[PR] Gain and Get More Likes and Followers on Instagram.

#هاتف_اصفهانی

3237 posts

TOP POSTS

🌹
سید احمد حسینی متخلص به #هاتف_اصفهانی از شعرای نامی ایران در عهد افشاریه و زندیه است.

زادروز : نیمه نخست قرن دوازدهم اصفهان
درگذشت: ۱۱۹۸ ه‍.ق قم
آرامگاه : قم
نام‌های: دیگر میراحمد

فرزند: سحاب اصفهانی

اصل خاندان او از اهل ارودباد آذربایجان بوده که در زمان پادشاهان صفوی از آن دیار به اصفهان هجرت کرده و در این شهر متوطن گردیده‌اند. تولد هاتف در نیمه ی اول قرن دوازدهم اتفاق افتاده و در آن شهر به تحصیل ریاضی و حکمت و طب پرداخته و گویا در این فنون از محضر میرزا محمد نصیر اصفهانی استفاده کرد و در شعر نیز مشتاق را راهنما و استاد خود اختیار نموده‌است.

هاتف در جوانی به سرودن اشعار خود پرداخت و در طول زندگی آرام خود از مدح شاهان و روی آوردن به دربار سلاطین خود داری کرد و بیشتر به مطالعه و حکمت و عرفان‌مشغول بود. وی در سال ۱۱۹۸ درگذشت.

هاتف اصفهانی شاعری توانا و مسلط به زبان و ادب فارسی بود. وی از سبک شعرای متقدم ایران به ویژه حافظ و سعدی پیروی می‌کرد و طبع خود را در سرایش تمامی قالبهای شعری اعم از غزل، قصیده و رباعی، ترجیع‌بند و ترکیب‌بند آزمود. شهرت عمده هاتف به سبب شاهکار بزرگ ادبی او (ترجیع‌بند عرفانی) است که در آن هم از حیث حسن ترکیب الفاظ و هم از حیث توصیف معانی داد سخن داده‌است. وی مرثیه‌های زیبایی نیز با استفاده از ماده تاریخ (حروف ابجد) در مرگ بزرگان و دوستان خود سرود که این اشعار از ارزش بالایی برخوردارند.

مهم‌ترین اثر باقی‌مانده از هاتف اصفهانی دیوان اشعار او و چند صد بیت شعر به‌زبان عربی است.
ملک الشعرای « گفت از زمان هاتف تاکنون کمتر کسی به این پایه و مایه شعر عربی سروده است استنساخ کردم پس از انقراض صفویه سبک نظم و نثر و نقاشی یک مرتبه تغییر یافت انجمنی از شعرا که مشتاق و هاتف و آذر و ..» ما درباره ی ترجیع بند او محمد معین می نویسد مشتمل است بر پنج بند، که بند اول در توصیف کوی مغان و بند دوم در گفت و شنود با ترسا و سه بند دیگر حاوی حقایق عرفانی مزدیسنا بند سوم ترجیع بند هاتف شاید از این دو غزل « است بند اول ترجیع بند به اصطلاحات مزدیسنا مشحون است خواجه متأثر باشد.

بی #تُ
احوال مرا
در دل شب ها داند

هر که بی همچو تویی
صبح کند
شامی چند... #هاتف_اصفهانی

قلعه تاریخی مارکوه در رامسر✨🌟🌟🌟✨ مارکوه یکی از کوه های رامسر است که از زمان های خیلی دور شاهد حوادث و رویدادهای مهمی بوده و با ارتفاعی کم در جنوب شرقی رامسر و در شرق کتالم واقع است و مشرف به دریا می باشد.جمعی بر این عقیده اند که وجود مارهای زیاد سبب گردید آن جا را مارکوه بنامند. مشاهدات یکی از دوستان مبنی بر وجود مار عظیم الجثه ای که خود آن را از نزدیک دیده موید این مدعا است. کسان دیگری هم اظهارات مشابهی داشتند. بعضی بر این باورند که در زمان های بسیار قدیم اموال زیادی برای ایمنی از دستبرد دزدان و غارتگران در گوشه و کنار قلعه در دل خاک به ودیعت نهاده شد و بعدها به مل کوه مشهور شد و بر اثر مرور زمان به تدریج مبدل به مارکوه گردید. ولی آن چه به حقیقت نزدیک تر می باشد این است که مارکوه منسوب به مار و مار مترادف با مارد، آمارد و مرد به فتح میم است ماردها به مردمی می گفتند که پیش از ورود آریان ها میان کادوسی ها و تپورها در تنکابن امروزی و حوالی آن سکونت داشتند، از طرفی هم بنا به نوشته حدود العالم «مرد» نام یکی از نواحی دهگانه جلگه ای ساحلی دیلم بوده است که ظاهرا در حوالی همین مارکوه قرار داشت و نواحی یاد شده در محدوده شهرستان رامسر واقع اند، ظاهرا چنین به نشر می رسد که: مارکوه یعنی کوهی است که متعلق به مارها( آمردها، ماردها و مردها)می باشد.چیزی که هست در تلفظ عامیانه مارکوه بدون «ها» به کار می رود.مارکوه را به نام های دیگری نیز نامیده اند که از آن جمله: مبارک کوه، بارکو و به لحاظ قلعه ای که در آن بنا نهاده شد قلعه کوه نیز نام داده اند.سنگ های مارکوه آهکی میباشد تاریخ بنای این قلعه بر ما معلوم نیست اما وقایعی که در نیمه اول قرن ششم هجری قمری در آن جا رخ داد حکایت از قدمت تاریخی قلعه دارد و بیانگر آن است که این قلعه پیش از آن تاریخ نیز معمور بوده و مورد استفاده قرار می گرفت، احتمالا تاریخ بنای آن به پیش از اسلام می رسد.این قلعه در قرن ششم هجری قمری به تسخیر اسماعیلیان در آمد.وضع داخلی قلعه مارکوه از لحاظ وسعت به نحوی است که گنجایش صد سرباز را دارد و همگی به راحتی می توانند در آن سکنی گزینند.قلعه مارکوه در نیمه اول قرن ششم هجری بر اثر یورش های مکرر اسماعیلیان به تسخیر آنان در آمد و چندی بعد یعنی در اواخر همین قرن بر دامنه فتوحاتشان افزوده گشت و از ملاط تا سخت سر به چنگ ایشان افتاد و این فرقه بیش از نیم قرن این منطقه را تحت سلطه داشتند .....••••••••••••••••✨رامسر #کتالم#منظره#دریا #قلعه ی مار کوه🔝 🏰🏰

ّ
گر به اقلیم عشق روی آری
همه آفاق گلستان بینی
#هاتف_اصفهانی
_

جان به جانان کی رسد جانان کجا و جان کجا

ذره است این، آفتاب است، این کجا و آن کجا

دست ما گیرد مگر در راه عشقت جذبه‌ای

ورنه پای ما کجا وین راه بی‌پایان کجا

ترک جان گفتم نهادم پا به صحرای طلب

تا در آن وادی مرا از تن برآید جان کجا

جسم غم فرسود من چون آورد تاب فراق

این تن لاغر کجا بار غم هجران کجا

در لب یار است آب زندگی در حیرتم

خضر می‌رفت از پی سرچشمهٔ حیوان کجا

چون جرس با ناله عمری شد که ره طی می‌کند

تا رسد هاتف به گرد محمل جانان کجا

#هاتف_اصفهانی
عکس از دوست عزیز داوود نصر اصفهانی

تو شهی و کشور جان تو را تو مهی و جان جهان تو را
ز ره کرم چه زیان تو را که نظر به حال گدا کنی
#محمد_معتمدی
#هاتف_اصفهانی
#ابوعطا

جان به جانان کی رسد
جانان کجا و جان کجا

ذره است این، آفتاب است،
آن کجا و این کجا... #هاتف_اصفهانی
#امیر_آقایی
#بادیگارد

.
.
بیا حرف های خوب بزنیم
با قدری بغل که دوستت دارم داشته باشد
کمی هم نگاه های خیـره ...
.
.
بیا حرف های خوب بزنیم
بیا بمانیم
به پای هم
برای هم
حتی اگر بحث کردیم،
بغض کردیم،
بیا باز هم حرف های خوب بزنیم
آخر ما که کسی را غیر از هم نداریم !
.
.
محبـوبِ من
بگذار عشق ؛ تا می‌تواند
بینِ‌ ما کنگر بخورد و لنگر بیاندازد ... :)
.
.
#مریم_قهرمانلو
خرداد ۹۶
1 نوشت :
به گردون می‌رسد فریاد یارب یاربم شب‌ها
چه شد یارب در این شب‌ها غمِ تأثیرِ یارب‌ها ...
#هاتف_اصفهانی
2 نوشت :
کاش بچه بودیم!
می آمدم دم درتان
در را که وا میکردی
میگفتم :
بیا برویم ..
میخواهم
دوستت داشته باشم ...
#مریم_قهرمانلو
دی ۹۴
3 نوشت : خدا حواسش به هممون هست :)

هرشب به تو با عشق و طرب ميگذرد
برمن ز غمت به تب و تاب ميگذرد
تو خفته به استراحت و بي تو مرا
تا صبح نداني كه چه شب ميگذرد
#هاتف_اصفهانی

MOST RECENT

بدون شرح

تو گلی و سر کوی تو گلستان و رقیب
در گلستان تو خاری است که گفتن نتوان

چون جرس نالد اگر دل ز غمت بیجا نیست
باری از عشق تو باری است که گفتن نتوان

#هاتف_اصفهانی

🌹
سید احمد حسینی متخلص به #هاتف_اصفهانی از شعرای نامی ایران در عهد افشاریه و زندیه است.

زادروز : نیمه نخست قرن دوازدهم اصفهان
درگذشت: ۱۱۹۸ ه‍.ق قم
آرامگاه : قم
نام‌های: دیگر میراحمد

فرزند: سحاب اصفهانی

اصل خاندان او از اهل ارودباد آذربایجان بوده که در زمان پادشاهان صفوی از آن دیار به اصفهان هجرت کرده و در این شهر متوطن گردیده‌اند. تولد هاتف در نیمه ی اول قرن دوازدهم اتفاق افتاده و در آن شهر به تحصیل ریاضی و حکمت و طب پرداخته و گویا در این فنون از محضر میرزا محمد نصیر اصفهانی استفاده کرد و در شعر نیز مشتاق را راهنما و استاد خود اختیار نموده‌است.

هاتف در جوانی به سرودن اشعار خود پرداخت و در طول زندگی آرام خود از مدح شاهان و روی آوردن به دربار سلاطین خود داری کرد و بیشتر به مطالعه و حکمت و عرفان‌مشغول بود. وی در سال ۱۱۹۸ درگذشت.

هاتف اصفهانی شاعری توانا و مسلط به زبان و ادب فارسی بود. وی از سبک شعرای متقدم ایران به ویژه حافظ و سعدی پیروی می‌کرد و طبع خود را در سرایش تمامی قالبهای شعری اعم از غزل، قصیده و رباعی، ترجیع‌بند و ترکیب‌بند آزمود. شهرت عمده هاتف به سبب شاهکار بزرگ ادبی او (ترجیع‌بند عرفانی) است که در آن هم از حیث حسن ترکیب الفاظ و هم از حیث توصیف معانی داد سخن داده‌است. وی مرثیه‌های زیبایی نیز با استفاده از ماده تاریخ (حروف ابجد) در مرگ بزرگان و دوستان خود سرود که این اشعار از ارزش بالایی برخوردارند.

مهم‌ترین اثر باقی‌مانده از هاتف اصفهانی دیوان اشعار او و چند صد بیت شعر به‌زبان عربی است.
ملک الشعرای « گفت از زمان هاتف تاکنون کمتر کسی به این پایه و مایه شعر عربی سروده است استنساخ کردم پس از انقراض صفویه سبک نظم و نثر و نقاشی یک مرتبه تغییر یافت انجمنی از شعرا که مشتاق و هاتف و آذر و ..» ما درباره ی ترجیع بند او محمد معین می نویسد مشتمل است بر پنج بند، که بند اول در توصیف کوی مغان و بند دوم در گفت و شنود با ترسا و سه بند دیگر حاوی حقایق عرفانی مزدیسنا بند سوم ترجیع بند هاتف شاید از این دو غزل « است بند اول ترجیع بند به اصطلاحات مزدیسنا مشحون است خواجه متأثر باشد.

.
چه شود به چهرهٔ زرد من نظری برای خدا کنی
که اگر کنی همه درد من به یکی نظاره دوا کنی

تو شهی و کشور جان تو را تو مهی و جان جهان تو را
ز ره کرم چه زیان تو را که نظر به حال گدا کنی

ز تو گر تفقدو گر ستم، بود آن عنایت و این کرم
همه از تو خوش بود ای صنم، چه جفا کنی چه وفا کنی

همه جا کشی می لاله گون ز ایاغ مدعیان دون
شکنی پیالهٔ ما که خون به دل شکستهٔ ما کنی

تو کمان کشیده و در کمین، که زنی به تیرم و من غمین
همهٔ غمم بود از همین، که خدا نکرده خطا کنی

تو که هاتف از برش این زمان، روی از ملامت بیکران
قدمی نرفته ز کوی وی، نظر از چه سوی قفا کنی

#هاتف_اصفهانی

#شعر #شعر_گراف#غزل#شاعر #عشق#عاشقانه#غزل #عارفانه#ادبیات#ادبیات_فارسی #ادبیات_معاصر #شعرانه#دل_نوشته  #poem #poet

میدان ونک.

ای دلبر گلچهره که مشاطهٔ صنعت

بالای گل از سنبل تر بسته کلاله

آهنگ چمن کن که به کف بهر تو دارد

گل ساغر و نرگس قدح و لاله پیاله

#هاتف_اصفهانی
#گل_فروش #گل #کاکتوس #کاکتوس_رنگی #flowers #cactus #nova2plus #mobilegraphy #موبایلگرافی

‍ به حریم خلوت خود شبی
چه شود نهفته بخوانی‌ام

به کنار من بنشینی و
به کنار خود بنشانی‌ام

من اگر چه پیرم و ناتوان
تو مرا ز درگه خود مران

که گذشته در غمت ای جوان
همه روزگار جوانی‌ام ... #هاتف_اصفهانی

در عاشقی هزار غم و دَرد
هست و نیست

دَردی از این بَتر
که بود یار با رقیب... 🖋 #هاتف_اصفهانی

.
تو و
یک وعده و
فارغ ز من
هر شب به خواب ِخوش

من و
شب‌ها و
درد انتظار و
دل تپیدن‌ها

#هاتف_اصفهانی #شعر #عكس #عكاسى #يادگارى #استوديو

🌟هاتف اصفهانی🌟
🌟
شهنشاه غضنفر فر پلنگ آویز اژدر در
امیرالمؤمنین حیدر علی عالی اعلا
🌟
به رتبت ساقی کوثر به مردی فاتح خیبر
به نسبت صهر پیغمبر ولی والی والا
🌟
ولی حضرت عزت قسیم دوزخ و جنت
قوام مذهب و ملت، نظام الدین و الدنیا
🌟
از آنش عقل در گوهر شمارد جفت پیغمبر
که بی چون است و بی‌انباز آن یکتای بی‌همتا
🌟🌟🌟 #تصوف #صوفیه
#صوفی #دراویش #درویش #ذوالفقار #حیدر #علی #عرفان #خرقه #هاتف_اصفهانی #هو #حق #یا_علی #عارف #صوفی_نامه #sufi_name

Most Popular Instagram Hashtags