#لیلی_سلطانی

MOST RECENT

تولد کـــیه ینی ؟
لیلــــے قصه هــاست
لیلـــے جــونم تــولدت مبارک نویـــسنده بزرگ
بقول بچه ها شیرینی چند خطی ایه داری نه؟!
ایــه فقط داستان ساده نیست بذر شیرینیــو محبت تو بــود که توی دل همه به پا کردی 😍
این کیـکم پختیم که شیرینی تولدت باشه دورا دور ...
🎈لیــلـــے تریـــن قصــہ هــایے🎈
موفقیتتو ببینیم نویسندمون😍
#لیلی_سلطانی
#تولدتایم
⏪نوشتن برای یه نویسنده خیلی سخته ولی قشنگ ترین جمله ها زمانی توی ذهن ادما رقم خوردن که خیلی ساده و بی الایش و صادقانه و از عمق وجودشون بود #لیلی_عزیزم ساده بگم #تولدت_مبارک⏩
تقدیمِ@leilysoltaniii

🏴🌷 قرآن به جز از وصف "علے" آيه ندارد
ايمان به جز ازعشق "علے" پايه ندارد

گفتم بروم سايه لطفش بنشينم
گفتا كه "علے" نور بود سايه ندارد

#شهادت_حضرت_علی_ع_تسلیت_باد🏴

علی را ضربتی کاری نمیشد......
گمانم ابن ملجم یاعلی گفت....
🏴
غم عالم به جگر ریخت و جانانه بسوخت
بخدا مثل علی در دو جهان نی
🏴
در شام اگر چه بی نمازش خواندند
مظلوم ترین #شهید_محراب علی است ❖ ﷽ ❖

#شبهای_قدر
#شب_شهادت_حضرت_علی_ع

میسر نگردد به کَس این سعادت به کعبه ولادت به مسجد شهادت ...
🏴
عـــــلـی،
بشکافته این کوفه فرق سرِ مولارا

خون کرده جان و دله فاطمه ی زهرارا
🏴

این خبر را برسانید به عشاق نجف
بوی سجاده ی خونین کسی می آید 🏴

داغ سودای تو را در دلِ سی پاره ی خود

چون شب قدر نهان در رمضان ساخته ایم

#صائب_تبریزی
🏴
اهِ مادرم
به در گره شد
تا پای رفتنت را بگیرد اقاجان
دست به دامان شب ...
که نیاید طلوع افتاب ... #بانوی_صاد 🏴 #السلام_علیک_یا_امیرالمومنین
خسته از مردمِ دنیاست،چه تنها مانده
چند سالی است که در حادثه ای جا مانده

وقتِ رفتن ز درِ خانه به خود میگوید:
روی "در" ، چند نخ از چادرِ زهرا مانده

زیرِ لب زمزمه اش ذکرِ " اَغِثْنِی یا رَب "
فاطمه رفت،خدا... حیدرش اینجا مانده

بعدِ سی سال غریبی و غمِ در به دری
باز،چشمانِ علی سوی "دری" وا مانده

او فقط منتظرِ فاطمه ی زهرا بود...
پس بدیهی است که بیگانه ز دنیا مانده

زینبش گفت:پس از حادثه ی ”سیلی” و ”در”...
نه در این خانه "حسن" مانده،نه "بابا" مانده... سحرِ نوزدهم بود... علی راهی شد
میرَوَد سوی قراری که به فردا مانده

با چه شوقی طرفِ مسجد و محرابش رفت
در و دیوار و ستون ها به تماشا مانده

فاطمه،منتظرِ دیدنِ روی علی و...
دو سه تا چشم،ولی در پِیِ آقا مانده

یک طرف،زینب و کلثوم و برادرهایش
یک طرف،فاطمه و حضرتِ طاها مانده

یک طرف،"خاک" عزادارِ غمِ بابایش...
یک طرف،منتظرش عالمِ بالا مانده

ولی انگار که دلتنگِ رُخِ فاطمه است
رفت مولا و... جهان،واله و شیدا مانده

وقتِ رفتن به لبش زمزمه ای داشت علی:
روی "در" چند نخ از چادرِ زهرا مانده

#پوریا_باقری
🏴
غریبی ات
از مدینه ی هزار و چهارصد سال پیش،تا
قرن بیست و یکم امتداد دارد!
"علی"!
ای غریب ترین واژه ی هر روزه ی دهان ها...
✍🏻 #لیلی_سلطانی "شهادت مظلومانه مولی الموحدین حضرت امیرالمومنین علی (ع) تسلیت باد"🏴

.
غریبی ات
از مدینه ی هزار و چهارصد سال پیش،تا
قرن بیست و یکم امتداد دارد!
"علی"!
ای غریب ترین واژه ی هر روزه ی دهان ها... #لیلی_سلطانی
#🏴

💚بہ بهانہ ے شبـــ قدر براے توبہ ڪنندگان💚

یڪ عمر در لحظہ بہ لحظہ ے زندگے ام از #تو غافل بودم
وَ تنها یڪ بار!
یڪ‌ بار از سَرِ شرم اشڪ،روے گونہ هایم سُر خورد و جاے من فریاد زد ڪہ چقدر در برابر تو ناتوانم!
تنها‌ یڪ بار از صمیم قلب،آنجا ڪہ ڪارم بَد گیر ڪردہ بود از اعماق دل خواندمت:اے جبران ڪنندہ ے تمام دل هاے شڪستہ و سختے ها!
و تو چہ عاشقانہ پَسِ گوشم با شوق گفتی:جانم! بندہ ے من!
نشانم دادے الرحم الراحمین بودنت را.
اشڪ ریختم و اشڪ ریختم...برایت از دلتنگے هایم گفتم،از سختے ها،از گرفتارے ها،از گناہ ها...
و تو تنها گوش میدادے،حرف هایم ڪہ تمام شد لبخندے نثارم ڪردے ڪہ در دلم حبہ حبہ قند آب میڪرد!
دستانت را بہ رویم گشودے و من متحیر نگاهت میڪردم،همیشہ آغوشت بہ رویم باز بود و منِ ناخلف از آن فرار میڪردم!
خودت در آغوشم ڪشیدے و با عشق گفتی:
خوش آمدے اے فرزندِ آدم!
اینگونہ خریدے بدے هایم را...
و پوشاندے گناهانم را...
در عوضش خودت را بہ من دادے!
اے بهترین خریدارِ عالم!
از آن روز طعم آغوشِ شیرینت،نمڪ گیرم ڪرد...
رهایم نڪن مهربان پروردگارِ من!💚 #اگه_هنوز_توبه_نکردی_امشب_وقت_هست 😊
#هنوزم_دیر_نشده_برگرد ...💓
#لیلی_سلطانی
@clad_girls

غریبی ات
از #مدینه ی هزار و چهارصد سال پیش،تا
قرن بیست و یکم امتداد دارد!
"علی"!
ای #غریب ترین واژه ی هر روزه ی دهان ها...
✍🏻 #لیلی_سلطانی
پ.ن:التماس دعای ویژه ی ویژه.
هر بدی و اذیتی از بنده دیدید حلال بفرمایید🌹

.
.
مگر محرابـــــ گودال استـــــ ڪوفه ؟!
ڪه افتاده زمين شيبــــ الخضيبـي...
.
#سي_سالِ_پيش_جـــــــانِ_علي_را_گرفته_اند.
.
#خط_اینجانب
.
آنجا که دلم از زمین و زمان میگیرد، آن لحظه که بغض امان نفس کشیدن نمی دهد. آن هنگام که خودم را تنهای تنها می یابم و دل شکسته ترین، می فهمم تویی که دلتنگم شده ای! صدایت از هرم نفس ها و روحم بلند میشود!
فانی قریب!
من همیشه به تو نزدیکم، ای دوری کننده ی همیشگی!
#لیلی_سلطانی
#شب_قدر
#التماس_دعا
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#الهی_و_ربی_من_لی_غیرک
#اهل_کوفه_چه_آورده_بر_سرت _علی_جانم...
.
.
میشه برام دعا کنین این شبا ...
برای بچه هامون...
برای تماااام ادمایی که امشب تمام امیدشون به خداست که دستشونو بگیره ..


آنجا که دلم
از زمین و زمان
می گیرد،
آن لحظه که بغض
امان نفس کشیدن
نمی دهد،
آن هنگام که خودم را
نتهای تنها می یابم
و دل شکسته ترین....
میفهمم تویی
که دلتنگم شده ای!...
صدایت از هُرم نفس ها و روحم
بلند می شود:
+ فَإنِّیْ قَرِیبُُُ...
من همیشه به تو نزدیکم ای دورکنندهء همیشگی!!...
.

#لیلی_سلطانی
. -----------------------------------------
جـــز
روشناے عشقـ توامـ؛
نيستـ روزنهـ....
#علیرضا_طریقی

#تو_این_شبا
#دعا_برا_هم_یادمون_نره
یاعلی👋🏻

آنجا که #دلم از زمین و زمان میگیرد،
آن لحظه که #بغض امان #نفس کشیدن نمی دهد.
آن هنگام که خودم را تنهای تنها می یابم و دل شکسته ترین،می فهمم تویی که دلتنگم شده ای!
صدایت از هُرم نفس ها و روحم بلند میشود!
_فانی قَریب!
من همیشه به تو نزدیکم،ای دوری کننده ی همیشگی!
✍🏻 #لیلی_سلطانی
پ.ن:یه حرفی رو خیلی دوست دارم
میگن برای بقیه آرزو نکن که آرزوهاشون برآورده بشه چون ممکنه یه مدت فقط دلخوش باشن.
براشون آرزو کن بهترینای خدا نصیبشون بشه چون اینطوری همیشه خوشبختن.
بهترینای خدا رو براتون آرزو میکنم،بهترینای خدا رو امشب برام از خدا بخواید🙏🏻
التماس دعای ویژه،توی این سه شب فراموشم نکنید🙏🏻🌹 ارادتمندتون یک عدد لیلی از نوع سلطانیش

.
.
به نام الله
.
قسمت ۲۳ : « سلسله مباحث سلوڪ تجربت اندیش »
.
🌳ذڪر کثیر زیاد گفتن الفاظ نیست ، با توجه به معانی گفتن است و متأثر شدن از ما به ازای معانی . از این راه است که ذکر اثرات فوق العاده می گذارد . .
ذکر به کار همه انسان ها می آید که ارواح جدا شده از اصل خویشند . ذکر ایشان را در راهی که باید بپیمایند تا به اصل خویش واصل شوند یاری می کند و چراغ راه است . ذکر کوره راهی است در بیابانی که به خدا ختم می شوند . کوره راهی که از ڪثرت ذڪر ذاکران پیشین شڪل گرفته و در برخی موارد شاهراه گشته .
.
ذڪر همه چیز سالڪ را سر جایش می نشاند و او را از هر حیث متعادل می کند ، ذاڪر به عیان شاهد این رشد تدریجی اما همه جانبه خویش است .
.
ذڪر زندگی سالک را قرین برکت و بهروزی و رزق می ڪند و مشکلات و گره های دیده و نادیده را ناخود آگاهرو اندڪ اندڪ می گشاید و زائدات و لغویات را از زندگی سالڪ کنار می برد و از همه مهمتر اینکه توفیق او را در انجام سایر امور صالحه و حسنه فزون می سازد .
.
ذڪر توجه سالک را کانون داده و از پراکندگی در روان و پراکنده کاری در عمل مانع می شود . ذهن را آرام و خواطر را کم می سازد . عادت ها را ضعیف می سازد و به ایجاد جمعیت خاطر کمک شایانی می کند . .
ذڪر آرامش و طمأنینه نصیب سالڪ می کند و حالات او را در روندی تدریجی به سوی احسن حال سوق می دهد . نظم و هماهنگی و تعادل روحی در او ایجاد می ڪند و آرام آرام او را به سوی معرفت نفس و تجرد روح پیش می برد . ذاڪر ناخود آگاه تحت ولایت الهیه قرار می گیرد . کم کم سراغ سالک می آیند و فهمش را تیز و چشم و گوشش را باز و اراده اش را در خیرات نافذ می کنند .
.
آنچه گفته شد خاصیت استمرار ذڪـــر خداست و انس با قرآن . .
در ادامه اذکار مربوط به چله اول را خدمت شما تقدیم خواهم کرد
.
.
ادامه دارد...
.
.
.
#لیلی_سلطانی
#تک_بیتی
#شعر

.
نازِ چشمت سورہ اخلاص و شَرمش رَبّنا،
در رَہ عشقش خدا، " ثَبِّت لَنا اَقدامِنا "... .

#لیلی_سلطانی
🍃🌹🍃
#به_خواب_نیز_نمیبینمش__چه_جای_وصل
#و_من_بی_تو_چگونه_نگیرد_دلم

🌹 نـــ✒ــون وَ الْــــقَــلَــم 🌹

#آیه_های_جنون

#سوره_ی_دوم

نورا شیرینے اے داخل دهانش میگذارد و میگوید:ڪہ اینطور!
سرم را بہ نشانہ ے مثبت تڪان میدهم،همانطور ڪہ شیرینے را میجود بہ چشمانم زل میزند.
با مطهرہ ڪہ بہ خانہ برگشتیم،بہ بهانہ ے درس بہ اتاق نورا آمدم و همہ چیز را برایش تعریف ڪردم.
نگاهم را از چشمانش میگیرم و لیوان چایم را در دست.
آرام میگوید:چشمات دارن میخندن!
متعجب نگاهش میڪنم:چے میگے؟!
جرعہ اے از چایش را مینوشد و لبخند میزند:از وقتے همہ چیو راجع بہ رابطہ ے هادے و نازنین فهمیدے چشمات دارن میخندن!
پفے میڪنم و میگویم:همہ چیو برات تعریف نڪردم ڪہ سر بہ سرم بذارے.
اخم میڪند:خب حالا! پس ڪہ دامادمون معشوق ندارہ!
لیوان چاے را نزدیڪ دهانم میبرم و میگویم:نچ!
سپس جرعہ اے چاے مے نوشم،ڪمے فڪر میڪند و میگوید:پس اون یڪے چے؟!
_ڪدوم یڪے؟!
_همون پسرہ ڪہ جلوے ڪافے شاپ باهاش لم دادہ بود بہ ماشینو بستنے میخورد! اونو چطور میخواد توجیہ ڪنہ؟!
میخندم:درد نگیرے الهے.
لیوانش را روے زمین میگذارد و میگوید:یہ حلالیت بهش بدهڪار شدیم! تو از طرف من...
سریع میان حرفش میپرم:تو حلالیت میخواے بہ من چہ؟! مظلوم بہ چشمانم خیرہ میشود،لیوان چایم را برمیدارم و ڪتاب تست اقتصادم را زیر بغلم میزنم:ترجیح میدم همون تو اتاق خودم درس بخونم!
نورا با حرص ڪتاب فیزیڪش را بہ سمتم پرت میڪند:واے واے! انگار تو جنے و هادے بسم اللہ! اسمش ڪہ میاد فرار میڪنے!
بہ نشانہ ے خداحافظے برایش دست تڪان میدهم و زبان درازے میڪنم:باے باے!
سپس از اتاق خارج میشوم،همین ڪہ پا در اتاقم میگذارم صداے زنگ موبایلم بلند میشود.
ڪتابم را روے میز تحریر مے اندازم و بہ سمت ڪولہ ام میروم،زیپ ڪولہ ام را میڪشم و موبایلم را برمیدارم.
شمارہ ے همتا روے صفحہ خودنمایے میڪند،سریع جواب میدهم:جانم!
_جونت بے بلا! سلام!
لبخند میزنم:سلام! خوبے؟
_شڪر خوبم تو خوبے بے وفا؟! از پنجشنبہ ڪہ رفتے خبرے ازت نشد،نہ زنگے،نامہ اے ڪفتر پیغوم رسونے چیزے!
بلند میخندم:ببخشید! میدونے ڪہ سال ڪنڪور و...
اجازہ نمیدهد حرفم را ادامہ بدهم،با لحن بامزہ اے میگوید:خُبہ خُبہ! یہ خانم نیمچہ متاهل هم باید بہ درسش برسہ هم خانوادہ ے شوهرش.
_ببخشید خانوادہ ے شوهر! دیگہ تڪرار نمیشہ.
_اوووووم! بہ شرط میبخشم!
روے تخت مے نشینم:چہ شرطے؟
صداے یڪتا از دور مے آید:خیلے شرط ها!
با خندہ میگویم:بہ یڪتا سلام برسون.
همتا هم میخندد:اونم سلام دارہ،غرض از مزاحمت ڪہ یہ زحمتے برات داشتم.
_این حرفا چیہ؟! مراحمے.
لحنش مثل همیشہ صمیمے و گرم است:آیہ جان!

💚🍃 #میلادت_مبارک_باد_ای_همیشه_تنها
ما از تو همین را داریم و میدانیم!
یک نام...
یک پرچم...
و یک "اللهم عجل لولیک الفرج"
تو یک حضورِ بی حضوری!
مقابل دیدگانم که نه!
باید در قلب هایمان ظهور کنی...
#لیلی_سلطانی
🌺🌼🌺🌼🌺🌼 ..
امروز سعي كردم همه چيز با انتخاب #كوثرسادات باشه انتخاب رفتن به پارك با پدرش و بعد امامزاده رفتن ،انتخاب ناهار حتي وقتي مشغول كشيدن غذا بودم گفت ميشه امروز مهمون اتاق من باشيد قبول كردم و توي چشماش پيدا بود كه چقدر ذوق كرده و چه ساده ميشه لبخند رو روي لب هاش بيارم .... و چي بهتر از اين كه لبخند روي لب همه شيعيان باشه با ظهور #آقام_امام_زمان ...
-..
به لطف #انيميشن #شاهزاده_روم خوب ميدونست امروز چه روزيه وقتي با هم دعا كرديم خيلي ساده و راحت گفت يعني امام زمان (عج) ظهور كنن ميشه دعوتشون كني بيان خونمون مهموني ...من الان ساعت هاست دارم فكر ميكنم كه ايا لايق هستم كه چنين مهماني داشته باشم 😩😩😩😩
..
#بهترين_دعا
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#عيد_نيمه_شعبان_مبارك 🌼🌺🌼🌺🌼🌺

رمانهای عاشقانه مذهبی:
#عاشقانه_مذهبی (قسمت1)
🙏🌹 اینم قسمت اول 👇🏻👇🏻👇🏻 با عجله از پله ها پایین رفتم،پله ها رو دوتا یکی کردم تو همون حین چادرمو سر کردم به حیاط که رسیدم پام پیچ خورد،لنگون لنگون به سمت در رفتم در رو که باز کردم عاطفه با عصبانیت بهم خیره شد آب دهنمو قورت دادم.
_خیلی زود اومدی بیا کنار بریم تو دوتا چایی بزنیم بعد بریم حالا وقت هست!
_عه عاطفه حالا یه بار دیر کردما عزیزم بیا بریم دیره.
_چه عجب خانم فهمیدن دیره!
شروع کرد به دویدن منم دنبال خودش میکشید،با دیدن پسری که سر کوچه ایستاده،ایستادم!
عاطفه با حرص گفت:بدو دیگه!
با چشم و ابرو به سرکوچه اشاره کردم،سرش رو برگردوند و ریز خندید!
با شیطنت گفت:میخوای بگم برسونتمون؟
قبل از اینکه جلوشو بگیرم با صدای بلند گفت:امین!
پسر به سمت ما برگشت،با دیدن من مثل همیشه سرشو پایین انداخت آروم سلام کرد من هم زمزمه وار جوابشو دادم!
رو به عاطفه گفت:جانم!
قلبم تند تند میزد،دست هام بی حس شده بود!
_داداش ما رو میرسونی؟
امین به سمت ماشین پدرش رفت و گفت:بیاید!
به عاطفه چشم غره رفتم سوار ماشین شدیم،امین جدی به رو به رو خیره شده بود با استرس لبمو میجویدم،انگار صدای قلبم تو کل ماشین پیچیده بود!
به آینه زل زدم هم زمان به آینه نگاه کرد،قلبم ایستاد!
سریع نگاهش رو از آینه گرفت،بی اختیار لبم رو گاز گرفتم،انگار به بدنم برق وصل کردن.
ماشین ایستاد با عجله پیاده شدم بدون تشکر کردن!
عاطفه میاد سمتم.
_ببینم لبتو!
و خندید
با حرص دنبالش دویدم اما زود وارد مدرسه شد!
نویسنده:#لیلی_سلطانی

ادامه دارد👭
Follow. =enrezhtic
❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️

.
#سه_نقطه_طور
.
.
طراحی نام نویسنده محترم سرکار خانم لیلی سلطانی
.
.
#لیلی_سلطانی

#کارگاه_داستان
#لیلی_سلطانی
یکشنبه ها ۶:۳۰ تا ۸
تماس ۰۳۵۳۸۲۷۴۸۴۴

❤💕❤
ناز چشمت سورہ اخلاص و شرمش ربنا... در رَہ عشقش خدا " ثبّت لنا اقدامِنا "...!!! #لیلی_سلطانی ❤💕❤
#بدون_مخاطب_خاص

❤💕❤ ناز چشمت سورہ اخلاص و شرمش ربنا... در رَہ عشقش ، خدا " ثبّت لنا اقدامِنا "...!!! #لیلی_سلطانی ❤💕❤ #لینک_کانال_تلگرام_در_بیو_پیج_قرار_دارد...👆👆👆

..
ناز چشمت سورہ اخلاص و شرمش ربنا... در رَہ عشقش خدا " ثبّت لنا اقدامِنا "...!!!
F💏

#لیلی_سلطانی

...
ناز چشمت سورہ اخلاص و شرمش ربنا...
در رَہ عشقش خدا " ثبّت لنا اقدامِنا "...!!! 💠تو فقط باش... #دوستت_دارم #عشق #وصل #فراق #درد #پنجشنبه_فیروزه_ای #سارا_عرفانی #شعر #لیلی_سلطانی #طور_لب_تو #آیت_الله_جرجانی
#عرفان ⚹جز تو در زمین حبی ندارم ای همراهم تا خدا....
#برادر_بهشتی

Most Popular Instagram Hashtags