#reza_amirkhani

MOST RECENT

.
"راستی حالا که دوباره نامه ام را می خواندم یادم آمد که تای وطن، دسته دارد، اما من بدون دسته نوشتمش. البته شاید هم وتنِ من دسته نداشته باشد تا من نتوانم بگیرمش.....برای همین درستش نکردم! دسته مالِ گرفتنِ با دست است. وتنِ من دسته ندارد، باید با همه ی تن آن را هاگ کرد، بغلش کرد..."
.
بخشی از رمان بیوتن از زبان شخصیت #سوزی
.
#وطن#وتن#بیوتن#بی_وطن#ارمیا#آمریکا#خشی
.
#reza_amirkhani#rezaamirkhani#rezajane_amirkhani#rezaamirkhany#amirkhani#اميرخانی#رضا_اميرخانی#رضااميرخانی#نویسنده#بیوتن#من_او#ارمیا#جانستان_کابلستان#نشت_نشا#از_به#سفر_سیستان#سرلوحه_ها#قیدار#نفحات_نفت#ره_ش

Muhenna Yayınları kitaplarından 📚 İki farkli kitap 📗📘 aldığınızda fişini 📃 ve kitap barkod fotoğrafını 📷 çekip bize attın, bizde size 1 kitap hediye olarak gönderelim.
🤗 Sadece kargo parasını ödersiniz. (1-3 kitap=3₺). #muhennayayinevi
#cennetkoridoru
#nazisafavi
#nazi_safavi
#onunbeni
#reza_amirkhani
#rezaamirkhani
#berzahamacennet
#encokokunankitaplar
#
#farsedebiyatı
#fars

"بالا می رویم و بالاتر. از بالا دنبالِ خانه مان می گردم. خانه مان نشانه ای ندارد الا درختانی که پدرم کاشته بود…اما برجِ فرازنده را زودتر  پیدا می کنم. از نمای بالا هم انگار که برج نصفه باشد. انگار برجِ دیگری باید در خانۀ عمو همسایه ساخته شود که نری و ماده گی های نقشۀ برجِ فرازنده را بپوشاند…آسمانِ خاکستریِ #تهران را می بینم. پشتِ سرم ستیغِ قلۀ دارآباد را و آن سوتر دیوارۀ #توچال را. ارمیا بال را می چرخاند و هنوز بالا می رود. کج که می شود، سرم را کج تر  می کنم. انگار که #شهر قطعه قطعه شده باشد…وارونه شده باشد…
.
ر… .
ه… .
ش… .
#ارمیا فریاد می کشد:
.
-پریدیم…پَرِش…
.
می گویم:
.
-رهیدیم…رَهِش…
.
ما این بالاییم…بالای شهر…
.
انگار صدا به دیواره ای خورد و برگشت. ش…ه…ر…رفت و ر…ه…ش…برگشت."
.
بخشی از رهش
#آلودگی_هوا#ترافیک#ساختمان_سازی#شهرداری
.
#reza_amirkhani#rezaamirkhani#rezajane_amirkhani#rezaamirkhany#amirkhani#اميرخانی#رضا_اميرخانی#رضااميرخانی#نویسنده#بیوتن#من_او#ارمیا#جانستان_کابلستان#نشت_نشا#از_به#سفر_سیستان#سرلوحه_ها#قیدار#نفحات_نفت#ره_ش

.
"زیاد تو زندگی خطا کرده ام، خیلی بیشتر از تو؛ برای همین با آدم خطاکار راحت ترم. آدمی که یک بار خطا کرده باشد و پاش لغزیده باشد و بعد هم پشیمان شده باشد، مطمئن تر است از آدمی که تا به حال پاش نغلزیده... این حرف سنگین است... خودم هم می دانم. خطا نکرده، تازه وقتی خطا کرد و از کارتن آک بند در آمد، فلزش معلوم می شود، اما فلز خطا کرده رو است، روشن است... مثل این کف دست، کج و معوج خطش پیداست. از آدم بی خطا می ترسم، از آدم دو خطا دوری می کنم، اما پای آدم تک خطا می ایستم..."
.
بخشی از قیدار .
#reza_amirkhani#rezaamirkhani#rezajane_amirkhani#rezaamirkhany#amirkhani#اميرخانی#رضا_اميرخانی#رضااميرخانی#نویسنده#بیوتن#من_او#ارمیا#جانستان_کابلستان#نشت_نشا#از_به#سفر_سیستان#سرلوحه_ها#قیدار#نفحات_نفت#ره_ش

İran TV programında "Onun Beni", Reza Amikhani'nin en önemli eserleri olarak belirlendi. Onun Ben’i artık Türkiye'de ve Diyarbakır kitap fuarında.
Çeviri: Dr. Ahmet Adıgüzel
Kapak: Majid Kaşânî
#Reza_Amirkhani #RezaAmirkhani #OnunBeni #Diyarbakıraltıncıkitapfuarı #diyarbakir6 #diyarbakır #Diyarbakir #fuar #kitap #roman #muhennayayinevi #majidkashani

"Onun Beni" yazarı Reza Amikhani, İran TV programına davet edildi ve İran'ın en çok satan kitaplarından olan ve bir kaç dile çevrilen "Onun Beni" hakkında konuşuldu.

#Reza_Amirkhani #RezaAmirkhani #OnunBeni #Ahmetadıgüzel #muhennayayinevi #diyarbakir6 #Diyarbakıraltıncıkitapfuarı #diyarbakır #Diyarbakir

.
"همیشه به این موضوع فکر کرده‌ام که اگر #ایران نباشم کجا #زندگی کنم و واقعیت اینکه اگر مفهوم پذیرش دیگران بوده #آمریکا همیشه جای خوبی بوده، اگر جایی بوده که #فرهنگ من را بتوانند تحمل کنند در یک دوره #لبنان برایم جدی بوده ولی با همه این اوصاف به‌نظر می‌آید زبان فارسی خیلی مهم است و اگر امروز بخواهم جایی پناهندگی بگیرم احتمالا #افغانستان را انتخاب می‌کنم و حتی #تاجیکستان هم نیست چون انسان تاجیکی بسته است، اما انسان افغانستانی از نصف انسان‌های جهان آزادتر زندگی می‌کند و همیشه برایم جذاب است"
.
بخشی از مصاحبه نوزده شهریور رضا امیرخانی با روزنامه فرهیختگان
.
لینک http://yon.ir/eXZr1
.
#reza_amirkhani#rezaamirkhani#rezajane_amirkhani#rezaamirkhany#amirkhani#اميرخانی#رضا_اميرخانی#رضااميرخانی#نویسنده#بیوتن#من_او#ارمیا#جانستان_کابلستان#نشت_نشا#از_به#سفر_سیستان#سرلوحه_ها#قیدار#نفحات_نفت#ره_ش

.
"#زندگی یعنی آموختن و انسان تا لحظه ای که می‌آموزد، انگار زنده است، اما لحظه ای که آموختن قطع می شود، لحظه مرگ است گرچه شاید آدم نفسی هم بکشد و تکانی هم بخورد."
.
#رضا_امیرخانی .
#زندگی#انسان#نفس#آموختم#دانش
.
#reza_amirkhani#rezaamirkhani#rezajane_amirkhani#rezaamirkhany#amirkhani#اميرخانی#رضا_اميرخانی#رضااميرخانی#نویسنده#بیوتن#من_او#ارمیا#جانستان_کابلستان#نشت_نشا#از_به#سفر_سیستان#سرلوحه_ها#قیدار#نفحات_نفت#ره_ش

.
سال پنجاه و هشت #سفارت_امریکا را دانش‌جویان تسخیر کردند. من هم‌چنان از آن حرکت چپ‌روانه‌ی تسخیری سر در نمی‌آورم اما به نظر امام احترام می‌گذارم. به دو چیز شک ندارم: اولی #جاسوسی در آن سفارت‌خانه (و بل همه‌ی سفارت‌خانه‌ها) است و دومی حسن نیت دانش‌جویان. با این همه باز هم راه را تسخیر نمی‌دانم و حالا بعد چهل سال که موضوع خاک‌مال شده است دوست ندارم آن را هم بزنم. 
سال نود سفارت #انگلیس #تسخیر شد و سال نود و چهار سفارت #عربستان. این بار به چیزی شک دارم؛ آن هم حسن نیت تسخیرکننده‌گان است. و البته در چیزی شک ندارم؛ و آن هم خبث طینت آمران است.
این نمونه‌ای از تکرار جریان‌های #تندرو است در تاریخ سیاسی #انقلاب. اولی گذشته است و رفته است اما دومی را هرگز نباید تحمل کرد. حالا تصور کنید که کسی ام‌روز بیاید و با افتخار اعلام کند که می‌خواهد سفارت دیگری را تسخیر کند... #مضحک است؟
.
بخشی از آخرین یادداشت رضا امیرخانی در یازده شهریور
.
#reza_amirkhani#rezaamirkhani#rezajane_amirkhani#rezaamirkhany#amirkhani#اميرخانی#رضا_اميرخانی#رضااميرخانی#نویسنده#بیوتن#من_او#ارمیا#جانستان_کابلستان#نشت_نشا#از_به#سفر_سیستان#سرلوحه_ها#قیدار#نفحات_نفت#ره_ش

.
"آخر هفته‌ها بی‌کار شوم، می‌روم و با #چتربال از کوه پایین می‌پرم. به همین جهت قطعا می‌توانم خود را طی حکمی به عنوان #فرمانده_نیروی_هوایی #وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی منصوب نمایم. مضحک است؟ ابدا مضحک نیست.
وقتی می‌توانیم در نهادی #نظامی بخش #فرهنگی داشته باشیم و آن بخش برای صدر تا ذیل متخصصانِ اهلِ فرهنگ تصمیم‌سازی کند، چرا وزارت فرهنگ نباید نیروی هوایی داشته باشد؟ چه کسی قرار است از آسمان فرهنگ این مرز و بوم محافظت کند؟ و حالا اگر قرار شد ارشاد نیروی هوایی داشته باشد، دیگر در شهر کوران، منِ یک‌چشمی می‌توانم چتربال را اف-چهارده جا بزنم... همان قدر این‌جا متخصص صنایع هوایی داریم که در فلان نهاد نظامی متخصص فرهنگ!
.
بخشی از جدیدترین یادداشت رضا امیرخانی در تاریخ یازده شهریور نود و هفت.
.
#reza_amirkhani#rezaamirkhani#rezajane_amirkhani#rezaamirkhany#amirkhani#اميرخانی#رضااميرخانی#رضااميرخانی#نویسنده

Onun Beni çok yakında Muhenna farkı ile Türkiye’de!

Ali kafayı yemişti. Yeni olgunlaşmış narları bir bir koparıp duvara vuruyordu. Narlar patlıyor, suları da duvardan aşağı akıyordu. Ali narları atarken kesik kesik bağırıyordu. “... İnsan… gönlü… de… nar… gibidir… doğrudur… iyice sıkmalısın… doğrudur… suyu da… hoştur… doğrudur…” Ağlayası geldi. Duvardaki kana benzeyen nar suyuna baktı. “Ama… ama insanın gönlünü parçaladıklarında artık su çıkmaz, kan çıkar. Buna rağmen güzeldir…” @studiodaftar @majidkashani
@RezaAmirkhani @Reza_Amirkhani
@ahmet_aadiguzel @bookstagram @muhennayayinevi #studiodaftar #majidkashani #RezaAmirkhani #Reza_Amirkhani #onunbeni #2018romanları #diyarbakirfuari #ahmet_aadiguzel #encoksatanromanlar #diyarbakir6.kitapfuari

.
"می شود دین دار خیلی چیزها را نداشته باشد؛ انگشتر،جای مهر روی پیشانی،محاسن،عبا و عمامه...اما بدان! دین دار حکما دین دارد... جوان!اوج دین داریِ ابوالفضل العباس،که آقای همه ی لوطی های عالم است،می دانی کجا بود؟ ختم دین داری اش کنارِ علقمه بود.جایی که اصلش دست نداشت،تا دستش انگشت داشته باشد؛ اصلش انگشت نداشت تا انگشتش انگشتر عقیق و فیروزه داشته باشد..." بخشی از رمان "من او"
.
#باز_نشر
.

#انگشتر#مهر#حضرت_عباس#ابالفضل#علقمه#جوان#دین#دین_دار#لوطی#درویش_مصطفی#علی_فتاح #reza_amirkhani#rezaamirkhani#rezajane_amirkhani#rezaamirkhany#amirkhani#اميرخانی#رضااميرخانی#رضااميرخانی#نویسنده#من_او

.
در همه‌جای دنیا دانش‌گاه ساخته می‌شود تا مشکلاتِ علمیِ آن کشور را حل نماید، اما در جهانِ سوم مسأله جورِ دیگری است. این‌جا دانش‌گاه ساخته نشده است. دانش‌گاه ترجمه شده است. لذاست که می‌بینی دانش‌گاه به جای حلِ مشکلاتِ مملکتِ ما، مشکلاتِ ممالکِ دیگر را حل می‌کند!
.
بخشی از کتاب نشت نشا
.
#دانشگاه#مملکت#کشور#فرهنگ#علمی
.
#reza_amirkhani#rezaamirkhani#rezajane_amirkhani#rezaamirkhany#amirkhani#اميرخانی#رضا_اميرخانی#رضااميرخانی#نویسنده#بیوتن#من_او#ارمیا#جانستان_کابلستان#نشت_نشا#از_به#سفر_سیستان#سرلوحه_ها#قیدار#نفحات_نفت#ره_ش

.
" تا قبل از ظهر ما می نشستیم زیر درخت هم سایه و بعد از ظهرها هم سایه ها می نشستند زیر درخت ما. صبح ها سایه می افتاد تو خانۀ آنها و بعد از ظهر ها سایه می افتاد تو خانۀ ما. آقای همسایه صبح زود می رفت سر کار و بعدازظهرها چای را با خانم اش زیر سایۀ درخت بید خانۀ ما می نوشیدند و ما که دیرتر صبحانه می خوردیم، میز را کمی می کشیدیم آن سمت و صبحانه را زیر سایۀ درخت بید آنها می خوردیم. صبحانه زیر سایۀ آنها بود و عصرانه زیر سایۀ ما. هم سایه بودیم دیگر…”
ره ش، رضا اميرخاني
ر ه ش روايت گر زندگي يك زوج معمار هست. ايليا تنها فرزند علا و ليا به شايع ترين بيماري شهرهاي مدرن يعني آسم مبتلا شده.خيلي مهم تر از اينكه با يك نثر داستاني روبرو باشيم با يك تفكر روبرو ميشيم.
اميرخاني با توصيف طهران، طهران حوض هاي آبي، درخت هاي سر سبز، محله هاي قديمي، خونه هاي پر از صدا، همسايه هاي صميمي يك فضاي پر از نوستالژي و حس خوب ميسازه و بعد با مقايسه اين فضا با تهران اين روزها كه يك تهران بيماره به مخاطب هشدار ميده...
براي اميرخاني خون ها:
نثر كتاب تقريبا مثل اثار قبلي بود. كنايه ها و استعاره هاش عالي بودن. از همون شروع داستان كه سفال لاله جين ميشكنه ( زندگي زناشويي) تا صفحه اخر كتاب كه از اسمون يه قطره مي چكه.
شخصيت پردازيش هم تا حدي اشنا بود. مثلا ليا تا حدي مثل مريم و ارميتا بود. يا علا مثل خشي بود.
و البته يك سوپرايز هم داشت😏
#ادبيات#فرهنگ#كتاب#كتابخواني#آثار_برتر#ادبيات_معاصر#رضا_امیرخانی #رهش
#book #evening #bookstagram #igbooks #igreads #cafeketab #ketabdoni #bookish #instabook #bookme #bookworm#bestbooks#litriture#reza_amirkhani

Most Popular Instagram Hashtags