#captions

MOST RECENT

Positive mind positive vibes ☀️
-
-
-
-
-
#flowers_shotz #flowers #photography #photoshoot #summer #sun #captions

Pada akhirnya, kamu hanya mensyukuri apapun yang kamu miliki hari ini.
Walau yang kamu tunggu tak pernah datang, walaupun yang kamu perjuangkan tak pernah sadar dengan apa yang kamu lakukan. Nikmati saja. Kelak yang kamu cintai betapa kerasnya kamu memperjuangkannya. .
.
.
.
#captions

Guys I’m so sorry I haven’t been posting as much. I promise I’ll try to be more active, but I’m not in a good mental place and I have a LOT to do for back to school. I’m sorry, and I hope you understand😘



Follow count: 969



Thread credit: @selflovethebestlove



#fff #caption #instagram #love #cute #happy #follow #gaintrick #followforfollow
#summer #cute #photooftheday #s4s #ff
#followforfollowtrain #Selfcareing #thread #selfcare #caption #fff #f4f #newaccount #selfcarezzz #selfcareaccount #captioninspos #captions #selfcarethreads #followforfollow #likeforlike #beauty #selflove #inspos
#selfcare #selfcarethreads #selfcarethread

Where do I buy the conversion kit


يك روز عده اي از نزديكانم را به مجلس مرثيه خواني دعوت كردم.خانواده ي ما كم آشنا نيست با اين مجالس.از قبل قرار گذاشته بوديم كه همچين روزي كنار هم به تماشا برويم.بدون هيچ توضيحي اكثريت قبول كردند كه بيايند.
آفتاب داشت مارا ميخورد.مجبور به سايه باني براي خودمان شديم.از قضا همه هم تيره پوشيده بودند.
نمايش شروع شد.
مرثيه خوان در مغز من ميخواند.
روزي روزگاري در اين كُره ي بيرحم، فردي مجبور شد بجنگد براي زنده ماندنش.
همه ي فن هاي مربوط به جنگ را آموخت و هر روز تكرارشان ميكرد تا مبادا اين زمين او را زمين بياندازد.
ياد گرفته بود به همه چي لبخند بزند.
ميباخت
ميبرد
و خسته ميشد هم لبخند ميزد.
بيشتر وقت ها نفس نفس زنان او را ميديديم از بس كه دوندگي ميكرد.
بيس از حد براي موفق شدن و زنده ماندن تمرين ميكرد و تمام بدنش هميشه كبود بود.
همچون گلي لطيف از احساسات، گاهي آسمان اول بهار دلش ميباريد و گاهي وسط پاييزش.
گاهي هم در زمستان با يك ضربه كوچك، بهمني ميشد روي آن كوه سخت.
باور كرده بود كه هر فصل ويژگي هاي خودش را دارد ولي كوه هميشه كوه است.
خيلي ها گريه ميكردند وقتي ميديدند كسي براي زندگي اش ميجنگد و در آخر، زندگي شكستش ميدهد ولي من نه.
نه خوني، نه ضربه اي.
آرام و جوري كه نفهمد، ديگر نميگذارد نفس بكشي و هوايت را ميگيرد.
داشتم ميگفتم : آفتاب هنوز مشغول كار بود و سايه بان هم فايده اي نداشت.
كمي آب خوردم. كمي آب روي صورتم ريختم و بقيه آن را هم ريختم پاي درختچه هاي كنار قبر مادرم. يكسالي هست كه هم صحبت مادرم شده اند.
نويسنده : خودم (١)

Most Popular Instagram Hashtags