#محمد_حسین_بهجت_تبریزی

395 posts

TOP POSTS

شهریار
🌦

پیر اگر باشم چه غم، عشقم جوان است ای پری
وین جوانی هم هنوزش عنفوان است ای پری

هر چه عاشق پیر تر عشقش جوانتر ای عجب
دل دهد تاوان اگر تن ناتوان است ای پری

پیل مــاه و سال را پهلو نمی کردم تهی
با غمت پهلو زدم، غم پهلوان است ای پری

هر کتاب تازه ای کز ناز داری خود بخوان
من حریفی کهنه ام درسم روان است ای پری

یاد ایامی که دل ها بود لبریز امید
آن اوان هم عمر بود این هم اوان است ای پری

روح سهراب جوان از آسمان ها هم گذشت
نوشدارویش، هنوز از پی دوان است ای پری

با نواهــای جـــرس گاهی به فریادم برس
کین ز راه افــتاده هم از کاروان است ای پری

کام درویشان نداده خـدمت پیران چه سود
پیر را گو شهریار از شبروان است ای پری

#استاد_شهریار #محمد_حسین_بهجت_تبریزی #مقبره_الشعرا #حیدر_بابا #کوچه_باغ_شعر_پارسی #شعر #عشق #ادبیات #هنر

لطفا از کانال تلگرام کوچه باغ شعر پارسی هم بازدید بفرمایید. لینک ورود در ابتدای صفحه ❤

در دیاری که در او نیست کسی یار کسی
کاش یارب که نیفتد به کسی کار کسی
هر کس آزار من زار پسندید ولی
نپسندید دل زار من آزار کسی
آخرش محنت جانکاه به چاه اندازد
هر که چون ماه برافروخت شب تار کسی
سودش این بس که بهیچش بفروشند چو من
هر که با قیمت جان بود خریدار کسی
سود بازار محبت همه آه سرد است
تا نکوشید پی گرمی بازار کسی
من به بیداری از این خواب چه سنجم که بود
بخت خوابیدهٔ کس دولت بیدار کسی
غیر آزار ندیدم چو گرفتارم دید
کس مبادا چو من زار گرفتار کسی
تا شدم خوار تو رشگم به عزیزان آید
بارالها که عزیزی نشود خوار کسی
آن که خاطر هوس عشق و وفا دارد از او
به هوس هر دو سه روزیست هوادار کسی
لطف حق یار کسی باد که در دورهٔ ما
نشود یار کسی تا نشود بار کسی
گر کسی را نفکندیم به سر سایه چو گل
شکر ایزد که نبودیم به پا خار کسی
شهریارا سر من زیر پی کاخ ستم
به که بر سر فتدم سایه دیوار کسی
شهریار (حیدر بابا)
#استاد_شهریار
#محمد_حسین_بهجت_تبریزی

Sen yarımın qasidisen
Eyleş sene çay demişem Xeyalını gönderibdir
Bes ki men axvay demişem
#Şehriyar #Şahriyar_şiirleri

ســـن یاریمین قاصدی سـن
ایلش ســنه چــــای دئمیشم
خـــیالینی گــــوندریب دیــــر
بسکی من آخ ، وای دئمیشم
#شهریار #محمد_حسین_بهجت_تبریزی
تو قاصدی از طرف یارم هستی
بفرما بشین که برایت سفارش یک استکان چای داده ام
خیالش را به سمتم فرستاده
بس که من ناله و فغان کرده ام
پ ن : عکسو با گوشی اس فایو سامسونگ گرفتم. متن کامل شعر جا نشد. از دیوان اشعار ترکی استاد شهریار میتونید پیدا کنید.

علي اي هماي رحمت تو چه آيتي خدا را

که به ماسوا فکندي همه سايه‌ي هما را

دل اگر خداشناسي همه در رخ علي بين

به علي شناختم به خدا قسم خدا را

به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند

چو علي گرفته باشد سر چشمه‌ي بقا را

مگر اي سحاب رحمت تو بباري ارنه دوزخ

به شرار قهر سوزد همه جان ماسوا را

برو اي گداي مسکين در خانه‌ي علي زن

که نگين پادشاهي دهد از کرم گدا را

بجز از علي که گويد به پسر که قاتل من

چو اسير تست اکنون به اسير کن مدارا

بجز از علي که آرد پسري ابوالعجائب

که علم کند به عالم شهداي کربلا را

چو به دوست عهد بندد ز ميان پاکبازان

چو علي که ميتواند که بسر برد وفا را

نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت

متحيرم چه نامم شه ملک لافتي را

بدو چشم خون فشانم هله اي نسيم رحمت

که ز کوي او غباري به من آر توتيا را

به اميد آن که شايد برسد به خاک پايت

چه پيامها سپردم همه سوز دل صبا را

چو تويي قضاي گردان به دعاي مستمندان

که ز جان ما بگردان ره آفت قضا را

چه زنم چوناي هردم ز نواي شوق او دم

که لسان غيب خوشتر بنوازد اين نوا را «همه شب در اين اميدم که نسيم صبحگاهي

به پيام آشنائي بنوازد و آشنا را»

ز نواي مرغ يا حق بشنو که در دل شب

غم دل به دوست گفتن چه خوشست شهريارا.
 #محمد_حسین_بهجت_تبریزی
#شهریار
#همای_رحمت .
.
پ.ن: میلاد با سعادت امام علی (ع)و روز مرد و خدمت اقای زمانی نازنین و شما عزیزان تبریک
می گوییم🌹💖🌹💖🌹💖🌹💖🌹💖🌹💖🌹💖🌹💖🌹💖🌹💖🌹💖

#شهریار #محمد_حسین_بهجت_تبریزی #حیدربابا#shariyar
#پیرمو_گاهی_دلم_یاد_جوانی_میکند
Yeri cennet olsun
Nece biz seni itirdix da senin tayin tapilmaz şahriyar
پیرم و گاهی دلم یاد جوانی می کند
بلبل شوقم هوای نغمه خوانی می کند
همتم تا می رود ساز غزل گیرد به دست
طاقتم اظهار عجز و ناتوانی می کند
چشمه سار طبع من دیگر نمی جوشد ولی
جویبار اشکم آهنگ روانی می کند
بلبلی در سینه می نالد هنوزم کاین چمن
با خزان هم آشتی و گل فشانی می کند
ما به داغ عشقبازی ها نشستیم و هنوز
چشم پروین همچنان چشمک پرانی می کند
نای ما خامش ولی این زهره ی شیطان هنوز
با همان شور و نوا دارد شبانی می کند
گر زمین دود هوا گردد همانا آسمان
با همین نخوت که دارد آسمانی می کند
سال ها شد رفته دمسازم ز دست اما هنوز
در درونم زنده است و زندگانی می کند
با همه نسیان تو گویی کز پی آزار من
خاطرم با خاطرات خود تبانی می کند
بی ثمر هر ساله در فکر بهارانم ولی
چون بهاران می رسد با من خزانی می کند
طفل بودم دزدکی پیر و علیلم ساختند
هر چه گردون می کند با ما نهانی می کند
دور اکبر خوانی ما طی شد اکنون یک دهن
از اجل بشنو که با ما شمر خوانی می کند
می رسد قرنی به پایان و سپهر بایگان
دفتر دوران ما هم بایگانی می کند
شهریارا گو دل ما مهربانان مشکنید
ور نه قاضی در قضا نامهربانی می کند


پير اگر باشم چه غم، عشقم جوان است ای پری
وين جوانی هم هنوزش عنفوان است ای پری

هرچه عاشق پيرتر، عشقش جوانتر، ای عجب!
دل دهد تاوان، اگر تن ناتوان است ای پری

پيل ماه و سال را پهلو نمي کردم تُهی
با غمت پهلو زدم، غم پهلوان است ای پری

هر کتاب تازه ای کز ناز داری، خود بخوان
من حريفی کهنه ام، درسم روان است ای پری

از شماتت کم کن و تيغی فرود آر و برو
آمدی وقتی که حُر بی بازوان است ای پری!

شاخساران را حمايت می کند برگ و نوا
چون کند شاخی که بی برگ و نوان است ای پری

روح سُهراب جوان از آسمان ها هم گذشت
نوشدارويش هنوز از پی دوان است ای پری!

جای شکرش باقي اَر واپَس بچرخد دوکِ عمر
با که ديگر آن همه تاب و توان است ای پری؟

ياد ايّامی که دلها بود لبريزِ اميد
آن اَوان هم عمر بود، اين هم اوان است ای پری

با نواهای جرس گاهی به فريادم برس
کاين از راه افتاده هم از کاروان است ای پری

گر به ياقوت روان، ديگر نياری لب زدن
باز شعر دلنشين، قوتِ روان است ای پری

گو جهانِ تن جهنّم شو، جهان ما دل است
کو بهشت ارغنون و ارغوان است ای پری؟

کام درويشان نداده خدمت پيران، چه سود؟!
پير را گو شهريار از شبروان است ای پری.

#محمد_حسین_بهجت_تبریزی 🌺🎶🍁🍷🌹
#استاد_شهریار
#شهریار
#ای_پری

#khayyam_nishabouri

اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را به خال هندویش بخشم تمام روح و اجزا را

هر آنکس که چیز میبخشد بسان مرد میبخشد
نه چون صائب که میبخشدسرو دست و تن و پارا

سرو دست و تن و پارا به خاک گور میبخشند
نه بر آن ترک شیرازی که برده جمله دل ها را
#محمد_حسین_بهجت_تبریزی
#شهریار

MOST RECENT

شهریار
🌦

پیر اگر باشم چه غم، عشقم جوان است ای پری
وین جوانی هم هنوزش عنفوان است ای پری

هر چه عاشق پیر تر عشقش جوانتر ای عجب
دل دهد تاوان اگر تن ناتوان است ای پری

پیل مــاه و سال را پهلو نمی کردم تهی
با غمت پهلو زدم، غم پهلوان است ای پری

هر کتاب تازه ای کز ناز داری خود بخوان
من حریفی کهنه ام درسم روان است ای پری

یاد ایامی که دل ها بود لبریز امید
آن اوان هم عمر بود این هم اوان است ای پری

روح سهراب جوان از آسمان ها هم گذشت
نوشدارویش، هنوز از پی دوان است ای پری

با نواهــای جـــرس گاهی به فریادم برس
کین ز راه افــتاده هم از کاروان است ای پری

کام درویشان نداده خـدمت پیران چه سود
پیر را گو شهریار از شبروان است ای پری

#استاد_شهریار #محمد_حسین_بهجت_تبریزی #مقبره_الشعرا #حیدر_بابا #کوچه_باغ_شعر_پارسی #شعر #عشق #ادبیات #هنر

لطفا از کانال تلگرام کوچه باغ شعر پارسی هم بازدید بفرمایید. لینک ورود در ابتدای صفحه ❤

***
به قول #شهریار:
*
«کوه ،گر روشن و گر تاریک است تا بخواهی به خدا نزدیک است

قصه در گوش فلک می گوید
چاره ی درد بشر می جوید

کوه، انفاس مسیحا دارد وین نسیم از دم عیسی دارد

کوه، مهد همه پیغمبرهاست
مهبط موهبت وحی خداست

کوه را زبده ی فرزاندانی است که جهانشان به نظر زندانی است»
#شعر #کوه
#عکس:#کوه_آتشگاه #فروردین1396
#ایران #اصفهان #محمد_حسین_بهجت_تبریزی

من دگر سوی چمن هم سر پروازم نیست

که پر بازم اگر هست دل بازم نیست
آشیان ساختن ارزانی مرغان چمن

آشیان سوخته ام من که هم آوازم نیست
چون توانم که سر آرم به دم ساز که ساز

همه از سر کندم باز که دمسازم نیست
مطربم گو به سلامت برو و ساز ببر

که به سر شوری از آن سلمک و شهنازم نیست
ساز اگر دم زنم از آتش من می سوزد

گو بسوزد که غم سوختن سازم نیست
ای که گاهت سر ناز است و گهی روی نیاز

من همان روی نیازم که سر نازم نیست
دم بنای غم خود زن که نوایی داند  من دگر ساز دل قافیه پردازم نیست
آخر آن دقت و مشقم به خط عشق گذشت

حالیا حال و مجال قلم اندازم نیست
شاخص فقرم و چندان متمایز از خلق

که کسی منکر شخصیت ممتازم نیست
به حریمی زده ام پای سریر عزّت

کز فلک داعیه ی حرمت و اعزازم نیست
آهم آیینه ی دل گاه مکدّر سازد

به گمانی که دگر شاهد طنّازم نیست
در کتابی که منم اول و آخر مطلب

من سرانجام نگیرم که سرآغازم نیست
شهریارم بهر اسبی که بگردانم پای

گرچه شمشیر مصاف و صف سربازم نیست
لیکن از فتنه ی عشق تو عنان می پیچم

که دگر توسن طبع تتری تازم نیست

#ﺷﻌﺮ #شهریار #محمد_حسین_بهجت_تبریزی

#عــجــــــــــل_فــــــــرج

در وصل هم زعشق تو ای گل در آتشم
عاشــق نمی شوی کـه ببینی چــه می کشم

با عقل آب عشق به یک جو نمــی رود
بیــچاره مــن ، کــه ساخــته از آب و آتــشم

دیشب سرم به بالــش ناز وصـال و باز
صبح است وسیل اشک به خون شسته بالشم

پروانه را شکایتی ازجـور شمـع نیست
عمری است درهوای تو می سوزم و خوشم

خلقم به روی زرد بخندند و باک نیست
شاهــد شــو ای شــرار محــبت کــه بیغــشم

بـــاور مکن که طـعنه طــوفان روزگار
جــز در هــوای زلــف تــو دارد مشــوشــم

سـروی شدم به دولت آزادگی کــه سر
بــا کـس فــرو نیــاورد ایـن طــبع سـرکشم

دارم چو شمـع، سرّ غمش بر سر زبان
لب می گزد چو غــنچه خـندان کـه خامــشم

هر شب چـو ماهـتاب به بالین من بتاب 
ای آفــــتاب دلــکش  و مــــاه  پــــریوشــم

گـر زیر پیرهن شــده، پنهان کـنم تو را 
ســـحر پـــری دمــیده  بــه پیــراهن کـــشم

لب بر لـبم بنه به نــوازش دمی چـو نی 
تــا بشــنوی نــــوای غــزل های  دلکشـــم

ساز صبا به نــاله شــبی گفت شهریــار
این کار توست من همه جور تـــو می کشم

#محمد_حسین_بهجت_تبریزی
#شهریار

#هـــــــــــو_یـا_ابـوالـفـضـــــــــــل

گرَم بیایی و پُرسی چه بُردی اندر خاک
ز خاک ، نعره برآرم که آرزوی تو را

#حـــســـــیـن_ع_جـــــــــــان

به قاب عَڪس حَرَم اشڪ نوڪر تو چِڪید
جُنـونּ زَده به سرش شد دچارِ ڪَرب و بـَلا

#حـــســــــن_ع_جـــــــــــان

ڪـل شــعــــرم رادر این مصرع خلاصہ می‌ڪنم
ڪربلا هر کس نرفتہ از حســـن خواهش ڪند

#اربــــابـــــــــــــــ_جـــــــــــانـــ

مانده به خاطرم سفر اولم حسین
آقا میان خون وجنون عاشقت شدم

#ارباب_شدی_که_رو_به_هر_کس_نزنم

گفتی که به روز عجز دستت گیرم
عاجزتر از این مخواه که اكنون هستم

#چراغی_را_كه_ایزد_برفروزد
#هر_آنكس_پف_كند_ریشش_بسوزد

#مدیون_الحیدر
#اَلّلهُمَّـ_عَجِّل‌_لِوَلیِّڪَ_الفرج
#یا_فاطمه_الزهرا_سلام_الله_علیها
#یا_رفیق_من_لا_رفیق_له

#نگاه_دار_دلی_را_که_برده_ای_به_نگاهی_ح_س_ی_ن

#امام_حسنی_ام

#اگر_که_حرام_نبود_این_فعل_خود_کشی
#به_یاد_دو_ابرویت_انتحار_میکردم

#مجنونم_و_هر_لحظه_در_اندیشه_ی_لیلا

#تمام_زندگیم_را_به_عشق_مدیونم
#غلط_کنم_به_کسی_جز_حسین_رو_بزنم

#ز_خم_نگاه_مستت_بچکان_نم_شرابی
#که_چنان_مست_گردم_احدی_ندیده_باشد

#بنده_ی_پیر_خراباتم_که_لطفش_دائم_است
#ورنه_لطف_شیخ_و_زاهد_گاه_هست_و_گاه_نیست

#مريد_پير_مغانم_ز_من_مرنج_اي_شيخ
#چرا_که_وعده_تو_کردي_و_او_به_جا_آورد

#بین_الحرمین
#135_madad

روز جانبازیست ای بیچاره آذربایجان سر تو باشی در میان، هر جا که آمد پای جان…
ای که دور از دامن مهر تو نالد جان من چون شکسته بال مرغی در هوای آشیان..
اختلاف لهجه، ملیت نزاید بهر کس ملتی با یک زبان کمتر به یاد آرد زمان
گر بدین منطق تو را گفتند ایرانی نه‌ای صبح را خواندند شام و آسمان را ریسمان!
بیکس است ایران، به حرف ناکسان از ره مرو جان به قربان تو ای جانانه آذربایجان….
با خطی برجسته در تاریخ ایران نقش بست همت والای سردار مهین ستارخان
این همان تبریز کامثال خیابانی در او جان برافشاندند بر شمع وطن پروانه سان…
این همان تبریز کز خون جوانانش هنوز لاله گون بینی همی رود ارس، دشت مغان…..
یاشاسین آذربایجان انا یوردوم ایران
#شهریار #محمد_حسین_بهجت_تبریزی #ایران #اذربایجان #مام_وطن #اتحاد #تبریز #ستارخان

نالد به حال زار من امشب سه تار من... #شهریار
#محمد_حسین_بهجت_تبریزی
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹

بی تو با قافله‌ی
غصه وغم ها چه کنم؟
تاروپودم تو بگو
با دل تنها چه کنم؟
Photo by:@Abolfazl_dehghan.a
#شهریار#محمد_حسین_بهجت_تبریزی #فتوگرافی #یزد#مسجد_جامع#توریسم#photographi #yazd #iran#eos#canon#photoshop#HDR

شهریار

چو بستی در بروی من به کوی صبر رو کردم
چو درمانم نبخشیدی به درد خویش خو کردم

چرا رو در تو آرم من که خود را گم کنم در تو
به خود باز آمدم نقش تو در خود جستجو کردم

خیالت ساده دل تر بود و با ما از تو یک روتر
من اینها هر دو با آئینه دل روبرو کردم

فشردم باهمه مستی به دل سنگ صبوری را
زحال گریهٔ پنهان حکایت با سبو کردم

فرود آ ای عزیز دل که من از نقش غیر تو
سرای دیده با اشک ندامت شست و شو کردم

صفائی بود دیشب با خیالت خلوت ما را
ولی من باز پنهانی ترا هم آرزو کردم

ملول از نالهٔ بلبل مباش ای باغبان رفتم
حلالم کن اگر وقتی گلی در غنچه بو کردم

تو با اغیار پیش چشم من می در سبو کردی
من از بیم شماتت گریه پنهان در گلو کردم

حراج عشق و تاراج جوانی وحشت پیری
در این هنگامه من کاری که کردم یاد او کردم

ازین پس شهریارا ما و از مردم رمیدنها
که من پیوند خاطر با غزالی مشک مو کردم

#استاد_شهریار #محمد_حسین_بهجت_تبریزی #مقبره_الشعرا #حیدر_بابا #کوچه_باغ_شعر_پارسی #شعر #عشق #ادبیات #هنر

لطفا از کانال تلگرام کوچه باغ شعر پارسی هم بازدید بفرمایید. لینک ورود در ابتدای صفحه ❤

.
... من جهنم ده، ده باش یاسدیقا قویسام سنیله
هیچ آییلمام کی  دوروب جنت ماوایه گلیم...
... سن یاتیب جنتی رویا ده گؤرن ده گئجه لر
من ده جنت ده قوش اوللام کی او رویایه گلیم...
#محمد_حسین_بهجت_تبریزی
#شهریار
#کرج #بهشتی


او صبر خواهد از من ... بختی که من ندارم
من وصل خواهم از وی ... قصدی که او ندارد
#شهریار
#محمد_حسین_بهجت_تبریزی
#سرنوشت
#قسمت
#حقیقت_تلخ

follow this page in feedly

Most Popular Instagram Hashtags