[PR] Gain and Get More Likes and Followers on Instagram.

#كسرا_بختياريان

MOST RECENT

'
نه اين كه زندگي جذاب باشه
فقط حوصله ي مردن ندارم

كدوم بند از ترانه رو بيشتر دوست داشتيد!؟
#كوه
#سيامك_عباسي
#كسرا_بختياريان
#شاهين_كزازي
#هومن_نامداري

"كوه"

نگاه كن برف جای تو نشسته
از اون بیرون ببین از پشت شیشه
هوا انقدر سرده توی خونه
درو که وا بذاری گرم مى شه

تو از رفتن به من چیزی نگفتی
نمی دونم چرا محرم نبودم
بریدی، دوختی، اما عزیزم
عزیزم من مگه آدم نبودم؟
حالا من
با چهار تا ديوار و
شب هاى بيدار و
پاكت سيگار و
گريه تنها موندم
يه شب كه سردم بود، عكساتو سوزوندم
از همه جا موندم
وقتى رفتى... دیگه از آبروم چیزی نمونده
همین ته موندشم باید بریزی
آهای کوهی که پشت من نموندی
تو روی دوشمم باشی عزیزی

ببین توو زندگیم انقد دویدم
دیگه جون زمین خوردن ندارم
نه اینکه زندگی جذاب باشه
فقط حوصله ی مردن ندارم
حالا من
با چهار تا ديوار و
شب هاى بيدار و
پاكت سيگار و
گريه تنها موندم
يه شب كه سردم بود، عكساتو سوزوندم
از همه جا موندم
وقتى رفتى...
.
.

ترانه: #كسرا_بختياريان
ملودي: #شاهين_كزازى
تنظيم: #هومن_نامدارى
گيتار: #فرشيد_ادهمى
دودوك: #رضا_عسكرزاده
ميكس و مسترينگ: #آرش_پاكزاد
طراح كاور: #مسعود_رئيسى
با صدايِ #سيامك_عباسى

'
كوه ها با هم اند و تنهايند
همچو ما با همانِ تنهايان

اين بيت را كه مي خواند، به انسان فكر كرد. به اين تن ها. به اين تن هاي تنها. چه بايد مي كرد!؟ كلمه ها توي سرش رژه مي رفتند. حسرت، غم، تنهايى. به خاطره اى دور خيره شد كه داشت كم كم رنگ مى باخت. از خودش پرسيد: آخرين بار كِى خنديده ام!؟
با آه غليظى به خودش پاسخ داد.
بي معطلى كاغذ و قلم را برداشت ، "كوه" را نوشت و تقديم كرد به همه ي آنها كه پاى رفتن شان به ناىِ ماندنشان غالب بود.
ترانه: #كسرا_بختياريان
ملودي: #شاهين_كزازى
تنظيم: #هومن_نامدارى
گيتار: #فرشيد_ادهمى
دودوك: #رضا_عسكرزاده
ميكس و مسترينگ: #آرش_پاكزاد
طراح كاور: #مسعود_رئيسى
مدير پخش: #جمال_دهقانپور
با صدايِ خوبِ رفيقِ تا هميشه #سيامك_عباسى

یه کابوس دزدیده از من تورو
مث سرقت باد از روسریت
توو ساحل کنارش قدم می زنی
هوای من افتاده از روسریت
کمک کن که آتیش روشن کنین
لب ساحل و چایی و هیزمو...
تا هیشکی ندیده هنوز وقت هست
واسه اینکه بازم ببوسین همو

یه شب توو همین ساحل لعنتی
خدا عشقو دست من و تو سپرد
چه آتیشی سوزوندیم اون شب ولی
یه لحظه روی دستای موج مرد
یه ساعت شنی که پر از ساحله
توو دستم به فکر سقوطه فقط
میگم راهی غیر از خیانت نبود!؟
جواب تو اما سکوته فقط

نمیگم که مجنون شبیه منه!
ولی عشق لیلی شبیه تو بود
میگم چی شد عاشق شدی بعد من!؟
میگی آخه خیلی شبیه تو بود!

#كسرا_بختياريان

هميشه يك نفر بايد باشد كه نظم كسل كننده ى زندگى را به هم بزند. هميشه بايد آن دانشجو-آن شاگرد تنبل-ديرتر از همه درب كلاس را باز كند تا سرهامان به پشت برگردد. تا بفهميم زندگى فقط آن تخته و آن ماژيك هاى رنگارنگ نيست
.
هميشه يك نفر بايد باشد كه نظم كسل كننده ى زندگى را به هم بزند. هميشه بايد آن استاد-آن كه با بقيه فرق دارد-لبخندش را پرت كند به آخر كلاسى ها تا شايد بارقه اى از اميد در دلشان بتابد. تا شايد باور كنند كه-همانطور كه دوست دارند- زندگى چيزى بيش تر از فرمول هاى پيچيده ى داخل كتاب هاست. تا شايد بپيچد توى گوششان فرياد "پاسش كردم"
.
نظم را شايد توى كتاب ها آموزش داده باشند اما يادم نمى آيد توى كتاب هاى درسى از لذت "ناگهانى بودن" خوانده باشم. از لذت فراموش كردن هر چه قاعده ى نرمال و تن دادن به "لحظه".
تن دادن به هر آنچه پيش آمده
هر آنچه خوش آمده
.
#كسرا_بختياريان
.
پ.ن ١ : به قول نوشابه #پپسى
در #لحظه زندگى كن
.
پ.ن ٢ : با تشكر از عكاس جون كه ٩٩.٩٩٪؜ از اخلاقاشو قبول ندارمُ با قهر كردن عكسمو گرفتم 🤦🏻‍♂️🌹😅البته به همراه صدمات جانى 😑

'
يه عكسي از تو دارم كه
تو داري توش مي خندي
نگاهت رو به دوربينه
داري چشماتو مي بندي

يه عكسي از تو دارم كه
يه خرده تار افتاده
يه سايه توي عكسه كه
روي ديوار افتاده

حسوديم مي شه به اون كه
واسه دردات تسكينه
هموني كه دوسش داري
همون كه پشتِِ دوربينه

بِهِم بدجور ثابت كرد
كه هر كي خوبه مي بازه
منو از چشم تو انداخت
كه از تو عكس بندازه

تو نيستي و نمي بيني
دارم بي وقفه مي بارم
ولي بازم همين خوبه
يه دونه عكس ازت دارم

يه عكسي از تو دارم كه
تو داري توش مي خندي
روو هر چي بينمون بوده
داري چشماتو مي بندي!

#كسرا_بختياريان

گفتم:من هم آدمم!
دوست دارم كسي را دوست بدارم
پرسيد:
تكليف گلوله اي كه به هيچ كس نمي خورد چه مي شود!؟ #كسرا_بختياريان

#cheshmhaye_barooni

وقتي كه خدا تورو سرِ رام گذاشت
ترسيد گلوم پيش تو گير كنه
زيبايي و زيباييِ تو مي تونه
هر چي زنْ توو جهانه تحقير كنه

يك اخم تو كافيه عزيزم تا من
بازم به شباي قبلِ تو برگردم
يك روز تو يك لحظه منو يادت رفت
يك عمر شناسنامه مو گم كردم

من عاشق موهاي به هم ريخته مم
دستاي تو وقتي شونه ي شخصيمه
من اهل مطالعه م عزيزم چشمات
چشمات كتابخونه ي شخصيمه...! بي رنگ تر از آينه ي اولِ صبح
پر رنگ تر از دلخوشيِ آخرِ شب
تكليف لباتو زودتر روشن كن
لطفا بگو حق با كيه من يا رُژِ لب...!؟ تا لحظه ي مرگ عاشقت مي مونم
بسه خودتو خسته نكن ديوونه
انقدر نگو ميخواي منو ترك كني!
انقد درو وابسته نكن ديوونه...! داغِ داغِ داغ...
#كسرا_بختياريان

یه کابوس دزدیده از من تورو
مث سرقت باده از روسریت
توو ساحل کنارش قدم می زنی
هوای من افتاده از روسریت
کمک کن که آتیش روشن کنین
لب ساحل و چایی و هیزمو...
تا هیشکی ندیده هنوز وقت هست
واسه اینکه بازم ببوسین همو

یه شب توو همین ساحل لعنتی
خدا عشقو دست من و تو سپرد
چه آتیشی سوزوندیم اون شب ولی
یه لحظه روی دستای موج مرد... مث ماهيا مست و كم حافظه
ميخواي هر چي كه بوده يادت بره
فقط هشت ثانيه عاشق شدي
كه اونم دعا مي كني بگذره... یه ساعت شنی که پر از ساحله
توو دستم به فکر سقوطه فقط
میگم راهی غیر از خیانت نبود!؟
جواب تو اما سکوته فقط

نمیگم که مجنون شبیه منه!
ولی عشق لیلی شبیه تو بود
میگم چی شد عاشق شدی بعد من!؟
میگی آخه خیلی شبیه تو بود!

#كسرا_بختياريان

يادمه يه روز كه از خواب پا شدم فهميدم يه تار موي سفيد توو سرم در اومده.عصرش كه با هم بوديم و تو داشتي طبق معمول با چشمات چشمامو اذيت مي كردي با خنده گفتم:تو چي از جون من ميخواي!؟نگا موهام داره سفيد ميشه از دستت!
از اون روز به بعد جات هم توو دلم بود هم روو سرم!هر وقت دلتنگت مي شدم ميرفتم جلوي آينه و زل مي زدم به اون يه تار موي سفيد...!
روزا و شب گذشتن و من گمت كردم.اما هنوز اون يه تار مو وسط سرمه!هر روز كه از خواب پا ميشم قبل از اينكه جلوي آينه برم دعا مي كنم تار موي سفيد جديدي اضافه نشده باشه!مي ترسم.خيلي مي ترسم.ميترسم موهام سفيد شه اونجا هم گمت كنم...!
#كسرا_بختياريان
@kasrabakhtiarianchannel
Photo by:@arashpakzad

بابا بزرگ بهم مي گفت
پاي سفر كه وسط باشه
هر دختري چمدون ميشه

بابا بزرگ بهم مي گفت
ما بچه هاي ته خطيم
هرچي نخوايم همون ميشه!

انقدر عاشق من بودي
با هر شكوفه،درخت من
يه باغبونو هرس مي كرد

پاييز فصل جدايي بود
برگا به جون هم افتادن
هر بغض گريه هوس مي كرد

تو آخرين چمدون بودي
روو صندلي عقب مونده
هم مرز پنجره و بارون

من مثل بچه ي كم طاقت
كه شير گرم دلش ميخواست
از بهت سينه ي قبرستون

رفتي و منتظرت موندم
رفتن مساوي تنهايي
موندن مساوي مردن بود

تابوت خاطره هاي ما
با بيست تا جسد غمگين
توو جيب سمت چپ من بود

از ريه هاش كه پرسيدم
چي توي خاطرتون مونده
كه اينجوري خفه تون كرده

بابا بزرگو نشون دادن
گفتن كه عاشق يه زن بود
گفتن نشسته كه برگرده... بابا بزرگ درست مي گفت...! #كسرا_بختياريان

آدمها وقت هايي كه عاشق ميشن زيبا ميشن ...
.
.
"عشق" با صداي سيامك عباسي و ترانه ي مشتركي از كسرا بختياريان به قشنگي اين پاييز اضافه كرده
منكه كارو خيلي دوست داشتم اونايي هم كه نشنيديد حتما گوش بديد و لذت ببريد ❤️
.
.
پ ن : ورق هم بزنيد 😁 به اميد خندهاي قشنگتون .
- دعا ميكنم به پاي هم پير بشيد نه به دست هم .
-حال دلتون خوب باشه ❤️ عصر پاييزتون هم
بخير .
.
.
#سيامك_عباسي #كسرا_بختياريان #پاييز #عاشقونه #برگ #سرما #جنگل #طبيعت #عشق #قديمي #موندگار # هميشگي #دلتنگي #يادگار #يادگاري

اي كاش دستهاي تو را تنها...
@rastaak
#رستاك
#كسرا_بختياريان
#كسري_بختياريان

كجا بِرم كه عطر تو نيفته توي دستِ باد
كجا بِرم كجا بِرم ديگه تورو يادم نياد
از همه دنيا بگذرم من از تو كه نميگذرم
من هنوزم دوست دارم خودت بگو كجا بِرم !؟ #بي_دليل
با صداي #ميثم_ابراهيمي عزيز
موسيقي #حامد_برادران تا هميشه رفيق
و ترانه اي مشترك از من #كسرا_بختياريان و #شاهين_شيخي عزيز
اميدوارم لذت ببريد❤️

از عشق هیچ چیز نمیدانم
چیزی برای آنکه بدانم نیست
چشمان مرگبار زنی زیبا
آرامبخش زیر زبانم نیست

من تازه عاشقت شده ام اما
از هرچه بر تو رفته خبر دارم
با من بگو که در نُسخ خطیت
خطی برای آنکه بخوانم نیست

من کل آسمان تو را گشتم
دیریست کفتران به تو مشغولند
ای کاش نامه ای به تو اما حیف
طوقیِ پیرِ نامه رسانم نیست

میخواستم سفر کنم و یک شب
دیدم سبک شده چمدان یعنی
با چشم های خیسِ خودم دیدم
جز خنده ی تو در چمدانم نیست

باید که اعتراف کنم انگار
ای آینه دروغ نمیگفتی
موهای پیر و خسته ی من دیگر
دلتنگ دست های جوانم نیست

ای کاش دست های تو را تنها
ای کاش دست های تو را اینجا
ای کاش دست های تو را اما
پایان جمله ام به توانم نیست
#رستاك_حلاج #نيست #اشكان_دباغ #آرش_پاكزاد #كسرا_بختياريان

و #عشق كه قراره آدم هارو زيبا كنه... به زوديِ زود با صداي #سيامك_عباسي دوست داشتني و ترانه اي مشترك از ما
@siamak_abbasi
@shahin_kazazi ❤️🎶👌
#كسرا_بختياريان
#شاهين_كزازي

"نيست" منتشر شد.
با صدا و موسيقي #رستاك_حلاج تا هميشه مهربان
تنظيم#اشكان_دباغ
كمانچه ي غم انگيزِ #احسان_ني_زن
گيتار #آبان_حبيبي
ميكس و مسترينگ #آرش_پاکزاد
و غزلي از من #كسرا_بختياريان
اميدوارم به دلتون بشينه
دانلود از تمامي سايت هاي معتبر و كانال رستاك جان و من

با دست و صورتِ نَشُسته عرض مي كنم خدمتتون.رستاك استادِ بيدار كردن از خواب با خبراي غافلگير كننده ست😂 ٰ
"نيست" فردا پنجِ عصر
ٰ
شعر : كسرى بختياريان
موسيقى : رستاك حلاج
تنظيم : اشكان دباغ
كمانچه : احسان نى زن
ميكس و مسترينگ : آرش پاكزاد
ٰ
Video by @arashpakzad

@rastaak
#رستاك
#كسرا_بختياريان
#كسري_بختياريان

دارم توو آشپزخونه ظرفا رو مي شورم.نشسته روو كاناپه چايي رو هورت مي كشه.موهاش حسابي به هم ريخته.صورتش از عصبانيت قرمز شده.چن تا دونه ي عرق ريز روو پيشونيش نقش بسته.يه سيگار روشن مي كنه شروع مي كنه به پك زدن!
ظرفا كه تموم ميشه دستمو با حوله خشك مي كنم ميام مي شينم رو به روش
ميگم:حالا بنال ببينم چته!؟
ميگه:باورت مي شه!؟بعد اون همه خوبي كه بهش كردم بهم جواب رد داد!اون همه صبح تا شب مث سگ جون كندم كه دوسم داشته باشه.كه حس نكنه چيزي كمه.كه روو لباش خنده بياد.من روو لباش خنده آوردم.بعد از آشنايي با من اون آدم افسرده ي سابق نبود.حالا اينم شد جواب ما!
يهو بلند مي زنم زير خنده!
صداشو مي بره بالا ميگه:درد بي درمون!كجاي حرفام خنده دار بود!؟
يه مكثي مي كنم بعد ميگم:
بچه بودم.تازه كامپيوتر پنتيوم اومده بود.حميد پسرخاله م يه دونشو داشت.نه سال ازم بزرگتر بود.مي رفتم خونشون و كلي خواهش تمنا كه بذاره منم باهاش فوتبال بازي كنم.اونم قبول مي كرد.بهم دكمه ي D رو نشون داد و گفت هروقت نزديك دروازه شديم بزن.خودشم يه دسته دستش بود و به قولي هم تيمي من بود.ما هميشه بازيامونو مي برديم!
مي پره توو حرفم ميگه:چه ربطي داره!؟چرا پرت و پلا ميگي !؟
بدون اين كه به حرفش توجه كنم ادامه دادم:
بزرگتر كه شدم با حميد خيلي رفيق شدم!يه روزي توو يه جمعي گفت:اين پسرخاله ي ما از بچگي اسگل بوده.ميومد خونه مون گير مي داد كه با كامپيوتر من فوتبال بازي كنه!منم بهش الكي يه دكمه روو كيبورد نشون داده بودم كه مثلا وقتي نزديك دروازه شديم شوت بزنه.خودم مي نشستم فوتبال بازي مي كردم اين ديوونه هم تا نزديك دروازه مي شديم D رو فشار مي داد.فك مي كرد خودش گل زده!
يهو با يه حالت گيج و ويج نگام مي كنه مي پرسه:
يعني چي!؟
ميگم:دسته دستِ يكي ديگه بوده بدبخت.تو بي خودي هي اون دكمه رو فشار مي دادي...! ‏@kasrabakhtiarianchannel
#داستان_كوتاه
#داستانك
#دلنوشت
#كسري_بختياريان
#كسرا_بختياريان 📷:@dukimki

Most Popular Instagram Hashtags