#نداناصر

28 posts

TOP POSTS

باید تمام شد
در سطرهای میانی این زنانگی
باید شروع کرد
به نفس کشیدن میان هزاران دم
و یک بازدم
باید رها شد
و نوشت
از واژه ای مرده و هجایی که متولد شده
در امتداد روسری ام
#جمعه_های_قرمز #نداناصر
نمایشگاه بین المللی کتاب تهران
سالن 3 راهروی 1 غرفه نشر مایا
#یک_کتاب_بیشتر_بخوانیم
عکس از: sina.seif@

همه ی شاعرهای جهان اشتباه می کنند
واژه ها را
به حبس ترانه
به شعر
به احساس
می کشند
شاعرها نمی دانند
که شروع چشم های تو
پایان تمام واژه های جهان بود...
#جمعه_های_قرمز #نداناصر #شعر #کتاب

#یک_کتاب_بیشتر_بخوانیم
عکس از: @nazli.jamali

.
من فکر می کنم
ماه هر شب
از پنجره آبی اتاق زنی
دزدکی سرک می کشد
تا طرحی از او
از آن لبخند محو و ناپیدا بردارد
حالا ببین!
روی صورت تو
تصویر غم انگیزترین لبخند ماه به تمام جهان منتشر می شود .
#نداناصر

.
نیستی
و چمدان مردد است
میان بودن یا نبودن
نه! این بار مسئله ای نیست!
فقط چمدان کمی دلهره دارد
که چگونه عطر پیراهنت را با خود ببرد
از آخرین تپش هایم
از جمعه های قرمز تهران
از چهارراه های نرسیده به
نگاه ها
بوسه ها
خنده ها
بگذریم
از بی تابی دست هایم
از لرزش بی تکرار چشم هایت
از سوزن سوزن شدن قلبم
بگذریم
چمدان نگران است
تو نیستی
و چمدان نمی داند که چگونه ماه را با خود ببرد

#جمعه_های_قرمز
#نداناصر
#نشرمایا
نمایشگاه بین المللی کتاب تهران
سالن 3 راهروی 1 غرفه نشر مایا .
.
. .‌‌ #کتابدونی #کتاب #کتابخوانی #داستان #رمان #مطالعه #معرفی_کتاب #کتاب_خوب #نمایشگاه_کتاب #نویسنده
#book #lecture #bookstagram #bookworm #booklover #bookme #instabook #bookish #ketabdoni #isfahan #karaj

عصر جمعه ، گاهی خیلی دلگیرم میکنه ...
وقتی هم ساعتایی که روشنی روز داره جاشو به تاریکی شب میده و میره ،
دقیقا تو همون ساعتای لعنتی
همون موقعا آسمون شهر بگیره و بباره ،
کتابی که نُت احساسات کلماتش ، با نُت حرف دلم همآهنگ باشه ،
خیلی آرومم می کنه ...
کتاب شعری که از عمق قلب و احساس ، به قلم شاعر جاری شده.
به شما هم پیشنهادش میکنم ...
برای هر وقتی که دوست دارید شعر بخونید .
#جمعه_های_قرمز
#نداناصر
#نشر_مایا
پ.ن : اگه نمایشگاه میرید :
سالن ۳ راهروی ۱ غرفه نشر مایا
#کتاب #نمایشگاه_کتاب #جمعه #باران #شعر #یک_کتاب_بیشتر_بخوانیم #کتابخوانی

قرار ما آخرین جمعه نمایشگاه با جمعه های قرمز
سالن A4 راهروی 1 نشر مایا
#جمعه_های_قرمز #نداناصر
#یک_کتاب_بیشتر_بخوانیم
عکس از: @nazli.jamali

باید تمام شد
در سطرهای میانی این زنانگی
باید شروع کرد
به نفس کشیدن میان هزاران دم
و یک بازدم
باید رها شد
و نوشت
از واژه ای مرده و هجایی که متولد شده
در امتداد روسری ام
#جمعه_های_قرمز #نداناصر
نمایشگاه بین المللی کتاب تهران
سالن 3 راهروی 1 غرفه نشر مایا
#یک_کتاب_بیشتر_بخوانیم
عکس از: sina.seif@
ندا جان خیلی خوشحالم و آرزوی پیشرفت روز افزون دارم برات🌹 #كتاب #نمايشگاه_كتاب #شعر

نیستی
و چمدان
مردد است میان بودن یا نبودن
نه! این بار مسئله‌ای نیست!
فقط چمدان کمی دلهره دارد
که چگونه عطر پیراهنت را با خود ببرد
از آخرین تپش‌هایم
از جمعه‌های قرمز تهران
از چهارراه‌های نرسیده به
نگاه‌ها
بوسه‌ها
خنده‌ها
بگذریم...
#جمعه_های_قرمز #نداناصر ‎نمایشگاه بین المللی کتاب تهران ‎سالن 3 راهروی 1 نشر مایا ‎#یک_کتاب_بیشتر_بخوانیم
www.ketabism.ir
#کتاب #کتابیست #کتابیسم #معرفی_کتاب #پیشنهاد_کتاب #book#ketab#ketabism

.
👉١٣٩٦/٠٢/١٦👈
چهارمين روزِ نمايشگاه بين المللي كتابِ تهران،
چهارمين روزِ حضورِ #طو،
و البته بدونِ حضورِ من بود.
عدمِ حضورم رو ببخشيد.
مشغله هام اجازه ي حضورِ مستمر رو بهم نميدن...
ولي قول ميدم روزاي آخرِ نمايشگاه بازم كنارتون باشم.
مرسي كه هميشه و همواره خوبيد عزيزاي دلم...
در ادامه مايايي هاي دوسداشتني رو داريم با كتاب هاي فوق العادشون،
كه توصيه ميكنم اگه هنوز تهيه نكردين،
قبلِ اينكه بره واسه چاپِ دوم و منتظر بمونين،
تهيه كنيد...
١/فرزندمان فصل يا وصل؟
#زحل_زهراني
٢/ديوانه خانه تأسيس كرده ام/مابلدبوديم چطورگم شويم/كاليو
#نيمامعماريان
٣/طو
#هاني___كا
٤/زندگي ام مي گذرد بي هيچ
#اميروجود
٥/پنهانيها
#آرمين_خليق_ساكت
٦/دو ر مي فافا فاش ميكنم
#دنياغلامي
٧/جمعه هاي قرمز
#نداناصر
٨/انسان متهم
#محمدرضاايماني
٩/مردمرموز/پنجه بر ديوار
#جوادنعمتي
#هاني___كا
#چهارمين_شبِ_باطو
وعده ي ديدارمون:
#نمايشگاه_بين_المللي_كتابِ_تهران
#سالنA4راهرو١_غرفه_نشرمايا
#باشيدتاباشم
#طوتونيستي
#طورابخوانيم
#طومنتشرشد
#زنِ_شاعر
#يك_كتاب_بيشتر_بخوانيم

MOST RECENT

#زن .
بچه که بودم، دلم می خواست پسر باشم. آن روزها کسی کاری به کار پسرها نداشت. پسرها آزادانه می توانستند زنگ در خانه ها را بزنند و فرار کنند، خودشان را با خاک کوچه یکی کنند و کسی به کثیف شدن لباس و پاره شدن زانوی شلوارشان کاری نداشته باشد، شکم سوسک ها را بشکافند، از درخت توت بالا بروند، توی حیاط خانه ی مادربزرگ فوتبال بازی کنند، با چوب دنبال گربه های محل بدوند و هیچ کس به آن ها نگوید: "پسر که از این کارها نمی کند" .
یک روز از غم پسر نبودن، اشک هایم را قطره قطره تزریق کردم به خون خدا و فریاد زدم: "کجای کار دنیا لنگ می ماند اگر من پسر می شدم" که یادم افتاد آنا و سارا از غصه ی نبودنم می مردند؛ من نبودم کی می خواست هر شب موهای نخی طلایی رنگشان را شانه کند و روزی ده بار لباس هایشان را که اندازه ی کف دست مادر بود، توی کاسه ی استیل حمام بشوید؟ من اگر دختر نبودم، شب ها کسی نبود با ستاره های پنجره ی خانه مان حرف بزند؛ هیچ کس عاشقانه ترین بوسه ها را برای هواپیماها نمی فرستاد؛ کسی نبود هر روز فنجان چای پدر را لبریز کند از رقص قاصدک که او پای اخبار شبانگاهی تمامش ر ا یک جا هورت بکشد؛ و مادر آرزوی کوتاه کردن موهای سیاه دختری را با خود به گور می برد.
من فکر نمی کردم تمام آوازهایی که پسرها توی حمام می خوانند از دامن بر باد رفته ی زنی سروده شده است؛ نمی دانستم حتی سرنوشت بازی فوتبال هم، به چشمان دختر همسایه ای گره خورده که هر روز برای آب دادن به شمعدانی ها از پنجره سرک می کشد و یک لبخندش به حیاط خانه ی مادربزرگ، گلی را توی دروازه می کارد.
در هیچ مدرسه ای نمی گفتند لب های هر دختری آبستن زیباترین ملودی های جهان است و هزار مونالیزا هر روز از پستان های رسیده ی زنی شیر می خورند؛ من بعدها فهمیدم در هر تار موی زنی، یک خدا پای دار قالی نشسته و روزی هزار رج، مرد می بافد. نمی دانستم قدیم ها، زندگی فقط سه فصل داشت؛ و بهار از روزی متولد شد که زمستان، زن را بوسید.
حالا هر روز زنانگی را در خیابان های شهر آواز می کنم. زنگ قلب مردها را می زنم و فرار می کنم. بی پروا از درخت های شهوت بالا می روم و شرمگاه سوسک ها را می شکافم، ناخن هایم را روی پوست آینه می کشم و با همان ساده دلی می گویم: .
"آخ که اگر آدم ها هر روز در فنجان چای شان طعم زن و رقص قاصدک را می فهمیدند، دنیا بهشت بود." . #نداناصر
توضیح: عکس زیبای مادرم در روزگار جوانی؛ که خدا روی بوم گیسوانش انعکاس تصویر پدر را نقش زد؛ و این دلیل محکمی است بر صدور حکم عشق.

.
صبح است
زن بر مدار سبز زمین راه می رود
خورشید
سراپا تردید است
زن روی صورت بی رنگ جهان می تابد
صبح است
و صدای مبهم احساس
در گوش های آبی حیات زمزمه می شود
روی گیسوان نرم آب
جای شیارهای سبز شهوت خالی است
آسمان را نفس می کشم
بوی ابرها
بوی رد پای ماه روی صورت صبح
بوی شراب
بوی هم آغوشی هوا و حوا
بوی لب های سرخ غریزه
بوی باور بیمار سنگ به بارش آفتاب
تمام مشام زن را
تمام مشام من را
فرا گرفته است
#بایدرهاشد #بایددچارشد
#نداناصر #خرداد #صبح

.
تهران
لبریز از خرداد شده
اما انگار آسمان وسط خیابان افتاده باشد
درست در تقاطع دلتنگی و حضور
و باران فقط بهانه ای باشد
تا تو بیایی
و خیابان های این شهر
دوباره تکرار شوند
#جمعه_های_قرمز #نداناصر
عکس از: @nazli.jamali

قرار ما آخرین جمعه نمایشگاه با جمعه های قرمز
سالن A4 راهروی 1 نشر مایا
#جمعه_های_قرمز #نداناصر
#یک_کتاب_بیشتر_بخوانیم
عکس از: @nazli.jamali

نیستی
و چمدان مردد است
میان بودن یا نبودن
نه! این بار مسئله ای نیست!
فقط چمدان کمی دلهره دارد
که چگونه عطر پیراهنت را با خود ببرد
از آخرین تپش هایم
از جمعه های قرمز تهران
از چهارراه های نرسیده به
نگاه ها
بوسه ها
خنده ها
بگذریم
از بی تابی دست هایم
از لرزش بی تکرار چشم هایت
از سوزن سوزن شدن قلبم
بگذریم
چمدان نگران است
تو نیستی
و چمدان نمی داند که چگونه ماه را با خود ببرد

#جمعه_های_قرمز
#نداناصر

.
شک ندارم
نبودنت شعر می شود
تمام تنهایی های زمین را می سراید
نبودنت عجیب ترین اتفاق جهان است!
صبر کن!
نرو!
بگذار قبل از اینکه بگویی "صدا کن مرا... صدای تو خوب است"
صدایت را به باران بسپارم
دست هایت را به درخت کوچک آرزوهایمان (مبادا که روزی دوباره من از پشت انگشت های تو بیدار شوم)
و نفس هایت را...
نفس هایت را...
نفس هایت...
نه! من به تمام دنیا بی اعتمادم
نفس های تو را
یک نفس سر می کشم
راه گلو را می بندد
بغض
فریاد می کشم
و آنچه در گلو خفه می شود
صدا نیست
نفس های توست
نفس های تو
که زیباترین شعر جهان می شود...
عکس: @1924us
#نداناصر #شعر #کتاب

.
قامت تو به شیشه ی ماشینش نمی رسد
قامت دردهایت اما
با اختلاف چند میلی متری
بلندترین برج دنیاست....
#نداناصر #جمعه_های_قرمز #کودک_کار #شعر #کتاب

.
روبروی پنجره اتاقت ایستاده ای
عبور باد را حس می کنی لابه لای موهایت

و تنفس بی محابای تنت
نسیم می بوسد لب های تو را
و باد
عطر ناب پیراهنت را با خود می برد
تا انتهای بودن
آزادی را در حصار منزوی ترین اتاق دنیا باور کن
و رها شو در زنانگی خود
آن سوی پنجره
نفس کشیدن را از یاد تو خواهند برد...
#جمعه_های_قرمز #نداناصر #شعر#کتاب
نمایشگاه کتاب سالن A4 راهروی 1 نشر مایا
عکس از @1924us

.
👉١٣٩٦/٠٢/١٦👈
چهارمين روزِ نمايشگاه بين المللي كتابِ تهران،
چهارمين روزِ حضورِ #طو،
و البته بدونِ حضورِ من بود.
عدمِ حضورم رو ببخشيد.
مشغله هام اجازه ي حضورِ مستمر رو بهم نميدن...
ولي قول ميدم روزاي آخرِ نمايشگاه بازم كنارتون باشم.
مرسي كه هميشه و همواره خوبيد عزيزاي دلم...
در ادامه مايايي هاي دوسداشتني رو داريم با كتاب هاي فوق العادشون،
كه توصيه ميكنم اگه هنوز تهيه نكردين،
قبلِ اينكه بره واسه چاپِ دوم و منتظر بمونين،
تهيه كنيد...
١/فرزندمان فصل يا وصل؟
#زحل_زهراني
٢/ديوانه خانه تأسيس كرده ام/مابلدبوديم چطورگم شويم/كاليو
#نيمامعماريان
٣/طو
#هاني___كا
٤/زندگي ام مي گذرد بي هيچ
#اميروجود
٥/پنهانيها
#آرمين_خليق_ساكت
٦/دو ر مي فافا فاش ميكنم
#دنياغلامي
٧/جمعه هاي قرمز
#نداناصر
٨/انسان متهم
#محمدرضاايماني
٩/مردمرموز/پنجه بر ديوار
#جوادنعمتي
#هاني___كا
#چهارمين_شبِ_باطو
وعده ي ديدارمون:
#نمايشگاه_بين_المللي_كتابِ_تهران
#سالنA4راهرو١_غرفه_نشرمايا
#باشيدتاباشم
#طوتونيستي
#طورابخوانيم
#طومنتشرشد
#زنِ_شاعر
#يك_كتاب_بيشتر_بخوانيم

عصر جمعه ، گاهی خیلی دلگیرم میکنه ...
وقتی هم ساعتایی که روشنی روز داره جاشو به تاریکی شب میده و میره ،
دقیقا تو همون ساعتای لعنتی
همون موقعا آسمون شهر بگیره و بباره ،
کتابی که نُت احساسات کلماتش ، با نُت حرف دلم همآهنگ باشه ،
خیلی آرومم می کنه ...
کتاب شعری که از عمق قلب و احساس ، به قلم شاعر جاری شده.
به شما هم پیشنهادش میکنم ...
برای هر وقتی که دوست دارید شعر بخونید .
#جمعه_های_قرمز
#نداناصر
#نشر_مایا
پ.ن : اگه نمایشگاه میرید :
سالن ۳ راهروی ۱ غرفه نشر مایا
#کتاب #نمایشگاه_کتاب #جمعه #باران #شعر #یک_کتاب_بیشتر_بخوانیم #کتابخوانی

.
نیستی
و چمدان مردد است
میان بودن یا نبودن
نه! این بار مسئله ای نیست!
فقط چمدان کمی دلهره دارد
که چگونه عطر پیراهنت را با خود ببرد
از آخرین تپش هایم
از جمعه های قرمز تهران
از چهارراه های نرسیده به
نگاه ها
بوسه ها
خنده ها
بگذریم
از بی تابی دست هایم
از لرزش بی تکرار چشم هایت
از سوزن سوزن شدن قلبم
بگذریم
چمدان نگران است
تو نیستی
و چمدان نمی داند که چگونه ماه را با خود ببرد

#جمعه_های_قرمز
#نداناصر
#نشرمایا
نمایشگاه بین المللی کتاب تهران
سالن 3 راهروی 1 غرفه نشر مایا .
.
. .‌‌ #کتابدونی #کتاب #کتابخوانی #داستان #رمان #مطالعه #معرفی_کتاب #کتاب_خوب #نمایشگاه_کتاب #نویسنده
#book #lecture #bookstagram #bookworm #booklover #bookme #instabook #bookish #ketabdoni #isfahan #karaj

.
شعری که به لطف وزارت فرهنگ و ارشاد از کتاب #جمعه_های_قرمز حذف شد.

پیدا شدم باز
در میان سهمگین ترین
هجوم واژه به ذهن،
از پس
بی رحمانه ترین
تجاوز قلم به کاغذ،
من پیدا شدم
و شعر
خط خاکستری تنت را پیمود
و به هرزه گاه شهوت و اندیشه رسید
سفیدی کاغذ
شهادت می دهد
به هرزه گردی ذهن من،
من
ماده گاوی بر گردی زمین،
به او بگویید
به آن شیر گرسنه
دریدن را از قلبم شروع کند
قلبی که قتلگاه چشمان سیاهش شد
تا عشق را
به رگ های سرد جهان تزریق کند
و نفرت را آوار کند
بر سر بلندترین کوه ها
خندق می کنم
دور جهانی
که مردمانش از هم می پرسند
این اتوبوس که سوار شدیم، مقصدش کجاست!؟
و مردانش
با نگاهی به تیزی شمشیر
بکارت زن را از میان می برند
و اینک
روسپیان مطهر
از آغوشی به آغوشی به جبری به بلندای تاریخ
ندا
به جهانیان ندا بده
که پایان نزدیک است
و پایان را
در خطوط ناپیوسته نگاهت
یافتم
و به منتهای خدا و غریزه رسیدم
تا دریابم عشق
همین یک کلمه بود
که پایان نزدیک است

همسرایی با سحرناز شکری ♥
#نداناصر #جمعه_های_قرمز #شعر

Most Popular Instagram Hashtags