#seyed_mehdi_moosavi

MOST RECENT

...
نگاه می کنم از غم به غم که بیشتر است
به خیسی چمدانی که عازم سفر است
من از نگاه کلاغی که رفت فهمیدم
که سرنوشت درختان باغمان تبر است
.
به کودکانه ترین خوابهای توی تنت
به عشقبازی من با ادامه بدنت
به هر رگی که زدی و زدم به حس جنون
به بچه ای که توام در میان جاری خون
.
به آخرین فریادی که توی حنجره است
صدای پای تگرگی که پشت پنجره است
به خواب رفتن تو روی تخت یک نفره
به خوردن دمپایی بر آخرین حشره
.
به هرگزت که سوالی شدو نوشت کدام
به دست های تو در اخرین تشنج ها
به گریه کردن یک مرد ان ور گوشی
به شعر خواندن تا صبح بی هم اغوشی
.
به بوسه های تو در خواب احتمالی من
به فیلم های ندیده به مبل خالی من
به لذت رویاییت که بر تن کفی ام
به خسته گی تو از حرف های فلسفی ام
به گریه در وسط شعر هایی از سعدی
به چایی خوردن تو پیش ادم بعدی
.
قسم به این همه که در سرم مدام شد
قسم به من به همین شاعر تمام شد
قسم به این شب و این شعر های خط خطی ام
دوباره بر میگردم به شهر لعنتی ام
.
به بحث علمی بی مزه ام در گوشت
دوباره بر می گردم به عم اغوشت
به اخرین رویا ماند قبل کابوسم
دوباره بر می گردم به اخرین بوسه
.
سید مهدی موسوی
.

_____________________
@seyed.mehdi.moosavi
@shahinnajafi
#شاعر_تمام_شده
#شاهین_نجفی #سید_مهدی_موسوی
#shahinnajafi
#seyed_mehdi_moosavi

‌ ‌‌ ‌
تکیه دادم به خاطراتی که
شادِ آن چشم‌های غمگین بود
مثل سیگار نصفه افتادم
در جهانی که پمپ‌بنزین بود
سوز یک 《آه》 بین مرگ و مرگ!
همه‌ی زندگیِ من این بود...

‌ ‌ ‌
#seyed_mehdi_moosavi

می‌گفت ڪه با سایه‌ی خود در جنگـم
می‌خواست ڪه ثابت بکند از سنگــم
از سنگم و سنگ‌ها مرا می‌فهـمند
دلتنگم، از دوری تو دلتـنگم...
#سید_مهدی_موسوی
#seyed_mehdi_moosavi
@seyed.mehdi.moosavi

بکــش سر دنیا
فریـادی از شادی
بــرقص دیوونه
با بــرج آزادی
#سید_مهدی_موسوی
#seyed_mehdi_moosavi
@seyed.mehdi.moosavi

.
.
حسّی شبیه غم بدنت را گرفته بود
از خانه ای که بوی تنت را گرفته بود

می خواستی که جیغ شوی: خسته ام عزیز!
یک دست خسته تر دهنت را گرفته بود!! می خواستی فرار... که مثل دو چشم خیس
چیزی مقابل ترنت را گرفته بود

می خواستی بمیری و از دست دست هاش...
با گریه گوشه ی کفنت را گرفته بود


لعنت به روزگار که از خاطرات من
حتی خیال داشتنت را گرفته بود

لعنت به روزگار که ما را دو نیم کرد
چیزی شبیه «تو» که منت را گرفته بود

که اوّلا «گرفته دلم» ثانیاً... شبی ↓
تیره تمام ثانیاًت را گرفته بود!!


حسّی شبیه غم بدنت را گرفته بود
بویی غریبه کلّ تنت را گرفته بود
.
#seyed_mehdi_moosavi 💚

.
لیوان بعدی قرص های حل شده در سم
باور بکن از هیچ چیز دیگر نمی ترسم
.
.
.
@shahinnajafi
@seyed.mehdi.moosavi
#shahinnajafi
#seyed_mehdi_moosavi
#bad_az_to
#najafi_shn

نگاه می کنم از غم به غم که بیشتر است

به خیسی چمدانی که عازم سفر است

من از نگاه کلاغی که رفت فهمیدم

که سرنوشت درختان باغمان تبر است

به کودکانه ترین خواب های توی تنت

به عشقبازی من با ادامه ی بدنت

به هر رگی که زدی و زدم به حسّ جنون

به بچّه ای که توام! در میان جاری خون

به آخرین فریادی که توی حنجره است

صدای پای تگرگی که پشت پنجره است

به خواب رفتن تو روی تخت یک نفره

به خوردن ِ دمپایی بر آخرین حشره

به «هرگز»ت که سؤالی شد و نوشت: «کدام؟» به دست های تو در آخرین تشنّج هام

به گریه کردن یک مرد آنور ِ گوشی

به شعر خواندن ِ تا صبح بی هماغوشی

به بوسه های تو در خواب احتمالی من

به فیلم های ندیده، به مبل خالی من

به لذّت رؤیایت که بر تن ِ کفی ام…

به خستگی تو از حرف های فلسفی ام

به گریه در وسط ِ شعرهایی از «سعدی»

به چای خوردن تو پیش آدم بعدی

قسم به اینهمه که در سَرم مُدام شده

قسم به من! به همین شاعر تمام شده

قسم به این شب و این شعرهای خط خطی ام

دوباره برمی گردم به شهر لعنتی ام

به بحث علمی بی مزّه ام در ِ گوشت

دوباره برمی گردم به امن ِ آغوشت

به آخرین رؤیامان، به قبل کابوس ِ …

دوباره برمی گردم، به آخرین بوسه!
#fantasyart #surrealism#creature#seyed_mehdi_moosavi #darkart #darkartist #surreal#darksurrealism #fantasyart #surrealism#creature #darkart #darkartist #surreal#darksurrealism#طراحی #هنرسورئالیسم #سوررئال#هنرمندان#فلسفه_هنر#art#artwork#nightmares#darkside #darksouls3#تاریک#تاریکی #سوررئالیسم#هنر#تهران#هنر_مدرن#ایران#هنرمندان_ایرانی#هنرمند#هنر_معاصر#هنر_نقاشی#هنری_طوری

ازهمین لحظه تاابد،سڪـــوت
#سید_مهدی_موسوی
#seyed_mehdi_moosavi

@seyed.mehdi.moosavi

بخند دیوونه
توو این روزای مریض
برای این مردم
اشکاتو دور نریز
#سید_مهدی_موسوی
#seyed_mehdi_moosavi
@seyed.mehdi.moosavi

...
دوباره حامله‌ام... بچّه‌ی کدام شماست؟!
کسی لگد زده از توو به پوست شکمم
مرا به حبس بینداز توی آغوشت
که منحرف شده‌ام از خودم... که متّهمم...
.
دوباره حامله‌ام... از کدام زن یا مرد؟!
دوباره ناخن‌هایم شکسته و خونی‌ست
که من کثیف‌ترین فکرهای ممنوعم
اگر که عشق در این شهر، غیرقانونی‌ست!
.
بگیر لب‌هایم را به تیزی دندان
مکم بزن که تنم از تنت کبود شود
به من برقص، در این لحظه‌ی فراموشی
که زندگی سیگاری‌ست تا که دود شود
.
دوباره حامله‌ام... جز تو از همه بیزار
تهوّعی که در این حال لعنتی دارم
کسی‌ست در شکمم... منتظر... تب‌آلوده
به جای بچّه‌ی تو، بمب ساعتی دارم!
.
تمام خاطره‌ها درهمند و نامربوط
تجاوزی‌ست گروهی به روحم و بدنم
منم که می‌دوم از خود به سمت بیداری
که می‌خورم خود را تا که جیغ را نزنم
.
صلیب می‌کشم از اعتقادها، از هیچ
که من شکستن چوبم که گریه‌ی میخم!
نگاه می‌کنم از خود به سمت آیینه
که خنده‌ دارترین اتّفاق تاریخم
.
دوباره حامله‌ام از هزارها آدم
دوباره حامله‌ام از هزارها تحقیر
از ابتدای بشر گفته‌اند محکومم
که روی لوح نخستین نوشته است: بمیر!
.
که شوق رابطه‌ام با گیاه، با اجسام
که شوق سیب‌‌ترم از بهشت تکراری
که شوق نقّاشی توی غارهای سیاه
که شوق گفتنِ نه! در هزارها آری
.
تنم پر از عصیان است، روح من عصیان
که دوست داشتنِ قبل و بعدِ فاصله‌ام
نوشتنِ شعرم در جهان اسم و عدد
به قرص‌هات بگو که دوباره حامله‌ام...
.
سید مهدی موسوی

______
@seyed.mehdi.moosavi
#سید_مهدی_موسوی
#seyed_mehdi_moosavi
#شعر #غزل_پست_مدرن

دیوار مست و پنجره مست و اتاق مست ….
این چندمین شب است که خوابم نبرده است ؟!
@seyed.mehdi.moosavi
.
.
.
.
.
.
.
.
#seyed_mehdi_moosavi #poet #poetry #blackandwhite #photography #b&;w #art #window #mobilphotography #dark
#شعر #سید_مهدی_موسوی #عکاسی #سیاه_سفید #تاریک #هنر #پنجره #دیوار #خانه

.
.
او یک ستاره ی عوضی بوده، این کهکشان مسخره جایش نیست
از نور دادن الکی خسته ست، راهی به غیر مرگ برایش نیست
.
دلخوش به چیزهای غم انگیزی ست:خوابی که هیچ وقت نخواهد دید
روزی که هیچ وقت نمی آید، اسمی که توی خاطره هایش نیست
.
او زخم های رو به درون دارد، لبخندهاش رنگ جنون دارد
با اینکه عشق، توی نگاهش نیست... با اینکه بغض، توی صدایش نیست...
.
او یک ستاره ی عوضی بوده محصول انفجار اتم هایش
متلوق هیچ چیز نخواهد بود، آینده اش به تخم خدایش نیست!
.
او یک ستاره ی عوضی بوده... مشغول سوختن، همه ی تاریخ
تکرار می شود به خودش، تغییر در آب و هوایش نیست...
.
او یک ستاره ی عوضی بوده،درحال اعتراض به دنیایش
زندانی ست در دل تنهاییش، زنجیرو بند اگر چه به پایش نیست
.
او یک ستاره ی عوضی بوده که سال هاست مرده، ولی نورش
در آسمان مسخره پا برجاست... و هیچ کس به فکر عزایش نیست...
.

#seyed_mehdi_moosavi 💚💚

.
.
مثل دیوانه زل زدم به خودم
گریه هایم شبیه لبخند است!
.
چقدر شب رسیده تا مغزم
چقدر روزهای ما گند است!
.
من که ارزان فروختم خود را
راستی قیمت شما چند است؟!
.

از تو در حال منفجر شدنم
در سرم بمب ساعتی دارم!
.
شب که خوابم نمیبرد تا صبح
صبح، سر درد لعنتی دارم! :-)
.
#seyed_mehdi_moosavi 💚

...
آسمان، دود... خدا دود... رفیقانم دود...
اوّل قصّه یکی بود و یکی باز نبود
#سید_مهدی_موسوی
#seyed_mehdi_moosavi
@seyed.mehdi.moosavi
__________
#23:10

@shahinnajafi
@seyed.mehdi.moosavi
نگاه می کنم از غم به غم که بیشتر است
به خیسی چمدانی که عازم سفر است

من از نگاه کلاغی که رفت فهمیدم
که سرنوشت درختان باغمان تبر است

به کودکانه ترین خواب های توی تنت
به عشقبازی من با ادامه ی بدنت

به هر رگی که زدی و زدم به حسّ جنون
به بچّه ای که توام! در میان جاری خون

به آخرین فریادی که توی حنجره است
صدای پای تگرگی که پشت پنجره است

به خواب رفتن تو روی تخت یک نفره
به خوردن ِ دمپایی بر آخرین حشره

به «هرگز»ت که سؤالی شد و نوشت: «کدام؟»
به دست های تو در آخرین تشنّج هام

به گریه کردن یک مرد، آنور ِ گوشی
به شعر خواندن ِ تا صبح بی هماغوشی

به بوسه های تو در خواب احتمالی من
به فیلم های ندیده، به مبل خالی من

به لذت رؤیایت که بر تن ِ کفی ام...
به خستگی تو از حرف های فلسفی ام

به گریه در وسط ِ شعرهایی از «سعدی»
به چای خوردن تو پیش آدم بعدی

قسم به اینهمه که در سَرم مُدام شده
قسم به من! به همین شاعر تمام شده

قسم به این شب و این شعرهای خط خطی ام
دوباره برمی گردم به شهر لعنتی ام

به بحث علمی بی مزّه ام در ِ گوشت
دوباره برمی گردم به امن ِ آغوشت

به آخرین رؤیامان، به قبل کابوس ِ...
دوباره برمی گردم، به آخرین بوسه!

#شاهیننجفی #شاهین_نجفی #شاعر_تمام_شده #سید_مهدی_موسوی #مهدی_موسوی #shahinnajafi #shahin_najafi #shaer_tamam_shode #seyed_mehdi_moosavi #mehdimosavi

Most Popular Instagram Hashtags