[PR] Gain and Get More Likes and Followers on Instagram.

#sherrysherrylady77

460 posts

TOP POSTS

.
امروز فهمیدم که نقطه جذاب آدمها برام دیگه فلان خصوصیت اخلاقی شون نیست!
امروز فهمیدم مدتیه فقط جذب "لبخند" آدمها میشم.
هر چی لبخندشون گرمتر و صمیمی تر و دلی تر، جذابیتشون برای من بیشتر.
این رو وقتی یکی از مشتری هام که یه آقای جنتلمنه با لبخند گرمش بهم سلام گفت و دیدم یادم رفت خسته ام و همه صورتم لبخند شد فهمیدم.
یا وقتی میون شلوغی و همهمه جمعیت صدای پرنسس افسانه ها (لقبی که یکی از مشتری هام بخاطر اسمم بهم داده) رو شنیدم و سرم رو برگردوندم و قشنگترین لبخند عالم رو دیدم فهمیدم.
که این دو تا آدم رو فقط دوستشون دارم چون مهربونترین لبخندهاشون برای منه.

#شهرزاد_الف #معجزه_لبخند ##قصه_گل_و_شری
#sherrysherrylady77 #behappy #saturday


جمعه سیزدهم اکتبر یه زن بود به رنگ پاییز🍂🍁
#شهرزاد_الف
#پاییز
#sherrysherrylady77 #herbst #streetstyle

.
این لباس سبز و براش خریده بودم که با خودم سِت بشه! بعد هم نشونده بودمش رو مبل و ازش پرسیده بودم قلقلی کی هستی تو آخه؟! عشوه اومده بود و خندیده بود و گفته بود "تو". ❤

پینوشت:
دارم راضی اش می کنم یه مدت بیاد پیشم بمونه، هی نقشه می کشم، دون می پاشم، هی یادش میارم پیش من بود می گفت پاهاش درد نمی کنه، تا ایشالله راضی بشه😊

#قصه_های_من_و_مامانم #عشق
#sherrysherrylady77 #mymom #love

.
یه جوری نشسته بودم که بتونم درب ورودی کافه رو ببینم.
از در که اومد تو من رو همون اول ندید.
من ولی دیدمش.
زیاد فرقی نکرده بود، فقط سنش بیشتر شده بود، یاد اولین باری که باهاش بیرون رفته بودم افتادم و یهو همه صورتم شد لبخند.
همونموقع چشمش افتاد بهم و اومد سمتم.
لبخندم و به خودش گرفت و گفت اگه می دونستم دلت انقدر برام تنگ شده زودتر بهت پیام می دادم.
خندیدم.
نمی دونم چند تا آبجو و قهوه حرف زدیم. نگاه کردیم، حرف زدیم.
تا یه جایی میون خنده و مستی گفت که هنوز از من تموم نشده.
اما من
هنوز به اولین باری که باهاش بیرون رفته بودم فکر می کردم.
به بوسه ای که اون شب منتظرش بودم.
یاد خیابونهایی که توشون گم شدم.
یاد اون روزی که فقط اشک بودم.
بعد
فقط بغض بودم و رفتن.
#شهرزاد_الف #قصه_گل_و_شری
#sherrysherrylady77

دوستهای قشنگ ممنونم از پیامهاتون تو دو پست قبل خیلی برام جالب بود که بیشتر دوست داشتن اگر حق انتخاب داشتن باز هم خودشون باشن ولی خب جواب سوال من نبود دیگه😉
چون من پرسیده بودم اگر "مجبور" باشید کسی دیگه باشید چه کسی رو انتخاب می کنید!
در واقع دلم می خواست بدونم اون شخصیتی که توی ذهنتون تحسین می کنید کیه؟!
حتما هم نباید آدم معروفی باشه می تونه کسی از اطرافیانمون باشه یا مثل همکار من که تو یه دوره زمانی کوتاه که دوست و همکار بودیم جزو آدمهایی بود که خیلی رو من تاثیر گذاشت!
تاثیر قشنگ و مثبت🌻 اونقدر که شخصیت خاص و واقعی و دوست داشتنی داشت.
ضمن اینکه دوست داشتم خیالپردازی کنید🍃
اما همین که خودتون رو دوست دارید خیلی ارزش داره، امیدوارم هر روز بهترین خودتون باشید.
جالبترین جواب هم برای یکی از دوستان بود که نوشته بود دوست داشت جای ترامپ بود! یه احمق خوشحال😂 خیلی خوب بود.
از پیامها و تبریکهای محبت آمیزتون توی پست قبل هم ممنونم❤ ولی هنوز تولدم نیستا! گفته باشم خدمت قشنگتون که بعدا روز تولدم نگید ما تبریکمون رو گفتیم😉
امسال فقط چون هیجان زده ام تو بوق و کُرنا کردم😊💃تقریبا نصف شهر اینجا خبردار شدن ایشالله تا تولدم نصف دیگه رو هم خبردار می کنم😂
#تشکر #شادباشید
#sherrysherrylady77 #behappy #smile

موهایت را بباف
بگذار جهان دوباره آرام بگیرد.

#گروس_عبدالملکیان
#sherrysherrylady77

من امروز با لبخندم یه آدم شاکی و عصبانی رو به خنده انداختم😊
شما امروز چه کار قشنگی کردید؟! #معجزه_لبخند #بریم_مهمونی
#sherrysherrylady77 #feierabend #behappy

دوره نوجوونی من اوایل دهه نود میلادی بود و آهنگها و خواننده های اونموقع گره خوردن به اون دوره و خاطراتش.
هرچند من هنوز هم خیلی از آهنگهای اون زمان رو گوش میدم و دوست دارم و حتی قوی ترین کارهای یه سری از خواننده ها می دونم.
یه مدت عاشق دلخسته مایکل جکسون بودم با اون رقصهاش و تو ویدیو کلیپهاش جای همه زنهای نقش مقابلش خودم و میذاشتم و تو ذهن خیال پردازم حتی باهاش عروسی کرده بودم.
یه دوره خیلی کوتاه مدونا بود و شاید علاقه ام به رژ لب قرمز از کلیپهای اون اومده باشه!
بعد مدرن تاکینگ بود و همین آهنگ که هنوز هم توی لیست آهنگهام هست و گوش میدم.
عاشق خواننده موطلایی اش بودم و موهامو حتی عروسکی زدم😉
آهنگها قدرت دارن! توانایی اینکه بلندمون کنن و اونور مرزهای زمان و مکان ببرنمون.
با آهنگهای قشنگ خاطره بسازیم.
#مدرن_تاکینگ #شری_لیدی #دهه_نود #خاطره_بازی
#sherrysherrylady77

پنجشنبه سیزدهم جولای یه زن بود با موهای بلند و خنده های قشنگ. @askarian.elham
#شهرزاد_الف #روز_آفتابی
#sherrysherrylady77 #itwasamazing

MOST RECENT

.
امروز فهمیدم که نقطه جذاب آدمها برام دیگه فلان خصوصیت اخلاقی شون نیست!
امروز فهمیدم مدتیه فقط جذب "لبخند" آدمها میشم.
هر چی لبخندشون گرمتر و صمیمی تر و دلی تر، جذابیتشون برای من بیشتر.
این رو وقتی یکی از مشتری هام که یه آقای جنتلمنه با لبخند گرمش بهم سلام گفت و دیدم یادم رفت خسته ام و همه صورتم لبخند شد فهمیدم.
یا وقتی میون شلوغی و همهمه جمعیت صدای پرنسس افسانه ها (لقبی که یکی از مشتری هام بخاطر اسمم بهم داده) رو شنیدم و سرم رو برگردوندم و قشنگترین لبخند عالم رو دیدم فهمیدم.
که این دو تا آدم رو فقط دوستشون دارم چون مهربونترین لبخندهاشون برای منه.

#شهرزاد_الف #معجزه_لبخند ##قصه_گل_و_شری
#sherrysherrylady77 #behappy #saturday


جمعه سیزدهم اکتبر یه زن بود به رنگ پاییز🍂🍁
#شهرزاد_الف
#پاییز
#sherrysherrylady77 #herbst #streetstyle

امروز یک عدد نخودچی خوشحال و خندان پیچیدیم ببریم سرکار😂
#شهرزاد_الف #نخودچی #معجزه_لبخند
#sherrysherrylady77 #monday #haveaniceday

.
یکشنبه هشتم اکتبر یه زن بود با موهای بلند
تو یه خونه آروم و قشنگ.
با خورشید خندونی که لبخندش رو چسبونده بود به شیشه پنجره و نور می ریخت تو خونه آروم و قشنگِ زنی با موهای بلند.
#شهرزاد_الف #خونه #خونه_خوبه
#sherrysherrylady77 #sherryladyhome #sunnysunday

.
یه جوری نشسته بودم که بتونم درب ورودی کافه رو ببینم.
از در که اومد تو من رو همون اول ندید.
من ولی دیدمش.
زیاد فرقی نکرده بود، فقط سنش بیشتر شده بود، یاد اولین باری که باهاش بیرون رفته بودم افتادم و یهو همه صورتم شد لبخند.
همونموقع چشمش افتاد بهم و اومد سمتم.
لبخندم و به خودش گرفت و گفت اگه می دونستم دلت انقدر برام تنگ شده زودتر بهت پیام می دادم.
خندیدم.
نمی دونم چند تا آبجو و قهوه حرف زدیم. نگاه کردیم، حرف زدیم.
تا یه جایی میون خنده و مستی گفت که هنوز از من تموم نشده.
اما من
هنوز به اولین باری که باهاش بیرون رفته بودم فکر می کردم.
به بوسه ای که اون شب منتظرش بودم.
یاد خیابونهایی که توشون گم شدم.
یاد اون روزی که فقط اشک بودم.
بعد
فقط بغض بودم و رفتن.
#شهرزاد_الف #قصه_گل_و_شری
#sherrysherrylady77

.
یه بقچه لبخند پیچیدم برم سرکار😊😂
#شهرزاد_الف #معجزه_لبخند
#sherrysherrylady77 #haveaniceday #rainyday

.
خب دوستهای عزیز این هم ترجمه خلاصه مقاله ای که در مورد خواص ویتامینهای مختلف و تاثیرشون روی مو هست.
قطعا شامل همه چی نیست ولی تعریف و توضیح مختصر و از نظر من مفیده.

یک: ویتامین آ برای محکم شدن موها.
ویتامین آ رو میشه در تخم مرغ پیدا کرد، یه ماده ای هم هست به اسم بتا کاروتین که تو سبزیجات و میوه هایی مثل اسفناج، خربزه، هویج، فلفل دلمه ای، سیب زمینی شیرین، کدو حلوایی( که الان هم فصلشه) پیدا میشه و این ماده بعدا تو بدن تبدیل به ویتامین آ میشه!
دو: ویتامینهای ب کمپلکس هم موها رو قوی می کنن.
مثلا ویتامین ب هفت برای موهای نازک و شکننده خوبه و از ریزش مو هم جلوگیری می تونه بکنه.
ویتامین ب رو انواع مغزها، محصولات سبوس دار، تخمه کدو و تخم شربتی دارن.
سه: ویتامین سی باعث سلامتی مو میشه.
همونطور که فکر کنم همه بدونن، مرکبات منبع ویتامین سی هستن، همینطور فلفل دلمه ای و بروکلی.
چهار: آهن از ریزش مو جلوگیری می کنه.
آهن رو سبزیجات برگ سبز مثل اسفناج یا کلم سبز دارن.
میوه های خشک مثل برگه زردآلو یا خرما هم دارای آهنه. همینطور انواع توتها.
پنج: مس ساختار مو رو بهتر می کنه.
بهترین منابعش مواد سبوس دار، تخمه آفتابگردان، حبوبات مخصوصا نخود و محصولات سویا، انواع مغزها.
بعنوان مثال یک آدم بزرگسال روزانه یک تا یک و نیم میلی گرم مس نیاز داره که مثلا پنجاه گرم بادوم هندی یا چهل گرم نخود این نیاز رو تامین می کنه.
شش: روی برای رشد موها خوبه.
ریشه های مو و پوست سر رو سالم نگه می داره.
منبع اصلی اش هم تخمه کدوئه، الان که فصل کدو تنبله، تخمه هاش رو من می شورم و تو ماهی تابه حرارت میدم خشک میشه که هم میشه همینطوری مصرف کرد یا مغز کرد تو سوپ یا سالاد ریخت.
همینطور بادوم زمینی، پنیر گودا، جو دوسر، ماهی، عدس و بلال روی دارن.
هفت: گیاهان دارویی برای زیبایی و سلامتی موها.
گیاهان دارویی مثل گزنه، زنجبیل یا رزماری.
گیاهان دارویی رو یا میشه بشکل چایی دم کرد و خورد یا باهاشون مو رو شستشو داد.
مثلا بابونه برای موهای چرب خوبه.
بعنوان ماسک مو چهار تا تی بگ چایی بابونه رو تو یه لیتر آب جوش ده دقیقه دم بکشه و سرد شد بعد از شامپو کردن موها باهاش آبکشی بشه.
البته من خودم امتحان نکردم چون موهام چرب نیست.
تو این مقاله توصیه کرده بود که مصرف سوسیس و گوشتهای پر چرب و پنیرهای چرب رو کمتر بکنیم.
چون مصرف زیاد چربی حیوانی ظاهرا می تونه باعث چربی زیاد پوست سر و بدنبالش باعث ریزش مو بشه!
خب ظرفیت اینستا تموم شد! توصیه خودم رو بعدا تو یه پست دیگه میذارم.
خوش باشید و خوشحال و سلامت❤
#شهرزاد_الف
#sherrysherrylady77

.
چی بپزیم؟!
هر کسی درست حدس بزنه، دستور هر چی که درست کردم و ترجمه می کنم با یک عدد ❤ و دو عدد ماچ 😘 می فرستم براش😉

راهنمایی: غذا نیست!

پینوشت:
اون مقاله ویتامینها و خواصشون برای موها رو یادم نرفته دوستهای عزیزم فقط فرصت نکردم ترجمه کنم، سعی می کنم تو همین هفته حتما یه وقت براش بذارم و ترجمه و پست کنم🍃
#دوشنبه_تعطیل #روز_قشنگ #حال_خوب #غول_بچه
#sherrysherrylady77

‌.
آلمانی ها برای بهم ریختگی عصبی و روحی یه اصطلاح دارن می گن نِروِن زوزامِن بروخ البته 'ز' اولی 'ز' نیست یه چیزی بین ت و ز تلفظ میشه که توی فارسی نداریم.
حالا مهم نیست.
خیلی سال قبل یعنی سیزده چهارده سال پیش موقعی که تازه دو سه سال بود مهاجرت کرده بودم و هنوز زبان رو کامل تسلط نداشتم و تو محیط درست جا نیافتاده بودم ولی تمام سعی خودم رو داشتم می کردم، توی کار قبلی ام یکی از همکارهام که اتفاقا دوست هم بودیم بهم حرفی زد و ناراحتم کرد.
حرف و برخورد اون درست نبود اما من اونچنان بهم ریختم که وایستاده بودم وسط محل کارم همینطوری جیغ می کشیدم سر این و گوله گوله اشک می ریختم!
تا رئیس اونموقعم اومد با کمک این من و بردن بیرون و کشتن خودشون رو تا آروم شدم.
بعدترش ازشون بخاطر به اصطلاح نرون زوزامن بروخم معذرت خواهی کردم و نشستم به احوالات خودم فکر کردم دیدم حرف اون اصلا بهونه بود مثل جرقه!
که من از عدم اعتماد بنفس و زبان و خوب مسلط نبودن و محیط رو هنوز جا نیافتادن و دوری و دلتنگی و بگو مگو با پارتنرم و همه اینها با همدیگه انقدر نازک شدم که با کوچکترین تلنگری می شکنم می ریزم پایین.
اون شد یه جورایی یکی از نقطه عطفهای شخصیتی من.
از اونجا شروع کردم "آرامش" رو تمرین کردن چون دیگه نمی خواستم خجالت بکشم بخاطر رفتار خودم که تسلطی بهش نداشتم.
می خواستم مسلط باشم!
می خواستم بدونم چی می گم، چی کار می کنم، که با "آرامش" تحمل سختی ها و حل کردن مشکلات هم راحتتر میشه.
وَ شد.

#شهرزاد_الف
#خوب_باشیم_و_آرام_و_قشنگ
#sherrysherrylady77 #behappy

.
خیلی سال قبل یعنی همون موقعهایی که من مهاجرت کردم اومدم اینور، اینترنت و اسمارت فون به این شکل که الان هست نبود.
یادمه قبل از اومدنم تازه گوشی های موبایل اومده بود که ثبت نام می کردی و همه نداشتن.
یعنی من مال دوران نامه های کاغذی نوشتنم!
که امروز می نوشتیم می فرستادیم دو هفته بعد می رسید دست طرف مربوطه و جواب اون هم دو هفته بعد می رسید! یعنی شما امروز می پرسیدی حالت چطوره فلانی؟ یه ماه بعد جوابش می رسید!
البته من دوست داشتم و یادمه اولین آدرس ایمیلم و که درست کردم و نامه ها الکترونیکی شد کمی طول کشید تا تونستم ارتباط برقرار کنم باهاش.
تا کم کم گوشی ها پیشرفت کردن و الان اسمارت فونها و اینترنت شدن یه بخشی از زندگی مون!
بخصوص برای کسانی مثل من که مهاجرت کردن و خودشون یه طرف و خونواده شون یه طرف دیگه دنیا و دوستهاشون هم بعضا پراکنده در سطح دنیان، فاصله ها رو کم می کنه.
دیگه مجبور نیستیم یه ماه منتظر بمونیم تا بفهمیم حال فلانی چطوره یا کارت تلفن بخریم و تند و تند حرف بزنیم قبل از اینکه تموم بشه.
همه این آسمون و ریسمونها رو بهم بافتم که بگم این گوشی های قشنگ و هوشمند که ما رو بدنیای اینترنت وصل می کنه درواقع می تونه وصلمون کنه بدنیای آشنایی ها و دوستی های تازه و یا دریایی از اطلاعاتی که می تونه آگاه ترمون کنه.
دیگه بستگی به خودمون داره چطوری استفاده اش کنیم!
یکی از سوالهایی که ازم زیاد پرسیده شده اینجا در مورد موهام و نگهداری ازشون بوده که خب من هم تو چند تا پست تا حالا نوشتم که تو هشتگ مو_شری می تونید اگر دوست داشتید ببینید.
ضمن اینکه مو و پوست برای هر کسی با دیگری فرق می کنه، خودتون هم بگردید، قطعا اطلاعات خوبی بدست میارید.
حالا اون روز من کمی وقت داشتم برای مو دنبال چیزی می گشتم تو اینترنت که به یه مقاله از یکی از دانشکده های تغذیه و سلامتی آلمان برخوردم که بنظرم خیلی جالب و مفید اومد چون در مورد تاثیر و خواص ویتامینهایی که برای رشد و نگهداری و تقویت مو خوبه نوشته بود، که ربطی هم به مرد و زن بودن نداره و برای همه می تونه مفید باشه، البته مقاله خیلی طولانی بود و آخرهاش دیگه کاملا علمی و پزشکی میشه اما اون قسمت مربوط به تاثیر ویتامینهاشو براتون ترجمه می کنم توی پست بعد میذارم.
از اینترنت قشنگ و مفید استفاده کنیم.😊
#شهرزاد_الف
#مو_شری #چوخ_دانیشدیم
#sherrysherrylady77 #newredlipstick

.
به سمیرا می گم یه ساله ازت خبری نیست، بعضی از دوستان سراغت رو گرفتن، بیا یه عکس بندازیم براشون بذاریم!
می گه خب سراغ من و گرفتن، تو چرا حالا خودت و می چسبونی بهم! کیشده! 😂
بعد هم خواست تو این عکس خودم و تار و اون و شفاف کنم که موضوع عکس باشه، گفتم باشه حتما😏

اگه دوست داشتید قصه هاشو تو هشتگ ⬅ #قصه_سمیرا بخونید😊

سمیرا خانوم هنر خواهر قشنگمه @roi.yah
#آخر_هفته #شنبه #روز_خوبی_داشته_باشید
#sherrysherrylady77 #haveaniceweekend

.
همه دختران باید شعری داشته باشند
که برای آنان نوشته شده باشد
حتـا اگر لازم باشد برای این کار
آسمان به زمین بیاید.
#ریچارد_براتیگان
#قشنگترین_شعر
#قصه_گل_و_شری
#sherrysherrylady77

.
یه سکوت عجیبیه که هیچ ربطی به این وقت صبح که معمولا پر از سر و صدای همسایه ها تو راه پله ساختمونه یا موزیک متال همسایه طبقه بالایی یا رفت و آمد ماشینها و آدم ها تو خیابونه نداره!
انگاری که همه مردم شهر خواب مونده باشن یا با همدیگه قرار گذاشته باشن و دسته جمعی شهر و ترک کرده باشن!
فرقی نمی کنه.
منم و خیال یه شهر خلوت و یه حال آروم و خلسه ای قشنگ.
#شهرزاد_الف
#پنجشنبه #آخر_هفته_هموطنهامون_بخوشی
#sherrysherrylady77 #sherryladyhome

.
نمی دونم چند تا زمستون نشستم پشت اون میز چوبی کوچولو و مثلا برای کنکور درس خوندم!
نشستم به صفحه کتابهام و کلمه ها زل زدم ولی خیال پردازی کردم.
ارزو کردم که خونه خودم و داشته باشم و مستقل باشم.
که همه وسیله های خونه مو خودم خریده باشم.
که طوری روی پای خودم وایستم که حتی یه قرون به کسی محتاج نباشم.
که بی نیاز باشم.
آرزو کردم که سفر برم.
که دنیا رو ببینیم.
تو اروپا زندگی کنم و تو خیابون های سنگفرش شده اش قدم بزنم.
تا رویام واقعیت شد.
اومدم که اروپا زندگی کنم و مستقل باشم و بی نیازی یاد بگیرم.
برای همین وقتی اومد بهم گفت اون دوستم که تو دیسکو دیدی، باهات هم رقصید، از تو خوشش اومده، قصد ازدواج هم داره، دکتره، پسر خوبی هم هست من می شناسمش.
باهاش قرار بذار ببینش، ازدواج کنی دیگه دردسر اقامت گرفتن هم نداری، کلاس زبان برو و...
همینطوری می گفت و همینطوری تعریف می کرد و من به دختر هیجده نوزده ساله ای فکر می کردم که پشت اون میز چوبی کوچولو تو یه خونه قدیمی تو یه گوشه تهران آرزوها و رویاهاش از زندگی تو اروپا و مستقل بودن رو به هم می بافت.
دختری که دلش رو تو ایتالیا جا گذاشته بود و با یه چمدون کتاب اومده بود استقلال فکری و مادی رو یاد بگیره، اومده بود رو پاهای خودش وایسته.
اومده بود که بزرگ بشه. که خودش رو اونطوری که خودش دوست داره شکل بده و تربیت کنه و بسازه.
نمی دونم کجای حرفهاش بود گفتم نه!
تو حواب چشمهای متعجبش گفتم من به خودم و آرزوهام وفادار می مونم.
#شهرزاد_الف #لطفا_نصیحت_نکنیم
#مهاجرت #معجزه_لبخند
#sherrysherrylady77

.
گفتم بیا آرایش کنیم خوشگل شیم، بعدش کیک بپزیم خوشحال شیم😉 گفت باشه❤

#خواهر #یکشنبه_آفتابی #خونه_خواهر_خوبه
#sherrysherrylady77 #mylovelysister #family

.
یه همکاری داشتم که خواهر برادر نداشت و یکی یه دونه بود، همسرش هم همینطور، پدر و مادر همسرش هم همینطور! خودش فقط یه خاله داشت که ظاهرا خیلی هم خوشش نمیومد ازش!
تعریف می کرد که عروسی اش فقط شیش نفر آدم بودن!
بعد من همینطوری مات و مبهوت گوش می دادم عروسی شیش نفره اندازه خانواده ما هم ‌نمیشه!
این همینطوری از عروسی مختصرش تو لاس وگاس تعریف می کرد و من رفته بودم تو مهمونی های فامیلی بچگی ام که اون درب بین اتاقهای تو در تو رو برداشته بودیم تا بشه سفره انداخت از این سر به اون سر!
که من عشق چیدن بشقابها و قاشق چنگالها رو داشتم! مرتب و منظم می چیدم و موقع جمع کردن بشقابهای کثیف هم لجم می گرفت اگه به بشقاب کسی چیزی مونده بود! (هنوز هم بدم میاد😂)
هر چی فکر می کنم می بینم تمام خاطرات بچگی من گره خورده با همبازی بچگی هام، با خواهرهام و برادرهام.
قصه مختصر عروسی اش تو لاس وگاس که تموم شد ازش پرسیده بودم هیچ وقت دلت نخواسته خواهر یا برادر داشتی؟! گفت آدم حسرت چیزی رو که هیچ وقت نداشته و تجربه نکرده رو نمی خوره.
دیدم حرفش یه جورایی درسته ولی بنظرم حیف اومد آدم این از قشنگترین حسهای دنیا رو هیچ وقت تجربه نکنه❤
#شهرزاد_الف
#خونواده #عشق #هزار_و_یک_حکایت_باقیمانده_از_سفر #ایران
#تهران
#sherrysherrylady77 #mylovemy sister #family #iran #teheran #streetstyle #tehranstreetstyle #tattoo #tattoogirl

.
نمی دونم چند دقیقه وایستادم وسط اتاق و خیره شدم به چهارشنبه بیحوصله که پشت پنجره کلافگی اش رو با هی از آفتابی به ابری خاکستری و دوباره به آفتابی تبدیل شدن نمایش می داد!
تا رفتم جلو آینه و رژ لب قرمز گوجه ای ام رو کشیدم به لبم و الکی ترین لبخندم رو هم گذاشتم رو صورتم تا برم بیرون بلکه راستکی ترین خنده ها رو برام به ارمغان بیاره؟! #شهرزاد_الف
#معجزه_لبخند
#sherrysherrylady77 #smile

.
بچه بودم یه همسایه ای داشتیم فاطمه خانوم.
یکی از دخترهاش همسن و همبازی من بود، بعدتر هم مدرسه ای هم شدیم.
یه روز که دیگه بزرگ شده بودیم برگشت بهم گفت شهرزاد بچه بودیم فکر می کردم تو چون چشمهات سبزه، همه چی رو سبز می بینی و جفتمون زده بودیم از این حرفش زیر خنده.
امروز که به رنگ سبز و قشنگ فینگیلی لبخند می زدم فکر می کردم، "مثبت دیدن" هم یه جور سبز دیدنه، حالا با هر رنگ چشمی.🍃
سبز باشیم و مثبت و آرام و قشنگ تا دنیا قشنگتر بشه و آرام تر و سبز تر🍃
#شهرزاد_الف
#فینگیلی
#قصه_گل_و_شری
#sherrysherrylady77 #begreen

.
این لباس سبز و براش خریده بودم که با خودم سِت بشه! بعد هم نشونده بودمش رو مبل و ازش پرسیده بودم قلقلی کی هستی تو آخه؟! عشوه اومده بود و خندیده بود و گفته بود "تو". ❤

پینوشت:
دارم راضی اش می کنم یه مدت بیاد پیشم بمونه، هی نقشه می کشم، دون می پاشم، هی یادش میارم پیش من بود می گفت پاهاش درد نمی کنه، تا ایشالله راضی بشه😊

#قصه_های_من_و_مامانم #عشق
#sherrysherrylady77 #mymom #love

Most Popular Instagram Hashtags