#ماركز

497 posts

TOP POSTS

قلب خاطرات بد را كنار ميزند... اما خاطرات
خوش را جلوه ميدهد و نمايان ميكند
و درست از تصديق همين فريب است، كه ما ميتوانيم گذشته را تحمل كنيم
#ماركز
#singellife

در این رمان به شرح زندگی شش نسل خانواده بوئندیا پرداخته شده‌است که نسل اول آن‌ها در دهکده‌ای به نام ماکوندو ساکن می‌شود.

ناپدید شدن و مرگ بعضی از شخصیت‌های داستان به جادویی شدن روایت‌ها می‌افزاید. صعود رمدیوس به آسمان درست مقابل چشم دیگران کشته شدن همه پسران سرهنگ آئورلیانو بوئندیا که از زنان در جبهه جنگ به وجود آمده‌اند توسط افراد ناشناس از طریق هدف گلوله قرار دادن پیشانی آنها که علامت صلیب داشته و طعمه مورچه‌ها شدن آئورلیانو نوزاد تازه به دنیا آمده آمارانتا اورسولا از این موارد است. به اعتقاد بسیاری او در این کتاب سبک رئالیسم جادویی را ابداع کرده است. داستانی که در آن همهٔ فضاها و شخصیت‌ها واقعی و حتی گاهی حقیقی هستند، اما ماجرای داستان مطابق روابط علّی و معلولی شناخته شدهٔ دنیای ما پیش نمی‌روند.#ماركز#عشق#ارامش

شب قصه خواني
با جواد مولانيا
در كافه شِوو📚☕️
#cafe_chez_vous #cafe##قصه_خواني#ماركز#جوادمولانيا

_____

باید جهان را بهتر از آنچه تحویل گرفته ای، تحویل بدهی خواه با فرزندی خوب یا باغچه ای سرسبز یااندکی بهبود شرایط اجتماعی,
اگر فقط یک نفر با بودن تو ساده تر نفس کشید یعنی تو موفق شده اى... #ماركز


خوشبختی یعنی هر کاری رو که می کنی دوست داشته باشی.
نه اینکه هر کاری دوست داری, بکنی!

#ماركز

خوزه آركاديبوبوئنديا: حالا كه كسي حاضر نيست همراه ما بياييد، خودمان از اينجا ميرويم.
اورسلا نگران شد گفت: ما از اينجا نمي رويم همينجا مي مانيم، چون در اينجا صاحب فرزند شده ايم.
او گفت: اما هنوز مرده اي در اينجا نداريم، وقتي كسي مرده اي زير خاك ندارد، به آن خاك تعلق ندارد.

پ. ن: كتاب صد سال تنهايي از گابريل گارسيا ماركز
پ.ن: اين پاراگراف از كتاب را جدا كردم چون من را عميقا به تفكر وا داشته.
خاك من كجاست؟ تعلق من كجاست؟ اگر همه جاي جهان خاك من باشدچه؟اگر مرز ها معنا نداشته باشد چه؟ اگر من تكه تكه شوم جاي جاي جهان دفن شوم عزيزان من به آن خاك ها تعلق خواهند داشت؟؟..... اگر قلب هايمان را در جاي جاي جهان تقسيم كنيم چه؟ آيا به آن خاك ها تعلق داريم؟
پ. ن: اين ها فقط خط خطي هاي ذهن من بود نه نقد يا نظر
پ.ن: عكس از ميشا گوردين به معناي حس پرواز
#freedom#Raha#ماركز

MOST RECENT

.
اگر «صد سال تنهايي» را نخوانده ايد، بي ترديد بخشي از قابليت خيال ورزي بشري را درك نكرده ايد. درنگ جايز نيست.
.
ممنون @azadehsh59 به خاطر اين تصوير.
.
#ادبيات #داستان #ماركز #صد_سال_تنهایی #كرگدن #ادبيات_داستاني

اگرچه كاربري وبلاگ و فيس پوك و اينستا متفاوته اما رويكرد من در قبال همه شون نوشتن روزها و اوضاعمه. اين وسط يه سري انسان مهربون-سلام مهربونا!!!- در خفا و آشكار از من خواستن كه يكم نگاه جدي تري به نوشتن داشته باشم و يك كتابي براي خودم فراهم كنم! راستش به نظر من نويسنده يعني بوكفسكي كه صبحونه نخورده يه بطري ويسكي و دو پاكت سيگار استعمال ميكرد، نويسنده يعني صادق هدايت كه كل زندگيش مواد زد و رو ابرا بود و مي نوشت، نويسنده يعني دولت آبادي كه از فرط سيگار سبيلاش زرد شدن! نويسنده يعني ماركز كه تقريبا همه عمر دختربازي مي كرد!كسي كه روزي يك ساعت ورزش مي كنه، چاي سبز مي خوره و حواسش به كالرياش و نوبت آرايشگاهش هست كه نويسنده نمي شه. فقط يكم كلمه بازي مي كنه!منظورم عصيانه،كه من ندارم!x] #صادق_هدايت#ماركز#بوكفسكي#چاي_سبز

محمدجواد فلاحی:
کتاب از چشم فوئنتس اثر کارلوس فوئنتس ترجمه #عبدالله #کوثری
نگاهی به #سروانتس ، #ديدرو، #گوگول ، #بونوئل ، #بورخس ، #كوندرا ، #ماركز گستره اين كتاب از نويسنده اولین رمان مدرن اروپايي ، سروانتس ، تا ميلان كوندرا كشيده شده است و در فاصله ميان اين دو، فوئنتس نويسندگاني چون ديدرو، گوگول ، #بورخس ، #گارسيا #ماركز و #لوييس #بونوئل را از ديدگاه خود به خواننده معرفي مي كند . مناسب ترين تعريف براي اين كتاب اين است كه بگوييم راهي ديگر براي نگاه كردن به ادبيات پيش روي ما مي‌نهد و ما را به شناختي تازه از ادبيات مي‌رساند . ويژگي كار فوئنتس در اين نقدها اين است كه بيش ازهر چيز بر بيان تجربه خود از آشنايي با اين نويسندگان تاكيد د اشته و خود را محدود به نظريه ها و تفسيرهاي آكادميك نكرده است .او آن‌چه را که ديده با خواننده در ميان مي‌نهد و از اين روست که نگاه او، نگاهي يگانه و بي‌بديل است و به ما فرصت مي‌دهد دنياي پرتنوع ادبيات را از چشم انساني تماشا کنيم که نه تنها دانشي عميق در همه زمينه‌هاي فرهنگ انساني دارد، بلکه خود نويسنده‌اي تواناست و ادبيات اصيل را مي‌شناسد و چنانچه بايست قدر مي‌نهد. افزون بر اين مقالات، در اين کتاب دو مقاله درباره خود فوئنتس و اثر مشهورش آئورا مي‌خوانيم که در شناخت نويسنده و آشنايي بيشتر با آئورا و سرچشمه‌هاي اين رمان کوچک پرجاذبه سودمند تواند بود.
گاستون باشلار نوشته است که همه‌ی نویسندگان بزرگ می‌دانند جهان از ادبیات می‌خواهد که همه چیز باشد و چیز دیگری باشد: فلسفه، سیاست، علم، اخلاق. متفکر فرانسوی می‌پرسد دلیل این خواست چیست؟ از آن روی که ادبیات همواره با سرچشمه‌های هستیِ تکلم شده رابطه‌ای مستقیم دارد، در مغز کلام که در آنجا فلسفه، سیاست، اخلاق و علم، خود امکان وجود می‌یابند. اما علم، اخلاق، سیاست و فلسفه آن گاه که محدودیت‌های خود را کشف می‌کنند به نیک و بد ادبیات توسل می‌جویند تا از نابسندگی‌های خود فراتر روند. لیک همراه با ادبیات فقط به کشف جدایی همیشگی میان کلمات و چیزها می‌رسند: جدایی میان کاربردهای زبان در بازنمایی و تجربه‌‌ی هستی. ادبیات آن عمل آرمانی است که می‌خواهد از این جدایی بکاهد آن گاه که این جدایی را جامه‌ای دیگر می‌پوشاند، حماسه نام می‌گیرد. آن گاه که آن را آشکارا می‌کند رمان و شعر نامیده می‌شود. (از ص109 کتاب)
@rendaneha

📚🎧
کتاب صوتی «عشق سال‌های وبا» نوشته گابریل خوزه گارسیا مارکِز (2014-1927) نویسنده کلمبیایی برنده نوبل ادبیات است.
مارکز، که در میان مردم آمریکای لاتین به گابو شهرت داشت، در دنیا بیشتر به خاطر رمان پرفروش «صد سال تنهایی» - که با ترجمه‌ بهمن فرزانه در سال 1354 نیز به نویسنده‌ای محبوب در ایران بدل شد - شناخته می‌شود. اما به‌زعم منتقدان جدی ادبیات، «عشق سال‌های وبا» کامل‌ترین اثر معمار رئالیسم جادویی است.
کتاب صوتی «عشق سال‌های وبا»، که اقتباس سینمایی آن نیز با اقبال مواجه شد، دو وجه دارد: ستایش عشق و جاودانگی زندگی.
مارکز کوشیده این دو مولفه را در دل رابطه عاشقانه شخصیت‌های رمان بگنجاند و سپس خواننده را به جهان بی‌پایان و سرشار از خلوص عشق ببرد؛ عشقی که به نظر برخی منتقدان ادبی، نویسنده کوشیده آن را به عنوان "بیماری عشق" شرح دهد؛ بیماری‌ای که همانند وبا می‌تواند گریبان قربانیان را بگیرد و هرجا که خواست با خود ببرد.
کتاب صوتی «عشق سال‌های وبا» روایت عشق پنجاه‌ساله فلورنتینو و فرمینا است؛ عشقی که زبانه‌های آتش آن در مقطعی به‎ظاهر فرو می‌نشیند، اما هرگز خاموش نمی‌شود، بلکه طی سال‌ها جوشش داشته، اما بروز ظاهری پیدا نکرده است.
⭕️لينك در استورى 📥

خوشبختی یعنی هر کاری رو که می کنی دوست داشته باشی.
نه اینکه هر کاری دوست داری, بکنی!

#ماركز

ديگر عمرم را به سال حساب نكردم ، بلكه به دهه شمردم .
دهه ششم تعيين كننده بود ، چون به خود آمدم ، متوجه شدم همه از من كم سن تر هستند .
دهه هفتم پر التهاب ترين بود ، چون اين ترديد به جانم افتاد كه ديگر فرصت برايم نمانده است و نبايد اشتباه كنم ،
دهه هشتم دلهره آور بود ، چون امكان داشت آخري باشد .....
#ماركز / خاطره دلبركان غمگين من

.
روزى ميرسد كه نسبت به همه چيز بى تفاوت ميشوى، نه از بدگويي هاى ديگران
ميرنجى و نه دلخوش به حرف هاى عاشقانه
اطرافت، به آن روز ميگويند: پيرى #ماركز
#Start a new life❤

Most Popular Instagram Hashtags