[PR] Gain and Get More Likes and Followers on Instagram.

#98ia

540 posts

TOP POSTS

رمان زندگی عروسکی
نوشته سحر.نیک اختر کاربر انجمن نودهشتیا
پایان خوش
 خلاصه:
داستان زندگی سایه و سیاوش و آدمای مختلفه.سایه ای که بعد از پشت سر گذاشتن یه زندگی ناموفق تنها زندگی میکنه و از شرایط روحی خوبی برخوردار نیست و سیاوشی که خرج خونواده رو میده و مشکلات خونوادگی داره و البته زندگی آدمایی که سر راه این دو نفر قرار میگیرن تا اینکه …
روند داستان: بالا و پایین زیاد داره اما آرومه مثل بهار با این فرق که یه خورده احساسش بیشتره
شخصیت ها: سایه یه دختر جدی با ظاهری آروم اما از درون طوفانی و آشفته
سیاوش پسری که مغرور نیست … مهربونه و مسئولیت پذیر … شیطون و البته پولکی
و یه سری شخصیتا که طول داستان باهاشون آشنا میشید
شروع داستان: یکی دو پست اولش میذارم تا ویرایش بهار تموم بشه و البته به طور جدی از بعد از عید شروع میشه
زبان داستان: از زبون سایه و سیاوش و راوی
زمان داستان: بین گذشته و حال در گردشه
داستان زندگی سیاوش یه پسر که مرد یه خونواده س و داره خرجی اونا رو در میاره
داستان زندگی آدمایی که توی مسیر زندگی این دو نفر قرار می گیرن
#رمان
#رمان_گیشاه
#زیبا
#98ia
#جدید
برای دریافت رمانها با گروه و کانال ما همراه باشید

.
حالِ خوب یک همراه که حال همه رو خوب میکنه.
تشکر از رکسانای عزیز برای عکس قشنگش :)
#radiocactus #radio #98ia

سلام دوستان
میخوام رمانم رو براتون بنویسم
هر روز پست میزارم
قسمت اول امروز گذاشته میشه
لطفا حمایت کنید

#رمان #رمان_جدید #رمان_ایرانی #رمان_عاشقانه #رمان_جدید #98ia

نام رمان:در حسرت آغوش تو
نویسنده:n!loof@r
تعداد صفحات:247
 خلاصه داستان :

داستان درباره ی دختری به نام پانته آ ست که عاشق پسری به نام کیارشه اما داستان از اونجایی شروع میشه که پانته آ متوجه میشه که کیارش به خواهرش پریسا علاقه منده و برای خواستگاری از پریسا پا به خونه ی اونها میذاره اما طی جریاناتی کیارش مجبور میشه که پانته آ رو به عقد خودش در بیاره و…….
منبع:www.98ia.com

نام رمان:سوخته دامانم
نویسنده:moon shine
تعداد صفحات:278
 خلاصه داستان :

سمن چند ساله که با کلی عشق و محبت دو طرفه با قادر ازدواج کرده ولی خدا صلاح ندونسته تا حالا بچه دار بشه . همه بهش انگ میچسبونن که نازاست که بچه اش نمیشه . سمن دلش پر از غصه است …
مخصوصا طایفه ی شوهرش بهش زخم زبون میزنن و آزارش میدن … تا اینکه یه روز بعد از چهارسال وقتی قادر نیست ، مادر شوهرش ، سمن رو از خونه و کاشونه اش بیرونش میکنه ، اون هم به جرم نداشتن بچه … اون هم به خاطر صلاح و مصلحت خدا … 
سمنِ آواره … سمن ِ بیچاره … راهش میوفته به درخونه ی زینال ، پسرعموی سخت گیرش ، مرد سوخته در آتش گذشته ، مردی که با صورت نیم سوخته و پوست چروکیده ی دستهاش … غاصبیِ برای زنهای اطرافش … تلخ و سخت … تند و بی رحم …
منبع:www.98ia.com
لینک دانلود:
http://www.98ia.com/News-file-article-sid-17917.html

نام رمان:بمون کنارم
نویسنده:gisoye shab گ.شب
تعداد صفحات:188
خلاصه داستان :

داستان دریاره دختری به اسم شمیم هستش که پس از فوت مادر و پدرش بنا به گفته ی دوست باباش بعد یک سال میاد با همین خونواده ی دوست پدرش زندگی می کنه..
خونواده ی دوست پدرش یک پسر به اسم ارمیا و یک دختر به اسم المیرا دارن..
ورود شمیم به زندگی این خانواده ارمیا را ناراحت می کنه..و از اونجا ارمیا درصدد به وجود اوردن ناراحتی برای شمیم هستش..
و سعی می کنه همه جا خوردش کنه…
از قضا شمیم از پدر خونواده می خواد که بره سرکار..و با اصرار های فراون از پدر ارمیا ،پدر ارمیا شرکتی رو برای شمیم در نظر میگیره که رئیس اون شرکت کسی نیست جز ارمیا..و از اونجاست که زندگیه شمیم عوض میشه…….
منبع:www.98ia.com

نام رمان:راننده سرویس
نویسنده:sun daughter
تعداد صفحات:473
 خلاصه داستان :

چهار تا دختر دبیرستانی که رفیقای چندین ساله هستن و در یک دبیرستان درس میخونن و هم رشته هستن و بعد از گذشت شیش سال همکلاسی بودن… کلاسهاشون دو به دو عوض میشه و روز بعدش هم راننده سرویس سابقشون … و راننده ی جدید یه پسر جوونه که …
موجود در كانال 😊

رایان و راشا شخصیت های رمان قرعه به نام سه نفر

نام رمان:در همسایگی گودزیلا
نویسنده:آنیلا کاربر نودهشتیا
تعداد صفحات:1015
خلاصه:

یه دخترشیطون ودیوونه به اسم رهاشایان…یه پسرشیطون به اسم رادوین رستگار…هم کلاسی هایی که سایه هم دیگه روباتیرمیزنن…رهابه شدت ازرادوین متنفره واین تنفرباعث میشه که واسه اذیت کردنش نقشه های مختلفی بکشه…البته این وسط رادوینم ساکت نمی شینه و هرکاری می کنه تاحرص رهارودربیاره…این نقشه کشیدناواذیت کردناوحرص دادناباعث میشه که اتفاقای خنده داری بیفته.
همه چیز خوبه وزندگی به خوبی می گذره اما به دلیل یه سری ازمشکلات،رها مجبورمیشه ازخانواده اش جدابشه وتویه خونه دیگه زندگی کنه…اماباورودش به خونه جدید…عشقولانه…کل کلی..طنز…پایان خوش…
موجود در كانال 😊

MOST RECENT

#رمان#و_عشق_تنها_عشق
#نودهشتیا #رمان_عاشقانه #98ia #داستان
پیج اولم:
@_ocean.green_ ...
🍁💝🍂😍🍁💝🍂😍🍁💝🍂😍🍁💝🍂😍🍁💝🍂😍🍁💝😍🍁💝🍂😍🍁💝🍂😍🍁
نصف بیشتر این داستان روی سایت اصلی نودهشتیا قبلا گذاشته شده بود توسط خودم متاسفانه بعد از فوت اقای جوشنی و بسته شدن سایت رمان نصفه موند منم انگیزه ادامه دادنش رو نداشتم بعد ها دیدم که چندتا سایت هاهمون کتاب نصفه رو گذاشتن و احتمالا میخواستن پایانشو خودشون بنویسن ....
تصمیم گرفتم تو اینستا که یه جورایی الان بزرگ ترین شبکه اجتماعی هست دوباره این رمان روبذارم....
از دوستام تقاضا دارم همراهی کنن رمان دوستای عزیز شاید اوایل داستان کمی سرد و ضعیف به نظر ولی شرح یه زندگی معمولیه امیدوارم دوست داشته باشین....
واینکه اگر کسی از الناز دادخواه عزیز نویسنده رمان های درنده تاریکی خبری داره خوشحال میشم بهم بگین چون بعد از بسته شدن سایت دیگه دسترسی به اون دوست خوب و مهربون نداشتم متاسفانه!

ــــــــــــــــــــــــــــــ
_دیوار غرورتو اونقدر بلند بساز که صدای قلبت بهش نرسه.
ــــــــــــــــــــــــــــــ
#رمان آوازه غرور
#98ia #مونولوگ #صبا_عسکری

داستان:تاپ تاپ خمير
.
.
.
نوشته :مرضيه ستوده
.
.
با صداي:صبا عسكري
.
.
خلاصه:
سخت برای تک تک لحظه های زندگی اش تلاش میکرد.تلاشی سخت اما لبریز از عشق و علاقه.عشقی به سن شانزده سالگی و تهمت ها به جرمی که نمیدانست چیست!
مراقبت از احساسِ لطیف یک گونی استخوان که تنها رو یک تخت افتاده است...
#نودهشتیا #دانلود #رمان #دانلود_رمان #مریم_در_دست_روزگار #رمان_عشقانه #رمان_رمان #سایت_نودهشتیا #کتاب #کتاب_خوب #98ia #98ia_co #site #roman #download_roman #novelصوتي#موزيك#فيلم

نام کتاب گویا:دختربچه بدجنس
نویسنده : ژوان ژان شارل
گوینده : ترانه یوسفی
فرمت : mp3
حجم : 5.5 مگابایت
زمان : 6 دقیقه

#نودهشتیا #دانلود #رمان #دانلود_رمان #مریم_در_دست_روزگار #رمان_عشقانه #رمان_رمان #سایت_نودهشتیا #کتاب #کتاب_خوب #98ia #98ia_co #site #roman #download_roman #novelصوتي#موزيك#فيلم

نام کتاب:عشق تصادفى📚
.
.
.
.
.
نویسنده: غزاله شریف Hara1998 .موضوع:عاشقانه
.
.
.
.
.
خلاصه: دخترى از خانواده مرفه اصفهان دخترى با یه غم بزرگ غمى که باعث شده تا اون خیلى شکننده
بشه اما نه در ظاهر....در ظاهر یه دختر خوب و شاد یه دختر مثل بقیه اما نه اون مثل بقیه نیست درویش
غوغاست این طوفان وقتى به اوجش مى رسه که اون دوباره با مسبب تموم ناراحتیاش رو به رو میشه
__________________________
#نودهشتیا #دانلود #رمان #دانلود_رمان #مریم_در_دست_روزگار #رمان_عشقانه #رمان_رمان #سایت_نودهشتیا #کتاب #کتاب_خوب #98ia #98ia_co #site #roman #download_roman #novel

با تشکر خیییلییی خیییلییی زیاد از کتاب خونه #98ia که این رمان جزو بهترین رمان هاشون بود
رمان:دروغ شیرین
نوشته ی:sparrow&Saghar

قصه ي ادمهاي درونت را بخوابان🎭
تهيه كننده و نوشته:سوگندرمضاني

خلاصه: در وجود هر انسان عاشقي چهار انسان ديگر نيز نفس مي كشند.گاهي خاطرات موجب مي گردد كه حتي عشقي كه مدتهاست از بين رفته است،جزوي از انسانهاي درونت مي شود.... اگر عاشق هستيد،اين داستان رو با اعماق وجودتون احساس مي كنيد....
پ.ن:اول براي نوشتنش يكم مردد بودم..اما وقتي شروع كردم،اين شخصيت ها بودن كه جون ميگرفتن..نه قلم من☺️
.
.
.
.
.
.
.
.
نقشهاي ترلان،كودك،نوجوان،خانم بزرگ درون:سوگندرمضاني
@sogandramzanii
ديوانه ي درون:كيميا محمدي
@77.kimiya.77
عشق درون:اميرحسين شهپروصال
@amir__h__sh .
.
.
.
به زودي در 98ia.co
#نودوهشتيا#98ia#كتاب#كتاب_صوتي#داستان#صدا#فيلم#🎙#گوينده#📝#✏️

قصه ي ادمهاي درونت را بخوابان🎭
تهيه كننده و نوشته:سوگند رمضاني

خلاصه: در وجود هر انسان عاشقي چهار انسان ديگر نيز نفس مي كشند.گاهي خاطرات موجب مي گردد كه حتي عشقي كه مدتهاست از بين رفته است،جزوي از انسانهاي درونت مي شود.... اگر عاشق هستيد،اين داستان رو با اعماق وجودتون احساس مي كنيد....
.
.
.
.
.
.
.
.
نقشهاي ترلان،كودك،نوجوان،خانم بزرگ درون:سوگندرمضاني
@sogandramzanii
ديوانه ي درون:كيمياسلطان محمدي
@_kimiya_soltan_mohammadi
عشق درون:اميرحسين شهپروصال
@amir__h__sh .
.
.@www_98ia_co
.
به زودي در 98ia.co
#نودوهشتيا#98ia#كتاب#كتاب_صوتي#داستان#صدا#فيلم#🎙#گوينده#📝#✏️#بازیگر_رسانه_#عاشق#تاتر#صدا
#هنر#سینما#هنری

قصه ي ادمهاي درونت را بخوابان🎭
تهيه كننده و نوشته:سوگندرمضاني

خلاصه: در وجود هر انسان عاشقي چهار انسان ديگر نيز نفس مي كشند.گاهي خاطرات موجب مي گردد كه حتي عشقي كه مدتهاست از بين رفته است،جزوي از انسانهاي درونت مي شود.... اگر عاشق هستيد،اين داستان رو با اعماق وجودتون احساس مي كنيد....
پ.ن:اول براي نوشتنش يكم مردد بودم..اما وقتي شروع كردم،اين شخصيت ها بودن كه جون ميگرفتن..نه قلم من☺️
.
.
.
.
.
.
.
.
نقشهاي ترلان،كودك،نوجوان،خانم بزرگ درون:سوگندرمضاني
@sogandramzanii
ديوانه ي درون:كيميا محمدي
@77.kimiya.77
عشق درون:اميرحسين شهپروصال
@amir__h__sh .
.
.
.
به زودي در 98ia.co
#نودوهشتيا#98ia#كتاب#كتاب_صوتي#داستان#صدا#فيلم#🎙#گوينده#📝#✏️

قصه ي ادمهاي درونم را بخوابان🎭
تهيه كننده و نوشته:سوگند رمضاني
.
.
خلاصه: در وجود هر انسان عاشقي چهار انسان ديگر نيز نفس مي كشند.گاهي خاطرات موجب مي گردد كه حتي عشقي كه مدتهاست از بين رفته است،جزوي از انسانهاي درونت مي شود.... اگر عاشق هستيد،اين داستان رو با اعماق وجودتون احساس مي كنيد.... به زودي در 98ia.co
#نودوهشتيا#98ia#كتاب#كتاب_صوتي#داستان#صدا#فيلم#🎙#گوينده#📝#✏️#كليپ #فيلم#متن#موزيك #رمان#عاشقانه#كتاب_گويا#نشر #دبيرستان#رمان

📚نود و هشتيا با افتخار تقديم مي كند

#معرفي_داستان_صوتي .

داستان صوتي:من صد تا صد تا دوستت دارم💔
قسمتي از داستان:

_موهامو براي تو مشكي كردم.اگه بري از تارتارشون از عشقت قصه مي سازم!

_طلاييشون كن دوباره!انگار هيچ اتفاقي نيفتاده

نميدونست وقتي موهاتو سياه سياه كني ديگه هيچ راهي نداري!يا بايد بزاري اين رنگي بمونه يا رنگشون كنيو يه رنگ بدريخت روش بزاري تا بسوزه!كاش درد من فقط سوختن موهام بود... !
روايت داستان دختر عاشقي است كه از روز جدا شدنش شروع به تعريف ميكند تا به روز اشناييش برسد

به طور رايگان از سايت دانلود كنيد:
www.98ia.co
#نودوهشتيا#98ia#رمان#كتاب#كتاب_گويا#كتاب_صوتي#گوينده#كليپ#انجمن #رمان_عاشقانه#رمان_جديد#📝 #🎙#كتاب_خوب#📚#عاشقانه#صدا #نوشته #متن

نود و هشتيا با افتخار تقديم مي كند📚
داستان صوتي ساعت زندگي🕰
كاربر انجمن نود و هشتيا
به طور رايگان از سايت دانلود كنيد:
www.98ia.co
#نودوهشتيا#98ia#رمان#كتاب#كتاب_گويا#كتاب_صوتي#گوينده#كليپ#انجمن #رمان_عاشقانه#رمان_جديد

.
یادت هست وقتی خدا داشت بدرقه ات می کرد، بهت چی گفت؟
_"جایی که میری مردمی داره که می شکننت، نکنه غصه بخوری!
من همه جا باهاتم، تو تنها نیستی.
تو کوله بارت عشق میذارم که بگذری،
قلب میذارم که جا بدی،
اشک میذارم که همراهیت کنه،
و مرگ؛ که بدونی برمی گردی پیشم."
💞
.
(؟؟؟)
📷 مهرماه نود و سه _ زیباکنار .
.
.
.
#خدا #عشق #قلب #اشک #کوله #کوله‌_پشتی #کوله_بار #پاییز #سفر #دلتنگی #امید #بازگشت
#نودهشتیا #98ia

#چکامه_ی_ایرانی
من از ۲ جِهان دست کشیدم بانو
هرچند که خم کرده کمر تا زانو
کوتاه شده برای قلبم اینک
سقفی که نامش آسمان ست بانو
شبگرد خیال روی ماهت هستم
اما دگرم بخاب گشتم بانو
بیگانه صفت شدم با ذاتم من
من زنده نی ام، بخاب دیگر بانو
مردی که همه عمر قلندر بودش
دیگر به خیال سپرده خاطر، یاهو
........................ 📝#مرگ_قلندر
✏️👤 #آریو_ب
#J_Ar_Ef
#ARio_B
@iranian98chakAme
___________________________
#J_Ar_Ef #j_ar_ef #ARio_B
#آریو_ب #شعر #شاعر #چکامه #چکامه_سرا #ادبیات_معاصر_ایران #ادبیات #ادبیات_معاصر #نودهشتیا_98ia #نودهشتیا #نودهشتیا_دات_کو #98ia #قلندر_شب #رهگذر_شب

.
حالِ خوب یک همراه که حال همه رو خوب میکنه.
تشکر از رکسانای عزیز برای عکس قشنگش :)
#radiocactus #radio #98ia

شب هاي من روز است،ان قدر نور ميپاشد به پنجره ي اتاقم كه پرده ام را ميكشم اما باز لابه لاي درزهاي پنجره نور اميد تو خدا،خودش را از ان زوار كوچك ميرساند به من،جا ميكند در دلم ...كه صبح وظهرو بعداظهر حتي غروب جمعه برايم روز روز شود،روشن روشن...
حتي اگر سماجت و لجبازي كار دستم داد،اگر درزهاي پنجره را نالايقانه به رويت بستم تو وارد شو...در هم نزن...يكهو وارد شو...الهام شو...خدايي كن و بنده ات را غافلگير كن...از اعجاز حضورت...بي اجازه...ناسلامتي خداي مني!....اجازه نميخواهد ورودت به دلم.....هميشه...حتي وقتي،درها و پنجره ها را به رويت ميبندم ! تو به كفر نگير،هميشه در عشق،خودخواهي و انتظار هم هست...انتظاروخودخواهي بنده ات را تو به دل نگير🙏🏻🌹
شب خوش
#سوگند_رمضاني
#داستان#متن#شعر#نثر#عشق#رمان#كتاب#نشر#دنيا#عكس#طبيعت#نويسنده#نويسندگي#قلم#نوشته#خط#دلتنگي#فريدون_مشيري#فروغ_فرخزاد #پروين_اعتصامى #كيكاووس_ياكيده#98ia#دل#ناب#عاشقانه#مهدي_سهيلي#علي_قاضي_نظام#يغما_گلرويي#نودوهشتيا#98ia#عكس

متولد شدم،در بهمني برفي،و نامم گذاشتند سوگند، به شكرانه ي سوگندي كه ياد كردند تا اخر دنيا به پاي هم مجنون باشند،و من به حرمت نامم سوگند ياد كردم هيچ گاه به كذب قسم نخورم و به واسطه نامم ،تجلي عشق نابشان،عشق بپروانم حتي اگر دشمنم هم باشي،من تو را دوست خوبم صدا ميزنم تا دوست داشته شوم نرم نرمك،تولدم مبارك💕
#✏️سوگند_رمضاني
#داستان#متن#شعر#نثر#عشق#رمان#كتاب#نشر#دنيا#عكس#طبيعت#نويسنده#نويسندگي#قلم#نوشته#خط#دلتنگي#فريدون_مشيري#فروغ_فرخزاد #پروين_اعتصامى #كيكاووس_ياكيده#98ia#دل#ناب#عاشقانه#مهدي_سهيلي#علي_قاضي_نظام#يغما_گلرويي#نودوهشتيا#98ia#عكس

داستان شب اول هزار و يك شب
داستان هزار و يك شب تلفيقي از سه زبان هندي ،عربي و ايراني،در واقع داستان مشرق زمينه و روايات گر داستان هاي جذاب و دل نشين،اميدوارم كه لذت ببرين و نظراتتونو با من در ميون بزارين،سپاس🌹❤
داستان بازرگان وعفريت
#سوگند_رمضاني
پيانوي استاد شهرداد روحاني
#قصه #پيانو#هزارو_يك_شب#شهرداد_روحاني
#صدا#اوانامه#اذرخرم#azarkhorram#دوبله#قصه

.كاش ميشد يادبگيري وجود تك نفره ات را كه بدبينانه تنها صدايش ميزني،دوست داشته باشي...مثلا خودت را برداري و ببري دو فنجان چاي دارچينت را دوبار هورت بكشي...مثلا براي خريد لباسهايت به سليقه ي خود خودت اعتماد كني...و شك نيندازي به جان خودت...مثلا بدون اينكه واهمه داشته باشي كه نكند اني كه از همه به من نزديكتر است،روزي بزرگترين ضربه را به من بزند و خوبي هايم را تهديد جانم كند...به خودت تكيه كني وخيالت اسوده از هرچه دوست دشمن نما از هيچ چيز در دنيا نترسي...مثلا جاي اينكه وقتت را حرام نمك نشناسي ان حسوداني كه به ظاهر خوشبختيت را ميخواهند و پشت سر حسرت مي خورند...وقتت را بگذاري روي قلمي كه استعدادش را داري و با شخصيت هاي نوشته هايت شب و روز زندگي كني....و جاي فكرهاي خاله زنكي ،به اخر رساندن داستانت فكر كني و بستني توت فرنگي را در اغوش دهانت مزه مزه ميكني....كاش ياد بگيري خود تك نفره ات را،كه با بي انصافي مي نامي تنها عاشقانه دوست بداري.
#سوگند_رمضاني
#داستان#متن#شعر#نثر#عشق#رمان#كتاب#نشر#دنيا#عكس#طبيعت#نويسنده#نويسندگي#قلم#نوشته#خط#دلتنگي#فريدون_مشيري#فروغ_فرخزاد #پروين_اعتصامى #كيكاووس_ياكيده#98ia#دل#ناب#عاشقانه#مهدي_سهيلي#علي_قاضي_نظام#يغما_گلرويي#نودوهشتيا#98ia#عكس

من از ان قماش دخترها بودم كه ناخن هايم هر هفته شكلك هاي به خصوصي به خودش مي گرفت،ناخن كارم براي خرده فرمايش هاي من،اوستايي شده بود در نقاشي ،يك بار بادكنك مي خواستم ،بارديگر گوزن و درخت هاي كريسمس...وقتي تو امدي...صورت دختر و پسري را كشيد كه ميانشان قلب هاي صورتي و قرمز بود...دو روز بعد دعوايمان شد،شب را با گريه خوابيدم و به خودم گفتم فردا صبح پاكش ميكنم!اگر تو محو شي...ديگر اين طرح را ميخواهم چه كنم...صبح شد و از ضعف بيهوش شدم....بردنم بيمارستان....و وقتي قطرات سرم تنم را يخ مي كرد...اس ام اس اشتيت كه صدايم كردي تنم را گرم گرم كرد و عكس دستانم را كه سوزن فرو رفته بود برايت فرستادم...دستي با ناخن هاي صورتك دار و بيمار دستان تو....يك هفته نگذشت كه باز همديگر را از دست داديم...تو رفتي و من ماندم و ان ناخن ها كه دلم نمي امد پاكش كنم...صبوري كردم...منتظر ماندم و باز...خبري از تو نشد...در عكسهايم ناخن هايم را محسوس نشان مي دادم و باز خبري از تو نشد...وقتي اطمينان پيدا كردم كه ديگر دلت را نمي برم....گفتم طرح ناخن كاشته ام را پاك كنند و ناخن ها را از بيخ و بن بكشند....و بعد رفتن تو...هيچ طرح و شكلي نتوانست مرا شاد كند...من ماندم و ناخن هاي كوتاه با لاك هاي ساده و تك رنگ....هيچ يادم نميرود كه وقتي صورت ان پسرك كه به خيالم صورت تو بود با استون ناپديد مي شد چطور اشك هاي معصومانه ام روي دستانم ميريخت ...و دستان تورا طلب ميكرد...كاش ميتوانستم از همان ناخن هاي كوتاه و بي رنگم باز برايت عكس بفرستم ،كه بگويي الهي فداي انگشتان بي رنگ و بي رمقش شوم..كه براي من به اين روز افتاده.....
#سوگند_رمضاني
#داستان#متن#شعر#نثر#عشق#رمان#كتاب#نشر#دنيا#عكس#طبيعت#نويسنده#نويسندگي#قلم#نوشته#خط#دلتنگي#فريدون_مشيري#فروغ_فرخزاد #پروين_اعتصامى #كيكاووس_ياكيده#98ia#دل#ناب#عاشقانه#مهدي_سهيلي#علي_قاضي_نظام#يغما_گلرويي#نودوهشتيا#98ia#عكس

من هميشه ادم وسطي بودم،هميشه!نه از ان دخترها كه گيسوانشان را از باد هم پنهان ميكنندو نمازشان قضا نمي شود...نه از ان قماش نيمه عريان ها و مغز ظاهربين و توخالي..كه اينده و فكرشان متمركز به خوشي اني و در خوي حيواني اسيرند...و در تن گرفتار!من دوشيزه ي وسطي بودم،ابشار موهاي خرماييم هميشه ازاد،روي شانه هايم،روسريم كه شل مي شد دستي براي صاف شدنش نميكشيدم..ميگذاشتم وجودم زيبايي را حس كند و موهايم هواي مطبوع خدارا لمس،انتخاب لباسهايم معيارش زيبايي بود فقط حتي اگر پوشيده باشد،و نمازخواندنم بسته به خوشحالي روحم،خدايم را داشتم گاهي بدون ذكر ايات..گاهي وقتا با ملودي هاي شيرين دوست داشتم بدنم شادي را به خود تزريق كند...و گاهي وقتها شادي بيشتر را در سكر اور بودن نوشابه اي ميخواستم...كم كم اما حس كردني...و در اين دنيا،اين وسط جا ماندن،ميان انچه لذت را در ان حس ميكني با انچه كه خدايت ميپسندد،درجازدن است..سردرگم ماندن روح،...اين وسط بودن،اين وسط جا ماندن،چيزي نيست جز اينكه نه خدا در اغوشت ميگيرد و نه زمين پذيراي وجود توست....
نوشته:#سوگندرمضاني

#داستان#متن#شعر#نثر#عشق#رمان#كتاب#نشر#دنيا#عكس#طبيعت#نويسنده#نويسندگي#قلم#نوشته#خط#دلتنگي#فريدون_مشيري#فروغ_فرخزاد #پروين_اعتصامى #كيكاووس_ياكيده#98ia#دل#ناب#عاشقانه#مهدي_سهيلي#علي_قاضي_نظام#يغما_گلرويي#نودوهشتيا#98ia#عكس

نگاهم كرد و گفت:قلم خوبت به چه كارت ايد وقتي رمز و راز خوش نويسي نميداني،مثل دخترك نازيبايي كه مهر ميورزد،گفتم تابحال كسي ان قدر مهربان نبوده برايت كه زشتيش را ديگر نبيني...
سيگاري را اتش زد و گفت او با همه فرق داشت،جور ديگري زيبا بود...
#سوگندرمضاني
#داستان#متن#شعر#نثر#عشق#رمان#كتاب#نشر#دنيا#عكس#طبيعت#نويسنده#نويسندگي#قلم#نوشته#خط#دلتنگي#عكس#98ia

نام كتاب:و_تمام_میشود
نویسنده:SunDaughter

خلاصه:  دیگه نه یه دختر پونزده ساله ی ابرو برم ... نه یه بیست ساله ی عاشق پیشه ... الان بیست و پنج سالمه ، من فرق کردم... تو فرق کردی... همه چیز عوض شده ! -بعید میدونم... هروقت سنت یکی از مضرب های پنج بود یه کاری دستمون دادی ...!
خندیدم... با صدای بلند ... راست میگفت ... مثل همیشه...!
موجود در كانال 👐 #رمان #98ia

نام كتاب: بودنت_هست
نویسنده : طاهره.الف
خلاصه داستان :
خورشید یه دختر چوپانِ روستائیه و حبیب یه پزشکِ جوان شهری! این دو با هم ازدواج می کنن و توی شهر، کنار خونواده ی حبیب زندگی می کنن .. نه! قرار نیست مادر شوهر و خواهر شوهرای خورشید اذیتش کنن!!!! نه! قرار نیست حبیب بد اخلاق بشه و کتکش بزنه و بره یه زن دیگه بگیره!!!! نه! قرار نیست نتونن بچه دار بشن و بعد همه بهشون سرکوفت بزنن!!!! فقط قرار بر اینه که حبیب بره و برگرده .. میره، بر می گرده، می مونه و .. در آخر یه قبر می مونه که فقط دو ، سه نفر می دونن که “حبیب توش نیست”! پایان تلخ 😢
موجود در كانال 👐 #رمان #98ia

یک سال گذشت ... سالی که به سرعت برق و باد گذشت اما با حجم خالی از وجود تو

حجم خالی ای که هرگز با هیچ چیز پر نمی شود
دلمان برایت تنگ شده ، از تو برایمان مشتی خاطره مانده ، خاطره هایی پر از حس خوش
اولین ها!اولین ادمین ، اولین سایت کتاب و کتاب خوانی ، اولین نویسنده های مجازی و... هر کاری از دستمان بر می آمد کردیم تا مثل تو باشیم ، اما نمی دانم حکمتش چیست که هیچکس هیچوقت شبیه تو نخواهد بود.

محمد عزیز ، بانی رسیدن خیلی ها به خیلی از آرزو هایشان بودی ، اما نمی دانم به آرزو هایت رسیدی یا خیر ؟

این سالی که گذشت از همان سال هایی بود که مادام با خودمان می جنگیدیم، رفتنت را باور کنیم ؟ نماندن یادگارت را باور کنیم ؟ هنوز هم ایمان داریم که این کابوس تمام می شود ، چشم باز می کنیم و تو کنارمان هستی ...با همه ی اقتدار و محبوبیت و همیشگی بودنت !

12 ماه تمام از خودمان می پرسیم: "چگونه باور کنیم نبودنت را ؟" جایگاهت بهشت برین ، روحت شاد !
بمناسبت اولین سالگرد درگذشت جوان ناکام
مهندس محمد جوشنی
(ادمین سایت و انجمن نودهشتیا)
مراسم یادبودی برگزار می گردد.
از تمامی دوستان و آشنایان دعوت می شود با تشریف فرمایی خود، روح آن عزیز از دست رفته را شاد و بازماندگان را قرین امتنان فرمایید.

زمان: روز پنجشنبه 95/10/23 از ساعت 15 الی 16:30

مکان: کرمانشاه - فرهنگیان فاز یک - مسجد علی ابن ابیطالب(ع)

#لطفا_اطلاع_رسانی_کنید.

#98ia #Joshani #Jowshany #Mohammad #محمدجوشنی
#جوشنی #محمد_جوشنی #ادمین_سایت_نودهشتیا #نودهشتیا #ادمین_نودهشتیا #کتابخانه_نودهشتیا #انجمن_نودهشتیا #jowshani

یک سال گذشت ... سالی که به سرعت برق و باد گذشت اما با حجم خالی از وجود تو

حجم خالی ای که هرگز با هیچ چیز پر نمی شود
دلمان برایت تنگ شده ، از تو برایمان مشتی خاطره مانده ، خاطره هایی پر از حس خوش
اولین ها!اولین ادمین ، اولین سایت کتاب و کتاب خوانی ، اولین نویسنده های مجازی و... هر کاری از دستمان بر می آمد کردیم تا مثل تو باشیم ، اما نمی دانم حکمتش چیست که هیچکس هیچوقت شبیه تو نخواهد بود.

محمد عزیز ، بانی رسیدن خیلی ها به خیلی از آرزو هایشان بودی ، اما نمی دانم به آرزو هایت رسیدی یا خیر ؟

این سالی که گذشت از همان سال هایی بود که مادام با خودمان می جنگیدیم، رفتنت را باور کنیم ؟ نماندن یادگارت را باور کنیم ؟ هنوز هم ایمان داریم که این کابوس تمام می شود ، چشم باز می کنیم و تو کنارمان هستی ...با همه ی اقتدار و محبوبیت و همیشگی بودنت !

12 ماه تمام از خودمان می پرسیم: "چگونه باور کنیم نبودنت را ؟" جایگاهت بهشت برین ، روحت شاد !
بمناسبت اولین سالگرد درگذشت جوان ناکام
مهندس محمد جوشنی
(ادمین سایت و انجمن نودهشتیا)
مراسم یادبودی برگزار می گردد.
از تمامی دوستان و آشنایان دعوت می شود با تشریف فرمایی خود، روح آن عزیز از دست رفته را شاد و بازماندگان را قرین امتنان فرمایید.

زمان: روز پنجشنبه 95/10/23 از ساعت 15 الی 16:30

مکان: کرمانشاه - فرهنگیان فاز یک - مسجد علی ابن ابیطالب(ع)

#لطفا_اطلاع_رسانی_کنید.

#98ia #Joshani #Jowshany #Mohammad #محمدجوشنی
#جوشنی #محمد_جوشنی #ادمین_سایت_نودهشتیا #نودهشتیا #ادمین_نودهشتیا #کتابخانه_نودهشتیا #انجمن_نودهشتیا #jowshani

یک سال گذشت ... سالی که به سرعت برق و باد گذشت اما با حجم خالی از وجود تو

حجم خالی ای که هرگز با هیچ چیز پر نمی شود
دلمان برایت تنگ شده ، از تو برایمان مشتی خاطره مانده ، خاطره هایی پر از حس خوش
اولین ها!اولین ادمین ، اولین سایت کتاب و کتاب خوانی ، اولین نویسنده های مجازی و... هر کاری از دستمان بر می آمد کردیم تا مثل تو باشیم ، اما نمی دانم حکمتش چیست که هیچکس هیچوقت شبیه تو نخواهد بود.

محمد عزیز ، بانی رسیدن خیلی ها به خیلی از آرزو هایشان بودی ، اما نمی دانم به آرزو هایت رسیدی یا خیر ؟

این سالی که گذشت از همان سال هایی بود که مادام با خودمان می جنگیدیم، رفتنت را باور کنیم ؟ نماندن یادگارت را باور کنیم ؟ هنوز هم ایمان داریم که این کابوس تمام می شود ، چشم باز می کنیم و تو کنارمان هستی ...با همه ی اقتدار و محبوبیت و همیشگی بودنت !

12 ماه تمام از خودمان می پرسیم: "چگونه باور کنیم نبودنت را ؟" جایگاهت بهشت برین ، روحت شاد !
بمناسبت اولین سالگرد درگذشت جوان ناکام
مهندس محمد جوشنی
(ادمین سایت و انجمن نودهشتیا)
مراسم یادبودی برگزار می گردد.
از تمامی دوستان و آشنایان دعوت می شود با تشریف فرمایی خود، روح آن عزیز از دست رفته را شاد و بازماندگان را قرین امتنان فرمایید.

زمان: روز پنجشنبه 95/10/23 از ساعت 15 الی 16:30

مکان: کرمانشاه - فرهنگیان فاز یک - مسجد علی ابن ابیطالب(ع)

#لطفا_اطلاع_رسانی_کنید.

#98ia #Joshani #Jowshany #Mohammad #محمدجوشنی
#جوشنی #محمد_جوشنی #ادمین_سایت_نودهشتیا #نودهشتیا #ادمین_نودهشتیا #کتابخانه_نودهشتیا #انجمن_نودهشتیا #jowshani

.
یک سال گذشت رئیس!
یک سال!
یک سال که کافی نبود برای باور تلخ دیگه نبودنت محمد!...
هرچند لحظه لحظه اش تلخ و کشدار، به انکار گذشت...
ناباورانه... اما؛
گذشت!
.
دیگه نوشتنم نمیاد 😔
روحت شاد.
آروم بخوابی #رفیق
۲۰ دی ماه ۹۵
.
.
.
.
#یک_سال_گذشت #تسلیت #سالمرگ #محمد_جوشنی #نودهشتیا #98ia #محمد_جوشنی_ادمین_کتابخانه_بزرگ_مجازی_نودهشتیا

چه زود دیر می شود

میرزا تقی خان فراهانی (امیر کبیر)
وفات ۲۰دی ۱۳۲۰

محمد جوشنی(ادمین نودهشتیا)
وفات ۲۰ دی ۱۳۹۴

امیر کبیر زمان...
یکی اولین دانشگاه مدرن ایران رو تاسیس کرد
یکی بزرگترین کتابخانه مجازی ایران رو

یکی نامش رو دارالفنون گذاشت
یکی نودهشتیا

یکی هزاران شاگرد رو آموزش داد
یکی هزاران نفر رو نویسنده کرد

هر دو غریبانه رفتند
ولی نامشان جاویدان هست
ولی قدمشان ادامه دارد

محمد عزیز تا اخرین نفس
نامت بر زبان ماست
و یادت در خاطر ما

و دعای روز و شب من
و تمامی رمان نویسان و رمان خوان ها
بدرقه توست

بینهایت دلتنگتیم داداشی

#98ia #Joshani #Jowshany #Mohammad #محمدجوشنی
#جوشنی #محمد_جوشنی #ادمین_سایت_نودهشتیا #نودهشتیا #ادمین_نودهشتیا #کتابخانه_نودهشتیا #انجمن_نودهشتیا #jowshani

چه زود دیر می شود

میرزا تقی خان فراهانی (امیر کبیر)
وفات ۲۰دی ۱۳۲۰

محمد جوشنی(ادمین نودهشتیا)
وفات ۲۰ دی ۱۳۹۴

امیر کبیر زمان...
یکی اولین دانشگاه مدرن ایران رو تاسیس کرد
یکی بزرگترین کتابخانه مجازی ایران رو

یکی نامش رو دارالفنون گذاشت
یکی نودهشتیا

یکی هزاران شاگرد رو آموزش داد
یکی هزاران نفر رو نویسنده کرد

هر دو غریبانه رفتند
ولی نامشان جاویدان هست
ولی قدمشان ادامه دارد

محمد عزیز تا اخرین نفس
نامت بر زبان ماست
و یادت در خاطر ما

و دعای روز و شب من
و تمامی رمان نویسان و رمان خوان ها
بدرقه توست

بینهایت دلتنگتیم داداشی

#98ia #Joshani #Jowshany #Mohammad #محمدجوشنی
#جوشنی #محمد_جوشنی #ادمین_سایت_نودهشتیا #نودهشتیا #ادمین_نودهشتیا #کتابخانه_نودهشتیا #انجمن_نودهشتیا #jowshani

اولین دوره مسابقه آشپزی خانواده نودهشتیا
جایزه نفرات برتر اکانت VIP نودهشتیا
موضوع آشپزی : آزاد
برای شرکت در مسابقه اگر در انجمن عضو هستید کافیه دستور پخت غذا رو به همراه عکس از مراحل پخت غذا به مدیر انجمن Negin ارسال کنید -به آدرس تاپیک مسابقه مراجعه کنید :
(آدرس کوتاه شده را در مرورگر تایپ کنید)
Vvw.ir/ashpazi
اگر عضو نیستید در انجمن عضو بشید و به آدرسی که در بالا درج شد مراجعه کنید :
Forum.98ia.co

#food #98ia #98ia_co #نودهشتیا #مسابقه_آشپزی_نودهشتیا #دوره_1 #آشپزی #انجمن_نودهشتیا #خانواده_نودهشتیا

نام کتاب : هراس ابدی
نویسنده : رقیه اروجی
موضوع : درام
لینک مطلب :
vvw.ir/10
دانلود PDF
vvw.ir/10dl
دانلود Epub
vvw.ir/10epub
دانلود Apk ( نسخه موبایل - اندروید )
vvw.ir/10apk کانال نودهشتیا در تلگرام :
Telegram.me/www_98ia_co 📘 خلاصه کتاب هراس ابدی به قلم رقیه اروجی 📘
خلاصه کتاب :
هراس ابدی داستانی است از اشتباهاتی که تمام نمی شوند و می مانند و در نهایت باعث سقوط انسان میشوند و این سقوط می تواند از یک ذهن ساده به یک هراس ابدی باشد و همانگونه که برای دختر جوان قصه ما به نام بهار بود. بهاری که زندگی اش در چهار فصل نوشته می شود و فصل اول از جایی شروع می شود که بهار در زندگی اش رنج می برد و برای رهایی از این رنج بی هویتی درون خود است که تصمیم می گیرد برای مدتی کوتاه زندگی اش را رها کند و شوهرش را و دخترش را نیز و به نزد دوستش که در اصفهان زندگی می کند برود .اما برگشتن از این سفر به آن آسانی ها هم که باید نبود و در میانه راه دچار سانحه رانندگی می شود و حافظه اش را از دست می دهد و در فصل دوم است که پای در جایی می گذارد که نمی دانست کجاست و در بستری از حوادث و اتفاقات تلخ و شیرین قرار می گیرد و انگار کسی این ها را برای رقم می زند تا زهر یک گناه و تاوان یک اشتباه از او کشیده شود و در همان فصل است که در میانه تنفر و ترس، عشق در قلبش خانه می کند و عاشق مردی می شود که تیغ بُرّنده رسوایی را زیر گلویش می گذارد و این رسوایی در وجود او شکل می گیرد و بزرگ می شود و زمانی که می خواهد پای در دنیا بگذارد زن حافظه اش را بدست می اورد و در فصل سوم است که همه گذشته در برابر چشمانش قد علم می کند و ان اشتباهی که زندگی اش را به تباهی کشید نیز ودر فصل پایانی است که بهار می خواهد به هراس هایش پایان دهد و قدمی برای جبران برداشته باشد اما همیشه همه چیز جبران کردنی نیست….. نودهشتیا اولین کتابخانه مجازی ایران
کانال تلگرام : ◀️
www_98ia_co ✅ اکانت رسمی نودهشتیا در اینستاگرام :
instagram.com/www_98ia_co

#dl #download #download_novel #download_roman #roman #98ia_co #98ia #نودهشتیا #کتاب_هراس_ابدی #رقیه_اروجی #دانلود_رمان #رمان #کتاب

چه دردناکست
دوستانت و دشمنانت
همه برای منفعت خود از هدفت استفاده میکنن

اما آن چیزی که برای نزدیکانت مهم است

نامت همیشه جاودان است برادر

#98ia #Joshani #Jowshany #Mohammad #محمدجوشنی
#جوشنی #محمد_جوشنی #ادمین_سایت_نودهشتیا #نودهشتیا #ادمین_نودهشتیا #کتابخانه_نودهشتیا #انجمن_نودهشتیا #jowshani

.
.
آن شبِ لعنتی⬆️📚 .
✍نویسنده:هدیه.الف
💬خلاصه:
همه چیز از شبی شروع میشه که تو یه خونه ی دانشجویی اتفاقاتی برای چهار دختر همخونه می اُفته...شبی که برای احضار روح پدر مونا دور هم جمع میشند تا بتونن ازش بپرست: "مادر مونا کجاست؟"
مادری که توی بچگی مونا رو تنها گذاشت و رفت.!
.
#پ_ن۱:صفحه ی نویسنده تگ شده و هر دو رمانِ ایشون توی کانال تلگرامشون هست🙏 .
#پ_ن۲:لطفا دوستاتون که به رمان ترسناک علاقه دارن رو حتما تگ کنید🌷 💀
ژانر ⬅️ #ترسناک #تخیلی #معمایی
#tarsnak #tars #roman_e_tarsnak #roman_tarsnak #98ia #جن #ترس
#آن_شب_لعنتی #novel #dark #darkness

.
اولین #پرتره ی #مدادرنگی من.
ابعاد سی و پنج در پنجاه
.
💜 #نودهشتیا نوشت:
.
تولدت مبارک رئیس!
نیستی، نودهشتیایی هم نیست که برات تاپیک تولد بزنیم، شلوغ کنیم، اذیتت کنیم...
تشکر کنیم که با تاسیس اولین و بزرگترین #کتابخانه مجازی و فضای سالم و صمیمی اش، چه هدیه هایی که به تک تک ما ندادی... که بهترین اش همین دوستی های موندگار و خاطره های همیشگیه.. .
نیستی پیام های کوتاه و رسمی و مودبانه خاص ات با اون لحن پر از جذبه و کاربری قرمزت نمیاد که تشکر کنی از هدایا و کیک های تصویری و شیطنت هامون.. .
نیستی مث هر سال بهترین آرزوها رو برات بکنیم،... امسال فقط یه آرزو مونده برامون ؛ که آروم بخوابی... می دونم که آرومی
مودب ترین، مهربون ترین، دلسوزترین، غیرتی ترین مدیر دنیا!
نیستی که بیست و هفت ساله بشی...
تولدت مبارک #رفیق #پاییزی🍁
وای از هرچی #زمستون که تو رو اینقدر زود از ما گرفت...😔😢
.
.
🌟🍁☔
.
.
.
.
#کرد #کردی #کرمانشاه #محمد_جوشنی #نودهشتیا #98ia #محمد_جوشنی_ادمین_کتابخانه_بزرگ_مجازی_نودهشتیا
#نقاشی #چهره #portrait #colorpencil

.
خانه ی شیاطین⬆️📚 .
✍نویسنده: آرزو مهبودی
💬خلاصه:
پیرزنی شیطان پرست که خونه اَش رو در اختیار شیطان میگذاره،ارواح و شیاطین خونه رو مال خودشون میدونن بنابراین هر خانواده ای پاش رو تو اون خونه میگذاره مورد آزار و اذیت قرار میگیره...
#پ_ن: میتونید از این سایت براحتی دانلود کنید🙏 http://rlstine.blogfa.com
💀
ژانر ⬅️ #ترسناک #تخیلی #معمایی
#tarsnak #tars #roman_e_tarsnak #roman_tarsnak #98ia #جن #ترس
#شیطان #شیاطین #خانه_ی_شیطان #novel #dark #darkness

98ia.co | کتابخانه مجازی نودهشتیا:
نام کتاب : مریم در دست روزگار
نویسنده : mz1379 کاربرانجمن نودهشتیا
موضوع : عاشقانه , درام
لینک موضوع :
http://vvw.ir/7
لینک دانلود فایل PDF
http://vvw.ir/7dl
آدرس کانال :
@www_98ia_co
.__________________________
#نودهشتیا #دانلود #رمان #دانلود_رمان #مریم_در_دست_روزگار #رمان_عشقانه #رمان_رمان #سایت_نودهشتیا #کتاب #کتاب_خوب #98ia #98ia_co #site #roman #download_roman #novel

نام کتاب : عشق و انتقام
نویسنده : Fati18
موضوع : عاشقانه – حادثه ای
لینک موضوع :
vvw.ir/8
لینک دانلود فایل PDF
vvw.ir/8dl
آدرس کانال تلگرام :
Telegram.me/www_98ia_co
آدرس سایت :
Www.98ia.co
آدرس انجمن :
Forum.98ia.co
. -------------------------
#نودهشتیا #دانلود #دانلود_رمان #نودهشتیا_دات_کو #رمان #کتاب #داستان #98ia #98ia_co #novel #نودهشتیا_98ia #رمان_عاشقانه #رمان_حادثه_ای #رمان

Most Popular Instagram Hashtags