#sherrysherrylady77

413 posts

TOP POSTS

من امروز با لبخندم یه آدم شاکی و عصبانی رو به خنده انداختم😊
شما امروز چه کار قشنگی کردید؟! #معجزه_لبخند #بریم_مهمونی
#sherrysherrylady77 #feierabend #behappy

.
همه چی از اون لحظه لعنتی و اون شباهت شروع شد.
اینکه یه لحظه فکر کرده بودم خودشه و خودش نبود.
اینکه یه لحظه بعد از این همه سال هیجان زده شده بودم برام عجیب بود.
بعد خاطره ها بودن که هجوم آورده بودن.
حتی دو روز بعدش وایستاده بودم وسط اتاق و خیره به هیچ کجا و غرق اتفاقی که هرگز نیافتاد.
بعد یه غم بود مثل یه مُشت که قلب و بگیره تو خودش و فشار بده.
اونقد فشار بده تا حسها و خاطره ها اشک بشن بریزن رو گونه ها.

#شهرزاد_الف
#دوشنبه
#sherrysherrylady77 #sherryladyhome

.
گذر زمان رو با بزرگ شدن بچه ها میشه بطور واضح دید و لمس کرد!
سه ساله ش بود من مهاجرت کردم و اومدم آلمان و برای اولین بار دیدمش و تونستم ماچ آبدار کنم رو لپش و بقول یکی از دوستهای آلمانی ام که می گه از این ماچها با تو میشه کرد چون هر کسی خوشش نمیاد و اینجا هم متداول نیست و ماچ باید ماچ باشه و برای همین هروقت همدیگه رو می بینیم کلی چلپ چولوپ راه می اندازیم😉
حالا پسر کوچولوی قصه نوزده ساله ش شده و مهاجرت من شونزده ساله!

پینوشت یک:
وقتی از خاله ورجه وورجه حرف می زنیم از چی حرف می زنیم😂
پینوشت دو:
متوجه شدید من از اونجائه خوشم میاااااااد یا بیشتر توضیح بدم؟ 😂

#تولد_خواهرزاده #تولدبازی #دیشب #خوشی
#sherrysherrylady77 #birthdayboy

من یه دختر فرانسوی ام با پیرهن گل گلی بلند و گیسهای بافته ای که انداختم رو شونه هام.
اون یه مرد آلمانی قدبلند که نوجوونی اش فرانسوی یاد گرفته و مسافرت اومده دهکده ای که من توش زندگی می کنم، یه جایی تو جنوب فرانسه که شراب قرمز رو با پنیر و نونهای داغی که تو خونه درست می کنن می خورن.
من رو که می بینه عاشق گیسهای بافته و گلهای پیرهنم میشه و با فرانسوی دست و پا شکسته شروع می کنه باهام حرف زدن.
من عاشق موهای بلوندش که نور آفتاب مثل دشت گندمزار طلایی اش کرده میشم و لهجه ای که جایی بین فرانسوی و آلمانی گم شده..
می خنده که با این قصه تو کاش تو همین زندگی مرد بودم و عاشق این لهجه آلمانی ات میشدم که یه جایی بین آلمانی و فرانسوی گم شده.
می گم که من اصلا فرانسوی بلد نیستم و می خندم.
می گه ولی تو زندگی بعدی ات قراره یه زن فرانسوی باشی که من عاشقش میشم❤
#شهرزاد_الف #جمعه
#sherrysherrylady77 #mybestie

.
بدون توجه به باد و بارون و سرمای بیربط به این وقت سال میرم تو بالکن.
هوا یه جوره انگار یه دختر بهونه گیره که کلافه ست و دلش گرفته و بغض داره.
به دوستم که عزیزی رو از دست داده فکر می کنم، به اینکه نتونستم برم دیدنش، نتونستم بغلش کنم بهش بگم می فهممش.
که چقد دلم می خواد براش کیک درست کنم تا یه لحظه اش هم که شده شیرین بشه.
می خوام برگردم تو که چشمم می افته به یه گل کوچولوی صورتی قشنگی که خودش تو گلدونم دراومده.
مثل یه نشونه.
نشونه صورتی خوشرنگ زندگی.
#شهرزاد_الف
#امیدواری #زندگی
#sherrysherrylady77 #sherryladyhome

به خبر تصویری که هم اکنون به دستمون رسید توجه بفرمائید! 😂
#سرده_ننه #بهاریمیز_یوخده
#sherrysherrylady77
#spring #?

.
غذای مورد علاقه مو برام درست کردن و قصه هامو شنیدن و خنده و مهربونی و حال خوب ریختن تو بغلم.
حالا با یه لبخند به اندازه صورتم و یه بغل حال خوب برمی گردم خونه خودم❤
#شهرزاد_الف
#یکشنبه_قشنگ
#Sherrysherrylady77 #happysunday

دیشب به مامان می گم چایی می خوری؟ می گه اگه خودت می خوری یکی هم واسه من درست کن. می گم مادرم شکمهامونو که به هم ندوختن، تو اگه می خواهی برات بذارم! می گه اگه خودت هم می خواهی باشه. 😁

#مادرم #قصه_های_من_و_مامانم
#sherrysherrylady77 #mom

پنجشنبه سیزدهم جولای یه زن بود با موهای بلند و خنده های قشنگ. @askarian.elham
#شهرزاد_الف #روز_آفتابی
#sherrysherrylady77 #itwasamazing

MOST RECENT

من یه دختر فرانسوی ام با پیرهن گل گلی بلند و گیسهای بافته ای که انداختم رو شونه هام.
اون یه مرد آلمانی قدبلند که نوجوونی اش فرانسوی یاد گرفته و مسافرت اومده دهکده ای که من توش زندگی می کنم، یه جایی تو جنوب فرانسه که شراب قرمز رو با پنیر و نونهای داغی که تو خونه درست می کنن می خورن.
من رو که می بینه عاشق گیسهای بافته و گلهای پیرهنم میشه و با فرانسوی دست و پا شکسته شروع می کنه باهام حرف زدن.
من عاشق موهای بلوندش که نور آفتاب مثل دشت گندمزار طلایی اش کرده میشم و لهجه ای که جایی بین فرانسوی و آلمانی گم شده..
می خنده که با این قصه تو کاش تو همین زندگی مرد بودم و عاشق این لهجه آلمانی ات میشدم که یه جایی بین آلمانی و فرانسوی گم شده.
می گم که من اصلا فرانسوی بلد نیستم و می خندم.
می گه ولی تو زندگی بعدی ات قراره یه زن فرانسوی باشی که من عاشقش میشم❤
#شهرزاد_الف #جمعه
#sherrysherrylady77 #mybestie

من امروز با لبخندم یه آدم شاکی و عصبانی رو به خنده انداختم😊
شما امروز چه کار قشنگی کردید؟! #معجزه_لبخند #بریم_مهمونی
#sherrysherrylady77 #feierabend #behappy

.
همه چی از اون لحظه لعنتی و اون شباهت شروع شد.
اینکه یه لحظه فکر کرده بودم خودشه و خودش نبود.
اینکه یه لحظه بعد از این همه سال هیجان زده شده بودم برام عجیب بود.
بعد خاطره ها بودن که هجوم آورده بودن.
حتی دو روز بعدش وایستاده بودم وسط اتاق و خیره به هیچ کجا و غرق اتفاقی که هرگز نیافتاد.
بعد یه غم بود مثل یه مُشت که قلب و بگیره تو خودش و فشار بده.
اونقد فشار بده تا حسها و خاطره ها اشک بشن بریزن رو گونه ها.

#شهرزاد_الف
#دوشنبه
#sherrysherrylady77 #sherryladyhome

.
گذر زمان رو با بزرگ شدن بچه ها میشه بطور واضح دید و لمس کرد!
سه ساله ش بود من مهاجرت کردم و اومدم آلمان و برای اولین بار دیدمش و تونستم ماچ آبدار کنم رو لپش و بقول یکی از دوستهای آلمانی ام که می گه از این ماچها با تو میشه کرد چون هر کسی خوشش نمیاد و اینجا هم متداول نیست و ماچ باید ماچ باشه و برای همین هروقت همدیگه رو می بینیم کلی چلپ چولوپ راه می اندازیم😉
حالا پسر کوچولوی قصه نوزده ساله ش شده و مهاجرت من شونزده ساله!

پینوشت یک:
وقتی از خاله ورجه وورجه حرف می زنیم از چی حرف می زنیم😂
پینوشت دو:
متوجه شدید من از اونجائه خوشم میاااااااد یا بیشتر توضیح بدم؟ 😂

#تولد_خواهرزاده #تولدبازی #دیشب #خوشی
#sherrysherrylady77 #birthdayboy

.
بدون توجه به باد و بارون و سرمای بیربط به این وقت سال میرم تو بالکن.
هوا یه جوره انگار یه دختر بهونه گیره که کلافه ست و دلش گرفته و بغض داره.
به دوستم که عزیزی رو از دست داده فکر می کنم، به اینکه نتونستم برم دیدنش، نتونستم بغلش کنم بهش بگم می فهممش.
که چقد دلم می خواد براش کیک درست کنم تا یه لحظه اش هم که شده شیرین بشه.
می خوام برگردم تو که چشمم می افته به یه گل کوچولوی صورتی قشنگی که خودش تو گلدونم دراومده.
مثل یه نشونه.
نشونه صورتی خوشرنگ زندگی.
#شهرزاد_الف
#امیدواری #زندگی
#sherrysherrylady77 #sherryladyhome

پنجشنبه سیزدهم جولای یه زن بود با موهای بلند و خنده های قشنگ. @askarian.elham
#شهرزاد_الف #روز_آفتابی
#sherrysherrylady77 #itwasamazing

یه تعمیرکاری که هر چند وقت یه بار برای کنترل وسیله ای میاد سرکارمون و سالهاست می شناسیم همدیگه رو از شعبه های قبلی، امروز می گه چطوریه که آدم تو رو هر وقت، هر جا می بینه داری لبخند می زنی؟! چه قرصی می خوری؟! 😂
گفتم قرص نداره، به "معجزه لبخند" ایمان دارم! وقتی لبخند بزنی ناخودآگاه حس خوب به بقیه میدی و لبخند و انرژی مثبت هم پس می گیری.
گفت خب همیشه هم اینطوری نیست و شروع کرد غُر بزنه.
گفتم نه دیگه لبخند زدم بهت غُر تحویلم نده! 😉
خندید.
#شهرزاد_الف #معجزه_لبخند #حال_خوب_باشیم
#sherrysherrylady77 #smile

.
یه چیزی سر جای خودش نیست!
یه حسه یا یه فکر یا یه حالت، یه بغضه یا یه دلتنگی.
نمی دونم.
خسته تر از اونم که بخوام فکر کنم چیه.
میرم کتابهایی که خریدم و میارم و ورق می زنم تا از سردرگمی خودم کنده شم ببینم همراه کدوم شخصیتها می خوام بشم و قصه کدومشون رو می خوام حس کنم.
#شهرزاد_الف #خونه #خونه_خوبه #کتاب #کتاب_جدید
#sherrysherrylady77 #sherryladyhome #newbook

دوره نوجوونی من اوایل دهه نود میلادی بود و آهنگها و خواننده های اونموقع گره خوردن به اون دوره و خاطراتش.
هرچند من هنوز هم خیلی از آهنگهای اون زمان رو گوش میدم و دوست دارم و حتی قوی ترین کارهای یه سری از خواننده ها می دونم.
یه مدت عاشق دلخسته مایکل جکسون بودم با اون رقصهاش و تو ویدیو کلیپهاش جای همه زنهای نقش مقابلش خودم و میذاشتم و تو ذهن خیال پردازم حتی باهاش عروسی کرده بودم.
یه دوره خیلی کوتاه مدونا بود و شاید علاقه ام به رژ لب قرمز از کلیپهای اون اومده باشه!
بعد مدرن تاکینگ بود و همین آهنگ که هنوز هم توی لیست آهنگهام هست و گوش میدم.
عاشق خواننده موطلایی اش بودم و موهامو حتی عروسکی زدم😉
آهنگها قدرت دارن! توانایی اینکه بلندمون کنن و اونور مرزهای زمان و مکان ببرنمون.
با آهنگهای قشنگ خاطره بسازیم.
#مدرن_تاکینگ #شری_لیدی #دهه_نود #خاطره_بازی
#sherrysherrylady77

.
کتابم دو روزه تموم شده! ولی من هنوز تو خیالم روی پله های جلوی اون کلبه دورافتاده نشستم و می خوام به خودم بقبولونم که دختر قصه هم پسره رو دوست داشت!
#کتاب #بریم_سروقت_کتاب_بعدی #داستان
#Sherrysherrylady77 #sherryladyhome #book #reading #goodgirl #marykubica #itstimeforanewbook

با همکارم حرف از دوران بچگی شد، یه کم از شیرین کاری هام گفتم به این نتیجه رسید بچه دیوونه ای بودم! 🤔
بهش گفتم نه انرژی ام زیاد بود باید یه جوری تخلیه اش می کردم مثلا ده ساله ام بود از خرپشته(اگه درست بگم) پریدم تو پشت بوم که حس پرواز پرنده ها رو تجربه کنم! یکی از پاهام بدجور شکست دو ماه تو گچ بود!
همکارمم یه خاطره فوق بیمزه از بچگی اش گفت گریه ام گرفت😂
به این نتیجه رسیدم بچه دیوونه شیطون بهتر از بچه آروم بیمزه ست😂😂😂
Photo by: @roi.yah
#شهرزاد_الف #ایران #تهران #خاطرات_بچگی #بازار_تجریش
#sherrysherrylady77 #iran #tehran #tajrish #streetstyle #tehranstreetstyle

.
غذای مورد علاقه مو برام درست کردن و قصه هامو شنیدن و خنده و مهربونی و حال خوب ریختن تو بغلم.
حالا با یه لبخند به اندازه صورتم و یه بغل حال خوب برمی گردم خونه خودم❤
#شهرزاد_الف
#یکشنبه_قشنگ
#Sherrysherrylady77 #happysunday

.
شب با گریه خوابیده بود! صبح با گریه بیدار شده بود، ولی وقتی اومد توی آشپزخونه قهوه درست کنه و رقص آروم خورشید خانوم و که پشت پنجره دیده بود فکر کرد اینطوری نمی تونه یه روز آفتابی تعطیل قشنگی رو که قراره توش مهمونی هم بره شروع کنه!
قهوه شو خورد و دوش گرفت و موزیک گذاشت و بساط کیک پختنش رو پهن کرد.
"حال خوب" خودش یواش یواش سروکله اش پیدا شد.
#شهرزاد_الف
#یکشنبه #کیک #کیک_پزی
#sherrysherrylady77 #sherryladyhome #bakingtime #sunday #sunnyday

آلمانی ها یه اصطلاح دارن می گه "آدم باید تو پوست خودش احساس راحتی کنه!"
یعنی شما چاق یا لاغر خودت باید با بدن خودت خوشحال باشی چون تو داری با اون بدن زندگی می کنی!
اینکه دیگرون چه فکری می کنن تا وقتی که خودت بدنت رو دوست داشته باشی اهمیتی نداره چون آدمها سلیقه هاشون متفاوته و معیارهای زیبایی هم به همچنین.
ضمن اینکه اگر بهمون یاد ندادن که چاق و لاغری دیگرون ربطی به ما نداره خودمون می تونیم به خودمون یاد بدیم که چاق و لاغری دیگرون واقعا هیچ ارتباطی به ما نداره!
#شهرزاد_الف
#sherrysherrylady77

.
نمی دونم تولد چند سالگی ام بود.
پاکت دسته دار شیک و بامزه و کوچولو رو که داد دستم دیگه نمی شنیدم چی داره می گه! که چقد فکر کرده چی برام بگیره، که خیلی هیجان زده ست خوشم بیاد از هدیه اش یا نه.
تو یکی از اون کیسه کوچولوها یه "دونه گرد" بود از اونها که زنجیر گردن یا دستبند و ازش رد می کنی و آویزش میشه.
قِل خورد از تو کیسه مخملی کف دستم لبخند زدم و خیره شدم بهش. زرد و سبز و عسلی بود با نگینهای براق روش.
گفت رنگ چشمهاته اون نگینهام خالهای توی یکی از چشمهات که قشنگترش کردن و خندید.
قشنگترین تعریف زندگی ام، دیرترین تعبیر عاشقانه ام شد.

#شهرزاد_الف
#sherrysherrylady77

.
حالم امروز زیاد خوب نیست و یکی از همکارهامم ناراحتم کرده و خستگی هم چند ساعتیه محکم بغلم گرفته و ولم نمی کنه.
به خونه که می رسم و پرده های اتاق رو می کشم کنار و در بالکن رو باز می کنم می افتم میون بازی نور و سایه و صدای پرنده ها و آرامش خونه.
کتابم رو می گیرم دستم و میرم تو سرمای نوامبر تو کلبه دورافتاده توی جنگل و همراه دو تا شخصیت اصلی میشم بلکه تو روز جهانی بوسه بالاخره همدیگه رو ببوسن.
بالاخره همدیگه رو در آغوش بگیرن تا این همه سردشون نباشه.
#شهرزاد_الف
#خونه #خونه_خوبه
#sherrysherrylady77 #sherryladyhome #goodgirl #marykubica

پنجشنبه شیشم جولای یه زن بیحوصله بود ولی یاد داده بود به خودش که با چشمهاش بخنده.
#شهرزاد_الف
#Sherrysherrylady77

Most Popular Instagram Hashtags