[PR] Gain and Get More Likes and Followers on Instagram.

#كسرا_بختياريان

418 posts

TOP POSTS

مي پرسم چند درصد از زندگيت راضي هستي!؟ميگه هشتاد درصد!
مي پرسم:چند درصد اوقات احساس مي كني خوشحالي؟يه مكثي مي كنه ميگه سي درصد!يهو انگار به يه سوال سخت رسيده باشه ميگه چرا اينجوريه!؟
ميگم خب معلومه!تو توو زندگيت كلي قانون نانوشته واسه خودت وضع كردي و خودتو مجبور مي كني كه انجامشون بدي.
مي پره وسط حرفم مي گه يعني چي؟
ميگم:خودت قانون وضع مي كني واسه خودت،بعد خودت خودتو مجبور مي كني كه انجامش بدي و طبعا انجامشم ميدي.بعد از اينكه به قانون خودت عمل كردي راضي ميشي!
ميگه باز نفهميدم.
مي خندم مي گم نفهمي ديگه!
واسه زندگيت قانوني وضع كن كه خوشحالت كنه راضيت نكردم نكرد...
.🍃
موزیک پیشنهادی:
🎵🎶 Aaron - Arm Your Eyes🎧 #كسرا_بختياريان
#زهرا_رضازاده_شالکوهی🍃

نشد برنده بشم بازم
ميون اين همه بازنده
توو آينه زل زدم و گفتم
سلام آدمِ بازنده

يه عمر بغضتو تُف كردي
توو صورتِ خودِ غمگينت
يه عمر گونه ي تو گل داد
به لطفِ دستاي سنگينت

دلت به پنجره اي وا نيست
نه دوستي و نه دلبندي
هزارساله نمي خوابي
هزار ساله نمي خندي

صداي پچ پچه ي مردم
تموم عمر توو گوشِت بود
آهاي دشتِ پر از كينه
چقدر كوه رو دوشِت بود!

تو موندي و غمِ تنهايي
دوسِت نداشتن و رفتن
تا ساكِ رفتنشون پُر شد
تورو گذاشتن و رفتن!

نشد برنده بشي بازم
ميون اين همه بازنده
توو آينه زل زدي و گفتي
سلام آدمِ بازنده!

#سلام
#كسرا_بختياريان
#شعر_محاوره
#ترانه

يادمه يه روز كه از خواب پا شدم فهميدم يه تار موي سفيد توو سرم در اومده. عصرش كه با هم بوديم و تو داشتي طبق معمول با چشمات، چشمامو اذيت مي كردي با خنده گفتم: تو چي از جون من ميخواي ؟! نگا موهام داره سفيد ميشه از دستت!
از اون روز به بعد جات هم توو دلم بود هم روو سرم! هر وقت دلتنگت مي شدم ميرفتم جلوي آينه و زل مي زدم به اون يه تار موي سفيد .. ! روزا و شب گذشتن و من گمت كردم. اما هنوز اون يه تار مو وسط سرمه! هر روز كه از خواب پا ميشم قبل از اينكه جلوي آينه برم دعا مي كنم تار موي سفيد جديدي اضافه نشده باشه! مي ترسم. خيلي مي ترسم. ميترسم موهام سفيد شه اونجا هم گمت كنم ..!
.
#كسرا_بختياريان
#عباس_معروفی
#عاشقونه💜
#دلتنگی❤

واسش يه جوک فرستادم راجع به مشروطی و اين حرفا.
می تونستم كاملا چهرشو تصور كنم...
حس می كردم الان كه داره پی ام ميده موهای خرمایی رنگشو با يه كش از پشت بسته،لم داده روو مبل و داره لبخند ميزنه!
دو تا ايموجی خنده گذاشت نوشت مشروط نشي حالا!؟
يه لبخند تلخی زدم نوشتم:امتحان كه هيچي!ما مشروطيمون توو زندگی هم قطعی شده...!
نوشت:چرا مشروط!؟
نوشتم:دانشجوهای تنبل وقتی به يه درسی میرسن كه چهار واحديه و مطمئنن نميتونن پاسش كنن،تنها راه رو واسه پاس كردن اين مي دونن كه استاد دوسشون داشته باشه!واسه همين آسه ميرن و آسه ميان كه شايد آخر ترم استاد نمره شونو بده!
حالا حكايت تو هم حكايت اون استاده!
تو همون"چهار واحديه" اي!
من تنهایی نمی تونم!بايد دوسم داشته باشی!
اگه نه ميفتم!
اگه نه مشروط ميشم... #كسرا_بختياريان #جمعتون_سرشار_از_انتخاب_خوب😉💜✌️

.
مي پرسم چند درصد از زندگيت راضي هستي!؟ميگه هشتاد درصد!
مي پرسم:چند درصد اوقات احساس مي كني خوشحالي؟يه مكثي مي كنه ميگه سي درصد!يهو انگار به يه سوال سخت رسيده باشه ميگه چرا اينجوريه!؟
ميگم خب معلومه!تو توو زندگيت كلي قانون نانوشته واسه خودت وضع كردي و خودتو مجبور مي كني كه انجامشون بدي.
مي پره وسط حرفم مي گه يعني چي؟
ميگم:خودت قانون وضع مي كني واسه خودت،بعد خودت خودتو مجبور مي كني كه انجامش بدي و طبعا انجامشم ميدي.بعد از اينكه به قانون خودت عمل كردي راضي ميشي!
ميگه باز نفهميدم.
مي خندم مي گم نفهمي ديگه!
واسه زندگيت قانوني وضع كن كه خوشحالت كنه راضيت نكردم نكرد...
.
#كسرا_بختياريان
.
پ.ن۱:حس خوب بهار🍃
پ.ن۲:بعداز زلزله فهمیدم که:وابسته به یک دمیم و آن هم هیچ است:(
پس لذت ببریم از زندگی😌🍃

ميگه امشب شبِ آرزوهاست من چي آرزو كنم!؟
يه مكثي مي كنم ميگم:
مي توني كلي پول آرزو كني
كه باهاش يه خونه ي بزرگ بخري،
يا بري مسافرت،
يا به فقرا كمك كني...
مي توني آرزو كني فردا كه از خواب پا شدي ديگه مامانت درد زانو نداشته باشه،
باباتم لازم نباشه قرص بخوره...
ميتوني آرزو كني
روز به روز توو كارات موفق تر باشي و
به اونجايي كه مي خواي برسي
ولي...
زود مي پره وسط حرفم ميگه ولي چي!؟
ميگم:حق نداري كسي كه دوسش داري و
دوسِت نداره رو آرزو كني.
خدا بازيچه ي من و تو نيست.
هيچي نميگه.
ميره مانتوشو از روي چوب لباسي برميداره
آروم تنش مي كنه.
كفشاشو مي پوشه.
درو وا مي كنه.
قبل از اينكه بره ميگه:
خيالت راحت باشه.
تورو آرزو نمي كنم...
درو آروم مي بنده.
اشكام نميذاره ببينم:)) #كسرا_بختياريان
1396/1/10

ميگه امشب شبِ آرزوهاست من چي آرزو كنم!؟
يه مكثي مي كنم ميگم:
مي توني كلي پول آرزو كني
كه باهاش يه خونه ي بزرگ بخري،
يا بري مسافرت،
يا به فقرا كمك كني...
مي توني آرزو كني فردا كه از خواب پا شدي ديگه مامانت درد زانو نداشته باشه،
باباتم لازم نباشه قرص بخوره...
ميتوني آرزو كني
روز به روز توو كارات موفق تر باشي و
به اونجايي كه مي خواي برسي
ولي...
زود مي پره وسط حرفم ميگه ولي چي!؟
ميگم:حق نداري كسي كه دوسش داري و
دوسِت نداره رو آرزو كني.
خدا بازيچه ي من و تو نيست.
هيچي نميگه.
ميره مانتوشو از روي چوب لباسي برميداره
آروم تنش مي كنه.
كفشاشو مي پوشه.
درو وا مي كنه.
قبل از اينكه بره ميگه:
خيالت راحت باشه.
تورو آرزو نمي كنم...
درو آروم مي بنده.
اشكام نميذاره ببينم:)) #كسرا_بختياريان

پ ن¹:امشب شب آرزوهاست...
شبی که خدا بی حساب میبخشد

پ ن²:امیدوارم آرزویِ همونی باشین که دلتون میخواد^_^ 💔

.
واسه اينكه به يكي بفهموني دوسش داري خيلي كارا ميشه كرد.
.
.
ميشه واسش گل بخري،ميشه وقتي داره بارون مي باره چترتو بهش بدي و خودت خيس به سمت خونه برگردي،ميشه آب معدنيشو از دستش بگيري و درشو واسش وا كني،ميشه واسش پيام هاي عاشقانه فوروارد كني،ميشه سورپرايزش كني و و و....
.

من اما اگه بخوام صادقانه صحبت كنم توي اين مسائل به شدت"نفهم" و "خر" تشريف دارم!دوزاريم دير مي افته!مثلا اگه يه نفر همه ي كارايي كه بالا گفتم رو واسم بكنه توو دلم ميگم"دمش گرم عجب آدم با معرفت و مهربوني!"
.
.

يعني ميخوام بگم آدماي اينجوري نفهم مث من زيادن!اگه همه ي اين كارارو واسشون كرديد و ديديد به روي خودشون نميارن فك نكنيد"بي شعورن" فك كنيد"نفهمن" .
.
و توي يه عصر باروني باهاشون قرار بذاريد و در حالي كه داريد از عرض خيابون عبور مي كنيد و ماشين كلي روي هر دوتون آب مي پاشه
.
.
بي مقدمه بهشون بگيد:"راستي مي دونستي چقد دوست دارم!؟" .
.
.
.
.
#كسرا_بختياريان

مي پرسم چند درصد از زندگيت راضي هستي!؟ميگه هشتاد درصد!
مي پرسم:چند درصد اوقات احساس مي كني خوشحالي؟يه مكثي مي كنه ميگه سي درصد!يهو انگار به يه سوال سخت رسيده باشه ميگه چرا اينجوريه!؟
ميگم خب معلومه!تو توو زندگيت كلي قانون نانوشته واسه خودت وضع كردي و خودتو مجبور مي كني كه انجامشون بدي.
مي پره وسط حرفم مي گه يعني چي؟
ميگم:خودت قانون وضع مي كني واسه خودت،بعد خودت خودتو مجبور مي كني كه انجامش بدي و طبعا انجامشم ميدي.بعد از اينكه به قانون خودت عمل كردي راضي ميشي!
ميگه باز نفهميدم.
مي خندم مي گم نفهمي ديگه!
واسه زندگيت قانوني وضع كن كه خوشحالت كنه راضيت نكردم نكرد... #كسرا_بختياريان

MOST RECENT

دارم توو آشپزخونه ظرفا رو مي شورم.نشسته روو كاناپه چايي رو هورت مي كشه.موهاش حسابي به هم ريخته.صورتش از عصبانيت قرمز شده.چن تا دونه ي عرق ريز روو پيشونيش نقش بسته.يه سيگار روشن مي كنه شروع مي كنه به پك زدن!
ظرفا كه تموم ميشه دستمو با حوله خشك مي كنم ميام مي شينم رو به روش
ميگم:حالا بنال ببينم چته!؟
ميگه:باورت مي شه!؟بعد اون همه خوبي كه بهش كردم بهم جواب رد داد!اون همه صبح تا شب مث سگ جون كندم كه دوسم داشته باشه.كه حس نكنه چيزي كمه.كه روو لباش خنده بياد.من روو لباش خنده آوردم.بعد از آشنايي با من اون آدم افسرده ي سابق نبود.حالا اينم شد جواب ما!
يهو بلند مي زنم زير خنده!
صداشو مي بره بالا ميگه:درد بي درمون!كجاي حرفام خنده دار بود!؟
يه مكثي مي كنم بعد ميگم:
بچه بودم.تازه كامپيوتر پنتيوم اومده بود.حميد پسرخاله م يه دونشو داشت.نه سال ازم بزرگتر بود.مي رفتم خونشون و كلي خواهش تمنا كه بذاره منم باهاش فوتبال بازي كنم.اونم قبول مي كرد.بهم دكمه ي D رو نشون داد و گفت هروقت نزديك دروازه شديم بزن.خودشم يه دسته دستش بود و به قولي هم تيمي من بود.ما هميشه بازيامونو مي برديم!
مي پره توو حرفم ميگه:چه ربطي داره!؟چرا پرت و پلا ميگي !؟
بدون اين كه به حرفش توجه كنم ادامه دادم:
بزرگتر كه شدم با حميد خيلي رفيق شدم!يه روزي توو يه جمعي گفت:اين پسرخاله ي ما از بچگي اسگل بوده.ميومد خونه مون گير مي داد كه با كامپيوتر من فوتبال بازي كنه!منم بهش الكي يه دكمه روو كيبورد نشون داده بودم كه مثلا وقتي نزديك دروازه شديم شوت بزنه.خودم مي نشستم فوتبال بازي مي كردم اين ديوونه هم تا نزديك دروازه مي شديم D رو فشار مي داد.فك مي كرد خودش گل زده!
يهو با يه حالت گيج و ويج نگام مي كنه مي پرسه:
يعني چي!؟
ميگم:دسته دستِ يكي ديگه بوده بدبخت.تو بي خودي هي اون دكمه رو فشار مي دادي...! ‏@kasrabakhtiarianchannel
#داستان_كوتاه
#داستانك
#دلنوشت
#كسري_بختياريان
#كسرا_بختياريان 📷:@dukimki

.
چشمم انتظار هيچ كسو نداشت
هيچ رفته از مني نميرسيد
خونه آلوده ي تنهايي بود
وقتي لبخند تو رو به من وزيد

عشق توي خونه مهموني گرفت
پنجره روو به تماشا وا شد
خودمو توو خونه گم كرده بودم
سر و كله ي خودم پيدا شد...
#كسرا_بختياريان 📷@dukimki

ريخت يهو زمين،دلم كه دل نبود،يه كيسه سيب بود
كسي كمك نكرد،برم جَمِش كنم،دلم غريب بود
نگاش كردم و ،چشام غربتِ شباي شنبه بود
بِهِم كه خيره شد با پنبه سر بريد،چشاش پنبه بود
مي خواستم برم،صداشو بو كنم،صداش پونه داشت
ولي نشد برم،كه رفتنم نياز،به يه بهونه داشت
رفت كه رفت و من،يه عمر مي گذره،كه بي حواسشم
خيال ميكنم،كه خيلي سردشه،كه من لباسشم
يه عمره توو گلوم،يه بغضِ تيزه كه ،صدامو مي بُره
توو هيچ خيابوني،تنه ي هيشكي،بِهِم نمي خوره
با اينكه خيليا،ميخوان بِهم بگم،منو بلد شدن
دلم يه كيسه سيب،توو جوبِ آبه و به فكر رد شدن...!
#كسرا_بختياريان
#تن_به_تن

قطره ها،وقتي به هم،دل مي بندن،دريا ميشن
آدما،وقتايي كه،عاشق ميشن،زيبا ميشن...
كنسرت سيامك عزيزم با يك دنيا لذت و البته نوستالژي!
#سيامك_عباسي
#كسرا_بختياريان
#شاهين_كزازي

و #عشق كه ديشب اين شانس رو داشت كه پيش از ضبط استديويي به اجرا برسه.خيلي خيلي خوشحالم كه به دلتون نشست.ترانه اي مشترك از سيامك عباسي و من
كاش خيلي زود گوشش كنيد❤️
@siamak_abbasi
@shahin_kazazi
#سيامك_عباسي
#شاهين_كزازي
#كسرا_بختياريان

🌷واسش يه جوك فرستادم راجع به مشروطي و اين حرفا.
مي تونستم كاملا چهرشو تصور كنم حس مي كردم الان كه داره پي ام ميده موهاي خرمايي رنگشو با يه كش از پشت بسته،لم داده روو مبل و داره لبخند ميزنه!
دو تا ايموجي خنده گذاشت نوشت مشروط نشي حالا!؟
يه لبخند تلخي زدم نوشتم:امتحان كه هيچي!ما مشروطيمون توو زندگي هم قطعي شده...!
نوشت:چرا مشروط!؟
نوشتم:دانشجوهاي تنبل وقتي به يه درسي مي رسن كه چهار واحديه و مطمئنن نميتونن پاسش كنن،تنها راه رو واسه پاس كردن اين مي دونن كه استاد دوسشون داشته باشه!واسه همين آسه ميرن و آسه ميان كه شايد آخر ترم استاد نمره شونو بده!
حالا حكايت تو هم حكايت اون استاده!تو همون"چهار واحديه" اي! من تنهايي نمي تونم! بايد دوسم داشته باشي! اگه نه ميفتم! اگه نه مشروط ميشم... #كسرا_بختياريان 🍁

هميشه توو روابطم با آدمها سعي كردم كه همه چي رو خوب تموم كنم.مثلا اگر با كسي به توافق نرسيدم با يه لبخند بهش گفتم:"خب مثل اين كه ما با هم به توافق نمي رسيم.پس واست آرزوي موفقيت مي كنم"!
يا مثلا اگر كسي در حق من بدي كرده بهش گفتم:"تو در حق من بدي كردي و من ترجيح ميدم باهات ارتباطي نداشته باشم."بعدم دست دادم و خداحافظي كردم.
بذاريد يه اعترافي بكنم!اين رفتار من كاملا حال به هم زنه!البته براي ديگران نه!براي خودم!
پشت اون جمله هاي منطقي كه لحظه ي آخر به زبون من مياد يه دنيا غم،نفرت،عشق و...خوابيده!
تصور كنيد!من به يكي گفتم:"تو در حق من بدي كردي و من ترجيح ميدم ديگه باهات رابطه نداشته باشم".در حاليكه دلم ميخواسته يه بادمجون بزرگ زير چشمش بكارم!
يا مثلا به معشوقه م گفتم:"پس با اين شرايط ما نميتونيم كنار هم باشيم و من برات آرزوي خوشبختي مي كنم"در حاليكه دلم ميخواسته وسط خيابون بزنم زير گريه بغلش كنم بگم:"نرو لعنتي!نرو"
همه ي اينا آدمو به جايي مي رسونه كه نبايد!يه دنيا حرف نگفته...يه دنيا مشت نزده...يه دنيا بوسه كه هيچ وقت...!
بعد يه روزي به خودت مياي مي بيني چقدر به خودت بدهكاري...!
#كسرا_بختياريان
#دلنوشته

#ديوونه منتشر شد
با ترانه ي #كسرا_بختياريان
ملودي و صداي #ميلاد_بابايي
تنظيم #ايمان_تيموريان
و مديريت هنري #پيمان_عيسي_زاده
پيوست شه به خاطرات مشتركمون
تو زود بر ميگردي چون
كفشاي من پاي تو...

Most Popular Instagram Hashtags