#نیکوطوفانی

MOST RECENT

.
تصور کن تنهایی مرا
چون طعم خشکیده ی میوه ای
بر دورترین شاخه
چه بخت بلندی!

تابستان تابستان
عاشقانه هایت
بر من می تابید
و عشق
چه تب رسیدن داشت.

اینک هذیان پاییز
در گوشم
می وزد
و درخت
از خیال خزان حتی
کرک و پرش می ریزد.

ای عشق
ای تجربه ی نامأنوس
ای معصومیت دندان نگزیده
ای شرم سرخ
از تصورت حتی
گونه ی کالم
گل می اندازد.

کدام فصل فصل ما بود؟
گاه عشق آفت جان می شود
و گاه
روزمرگیِ رسیدن
با تمام ترک هایش
تو را دست چین مرگ می کند.

مرگ با همه ی سیاهی اش
تنها کلاغی گرسنه است
که ناگهان بر شاخه ات می نشیند
من ولی
حسرت
عشق نوبرانه ای
در دلم هنوز . #نیکوطوفانی#نیکو_طوفانی#شعر#شعر_آزاد#شعر_مدرن_فارسی#شعر_فارسی#شعرانه#شعر_سپید#شعرسپید#شعر#معاصر#شعر_معاصر#عشق#حسرت#اندوه#زندگی#مرگ#پاییز#تابستان#فصل#عاشقانه#تب#آفت#شرم#درخت #نوبرانه#تنهایی

.
مترسکی بیش نیستیم
ترسیده از اعتماد و عشق
تهی از آرزویی
که بر زبان بیاوریم
انباشته ای از دروغ و درد.

چگونه بیش از این بایستیم؟
گاه کاه برگی عشق حتی
بر دلهامان سنگینی می کند

این روزها همه
یک کلاغ چهل کلاغ
می کنند
که آتشی به خرمنمان افتاده
مبادا بترسیم.

این روزها
هر که می رسد
وعده ی سر خرمن می دهد
مبادا باور کنیم.

دیری نمی گذرد
از این گندم زار
جز خوشه های خشم
چیزی درو نکنند.
مبادا بترسیم

بر شانه های ما اگر
همای سعادتی ننشیند
غم مخور
سیاهی کلاغ ها هم
سیاه بختمان نمی کند.

#نیکوطوفانی#نیکو_طوفانی#شعر_مدرن#شعرمعاصر#شعرسپید#مترسک#کلاغ#همای_سعادت#خرمن#آتش#گندمزار#وعده_ی_سر_خرمن#خوشبختی#اعتماد#عشق#دروغ#درد#سیاه_بخت#برگ_کاه#شعر_فارسی#خوشه_های_خشم

.
نتیجه ی بی خوابی شبانه🙄از میرزا اسدالله شیرازی شروع کردیم سر از مولانا در آوردیم.قرص خوابا هم تقلبی شدن دیگه جواب نمی دن. صدای تنبور زیبایی هم در گوشت باشه دیگه واویلا.خوش به حالتون اگه خوابین .نعمتی ست اون لحظه که هشیاری از بین می ره و به خواب می ری.فقط یه لحظه س ولی این یه لحظه گاهی هر چه می کنی اتفاق نمی افته حتی اگه از خستگی و خواب هلاک باشی .خوابت بیاد و نتونی به خواب فرو بری .😥😩اگر از معتقدانید عیدتون مبارک اگر نیستین تعطیلات خوش ☺

#رهایی#نیکوطوفانی #نیکو_طوفانی #مولانا##بی_خوابی#بی_خیالی#میرزا_اسدالله_شیرازی

.
اگر سقفی باشه سایه ت می خوام که زیر اون باشم
اگر جایی واسه موندن می خوام که توو دلت جا شم
اگر حسی که تو داری همونه که منم دارم
برا عمری کنار تو بگو دیگه چه غم دارم
اگر حرفی برا گفتن چه خوبه از دلت باشه
بگو از حال و احوالت سر صحبت کمی وا شه
چه عیبی داره این روزا یه روزم روز ما باشه
بگی طاقت نمی یاری که راهمون جدا باشه
بگو که تووی رویاها یکی مثل منو دیدی
از اون شب دیگه تا حالا یه شب راحت نخوابیدی
بگو بی من نمی چرخه تموم زندگی لنگه
به گوش من گلایه هات تصنیف خوش آهنگه
نمی دونی که این روزا قماره عاشقی سخته
فقط نصفش تلاشه مابقی اقباله و بخته
خودت رو خوبه که گاهی بذاری جای ما حتی
ببینی که چه شیرینه خود این ادعا حتی

#نیکوطوفانی#ترانه#عاشقانه#ادبیات#شعر#عشق#قمار_عاشقی#اقبال

.
دلم می خواهد بخوابم
و به جای قرص خواب
قرص ماه را
ببلعم.
و گیس هایم را
مثل رشته کوه های جهان
در هم تنیده
به حال خود بگذارم.
دلم می خواهد
خواب ببینم
که بشر
برای چند سال
برای چند قرن
زمین را
به حال خود گذاشته است؛
دریا را به حال خود
جنگل را به حال خود.
ما حتی
آسمان را
به حال خود نگذاشتیم.
ابرها را
ریز ریز کردیم و خود
به جایشان گریستیم.
در خواب
اشک هایم را
مثل رودها
از چهره ی زمین
پاک نمی کنم.
باید گریست
به حال بشری که
جهان را
به نیک و شر
تقسیم کرده
اما جز او هیچ چیز
روی زمین شر نبوده است.
مرا صدا نزنید
دلم می خواهد بخوابم
و از خستگی دیگر
چشمهایم را
نگشایم.
این قرص ماه
چرا اثر نمی کند؟! #نیکو_طوفانی#نیکوطوفانی#شعر_آزاد#زمین#محیط_زیست#بشر#رود#دریا#جنگل#آسمان#هوای_پاک#آلودگی_هوا#هوا#کوه#ماه#قرص_خواب

.
نزدیک
این چنین دور دست
داشتنت
نجیب ترین شکل تنهایی ست
به کلبه ای بر فراز تپه ای
می مانی
که در خود گم شده ای
برسرش
آوار شده باشد.
می ترسم از تنهایی
از تو چه پنهان
چشمهایم را که می بندم
باز ترس
از پشت پلک هایم
بیرون می زند
می خوابم اما
این خواب نیست
مرگ است
زنانگی با همه ی زخم های عریانش
زیر این تن پوش
دفن می شود
چرا این رخت کهنه
باورش نمی شود
عشق را به تن
وصله نمی توان کرد!
در عمق گور چشمانم
مرده ای
دو دو می زند
می رسد روزی که
از گور برخیزد
و برود
هرچند
هزار سال از تو گذشته است
و هزار رستاخیز از من.
چه سخت به یاد می آورم
دختری را
که نگاهش
مثل چاهی
عمیق بود
و صدای خنده هایش
مثل رودی
از پشت پنجره ی خانه شان می گذشت.

وقتی که درها همه
گشوده اند و نمی روم
یعنی زندانبان خویشم
این عجیب ترین شکل آزادی ست
فاتحه ی مرا بخوان
روزی که بروم
مثل غبار
از حافظه ی این خانه
پاک می کنم خود را.
زنی که تنها
دو حرف است
و بود و نبودش
سکوت تو را
سنگین تر نمی کند.
زنی که طعمش
برای همیشه
در خاطراتت جا می افتد
و سایه ی بلندش
آویخته بر گذشته ی تو
مثل پرده های گلدار
خانه ی تاریکت را
گاه معطر می کند.

#نیکوطوفانی#نیکو_طوفانی#شعرمعاصر#شعرمدرن#شعر_مدرن#شعر_معاصر#شعر#شعر_سپید#شعر_نو#زن#زنانگی#شعر_آزاد#تنهایی#خاطرات#زندگی#مرگ#آزادی#ترس#خانه#زن_ستیزی

.
یه حس بدی توو دلم هس،نگو
زمین زیر پاهام خالی شده
من اهل همین شهر غربت زده م
تو رفتی که دنیام خالی شده
نداره کسی حس و حال تو رو
اگر از هوای تو دم می زنم
من اینجا غریبم نشونش همین
که بی مقصد اینجا قدم می زنم
تو اونجا غریبی،من اینجا غریب
محاله به این غربت عادت کنیم
رفاقت نکردش کسی تا که ما
با نامرد و مردش رفاقت کنیم
دلم با توئه ،رفته توی خودش
فرو رفته توو غصه دل تنگته
اگر توی اشکام غرقم بشم
یکی نیس بپرسه که چه مرگته
سکوته که داره منو می کشه
ولی باز غوغاس توی سرم
خدا عالمه توی این بی کسی
توو غربت تو تنهاتری یا منم؟

#نیکو_طوفانی#نیکوطوفانی#ترانه#عاشقانه

.
.
قدم بزن
و به زنی بیندیش
که هرگز کسی
بیش از باد
او را در آغوش نکشیده است
و هرگز کسی
بیش از دریا
مسحور آبی مرجانی چشمانش
نبوده است
به بهار نگاه کن
و به زنی بیندیش
که نامش
گر چه گونه ی نادر گلی ست
ولی گه گاه
مثل همه ی گلها
بر گونه هایش
شبنم می نشیند
از پا که افتادی
به زنی بیندیش
که با تمام بار غمش
سرانجام
کنار نیمکتی
پهلو می گیرد
و می داند
هر چه بیشتر بیندیشد
بیشتر غرق می شود

همیشه از سایه ات
یک قدم عقب تر برو
اعتمادی نیست
به آنکه بی صدا
از پست می خزد
و به زنی بیندیش
که حتی
از سایه اش می ترسد
زنی که
برق نگاهش
ترجمان
اندوه دست آموز درونش نیست
و آنچنان
در خود غرق شده است
که اگر
دهان بگشاید
چون ماهی
صدایی از او
بر نمی خیزد
و قلب عاشقش
قایق کاغذی کوچکی ست
بی پروا
که از کنار جویی اگر بگذرد
هوای دریا می کند.

#نیکو_طوفانی#نیکوطوفانی#شعرمعاصر#شعر_مدرن#شعر_امروز#شعر_سپید#دریا#زن#زنانگی#عاشقانه#عشق#قایق#اندوه#سایه#زن_ستیزی

.
می دوم تا دور با پایی که نیست
خانه ای دارم ولی جایی که نیست
حجم این آوارگی را سایه وار
می کشم بر دوش با نایی که نیست

#نیکو_طوفانی #نیکوطوفانی #شعر_کلاسیک #دو_بیتی #خانه#آوار #آوارگی #😐

.
تو دیگر
تو نیستی
و من
با خود کنار آمده ام
که دیگر
من نباشم.
انکار نمی کنم
بیگانه ای در من
نفس می کشد
و چیزی سنگین تر از اندوه
شانه های مرا
می فشارد
پاهایم
سرانجام
در زمین
فرو می روند
انکار نمی کنم
چیزی افزون بر ذرات تو
هوای این شهر را
سنگین کرده است
با نبضی
آغشته به حسرت
که لحظه به لحظه
مرگ مرا
جعل می کند.
پایان من
از چشمانم
خواندنی نیست.
خواستی بیا
زندگی
ناگهان دریغی می شود
کوتاه تر از آن که
آرزو کنم تو را.
چیزی به کوتاهی نام تو
در گلوی من
گیر کرده است
این که دیگر
تو را صدا نکنم
مرا به نیستی می کشاند
هنوز فکر می کنی
تنها
صداست که می ماند؟
تنها من نیستم
از حال خوب هیچ کس
چیزی نمانده است
چیزی کهنه تر از تو
گریبان مرا
گرفته است
و چیزی کهنه تر از بغض
گلوی همه را.
گاهی به حال همه
گریه می کنم
حتی اگر مرا ورق بزنی
تاریخ در انحصار فاتحان
می ماند
بازنده ای بیش نیست
آنکه نامهربان است
عبرتی نیست
حسرتی نیست
غنیمتی نیست
برای روزی که هیچ کس
دلتنگ هیچ کس نیست
برای روز مبادا
عاشق شویم.

#نیکو_طوفانی#نیکوطوفانی#شعر_آزاد#شعر_معاصر#شعر_مدرن#عشق#روز_مبادا#دلتنگی#بغض#اندوه#آرزو#حسرت#تنها_صداست#مرگ#جعلی#عبرت#نامهربانی#از_حال_خوب_هیچکس_چیزی_نمانده_است#زن_ستیزی

.
سکوت می کنم
که به سرقت نرود
باری که در واژه ی دوست داشتن است
هرچند
غنیمت آن است
که از لبان تو
به یغما برود؛
واژه ای،نغمه ای
و یا بوسه ای.

پ.ن.تصویر اثری از گوستاو کلیمت به نام بوسه.

#نیکو_طوفانی#نیکوطوفانی#شعر_مدرن_فارسی#مینیمال #شعر_کوتاه#شعر_معاصر#بوسه#دوست_داشتن#غنیمت#یغما#نغمه#سکوت#سرقت

.
طب در ادبیات هم خودش داستانیه.بعضی وقتا یه سرش به خرافات گره می خوره و گاهی هم یه سرش به جایی می رسه که از دانش پزشکی امروزی خیلی ثمربخش تره.گاهی وقتا هم یه آدمایی مثل من پیدا می شن که این روشهای درمانی رو امتحان می کنن.البته سعی کنید رو اطرافیان امتحان کنید😆مثلا یه بار توی کلیله و دمنه خوندم خوردن کرفس برا کسی که تب داره خوب نیست و تبشو بیشتر می کنه.امتحان کردم.نمی گم رو کی امتحان کردم ولی هر چی حالشو می پرسیدم آخرش نفهمیدم به خاطر کرفس بود یا نه.😥🤔😉بگذریم اصلا به بیت خواجو برسیم.کمان بر بالین گذاشتن چه صیغه ای هست الان عرض می کنم.اینو شدید توصیه می کنم رو دیگران امتحان کنید عواقبشم پای خودتون😂😂😂قدیما برای قطع شدن تب مریض،یه جوری که مریض متوجه نشه یه سینی نزدیکش می گرفتن و یه گلوله ی گلی رو از چله کمان به سینی شلیک می کردن ترس و هیجان بیمار تبش رو قطع می کرده.این رسم که به سونجی گیری معروفه هنوز در جنوب ایران رایجه.حالا در ادبیات وقتی صحبت از کمان بر بیمار کشیدن هست کمان فقط به ابروی معشوق و چشم بیمار فقط به چشم مستش اشاره نداره .البته شاعران محبوب تری چون حافظ و سعدی هم در اشعارشون به این شیوه طبابت اشاره کردن .اگه روزی حسش بود از اونا هم پست می ذارم.امشب هوس خواجو کرده بودم این داستان یادم افتاد.حالا پیش خودتون فکر می کنید دانشکده ادبیات چی یاد می دن.خبری نیست همین حرفاست.دانشکده نیست که دیوونه خونه س😂😂😂#

#نیکوطوفانی#خواجو#خواجوی_کرمانی#سونجی_گیری#دانشکده_ی_ادبیات#بیمار#کمان#گلوله#سینی#طب#طب_قدیم#تب#کرفس#حافظ#سعدی#کلیله_و_دمنه #درمان#پزشکی#خرافات#رسم#جنوب#ادبیات#لطفا_کتاب_بخوانیم #لطفا_خواجو_بخوانیم#معاشرت_با_خواجوی_کرمانی

.
برای بی خبری دلشکسته این کم نیست/همین که گوشه ای در این جهانی و خوبی/نداره هیچ نشونی کسی ازت حتا/درست مثل خدا بی مکانی و خوبی/به جای نسبت خونی اگر که جونی بود/تمام مردم دنیا چه بی کس و کارن/تقاص این همه بی نسبتی رو پس می دم/به مردمی که همه از همه طلبکارن/چقدر کینه مگر تو دلت تلنباره؟/زلال اشک چشم می بره به تنهایی/گناه مادرمون بوده از همون اول/که گفته قصه ی قابیلو جای لالایی #نیکو_طوفانی#نیکوطوفانی#ترانه

.
نامت را
دوباره به من بگو
نامم را
دوباره بپرس
با من دست بده
پیش از انکه
دستم را رها کنی
فراموشی را
از دایره واژگانم
خارج می کنم.
دوباره روبروی من بنشین
خطوط چهره ات را
از ابتدا باید بخوانم
انحنای هر خطی
که به لبخند تو ختم می شود
چین و شکن هر اخمی
که گرفتار قهر تست
من هرگز در زندگی ام
صاف و ساده نزیسته ام
و مستقیم چیزی
از چشمان کسی نخوانده ام
هیچ کس را
با یک نگاه
نمی شناسم
به تو
روزها باید خیره شد
هرگز حرفم را
صاف و پوست کنده نگفته ام
من کارگردان واژه هایم
با یک واژه
تنها با یک واژه
می توانم از تو
معشوقی بسازم
برای قرن ها؛
آنچنان با شکوه
که عاشقان سالیان
با سوز و اشک
شعر مرا از بر
برای هم زمزمه کنند
بی آنکه نامت را
بر این شعر بگذارم.

#نیکوطوفانی#شعر_آزاد#عاشقانه#شعر_مدرن

پ.ن.پرتره از هنرمند گرامی جناب آقای#امیر_موحدان

.
به دوست ترین دوست؛عارفه؛نباشد که من باشم و تو دلتنگ باشی😉

اگر بگویم چه سان
دلتنگت هستم
تهمت می زنم
به مترادف دل تنگی.
اگر بگویم
چه سان دوستت دارم
تهمت می زنم
به مصدر دوست داشتن
که سرچشمه ی
همه ی دردهای من و تست.
بیا
به صدر اخبار عاشقان جهان بپیوندیم
شرقی ترین زنانگی
در من و تو جاری ست
چون دجله و فرات؛
چون سند و گنگ.
اگر دلتنگیم
گریه کنیم
اگر سرخوشیم
بخندیم.
تا کی نپیچد
صدای جاری شدنمان در دشت؟
تا کی
بر آرزوهامان سد ببندیم؟
نترسید
خیال نداریم
جغرافیای جهانتان را بر هم بریزیم
تا کی می شود
آرام جاری بود؟
باور کن
خوشبختی مرز ندارد
عشق بستر ندارد؛
تنها طغیانی ست
که از من و تو فراتر می رود.
تا کی بی صدا
به دریا بریزیم؟

#نیکوطوفانی#شعر_آزاد#شعر_مدرن#شعر_معاصر#زن#زنانه#زنانگی#رود#عشق#دجله#فرات#گنگ#سند#دریا#جغرافی#شرقی#شرق#دلتنگی#دوست_داشتن

.
دیر کرده ای
فصل درو کردن دلهره هاست
مترسک ها
از پا افتاده اند
من و این داس بخت برگشته نیز
داستانی داریم.

#نیکوطوفانی#شعر_کوتاه

.
به بهانه تبریک سالگرد ازدواج مینوی عزیزم سروده شد؛

خوشبختی را
جرعه جرعه بنوش
مزه اش
زیر زبانت بماند
و لحنش در صدایت
برقش در نگاهت
و زیبایی اش در لبخندهایت.

#نیکوطوفانی #شعر_کوتاه #سالگرد_ ازدواج

.
ایستاده ام
گاه زندگی پایم را می زند
گاه حوصله ام
از کفش هایم تنگ تر می شود
ایستاده ام
که هر همراهی
همگام نیست
می لنگد آن که با
کفش دیگری راه می رود.

#نیکوطوفانی #شعر_کوتاه#مینیمال

Most Popular Instagram Hashtags