#mahdav

140 posts

TOP POSTS

#دلنوشته #mahdav
من عاشقم، اما عاشقی کردن بلد نیستم.
شعر می بافم، از ذوق بودنت، از ترس رفتنت.
تو شاعر نیستی، اما شاعری کردن بلدی.
با گاه و بی گاهِ گلهایت، چشمهایت، بد اخلاقی ات.
آنقدر بلدی که سمنو هم طعم ترافیس است.
گلاب بوی تام فورد دارد.
گل سرخ و آبی هم رنگند.
کاکتوس ها ابریشمی شده.
سالار عقیلی، صدایش چقدر شبیه شکیراست.
لعنتی، حواسم را پرت کرده ای.
هر پنج گانه اش.
همه اش تو را حس می کند.

#دلنوشته #mahdav
کلافه شدم از کسی که باید باشم.
متنفرم از لباسهایی که برای دیگری پوشیدم و هیچ وقت به چشم نیامد.
متنفرم از لباس هایی که برای ما پوشیده شد و ما حواسمان جای دیگری بود.
متنفرم از نقاب هایی که برای خوش آمد دیگری گذاشتیم و تنها باعث شد زاویه دیدمان محدود شود.
اطرافمان را ندیدیم.
پینوشت: عکس برای یک ماه پیش می باشید، 😆

#دلنوشته #mahdav
یک لحظه سکوت...
به خاطر از دست دادن فرصتی که به ما داده شده بود.
به خاطر تمام ناگفته هایی که فرصتش را از دست دادیم.
بخاطر فرصت هایی که دنبال مناسبترش گشتیم و از دستش دادیم.
به خاطر امیدهایی که ممکن است به نا امیدی مبدل شود.
برای احساسی که ممکن است همواره نادیده گرفته شود.
برای کردنی هایی که نکردیم، مثل خنده، رقص، عاشقی...
یک لحظه سکوت، برای شروعی که آغاز نشد تا به پایان برسد.
ارزش یک لحظه را از کسی بپرس، که یک جام بلور در لحظه ای از دستش رها شده... I feel so unsure
I should have known better than to cheat a friend
and waste a chance that I'd been given
so I'm never gonna dance again
the way I danced with you
time can never mendthe careless whisper of a good friend
there's no comfort in the truth
Careless_Whisper George_Michael

#دلنوشته #mahdav
خاطره ساختن مرد می خواهد.
اما پای خاطره ماندن، کار هیچ کس نیست،
یک لشگر می خواهد، یا یک نفر با ظرفیت و استقامت یک لشگر نیروی آهنین.
هر کس برای حفظ قلعه زندگیش یکی از این لشگرها می خواهد.
مرسی از @syavarsan واقعا با این خاطره سازی هاش

#دلنوشته #mahdav
من طعم شراب نچشیده ام.
اما در یک شب سرد زمستانی،
دمنوشِ داغِ لبهایِ تو، چنان مستم کرد،
که اگر شراب هم اینگونه می کند،
حکم شراب، حرام است، حرام...
کسی که شراب بنوشد تا چهل شبانه ‌روز نمازش قبول واقع نمی شود.
میدانم کفر است، ولی... کسی که طعم لبهای تو را بچشد، دیگر نمی تواند خدایی را بندگی کند.
حکم لبهای تو، عذاب است، عذاب...

#دلنوشته #mahdav
عشقتان را مقابل دیگران بغل نکنید ...
عشقتان را در مقابل دیگران نبوسید ...
دیگران، از بیرون دخول بی رحمانه و چندش عقاید سنگ شده را می بینند.
دیگرانی که کاندوم احترام به عقاید را، برای افزایش لذت تجاوز به حریم خصوصی، نمی کشند.
این دیگران می خواهند برای چیدن آجر به آجر افکارت، مجوز صادر کنند.
دیگرانی که کافیست، کمی خودی نباشی، هر رنگ لباست را جز فرقه ای انحرافی می دانند، و برهنگی ات را روسپی گری !!!

#دلنوشته #mahdav
آنقدر ذهنمان را درگیر چیزهای مسخره کرده ایم،
آنقدر بر سر رنگ کلاه کلاه قرمزی بحث و جدل کرده ایم،
که گوشه های گرمه روزهای سرد را فراموش کردهایم.
این تکه های کوچکه گرم،
هرچند روزهای سرد آدم را گرم نمی کنند،
اما، دل آدم را خوب گرم می کنند.
.
پینوشت، در این صحنه موهای من یخ زده بود و بنده بعدا فهمیدم...

#دلنوشته #mahdav
می گما!!
چه خوب شد، دوباره سال تموم شد،
یه بهونه شد برای دوباره نقطه سر خط...
برای بایگانی 365 روز و یک کبیسه، خنده، امید، گریه، داشتن، رفتن، خواستن، دیدن...
کاری ندارم از کجای سال با من بودی، کجاهای سال با من بودی، حتی تعداد روز و ساعتش هم مهم نیست،
مهم اینه که نبود شدن امسال با بودن تو بود.
تو این آخرین ساعات سال نود و پنج، برای روزهای خوبت دعا می کنم، روزهای خوب تو ربط عجیبی به حال خوب من داره.
آرزو می کنم، قصه امسال به جای یکی بود، یکی نبود، با یکی بود ، اون یکی هم بود شروع بشه...
آرزو می کنم، زیر بارونهای بهار، هیچ سقف بغص ترک خورده ای نباشه که چیکه کنه...
من به این سال جدید، به این روزهایی که داره میاد، عجیب امید دارم،
شروع ساله نود و شش توی یک از روزهای زمستان سال گذشته اش بود،
پس، اصلا امسال، آخر امیدهامون نقطه نمی ذاریم و با خودمون می بریمشون سال بعد...
یادت نره، سال دیگه، به من بگی، آرزوهام بر آورده شد یا نه...
.
حتی اگه نبودم...

#دلنوشته #mahdav
اگر مردمی، از سیاه بختی، هر سالی که می گذرد، هفت سین می چینند و عید می گیرند؛ که چه خوب! که سالی از بدگذشتن ها گذشت،
من باید هر روز و هر جا، سفره هفت سین بر پا کنم،
که بخت بلند من، مدتی است که سیاه است...
دقیقا رنگ چشمانه تو...

MOST RECENT

#دلنوشته #mahdav
یادم نرفته!!! شکل استرس، در پی اولین آغوش دونفره.
و ساعتها دیوار سکوت در روز بعد آن شب.
مانند حسه دوگانه و مونالیزایی، بعد از خواب دیدن هوس انگیز و خیس کردن شورت و تخت!!!
دلیلش تو بودی...
و الان تو شبیه خیالاتم شدی...
دلیلم شدی.

#دلنوشته #mahdav
هر غذایی بخوری، هر چه قدر هم پاک و پاکیزه باشه،
هر چه قدر خوشمزه باشه،
هر چه قدر ارگانیک باشه،
هرچقدر سالم باشه،
باز هم فضولات داره، اون هم با یک رنگ و بوی نا هنجار...
زندگی عجیب شبیه بدن ماست.
هر ورودی، یک دفع متعفن داره...
تازه، اون ورودی هایی که خروجی بیشتر دارن خیلی بزرگوارن...
نمی خواد کلی وقت و انرژی بزاری...
کلی بدو ای... که بدنت رو هم بد فرم هم نکنن...
این طبیعت غذاست...
زندگی عجیب شبیه بدن ماست.

#دلنوشته #mahdav
هر کس بطریقی می گوید، دوستت دارم.
اما من به مخاطب دوم شخص جمع با ضمیر سوم شخص مفرد می گویم.
می خواهم همه دنیا بداند، دوستش دارم.
وقتی در بازیِ روزهای جفت سۀ تاسِ زندگی، کسی پیدا می شود، که در هم آغوشی چیزی فراتر از خودارضایی می یابی، چیزی بیشتر از سایش دو آلت بر هم.
وقتی دل تنگش می شوی، حتی در لحظه ای که تنها نگاهش در نگاهت نیست،
وقتی بزرگترین ابهام زندگی ات می شود که چطور این همه عمر را بدون او گذرانده بودی،
وقتی که مثل آب دریایی شدی که تازه وقتی به ساحل رسید می فهمد چرا انقدر تلاطم را تحمل کرده،
همان وقت است که می خواهی داد بزنی «دوستش دارم»
تمام نثر و نظم ادبیات را باید راس ساعت ۹ گذاشت پشت در خانه، اگر نشود در مقابل این وقت فریاد بزنی « دوستت دارم»
پی‌نوشت: عکس مربوط به دره مجسمه ها و ساحل سکوت جزیره هرمز.

#دلنوشته #mahdav
عشقتان را مقابل دیگران بغل نکنید ...
عشقتان را در مقابل دیگران نبوسید ...
دیگران، از بیرون دخول بی رحمانه و چندش عقاید سنگ شده را می بینند.
دیگرانی که کاندوم احترام به عقاید را، برای افزایش لذت تجاوز به حریم خصوصی، نمی کشند.
این دیگران می خواهند برای چیدن آجر به آجر افکارت، مجوز صادر کنند.
دیگرانی که کافیست، کمی خودی نباشی، هر رنگ لباست را جز فرقه ای انحرافی می دانند، و برهنگی ات را روسپی گری !!!

#دلنوشته #mahdav
تمام روزگار کسانی مانند من
به بافتن رویای کسانی مانند تو گذشت.
از بس بافتم، چشمم سو ندارد.
داری می آیی یا ...!!!???
ببافم یا بشکافم؟؟
حتماً داری می آیی، من که می بافم.
اما نامرد، من مَردم...
بافتن درست نمی دانم، می ترسم رویایت را اندازه خودم نبافم...
.. . #specialthanksto @sogolfarokhi

#دلنوشته #mahdav
بعضی ها هستن، اول خودشان، بعد خاطراتشان، بعد یادشان، بعد انتظارشان، عجیب دوای هر دردی است.
مثل مرگ موش.
تا می خوری، ثانیه ای بعد تمام دردهایت از بین می رود.
چنان نابودت می کنند که دیگر هیچ دردی حس نمی کنی.
اینها درد را درمان نیستند، بی دردی را دلیل اند.
این بعضی ها دوای هر دردی اند، مثل خنده.

#دلنوشته #mahdav
روز آخر زمستان،
خوش به حالت،
اینگونه که تو نام زمستان داری، اما سرشار از امید بهاری و باران و طراوت...
آرامش با هیجان امید داری.
و بد به حالِ تو،
ای امروز،
ای روز آخر بهار،
که نام بهار را بر دوش می کشی، بی نشانی از باران، مات و مبهوت تشنگی.
امان از ایامِ به ظاهر خوشنامِ بی امید.
و خوشا روزگارِ ظاهرا بدنام با امید.
آفتاب باشد یا نباشد،
باران باشد یا نباشد،
اما امید باید باشد.
آرامش با هیجان امید....
(یک نفس عمیق)

#mahdev #mahkal #bholebaba # bholenath # bambambhole #bambambholey #shivaji #shivaay #shiva # lord #lordshiva #om-namah-shivaay#om-namah-shivay-. 🙌🙌 # jai bhole #har#har#mahdav

#دلنوشته #mahdav
در نظر کسی که دوستش داری ، همان قدر بدی، که در نظر کسی که دوستت دارد خوبی...
عاشق، هر چه خوبی داری بر تنت می کند، حتی از داشته های فراموش شده کنج گنجه ات.
معشوق چنان لخت و ژنده پوشت می کند، که خودت را هم از دست می دهی...
امان از درگیری بین این به تن کردن ها و عریان کردنها...
این درشت و خورد شدن ها.
فرق نمی کند دکتر شریعتی شاعرانه بگوید"من تو را دوست دارم،تو ديگري را و ديگري ديگري را... " یا من کودکانه.
همانقدر در حسرتی که در حسرت گذاشتی، یک زنجیر حلقه ای...
آرزوی محال که محال نیست، خوشا آن روز که این زنجیر به من و تو ختم شود.

#دلنوشته #mahdav
سایبانِ آفتاب هم ، با همۀ بخشندگیش، سنگسارت می کند...
سزای وقاحتِ تجاوزت به بکارت لحظه های انتظار،
کوفتن بر درِ صاحبخانه غافل.
که گاه و بی گاه بودنت،
یادش برده، حرمتِ انتظار را بدرقه کند.
و تو سرت داغ کسی است که سرگرم روزمرگی خود و اهل خانه است و فقط سوختنت از همه پنهان شده.
حکم تو، نه تجاوز به عنف، که از روی رضایت به خیانت بکارت دلت بوده ، قطعا کمتر از حکم زنای غیر محصنه نیست که هر چهار مرتبه را با هم انجام داده، عریان ...

#دلنوشته #mahdav
تو که رویایت را برای من کشتی...
من که رفتم.
از آنجایی که تقدیر، امان داشتنت را نمی دهد.
اما از من نخواه بی یاد تو زیستن را...
و تو... لااقل، پنج شنبه ها عصر، یادی از رفتگانت بکن.

#دلنوشته #mahdav
اگر بزرگ علوی چشمان تو را دیده بود،
نه رمانی می نوشت،نه به شهرت می رسید.
نه در داستانش ماکانی بود که بتواند چشمانت را بکشد.
نه دوناتللویی برایت خودکشی می کرد.
نه مبارزه ای می شد.
کل رمان، به یک کلمه ختم می شد.
"چشمهایش"

#دلنوشته #mahdav
آبی رنگ سردی است.
آبی، گرم نمی شود.
با هیچ انسانی، با هیچ شاعری، با هیچ شعری
.
.
فقط کمی، گاهی، با خورشیدی با لبخندی ...

#دلنوشته #mahdav
من عاشقم، اما عاشقی کردن بلد نیستم.
شعر می بافم، از ذوق بودنت، از ترس رفتنت.
تو شاعر نیستی، اما شاعری کردن بلدی.
با گاه و بی گاهِ گلهایت، چشمهایت، بد اخلاقی ات.
آنقدر بلدی که سمنو هم طعم ترافیس است.
گلاب بوی تام فورد دارد.
گل سرخ و آبی هم رنگند.
کاکتوس ها ابریشمی شده.
سالار عقیلی، صدایش چقدر شبیه شکیراست.
لعنتی، حواسم را پرت کرده ای.
هر پنج گانه اش.
همه اش تو را حس می کند.

#دلنوشته #mahdav #ماه_و_ماهی #ماه_و_پلنگ
من نه ماهی ام نه پلنگ، که آرزوی ماه داشتن را افسانه کنم.
من آدم برفی ام.
که در میانه سرما لبخند می زند.
تو هم ماه نیستی؛
خورشیدی.
ماهی و پلنگ، ماه را دیدند و داشتنش را آرزو کردند.
آرزوی بلند و دست کوتاه...
اما آرزوی دیدنت هم برای من، سوختن دارد.
سوختن در صفر درجه.

#دلنوشته #mahdav
من روانی ام...
من بیمارم... استراحت نمی کنم، که خوب شوم...
من یک بیمار روانیم...
بستری نمی شوم...
نمی خواهم این جنون،
نمی خواهم این تب عشق که از تو گرفتم، هیچ وقت خوب شود... Photo: @syavarsan

#دلنوشته #mahdav
هر بیماری که دچار ایست قلبی – تنفسی شود نیاز به CPR دارد.
اگر بيمار نفس نمي کشد يا نبض ندارد ، باید CPR را شروع کرد.
ماساژ قلبی بلافاصله بایستی شروع شود.
و بعد یک تنفس دهان به دهان می تواند نجات دهنده باشد.
موضوع ناراحت کننده اين است که مردم اکثرا CPR را بلد نیستند.
مخصوصا اگر بیمار، عشق باشد.
و بدتر آنکه، کسانی که باید در خلوت تنهایی بیمار باشند، صندلی را نیز ترک کرده باشد...

#دلنوشته #mahdav
اعتراف می کنم، ذهنم سر شار از آرامش است.
در آشوبی از آرامش.
اعتراف می کنم، روحم آرام است.
پر از تلاطم افکار آرام.
اعتراف می کنم، زندگی ام پر از شیرینی است.
شیرینیه اندوه.
اعتراف می کنم، در معراج ام.
در معراج از پا افتادن.
اعتراف می کنم، نارنجی ام.
نارنجیه کاربنی.
اعتراف می کنم حالم خوب است.
در زیر شکنجه این روزگار.

Most Popular Instagram Hashtags