[PR] Gain and Get More Likes and Followers on Instagram.

#پارت_یک

298 posts

TOP POSTS

دره درکش #اب_بازی #پارت_یک 🏊🏊


دریآ ...
#پارت_یک
.
.
.
پی نوشت : - الان شما از هرکی بپرسی کجآیی ؟! - میگه چابهار !!

#پارت_یک .

مصاحبه با عوامل ماه عسل در خبر شبانگاهی شبکه ۳ سیما
@alikhani.ehsan
@maheasaltv🌙

#ehsanalikhani
◀ماه عسل ۹۶(قسمت نهم)😃
🌟از لای در..😀
🌟نامهـ..😂
🌟ارتباط ماهواره‌ایی..😂😅
🌟کفش..😅
کلیپ درخواستی
#احسان_علیخانی
#ماه_عسل
#نمکین_طور #پارت_یک 😅
تکرار/فردا/۸:۰۰/شبکه سه..
@alikhani.ehsan

#پارت_یک

دیبا

گوشیو برداشتمو زنگ زدم واسه مهرانا"سوزان". بعد کلی بوق برداشت -hi +های و کوفت.کجایی؟پلیسا ریختن تو باغ. -اا تویی؟منو "جان "با چند نفر دیگ داریم میایم +باش فقط سریع تر بیاین تعدادمون خیلی کمه.تعداد اونا خیلی بیشتره

فوری قطع کردمو گوشیو گزاشتم تو جیب کاپشنم.

یهو دیدم بارون داره میگیره.فوری به بچه ها اشاره کردم ک برن پشت
اون بوته ها.پلیسا خیلی بودنو مارو محاصره کرده بودن

منتظر سوزان و بچه ها بودیم (سوزان یکی از بچه های باندمون بود که کارش دزدی بود و اون موقع که تو ایران بودیم با هم دوست شدیم و باومدیم امریکا همه اسماشونو عوض کردن جز من .جان هم عشق اون بودو همه جا با هم بودن و هر کودومشون بالای 100 نفر رو زیر دست خودشون داشتن )

بارون خیلی شدت گرفته بود.توی باغ که گل شده بودو محاصره شده بودیم گیر افتادیم به

مصی"دفنی "اشاره کردم که با بچه های خودش برن اون طرف بوته ها
که کاملا پراکنده شیم (دفنی یکی از دوستای خیلی صمیمی که تو ایران از بچگی با هم بودیم و این باندو با هم تشکیل داده بودیم)

پلیسا-I say for last order. Beeee deference
یهو صدای تیر اندازی اومد متوجه شدم که سوزان و جان و بچهاشون از پشت بهشون حمله کردن

با اشاره ی من همه رفتیم پشت اون خونه ای که وسط باغ داشت.

ما برای یک معامله ی میلیاردی مواد مخدر به اینجا اومده بودیمو از قبل متوجه شده بودیم
که پلیسا دارند با ما اینکارا رو میکنن و همه چیز از قبل تعیین شده بود.

از پشت خونه همه ی اسلحه ها رو برداشتیم رفتیم به کمک بقیه.پشت بوته هایی ک
نزدیک پلیسا بود رفتیم.

همچنان ک اونا تیر اندازی میکردن ما ها دوویدیمو رفتیم طرف ماشین هایی

که از قبل جاهاشونو تعیین کردیم .من و دفنی و چند نفر از بچه ها موندیم تا با سوزان شون با هم فرار کنیم .

اسلحه ها رو گرفتیم شروع کردیم به تیر زدن
تعداد پلیسا کم شد و ما هم از فرصت استفاده کردیم و با سرعت برق دوویدیم طرف ماشینا

#نظر_یادتون_نره_دوستان❤

@mortalgirl__ @mortalgirl__

#پارت_یک
داشتم ی اجرا از ریری میذاشتم
البته گذاشتم
اینستا ریمووش کرد:-\
کپشنم حیف شد:-\
دیگه گشادیسمم داره فشار میاره بهم💦👐
اصن من میرم
فشارم افتاد
ی آبه قند بدید من!!!
خاااا
ایتس سؤال تایم🤓
✘تا حالا از کسی،از جنسِ مؤافتون،خوشتون اومده؟
گرفتید یا بیشتر توضیح بدم😂😐
همین تو ذهنم بود👻😹
اینستا رید بهم،مغزم بهم ریخت💭
پ.ن این اجرا ،پارتاشو مرتب میذارم،حرص نخورید😚😂 #A2SA
#Rihanna
#Performance
#loveTheWayYouLie
💚[@badgalriri]💚

#پارت_یک
به چشات خلاصه میشع😻👐
عاخرین راه نجاتم💫❣
#تو_بهترینمی
(به متن عاهنگ توجه فرمایید)
@yastunes
@__yasiam__

آهنگ تغییر از امیر تتلو
#پارت_یک

MOST RECENT

رمان ویدیا:
#پارت_یک

با صدای هلهله ی آدینه سر خدمتکار خونه عصبی از خواب پا شدم

دستی به موهای لخت بلندم کشیدم و با همون لبای خواب بلندم پا برهنه از اتاق بیرون اومدم

از نرده های طبقه بالا آویزون شدم

موهای بلندم روی هوا معلق شد

با صدای خشداری گفتم:آدینه چه خبره کله سحر بابا بذار بخوابم

صدای مهربون آدینه بلند شد

_خواب چیه خانوم جان باید هلهله کنی

از پله ها پایین رفتم

_باز چی شده؟؟مامان اینا کجان؟

آدینه سری تکون داد

من نمیدونم پسر عمارت شاهی چی توی تو دیده که عاشقت شده

یهو چشم هام باز شد

موهامو کنار زدم

_تو چی گفتی؟! خنده ی ریزی کرد

_چیه خواب از سرت پرید خانوم جان

پشت چشمی نازک کردم

_نخیر،کی گفته فقط واسم سوال شد همین

آدینه سری تکون داد گفت:

_من این موهارو تو آسیاب سفید نکردم خانوم جان
عشق تو چشمات دو دو میزنه

خندیدم و سرمو پایین انداختم

_حالا بگو چی شده

_اول برو دست و صورتو بشور بعد بیا تا بهت بگم

پامو زمین کوبیدم

اه آدینه

_همینه که هست دیگه نمیخوای که هیج

رفتم سمت سرویس بهداشتی
مش رحمان چه زن لجبازی داره

صدای خنده ی آدینه بلند شد

وارد سرویس بهداشتی شدم

آب و باز کردم و صورتم و شستم

نگاهی به چهرم که توی آیینه افتاده بود انداختم

پوست سفید،چشم ابروی مشکی و خال کوچکی که گوشه ی لبم خودنمایی میکرد

کاراکترهای شهرزاد در تلگرام #پارت_یک
۱ شب
فرهاد: سلام
سکوت
فرهاد:کسی هست؟
شیرین:من هستم😊✋
نصرت: شماها خواب ندارین😒
شهرزاد: نه😜
قباد:سلام شهرزاد😍
شهرزاد:😐😐
فرهاد: اوووی درست صحبت کن😤 شهرزاد نه و شهرزاد خااانووووومممم😠
قباد:گوووووه نخووور بابا مرتیکه فوکول کرواتی دزد ناموس😠 من عشقمو هرجور که دوست دارم صدا میکنم😎
شهرزاد: اوی قباد با شوهر من درست صحبت کن😠
قباد:شهرزاد واسه من شوهرم شوهرم نکن اون تا ابد شوهرت نمیمونه😤😡
فرهاد:شهرزاد جان عزیزم تو یه دیقه افلاین شو تا من حق این مرتیکه رو بذارم کف دستش😠😠👊👊
قباد: زرررشکککک باوووو😏 پسر یکی از دار و دسته دیوان سالارا میخواد حق مارو بذاره کف دستمون😏 ما خودمون یه شهرو حریفیم😎
عمه بلی: اه بسه دیگه شما دو تا هم نصفه شبی افتادین به جون هم😒 ناسلامتی میخوایم بخوابیم😪
قباد:شهرزاد جان یه چند وقتی بود آنلاین نبودی گروه بی تو صفا نداشت😁💖😘
شهرزاد: امتحان داشتم این چند روز باید میشستم میخوندم😑
شیرین: اووووی قباد تا ولت کردم به حال خودت که داری با این زنیکه چت میکنی😠
قباد: تو الان نباید تیمارستان باشی😐
شیرین: با وای فای تیمارستان کانکت شدم عشقم بذار از اینجا بیام بیرون نشونت میدم حالا منو میندازی تیمارستان😠😠🔫🔫
قباد: وای خدا چه قد من ترسیدم😏😂
فرهاد: شیرین خانم درمورد همسر من درست صحبت کنید لطفا😒
شهرزاد: عاشقتم فرهاد😍😘
فرهاد:😘😘😘💖💖 قباد:😡😡😡😡 @shahabia_

#پارت_یک

یک تولد.. یک هدیه.. یک لبخند.. و مقداری هَم اَشکِ شوق🙂❤️
کار خیر انجام دادن قشنگِ...
اَما قشنگ تر از اون به نیتِ رسیدَنِ ثوابش برای کسانی که دوست داریه!
تَولد تُست و حال من این رو هدیه میکنم به تو.. توی مهربون..
میدونی ، هر ماهه به حسابِ دو فرزند معنوی پولی واریز میشه و این ماه به نیت تو این کار رو کردم..
امیدوارم هدیه ی تولدت رو بپسندی و دوسش داشته باشی..
این روز هدیه های زیادی دریافت میکنی و باز کردن همه ی اون ها کار دشواری میتونه باشه اما امیدوارم همون طور که ثوابش بهت میرسه خود هدیه هم به دستانت برسه و لبخندی رو سرشار از رضایت به روی لب هایت بیاره..
تولدت مبارک محبوب ترین صدا و قشنگ ترین دوازده ساله ی من :)❤️
یک کیک با یک شمعِ روشن..
اون طور که خودم بلدم در خلوتِ خودم تولد بازی میکنم..
بهترین آروزها برای تو بهترین جانِ دنیا🎈🎂🎁 #
#باران و #محمد_مهدی بچه های معنوی من و چَندی از دوستانِ مهربون :) از حالا به بعد دیگه #باران و #محمد_مهدی دختر و پسر معنوی تو هَم هست و هر ماهه به نیتِ تو هَم پولی واریز به حسابشون میکنم.. 😍
مطمئنن از این کار تو هم خشنود میشی.. وقتی این کادوها به دستش رسید خوشحالی در چهره اش موج میزد و هر خنده ی او چِنان ثوابی روی شونه هایت نوشته شَود که قشنگ ترین لبخند هارو بزنی..
لایق ترین خودتیو خودت ، با امید این که از هدیه ات خوشت اومده باشه 😅💚 #هجده_شهریور_دوست_داشتنی
دوباره #تولدت_مبارک 💜
#بنیامین 💙
@benyaminmusic
@i.shaily
@barana_bahadori

#پارت_یک
اندرون خاکییییییییییی
فکر نکنم خود فرزادم اینو یادش باشع😍😂💟
سع نفر میزنگن هرسه نفرم میگن میخان بافرزاد صحبت کنن یگانه بیچاره م فقط لبخند میزنه و نگا میکنه😐😂💙
@farzadfarzin1

برای اولین بار یه کلیپ شاد ساختم از صحنه های زیبای شهرزاد و قباد در فصل یک که امیدوارم خوشتون بیاد😀❣چون بار اولیه که شاد میسازم لطفا زیاد بهم سخت نگیرین😅💙
کلیپ با آهنگ #کار_دادی_دستم از #پازل_باند ساخته شده🎼
لطفا حمایت کنید از پیجمون💜
نظراتتونو دریغ نکنین🙏💚
#پارت_یک
#شهرزاد #سریال_شهرزاد #شهرزاد۲ #شهرزاد_۲ #شهرزاد2 #شهرزاد_2 #قباد #قباددیوانسالار #قبادک #قباد_دیوان_سالار #قباد_طفلک_من

#لیلی_بی_مجنون
#مقدمه

#پارت_یک
"از خواب خسته ام؛
به چیزی بیشتر از خواب نیاز دارم
چیزی شبیه بیهوشی،
برای زمان طولانی
شاید هم از بیداری خسته ام
از این که بخوابم
و تهش بیداری باشد
کاش می شد سه سال یا شش سال
یا نه سال خوابید
و بعد بیدار شد
نشد هم...
نشد ..." -دختره بی شخصیت این چه کاری بود...؟
آدامسمو با صدا جویدم و گفتم:خانوم رضایی الان مشکلت چیه...
رضایی با حرص رو میز کوبید و فریاد زد:دختره بی شخصیت البته از تو انتظار شخصیت ندارم برو بیرون...
-وا خودت گفتین بیا...
-حتی صحبتم بلد نیستی...
-وا چشه...
-بیرون...
-بیچاره شوهرت...
نگاهی به سیبلاش انداختم زنیکه پشمالو اه با حرص از دفتر مدیر خارج شدم و رو صندلی نشستم اوف حالا باز بابا رو میخواد اونم مثل همیشه ...
بلند شدم و سمت کلاس رفتم درو زدم و وارد شدم اخرین نیمکت نشستم هیچوقت هیچ دوستی نداشتم همه ازم دوری میکردن بخاطر بیماری پدرم همه منو به چشم یه مالیخولیائی میدیدن...
حواسم و دادم به دبیر فلسفه لاقل اینو یاد بگیرم...
-لیلی لیلی...
برگشتم سمت خواهر کوچیکم با لبخند جواب دادم:جونم...
-میگم میری خونه...؟
-آره تعطیل شدم...
-لیلی میشه یکم پول بدی بهم...
دستمو کردم تو جیبم و دوتا هزاری بیرون آوردم با لبخند گفتم :یکی تو ،یکی من..
با ذوق پولو گرفت و دوید سمت دوستاش دستامو تو جیب روپوش کهنه ام گذاشتم و شروع کردم قدم زدن سر کوچه که رسیدم صدایی سوت کسی توجه ام جلب کرد لبخندی زدم و اطرافم و نگاه کردم دویدم سمت شهاب ...
به دختر تکیه دادم و شهاب دستشو کنار سرم گذاشت...
-لیلی من چطوره...
-وقتی مجنونش هست خوبهِ..
-اگه مجنونش بره...
شونه ایی بالا انداختم و گفتم :میشه لیلی بی مجنون میشه ...
بوسه ایی روگونم کاشت و گفت:قرار نیست مجنونت بره..

دگرم روا نباشد که نظر کنم به سویی...ببرد خیال من را، ز جنون به جستجویی...مگریز از خیالم...مگریز، رو مگردان... #پارت_یک
ادامش پست بعد.
از هنزفری استفاده کنید که چه بهتر
#ap_video

#پارت_یک
شبکه چهار اینورتر و کنترل شانزده اینورتر دیگر توسط پی ال سی داخلی.

#Inverter_c2000 #inverter_ms300
#Eremot
#Ms300
#Plc
#Hmi
#Plc_delta
#Inverter_delta
#جینس_کنترل
#genius_control
#delta
#Plcdelta

Most Popular Instagram Hashtags