[PR] Gain and Get More Likes and Followers on Instagram.

#mitoxtih

272 posts

TOP POSTS


قسمت پاياني كورال "ورود خدايان به والهال" از اپراي طلاي راين اثر ريشارد واگنر با اجراي اركستر والنسيا به رهبري زوبين مهتا
The Rheingold: Entrance of the Gods in Valhalla, By Richard Wagner with Valencian Orchestra and Zubin Mehta as a Conductor ‌

حلقه‌ی نیبلونگ‌ها اولین قسمت از مجموعه‌ی چهارگانه‌ی "حلقه نيبلونگ" است كه توسط ريشارد واگنر، آهنگساز بزرگ قرن نوزدهم آلمان تصنيف شده است. این مجموعه‌ی چهارگانه اقتباسی از متون معتبر اساطیر ژرمنی و اسکاندیناوی است که از این میان می‌توان به سرود نیبلونگ‌ها که از مشهورترین منظومه‌های حماسی اقوام ژرمن است، حماسه‌ی اسطوره‌اي ولسونگا ساگا و اِدای شاعرانه که مجموعه‌ای از اشعار اسکاندیناوی کهن است، اشاره کرد. گفتنی است واگنر به شکلی آزاد و با اقتباسی ترکیبی از این متون اسطوره‌ای اپرای مذکور را نگاشته است.

قسمت اول از اپرای حلقه‌ی نیلبونگ‌ها با نام طلای راین از چهار صحنه تشکیل شده که بدون وقفه اجرا می‌شوند. صحنه‌ی اول اپرا بر کرانه‌ی رود راین رخ می‌دهد که در آن آلبریش نیبلونگ عاشق دختران راین می‌شود، اما هنگامی که از راز طلای راین باخبر می‌شود عشق را نفرین کرده و طلا را می‌دزدد تا از آن حلقه‌ای بسازد. چرا که حلقه‌ای که از طلای راین توسط کسی که نیروی عشق را انکار کند ساخته شود، به صاحب خود نیرویی بی‌پایان می‌بخشد. از طرفی در صحنه‌ی دوم دو غول به نام‌های فانفر و فازولت در ازای به انتها رساندن ساخت دژی برای خدایان به نام والهال، الهه فرایا را طلب می‌کنند و خدایان به جای فرایا، وعده‌ی گنجینه‌ی نیبلونگ را به آن‌ها می‌دهند. اما این گنجینه هم اکنون از آن آلبریش است. در صحنه‌ی سوم آلبریش که برادرش میمه را وادار به ساخت نقاب جادویی تارنهلم کرده، توسط وتان و لوگه با حیله به بند کشیده می‌شود و آن‌ها حلقه و تارنهلم و گنجینه را به زور و تزویر از آلبریش می‌گیرند و آلبریش حلقه را نفرین می‌کند. و در نهایت در صحنه‌ی آخر از این قسمت، وتان و لوگه تمام گنجینه‌ی نیبلونگ را به همراه تارنهلم و حلقه به غول‌ها تسلیم می‌کنند. و در هنگام تقسیم گنجینه، خدایان شگفت‌زده نفرین آلبریش را در کار می‌بینند: فافنر، فازولت را کشته و تمام گنجینه را برای خود بر می‌دارد.

#myth#mythology#DasRheingold#Opera#mitoxtih#DerRingdesNibelungen#TheRingoftheNibelung#Nibelung#RichardWagner#Wagner#ValencianCommunityOrchestra#ZubinMehta#TheRingcycle#germanmythology#norsemythology


جوزف کمبل: عملکرد اصلی اسطوره ها و آیین ها به وجود آوردن سمبول هایی بوده است که روح انسان با کمک آنها بتواند به جلو حرکت کند و بر توهمات دایمی بشر که می خواهند او را در همان حالت حفظ کنند، فایق آید.
#جوزف_کمبل#اسطوره#اسطوره_شناسی#میت_اوخته#mitoxtih

.
برنامه‌ی هفتگی صفحه‌ی اینستاگرامِ میت اوخته؛ کانون مطالعات اسطوره‌شناختی، برای ماه‌های تیر و مرداد و شهریور:
.
اسطوره‌شناسی‌: شنبه / معرفی یک اسطوره‌شناس، یک‌شنبه / معرفی یک روش اسطوره‌شناسی، دو‌شنبه / تعریف اسطوره در منظر یک فیلسوف، سه‌شنبه / تعریف اسطوره‌ی آفرینش در منظر یک قوم، چهار‌شنبه / معرفی یک اسطوره‌پژوه، پنج‌شنبه / معرفی یک مقاله با موضوع اسطوره‌شناسی، جمعه / معرفی یک کتاب با موضوع اسطوره‌شناسی.
.
 اسطوره‌شناسی هنر: شنبه / معماری، یک‌شنبه / موسیقی، دو‌شنبه / مجسمه‌سازی، سه‌شنبه / ادبیات، چهار‌شنبه / صناعت، پنج‌شنبه / سینما – تئاتر، جمعه / نقاشی.
.
#میت_اوخته#اسطوره#اسطوره_شناسی#اسطوره_شناسی_هنر
#mitoxtih#myth#mythology#mythologyofart


اوریپید: اسطوره از آنِ من نیست، آن را از مادرم دارم، چنان که، او هم آن را از مادر خود دارد.
#اوریپید#اسطوره#اسطوره_شناسی#میت_اوخته#فلسفه#mitoxtih #mythology

.
برنامه‌ی هفتگی صفحه‌ی اینستاگرامِ میت اوخته؛ کانون مطالعات اسطوره‌شناختی، برای ماه‌های مهر و آبان و آذر.
.
شنبه: مضمونِ آفرینش، پیدایش، زندگی
یک‌شنبه: مضمونِ دگردیسی
دوشنبه: مضمونِ نامیرایی، بی‌مرگی، حیات جاودانی
سه‌شنبه: مضمونِ عروج
چهارشنبه: مضمونِ عشق
پنج‌شنبه: مضمونِ میرایی، مرگ، حیات پس از مرگ
جمعه: مضمونِ زمان، آخرالزمان، شروع مجدد، چرخش مداوم
.
#میت_اوخته#اسطوره#اسطوره_شناسی#اسطوره_شناسی_هنر
#mitoxtih#myth#mythology#mythologyofart

.
در اساطیر یونان باستان آمده است؛ آراشنه در سراسر سرزمین لیدیا به هنر بافندگی شهرت داشت و آتنا، ایزد‌بانوی جنگ و فرزانگی و بافندگی، پیوسته می‌کوشید تا آراشنه را وادارد که به استعداد ویژه‌ی او در بافندگی اعتراف کند. و از آن رو که آراشنه همواره از این کار سرباز می‌زد، نهایتاً روزی او را به چالشی سخت دعوت کرد. در این چالش هر یک از آن‌ دو به بافتن پارچه‌های پر نقش و نگار پرداختند؛ آراشنه در بافته‌های خود ایزدان را در تعقیب مدام زنان میرنده‌ی زمینی به تصویر ‌کشید، در حالی که، آتنا هم به تصویر کیفر میرایانی پرداخت که ایزدان را به چالش می‌کشاندند. در واقع هر دو طرف ضمن بافندگی از طریق هنر خود سعی در تقبیح طرف مقابل می‌کردند، تا این‌که سرانجام، آتنا از رویت مهارت رقیب در هنر بافندگی بر وی خشم گرفت. دوکی را سه یا چهار بار چنان بر سر آراشنه کوبید که او را بر آن داشت که خویشتن را به دار آویخته و به زندگی خود پایان دهد. البته، آتنا در پی این بود که گستاخی را از او بگیرد نه جانش را، پس، او را از این کار بازداشت و به عنکبوتی دگردیس کرد که تا آخرالزمان زنده بماند و پیوسته به گرد خویش بتند.
.
.
#میت_اوخته#اسطوره#اسطوره_شناسی#اسطوره_های_یونان#دگردیسی#آراشنه#آتنا
.
#mitoxtih#myth#mythology#greecemyths#metamorphoses#ovid#arachne#athena


قدرت اسطوره (گ‍ف‍ت‍گ‍و ب‍ا ب‍ی‍ل‌ م‍وی‍رز)
جوزف کمبل :نویسنده
عباس مخبر :مترجم
مرکز ( تهران ،1377) :ناشر
#جوزف_کمبل#قدرت_اسطوره#اسطوره_شناسی#میت_اوخته#mitoxtih #mythology

‌‌
اسطوره‌شناسی خورشیدی؛ این نحو از اسطوره‌شناسی که ابداع ماکس مولر، اسطوره‌شناس بنام آلمانی است، در واقع در تداوم اسطوره‌شناسی طبیعی اوست که اسطوره را بیانی خیالی و خیال‌انگیز از تجربه‌ی امر نامتناهی می‌داند که از طبیعت – ماه و خورشید و باد و باران و ... - حاصل یا حادث شده است. به زعم مولر، از آنجا که کهن‌ترین باورهای اقوام هندواروپایی از کیهان و به تبع این هستی و حیات، مبتنی بر نظم و قاعده‌ی طلوع و غروب خورشید است، سرچشمه‌ی تمامی اسطوره‌های آغازین این اقوام خورشید بوده است و طلوع و غروب آن. و از همین راه هم همه‌ی خدایان اصلی، اله و الهه‌ها، و نیز قهرمانان اسطوره‌ای مردمان هندواروپایی، در اصل استعاره‌های خورشیدی هستند.
‌‌
#میت_اوخته#اسطوره#اسطوره_شناسی#اسطوره_شناسی_طبیعی#اسطوره_شناسی_خورشیدی#ماکس_مولر#استعاره#استعاره_خورشیدی #max_muller#natural_mythology#solar_mythology#mythology#myth#mitoxtih#maxmuller#metaphor#solar_metaphor


جلال ستاری

محقق و اسطوره شناس، دکتری روانشناسي تكويني، متولد 1310 رشت

تالیف: اسطوره در جهان امروز، بازتاب اسطوره در بوف کور، چشم انداز اسطوره، آیین و اسطوره در تئاتر، اسطورگی و فرهیختگی، چهار سیمای اسطوره ای (تارزان، دراکولا، فرانکشتاین، فاوست)، زبان رمزی افسانه ها، اس‍طوره‌ ت‍ه‍ران‌، اسطوره در جهان امروز، اسطوره عشق و عاشقی در چند عشقنامه فارسی، اسطوره و فرهنگ، اس‍طوره‌ و رم‍ز: م‍ج‍م‍وع‍ه‌ م‍ق‍الات‌، اسطوره‌ی ایرانی، پژوه‍شی در اس‍طوره‌ گ‍ی‍ل‌ و گ‍م‍ش‌ و اف‍س‍ان‍ه‌ اس‍ک‍ن‍در، پیوندهای ایرانی و اسلامی اسطوره پارزیفال و ... . ت‍رج‍م‍ه‌ و تالیف: آیین و اسطوره، اس‍طوره‌ در ج‍ه‍ان‌ ع‍رب‌ و اس‍لام. ‌ترجمه: اس‍طوره‌ای‌ ن‍و: ن‍ش‍ان‍ه‌ه‍ای‍ی‌ در آس‍م‍ان‌، پژوهشی در ناگزیری مرگ گیلگمش، رمزپردازی آتش، زبان رمزي افسانه ها، اسطوره های عشق، اس‍طوره‌ و ح‍م‍اس‍ه‌ در ان‍دی‍ش‍ه‌ ژرژ دوم‍زی‍ل،‌ اسطوره و رمز در اندیشه میرچا الیاده، پژوهش در کیش و اسرار میترا، جهان اسطوره شناسی، جهان هزار و یک شب، دانش اساطیر، نماد و نمایش، اسطوره‌ای نو: نشانه‌هایی در آسمان، و ... . #جلال_ستاری#اسطوره_شناس#اسطوره#اسطوره_شناسی #میت_اوخته#jalal_sattari#mitoxtih

MOST RECENT

.
در اساطیر ترکان آمده است؛ دومرول در رزم‌آوری چندان پیشروست که دیوانه می‌خوانندش؛ نه‌تنها بی‌جهت با همه‌ی مردمان سر دعوا دارد بلکه گاه با حیوانات و حتا پدیده‌های طبیعی هم درگیر می‌شود، اما، او به عشق مشهور است! عشقی که در چند‌و‌چون آن روایت بسیار است، از جمله این‌که؛ روزی یکی از تنومندان نیکنام درگذشت. دومرول از دَدَه‌قورقود پرسید که چرا چنان انسان نیکی می‌میرد در‌حالی‌که بدان زنده‌اند؟! پیر پاسخ داد که خواست خدایان بر این بوده است. دومرول از دست خدایان برآشفت. و این خشم خدایان را برانگیخت. پس ایزد مرگ را گفتند که جان او را بستاند. ایزد سرخ‌رویِ سرخ‌موی بر او نازل شد. دومرول ابتدا سر جنگ نهاد، اما، دگردیسی‌های بی‌وقفه‌ی‌ ایزد او را از پای درانداخت. دومرول به خطای خود واقف شده و طلب آمرزش کرد، اما، حکم مرگ او صادر شده بود، حکمی که فقط در یک صورت لغو می‌شد: کسی خود‌خواسته جای او از جان خود می‌گذشت! دومرول ماوقع را ابتدا با پدر و مادر پیر خود مطرح کرد و سپس با تک‌تک ناخوش‌احوالان قوم خود؛ نه هیچ پیری که در آستانه‌ی مرگ طبیعی بود حاضر شد جای او بمیرد نه هیچ مریض و بیمار و افلیجی. این میان، معشوق او تا از ماجرا خبر یافت، بی‌محابا در برابر ایزد مرگ قد علم کرد تا به خواست او رضا دهد. البته دومرول این را نپذیرفت. و سبقت دو معشوق از هم برای جانسپاری جای هم چنان شوری به پا کرد که انجمن خدایان بر آنان رحم کرده و هر دو را از بابت این عشق حیات جاودانی ارزانی داشتند.
.
.
#میت_اوخته#دده_قورقود#اسطوره#اسطوره_شناسی#اساطیر_ترک#ترکان_اوغوز#اوغوز#قوپوز#دمرل#دومرول
.
 #dede_korkut#myth#mythology#TÜRKMitolojisi#OghuzTurks#Oğuzlar#Gopuz#DeliDumrul#Dumrul#mitoxtih

.
در اساطیر یونان باستان آمده است؛ آراشنه در سراسر سرزمین لیدیا به هنر بافندگی شهرت داشت و آتنا، ایزد‌بانوی جنگ و فرزانگی و بافندگی، پیوسته می‌کوشید تا آراشنه را وادارد که به استعداد ویژه‌ی او در بافندگی اعتراف کند. و از آن رو که آراشنه همواره از این کار سرباز می‌زد، نهایتاً روزی او را به چالشی سخت دعوت کرد. در این چالش هر یک از آن‌ دو به بافتن پارچه‌های پر نقش و نگار پرداختند؛ آراشنه در بافته‌های خود ایزدان را در تعقیب مدام زنان میرنده‌ی زمینی به تصویر ‌کشید، در حالی که، آتنا هم به تصویر کیفر میرایانی پرداخت که ایزدان را به چالش می‌کشاندند. در واقع هر دو طرف ضمن بافندگی از طریق هنر خود سعی در تقبیح طرف مقابل می‌کردند، تا این‌که سرانجام، آتنا از رویت مهارت رقیب در هنر بافندگی بر وی خشم گرفت. دوکی را سه یا چهار بار چنان بر سر آراشنه کوبید که او را بر آن داشت که خویشتن را به دار آویخته و به زندگی خود پایان دهد. البته، آتنا در پی این بود که گستاخی را از او بگیرد نه جانش را، پس، او را از این کار بازداشت و به عنکبوتی دگردیس کرد که تا آخرالزمان زنده بماند و پیوسته به گرد خویش بتند.
.
.
#میت_اوخته#اسطوره#اسطوره_شناسی#اسطوره_های_یونان#دگردیسی#آراشنه#آتنا
.
#mitoxtih#myth#mythology#greecemyths#metamorphoses#ovid#arachne#athena

.
در اساطیر میان‌رودان آمده است؛ خدایان فرودست از حجم کارهایی که خدایان فرادست انجام آن‌ها را بر این‌ها فرض کرده بودند، به تنگ آمدند. پس عصیان کردند و دست به اعتصاب زدند. این، نظام هستی را در هم ریخت. خدایان فرادست انجمن کردند تا چاره‌ای اندیشند. داناترین آن‌ها، ئِا، پیشنهاد داد که موجودی نو خلق کنند که ذاتاً تلاش و کوشش بی‌وقفه بر روی زمین را دوست بدارد و از رنج حادث از آن لذت برد. انجمن خدایان فرادست این پیشنهاد او را در حال پذیرفتند؛ نخست مشتی از خاک زمین را برگرفتند تا ماده‌ی بنیادین این موجود نو شود، چرا که فقط در این صورت بود که تلاش و کوشش بی‌وقفه بر روی زمین آن هم برای همیشه در نزد او خوش‌آیند می‌نمود چون از این راه احساس می‌کرد که هر دم به اصل خویش نزدیک‌تر می‌شود. سپس، یکی از خدایان فرودست قربانی شد تا خون او در خلق این موجود نو به کار گرفته شود، چرا که این موجب می‌شد او از رنج حادث از تلاش و کوشش بی‌وقفه بر روی زمین لذت برده و قانع شود که این تنها راه ارتقاء او به مقام خدایان است چون خون آن‌ها در رگ او می‌جوشد. خدایان، قسمی از وجود این موجود را که از خاک زمین بود آدم خواندند و قسمی از وجود او را که از خون خدایان فرودست بود آتوم.
.
#میت_اوخته#اسطوره#اسطوره_شناسی#اساطیر_میان_رودان#بابل#سومر#اکد#آشور#ئِا#آدم#آتوم
.
#mitoxtih#myth#mythology#mythologyofmesopotamya#babil#sumer#akkad#asur#EA#Adem#Atom

.
برنامه‌ی هفتگی صفحه‌ی اینستاگرامِ میت اوخته؛ کانون مطالعات اسطوره‌شناختی، برای ماه‌های مهر و آبان و آذر.
.
شنبه: مضمونِ آفرینش، پیدایش، زندگی
یک‌شنبه: مضمونِ دگردیسی
دوشنبه: مضمونِ نامیرایی، بی‌مرگی، حیات جاودانی
سه‌شنبه: مضمونِ عروج
چهارشنبه: مضمونِ عشق
پنج‌شنبه: مضمونِ میرایی، مرگ، حیات پس از مرگ
جمعه: مضمونِ زمان، آخرالزمان، شروع مجدد، چرخش مداوم
.
#میت_اوخته#اسطوره#اسطوره_شناسی#اسطوره_شناسی_هنر
#mitoxtih#myth#mythology#mythologyofart

. ‌
دیوانگی هراکلس (1516 م.) اثر اوگا دا کارپی و بالداساره پروتزی؛ موزه‌ی هنر متروپولیتن، نیویورک، امریکا

Hercules chasing Avarice from the Temple of the Muses by Ugo da Carpi and Baldassare Tommaso Peruzzi; The Metropolitan Museum of Art, New York, United States ‌
‌.
هراکلس فرزند زئوس و آلکمنه است و از آن‌ جا که هرا همسر زئوس است، هراکلس از لحظه‌ی تولد مورد نفرت هرا قرار می‌گیرد. هنگامی که هراکلس بالغ می‌گردد، با مگارا ازدواج کرده و بچه‌دار هم می‌شود. اما با این حال از خشم هرا در حق او ذره‌ای کاسته نمی‌شود. چنان‌که هرا یک روز ذهن او را چنان پریشان می‌کند که از شدت سرسام دیوانه گشته و هراکلس زن و فرزندان خود را به دست خود به هلاکت می‌رساند. اما تا به خود می‌آید از این کرده‌ی خود سخت نادم گشته و مغموم و محزون به درگاه زئوس متوسل می‌گردد. کاهن معبد تنها راه رهایی او از شر این گناه را در خدمت به پسر عموی هراکلس، اوریستئوس، می‌داند، آن هم به مدت یک سال تمام. هراکلس که بسیار برآشفته است به ناچار به این پیشنهاد کاهن تن در می‌دهد‌.‌‌
‌.‌
#اسطوره#اسطوره_شناسی#اساطیر_یونان#هرکول#هراکلس#هرا#اوریستئوس#متروپولیتن#کیاروسکورو#میت_اوخته

#myth#mythology#Ancientgreece#greekmythology#UgodaCarpi#BaldassareTommasoPeruzzi#Hercules#chiaroscurowoodcut#MetropolitanMuseumofArt#mitoxtih

.
اسطوره و اسطوره شناسی نزد ماکس مولر، بهمن نامور مطلق و بهروز عوض‌پور، نشر موغام، 1395.
.
کتاب اسطوره و اسطوره شناسی نزد ماکس مولر اقدامی جدی و تالیفی بنیادین برای شناساندن بیش‌تر ماکس مولر به جامعه‌ی علمی کشور و تبیین روش و نظریه‌ی او در حوزه‌ی دانش اسطوره‌شناسی محسوب می‌گردد. از نظر مولفان این کتاب ماکس مولر یکی از بانیان دانش اسطوره‌شناسی است که به تنهایی سه روش اسطوره‌شناختی را تبیین کرده است؛ اسطوره‌شناسی طبیعی، اسطوره‌شناسی خورشیدی، اسطوره‌شناسی تطبیقی. این کتاب مشتمل بر سه بخش اصلی است؛ بخش نخست با دقت و تفصیل به بررسی شخصیت علمی ماکس مولر و روند شکل‌گیری آن در قالب دوره‌های اصلی تحولات فکری و علمی او می‌پردازد؛ بخش دوم به اسطوره‌شناسی‌های ماکس مولر اختصاص دارد البته با بررسی دقیق چگونگی شکل‌گیری آن‌ها؛ و بخش سوم نیز برای کمک به فهم بیشتر و بهتر این اسطوره‌شناسی‌ها به نمونه‌های کاربردی می‌پردازد؛ نمونه‌هایی از هند و یونان و ایران.
.
#ماکس_مولر#بهروز_عوض_پور#بهمن_نامورمطلق#بهمن_نامور_مطلق#نشر_موغام#اسطوره_شناسی_تطبیقی#اسطوره_شناسی_طبیعی#اسطوره_شناسی_خورشیدی#اسطوره#اسطوره_شناسی#میت_اوخته
.
#mythology#mitoxtih#myth#MaxMuller#behrouzavazpour#behrouz_avazpour#bahmannamvarmotlagh#bahman_namvar_motlagh#comparativemythology#naturalmythology#solarmythology

.
آژاکس و گزارش یک خودکشی؛ به کارگردانی و نویسندگی همایون غنی زاده (1395)
AJAX and the report of a suicide; Written, directed and designed by Homayun Ghanizadeh
.
نمایش آژاکس و گزارش یک خودکشی به نویسندگی و کارگردانی همایون غنی‌زاده در سالن استاد سمندریان ایرانشهر در سال 1395 به روی صحنه رفته است. این نمایش برگرفته از نمایشنامه‌ی آژاکس سوفوکل است که به روایتی مدرن از شخصیت اسطوره‌ای، آژاکس می‌پردازد.
.
آژاکس از قهرمانان و فرماندهان جنگ تروی است و بعد از آشیل قوی‌ترین و دلیرترین قهرمان سپاه محسوب می‌شود. هنگام مرگ آشیل، بر خلاف انتظار آژاکس، سلاح جنگی آشیل که به دستور تتیس می‌بایست در اختیار دلیرترین یونانیان قرار می‌گرفت، در اختیار آژاکس قرار نگرفت و در پی رای عمومی در اردوگاه یونانیان سلاح مزبور به رقیب او، اولیس داده می‌شود. آژاکس که خود را تحقیر شده می‌بیند خشمگین می‌شود و درصدد انتقام برمی‌آید. اما در بحبوحه‌ی خشم و غضب، گرفتار طلسم آتنا می‌شود و به جای حمله به سپاهیان یونانی، به گوسفندان آنان حمله می‌کند و همه‌ی آن‌ها را که همچون یونانیان می‌بیند، می‌کشد. آژاکس صبح روز بعد به محض آن‌که به خود می‌آید متوجه اشتباه و سرگردانی و بلاتکلیفی خود می‌شود و به ناچار با شمشیر خویش خودکشی می‌کند. در نهایت بر اثر کوشش برادرش، توسر و پادرمیانی اولیس، یونانیان او را با تشریفات رسمی با خاک می‌سپارند و نام او را با احترام و شایستگی یاد می‌کنند.
.
آژاکس_و_گزارش_یک_خودکشی#همایون_غنی_زاده#رایمو_پاس#ایرانشهر#آژاکس#آتنا#آشیل#اولیس#اودیسه#سوفوکل#میت_اوخته
.
AJAXandthereportofasuicide#Homayun_Ghanizadeh#Ghanizadeh#Ajax#Sophocles#Athena#Odysseus#Achilles#Ancientgreek#mitoxtih

.
بازتاب اسطوره‌ی آفرینش آیین زروانی در داستان اکوان دیو، علیرضا شعبانلو، فصلنامه‌ی ادبیات عرفانی و اسطوره‌شناختی، شماره‌ی 26، بهار 91.
.
از نظر نویسنده‌ی مقاله‌ی بازتاب اسطوره‌ی آفرینش آیین زروانی در داستان اکوان دیو، داستان رستم و اکوان از روي روایات دینی به ویژه اسطوره‌ی آفرینش زروانی ساخته شده و بازتاباننده و تکرارکننده‌ی عمل خلقت است. مطابق با پژوهش نگارنده‌ی این نوشتار داستان جنگ رستم و اکوان دیو، بر اساس بنیاد سه بخشی اسطوره‌ی آفرینش زروانی نهاده شده است؛ هم کل داستان سه بخش دارد و هم برخی اجزاي آن مانند مواضع جنگ و چگونگی گرفتار کردن و کشتن اکوان. جنگ در زمان پادشاهی کیخسرو (نماد اهورامزدا) و افراسیاب (اهریمن) روي می‌دهد و رستم از یاری‌گران کیخسرو است و اکوان نیز از یاران افراسیاب که بر ضد رستم می‌جنگد. خویش‌کاري شخصیت‌هاي داستان نیز با الگوهاي اساطیري‌شان از جهات گوناگون انطباق دارد. رستم مانند امشاسپند بهمن؛ خردمند، نگهبان چهارپایان و یاری‌گر ایزد باران است و اکوان نیز چون اکومنه دیوي زشت و کریه، دشمن چهارپایان و بازدارنده‌ی آب‌هاست. این داستان بیان‌کننده‌ی سه‌هزاره‌ی سوم از زمان کران‌مند است که دوران آمیزش خوبی و بدي، و جنگ نهایی میان نیروهاي اهورامزدا با نیروهاي اهریمن است. اکوان نمونه‌ی آشوب و نابسامانی جهانی است که رستم با کشتن آن، تمام پلیدي‌ها را از روي زمین می‌زداید و جهان را از آشفتگی و بدي می‌رهاند و کار خلقت را تکرار می‌کند.
.
#علیرضا_شعبانلو#رستم#اکوان_دیو#اکومنه#آیین_زروانی#کیخسرو#افراسیاب#میت_اوخته#اسطوره#اسطوره_شناسی
.
#alireza_shabanlou#rostam#akvan_div#zorvanism#kaykhosro#afrasiab#mythology#mitoxtih

.
درب چوبی کلیسای هایلشتاد، موزه‌ی تاریخ فرهنگی، اوسلو، نروژ.
Hillestad church portals, Museum of Cultural History, Oslo, Norway.
.
کلیسای هایلشتاد، اواخر قرن دوازدهم میلادی در منطقه‌ی اولدساکساملینگ نروژ ساخته شد. هر دو لنگه‌ی در ورودی این کلیسای چوبی، که اکنون در موزه‌ی تاریخ فرهنگی اوسلو نگهداری می‌شود، از سر تا پا با تکنیک حکاکی به نقشینه‌هایی مزین شده که همگی به قسمتی از اسطوره‌های اقوام شمالی می‌پردازد که به نبرد زیگورد با رگین مربوط می‌شود.
.
در بخش سوم از وولسونگاساگا، یکی از مهم‌ترین منابع اساطیر اقوام شمالی، آمده است؛ رگین در حکم یک مربی زیگورد جوان را تعلیم داد که همواره در پی از بین بردن اژدهایی به نام فافنر باشد. او زیگورد را قانع کرده بود که اژدها قاتل پدر اوست، در‌حالی‌که، رگین در پی گنجینه‌ی زرین اژدها بود. رگین برای زیگورد شمشیر‌های بسیاری ساخت که هیچ کدام تاب ضربات سخت او را نیاوردند، تا این‌که، مادر زیگورد تکه‌های شکسته‌ی شمشیر پدر او را به رگین داد تا از فلز سحرآمیز آن برای پسرش شمشیری خاص بسازد. پس آن دو به خلنگ‌زاری رفتند که مسکن اژدها بود. رگین پس نشست، و زیگورد را گفت تا در مسیر اژدها چاله‌ای کنده و در آن کمین کند، و تا اژدها نمایان شد، شمشیر خود را از زیر در شکم او فرو برد. این میان پیری زیگورد را اندرز داد تا چاله‌های بسیار کند تا خون اژدها در آن‌ها ریزد و با خود او تماس حاصل نکند که این بس خطرناک است. زیگورد این کرد و اژدها را از پای درآورد. و چون اژدها مرد، رگین از خون او نوشید و از زیگورد خواست تا دل او را برای استاد خود کباب کند. زیگورد دل اژدها را بر سیخ کرد و بر آتش نهاد، و چون آبش چکید، انگشت بر آن سائیده و بر دهن گرفت تا از پختش اطمینان یابد. و این گونه قطره‌ای از خون فافنر را خورد. و همین موجب شد که او زبان پرندگان را دریابد که بر فراز شاخه‌ای او را هشدار می‌دادند که خیانت‌کار راستین رگین است و این اوست که باید دل اژدها را خورده و به همه‌ی اسرار عالم دست یابد. زیگورد هشدار پرندگان را پذیرفت؛ رگین را کشت و دل اژدها را خود خورد.
.
#میت_اوخته#اسطوره#اسطوره_شناسی#کلیسای_هایلشتاد#اساطیر_اقوام_شمالی#زیگورد#زیگفرید#رگین#فافنر
.
#mitoxtih#myth#mythology#Hillestadchurch#Norsemyths#Sigurd#Regin#Fafnir

.
اندرو لانگ، انسان‌شناس، نویسنده و اسطوره‌پژوه (اسکاتلند: 1844-1912).
.
آثار: مجموعه‌ی قصه‌هاي پريان

Works: Custom and Myth. Myth, Ritual and Religion. Making of Religion. Social Origins. Homer and the Study of Greek. Essays in Little. Homer and the Epic. The Homeric Hymns. Homer and Anthropology. The Folklore of France. Helen of Troy. The Most Pleasant and Delectable Tale of the Marriage of Cupid and Psyche. The Iliad of Homer. La Mythologie. Perrault's Popular Tales. Modern Mythology. The Story of the Golden Fleece. Tales of Troy and Greece.
.
#اندرولانگ#لانگ#اسطوره_پژوه#انسان_شناس#مجموعه_قصه_های_پریان#اسطوره#اسطوره_شناسی#میت_اوخته

#andrewlong#anthroplogy#fairybooks#MythRitualandReligion#mythologist#myth#mitoxtih

.
مگس‌ها ( درامی در سه پرده )، ژان پل سارتر، ترجمه‌ی سیما گویان، انتشارات مازیار ( چاپ اول 1353 ).
.
مگس‌ها نام نمایشنامه‌ای است از فیلسوف بنام فرانسوی، ژان پل سارتر، که پیرنگ آن بر روایت اسطوره‌ای اورستس استوار است. البته فیلسوف در تالیف نمایشنامه‌ی خود چندان هم به روایت اسطوره‌ای پایبند نمانده است، او در قسمت‌هایی که به الهگان انتقام، اِرینی‌ها، می‌پردازد که نام‌واژه‌ی نمایشنامه هم از نام همان‌ها اخذ شده است، آشکارا اغراق می‌کند. این‌ها الهگانی به شاکله‌ی مگس‌ها هستند که به خاطر وقوع جنایتی که بر خیانت مبتنی است بر اهل شهر مستولی شده‌اند. نیز فیلسوف انتهای نمایشنامه‌ی خود را درست بر عکس روایت اسطوره‌ای رقم می‌زند؛ اورستس از آپولون سرپیچی کرده و از انتقام صرف‌نظر می‌کند!
.
بر مبنای روایت اسطوره‌ای، هنگامی که مادر اورستس به همراه آگوستوس (اژیست)، پدرش، آگاممنون، را هنگام بازگشت از جنگ کشتند، الکترا با پنهان کردن اورستس او را نجات داد. سپس مخفیانه او را به استروفیوس سپرد و استروفیوس او را با فرزند خود، پیلاد، پرورش داد. هنگامی که اورستس بزرگ‌ شد، آپولون به او دستور داد تا برای انتقام خون پدرش، آگوستوس و کلی‌تمنستر را بکشد. اورستوس هنگامی که به آرگوس رسید، چنین نشان داد که مسافری است که از طرف استروفیوس آمده تا خبر مرگ اورستس را اعلام کند و در مورد محل دفن خاکستر جسد او بپرسد. کلی‌تمنستر از این خبر شادمان شد، ولی هنگامی که آگوستوس (اژیست) به قصر آمد، اورستس او را با ضربات شمشیر از پای درآورد. کلی‌تمنستر با دیدن این صحنه به پسر خود التماس کرد که او را نکشد. اورستس تحت تاثیر مادرش بر آن شد که تسلیم شود، اما، تا پیلاد فرمان آپولون و جنبه‌ی مقدس این انتقام را به او یادآوری کرد، او عزم خود را جزم کرده و مادرش را هم کشت. اورستس پس از قتل مادرش دچار جنون شد چرا که الهگان انتقام، ارینی‌ها، در روز تشییع کلی‌تمنستر به تن او چسبیده بودند.
.
#میت_اوخته#اسطوره#اسطوره_شناسی#ژان_پل_سارتر#سارتر#مگس_ها#اورستس#آگوستوس#آگاممنون#الکترا#کلیتمنستر#آپولون#ژوپیتر#ارینی_ها
.
#mitoxtih#myth#mythology#jeanpolsartre#sartre#lesmouches#TheFlies#Orestes#Agamemnon#Clytemnestra#Erinyes#Aegisthus#Electra#Apollon

.
اسطوره‌ی آفرینش در منظر سومریان؛ در ابتدا فقط آب بود. سپس، آپسو ( آب شیرین ) از تیامات ( آب شور ) جدا شد. و این دو به اتفاق هم اِن ( خدای آسمان‌ ) و کی ( خدای زمین ) را آفریدند و این دو هم اِن‌کی ( خدای هوا ) را. و همه‌ی ایزدان و ایزدبانوان را او آفرید، خوبان و بدان را. و بدان فزونی گرفتند. پس آپسو بر آن شد که آفریدگان اِن‌کی را نابود کند، اما، اِن‌کی پیش‌دستی کرد و او را از میان برداشت. پس تیامات به انتقام آپسو شتافت. خدایان هراسیدند. و مَردوک که پسر اِن‌کی بود، به خدایان گفت اگر او را به خدایی خود برگزینند تا او خدای خدایان شود او به جنگ تیامات خواهد رفت. خدایان پذیرفتند. و همه‌ی توانایی‌های خود را برای از میان بردن تیامات با او همراه کردند. پس مَردوک بر تیامات غالب آمد. تن او را پاره پاره کرد، از نیم آن ماه و خورشید و ستارگان را ساخت و از نیم دیگر همه‌ی حیوانات و گیاهان را. سپس تنها خدایی را که او را در جنگ با تیامات همراهی نکرده بود هم نابود کرد. و انسان را از خون او و خون تیامات بساخت. خدایان شادمان گشتند، برای مَردوک معبدی ساختند و او را خدای خود خواندند.
.
#میت_اوخته#اسطوره#اسطوره_شناسی#سومریان#سومر#آپسو#تیامات#اِن#کی#اِن_کی#مَردوک
.
#mitoxtih#myth#mythology#sumer#apsu#tiamat#en#ki#en_ki#marduk

.
نقوش یک مهر استوانه ای؛ گیلگمش و انکیدو در حال هلاک کردن یک گاو نر وحشی و یک شیر درنده، مهر اکدی

Gilgamesh and Enkidu on a Cylinder seal from Ur lll .
گیلگمش، پس از کشتن غول جنگل سدر، هوم بابا، به اتفاق رفیق شفیق خود انکیدو مورد توجه همگان – حتی خدایان – قرار می‌گیرد. چنان‌که یکی از الهگان، ایناننا، سخت به او دل می‌بندد. و پس از اندک زمانی این دلبستگی به عشقی آتشین مبدل می‌شود. ایناننا از گیلگمش خواستگاری می‌کند. و برخلاف انتظار او، و شاید همگان، گیلگمش به این خواستگاری جواب منفی می‌دهد چرا که به تحقیق متوجه می‌شود که تمامی شوهران سابق ایناننا همواره در سختی و عذاب بوده و به شکلی فجیع جان سپرده‌اند. بدیهی است که رد شدن از طرف یک موجود میرا برای نامیرایی چون ایناننا بسیار سخت می‌آید. چنان‌که در پی انتقام از او برمی‌آید. از خدای آسمان‌ها، گاو نر وحشی، که یاری‌گر تمامی الهگان در جنگ و انتقام و از این دست است، درخواست می‌کند که در اسرع وقت گیلگمش و دوست او انکیدو را از این بابت عذابی سخت دهد. اما، باز برخلاف انتظار همگان، حتی خدایان و الهگان نیز، گیلگمش و انکیدو گاو نر وحشی را از پای درآورده و می‌کشند.
.
#اسطوره#اسطوره_شناسی#تاریخ_هنر#گیلگمش#حماسه_گیلگمش#انکیدو#هوم_بابا#خومبه_به#اساطیر#اساطیر_بین_النهرین#اسطوره_های_بین_النهرین#تمدن_بین_النهرین#مرگ#نامیرایی#جاودانگی#اثرهنری#میت_اوخته

myth#mythology#gilgamesh#Enkidu#humbaba#mitoxtih##

.
جام باتیستا ویکو؛ اسطوره هم درست به سان فلسفه از طریق اندیشه ابداع می‌شود؛ البته، اندیشه‌ای که فلسفه را بنیان می‌نهد بر تعقل استوار است، در حالی که، اندیشه‌ای که اسطوره را بنیان می‌نهد بر تخیل. در اندیشه‌ی مبتنی بر اسطوره، میان پدیده‌ها رابطه‌ی علی و معلولی بر قرار نیست، چنان که هر پدیده‌ای به ناگاه رخ داده و به پدیده‌ای دیگر دگردیس می‌شود. و منظور از گاه و ناگاه هم در اسطوره با تعریف متعارف آن متفاوت است.
.
#میت_اوخته#اسطوره#اسطوره_شناسی#فلسفه#جام_باتیستا_ویکو#ویکو
.
#mitoxtih#myth#mythology#philosophy#Giambattistavico#vico

. فایدرا اثر میگوئل ناروس
Fedra by Miguel Narros; Choreography by Javier Latorre & Music by Enrique Morente
.
هنگامی که همسر تسئوس می‌میرد، برادر فایدرا، دوکالیون، فایدرا را به همسری تسئوس در می‌آورد و فایدرا از تسئوس صاحب دو فرزند می‌شود. از طرفی تسئوس از همسر پیشین خود نیز فرزندی به نام هیپولیتوس داشت. هنگامی که هیپولیتوس به سن جوانی رسید، فایدرا عاشق او شد. اما از آن‌جا که هیپولیتوس پیرو آرتمیس بود، از انجام خواهش فایدرا امتناع ورزید و به او بی‌اعتنایی کرد. فایدرا از ترس برملا شدن رازش، هیپولیتوس را متهم می‌کند که قصد تجاوز به او را داشته است. تسئوس پسرش را گناهکار می‌شمرد و از پوسیدون برای کشتن او درخواست کمک می‌کند. به این ترتیب هیپولیتوس بر اثر تصادفی از ارابه‌اش می‌افتد و می‌میرد. و فایدرا نیز از ترس یا شرم خود را حلق آویز می‌کند. بعدها، آرتمیس بر تسئوس معلوم می‌سازد که همسرش، فایدرا به او دروغ گفته بوده است.
.
#اسطوره#اسطوره_شناسی#فایدار#فدر#هیپولیتوس#اپرا#تسئوس#آرتمیس#اساطیریونان#میت_اوخته
#myth#mythology#phaedra#Fedra#MiguelNarros#JavierLatorre#EnriqueMorente#ConLolaGreco#AmadorRojas#AlejandroGranados#CarmelillaMontoya#CordobaGuitarFestival#mitoxtih

.
اسطوره‌شناسی تاریخ‌گرایانه ( اُهِمِریسم )؛ این نحو از اسطوره‌شناسی از طرف آنتوان بَنیه بر مبنای طرز کار اُهِمِروس، اسطوره‌نگار یونان باستان و بنیان‌گذار جست‌و‌جوی شالوده‌ی تاریخی برای رویداد‌های اسطوره‌ای، بدین نام خوانده شده است. از عهد باستان تا عصر حاضر، تمامی روش‌ها و نظریه‌های حیطه‌ی اسطوره‌شناسی، از دو رویکرد کلی بهره برده‌اند: رویکرد نخست بر نگاهی نمادگرایانه مبتنی است و به دنبال فهم منطق پسِ پشت متن اسطوره‌هاست چرا که هر اسطوره را به شکلی تمثیلی نماد از چیزی می‌داند. رویکرد دوم بر نگاهی لفظ‌گرایانه استوار است و بیشتر بر متن اسطوره‌ها تمرکز دارد چرا که هر اسطوره را به مفهوم ادبی آن روایت چیزی می‌خواند. این میان، اُهِمِروس و پیروان او که اُهِمِروسیان خطاب می‌شوند، نظر بر این دارند که روایت‌های اسطوره‌ای چیزی جز شرح پر آب‌و‌تاب دلاوری‌های قهرمانانی محلی و ملی نیست، قهرمانانی که در گذر ایام از طرف مردم نخست به مرتبه‌ی شاهی ارتقاء یافتند و سپس از آنان چون انسانی کامل یاد شد و دست آخر نامیرا گشتند و به مقام خدایی ارتقاء یافتند. به بیانی دیگر، اُهِمِریسم، رویداد‌های اسطوره‌ای را از جنس وقایع تاریخی می‌شمارد و اسطوره‌شناس را مورخی که با جمع‌آوری اسناد تاریخی در پی کشف زمان و مکان دقیق وقوع یک اسطوره است.
.
#میت_اوخته#اسطوره#اسطوره_شناسی#اسطوره_شناسی_تاریخ_گرایانه#ُهِمِریسم#اُهِمِروس#آنتوان_بَنیه .
#mitoxtih#myth#mythology#historicaltheoryofmythology#Euhemerism#Euhemerus#Antoine_Banier

.
شهر کنگ‌دژ در صحنه‌ی توصیف سیاوش از کنگ‌دژ در شاهنامه‌ی فردوسی
Kangdej city; from the scene of siavash describing Kangdej in shahnameh ferdowsi
.
کنگ‌دژ و سیاوش‌گرد در شاهنامه‌ی فردوسی نام‌های دو شهر هستند که‌ سیاوش در توران‌زمین می‌سازد. با توجه به توصیف شاهنامه، کنگ‌دژ آرمان‌شهری است ویرانی‌ناپذیر که در آن بیماری راه ندارد و چون بوستان بهشت، سراسر باغ و کاخ و گلشن است.
.
در کتاب روایات پهلوی چنین نقل شده که شهر کنگ دژ را سیاوش به یاری فره‌ی کیان با دست خویش و نیروی هرمزد و امشاسپندان بر سر دیوان ساخت و اداره کرد و تا آن‌گاه کیخسرو پسر سیاوش آمد متحرک بود. پس از آن کیخسرو از این شهر که خود را خواهر آن می‌خواند خواست که به سوی او باز گردد، پس کنگ به زمین آمد و در جایی که سیاوش‌گرد است ‌ایستاد و کیخسرو با هزار میخ آن را بر زمین ثابت کرد. در واقع پژوهش‌گران چنین نتیجه‌گیری کرده‌اند که کنگ‌دژ ‌شهری بر زمین نبوده است بلکه در آسمان قرار داشته و در زمان کیخسرو فرود آورده شده و در حقیقت سیاوش‌گرد عیناً به صورت گنگ‌دژ آسمانی ساخته شده است. و با تغییر شکل این اسطوره، در شاهنامه و بعضی متون دیگر این شهر آسمانی به شهری بر فراز کوهی بلند و دست‌ نایافتنی تبدیل شده است و سیاو‌ش‌گرد به معنای شهری که سیاوش ساخته ‌است در واقع صفت کنگ‌دژ است.
.
#کنگ_دژ#سیاوش_گرد#سیاوش#کیخسرو#شاهنامه_فردوسی#اسطوره#اسطوره_شناسی#میت_اوخته
#mehrdad_bahar#mythology#mythologist#mitoxtih#kangdej#siyavashgard#siyavashgard#Siavashgird#kaykhosrow

.
میرچا الیاده: اسطوره‌ها می‌گویند چگونه یک واقعیت به واسطه‌ی اعمال موجودات فراطبیعی به وجود آمده؛ خواه آن واقعیت کل واقعیت باشد مثل کائنات، خواه فقط جزئی از واقعیت مثل یک جزیره، یک گونه‌ی گیاهی، یک رفتار انسانی خاص، یک نهاد.
.
#میت_اوخته#اسطوره#اسطوره_شناسی#میرچا_الیاده#الیاده#مردم_شناسی#دین_شناسی
.
#mitoxtih#myth#mythology#Mircea_Eliade#Eliade#Anthropology#Religious_studies

. ‌
اولیس و سیرن‌ها اثر جان ویلیام واترهاوس (1891 م.) ؛ نگارخانه‌ی ملی ویکتوریا، ملبورن، استرالیا

Ulysses and the Sirens by John William Waterhouse (1891); National Gallery of Victoria, Melbourne, Australia
.
سیرن‌ها فرشتگانی دریایی هستند که نیمی از بدن آن‌ها چون پیکر زنان و نیم دیگر چون پیکر پرندگان است. آن‌ها در ساحل دریا می‌نشستند و با ساز و آواز دریانوردانی را که از آن منطقه
می‌گذشتند به سوی خود می‌کشیدند. ملوانان با شنیدن صدای آواز آنان افسون می‌شدند و به سمت ساحل می‌راندند و کشتی‌های آنان در میان ساحل سنگی جزیره در هم می‌شکست و ملوانان به نحو دردناکی از بین می‌رفتند. زمانی که اولیس می‌خواست از دریا بگذرد طبق گفته‌ی سیرسه‌ی افسونگر گوش‌های ملوانان و پاروزنان را از موم پر کرد تا به هنگام گذرشان از مقابل سیرن‌ها افسون آن‌ها را نشنوند. اولیس مطابق گفته‌های سیرسه خود را نیز به دکل بست تا مبادا تحت تاثیر آواز سیرن‌ها قرار بگیرد و به همراهانش نیز سپرد که به اصرار خود او نیز او را از دکل باز نکنند. هنگامی که کشتی اولیس از مقابل سیرن‌ها می‌گذشت، سیرن‌ها برای اولیس آواز سر دادند و به او گفتند که تمامی اعمال و رنج‌های او در تروا را می‌دادند، اولیس نیز با شنیدن صدای آنان بی‌اختیار شد و خواست نزد آنان برود اما همراهانش او را از این کار منع کردند. به این ترتیب پاروزنان به راحتی به پارو زدن پرداختند و کشتی آنان از مقابل جزیره‌ی سیرن‌ها گذشت. سیرن‌ها از این شکست خود به خشم آمدند و و خود را به دریا افکندند و به صخره‌های درون آب دگردیس شدند.
.

#اسطوره#اسطوره_شناسی#اساطیر_یونان#نقاشی#اسطوره_شناسی_هنر#سیرن#اولیس#واترهاوس#میت_اوخته

#myth#mythology#Ancientgreece#greekmythology#painting#UlyssesandtheSirens#JohnWilliamWaterhouse#Waterhouse#sirens#ulysses#NationalGalleryofVictoria#mitoxtih

Most Popular Instagram Hashtags