#نیکول_کراوس

MOST RECENT

.
دایی جولیان یک بار برایم گفت که آلبرتو جاکوماتی نقاش و مجسمه ساز می‌گوید گاهی برای نقاشی یک صورت باید از خیر کل اندام گذشت. برای نقاشی یک برگ باید منظره‌ای را فدا کرد.ممکن است ابتدا به نظر برسد داری خودت را محدود می‌کنی، اما بعد از مدتی می‌فهمی با داشتن نیم سانت از چیزی بیشتر احتمال دارد احساس خاصی از این جهان را حفظ کنی تا که وانمود کنی تمام آسمان را به تصویر می‌کشی.
انتخاب مادرم یک صورت یا یک برگ نبود. انتخاب او پدرم بود و برای حفظ یک احساس خاص، دنیا را فدا می‌کرد.

#تاریخ_عشق #نیکول_کراوس
.
.
.
#art #artwork #artistsofinstagram #instaartist #art🎨 #artists #artgram #artlife #girls #girl #instagirl #girlpower #moodtoday #minimalart #minimal #minimalistart #persiangirl #persian_art #iraniangirl #iran #iranian_artist #architecture #architects

.
داستان رمان در مورد لئوپولد گورسکی و کتابش به اسم – تاریخ عشق – است. در مورد عشق لئو به آلما، عشق کودکی‌اش، آلمایی که اسمش روی تمام شخصیت‌های کتاب – تاریخ عشق – وجود داشته است.
لئو و آلما دو نوجوان اهل لهستان هستند که جنگ جهانی دوم و بخصوص قتل عام یهودیان باعث جدایی بین آن‌ها می‌شود. آلما به آمریکا مهاجرت می‌کند و لئو به او قول می‌دهد که پیدایش کند.
اما روزی که بلاخره بعد از مدت‌ها پیدایش می‌کند متوجه می‌شود آلما…
همچنین داستان کتاب تاریخ عشق در مورد زندگی آلمای دیگری که اسمش از روی شخصیت‌های این کتاب انتخاب شده و سرنوشتش به طرز عجیبی با لئو و کتاب تاریخ عشق گره می‌خورد.
#کتاب_خوب #مطالعه_کنیم #موفقیت #کتاب_بخوانیم #استاد_سون #تاریخ_عشق #نیکول_کراوس #ترانه_علیدوستی

⚘⚘⚘❤. .

دوست دارم ردیف جلو بنشینم، دوست دارم پرده‌ی سینما تمام دیدم را بگیرد و هیچ‌چیز نباشد که حواسم را از آن لحظه پرت کند. آن‌وقت دوست دارم آن لحظه تا ابد طول بکشد. باور نمی‌کنید چقدر تماشای چیزها را آن بالا و اغراق‌شده دوست دارم. می‌شود گفت بزرگ‌تر از زندگی، اما من هرگز معنی این عبارت را نفهمیدم. بزرگ‌تر از زندگی چیست؟ این‌که ردیف جلو بنشینی و به صورت دختر زیبایی به بزرگی یک ساختمان دو طبقه نگاه کنی و ارتعاش صدایش پاهایت را ماساژ دهد یادآور اندازه‌ی زندگی‌ست. پس ردیف جلو می‌نشینم. اگر با گردنی گرفته سالن را ترک کنم جایم خوب بوده است. مرد هرزه‌ای نیستم، مردی هستم که دلش می‌خواست به بزرگی زندگی باشد.

#تاریخ_عشق#نویسنده#نیکول_کراوس#نشر_مرکز

نشر مرکز

#تاریخ_عشق
نویسنده : #نیکول_کراوس
مترجم : #ترانه_علیدوستی
موضوع : #رمان_خارجی
چاپ اول، آذر ۱۳۹۵
چاپ پانزدهم، تیر ۱۳۹۷
قطع رقعی
جلد نرم
۲۶۴ صفحه

#نشر_مرکز
#کتابفروشی_نشر_مرکز
#کتاب

#برشی_از_یک_کتاب 📚

آخرسر فقط وسایلت از تو می مانند. شاید برای همین من هرگز نتوانسته ام چیزی را دور بریزم. شاید به این خاطر جهان را تلنبار میکردم: در این امید که وقتی مُردم، جمع تمام چیزهایم نشانه زندگی بزرگتری از آنچه داشتم باشد... #نیکول_کراوس
از کتاب: تاریخ عشق

عشق پدرم هرگز از دل مادرم بیرون نرفت.
او عشق به پدرم را به سرزندگی تابستان آشنایی‌شان نگه داشته است. زندگی را پس زده تا این کار را بکند. گاهی روزهای زیادی فقط با هوا و آب زنده است. از آنجا که تنها گونه‌ی پیچیده‌ی حیات است که این کار را می‌کند، باید روی موجودی که او هست نامی گذاشت. دایی جولیان یک بار برایم گفت که آلبرتو جاکوماتی نقاش و مجسمه‌ساز می‌گوید گاهی برای نقاشی یک صورت باید از خیر کل اندام گذشت. برای نقاشی یک برگ باید منظره‌ای را فدا کرد. ممکن است در ابتدا به نظر برسد داری خودت را محدود می‌کنی، اما بعد از مدتی می‌فهمی با داشتن نیم سانت از چیزی بیشتر احتمال دارد احساس خاصی از این جهان را حفظ کنی تا که وانمود کنی تمام آسمان را به تصویر می‌کشی.
انتخاب مادرم یک صورت یا یک برگ نبود. انتخاب او پدرم بود و برای حفظ یک احساس خاص، دنیا را فدا می‌کرد.
.
#تاریخ_عشق #نیکول_کراوس . . .
.
نظرتون درمورد عکس و کپشن چیه؟؟
.
لایک و فالو یادت نره👍
ممنون که مارو همراهی میکنید💜
.
#عاشقانه#شعر#متن#عشق#دخترانه#خاطرات#لاکچری#عکس#بازیگر#هنرمند#سینما#فیلم#جام_جهانی

#photo #shot #art

📚📖📚
اگر فقط همین یک کتاب رو از خریدهای نمایشگاه امسال در نظر بگیرم ،
باید بگم نمایشگاه پرباری داشتم .
سه تا زندگی مختلف در سه نسل مختلف رو با تاریخِ عشقِ نیکول کراوس و ترجمه ترانه علیدوستی عزیز دنبال کردن میتونه فوق العاده باشه .
.
یک جورهایی یادِ این شعر معروف "بمیرید بمیرید و زین مرگ مترسید کز این خاک برآیید سماوات بگیرید" هم افتادم...
.
از آدم مگر چه میماند؟ جز همین وسایلش به قول لئوگورسکی
و عشق ...
و عشق میماند تا "آلما" هرگز نمیرد...❤
.
فقط بخونیدش و باز هم فقط بخونیدش .
.
پ.ن : کسی توییت گذاشته بود بدیِ کتابای خوب اینه که وقتی تموم میشن تا چند روز سردرگمی جای خالیشونو چه جوری پرکنی...
.
#تاریخ_عشق #نیکول_کراوس #ترانه_علیدوستی
#کتابخانه_شکیبا


#تاریخ_عشق
#نیکول_کراوس
#ترانه_علیدوستی
#نشر_مرکز

تاریخ عشق | نیکول کراوس | ترجمه ترانه علیدوستی | نشر مرکز
#کتاب #رمان #داستان #کافه_کتاب

.
#نشر_ژینو
#تاریخ_عشق
موضوع: #داستان_های_آمریکایی
نویسنده : #نیکول_کراوس
مترجم : #ترانه_علیدوستی
ناشر: #نشر_مرکز
قطع: رقعی
سال انتشار: ۱۳۹۵
عرض: ۱۴.۲
ارتفاع: ۲۱.۳
نوع جلد: نرم
تعداد صفحات: ۲۶۱
قیمت: ۲۲۰,۰۰۰ ریال

خلاصه کتاب تاریخ عشق

داستان رمان در مورد لئوپولد گورسکی و کتابش به اسم – تاریخ عشق – است. در مورد عشق لئو به آلما، عشق کودکی‌اش، آلمایی که اسمش روی تمام شخصیت‌های کتاب – تاریخ عشق – وجود داشته است.

لئو و آلما دو نوجوان اهل لهستان هستند که جنگ جهانی دوم و بخصوص قتل عام یهودیان باعث جدایی بین آن‌ها می‌شود. آلما به آمریکا مهاجرت می‌کند و لئو به او قول می‌دهد که پیدایش کند.

اما روزی که بلاخره بعد از مدت‌ها پیدایش می‌کند متوجه می‌شود آلما…

همچنین داستان کتاب تاریخ عشق در مورد زندگی آلمای دیگری که اسمش از روی شخصیت‌های این کتاب انتخاب شده و سرنوشتش به طرز عجیبی با لئو و کتاب تاریخ عشق گره می‌خورد.

در قسمتی از متن کتاب تاریخ عشق می‌خوانیم:

گاهی فکر می‌کردم آخرین برگ کتاب و آخرین برگ زندگی‌ام یکی هستند، که وقتی کتابم تمام شود خودم هم تمام خواهم شد، باد سهمگینی اتاق را خواهد روفت و صفحه‌ها را با خود خواهد برد، و وقتی هوا از آن همه صفحه‌ی سفید رقصان پاک شود اتاق ساکت خواهد شد، صندلی‌ای که من رویش می‌نشستم خالی خواهد بود.

ممکن است شما هم در مورد ترجمه‌ی کتاب تاریخ عشق تردید داشته باشید. شاید فکر کنید ترانه علیدوستی نمی‌تواند ترجمه خوبی از یک کتاب ارائه کند. آیا اصلا ترانه تحصیلات آکادمیک و سواد کافی این کار را دارد یا خیر.

اجازه بدید اشاره کنم که یک مترجم فقط از روی تحصیلات آکادمیک و سواد علمی‌اش سنجیده نمی‌شود. اگر مترجم ذوق ادبی لازم را نداشته باشد، به نظر من حتی می‌تواند بهترین کتاب را هم به بدترین شکل ترجمه‌ کند. من فکر می‌کنم ترانه علیدوستی این ذوق و سواد را دارد، من از ترجمه‌ و به‌خصوص انتخاب این کتاب برای ترجمه‌ راضی بودم و اگر پیچیدگی‌ای در متن کتاب هست مربوط به سبک نگارش کتاب و مشکلات ویراستاری کتاب هست. کتاب مشکلات ویراستاری دارد، جای اشتباه ویرگول‌ها، نقطه‌ویرگول‌ها، دونقطه‌ها و… همه‌ی این موارد کمی متن را سخت‌خوان کرده است.

#احمق ها_ و #علف های_ هرز
#بدون_ باران_ هم #رشد_ می کنند... #نیکول_کراوس .

.
اینم از کتابای خونده شده ی اخیرمن:
#مردی_به_نام_اوه : داستان مربوط به یه پیرمرد بدعنق سوئدیه که اززندگی سیرشده و ماجراهایی باعث میشه تصمیم به خودکشیش به تعویق بیفته
یکی از نکات جالب توجه این کتاب شخصیت زن ایرانی هست که توی داستان تاثیرزیادی میذاره
در کل همه چی کتاب رو خیلی دوست داشتم و دلم نمیخواست تموم بشه
#فردریک_بکمن

#دنیای_سوفی :باتوجه به رشته ی دبیرستان و دانشگاه هیچ وقت پیش نیومده بود که فلسفه بخونم ولی همیشه دلم میخواست کتابی پیداکنم که فلسفه رو یه جورجذاب بشه باهاش یادگرفت
دنیای سوفی یه رمانه که باهدف آموزش #فلسفه برای نوجوونها نوشته شده،ولی غیر از سیر کلی داستان که قصدداره برای قشرنوجوون جذاب باشه ،کتابی نیست که حس کنیم چون برای نوجوونهاست پس مانخونیمش... بعدازخوندن این کتاب حالاخیلی علاقمندم که یه کتاب فلسفه اسلامی جذاب پیداکنم...
#یوستین_گوردر

#ماجرای_عجیب_سگی_در_شب :این کتاب داستان زندگی یه پسر ۱۵ ساله ی اوتیسمیه...این پسر از نظرریاضی و فیزیک نابغه است و مسائل علمی رو خیلی راحت میفهمه و درک میکنه ولی از نظر روابط اجتماعی ضعیفه...و روابط آدمهارو راحت درک نمیکنه
دنیا رو از دید این پسر دیدن جالبه
#مارک_هادون

#چشمهایش :داستان زندگی یک نقاش بزرگه.بعدازمرگ نقاش یکی از طرفدارنش تصمیم میگیره رازی رو که دریکی از تابلوها هست رو کشف کنه...
#بزرگ_علوی

#تاریخ_عشق :داستان زندگی یه نویسنده است که باوجود اینکه دوتا اثر عالی نوشته(یکی درجوونی ویکی درپیری) هیچوقت مشهور وموفق نمیشه
کتاب رو خانوم ترانه علیدوستی ترجمه کرده و شاید به این دلیل خیلی تجدیدچاپ شده
ازاون دست کتابهاست که نویسنده اش تاجایی که درتوان داره سعی میکنه خواننده رو گیج کنه و پرش از اینور به اونور زیاد داره
#نیکول_کراوس

🍃
نخستین زبان انسان ها اشاره بود. هیچ چیزِ این زبانی که از دست های مردم جاری می شد بدوی نبود، هیچ یک از حرف های امروزِ ما نبود که نتوان آن را با ترکیبات بی پایان حرکات ممکن استخوان های ریز انگشت ها و مچ ها گفت. این اشارات، پیچیده و ظریف بودند و در حرکت حساسیتی طلب می کردند که از آن روز به کلی فراموش شده است.
در عصر سکوت مردم بیشتر مکالمه می کردند، نه کمتر. بقای ابتدایی نیازمند این بود که دست ها هرگز آرام نگیرند، پس فقط در خواب (و گاهی آن وقت هم نه) بود که مردم در حالِ گفتن نبودند. بین رفتارهای متعلق به زبان و رفتارهای متعلق به زندگی فرقی گذاشته نمی شد. مثلاً کار بنا کردن یک خانه یا آماده کردن یک غذا همان قدر بیانِ چیزی بود که به اشاره گفتنِ دوستت دارم یا جدی می گویم. وقتی انگشت ها چیزی را بر می داشتند که از دست دیگری افتاده بود چیزی گفته شده بود؛ و وقتی دست ها در استراحت بودند آن هم گفتنِ چیزی بود. طبیعتاً سوءتفاهم هم بود. زمان هایی بود که انگشتی می رفت برای خاراندن بینی، و اگر سهواً همان وقت چشم در چشم معشوق می افتاد، معشوق تصادفاً آن را اشاره ای برداشت می کرد دال بر اینکه حالا می فهمم اشتباه کردم که دوستت داشتم. این اشتباهات غم انگیز بودند. با این حال، چون مردم می دانستند که سوءتفاهم ها به چه سادگی اتفاق می افتند، چون در این توهم نبودند که حرف هم را به بهترین شکل می فهمند، عادت داشتند میان حرف هم بپرند و بپرسند آیا درست فهمیده اند. گاهی این سوءبرداشت ها خواستنی بود، چرا که به مردم فرصت می داد که بگویند مرا ببخش، فقط داشتم بینی ام را می خاراندم، معلوم است که همیشه می دانستم در دوست داشتن ات خطا نرفته ام. به دلیل متداول بودنِ این اشتباهات، رفته رفته عذرخواهی به ساده ترین شکل درآمد. کافی بود مشتت را باز کنی که می شد: مرا ببخش.
برگرفته از کتاب "تاریخ عشق" نوشته نیکول کراوس

.
#یک_جرعه_کتاب 📚

آخر سر فقط وسایلت از تو می مانند. شاید برای همین من هرگز نتوانسته ام چیزی را دور بریزم. شاید به این خاطر جهان را تلنبار میکردم: در این امید که وقتی مُردم، جمع تمام چیزهایم نشانه زندگی بزرگتری از آنچه داشتم باشد. 📙 تاریخ عشق
✍🏻 #نیکول_کراوس 📚 #book #bookstagram

#Edvard_Munch | فکر می‌کردم زندگی در دنیایی که او نیست، عجیب باشد؛ با این حال، خیلی وقت بود عادت کرده بودم فقط با خاطره‌اش زندگی کنم…
#نیکول_کراوس

.
✳ نام کتاب: #تاریخ_عشق
✳ اثر: #نیکول_کراوس
✳ انتشارات مرکز
✳ مترجم #ترانه_علیدوستی
✳ تعداد صفحات : ۲۶۲ صفحه
✳دسته بندی👈#ادبیات_داستانی
. ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
📎 قسمت زیبایی از کتاب:
.
+بیا بایستیم زیر یک درخت،
_چرا؟
+چون قشنگ تر است.
_شاید بهتر است تو روی صندلی بنشینی و من پشتت بایستم،آن جور که همیشه زن و شوهر ها را می چینند که عکس بگیرنز.
+احمقانه است.
_چرا احمقانه است؟
+چون ما زن و شوهر نیستیم.
_دست های هم را بگیریم؟
+نمی شود.
_آخر چرا؟
+چون مردم می فهمند.
_چی را؟
+قضیه ما را.
_خب بفهمند، چی می شود؟
+بهتر است راز باشد.
_چرا؟
+که کسی آن را از ما نگیرد.
صـ۹۶
__________
.
🎤 نظر شخصی:
کتاب قشنگی بود و تیکه های قشنگی داشت ولی کتابی نیست که با یک بار خوندن بشه فهمید و درک کرد چون داستان های مختلف رو در هم قاطی نوشته زندگی هر کدوم از شخصیت های داستان رو نوشته
.
👤 از دوست کتابخون👈
@mobina.mohammadi.1378
. ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
💠دوستانی که این کتاب رو مطالعه کردید نظرتونو راجع به این کتاب برامون بنویسید
کامنتای شما برای ما خیلی باارزشه😊📚
.
#کتاب #عكس #داستان #رمان #معرفی_کتاب #رمان_خارجی #رمان_ایرانی #فلسفه #روانشناسی #ادبیات #متن #من_پیش_از_تو #تهران #ایران #سیاست #شعر #ملت_عشق #عشق #کتاب_خوب #کتاب_خواندن #مطالعه #پیشنهاد_کتاب #کتاب_بخوانیم
#ketab#ketab__bekhanim

#نقد_کتاب
داستان "تاریخ عشق" با چند روایت مختلف مثل تکه های پازلی است که در انتها یک تصویر jigsaw تحویل خواننده می دهد که ناگزیر است چندین بار به صفحات قبل تر رجوع کند تا رمزی را که بار اول خوانده و درک نکرده بود، باز یابد. (مثلاً سر فصل مربوط به هر یک از چهار راوی کتاب که لا به لای هم روایت می کنند، با آیکون مخصوصی مشخص شده:قلب، قطب نما، کتاب، کشتی؛ و باز کشتی که ترجمه ark هست اشاره به کشتی نوح داره و از این دست اشارات مذهبی یهودی در کتاب بسیاره که مترجم توضیح نداده مثل مزوزا)
این کتاب از آنهایی است که دو روند متفاوت دارند. رویه اول، یک داستان است: شخصیت هایی دارد که سرگذشت هایی را از سر گذرانده اند و در دویست و خرده ای صفحه نرم نرم با آنها آشنا می شویم و داستان زندگی شان را می فهمیم.
اما رویه دیگه داستان به گذر صفحات نیازی ندارد. ایستا است اما عمیق. هر صفحه ای از کتاب را که باز کنید، حرفی می زند که می تواند خوراک فکری چند ساعته باشد. ساده می گوید اما فلسفی است. درونمایه کتاب اینجاست: عشق. تمام دغدغه راوی ها و توصیف هایی که می کنند حول عشق است. اگر بخواهیم عشق را بشناسیم یا درباره اش بخوانیم و بعد تامل کنیم، این کتاب می تواند در یاری ما برای لمس عشق موفق باشد.
#گزیده_کتاب
گفتم: اگر دوربین داشتم روزی یک عکس از تو می گرفتم. این طوری یادم می ماند هر روز از عمرت چه شکلی بوده ای.
_همیشه همان شکلی.
_نه. تو دائم عوض می شوی. هر روز یک کمی. اگر می توانستم همه اش را ثبت می کردم.
_اگر راست می گویی امروز چه فرقی کرده ام؟
_تو کمی خوشحال تر و کمی غمگین تر شده ای.
_خب اینها هم را خنثی می کنند و من می شوم همانی که بودم.
_اصلاً. اینکه تو امروز کمی خوشحال تر شده ای این واقعیت را که کمی هم غمگین تر شده ای عوض نمی کند. هر روز کمی به هر دوی اینها اضافه می شود، که یعنی الان در این لحظه خاص تو خوشحال تر و غمگین تر از تمام عمرت هستی.
_تو چی؟ تو هم الان از همیشه ات خوشحال تر و غمگین تری؟
_معلوم است. چون هیچ چیز من را به اندازه تو خوشبخت و به اندازه تو غمگین نمی کند.

#برشی_از_یک_کتاب 📚 ‏-دستای همو بگیریم؟
-نمیشه.
- چرا؟
-چون مردم می‌فهمن
-چی رو ؟
-قضیه منو تورو -خب بفهمن چی میشه؟
-بهتره راز بمونه .
-چرا؟
-که کسی اونو از ما نگیره !

#تاریخ_عشق
#نیکول_کراوس

By : @me :)
.

#برشی_از_یک_کتاب
. -دستای همو بگیریم؟
-نمیشه.
- چرا؟
-چون مردم می‌فهمن
-چی رو ؟
-قضیه منو تورو -خب بفهمن چی میشه؟
-بهتره راز بمونه .
-چرا؟
-که کسی اونو از ما نگیره !

#تاریخ_عشق
#نیکول_کراوس
.
پ.ن: کپشن جاست برایِ ارتباطِ تصویری :) .

#مینیمال
#موبایلگرافی 😊📱✨

@Peykeketab .
.
لئوپُلد گورسکی #مُردنش را از ۱۸ اوت ۱۹۲۰ آغاز کرد.
وقتی راه رفتن می آموخت مرد.
وقتی پای تخته می ایستاد #مرد.
و یک بار هم وقتی سینی بزرگی در دست داشت.
وقتی امضای جدیدی #تمرین می کرد مرد.
وقتی پنجره ای را باز می کرد.
.
#تنها مرد، چون خجالت می کشید به کسی زنگ بزند.
یا به یاد آلما مرد.
یا وقتی که دیگر نخواست یادش را بکند.
.
در واقع، چیز زیادی برای گفتن نیست.
او #نویسنده ی بزرگی بود.
او #عاشق شد.
این بود #زندگی اش.
.
.
@Peykeketab

#تاریخ_عشق
#نیکول_کراوس
#ترانه_علیدوستی
#نشر_مرکز
#داستانهای_آمریکایی
#چاپ_سیزدهم
#تعداد_صفحه_۲۶۱
#قیمت_۲۲۰۰۰_تومان
#پیک_کتاب
@Peykeketab

Most Popular Instagram Hashtags