[PR] Gain and Get More Likes and Followers on Instagram.

#والده_مکرمه

189 posts

MOST RECENT


من #دوشيزه_مکرمه هستم،
وقتي زن ها روي سرم قند مي سابند و همزمان قند توي دلم آب مي شود.

من #مرحومه_مغفوره هستم، وقتي زير يک سنگ سياه گرانيت قشنگ خوابيده ام و احتمالاً هيچ خوابي نمي بينم.

من #والده_مکرمه هستم، وقتي اعضاي هيات مديره شرکت پسرم براي خودشيريني 20 آگهي تسليت در 20 روزنامه معتبر چاپ مي کنند.

من #همسري_مهربان_و_مادري_فداکار هستم، وقتي شوهرم براي اثبات وفاداري اش، البته تا چهلم آگهي وفات مرا در صفحه اول پرتيراژترين روزنامه شهر به چاپ مي رساند.

من #زوجه هستم، وقتي شوهرم پس از چهار سال و دو ماه و سه روز به حکم قاضي دادگاه خانواده قبول مي کند به من و دختر شش ساله ام ماهيانه بدهد.

من #سرپرست_خانوار هستم ، وقتي شوهرم تمام زندگی ی من چهار سال پيش با کاميونش از گردنه حيران رد نشد و براي هميشه در ته دره خوابيد.

من #خوشگله هستم، وقتي پسرهاي جوان محله زير تير چراغ برق وقت شان را بيهوده مي گذرانند.

من #ضعيفه هستم، وقتي ريش سفيدهاي فاميل مي خواهند از برادر بزرگم حق ارثم را بگيرند.

من #بي_بي هستم، وقتي تبديل به يک شيء آرکائيک مي شوم و نوه و نتيجه هايم تيک تيک از من عکس مي گيرند.

من #مامي هستم ، وقتي دختر نوجوانم در جشن تولد دوستش دروغ پردازي مي کند.

من #مادر هستم، وقتي مورد شماتت همسرم قرار مي گيرم چون آن روز به يک مهماني زنانه رفته بودم و غذاي بچه ها را درست نکرده بودم.

من #زنيکه هستم، وقتي مرد همسايه، تذکرم را در خصوص درست گذاشتن ماشينش در پارکينگ مي شنود.

من #ماماني هستم، وقتي بچه هايم از من می خواهند تا خلاف هايشان را به پدرشان نگويم.

من #ننه هستم، وقتي شليته مي پوشم و چارقدم را با سنجاق زير گلويم محکم مي کنم و نوه ام خجالت مي کشد به دوستانش بگويد من مادربزرگش هستم... به آنها مي گويد من خدمتکار پير مادرش هستم.

من #يک_کدبانوي_تمام_عيار هستم، وقتي شوهرم آروغ هاي بودار مي زند و کمربندش را روي شکم برآمده اش جابه جا مي کند.

من در ماه اول عروسي ام؛ #خانم_کوچولو ، #عروسک ، #ملوسک ، #خانمي ، #عزيزم ، #عشق_من ، #پيشي ، #قشنگم ، #عسلم ، #ويتامين و...» هستم.

من در ادبيات ديرپاي اين کهن بوم ؛ «دليله محتاله، نفس محيله مکاره، مار، ابليس، شجره مثمره، اثيري، لکاته و...» هستم.

دامادم به من #وروره_جادو مي گويد.

حاج آقا مرا #والده صدا مي زند.

من #مادر_فولادزره هستم، وقتي بر سر حقوقم با اين و آن مي جنگم.

مادرم مرا به خان روستا #کنيز شما معرفي مي کند.

ﺍﮔﺮ ﺷﻤﺎ ﻣﯿﺪﺍﻧﯿﺪ، ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﮕﻮﯾﯿﺪ ﻭ ﻣﺮﺍ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺳﺮﺩﺭ ﮔﻤﯽ ﺑﺮﻫﺎﻧﯿﺪ !!! ﻭﺍﻗﻌﺎ ﻣﻦ ﮐﯿﺴﺘﻢ؟

‍ #من_کیستم ؟ من #دوشيزه_مکرمه  هستم،
وقتي زن ها روي سرم قند مي سابند و همزمان قند توي دلم آب مي شود.
من #مرحومه_مغفوره  هستم، وقتي زير يک سنگ سياه گرانيت قشنگ خوابيده ام و احتمالاً هيچ خوابي نميبينم.
من #والده_مکرمه  هستم،
وقتي اعضاي هيات مديره شرکت پسرم براي خودشيريني 20 آگهي تسليت در 20 روزنامه معتبر چاپ مي کنند. من#همسري_مهربان_و_مادري_فداکار  هستم،
وقتي شوهرم براي اثبات وفاداري اش، البته تا چهلم آگهي وفات مرا در صفحه اول پرتيراژترين روزنامه شهر به چاپ مي رساند.
من #زوجه  هستم،
وقتي شوهرم پس از چهار سال و دو ماه و سه روز به حکم قاضي دادگاه خانواده قبول مي کند به من و دختر شش ساله ام ماهيانه بدهد. من#سرپرست_خانوار  هستم ، وقتي شوهرم تمام زندگی ی من چهار سال پيش با کاميونش از گردنه حيران رد نشد و براي هميشه در ته دره خوابيد.
من#خوشگله  هستم،
وقتي پسرهاي جوان محله زير تير چراغ برق وقت شان را بيهوده مي گذرانند.
من#ضعيفه  هستم،
وقتي ريش سفيدهاي فاميل مي خواهند از برادر بزرگم حق ارثم را بگيرند.
من#بي_بي  هستم،
وقتي تبديل به يک شيء آرکائيک مي شوم و نوه و نتيجه هايم تيک تيک از من عکس مي گيرند. من #مامي  هستم ،
وقتي دختر نوجوانم در جشن تولد دوستش دروغ پردازي مي کند. من#مادر  هستم،
وقتي مورد شماتت همسرم قرار مي گيرم چون آن روز به يک مهماني زنانه رفته بودم و غذاي بچه ها را درست نکرده بودم.
من #زنيکه  هستم،
وقتي مرد همسايه، تذکرم را در خصوص درست گذاشتن ماشينش در پارکينگ مي شنود. من#ماماني  هستم، وقتي بچه هايم از من می خواهند تا خلاف هايشان را به پدرشان نگويم. من #ننه  هستم، وقتي شليته مي پوشم و چارقدم را با سنجاق زير گلويم محکم مي کنم و نوه ام خجالت مي کشد به دوستانش بگويد من مادربزرگش هستم... به آنها مي گويد من خدمتکار پير مادرش هستم. من #يک_کدبانوي_تمام_عيار  هستم،
وقتي شوهرم آروغ هاي بودار مي زند و کمربندش را روي شکم برآمده اش جابه جا مي کند.
من در ماه اول عروسي ام؛
 #خانم_کوچولو ، #عروسک ، #ملوسک ، #خانمي ، #عزيزم ، #عشق_من ، #پيشي ،#قشنگم ، #عسلم ، #ويتامين  و...» هستم. من در ادبيات ديرپاي اين کهن بوم ؛ «دليله محتاله، نفس محيله مکاره، مار، ابليس، شجره مثمره، اثيري، لکاته و...» هستم. دامادم به من #وروره_جادو  مي گويد. حاج آقا مرا #والده  صدا مي زند. من#مادر_فولادزره  هستم، وقتي بر سر حقوقم با اين و آن مي جنگم. مادرم مرا به خان روستا #کنيز  شما معرفي مي کند. ﺍﮔﺮ ﺷﻤﺎ ﻣﯿﺪﺍﻧﯿﺪ، ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﮕﻮﯾﯿﺪ ﻭ ﻣﺮﺍ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺳﺮﺩﺭ ﮔﻤﯽ ﺑﺮﻫﺎﻧﯿﺪ !!! ﻭﺍﻗﻌﺎ ﻣﻦ ﮐﯿﺴﺘﻢ؟؟؟.

#من_کیستم؟
من #دوشيزه_مکرمه هستم،
وقتي زن ها روي سرم قند مي سابند و همزمان قند توي دلم آب مي شود.

من #مرحومه_مغفوره هستم، وقتي زير يک سنگ سياه گرانيت قشنگ خوابيده ام و احتمالاً هيچ خوابي نمي بينم.

من #والده_مکرمه هستم، وقتي اعضاي هيات مديره شرکت پسرم براي خودشيريني 20 آگهي تسليت در 20 روزنامه معتبر چاپ مي کنند.

من #همسري_مهربان_و_مادري_فداکار هستم، وقتي شوهرم براي اثبات وفاداري اش، البته تا چهلم آگهي وفات مرا در صفحه اول پرتيراژترين روزنامه شهر به چاپ مي رساند.

من #زوجه هستم، وقتي شوهرم پس از چهار سال و دو ماه و سه روز به حکم قاضي دادگاه خانواده قبول مي کند به من و دختر شش ساله ام ماهيانه بدهد.

من #سرپرست_خانوار هستم ، وقتي شوهرم تمام زندگی ی من چهار سال پيش با کاميونش از گردنه حيران رد نشد و براي هميشه در ته دره خوابيد.

من #خوشگله هستم، وقتي پسرهاي جوان محله زير تير چراغ برق وقت شان را بيهوده مي گذرانند.

من #ضعيفه هستم، وقتي ريش سفيدهاي فاميل مي خواهند از برادر بزرگم حق ارثم را بگيرند.

من #بي_بي هستم، وقتي تبديل به يک شيء آرکائيک مي شوم و نوه و نتيجه هايم تيک تيک از من عکس مي گيرند.

من #مامي هستم ، وقتي دختر نوجوانم در جشن تولد دوستش دروغ پردازي مي کند.

من #مادر هستم، وقتي مورد شماتت همسرم قرار مي گيرم چون آن روز به يک مهماني زنانه رفته بودم و غذاي بچه ها را درست نکرده بودم.

من #زنيکه هستم، وقتي مرد همسايه، تذکرم را در خصوص درست گذاشتن ماشينش در پارکينگ مي شنود.

من #ماماني هستم، وقتي بچه هايم از من می خواهند تا خلاف هايشان را به پدرشان نگويم.

من #ننه هستم، وقتي شليته مي پوشم و چارقدم را با سنجاق زير گلويم محکم مي کنم و نوه ام خجالت مي کشد به دوستانش بگويد من مادربزرگش هستم... به آنها مي گويد من خدمتکار پير مادرش هستم.

من #يک_کدبانوي_تمام_عيار هستم، وقتي شوهرم آروغ هاي بودار مي زند و کمربندش را روي شکم برآمده اش جابه جا مي کند.

من در ماه اول عروسي ام؛ #خانم_کوچولو ، #عروسک ، #ملوسک ، #خانمي ، #عزيزم ، #عشق_من ، #پيشي ، #قشنگم ، #عسلم ، #ويتامين و...» هستم.

من در ادبيات ديرپاي اين کهن بوم ؛ «دليله محتاله، نفس محيله مکاره، مار، ابليس، شجره مثمره، اثيري، لکاته و...» هستم.

دامادم به من #وروره_جادو مي گويد.

حاج آقا مرا #والده صدا مي زند.

من #مادر_فولادزره هستم، وقتي بر سر حقوقم با اين و آن مي جنگم.

مادرم مرا به خان روستا #کنيز شما معرفي مي کند.

ﺍﮔﺮ ﺷﻤﺎ ﻣﯿﺪﺍﻧﯿﺪ، ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﮕﻮﯾﯿﺪ ﻭ ﻣﺮﺍ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺳﺮﺩﺭ ﮔﻤﯽ ﺑﺮﻫﺎﻧﯿﺪ !! ﻭﺍﻗﻌﺎ ﻣﻦ ﮐﯿﺴﺘﻢ؟
.
___________________

Vida:
#من_کیستم؟
من #دوشيزه_مکرمه هستم،
وقتي زن ها روي سرم قند مي سابند و همزمان قند توي دلم آب مي شود.

من #مرحومه_مغفوره هستم، وقتي زير يک سنگ سياه گرانيت قشنگ خوابيده ام و احتمالاً هيچ خوابي نمي بينم.

من #والده_مکرمه هستم، وقتي اعضاي هيات مديره شرکت پسرم براي خودشيريني 20 آگهي تسليت در 20 روزنامه معتبر چاپ مي کنند.

من #همسري_مهربان_و_مادري_فداکار هستم، وقتي شوهرم براي اثبات وفاداري اش، البته تا چهلم آگهي وفات مرا در صفحه اول پرتيراژترين روزنامه شهر به چاپ مي رساند.

من #زوجه هستم، وقتي شوهرم پس از چهار سال و دو ماه و سه روز به حکم قاضي دادگاه خانواده قبول مي کند به من و دختر شش ساله ام ماهيانه بدهد.

من #سرپرست_خانوار هستم ، وقتي شوهرم تمام زندگی ی من چهار سال پيش با کاميونش از گردنه حيران رد نشد و براي هميشه در ته دره خوابيد.

من #خوشگله هستم، وقتي پسرهاي جوان محله زير تير چراغ برق وقت شان را بيهوده مي گذرانند.

من #ضعيفه هستم، وقتي ريش سفيدهاي فاميل مي خواهند از برادر بزرگم حق ارثم را بگيرند.

من #بي_بي هستم، وقتي تبديل به يک شيء آرکائيک مي شوم و نوه و نتيجه هايم تيک تيک از من عکس مي گيرند.

من #مامي هستم ، وقتي دختر نوجوانم در جشن تولد دوستش دروغ پردازي مي کند.

من #مادر هستم، وقتي مورد شماتت همسرم قرار مي گيرم چون آن روز به يک مهماني زنانه رفته بودم و غذاي بچه ها را درست نکرده بودم.

من #زنيکه هستم، وقتي مرد همسايه، تذکرم را در خصوص درست گذاشتن ماشينش در پارکينگ مي شنود.

من #ماماني هستم، وقتي بچه هايم از من می خواهند تا خلاف هايشان را به پدرشان نگويم.

من #ننه هستم، وقتي شليته مي پوشم و چارقدم را با سنجاق زير گلويم محکم مي کنم و نوه ام خجالت مي کشد به دوستانش بگويد من مادربزرگش هستم... به آنها مي گويد من خدمتکار پير مادرش هستم.

من #يک_کدبانوي_تمام_عيار هستم، وقتي شوهرم آروغ هاي بودار مي زند و کمربندش را روي شکم برآمده اش جابه جا مي کند.

من در ماه اول عروسي ام؛ #خانم_کوچولو ، #عروسک ، #ملوسک ، #خانمي ، #عزيزم ، #عشق_من ، #پيشي ، #قشنگم ، #عسلم ، #ويتامين و...» هستم.

من در ادبيات ديرپاي اين کهن بوم ؛ «دليله محتاله، نفس محيله مکاره، مار، ابليس، شجره مثمره، اثيري، لکاته و...» هستم.

دامادم به من #وروره_جادو مي گويد.

حاج آقا مرا #والده صدا مي زند.

من #مادر_فولادزره هستم، وقتي بر سر حقوقم با اين و آن مي جنگم.

مادرم مرا به خان روستا #کنيز شما معرفي مي کند.

ﺍﮔﺮ ﺷﻤﺎ ﻣﯿﺪﺍﻧﯿﺪ، ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﮕﻮﯾﯿﺪ ﻭ ﻣﺮﺍ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺳﺮﺩﺭ ﮔﻤﯽ ﺑﺮﻫﺎﻧﯿﺪ !!! ﻭﺍﻗﻌﺎ ﻣﻦ ﮐﯿﺴﺘﻢ؟؟؟.

Most Popular Instagram Hashtags