[PR] Gain and Get More Likes and Followers on Instagram.

#heinrich_böll

45 posts

TOP POSTS

ALI:
هرگز نباید سعی در تکرار لحظات داشت ، باید آنها را همانگونه که یک بار اتفاق افتاده اند فقط تنها به خاطر آورد !
#instagram
#heinrich_böll
#عقاید_یک_دلقک /#هاینریش_بل

سیمای مردی در میان جمع
Group Portrait with Gentleman!

متن دو زبانه : Heinrich_Böll
Heinrich Theodor Böll
was one of Germany's foremost post-World War II writers. Böll was awarded the Georg Büchner Prize in 1967 and the Nobel Prize for Literature in 1972.

هاینریش تئودور بُل
نویسنده آلمانی و برنده جایزه نوبل ادبی است. بیشتر آثار او به جنگ (به خصوص جنگ جهانی دوم) و آثار پس از آن می‌پردازد.
هاینریش بل در طول جنگ چند بار زخمی شد، از پادگان فرار کرد و با جعل برگه‌های عبور خود را به غرب رساند. در آنجا به دست آمریکایی‌ها دستگیر شد. پس از آن‌که سرانجام از زندان آمریکایی‌ها آزاد شد، با همسرش در شهر کلن، شهری که ۸۰ درصدش در اثر جنگ ویران شده بود، اقامت گزید.
#هانریش_بل #بل #عقاید_یک_دلقک #Heinrich_Böll #writersland

همه چیز می تواند مرا خوشحال کند اما هیچ چیز
نمی تواند غم مرا ببرد
#Heinrich_Böll#german#writer#1917_1985
#هانریش_بل


گرسنگی قیمت‌ها را به من یاد داد؛ فکر نان ِ تازه مرا کاملا از خود بی‌خود می‌کرد، و من غروب‌ها ساعت‌های متمادی بی‌هدف در شهر پرسه می‌زدم و به هیچ چیز دیگر فکر نمی‌کردم به جز نان. چشم هایم می‌سوخت، زانو‌هایم از ضعف خم می‌شد و حس می‌کردم چیزی مثل گرگ درنده در وجودم هست. نان.

#هاینریش_بل
#نان_سالهای_جوانی
#Heinrich_Böll
#heinrich_boll
#the_bread_of_those_early_years

@Regrann from @nayla.95 - .
لقد علمنا الطريق المؤدي إلى المدرسة أكثر مما علمتنا المدرسة
#هينرش_بول
.
.
ملاحظة : هاد طريق الجامعة 😂✋🏼
#Heinrich_Böll #colorful #morning #April #spring #garden #walking #colors #steps #cheerful #trees #grass #people #blue #green #yellow #red #pink #orange #way #road #white #tiffany #paintings #rainbow #university #Damascus #Syria

.
به نظر من همه ی ما می توانیم یک "دلقکِ درون" داشته باشیم، یک دلقک از جنس خودِ خودِ خودمان
#در_هر_حال_کتاب
#کتاب_یعنی_زندگی
#همنشین_این_روزهای_من
#کتاب #عقاید_یک_دلقک #هاینریش_بل #محمد_اسماعیل_زاده #نشر_چشمه
#book #the_clown #Heinrich_böll #German

📚‌
گرسنگی قیمت‌ها را به من یاد داد؛ فکر نان ِ تازه مرا کاملا از خود بی‌خود می‌کرد، و من غروب‌ها ساعت‌های متمادی بی‌هدف در شهر پرسه می‌زدم و به هیچ چیز دیگر فکر نمی‌کردم به جز نان. چشم هایم می‌سوخت، زانو‌هایم از ضعف خم می‌شد و حس می‌کردم چیزی مثل گرگ درنده در وجودم هست. نان.

#هاینریش_بل
#نان_سالهای_جوانی
#Heinrich_Böll
#heinrich_boll
#manoketab #من_و_کتاب

...
#ترمه_کتاب
هر روز صبح، در هر ایستگاه بزرگ راه‌ آهن، هزاران نفر داخل شهر می‌شوند تا به سر ِ کارهای خود بروند و در همین
حال، هزاران نفر دیگر از شهر خارج می‌شوند تا به سر کارشان برسند. راستی چرا این دو گروه از مردم، محل‌های کارشان را با یکدیگر عوض نمی‌کنند؟
برگرفته شده از کتاب عقاید یک دلقک اثر هاینریش بل
#عقاید_یک_دلقک
#هاینریش_بل
The Clown
Novel by Heinrich Böll
#The_Clown
#Heinrich_Böll
.
.
Photo by:
@saaggo
.
.
@termenevisi ☺️
#ترمه_نویسی

MOST RECENT

.
#هاینریش_بل #Heinrich_Böll
#نان_سالهای_جوانی #das_brot_der_frühen_jahre_erzälung
پ. ن : نویسنده ی فوق العاده. انگار پای صحبت های پیرمردی بنشینی با چانه ای گرم و چابک، که خاطراتش مدام پیش چشمانش تلو تلو میخورند.

📚‌
گرسنگی قیمت‌ها را به من یاد داد؛ فکر نان ِ تازه مرا کاملا از خود بی‌خود می‌کرد، و من غروب‌ها ساعت‌های متمادی بی‌هدف در شهر پرسه می‌زدم و به هیچ چیز دیگر فکر نمی‌کردم به جز نان. چشم هایم می‌سوخت، زانو‌هایم از ضعف خم می‌شد و حس می‌کردم چیزی مثل گرگ درنده در وجودم هست. نان.

#هاینریش_بل
#نان_سالهای_جوانی
#Heinrich_Böll
#heinrich_boll
#manoketab #من_و_کتاب

#نان_سالهای_جوانی
گرسنگی قیمت ها را به من یاد داد، فکر #نان تازه مرا کاملاً از خود بی خود می کرد، من غروب ها ساعت های متمادی بی هدف در شهر پرسه می زدم و به هیچ چیز دیگر فکر نمی کردم به جز #نان،چشم هایم می سوخت، زانوهایم از ضعف خم می شد و حس می کردم چیزی مثل گرگ درنده در وجودم هست...#نان.
.
.
.

هنوز هم سکوتِ خود را نشکسته بود، نگاهش را از من برگرفت و من گفتم :
آن وقت ها، وقتی در خانه ی خودمان زندگی می کردم، کتاب های پدرم را بلند می کردم تا نان بخرم. کتاب هایی که او خیلی به آن ها علاقه داشت. کتاب هایی که در زمانِ تحصیلش به خاطرشان، گرسنگی را تحمّل کرده بود. کتاب هایی که بابت شان پولِ بیست عدد نان را پرداخته بود، من به قیمتِ نصفِ نان، می فروختم. من کتاب ها را بدونِ انتخاب، بر می داشتم، معیارِ انتخابِ من، تنها، قطرِ آن ها بود؛ پدرم آنقدر کتاب زیاد داشت که فکر می کردم کسی متوجه نخواهد شد. تازه بعدا فهمیدم که او، تک تکِ کتاب هایش را همچون چوپانی که گله ی گوسفندانش را می شناسد، می شناخت و یکی از این کتاب ها، خیلی کوچک و کهنه و زشت بود. من آن را به قیمتِ یک قوطی کبریت فروختم. امّا بعدا اطلاع پیدا کردم که ارزشِ آن، یک واگن پر از نان بوده است. بعدها، پدرم از من تقاضا کرد که برنامه ی فروشِ کتاب ها را به او واگذار کنم. او با گفتنِ این جمله، از شرمِ صورتش سرخ شد و به این ترتیب، خودش کتاب ها را می فروخت و پول را برایم پست می کرد و من با آن، برای خودم نان می خریدم ...
#هاینریش_بل
#جایزه_نوبل_ادبیات _1972
#گئورک_بوخنر_1967
#Heinrich_böll
#Das_brot_der_frühen_jahre_erzählung

...
#ترمه_کتاب
هر روز صبح، در هر ایستگاه بزرگ راه‌ آهن، هزاران نفر داخل شهر می‌شوند تا به سر ِ کارهای خود بروند و در همین
حال، هزاران نفر دیگر از شهر خارج می‌شوند تا به سر کارشان برسند. راستی چرا این دو گروه از مردم، محل‌های کارشان را با یکدیگر عوض نمی‌کنند؟
برگرفته شده از کتاب عقاید یک دلقک اثر هاینریش بل
#عقاید_یک_دلقک
#هاینریش_بل
The Clown
Novel by Heinrich Böll
#The_Clown
#Heinrich_Böll
.
.
Photo by:
@saaggo
.
.
@termenevisi ☺️
#ترمه_نویسی

.
به نظر من همه ی ما می توانیم یک "دلقکِ درون" داشته باشیم، یک دلقک از جنس خودِ خودِ خودمان
#در_هر_حال_کتاب
#کتاب_یعنی_زندگی
#همنشین_این_روزهای_من
#کتاب #عقاید_یک_دلقک #هاینریش_بل #محمد_اسماعیل_زاده #نشر_چشمه
#book #the_clown #Heinrich_böll #German

Me and my little furries or my white cotton candies in this damn hot summer afternoon 😎🙀😻😺☉☉🏠 #catsofinstagram #persiancat #koosha #cookie #furrycats #cottoncandy
#we_are_sleeping and #mommyisreading a book: #das_brot_der_frühen_jahre_erzälung which means #the_bread_of_those_early_years by #Heinrich_Böll 📖

ALI:
هرگز نباید سعی در تکرار لحظات داشت ، باید آنها را همانگونه که یک بار اتفاق افتاده اند فقط تنها به خاطر آورد !
#instagram
#heinrich_böll
#عقاید_یک_دلقک /#هاینریش_بل

.
"من در تمام این سال ها به آن فکر نکرده ام، قضیه طور دیگری است. شاید الان و این جا به فکرم رسیدند: تو رنگ قرمز را به چشمه ای می ریزی تا بفهمی تا کجا خواهد رفت، اما ممکن است سال های زیادی طول بکشد تا این که تو جایی را که اصلا فکرش را هم نمی کردی، آب قرمز رنگ را پیدا کنی. امروز از برکه ها خون جاری شده، من تازه امروز می فهمم که رنگ سرخ من کجا مانده است."
.
.
.
نان سال های جوانی
هاینریش بل
ترجمه محمد اسماعیل زاده
نشر چشمه
#نان_سالهای_جوانی #هاینریش_بل
#نشر_چشمه #محمد_اسماعیل_زاده #کتاب #ادبیات_آلمان
#Heinrich_Böll
#das_brot_der_frühen_jahre_erzälung #the_bread_of_those_early_years

...
.
And God appeared to me
.
.
in the form of a [drunken] spider ...
.
.
And I kept looking at him
.
.
Till he fell down the roof
.
.
Through a glass... darkly....
.
.
و خداوند به هیئت عنکبوتی [مست]
.
.
بر من نمایان شد
.
.
و من خیره به او ماندم
.
.
تا زمانی که از سقف سقوط کرد
.
.
[از میان یک شیشه.... به تاریکی ...]
.
.
همچون در یک آینه....
.
.
#poem #poetry #through_a_glass_darkly #ingmar_bergman #heinrich_böll #jackson_pollock #downfall #god #drunken #spider #cross #faith #gothic #abstract_expressionism
#شعر #از_میان_شیشه_به_تاریکی #همچون_در_یک_آینه #اینگمار_برگمان #هاینریش_بل #جکسن_پالاک #سقوط #خدا #عنکبوت #مست #صلیب #ایمان #گوتیک #اکسپرسیونیسم_انتزاعی

Most Popular Instagram Hashtags