#مازوخیست

MOST RECENT

#the_house_that_jack_built
#lars_von_trier
#2018
#French #Denmark #Germany #Sweden
#Matt_Dillon
#Bruno_Ganz
#Uma_Thurman
#Siobhan_Fallon_Hogan
#سینما
#وحشت
#مازوخیست ●●●●●●●●●●●●●●●

داستان فیلم:
فیلم ماجرای فرد باهوش به نام جک را در یک بازه زمانی ۱۲ ساله دنبال میکند و به معرفی قتل هایی میپردازد که در طول زمان جک را به یک قاتل سریالی تبدیل کرد

نقد و دیدگاه :
این فیلم از نظر من ژانر ترسناک هست ولی تم هنری بسیاری داره
این فیلم دوساعت و نیمه که طولانی تر هم به نظر میرسد
آزمون سختی از رعب وحشت طاقت فرسا بودن هست که دقیقا به همان اندازه که ترس دارد خشم هم دارد
اما با چیزی به پایان میرسد که باید تصدیق کنم که یک پایان تماشایی ترسناک هست و یک قاتل متعادل را در فیلم منفجر میکند
فیلم با یک انفجار عجیب و نیمه جدی پایان میابد
یک جلوه بصری عجیب و غریب و یک قطعه موسیقی گستاخانه روی عنوان بندی پایانی

انسان در گذشته اش مفعولانه تحت سوء استفاده وبالطبع رنج واقع شده ولی اکنون فاعلانه برای خود محیطی را فراهم می آورد تا همان رنج تکرار شود،بااین تفاوت که او جویای لذت در پس این رنجوری است... #مازوخیست

.
امروز از آن جمعه های شلوغ و پُرکار است
اما دیشب فیلم #shutter_island را دیده ام و مگر میگذارد به کارهایم برسم...از آن فیلمهایی است که میدانم هر بار که یادش بیافتم با خودم خواهم گفت کاش امروز برای اولین بار میدیدمش و لذتش را میبردم...و از آنجایی که شدیدا آدم همذات پنداری هستم اینبار هم با شخصیت اصلی فیلم به شدت همذات پنداری کردم...اینکه همیشه فکر میکنم به خاطر آی کیوی بالایم😊 متوجه مسائل و نکته های کلیدی ای میشوم که کمتر کسی به آنها دقت میکند اما به محض اینکه در این نکته سنجی ها و حس گرفتن ها مچ بعضی ها گرفته میشود یا گاف های اخلاقی یا رفتاریشان لو میرود متهم به قصه بافی و گاهی هم توهم میشوم..‌.آنقدر که گاهی به خودم شک میکنم...و حالا این فیلم همچنان این حس ها را در من تقویت کرده
کلی کار دارم اما دوسه تا نقد فیلم شاتر آیلند را میخوانم...
کلی کار دارم ولی در مورد درمان گیاهی آسم هم مطلب میخوانم..‌.
کلی کار....و جلوی آینه میروم ...متوجه موهای سفید تازه رشد کرده ی شقیقه و پیشانی ام میشوم و باعجله میروم سراغ درست کردن رنگ مو...با خودم فکر میکنم خواهرم که از من بزرگتر است به اندازه ی من موی سفید ندارد.‌‌یاد حرف های مادرم میافتم که هرجا بحثش پیش بیاید با افتخار میگوید
"لیدا بعد از فوت برادرش موهای شقیقه اش یکدفعه سفید شد"
اینکه من آدم مازوخیستی هستم از نظر مادرم در بعضی موارد اتفاق خوبی است...مادرم ناخودآگاه غصه را فضیلت میداند و شادی زیادی را بی بندوباری...
بگذریم
خاویر باردم فیلم مادر می پرسد
"روز نوشت می نویسی؟"
با شکلک میگویم "بله"😜
باخنده میگوید"باز منو تخریب میکنی؟"
وباز با شکلک میگویم"نخیر"😝
مثل همیشه با آرامش میگذرد از بحث اضافی اما من ادامه میدهم
"منکه تو شعرام از تو همیشه تعریف میکنم"
و یک بند از ترانه هایم را میخوانم میخندد و با گوشی اش مشغول میشود... بگذریم...رنگ مویم دیگر باید گرفته باشد...دمنوش زنجبیل و آویشنمان هم دیگر دم کشیده ...باید بروم....کلی کار دارم که

#لیدا_رشیدی
#روز_نوشت
#جمعه#مازوخیست#شاتر_آیلند#فیلم_خوب_ببینیم#تئاتر#کافه#کلی_کار

.
حرف مفتى بيش نيست
دوستت دارمى كه ،
به زبان گفته مى شود و
به عمل كه مى رسد ، دورت مى زنند ....
.
.
.
.
.

#امیر_وجود#شعر#شاعرانه#ایران#مشهد#مازوخیست
#iran#love#poem#mashhad#shematik#mashhadlive#alone#shematikstudio#loneliness#hate

🔹
تلخی قهوه ی #واقعیت ، بیش از گاه و بیگاه هوشیار کننده است و این هوشیاری ، به سبب #آگاهی رسانی اش ، آزار دهنده ست . شاید این تقدیر آنانی باشد که عطش دانستن ، ناچار به وضعیتهای تلخی دچار بکند که رنجشان را افزون کند. آیا دانستن و رنجِ بعد از آن ، از ما یک #مازوخیست بار می آورد؟ نمیدانم ، اما هر چه هست ، در پس آن تاریکی ،کور سوی چراغش ، عادتی لذت آور را سبب میشود . مثل کندن پوسته های خشک روی زخم ... دردآور و لذت بخش ... سعید عظیمی 🔹@WildHorses

اواسط تابستون سال ۱۹۷۴ بود که وقتی چشمام رو باز کردم پُلیسا داشتن بدنم رو از میونِ تقاطع هفتم و چهارم جمع می‌کردن.اونجوری که از حرفای تماشاچیآ متوجه شدم وقتی داشتم از خیابون رد می‌شدم یهو وسط خیابون دراز کشیدم و چشمام رو بستم.
شاید الان واستون عجیب باشه، ولی اگه بیشتر فکر کنید می‌بینید لحظه‌هایی توو زندگی هر آدمی هست که تصمیم گرفته هیچ تصمیمی نگیره و فقط در همون زمان و مکان به اون کاری تن بده که هیچ کس کوچک‌ترین تصور و جرأتی برای انجام دادنش نداره و اغلب توو این شرایط تنها خودش بوده و خودش.
اون سال تازه به ستاره‌ها علاقمند شده بودم، به سیاه عمیقی که یه سری اختلالات کوچیک نوری رو وسط خودش پذیرفته بود. بله، درست‌ترش اینه که من علاقه زیادی به قسمت بزرگتر، وسیع‌تر و عمیق‌تر آسمون داشتم و ستاره‌ها بهونه‌ای واسه این بودن که وقتی کسی ازم پرسید به چی نگاه می‌کنی، بتونم جواب بدم: به اون ستاره، نه نه، کناریش.آره همون.
از بچگی علاقه زیادی به فکر کردن در مورد چیزایی داشتم که هیچ جوابی نداشتن.
یه مازوخیست تکراری که تبدیل به یه چاقوی کُند برای روحم شده بود.
ولی خوب، حول و حوش اون سالآ فکر کردن به چیزایی که مغز آدم رو می‌خورد راحت‌تر بود.چون بعد این که کلی به خودت فشار می‌آوردی یه دنیا دلیل واسه فرار از حقیقت داشتی.
اون روز هم قبل اینکه پلیسا از کف خیابون جمع‌ام کنن مثل همه روزآی دیگه یه قهوه گرفتم تا توو مسیر دانشگاه که از وسط یه پارک می‌گذشت بخورم.حین راه رفتن متوجه شدم بند کفشم بازه. قهوه رو روی اولین نیمکت گذاشتم.پامم گذاشتم روی بالا تا بند کفشم رو ببندم که دیدم یه دفتر اون پشت افتاده.
بندم رو بستم و رفتم سراغش.بَرِش داشتم، بازش کردم.
توو صفحه اولش یه متنی با این مضمون نوشته بود:
« تو مرا چگونه می‌بینی؟ اگر بر کره، سیاره یا ستاره‌ای دیگر ایستاده‌ای، همچون من تمام روشنایی‌ها برایت نامفهومند؟ آیا همچون من نادیده‌ها برایت زیباترند؟
اگر این چنین است، نه من تو را خواهم دید نه تو مرا. ما به یکدیگر پی نخواهیم برد.اما به ستایش یکدیگر دچاریم. چون ناپیدایی ما را بهم رسانده. همان علت خیره ماندن به انتهایی بی‌انتها. »
امضا: کِیتی.

.
#بحران_مشروعیت_ تئاتر
در اوج مدیریت #دولت_اصلاحات همراه دو کارشناس تئاتر دیگر ازسوی #بخش _فرهنگی دفتر مرکزی #جهاددانشگاهی برای بازبینی نمایشنامه ای به کارگردانی یک دانشجوی #تئاتر به #دانشکده_هنر رفتیم . آن دانشجو #نصراله_قادری نام داشت و اصرار زیادی در کارگردانی به شیوه ی #اکسپرسیونیستی داشت اما آشفتگی ذهنی او در کنار روح ناآرام یک دانشجو بازبینی آن روز را برایم در پرده ای از #ابهام باقی گذاشت . آن دانشجوی جوان مدارج تحصیلی و مراتب اداری دولت فخیمه را پشت سر نهاد و در چشم برهم زدنی هم استاد و مدرس #تئاتر شد هم ریاست #کانون_منتقدان_تئاتر_ایران را به عهده گرفت هم نویسنده و کارگردان #تئاتر و #سینما شد هم نگارنده ی صدها مقاله و نقد و پژوهش وچه و چه تا اینکه در آذرماه 1380 در مقام نویسنده و کارگردان در #تالار_چهارسو در #تئاتر_شهر به مدیریت بلامنازع #حسین_پاکدل نمایشی اجرا کرد به نام #سنساره !.. شوربختانه همچنان ذهنی آشفته و بیمارگونه داشت چه در اجرا چه در متن نمایشنامه که ساختار زبانی باسمه ای و مالیخولیایی آن نشان از ذهنیت آشفته ی #نصراله_قادری و این بار ازنوع #شیزوفرنی_حاد و #سادیستیک که در طرح مسائل #جنسی به شدت #مازوخیست و پرده در بود . نمی فهمیدم #نصراله_قادری چگونه و از کدام #مرجع و با کدام #نبش_قبر از کدام #تاریخ وکالت بلاعزل تطهیر یک زن خیالی به نام #لاماهو یا همان #سنساره را احراز کرده تا محکمه ای بسازد در ناکجاآبادی که #عوام الناس آن همه رعیت اند و #دستگاه_قضا و داوری اش در برابر شوخ چشمی یک #سنساره ، #قضا و #خدا را وامی نهد تا مثل #مار در تن او بپیچد ... شاید این آشفته حالی مکافات عمل #نصراله_قادری باشد که مسبوق به تحصیلات حوزوی #مشروعیت کارش را از امام اول شیعیان می گرفت البته با تساهل و تسامح یک #ذهنیت_زنباره که نمایش اش مصداق عینی بریدن از فرهنگ ایرانی بود با خلق فضاهای کاذب و خیالبندی ناشی ازآن بی هویتی .. براستی چرا در این وانفسای کمبود سالن نمایش و صف های طویل انتظارکشیدن برای سالن در مرکز #تئاتر حرفه ای کشور به مدیریت بلامنازع #حسین_پاکدل یک سالن به مدت دوماه در اختیار سمند خیال بیمارگونه ی #نصراله_قلدری قرار میگیرد و حتّا با تأیید و حمایت مسئولان وقت و بی وقت #تئاتر به عنوان #سفیر_تئاتر ایران راهی جشنواره ی #هند هم میشود ، بگذارید بیش از این زخم کهنه ی #تئاتر را باز نکنم ...
#نقد_تئاتر #روزنامه_ابرار آذرماه 1380

#ستون_یکشنبه
#ستون_شعر
#چشمان_صهیونیست

بعد از تو مانده روی من عنوانِ سمبلیست
مومن شده به دست تو هر مردِ آتئیست

عشق تو خودکشی‌است، ولی باز دُورِ تو
جمع‌اند عاشقانِ خودآزارِ مازوخیست

هربار استقامت جانانه کرده ام
غیر از زمان حمله‌ی چشمان صهیونیست

مرگ انتهای عاشق شیرین بودن است
فرهاد کوه‌کن، شده در کوه، سربه‌نیست

من روح شاعرانه‌ی دیوانه‌ ام، چرا
خط خورده است نام من از انتهای لیست؟

من صبر کرده‌ام که نکشتم تو را، ولی
"در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست"

#ناصر_دهقاني
#شعرهای_بی‌جواب

#تفنگ #انقلاب #فشنگ #شعر #شعر_جوان #شعر_عاشقانه #شعر_ناب #غزل #غزل_عاشقانه #غزل_ناب #کرمان #شعر_کرمان #شعر_یزد #شاعران_یزدی #تیمور #لنگ #تیمور_لنگ #جنگ #موزه #کلنگ #والیوم #آلبالو #زنجان #چاقو #آتئیست #مازوخیست #صهیونیست #سمبلیسم #سمبلیست #مازوخیسم #صهیونیسم

.
پایان جلسه #تحلیل و #گفتمان #فیلم #بدون_تاریخ_بدون_امضا
با تشکر از اعضاء محترم شکرت کننده در این جلسه

در این جلسه گفتمان مباحثی پیرامون:

#گناه
#تاوان
#عشق
#مازوخیست
#افسردگی
#خود_سرزنشگری
#تعصب

@navidmohamadzadeh
@amir_aghaee

و... موفق و پایدار باشید.

تهران خیابان انقلاب چهارراه وصال
.
اوج قصاوت و زورگویی

فقط یه #مازوخیست میتونه دستور همچین کاری و بده.مبارزه با فعالیت مدنی #نه-ب-حجاب-اجباری
#حجاب_اجباری

.
پایان جلسه تحلیل و گفتمان فیلم " #خفه_گی"

با تشکر از همراهان محترم جهت شناخت عمیق تر لایه های روانی انسان
مطالب مورد بحث این جلسه در ارتباط با این #فیلم عبارت بود از:

#زن_چیست
#مرد_چیست
#زبان_چگونه_سوژه_را_میسازد
#سادیست
#مازوخیست
#عشق
#ابژه
#خیانت
#لذت
#خشم
#آیا_زن_عاشق_میشود
#آیا_مرد_خیانت_نمیکند
#دوستت_دارم_ها_چیست
#تاریکی
#فوبی
#ترس
#تجاوز
#پدر

#مرکز_روانشناسی_آفرینش_نو
#لاهیجان

آزار گری_آزار خواهی جنسی یه سادو مازو خیسم،عبارت است از آزار دادن و تحقیر کردن دیگران و بی احترامی به آنها یا آزار دیدن و مورد بی احترامی و تحقیر دیگران قرار گرفتن که سبب ارضای جنسی می شود.این ناهنجاریها به تعاملاتی اطلاق میشود.
که از درد کشیدن لذت می برد ارضا می شود
بسیاری از افراد که در روابط جنسی خود به اعمال دردناک خفیفی مثل گاز گرفتن،نیشکون،و سیلی زدن مبادرت می ورزند.این رفتارها لذت جنسی را افزایش می دهد.

اما افراد آزارگرو آزار طلب غالبا نه تنها از اعمال درد آور خفیف پارا فراتر می گذراند بلکه تنها با توسل به این رفتارها می توانند به لذت جنسی برسند فرد آزار گر زمانی به اوج لذت جنسی می رسد که دیگران را تحقیر کند یا آنها را آزار دهد.غالبا به این کار "تادیب" می گویند.ارضا جنسی فرد آزار طلب به در بند بودن ینی آزار دیدن .تحقیر شدن درد کشیدن و برخورد بد
از سوی دیگران بستگی دارد.آزارگری و آزار طلبی هم
در روابط دگر جنس گرایانه و هم در روابط همجنس گرایانه روی می دهد.

آزار گری و آزار طلبی جسمی به طور کلی چندان شناخته شده نیست وهنوز تحقیقاتی بر روی آن ادامه دارد.بسیاری از موارد دگر آزای و آزار طلبی چهار ویژگی دارد:
1.منشی بیش از حد مردانه و قلدری کردن

2.آزار دادن یا آزار دیدن

3.محدود سازی فیزیکی یک نفر توسط فرد دیگر

4.تحقیر شدن یا تحقیر کردن

آزارگری وآزار طلبی جنسی هر دو ماهیتی مزمن دارند .در حالت شدیداین فعالیت قربانی ممکن متحمل جراحاتی جدی شده یا جان خود را از دست بدهد.برخی متخصصان روانشناسی و روانپزشکی بر این باورند که ریشه های آزار گری و آزار طلبی را باید در دوران کودکی جستجو کرد و برخی دیگر نقش احتمالی عوامل زیستی اشاره کرده اند
فرد آزار طلب از طریق آزار دیدن ترجیحا تحقیر شدن و کتک خوردن به بر انگیختگی جنسی می رسد.افراد آزار طلب خیالپردازیهایی دارند که اغلب در دوران کودکی آغاز می شود.در این خیالپردازی ها انها به بند کشیده می شوند.شکنجخ می شوند مورد تجاوز قرار می گیرند یا به طریق دیگری با آنها بد رفتاری می شود
فراوانی این خیال پردازی ها و اعمال در مردان
بیشتر از زنان است.

توجه:
من بعد هر کسی راجب پستها نظر مخالف داشت غیر منطقی با کامنتا برا خودنمایی...میتونه بره تحقیق کنه چون قطعا فالور آگاه میدونه و میره سمت فهمیدن فالورهای آگاه تیزن و مخاطب تو خالیو از دور میزنن

#تحقیر شدن#خود_ آزاری#دیگر_ازاری#مازوخیست#سادیسم#واقعیت_روانی#روانشناسی#روانکاو#روان_ درمانی#مردان#زنان#جنسیت#کودکی#درد#لذت#فرد#اوج#رفتارهای_اشتباه _جنسی#تعاملات_جنسی#تادیب#آزار _خواهی

🔹
تلخی قهوه ی #واقعیت ، بیش از گاه و بیگاه هوشیار کننده است و این هوشیاری ، به سبب #آگاهی رسانی اش ، آزار دهنده ست . شاید این تقدیر آنانی باشد که عطش دانستن ، ناچار به وضعیتهای تلخی دچار بکند که رنجشان را افزون کند. آیا دانستن و رنجِ بعد از آن ، از ما یک #مازوخیست بار می آورد؟ نمیدانم ، اما هر چه هست ، در پس آن تاریکی ،کور سوی چراغش ، عادتی لذت آور را سبب میشود . مثل کندن پوسته های خشک روی زخم ... دردآور و لذت بخش ... سعید عظیمی 🔹@WildHorses

یکی از بهترین فیلمهایی که با تم #روانشناسی بخصوص اختلالات #مازوخیستی میتونید تماشا کنید!
.
معرفی فیلم:↙️
🎬 The Piano Teacher 🎬 (2001)
.
ژانر :
#Lid_درام #Lid_رمانتیک
.
امتیاز تماشاگران: 7.5 از 100
امتیاز منتقدین : 79 از 100
.
محصول : فرانسه
.
کارگردان : #میشاییل_هانکه
.
بازیگران : Isabelle Huppert, Annie Girardot, Benoît Magimel
.
ر ده ی سنی: +17
.
خلاصه داستان :
«اریکا» استاد کهنه کار پیانو، در یکی از کنسرواتوارهای معروف وین تدریس می کند. او شوهر نکرده و نامزدی هم ندارد. اما روزی پی می برد یکی از دانشجوهای با استعدادش به نام «والتر» به او علاقه مند شده و شخصیت سرد و خشکش، اصلا آن جوان را پس نزده است.
. ➡➡➡➡➡➡➡➡➡➡➡➡➡➡➡➡➡➡➡➡
،
،
↪Telegram: LidFilm ↪Instagram: Film.4u
،
🔸🔸بهترین قیمت 🔹🔹بهترین کیفیت ♦♦بهترین پشتیبانی
،
🎁🚘 تحویل سفارش دو الی سه روز کاری
،
🚛💲🚛💲🚛💲🚛💲 🚛💲🚛💲🚛💲🚛💲 ،
هزینه ارسال:
 با پست تا ده عدد (DVD) به سراسر کشور:  فقط 7000 تومان.

ارسال با پیک در تهران : 6 الی 16 هزار تومان با توجه به مسافت متغیر هست.
،
🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹
،
#سینما #cinema #منتقد #هنر_هفتم #سریال_خارجی #کارگردان #فیلم_ارزان #تیاتر #بازی_تاج_و_تخت #دانلود_رایگان #حراج #معلم_پیانو #pianoteachermovie #ایزابل_هوپر #اختلال_شخصیت #فروید #یونگ #سادیسم #مازوخیست #عاشق #دوستان #لایک #like #تعطیلات

پویایی های آزار

برای فهم بهتر مساله پیچیده آزاررسانی (سادیسم) و آزارخواهی (مازوخیسم) بایستی مبنا را بر خود فعل آزارگری قرار داد. فرمول آزارگری این هست:
برای نیل به لذت، الف ب را آزار میدهد.
حال مجهولات را میتوان به این دو شکل پر کرد:
من، دیگری را آزار میدهم و لذت میبرم (آزاررسانی)
دیگری، من را آزار میدهد و لذت میبرم (آزارخواهی)

اما در اینجا جای فاعل و مفعول گول زننده است. پشت هر آزاررسانی، آزارخواهی و پشت هر آزارخواهی، آزاررسانی است. در واقع مساله به این شکل است:
من دیگری را آزار میدهم و آزار میبینم.
دیگری من را آزار میدهد و آزار میبیند.

من و دیگری در رابطه ای آینه ای با هم هستند. آزار هر کدام دیگری را هم در بر میگیرد. آنچه در نهایت باقی میماند خود فعل آزارگری است. مهم این است که سناریوی آزار به نمایش در آید مستقل از اینکه چه کسی چه نقشی را به عهده بگیرد. اینجا نزدیک میشویم به عنوان یکی از مقالات مهم فروید در همین زمینه:
کودکی را آزار میدهند.

#سادیسم #مازوخیسم #آزارگری #آزاررسانی #آزارخواهی #دگرآزاری #خودآزاری #سادومازوخیسم #سادیست #مازوخیست #خودآزار #دگرآزار #روانکاوی #روانشناسی #فروید #لکان

اصطلاحات

sub life :
به کسی که در زندگی زناشویی خود سابمیسسیو است و حتی ممکن است از بی دی اس ام مطلع نباشد
natural submissive :
به شخصی که به صورت ذاتی میل به کنترل ندارد و اطاعت کردن را ترجیح می دهد

d & s submissive or sexual:
به شخصی که از اطاعت کردن و تحت کنترل بودن لذت جنسی می برد
#slave :
به شخصی که علاوه بر ساب بودن روح و جسم خود را در اختیار #صاحب خود قرار می دهد قوانین او را قبول کرده و تنبیه ها و آموزش های او را می پذیرد معنی لغوی ای این کلمه برده است.
masochist:
به کسی که از درد لذت جنسی می برد گفته می شود لزوما هر مازوخیست اسلیو نیست و لزوما هر اسلیو
مازوخیست نیست اما اشتراکات زیادی با هم دارند و اسلیو های مازوخیست اکثریت گروه مازوخیست ها را تشکیل می دهند باید توجه داشت که بسیاری از انسان ها مازوخیست اند بی این که خود بدانند ولی در حد و درجه لذت از درد متفاوت اند چنان چه اکثر اهالی س ک س تجربه ی اسپنک ساده موقع #سکس را داشته اند و از آن لذت برده اند مازوخیسم به دسته های زیر تقسیم می شود

sexual masochist :
به شخصی که فقط موقع #سکس از درد لذت جنسی می برد
natural masochist :
به کسی که در حالت طبیعی نیز از درد لذت می برند
pain slut :
کسی که قادر به #ارضای جنسی از درد می باشد
هر مازوخیستی در درجه ی مختلفی از درد لذت می برد معمولا پین اسلات بیشترین لذت را از درد می برد حالت گذار از #مازوخیست معمولی به پین اسلات نیازمند مهارت مستر/میسترس است
life dominant :
به کسی که در زندگی زناشویی خود میل به کنترل کردن دارد
natural Dominant :
به کسی که به صورت طبیعی میل به اعمال قدرت دارد
D&S sexual Dom:
به کسی که از کنترل کردن و اعمال قدرت لذت جنسی می برد
Sadistic:
به شخصی که از درد کشیدن پارتنر خود لذت #جنسی می برد
#BDDSSM :
کلمه ای اختصاری است که بیشتر از واژه ی اختصاری آن یعنی
#bdsm

Most Popular Instagram Hashtags