یا نه، همه شون مشترکن در حماقتها و قضاوت ها و رفتار و غیره یکجور عمل میکنند. خلاصه که مردی که بتواند یک‌بار برای همیشه از ارتباط با شمار زیادی از آدمیان بپرهیزد مرد خوشبختی‌ست.

.
بی ادبی درش هست اما واقعیت ادب و غیره نمیشناسد
اگر دلایل نابور شدن فرهنگ و اقتصاد و جامعه‌ی کشور را به چند قسم تقسیم کنیم یکی از مهمترین عوامل همین زالو زاده ها و پدرخوران هستن که باید بهش پرداخت.
از دلایل دیگر‌هم میتوان به عشق لاتی ها و پوک مغزان لواطکار حکومتی اشاره کرد که حتما خواهیم پرداخت.
.
و قسمت غم‌انگیز قضیه اینجاست که اکثریت مردم بجای مقابله و اعتراض به این قشر، طرفداری هم‌میکنند...

.
امروز اتفاقی رخ داد کمی باعث ناراحتی و اندیشیدن و تصمیمات مجدد شد، البته خوشحالی ناشی از این قضیه بر ناراحتی اولیه غالب میباشد.
حالا بگذریم از اینکه چه شدِ...
فقط برای چندمین بار مجددن با این مسئله روبرو شدم که: وی وِل وی وِل فاک‌یو
ییییههههههه وی وِل وی وِل معطل
خلاصه که خوشحالی ناشی از وی ول فاکیو را باید با دیگران سهیم شد. سعید😆😎

#اسماعیل_بخشی را بخاطر بغض و صدای اعتراضش مورد شکنجه قرار دادند
صدای دردمندان باشیم
#هفت_تپه #کارگر #اعتراض #کارگران #اعتصاب #شکنجه #خفقان #فاشیست #اخوند #نیشکر #انقلاب #شوش
بی رگ و بی غیرت ترین مردمان تاریخیم
بسپاریم بر سنگ مزارمان تاریخ نزنند تا اینده‌گان ندانند بی عرضه‌گان این برهه از تاریخ ما بوده‌ایم

.
انسان با استعداد مانند تیراندازی است که هدفی را میزند که دیگران قادر به زدن آن نیستند.
انسان #نابغه، تیراندازی است که هدفی را میزند که دیگران حتی آن را نمیبینند.
😎😎
#فارکس #بورس #سهام #کالا #شاخص #طلا #نفت #ارز #پول #سود #ثروت
آموزش خصوصی صفر تا صد تحلیلگری بازار های سرمایه
دایرکت پیام دهید

.
دلم میخواست برای این فیلم از اعماق وجودم بنویسم ولی احوال فعلی یاری نداد که حرف دل براریم چون
رنج‌های عظیم موجب میشود رنج‌های کوچک‌تر دیگر احساس نشوند برعکس، در نبود رنج‌های عظیم، حتا کوچک‌ترین دردسرها و مزاحمت‌ها مایه‌ی عذابند.
.
.
بنظر من زندگی شاد ممکن نیست؛ بهتر آنکه فرد به حیاتی قهرمانانه دست یابد.
.
نوشته با این فیلم خیلی هماهنگی ندارد در مغزم، میتوان مشکلات را قهرمانانه به تصویر کشید...
#اگزیستانسیالیست #درونگرایی #شوپنهاور # سارتر #کامو #سیزیف

داستان از ترافیکِ یک چهارراه آغاز می‌شود. رانندهٔ اتومبیلی به‌ناگاه دچار کوری می‌گردد. به فاصلهٔ اندکی، افراد دیگری که همگی از بیماران یک چشم‌پزشک‌اند، دچار کوری می‌شوند. پزشک با معاینهٔ چشم آن‌ها درمی‌یابد که چشم این افراد کاملاً سالم است، اما آن‌ها هیچ‌چیز نمی‌بینند. جالب آن است که برخلاف بیماری کوری، که همه‌چیز سیاه است، تمامی این افراد دچار دیدی سفید می‌شوند.
پزشک می‌فهمد که این نوع کوری است که به چشم ارتباطی پیدا نمی‌کند. از طرف دولت، تمامی افراد نابینا جمع‌آوری و در یک آسایشگاه اسکان داده می‌شوند. پزشک نیز خود دچار این بیماری می‌شود. پلیس برای جلوگیری از شیوع بیماری، پزشک را نیز روانهٔ آسایشگاه می‌کند. همسر پزشک نیز به‌دروغ اذعان به کوری می‌نماید تا بتواند در کنار شوهرش باشد. آن‌ها به آسایشگاه یادشده برده می‌شوند. در آن آسایشگاه تمامی افراد نابینایند. نیروهای امنیتی برای افراد غذا تهیه می‌کنند، اما برای عدم سرایت کوری به آنها، تنها غذاها را تا درِ آسایشگاه حمل می‌کنند. نابینایان برای تقسیم غذا با هم درگیر می‌شوند. کم‌کم خوی حیوانیِ افراد در این وضعیت فلاکت‌بار بروز می‌کند. کثافت، فحشا و… آسایشگاه را فرامی‌گیرد. عده‌ای از کورها، تحویل غذا را به‌دست می‌گیرند و غذا را به افراد دیگری می‌فروشند. کورها، برای زنده ماندن، از تمامی چیزهای باارزشِ خود می‌گذرند تا به جایی می‌رسد که افراد زورگیر از کورها زن‌هایشان را طلب می‌کنند. درنهایت، کورها راضی می‌شوند تا زنان خود را برای به‌دست آوردن خوراک به آن‌ها بفروشند.
همسر پزشک، که نابینا نشده، شاهد تمامی این مسائل است. زن دکتر عاشقانه سعی در بهبود وضعیت هریک از افراد می‌کند، اما به‌هیچ‌عنوان اجازه نمی‌دهد کسی از نابینا نبودن او اطلاعی به‌دست آورَد.
همسر پزشک، همراه با دیگر زنان، برای تهیهٔ غذا به اتاق زورگیران می‌رود. یکی از زن‌ها در حین تجاوز، جان خود را ازدست می‌دهد. همسر پزشک شاهد این واقعه است. او به اتاق می‌رود و با قیچی کوچکش برمی‌گردد و گلوی رئیس زورگیران را می‌درد. آسایشگاه به‌هم می‌ریزد، آتش می‌گیرد و نابینایان به بیرون می‌ریزند. متوجه می‌شوند که تمامی شهر و کشور نابینا شده‌اند. همه‌جا خالی است، خانه‌ها، شهر و… مرده‌ها و کثافت شهر را فراگرفته‌است. باران شدیدی می‌بارد. گروه‌های نابینایان برای غارت غذا در شهر پرسه می‌زنند. همسر پزشک نیز همراه گروهی شده که شامل: مرد اول در ترافیک و همسرش، دختر کوری با عینک آفتابی، پیرمردی یک‌چشم، خودِ پزشک، یک پسربچه و یک سگ در شهر شروع به پرسه زدن می‌کنند. #ادامه در کامنت اول👇

.
کسانی که احساس خالی بودن می کنند، هرگز با یکی شدن با فرد ناکامل دیگری شفا نمی یابند. دو پرنده بال شکسته که یکی شده اند تنها پرواز دست و پا شکسته ای خواهند داشت. انتظار پرواز کشیدن بی فایده خواهد بود، تا زمانی که افراد، جدای از هم، زخم هایشان را درمان کنند.
آروین یالوم #دژخیم عشق
.
موسیقی با نوشته مرتبط نیست، عشقی گذاشتیم
خواننده جیمز براون james brown یکی از پیشگامان افسانه ای موسیقی سول و راک اند رول و آر اند بی

_
من مبتلا به نوعی پارانویای وارونه ام. دائما به مردم مظنونم که دارند برای شاد کردن من نقشه می کشند
نشونه های یه آدم بی تجربه اینه که دلش می خواد با شرافت برای هدفی جونش رو فدا کنه ولی از نشونه های یه آدم با تجربه اینه که با کمال فروتنی در کنار هدفش به زندگی ادامه می ده.
#ناطور دشت #جی_دی_سلینجر

.
مدتی بود در بین مردم نبودم
لانه را ترک نمیگویم،
فقط اوقاتی با عشق جان دوری میزنیم و خارج از تماس با دیگران، برمیگردیم لانه‌ی خود!!!
کوتاه کنم صحبت را
کتاب در دست هستم، گویی موجودی عجیب و غیرعادی در انظار!!
بقدری این موجود دوپا در روزمرگی ها و زشتی و شهوت و الودگی و حماقت و بیشعوری خویش غرق شدند که فرد کتاب به دست برایشان غریبه ست،
البته قصور به ایشان وارد نیست، ایراد از ماست که از یاد برده بودیم در کجا و میان چکسانی روز را شب میکنیم. در عصر ابتذال میان آدمیان مبتذل‌تر از عصر خود...
باری چشمها با تعجب روی اینجانب.
روزی خواهد رسید که مردمان از تماس با کتابها خودداری خواهند کرد...‌
هرچند که از مرگ انسانیت طولانیست که میگذرد.
هرچه از قرون ابتدایی به عصر حاضر نزدیک تر میشویم، جنایت و حماقت و جهل و ظلم و درکل ابتذال پیشرفت میکند.
.
گرم تفکر در احوالات مردم و همچنین نوشتن مطلب حاضر بودیم که چند ایستگاه به اشتباه رفتیم🙄
نکته: درمورد کتاب اعتماد به نفس باید عرض کنم خدمت دوستان که موضوع و محتوای کتاب ربطی به مسائل روانشناسی و اعتماد به نفس ندارد،
_
معرفی کتاب و نویسنده آن
کتابی که از نظر خوانندگان عظام میگذرد یکی از شاهکارهای ادبی قرن هیجدهم مسیحی است که نه تنها در ادبیات انگلستان بلکه در صف آثار فکریه و رشحات قلمی نویسندگان بزرگ عالم مقامی ممتاز دارد. این کتاب که موسوم به «سلف هلپ» Self help یعنی یاری بخود یا اعتماد بنفس و زاده فكر يكنفر از نویسندگان جلیل القدر انگلیسی است که بواسطه این کتاب نام او معروف شرق و غرب گشته است، در تربیت عملی وتعليم اخلاق مردانه و پرورش لياقت وجدو جهد نوع انسانی بهترین معلم ومربی می باشد و بطوری که در شرح احوال مؤلف آن خواهیم خواند بغالب السنه عالم ترجمه و در همه جا بحسن قبول پذیرفته شده و در دلها و خاطره ها جا گرفته است.

.
آخرین باری‌ که تو خونه دعوا کردم سال گذشته در همچین روزی بود، امروز اولین سالگرد آخرین دعوا، شکستنها، حرفها، بغضها، فشار و تحملها بود.
چرا تو این یک سال خبری نبود و نشد؟
چون واسه همیشه خونه رو ترک کردم.
آره، زدم بیرون، وسایل ها رو جمع کردم و رفتم. البته اگه چندتا لباس و یه ریش‌تراش رو بگی وسایل!!!! (حتی پول اجاره خوابگاه!)
من هیچوقت اون چیزی که میخواستن نبودم و نمیخواستم‌ باشم. برام‌مهم‌نیست نظر دیگران چه دوست چه غریبه و چه مادرم، همه یک مشت بیمار و گیر‌و گرفتار که باید زندگی‌رو محدود به نوع برداشت و تفکر اونها کرد.
بالاترین جنایتی که یک شخص بخواد انجام بده #سانسور کردن خودش هست، و من هیچوقت خودم رو سانسور نکردم و نمیکنم...
دایره ایمن ترک گفتم و خارج از صف زدم
با رفتن‌ دیگه جنگی نبود درعوض جنگ اصلی من با خودم، من با ... شروع شد.
دیگه هیچوقت برنگشتم، سخت بود و هنوز هم هست
اما‌ نه اون سختی که‌ فکر‌ میکنید، وابستگی عاطفی و خانواده به هیج وجه، ندارم
اما سختی و مشکلات تا دلتون بخواد...
اینکه‌شبها کجا میخوابیدم...
بگذریم، باید قوی بود و پیش رفت و فتح کرد
از وقتی تنها شدم فشار عصبی کمتر و آرامش نسبتن بیشتری و البته به تناسب با پیشرفتی که کردم مشکلات بزرگتری...
خلاصه که
اکثرا با زندگی میسازن ولی من زندگیمُ میسازم.
در آخر یک نصیحت کنم به شما تا زمانی که مستقل نشید پیشرفت نمیکنید، لااقل من اینطور بودم. تنهایی و درماندگی و نیاز مجبورم کرد تا تغییر کنم و تغییر بدم و بجنگم، نیاز موجب پیشرفت میشه. نباید بترسید. ریسک کنید حتی اشتباه، عمل کنید حتی شکست، مهم درسی هست که از شکست میگیرید.
۹۷/۸/۱۶
.
.
البته بعد از یه مدت به بهانه ای یک شب برگشتم و بابت حرفهام معذرت خواهی کردم، نمیشه از دیگران انتظار داشت و نباید قضاوت کرد.‌هرکسی زندگی‌سخت خودش رو داشته.
(داستان دعوا ها و بگیر و ببندها و اوارگی هفته های اول خودش یه سریالِ که اگر‌ حوصله ای بود مینویسم.)
الان هم کسی نوشته ی منو نمیخونه، همه میگن عجب فیلمی‌بود😆😆😆

Most Popular Instagram Hashtags