[PR] Gain and Get More Likes and Followers on Instagram.

#هابیل

399 posts

TOP POSTS

ميشود ساده زيست، اما عميق و شاد.....🙋
#کافه
#هابیل

قهوه سرد
چندین شب از رفتنت می گذرد
ولی من هنوز بی خواب آن قهوه ای هستم
که آخرین بار خوردیم
آخرین بار گفتی قهوه را تلخ میخوریم
حالا می فهمم
حالا می فهمم که میخواستی تلخیِ رفتنت همیشه به کام من باشد
عجب یادگاری ای

حال من نمیدانم به یاد لحظه ی تلخ رفتنت
قهوه را تلخ بنوشم
یا به یاد خاطرات شیرینمان شکر بریزم
فال میگیرم

به یاد سردیه دستان تو
قهوه را سرد مینوشم
به یاد تلخی حرفهای تو
قهوه را تلخ مینوشم
به یاد لحظه ی رفتن تو
قهوه را عصر مینوشم

عصر بود روزی که رفتی
ســرد بود وقــتـی که رفتی
سرد بود آن آخرین قهوه
دقیقاً مثل واپسین نگاه تو

یادم میاید وقتی گرم صحبت می شدیم
سردی قهوه را حس نمی کردیم
اما الآن در نبود تو
قهوه ی داغِ داغ ، سرد می نماید
همین قهوه ی سرد را به آخر رساندم
فال قهوه گرفتم
نه نه نه نتیجه باب میلم نبود
قهوه ی دیگری ریختم
تلخ بود
اما فال دیگری می بایست
باز هم فال گرفتم
و دوباره و دوباره و دوباره ... فال قهوه می گیرم شاید بگوید که میایی
اما دلم گواهی میدهد که نمیایی

این فــال لعنتی ، آن روز بدشگون
این حال رفتنی، آن بخت سرنگون

یاد همان قهوه هایی افتادم که برای آشنایی مهمان همدیگر بودیم
بعد از آن همه قهوه برای آشنایی،چطور شد که همینک غریبه ایم؟

دلم تــنــگ طــعــم تــلــخ طــرز نگاه آخرت است
برگرد

بار دیگر، نگاه آخرت را خرجم کن

حتی سرد
سرد تر از قهوه.... #هابیل

.
تو که تخم چشممی، ولی برو بهش بگو اون‌قدر وجود داشته باشه خودش بیاد زل بزنه تو صورتم زرش رو بزنه. مرتیکه هلک‌هلک تو رو راه انداخته از باغشاه کشونده تا این‌جا جاش حرف بزنی؟ لاله خودش؟ . . . گه خورده روش نمی‌شه. گه خورده. روش نمی‌شه بیخود می‌کنه اون‌سر واسه من رژه می‌ره. پول می‌خواد، دندش نرم. خودش گم‌شه بیاد کاسه گداییش رو دراز کنه. تو رو واسه چی انداخته وسط؟ تو نمی‌ذاری دیگه. من یه کفتاری خوابونده بودم تو بناگوشش، الان این‌طوری . . . نه که نمی‌دم، واسه چی بدم؟ . . . چه حقی مادر من؟ چه سهمی مادر من؟ سهم انه؟ یه عمر من کار کردم تو این گه‌دونی نصفیش رو دادم بابا، برد ریخت تو خیک این حیف‌نون. پول می‌خواد باید بیاد وایسه بگردونه. من مگه آخه . . . یه چی بگو بگنجه آخه مامان. حساب اگه حساب بابام بابام باشه؛ سر پول بیمارستان، سر ختم، سر هفتم، این‌ها مگه مال باباش نبود؟ الان دو روز دیگه چهلمه، پول مسجد پسجد ‌رو . . . مگه می‌شه آخه؟ خرج‌ها همه پای من، بعد کفن یارو هنوز خشک‌نشده این بیاد واسه من . . . داد نزنم که چی بشه؟ خب بشنوه. اصلا بشنوه. با توام، هوی. مفت‌خور، هوی. اگه این‌قدر، فقط این‌قدر خـا . . .

هفتاد و یک روز مانده بود به شبی که مسعود و رضا جلوی مغازه نه‌متری سر خیابان، به هم بپیچند. هفتاد و یک روز مانده بود به شبی که در آن، قفل‌فرمان گره خیلی چیزها را باز می‌کرد.
#هابیل

.
نه #گندم و نه #سیب
#آدم فریب نام تو را خورد
از بی شمار نام شهیدانت
#هابیل را که نام نخستین بود
دیگر
این روزها به یاد نمی آوری
هابیل
نام دیگر من بود
#قیصر_امین_پور

واقعیت داستان #ازدواج فرزندان حضرت آدم (علیه السلام) از چه قرار بود ؟ 🤔

سوالی که مطرح میشود این است که : 💠چرا #قابیل هابیل را به قتل رساند ؟ و آیا این موضوع واقعیت دارد که حضرت آدم ( ع ) میخواست خواهر هر یک را به ازدواج دیگری در آورد و قابیل ممانعت کرد؟ و حضرت آدم(ع) به آنها دستور داد که قربانی خود را به قربانگاه ببرند تا بر این موضوع تاکید حاصل کند ؟ پاسخ : ✨ بسم الله الرحمن الرحيم✨
والحمد لله رب العالمين، وصلى الله على محمد وآل محمد الأئمة والمهديين ⚜در این مساله سخنان بیهوده بسیاری وجود دارد ! و حقیقت این ماجرا این است که خداوند سبحان و تعالی در لوح محفوظ خود (ام الکتاب) ؛ ازدواج با محارم را حرام تعیین کرده است و در تمامی شریعت ها و کتب آسمانی این حرمت وارد شده است ودر شریعت آدم(ع) نیز این حرمت وجود دارد ⚜ مساله ازدواج فرزندان آدم (ع) به این صورت است که حوا برای آدم (ع)دو فرزند بنامهای قابیل و هابیل را به دنیا اورد ؛ سپس هابیل با زنی که خداوند برای او خلق کرده بود بنام "صالحه" ازدواج کرد و قابیل نیز با زنی که خداوند برای او خلق کرده بود بنام "طالحه" ازدواج کرد و این دو زوج همانطور که خداوند قبل از آنها آدم (ع) و حوا را خلق کرده بود را نیز خلق کرد ؛ پس این دو همسر را خداوند سبحان با قدرتش برای ازدواج هابیل و قابیل آفرید ... ⚜سپس خداوند به #آدم (ع) دستور داد که وصی خود را هابیل (ع) معین کند ؛ هنگامی که قابیل این امر را متوجه شد بر این تصمیم اعتراض کرد ؛ آدم علیه السلام به او خبر داد که این امر از طرف خداوند بوده و نه از طرف او ؛ و به آنها دستور داد که قربانی های خود را برای خداوند بیاورند ⚜هابیل بره ای فربه و قابیل گندم هایی تلف شده را برای قربانی اوردند ؛ و خداوند قربانی هابیل را پذیرفت و به این سبب آتش حسد در قلب قابیل نسبت به برادرش هابیل شعله ور گشت و شیطان لعین او را وسوسه به قتل برادر خود کرد و نفس اماره اش نیز او را بر این عمل ناشایست تشویق کرد 🔺قابیل؛ هابیل را از روی حسادت به قتل رساند ! چون برادرش وصی آدم (ع) تعیین شده بود و وعده ابلیس لعین مبنی بر فریب همه انسانها ؛ برای اولین بار با فریب دادن قابیل تحقق یافت و علت عمده آن منیت و تکبر نفس و از ملزومات آن آفت شوم "حسد" است ...
👇👇👇👇👇

MOST RECENT

.
در پی حمله ی موشکی سپاه به داعش ؛

گیرم که #سپاه فیل ، #سجّیل که هست
انگیزه ی #انتقام #هابیل که هست
#ایران من آی #قبله ی #شیر_دلان
از #ابرهه ها نترس #ابابیل که هست
.
#محسن_ناصحی

#mybrotherkhosro #cinematograph #moviereview
#movielover #artlover #sp #liveauthentic
"گفت من تو را البته خواهم کشت.
گفت اگر تو به کشتن من دست برآوری، من هرگز به کشتن تو دست بر نیاورم..."
داشتم می‌رفتم #فیلم #برادرم_خسرو را ببینم. به دوستی نوشتم چیز زیادی درباره‌اش نمی‌دانم. نمی‌دانستم، جز #تیزر آن. تبلیغاتی هم نداشت. اما چیزی از شروعش نگذشته بود که زمزمه‌های آغازین #سمفونی_مردگان #عباس_معروفی در سرم پیچید. حکایتی جاودانه پیش چشمم جان گرفته بود.نوشتهٔ بالا از همان #رمان‌ ست و #دیالوگ ابدی #قابیل و #هابیل که بارها شده‌ست که در موقعیت‌های مختلف زمزمه‌اش ساخته باشم. کیست که قابیل و هابیلی در درون نداشته باشد. این اسطوره نگاری مدرن بسیار تماشایی‌ست. پیش از آنی که این فیلم زیبا را دیده باشم، می‌شناختم‌اش بی‌آن‌که بدانم. آن را زیسته‌ام.

آشیانه کلاغ *

فردا پیش از  سر زدن خورشید آدم و پسرانش  بر خاستند . آدم پاپوش پوستین  خود را می  پوشید  که حوا را بالای سرش  دید . نگاهی  به  ا و انداخت . در  نگاهش  گفت من باز می گردم با  دستانی پر .هنگامی که آن ها به ابتدای دشت رسید ند  خورشید همه جا را روشن کرد . یک فرسنگ در  دشت  پیش رفتند  و  در  کنار نهر از یکدیگر جدا شدند . آدم  راه مستقیم را پیش  گرفت ؛ هابیل به  راست و قابیل  به راه  چپ رفت .
کلاغ پیر بال  های خود را  گشود و به سمت چپ متمایل  شد . بالای سر قابیل آن قدر دور زد  و پایین آمد که صدای  بال هایش  در  گوش قابیل پیچید . پسر آدم اصلا  متوجه حرکات کلاغ  نبود . او در سودای شکار  بود . شکاری  که می بایست از  شکار  بردارش بزرگ تر باشد . کلاغ  ده گام جلو تر از قابیل  روی زمین نشست . در  منقارش  یک دانه سیب بود .با چنگال  هایش زمین را خراشید ،  دانه  سیب را در چاله کوچکی که کنده بود  انداخت و آنگاه خاک را  روی آن  ریخت . قابیل  نه کلاغ را  دید  و  نه کار هایی که می کرد . از  نظرش کلاغ موجود بی خاصیتی بود  که حتی ارزش نگاه کردن نداشت .

کلاغ دوباره با دانه سیب دیگری بازگشت و آن را پیش پای قابیل کاشت . کلاغ آن قدر این  کار  را  تکرار کرد  که خشم قابیل  برافرو خته  شد . خم شد ، سنگی برداشت و  به سویش پرتاب کرد .دیگر کلاغ باز نگشت و قابیل  هیچگاه کشت و کا ر را  نیاموخت . او میوه چین باغ مادرش حوا شد . اما هنگامی  که نخستین جنایت بشری از  او سر زد ؛ حرکات کلاغ پیر را به یاد آورد  و قربانی را  دل  خاک  پنهان کرد .
سال ها بعد کلاغ ها دانه  های سیب را به دشت  های  ناپیدای آن سوی کوهستان بردند . کلاغ ها با خاطره آزار دهنده  نخستین خون ریزی بشری  تپه سر سبز را ترک کردند . از آن پس هیچ کلاغی بر درخت سیب آشیانه نساخت .

مجموعه مادرم حوا ( محمود اشرفی)

پایان فصل دوم
#هابیل #قابیل #آدم #مادرم_حوا #محموداشرفی #رمان

من موندم وقتی میگن مث بچه ی آدم رفتار کن

دقیقا باید مث هابیل رفتار کنیم یا قابیل؟؟؟؟🤔😂 .#طنز#خنده#خنده_دار#هابیل#قابیل#آدم#حوا#آدم_و_حوا#انسان#بهشت#زمین#سیب#گندم

آن سوی کوهستان *

ماه بالا آمد . در برهنگی مهتاب هیچ چیز پنهان نبود . نسیم خنکی که از میان  در ختستان می وزید  مو های  آدم  خفته را  به این سو و آن سو می برد و مهتاب  سایه برگ های در خت سیب را بر صورتش جا به  جا می کرد . قابیل خرو ناسه  می کشید  و هابیل آرام  خفته بود . حوا  زیر نور مهتاب بر بالا پوش  چرمی  آدم وصله می  زد  و هر چند گاهی  صورت  مرد  خفته  را می  پایید . امروز آدم  برای  دومین  بار  سیب  خورد  و  برای  اولین  بار  خندید . خنده ای  هوشیارانه  و  خوشایند . حوا  با  خود  گفت : باید درختستان  را  گسترده  تر کرد . در سراشیب  تپه  رو به مغرب  باید  در خت  کاشت  تا جایی که دشت  ادامه دارد . تا  آن جا  که تصویری  غبار آلود و مبهم از کوهستان ، دشت  را  به انتها می رساند . حوا  هیچگاه  آن سوی  دشت پایین  دست  را  ندیده  بود . تنها  آدم  و پسرانش  به آن جا می رفتند .

مجموعه مادرم حوا ( محمود اشرفی)

#آدم#هابیل#قابیل#حوا#مادرم_حوا#محمود_اشرفی#رمان

سرخ ترین سیب باغ*

آن روز حوا باز  هم  در میان درختان سیب چشم به راه آدم بود . سرخ ترین سیب باغ را برای آدم چید . خورشید  که به میانه  آسمان  رسید ؛ آدم پسرانش  از بازگشتند .آدم جلو تر از پسرانش گام بر می داشت . شکاری با گردنی آویخته بر دوش قابیل سنگینی  می کرد  و امتداد نگاهی از چشمان نیمه باز حیوان بر زمین کشیده می شد . هابیل کمی جلو تر از برادرش گام  های پدر را دنبال می کرد . آدم در ضمیر پنهانش  خاطره ای مبهم از سیب داشت . اما خدا نمی خواست نفرت از سیب و کسی  که در خستان را کاشته در  وجودش ریشه بداواند . اما آدم به طور ناخودآگاهی  نسبت به درختان سیب بی تفاوت بود . گویی در درونش  نیرویی وجود داشت  که تلاش می کرد سیب ها را  نادیده بگیرد . او تا به  حال حتی یک سیب از درختستان نچیده بود .
آدم برای گذشتن از زیر شاخه های  آخرین درخت سرش را پایین آورد . انبوه گیسوانش فرو ریخت . چهره آفتاب سوخته اش در  میان  گسیوان  فرو افتاده  و ریش انبوهش  پر هیبت  و  برای  حوا  دوست  داشتنی  بود . حوا سیب سرخ را پشت سرش پنهان  کرد  و لبخندی بر لبانش نشست . آدم دیگر او را  نگریست  و پسران  به راه  خود رفتند .
پا های قدرتمند  آدم  از  زیر  بالا پوش چرمی  نمایان  بود . کنار چاه پاپوش های  پوستین را  از پا هایش بیرون آورد . بر فراز چاه ایستاد  و دلو رها شد  و  تصویر آدم  و حوا  که سیب سرخی در داشت ؛ در آیینه آب شکست . آدم به سوی  حوا  که پشت سرش ایستاده بود برگشت . سیب در دستانش لغزید  و برای اولین بار لبخند کمرنگی  بر لبانش نقش بست .

مجموعه مادرم حوا ( محمود اشرفی)

#قابیل#هابیل#آدم#حوا#سیب#مادرم_حوا #محمود_اشرفی #رمان

.
عقوبتِ عاقونِ قابیل قارونِ قرون؛

رعشه ی تاریک و عمیقِ نیشخندِ نِقارِ منقارِ قاقِ
قتلگاهیست، که تا بن دندان به انقراضِ چشمانش میکوبد و میکَند.قار،قار...قار

هَبِلانِ هابیل

#خیر#شر#هابیل#قابیل#راست#چپ
#آناتومی#تراژدی#پیشگوی

از نسل شما به نسل ما جهلی ترین#جهل انتقال یافت.
از ژن ما به نسل بعد جهل.
در آن روزی که زمین کاغذی خواهد شد.
این#جهنم دوباره تکرار خواهد شد؟
روزی که#عیسی#صلیب میسازد
نهنگ#‌یونس را میجود
برج ها#سقوط خواهند کرد
چشم ها نیاگارایی از اشک
خورشید خاموش
جنین ها سقط
زهدان ها خالی
مردان بی آلت و زنان بی حالت
باران خون میبارد آن روز
روزی که شورش تانک ها و موشک ها#معبد_سلیمان را تخریب میکنند
جنگ به صلح تجاوز میکند
خنده ها زیر#پوتین ها خورد میشوند
درب ها همگی قفل
یک نفر از سوراخ در با تک چشمی مرموز و سرخ و آتشین درحال زل زدن به این معمای#پیچیده،
#ناجی توهم است
#زمان ثابت بود
ابراهیم در فکره زدن رگ دست خود
من شنیدم که سربازان‌یکصدا میگفتند#حوری برهنه زیباتر است،
در آن روز#ازرائیل میمیرد
#موسی در جست و جوی یک قطره آب از دریا
کوه ها پا به فرار میگذارند
#هابیل با#قابیل زیره یک سقف لوات میکنند
#شیطان نخ به نخ سیگار روشن میکند
#حوا#سیب میچیند،ادم‌حوا را
روزی که آسیا در آتش میرقصد
آفریقا در گرسنگی می غلطد
اروپا یخ میزند و آمریکا در سیل استفراغ خود غرق میشود
آدم‌تمام شد
#انسانیت حرام شد
#تناسخ رخ نداد
در میان این خرابی ها زیره دوده ها در دستانه کودکی مرده
گلدانی است شکسته
نهالی از سیب
پیله ای به آن آویزان
پروانه بیرون جست
از برهم زدن بالهای پروانه#طوفان بپا شد.
بد و شوم‌را در خود هضم میکند
ابرها جذب هم
دوباره#باران میبارد
غنچه ای سر از خاک در آورد
زمین پاک شد
پیله ها بسته شدند
نسلی نو آغاز شد
آری.جهان دوباره#تکرار خواهد شد
ما تکرار خواهد شد.
#اشکان_مرادی#دست_نوشته
#اثر_پروانه_ای#تکرار

:
امام حسن مجتبی علیه السلام در مورد #عوامل_هلاكت_آدمى می فرمایند:

هَلاكُ النّاسِ فى ثَلاث: أَلْكِبْرُ، أَلْحِرْصُ، أَلْحَسَدُ. فَالْكِبْرُ هَلَاكُ الدِّينِ وَ بِهِ لُعِنَ إِبْلِيسُ  وَ الْحِرْصُ عَدُوُّ النَّفْسِ وَ بِهِ أُخْرِجَ آدَمُ مِنَ الْجَنَّةِ

وَ الْحَسَدُ رَائِدُ السُّوءِ وَ مِنْهُ قَتَلَ قَابِيلُ هَابِيلَ. هلاكت و نابودى مردم در سه چیز است: كبر، حرص، حسد.

#تكبّر كه به سبب آن دین از بین مى رود و به واسطه ی آن، #ابلیس، مورد لعنت قرار گرفت.

#حرص كه دشمن جان آدمى است و به واسطه ی آن #آدم از بهشت خارج شد.

#حسد كه سررشته بدى است و به واسطه ی آن #قابیل، #هابیل را كشت.

بحار الانوار (چاپ-بیروت) جلد هفتاد و پنج، صفحه ی صد و یازده

میلاد امام حسن مجتبی علیه السلام مبارک باد.
#پست_های_هنر_خوب_دیدن
#پست_های_هنر_خوب_بودن
#پست_های_سبک_زندگی_مومنانه

امام حسن مجتبی(ع) فرمودند: هلاکت و نابودی مردم در سه چیز است: کبر و حرص و حسد. تکبر که به سبب آن دین از بین می رود و به واسطه آن، ابلیس، مورد لعنت قرار گرفت. حرص که دشمن جان آدمی ست و بواسطه ی آن آدم از بهشت خارج شد. حسد که سر رشته ی بدی ست و بواسطه آن قابیل، هابیل را کشت.
.
.
.

#امام_حسن_مجتبی ع #امام_حسنی_ام #امام_حسنی_ها #امام_حسن #شیعه #مسلمان #حدیث #قرآن #نماز #اسلام #کبر #تکبر #حسد #حرص #دشمن #انسانیت #داعش #هابیل #قابیل #بهشت #لعنت #خدا #هلاک #نابودی #مردم #میلاد #میلاد_امام_حسن ع #امام_حسین #جشن #خوب_باشیم

اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ الَّذی خَلَقَ♥
خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ عَلَقٍ♥
مِنْ شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ♥ الَّذِی یُوَسْوِسُ فِی صُدُورِ النَّاسِ ♥
 مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ ♥ -اینجا بِهِشت نیست! -وَمَنَم مَجبور نیستَم -فِرِشتِه باشَم!! #شیطان
#فرشته
#انسان
#ادم
#حوا
#زمین
#هابیل
#قابیل
#عبودیت
#سجده
#او_یک_فرشته_بود
#جن
#میت
#مردن
#قبر
#گورستان
#قران

#👻
بسم الله الرحمن الرحیم

آیا میدانید
#چهارشنبه ،روز عصیانهای بزرگ در تاریخ است .قتل #هابیل،قتل یحیی،قتل ناقه صالح و به آتش انداختن ابراهیم در روز چهارشنبه بوده است... آیا می دانید
#چهارشنبه،روز خلق جهنم و روز نزول عذابهای الهی از عذاب خسف و مسخ و بادسرخ و زلزله و بارش سجیل آتشین،بر اقوام عصیانگر گذشته است... آیا میدانید،
جنبش #چهارشنبه های سفید را دشمنان اسلام برای ترویج بی حجابی به راه انداخته و هموطنان ما را پیاده نظام خود کرده اند و به نوعی به تحقیر وعده #عذاب الهی پرداخته اند

آیا می دانید،
شبکه های #ماهواره ای #صهیونیستی هموطنان عزیز ما را تحریک کرده اند که برای ترویج بی حجابی روزهای چهارشنبه با لباس و نماد #سفید،شاخه گل سفیدی را به محجبه ها هدیه کنند

آیا می دانید
همین شبکه های ضد دین از بانوان بیحجاب خواسته اند هنگام اهدای گل،از محجبه ها فیلم بگیرند تا واکنش آنها را مورد ارزیابی قرار دهند... آیا بر این باور هستیم که
دشمن قسم خورده ما،شیطان در قالب صهیونیست تا #دین ما را از ما نگیرد،آرام ندارد؟... الم اعهد الیکم یبنی ادم ان لا تعبدوالشیطان انه لکم عدو مبین(سوره مبارکه یس،ایه۶۰)
و لتجدن اشدالناس عداوه للذین امنوالیهود( سوره مبارکه مائده،ایه ۸۲)
. 💠💠💠💠💠💠
.
پیامبر اکرم(ص) : مومن؛ زیرک #عاقل و محتاط است.
۱-مومن زیرک می داند،
جنبش چهارشنبه های سفید از سوی معاندان دین #اسلام
و با هدف سبک کردن و تحقیر #احکام اسلامی اداره می شود و خانمی که برای گسترش بی حجابی در خیابانها گل به این و آن هدیه می دهد،از نقشه شوم #دشمن بیخبر است،دشمن #مشترک بی حجاب و با حجاب
◻◼◻◼◻◼◻◼◻◼◻
.
#توجه
#توجه
.🔴🔴🔴🔴🔴🔴🔴🔴 نظرتون رو زیر همین پست بگید:🔷🔶
.
⬛⬛🔷🔷🔷⬛⬛🔷🔷🔷
#حجاب
#دختر_چادری
#چهارشنبه_سفید_موفق_نخواهد_بود😡
#چادر
❤💌

.
خودش را وارث ارض #مقدس خوانده این #قابیل
جهان وارونه شد؛ اینبار با سنگ آمده #هابیل

نگین دست #شیاطین و #سلیمان #اشک می‌ریزد
و با #فرعون می‌خندند فرزندان #اسرائیل

برای کودکان، این قومِ برتر هدیه‌ها دارند:
هزاران خوشه #آتش #سامری آورده با زنبیل

لب خاخام‌ها #تورات را وارونه می‌خامد!!
و ژان پل می‌زند، رد می‌شود از #غیرت #انجیل

درون آتش #نمرودها اینبار می‌سوزد
گلوی «الخلیل» از ذبح فرزندان #اسماعیل

بیا ای تک سوار سبز، با چشمان زیتونی
سحرگاهی نظر کن بر شب چشم #انتظار ایل

و «#سبحان_الذی_اسرا» بخوان تا «#مسجد_الاقصی»
بخوان! ای خواندنت شیرین تر از تنزیل #جبرائیل

عصا بردار تا از #شرق، یاران #محمد(ص) را
شبانه بگذرانی از #فرات اینبار جای #نیل

#فلسطین جوجه‌های کوچکش حالا ابابیل‌ند
و خواب آخر پاییز می‌بیند #سپاه فیل
.
سالروز نزول تورات بر حضرت #موسی علیه السلام
.
#قاسم_صرافان #شعر_ناب #عکس_نوشته

Most Popular Instagram Hashtags