#هرماینی

MOST RECENT

🔸👇🔸
هرماینی و زیرپا گذاشتن قوانین

هرماینی جادوگری بود که زمانی اعتقاد داشت اخراج شدن از مرگ هم بدتره. ولی بیخیال هرماینی! تو هم گاهی قوانین رو زیر پا گذاشتی و از این کار لذت بردی.

از همون بار اولی که هرماینی رو میبینیم میتونیم رابطش رو با قوانین مدرسه حدس بزنیم. هرماینی در اولین جملاتش به هری و رون توصیه کرد که لباس های هاگوارتزشون رو بپوشن. به هر حال هممون میدونیم که هرماینی عاشق اخراج نشدن بود؛ البته به جز این مواردی که قراره درموردشون صحبت کنیم. در این مواقع هرماینی قوانین رو زیرپا گذاشت تا دوستاش و حتی گاهی دنیای جادوگری رو نجات بده.

استفاده از منطق برای نجات دادن سنگ جادو

بعد از ماجرای غولی که در دستشویی کمین کرده بود هرماینی شروع به شکستن قوانین کرد. از استفاده از بلوبل فلیمز بر علیه اسنیپ گرفته تا کمک به هاگرید برای رها شدن از دست نوبرتِ اژدها. اما تنها وقتی که هری، رون و هرماینی رو راضی کرد تا برای نجات سنگ جادو بهش کمک کنند بود که هرماینی متوجه شد قوانین همیشه هم خوب نیستند.

هرماینی از طلسم کردن نویل و مواجه شدن با شطرنج عظیم الجثه هیچ لذتی نبرد اما میدونست که کمک به هری مهمه. و البته به نظر میرسید که از یک چالش کوچک در مواقع خطر برای ذهنش بدش هم نمیاد. نجات دادن رون و هرماینی از تله شیطان و حل معمای معجون های اسنیپ با آرامش کامل که البته بعدا توسط دامبلدور مورد تحسین قرار میگیره مثال های خوبی هستند. در هاگوارتز رفتار خوب همیشه به معنای انجام دادن اون کاری که همه ازت انتظار دارن نیست.

ساختن موفقیت آمیز معجون پولی جویس

درسته که در نتیجه پایانی یک خطای کوچک وجود داشت اما تبدیل شدن هرماینی به ورژن انسان گونه گربه میلیسنت بالسترود به دلیل اشتباه در ساختن استادانه این معجون نبود. هرماینی برای فهمیدن علت حمله به دورگه ها و فشفشه حاضر شد حداقل ۵۰ تا از قوانین مدرسه رو زیر پا بذاره و این شروعی بود برای شروع زندگی اخلاق مدار او.

میدونی که من دلم نمیخواد قوانین رو زیر پا بذارم. ولی فکر میکنم تهدید دورگه ها چیز وحشتناک تری از ساختن یه معجون پیچیده است" "هری پاتر و تالار اسرار"

هرماینی مشتاق بود که برای حل این مسئله راه حلی پیدا کنه و بنابراین تمرکزش رو روی معجون پولی‌جویس گذاشت. احتمالا اینکه خودش هم ماگل زاده بوده حساسیتش رو بر روی تالار اسرار بالاتر برده و برای همین پیشنهاد... ادامه متن را در کانال بخوانید.

مترجم: افرا میّمی

#مقاله #هری_پاتر #هرماینی
#article #HarryPotter #Hermione

پارت نوزدهم
داشتم همینطوری نگاه می کردم که با صدای صاف گلو ی سیریوس به خودم اومدم و سریع گفتم: بله! چیزی شده؟
سیریوس با یه نگاه حق به جانب بهم خیره شد و بعد به یکی از عکسای دیوار نگاه کرد روش نوشته بود بلاتریکس لسترنج(بلک) و بعد شروع کرد به حرف زدن:
می دونی هرماینی عشق دردناک ترین و در عین حال دلنوازترین درد دنیا است منم عاشق شدم اونم عاشقم شد ولی ولم کرد بدون هیچ دلیل منطقی به نظرم دیوونه شده بود ، منم دیوونه شده بودم ، دیوونه اون اما هیچ وقت بهش نرسیدم چون خودش نخواست ، شاید به خاطر این بود که با دامبلدور بودم و تو ارتش لرد سیاه نبودم...
در هر صورت فقط خواستم یه چیزی خواست بگم اونم اینکه مراقب باش چی کار می کنی و تو چه راهی قدم می ذاری و اینکه خیلی چیز ها هست که در مورد خودت نمی دونی که به زودی می فهمی و...
رون در زد و اومد تو و گفت هرماینی سریع بیا وگرنه دیرمون میشه باید برگردیم هاگوارتز
-اومدم رون فعلا سیریوس
+ در هر صورت مراقب کارایی که می کنی باش خانواده مالفوی خانواده خطرناکیه.
سریع بعد از شنیدن این حرف رفت بیرون منم رفتم پیش هری و رون ولی یه چیزی ذهنم رو مشغول کرده بود مخصوصا اینکه چه چیزی هست که من در مورد خودم نمی دونم و به زودی قراره بفهمم...
#درامیون #دراماینی #هرماینی_گرنجر #هرماینی #هاگوارتز #هری_پاتر #عشق_و_تنفر #harrypotter #hermionegranger #hogwarts #ronweasley

پارت هجدهم
د.ا.ن هرماینی
با صدای خوردن یه چیزی به پنجره از خواب پریدم یه جغدِ عقابی بود. پنجره رو باز کردم یه نامه با یه جعبه همراهش بود. به احتمال زیاد دراکو فرستاده بود، نامه رو اول باز کردم نوشته بود: کریسمس مبارک♡♡
بعد جعبه رو باز کردم یه گردنبند بود که یه فرشته ازش آویزون بود خیلی قشنگ بود ولی اینو قبل تو گردنش دیده بودم، ولی مال کی بود؟ به هر حال خیلی قشنگ بود داشتم می نداختمش تو گردنم که صدای داد و بیداد هری رو شنیدم که داشتن با رون می رفتن سمت دفتر دامبلدور. جینی که از خواب بلند شده بود بدون اینکه خودش بدونه بازوم رو گرفت محکم سمت خودش کشید و سریع رفتیم به دفتر دامبلدور وقتی رسیدیم فهمیدیم اتفاقی برای اقای ویزلی افتاده ولی سریع به لطف هری پیداش کرده بودن قرار شد فردا اول صبح در اولین فرصت بریم خونه ی سیریوس تا به اقای ویزلی سر بزنیم.
خونه سیریوس
حال اقای ویزلی تعریفی نداشت ولی خیلی افتضاح هم نبود با اینکه همه جاش کبود و زخمی بود ولی هنوز اون انرژی قبلی رو داشت بعد از اینکه خانوم ویزلی کادو هامون رو داد سیریوس که هری رو از یه اتاق برد بیرون به من اشاره کرد که برم ، وقتی رفتم تو یه کاغذ دیواری بود که همه ی اعضای خانواده ی بلک اونجا بودن و صورت چند نفر از جمله سیریوس سوزونده شده بود ...
پ.ن: امیدوارم دوست داشته باشید😘
#دراکو_مالفوی #هرماینی_گرنجر #هرماینی #درامیون #دراماینی #هری_پاتر #جینی_ویزلی #رون_ویزلی #هاگوارتز #harrypotter #hogwarts #dramione #dracomalfoy #hermionegranger#عشق_و_تنفر

.
پیروزی نور بر ظلمت قطعی است !
.
پ.ن: به شخصه عاشق داستانهای #هری_پاتر بودم وهستم وخواهم موند ، خانم #جی_کی_رولینگ جدا فوق العاده نوشتن👌
.
#harrypotter #redclif #daniel #roling #expctopatronum #usa #english #love
#هری_پاتر #هواگراتز #هرمیون_گرنجر #هرماینی #اکسپکتو_پاترونوم #واقعی #عالی #نور #پیروز #ظلمت #فانی #حکومت #دولت #بازرگان #پرنیان #عشق
@daniel9340

🔸👇🔸
امروز اما واتسون بازیگر نقش هرماینی گرنجر ۲۸ ساله شد. محل تولد او پاریس فرانسه می باشد.

#تولد #اماواتسون #هرماینی #هرماینی_گرنجر
#birthday #EmmaWatson #Hermione #HermioneGranger

^
برای بار هزار و دویستم تو سه روز گذشته #هری_پاتر رو از اول تا اخرش دیدم . فیلمی که اگر هزار و دویست بار دیگه ببینمش با وجود اینکه تمام صحنه ها و دیالوگ ها رو از حفظم اما محاله ازش خسته بشم و هنوز مثل دفعه ی اول برام تازه ست . اولین بار وقتی از قسمت یک تا چهارش رو دیدم یازده سالم بود، از ته دلم آرزو میکردم مدرسه ای مثل #هاگوارتز بود و منم جادوگر بودم! دوازده سال از اون روز میگذره و من همچنان دیوونه ی هاگوارتزم و یکی از بزرگترین آرزوهام رفتن به اسکاتلند ، لس آنجلس و لهستان برای دیدن موزه های هری پاتره...
من با لحظه لحظه ی این فیلم زندگی میکنم، میخندم ، از ته دل گریه میکنم، مضطرب میشم حتی با اینکه میدونم تو صحنه ی بعد قراره چه اتفاقی بیوفته اما مگه میشه برای مرگ فِرِد گریه نکرد؟😭مگه میشه واسه ی #سیریوس_بلک ، #دامبلدور یا #اسنیپ زار نزد؟ مگه میشه وحشت نکرد وقتی باتیلدا بکشاتِ تقلبی تبدیل به پیتون گنده میشه یا وقتی #بازیلیسک با چشمای کورش توی تالار اسرار دنبال هری میکنه؟ این داستان از هرلحاظ بی نقصه ، طنز های ظریف و واقعا دلچسب، وحشت و اضطراب بی حد و هیجان و جذابیتی که تو هیچ فیلم و داستانی تکرار نخواهد شد، هر شخصیت برای خودش شناسنامه ی کامل داره حتی شجره نامه داره ، تاریخ هاگوارتز بی نقص نوشته شده و من حتی کتاب بیدل قصه گو که از دامبلدور به #هرماینی ارث میرسه رو دانلود کردم و دارمش! حتی #ولدمورت انقد جذاب طراحی شده که علاوه بر خشم و نفرتی که آدم بهش پیدا میکنه هوش بالاش رو هم تحسین میکنه. همیشه به #جی_کی_رولینگ حسادت کردم و برام جذابه که بدونم چی تو سرش گذشت که این شاهکار رو خلق کرد؟ چطور تونست انقد بی نقص باشه ؟ همین الان هم که دارم مینویسم واسه دوباره دیدنش هیجان دارم !!!!
این قاب برای من خیلی ارزش داره ، برعکس خیلی از پاتر هِد ها که طرفدار هری هستن من طرفدار دیوونه ی راُن هستم . #روپرت_گرینت عزیزم آخه چطوری یه آدم زشت انقدر میتونه جذاب باشه؟؟؟؟ 😂😂😂 به نظرم هری پاتر بدون ران هیچه ، عاشق تمام حرکاتشم انقد که خنگ و دوست داشتنیه .
و در آخر با این جمله از #آلن_ریکمن خدا بیامرز پستم رو به پایان میبرم (البته دوجمله ی آخر دیالوگی هست که تو قسمت آخر بین دامبلدور و اسنیپ رد و بدل شد ولی واقعا کابردیه!)
When I'm 80 years old and sitting in my rocking chair, I'll be reading Harry Potter, And my family will say to me, After all this time? And I will say, Always.

#ابدیت_کوچک_ما
#پارت3

#هرماینی

از ساختمون خارج شدم و برای تاکسی دست تکون دادم...طولی نکشید که تاکسی ای جلوی پام ترمز کرد منم سوار شدم و ادرس کلبه ی درویشم که اون سر شهر بودو بهش دادم..ظرف سالادی که از خونه ی بلوندی برداشتمو باز کردم و تیکه پیتزارو از توش دراوردم..نصفشو خوردم و بقیشو توظرف سالاد گذاشتم و درشو بستم...
به سر خیابون رسید...از اونجایی که پولی همراهم نداشتم...مجبور بودم...شرمنده مستر شوفر!
دلمو گرفتم شروع به اه و ناله کردم و...
. - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
.
برای خوندن ادامه ی پارت تو کانال تلگراممون جوین شین...لینک‌تو بیو..
⚠پارت بعد تا زمانی که ده نفر نشدیم اپلود نمیشه.⚠

#ابدیت_کوچک_ما

#پارت2

#هرماینی

حدسم درست بود...تو ی پنت هوس تو بالاهای نیویورک بودیم...اون جاهایی ک از اوردن اسمشم میترسیدم...بطرف اسانسور رفتم و دگمشو زدم...بعد از چند دقیقه رسید و درش باز شد..واردش شدم و دگمه لابیو زدم‌..در بسته شد و اسانسور شروع به حرکت کرد...چشمم به نمایشگر شماره طبقات افتاد..۲۵...۲۴...۲۳...چقد کنده...رو طبقه ۱۸ وایساد و مرد بلند قد و هیکلی ای با موهای قهوه ای و کت و‌شلوار مشکی رسمی وارد شد..نیم نگاهی بم انداخت و نیشش شل شد..مثل اینکه...اینم یه دردسر دیگس..به محض بسته شدن در بازو هامو‌محکم گرفت و‌منو به دیوار اسانسور چسبوند و خم شد رو صورتم....
برای خوندن ادامه ی پارت تو کانال تلگراممون جوین شین...لینک‌تو بیو..

#ابدیت_کوچک_ما

#پارت1

#هرماینی

با برخورد نور خورشید به چشمام چشمامو باز کردم و سرجام نشستم..به اطرافم‌نگاه کردم...اینجا اتاق من نبود‌..اصلا خونه ی من نبود... به ساعت روی پاتختی نگاه کردم..7:48...خمیازه ای کشیدم و به شب گذشته فکر کردم... یادمه ساعت یازده به بار نزدیک خونه رفتم...نوشیدنی موردعلاقمو سفارش دادم و بعد هیچی..به سمت دیگه ی تخت نگاه کردم...مردی عضلانی با موهای بلوند یخی خوابیده بود و... 🍃
برای خوندن ادامه ی پارت تو کانال تلگراممون جوین شین...لینک‌تو بیو..

با اسم Ali.Darkoruis برای ما هم نامه از #هاگوارتز اومد
چون خودم رو با این اسم در دنیای جادو معرفی کردم برای همین با این اسم اومده حالا قراره مارو ببرن هاگوارتز بخش ترم اولی های بزرگسال 😁

#هاگوارتز #جادو#جادوگری#شعبده#چوبدستی#هری#هریپاتر#دامبلدور#اسنیپ#هرماینی#رون#بازی#hogwarts#harry#potter#harrypotter##wizard#dumbeldor#snape#hermion#rone#letter#harrypotterhogwartsmystery#mystery

🔸👇🔸
️آیا هرماینی درباره ماریتا اجکومب زیادی سختگیر بود؟

مترجم: سروگل
گوینده: فیروزه فـ

داستان کامل رو در کانال بشنوید.

#داستان_صوتی #پاترمور #هری_پاتر #کتاب_صوتی #پادکست #هری_پاتر_صوتی #هرماینی #ارتش_دامبلدور
#AudibleStory #pottermore #HarryPotter #AudibleBook #podcast #HarryPotterAudible #hermione #DumbledoreArmy

Most Popular Instagram Hashtags