[PR] Gain and Get More Likes and Followers on Instagram.

#نیکول_کراوس

MOST RECENT

آخرسر فقط وسایلت از تو می مانند. شاید برای همین من هرگز نتوانسته ام چیزی را دور بریزم.
شاید به این خاطر جهان را تلنبار میکردم: در این امید که وقتی مُردم، جمع تمام چیزهایم نشانه زندگی بزرگتری از آنچه داشتم باشد.... #نیکول_کراوس

.
دعوت شدیم به ❌چالش کتاب❌
کتابایی که امسال خوندم... ایشون👈 @miss.niloofarbadiee مارو دعوت کردن منم شمارو دعوت میکنم
هرکی دوست داره کتابایی که امسال خونده رو پست بزاره
#آناگاوالدا#محمدصالح_علا#سهراب_سپهری#نیلوفر_لاری_پور#روزبه_معین#عارفه_لک#نیکول_کراوس

#کتاب
#چالش_کتاب

دو خط از کتاب

فهمیدم هر کاری هم بکنم یا هرکسی را هم پیدا کنم، من، او، هیچکداممان نمی‌توانیم به خاطرات او از پدرم غلبه کنیم، خاطراتی که حتی وقتی غمگینش می‌کردند هم تسلی‌اش می‌دادند، چون از آن ها دنیایی ساخته بود که بلد بود در آن دوام بیاورد حتی اگر کس دیگری نمی‌توانست.

#تاریخ_عشق
#نیکول_کراوس
#ترجمه
#ترانه_علیدوستی

احمق ها و علف‌های هرز بدون باران هم رشد می‌کنند ... 📚تاریخ_عشق
#نیکول_کراوس
#كتاب
#كتاب_خوب
#كتاب_خوب_بخونيم
#مطالعه
#مطالعه_کنیم

ا
.
تاریخ تقویم نشون میده تاریخ عشق رو آبان ماه خوندم😁
.
اولین دلیلی که باعث شد کتاب رو تهیه کنم، اسم مترجم بود😎
.
واقعیت اینه که با وجودی که بخشهایی از کتاب بسیار جذاب هست اما در مجموع منو نتونست زیاد جلب کنه🙄
البته ترجمه خانوم علیدوستی جزو بی نقص ترین ترجمه هاییه که این چند وقت دیدم ولی چند خط بودن داستان تقریبا تا اواسط رو به انتهای کتاب باعث شده بود بی میل بشم نسبت بهش و حتی دلم نخواد ادامه اش بدم. از حق نگذرم پایانش جالب بود👌🏻
.
فقط به عزیزانی پیشنهاد میشه که داستانهای چند خطی رو میپسندن و البته حوصله فراوان دارن😁
————————————-
از متن کتاب:

احساسات قدمت ازلی ندارند.
برای احساس شادی اولین باری هست، و برای احساس غم. تا مدتی هر روز احساسات تازه ای ابداع میشدند.
آدمها وقتی احساس کردن را شروع کردند، تمایلشان به احساس کردن هم بیشتر شد.
آدمها به احساس معتاد شدند. تقلا کردند که از عواطف جدیدی پرده بردارند. امکان دارد هنر اینگونه بوجود آمده باشد.
هنوز هم همه انواع احساس بوجود نیامده اند. هنوز هم احساساتی هستند که فراتر از ظرفیت و تخیل ما هستند. گاه گداری وقتی قطعه ای موسیقی نانوشته، یا تابلویی نکشیده، یا هر چیز غیر قابل پیش بینی، درک یا توصیف که اتفاق می افتد، احساس تازه ای پا به دنیا میگذارد. و بعد، برای بار میلیونیم در تاریخ احساس، دل میجوشد و این ضربه را میپذیرد.
پ.ن: اون دو کتاب دیگر موجود در عکس هم خوانده شده اند، در پستهای آتی حتما راجع بهشون مینویسم😊
.
#کتابخوانی #کتابخانه #کتاب #کتاب_خوب_بخوانیم #کتاب_این_روزهایم #کتاب_باز #کتابگردی #کتابیسم #کتاب_خوب #کتابخوان #معرفی_کتاب #پیشنهاد_کتاب#تاریخ_عشق #نیکول_کراوس #ترانه_علیدوستی

احمق ها و علف‌های هرز بدون باران هم رشد می‌کنند ... 📙 تاریخ عشق
✍🏻 #نیکول_کراوس

.
.
فهمیدم هر کاری هم بکنم یا هرکسی را هم پیدا کنم،من ،او ،هیچکداممان نمی‌توانیم به خاطرات او از پدرم غلبه کنیم ، خاطراتی که حتی وقتی غمگینش می‌کردند هم تسلی‌اش می‌دادند، چون از آن ها دنیایی ساخته بود که بلد بود در آن دوام بیاورد حتی اگر کس دیگری نمی‌توانست. .
.
. 📓 #تاریخ_عشق
📝 #نیکول_کراوس
🖋#ترجمه_ترانه_علیدوستی

.
چه بسیار کلمات که گمراه می‌شوند. از دهان بیرون می‌آیند و بعد شهامت‌شان را از دست می‌دهند، بی‌هدف می‌چرخند تا آن‌ها را مثل برگ‌های مرده به ناودان‌ها بریزند.
زمانی غیرمعمول نبود که برای هدایت کلماتی که ممکن بود در راه مقصد پا سست کنند از ریسمانی استفاده کنند. آدم‌های خجالتی یک کلاف از این ریسمان‌ها توی جیب‌شان داشتند، اما حتی به نظر مردم، آدم‌های وراج هم از ریسمان بی‌نیاز نبودند، چرا که آن‌ها که عادت دارند صدایشان به گوش همه برسد معمولا دربه‌در دنبال این هستند که کسی به حرف‌شان گوش بدهد. معمولا فاصله‌ی فیزیکی بین دونفری که از ریسمان استفاده می‌کردند کم بود؛ بعضی اوقات هرقدر که فاصله کمتر بود نیاز به ریسمان بیشتر می‌شد.
رَویه‌ی وصل کردن دو فنجان به دو سر ریسمان مدت‌ها بعد پیدا شد. بعضی معتقدند که این مربوط می‌شود به میل مهارناپذیر فشردن صدف به گوش برای شنیدن پژواکِ هنوز موجودِ نخستین گفته‌ی جهان. بعضی هم می‌گویند مردی این کار را شروع کرد که تهِ ریسمانی را گرفته بود که کلافش را دختری در اقیانوس باز می‌کرد که در راه آمریکا بود.
دنیا که بزرگ‌تر شد و آن‌قدر ریسمان وجود نداشت که جلوی ناپدید شدن حرف‌های مردم را بگیرد، تلفن اختراع شد.
گاهی هیچ ریسمانی به بلندای حرفی که باید گفته شود نیست. در این موارد، تنها کاری که از ریسمان برمی‌آید، به هر شکلی که باشد، همراهی سکوت شخص است.
#تاریخ_عشق #نیکول_کراوس #فلسفه

.
تاریخ عشق با صدای ترانه علیدوستی❤
.
"از گلابی میخواستم آناناس بشود،از آناناس میخواستم لامپ بشود،از لامپ میخواستم ماه بشود و از ماه میخواستم سکه ای بشود که برای عشق او بالا می انداختم......هردو رویَش شیر بود میدانستم که نمیبازم"
.

نشر مرکز
تاریخ عشق
نویسنده : نیکول کراوس
مترجم : ترانه علیدوستی
موضوع : رمان خارجی
.
پ.ن:در پست بعدی، کتابخوانی ترانه علیدوستی را
از کتاب #رویای_مادرم میذارم
@taraneh_alidoosti
#کتاب_خوانی#نشرمرکز#ترانه_علیدوستی#تاریخ_عشق_رویای_مادرم#مترجم#نیکول_کراوس

هیچ....موجودی نخواست گل باشد
جز خود گل و......زن....🌹
هیچ موجودی نخواست زیبا باشد
جز گل و......زن......🌹
#آزاده_دانش
🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂
.
احمق ها و علف های هرز
بدون باران هم رشد می کنند... کتاب: #تاریخ_عشق
#نیکول_کراوس(خانوم نویسنده امریکایی)
#زن#کرمانشاه#ایران#زیبا#گل #باران

یک بار در یک انبار سیب زمینی قایم شده بودم که #اس_اس ها آمدند.در با لایه ی نازکی از کاه پوشانده شده بود.قدم هایشان نزدیک شد؛حرف زدنشان را طوری می شنیدم که انگار توی گوشم است.دو نفر بودند.و یکی کفت:زنم با مرد دیگری رابطه دارد؛آن یکی گفت:از کجا می دانی؟
اولی:شک دارم ؛نمی دانم
دومی:چرا شک داری؟
اولی:دلم به من می گوید ؛و من گلوله ای که قرار بود وارد مغزم شود تصور کردم.
او گفت فکرم درست کار نمی کند .
به مدد زنی که از منتظر ماندن برای سربازش خسته شده بود ،زنده ماندم.
کافی بود سیخی در علوفه ها فرو کند تا بفهمد ؛اگر فکرش آنقدر مشغول نبود؛پیدایم می کرد.گاهی از خودم می پرسم سر آن زن چه آمد؟
دوست دارم اولین بار که خم شد تا غریبه را ببوسد تجسم کنم،به طرف دلباخته؟یا خواسته از تنهایی فرار کند؟و چطور تصادفا با آن #لطف_بی_نیت جان مرا #نجات داده و هر گز این را نفهمید،و چطور این هم بخشی از تاریخ عشق است.

#تاریخ_عشق
#نیکول_کراوس
ترجمه:@taraneh_alidoosti

.
.
ما آدم‌ها به جای آنکه زندگی کنیم و باشیم فقط در حال جمع کردن و "داشتن" هستیم. ما به پدیده‌ها به چشم مالکیت نگاه می‌کنیم و به آن‌ها چنگ می‌زنیم تا پیش خودمان نگه داریمشان.... به جای آنکه از #پول لذت ببریم، دنبال ذخیره کردن برای آینده هستیم، به جای آنکه به #بچه‌هایمان فرصت حضور و #زندگی کردن بدهیم، سعی می‌کنیم مثل یک دارایی آن‌ها را داشته باشیم، تا آنطور که ما می‌خواهیم زندگی کنند...
به جای آنکه از لحظه‌ای که در آن هستیم لذت ببریم، سعی می‌کنیم با #عکس گرفتن، آن لحظه و #خاطره را تصاحب کنیم و .... می‌خواهیم همه چیز را به بهترین حالت آن حفظ کنیم. دوست داریم همیشه #جوان بمانیم و #سالم. دوست داریم وسایلی که به ما مربوط است، نو و سالم باقی بمانند... در همه این‌ها ما دنبال "ثبات" و "قرار" هستیم، و از این بابت متحمل #اضطراب و #رنج می‌شویم، نگرانی اینکه ثبات در مسایلی که به ما مربوط است، از بین برود.

در حالی که در دنیا هیچ چیز ثبات و قرار ندارد، هیچ چیزی "همانطوری که هست باقی نمی‌ماند". و این قانونی است که ما مدام آن را از یاد می‌بریم. ما برای آنکه "قرار" را حفظ کنیم، #بی‌قرار می‌شویم. اگر جرات داشته باشیم این قانون را بپذیریم که دنیا بی‌ثبات است و هیچ چیز پایدار نیست، به آرامش بزرگی می‌رسیم!
فقط اوست که می‌ماند...
.
با تلخیص از #داشتن_یا_بودن؟
#اریک_فروم
.
پ.ن: چرا همیشه اسم مرده‌ها را روی آدم می‌گذارند؟ اگر قرار است اسم چیزی را رویشان بگذارند، چرا از روی چیز‌های ماندنی‌تری مثل #آسمان یا #دریا نمی‌گذارند، یا حتی #افکار، که حتی بد‌ها‌یشان هم هرگز واقعاً نمی‌میرند؟

#تاریخ_عشق #نیکول_کراوس
.
.
.
#روانشناس #روانشناسی #مشاوره #مشهد #سلامت

نشر مرکز

تاریخ عشق
نویسنده : نیکول کراوس
مترجم : ترانه علیدوستی
موضوع : رمان خارجی
چاپ اول، آذر ۱۳۹۵
چاپ هفتم، تیر ۱۳۹۶
چاپ یازدهم، بهمن ۱۳۹۶
قطع رقعی
جلد نرم
۲۶۴ صفحه

#نشر_مرکز
#کتابفروشی_نشر_مرکز
#کتاب
#تاریخ_عشق
#نیکول_کراوس
#ترانه_علیدوستی

#دکتر_علی_شریعتی
#کتاب
#فاطمه_فاطمه_است
#عرض_تسلیت
#اندیشیدن
________
ایام #فاطمیه چرا ۲۰ روز است؟

از آنجا که در زمان #گذشته در نگارش متون و روایات از #نقطه و #اعراب استفاده نمیشده و در روایتی که به #شهادت_حضرت_زهرا”سلام الله علیها” اشاره دارد آمده است که (۷۵ یا ۹۵) روز#پس از#رحلت#نبی_مکرم اسلام این حضرت به شهادت رسیدند و در زبان عربی کلمات “#سبعین و#تسعین” #بدون_نقطه از نظر#تعداد_دندانه ها و شکل حروف یکسانند از این بابت بعضی آن را به#هفتاد و بعضی دیگر به#نود تعبیر کردند. پس شهادت آن حضرت یا فرداست یا بیست روز دیگر و ما شیعیان برای احترام و بیاد مظلومیت ایشان#ایام#بین_این_دو_روز را #عزاداری می کنیم.

پی نوشت:
این متن بنا به#ضرورت در#مجموعه_ادبی#چامه تهیه شده پس لطفا در#انتشار آن به جد اهتمام نماید به این امید که #مورد_توجه#حضرت واقع گردد.

#التماس_دعا
#فاطمیه

گاهی برای نقاشی یک صورت، باید از خیر کل اندام گذشت. برای نقاشی یک برگ باید منظره‌ای را فدا کرد.
ممکن است در ابتدا به نظر برسد داری خودت را محدود می‌کنی، اما بعد از مدتی می‌فهمی با داشتن نیم سانت از چیزی، بیشتر احتمال دارد احساس خاصی از این جهان را حفظ ‌کنی، تا که وانمود کنی تمام آسمان را به تصویر می‌کشی. 📔 #تاریخ_عشق 🖌 #نیکول_کراوس 🎨🎨#girl #sanat #resim #çizim #نقاش#love #art #pencildrawing #pencilart #tattoo #tattoos #tattooing #tattooart #tattooidea #tattoodesign #tattoodrawing #drawings #draw #blackandwhite #هنر #نقاشي #مداد . #design #designart #paint #painting #farshad_kalhori #طراحي

⚘⚘. .

دزدکی به اتاق کار مادرم رفتم... گفت: " سلام. " من هم در حالی که سعی داشتم عادی جلوه کنم گفتم: " سلام. " گفت: " حالت چطور است؟ " گفتم : " خوبم ممنون شما چطورید؟ " چون خودش یادم داده بود این را بگویم، همان طور که یادم داده بود کارد و چنگال را چطور درست دستم بگیرم، چطور فنجان چای را با دو انگشتم نگه دارم، و چطور خُرده ی غذا را از لای دندانم دربیاورم بدون اینکه توجه کسی را جلب کنم؛ وقتی گفتم هیچ کدام از کسانی که می شناسم نمی دانند چطور کارد و چنگال را درست دستشان بگیرند، ناراحت شد و گفت دارد تلاش می کند مادر خوبی باشد، و اگر او این چیزها را یاد من ندهد، کی بدهد؟ .

که ای کاش نمی داد. چون مؤدب بودن گاهی بدتر از مؤدب نبودن است.

#تاریخ_عشق#نویسنده#نیکول_کراوس#ترجمه#ترانه_علیدوستی#نشر_مرکز

.
برگ‌های مُرده حالا همه‌جا را گرفته‌اند، می‌ریزند و می‌ریزند، و دنیا را باز تبدیل به خاک می‌کنند. گاهی فراموش می‌کنم برنامه‌ی زمان‌بندی دنیا مثل برنامه‌ی من نیست. که همه‌چیز در حال مُردن نیست، و اگر هم هست دوباره زنده خواهد شد، با کمی آفتاب و آن امید همیشگی. گاهی فکر می‌کنم: من از این درخت پیر‌ترم، از این نیمکت پیرترم، از باران پیر‌ترم. با این‌حال. از باران پیر‌تر نیستم. سال‌هاست که می‌بارد و من هم که بروم، باز خواهد بارید.
تاریخ عشق
#نیکول_کراوس
.
.
.
#rain #painting #acrylicpainting
#تابلو #دکوراتیو #اکریلیک #نقاشی #دکور

احمق ها وعلف های هرز بدون باران هم رشد می کنند . .
#تاریخ_عشق.
#نیکول_کراوس
.
#bookzhanteh
#istanbul
#istanbulzhanteh
#rain#god#photography
#otherszhanteh
#fotozhanteh

📝 دزدکی به اتاق کار مادرم رفتم .... گفت: " سلام. "
من هم در حالی که سعی داشتم عادی جلوه کنم گفتم: " سلام. "
گفت: " حالت چطور است؟ "
گفتم : " خوبم ممنون شما چطورید؟ " چون خودش یادم داده بود این را بگویم، همان طور که یادم داده بود کارد و چنگال را چطور درست دستم بگیرم،
چطور فنجان چای را با دو انگشتم نگه دارم، و چطور خُرده ی غذا را از لای دندانم دربیاورم بدون اینکه توجه کسی را جلب کنم؛
وقتی گفتم هیچ کدام از کسانی که می شناسم نمی دانند چطور کارد و چنگال را درست دستشان بگیرند، ناراحت شد و گفت دارد تلاش می کند مادر خوبی باشد، و اگر او این چیزها را یاد من ندهد، کی بدهد؟
که ای کاش نمی داد .... چون مؤدب بودن گاهی بدتر از مؤدب نبودن است ....
پ ن پ:حال روز این دوره و زمانه
#ایران#رنج#عشق#زندگی
#radiojavan
#ادب#تربیت#اخلاق#درک
#شعور#بیشعوری#آدم_باش
#دروغ#خدعه#فریب#نیرنگ
#جاناتان_گرت
#📗#تاریخ_عشق
#نیکول_کراوس
💟

......
برگ‌های مُرده حالا همه‌جا را گرفته‌اند، می‌ریزند و می‌ریزند، و دنیا را باز تبدیل به خاک می‌کنند. گاهی فراموش می‌کنم برنامه‌ی زمان‌بندی دنیا مثل برنامه‌ی من نیست. که همه‌چیز در حال مُردن نیست، و اگر هم هست دوباره زنده خواهد شد، با کمی آفتاب و آن امید همیشگی. گاهی فکر می‌کنم: من از این درخت پیر‌ترم، از این نیمکت پیرترم، از باران پیر‌ترم. با این‌حال. از باران پیر‌تر نیستم. سال‌هاست که می‌بارد و من هم که بروم، باز خواهد بارید.
تاریخ عشق
#نیکول_کراوس

Most Popular Instagram Hashtags