#کوسم

MOST RECENT

.
.
.
فرداش صبح مهمونا رفتن و دایی هم رفت حموم مثه اینکه دیشب سکس داشتن خود فاطمه بهم گفت.تا دایی رفت حموم زود بلند شدم و از پشت فاطمه رو بغل کردم یکم سینه شو مالوندم و زود از ترس ازم جدا شد.ماجرای #بوسه و #لب تا 2 سال ادامه داشت و هر فرصتی بهم میرسیدیم.
تا یه روز فاطمه زنگ زد که کامپیوتر داداشم خرابه داییت رو میفرستم دنبالت بیا اینو درست کن همدیگرو هم ببینیم،منم از خدا خواسته قبول کردم.یکم بعد دایی اومد و رفتیم خونشون یکم موندیم و بعدش رفتیم خونه ی پدر زن داییم که دوتا کوچه پایین تر بود.دایی هم چون شب کار بود رفت سرکار.زن دایی هم موند خونه پدرش اینا منم مشغول تعمییر کامپیوتر شدم یه ساعت بعد کارش تموم شد و دیگه دیر وقت بود بهم یه اتاق دادن که بخوابم شب رو.تازه رفته بودم تو جام که پیام دادن هاش شروع شد.یکم پیام دادیم همه هم تو اتاقا خواب بودن فقط زن دایی فاطمه تو هال خوابیده بود.هی میومد بهم نیگا میکرد و میرفت.پیام سکسی بهم میدادیم که گفت حالت بده؟
گفتم آره کیرم بلند شده بدجور.گفت میرم حیاط بیا جلوی پنجره اتاق،اومد به یه ضربه کوچیکه به پنجره منم در اتاق رو بستم و رفتم جلوی پنجره هر دوتامون استرس داشتیم یکم لب گرفتیم و مالوندمش.دوباره برگشتیم سرجامون.بعد یکم پیامک دوباره گفت بیا جلو پنجره.یه دستشویی و یه زیرزمینم تو حیاط بود بهش اشاره کردم که بریم دستشویی اونم با دلهره گفت صبر کن داخل رو ببینم بعد من میرم پشت سرم بیا.یه نگاه کرد و آروم رفت دستشویی گوشه حیاط من از پنجره بیرون اومدم با هزار مصیبت رفتم دنبالش.رفتم داخل دستشویی دیدم داره کوسشو میماله یکم لب گرفتیم وشروع کردم به خوردن گردنش دیگه خودشو ول کرده بود تو بغلم هوا سرد بود ولی داغی تنش کامل گرمم کرده بود از پشت بغلش کردم گردنش رو خوردم با یه دست سینه شو و با یه دست از روی شلوار نازکی که پوشیده بود کوسشو مالیدم.یکم بعد دستمو بردم داخل شورتش ، کاملا خیس شده بود بدن نرم و سفیدش واقعا بیهوشم کرده بود. گفت شلوارمو بکش پایین منم شورت و شلوارشو باهم کشیدم پایین. شلوار خودمم تا زانو آوردم پایین و برگشت کیرمو گرفت تو دستش و یکم مالوند و کرد تو دهنش دیگه داشت جوونم در میومد نذاشتم ادامه بده و برش گردوندم سمت دیوار گفتم از #کون بکنم؟ گفت IUD دارم نگران نباش بکن تو #کوسم منم آروم کردم داخل کوسش خیلی تنگ بود (همیشه میگفت چون بچه م با عمل به دنیا اومده کوسم خیلی #تنگه) واقعا هم تنگ بود یه آه آرومی کشید و منم شروع کردم به تلمبه زدن،کمرشو گرفته بودم و آروم میکردمش واقعا لذت بخش بود درسته جامون جالب نبود ولی چسبید

لباس جدیدم قشنگه؟؟؟؟
.
از ۱۰ نمره چند میدید بهش؟؟؟ .
.
.
.
. .
.
..
.
..
#کوسخونه #لخت #لباس #کوسم .

Most Popular Instagram Hashtags