[PR] Gain and Get More Likes and Followers on Instagram.

#قسمت_یازدهم

608 posts

TOP POSTS

#به_مجنون_گفتم_زنده_بمان
#قسمت_یازدهم
#ژیلابدیهیان_همسرشهید ✅ابراهیم گفت باید برگردی بری اصفهان. دزفول الان امن نیست. این عملیات با عملیات های دیگر فرق می کند. 🔸اهمیتش را برآیم گفت. حتی محورها را برام شرح داد.
گفت :این عملیات دو حالت دارد. یا ما می توانیم محورهای از پیش تعیین شده را بگیریم یا نمی توانیم. اگر بتوانیم، که شهر مشکلی ندارد. ولی اگر نتوانیم و این تپه ها بیفتد دست عراقی ها می توانند خیلی راحت دزفول را با خاک یکی کنند. 🔹گفتم :من هم خب مثل بقیه. می مانم. هر کاری آنها کردند من هم میکنم.
گفت :نه، فقط این نیست. مردم بومی اینجا اگر مشکلی پیش بیاید بلند می شوند با خانواده شان می روند مناطق اطراف. تو با کی می خواهی بروی وقتی من نیستم؟ بعد هم این که تو به خاطر اسلام باید بلند شوی بروی اصفهان.🍃 🔸نگاهش کردم. یعنی نمی فهمم رفتن من چه ربطی به اسلام داره.
گفت :اگر تو اینجا بمانی، من همه اش توی خط نگران توام، نمی فهمم باید چه کار کنم. 🔹فرداش برگشتنا یک قران هم پول نداشتم راه بیفتم. روم نمی شد به ابراهیم بگویم.
فقط گفتم :یک کم پول خرد داری به من بدی که اگر خواستم تاکسی سوار شوم مصیبت نکشم؟🍃 🔸گفت :پول، صبر کن ببینم.
دست کرد توی جیبش، تمامش را گشت. او هم نداشت. به من نگاه کرد. روش نشد بگوید ندارم.
گفتم :پول های من درشت ست.اگر خرد داشته باشی _حالا اگر نیست با همین ها که دارم، می روم. 🔹گفت :نه،صبر کن.
فکر کنم فهمیده بود که می گفت :نه.
نمی شد یا نمی خواست اول زندگی بگوید پول همراهش نیست. نگاهی به دور و برش کرد، نگران چه،دنبال کسی می گشت.
شرمنده هم بود.🍃 🔸گفت :من با یکی از بچه‌ها کار فوری دارم. همین جا باش الان بر می گردم.
از من جدا شد، رفت پیش دوستش. دیدم چیزی را دست به دست کردند.
آمد و گفت :باید حتماً می دیدمش. داشت می رفت جبهه. ممکن بود دیگه نبینمش.🍃 🔹ابراهیم توی دفترچه یادداشتش نوشته بود که به فلانی در فلان روز فلان تومان بدهکار ست،یادش باشد به او بدهد.
دست کرد توی جیبش، اسکناس ها را در آورد.
گفتم :من اسکناس درشت خودم دارم، باشد حالا،باشد بعد.
گفت :نه،پیش تو باشد مطمئن تر ست.
راه افتادم. در راه، توی اتوبوس تا اصفهان گریه کردم. فکر می کردم ممکن ست دیگر هرگز نبینمش.🍃 🔸اما آمد. یک ماه بعد، بعد از عملیات.
شانزده اسفند از هم جدا شدیم و شانزده فروردین آمد خانه مادرم دیدنم.
من و ابراهیم فقط سه عید نوروز را با هم بودیم. با هم که نه. بهتر ست این طور بگویم، تحویل هیچ سالی را با هم نبودیم. عید سوم، قبل از حلول آخرین سال زندگی ابراه

#داستان_ظهور
#قسمت_یازدهم

شیران بیشه ی ایمان می آیند!
کم کم لشکر ده هزار نفری کامل می شود آنها با یکدیگر بسیار مهربان هستند گویی که همه با هم برادرند.
همسفرم آیا اجازه می دهی من در مورد افراد این لشکر سخن بگویم؟ آنان در مقابل دستور امام تسلیم هستند و سخنان امام را با گوش جان می پذیرند. افراد شجاع و دلیر که ذره ایی ترس در دل ندارند آری امام یاران شجاع و با یقین کامل می خواهد افراد ترسو و سست عقیده چه کمکی به این حرکت عظیم می تواند بکنند؟ لشکریان امام چنان در عقیده و ایمان خود استوارند که شیطان هرگز نمیتواند آن ها را وسوسه کند اینان شیران بیشه ی ایمان و یاوران راستین حق و حقیقت هستند اگر شبها به کنارشان بروی می بینی که مشغول عبادت هستند و صدای گریه و مناجات آن ها شنیده می شود و در روز چون شیران دلیر به میدان می آیند و از هیچ چیز واهمه و ترس ندارند برای شهادت دعا می کنند و آرزویشان این است که در رکاب امام به فیض شهادت برسند. براستی که چه سعادتی بالاتر از این که انسان جان خویش را فدای مولای خود کند؟ آیا در این دنیای فانی آرزویی زیبا تر این سراغ داری؟ و واقعا که زندگی انسان با داشتن چنین آرمانی چقد لذت بخش می شود. به هر حال یاران امام همواره دور امام حلقه زده اند و در شرایط سخت یار و یاور آن حضرت هستند کافی ست امام به آنها دستور بدهد آن وقت می بینی که چگونه برای انجام آن دستور سر از پا نمی شناسند خداوند نیروی جسمی بسیار زیادی به آنها داده است تا بتوانند از امام دفاع کنند وقتی که آنها از زمین عبور می کنند آن زمین به سرزمین های دیگر فخر میفروشد و از اینکه یکی از یاران امام زمان از روی او گذشته است به خود مباهات می کند همه از یاران امام فرمانبرداری می کنند حتی پرندگان و حیوانات وحشی.
پایان قسمت یازدهم
لطفا در نشر مطالب مارو یاری کنید.
منابع
1- و این اصحاب القایم یلقی بعضهم بعض کانهم بنو اب و ام -) دلایل الامامه ص 562- الملاحم والفتن ص 380

2- امام صادق (ع) - هم اطوع له من لامه لسیدها.....) - بحارالانوار ج 52 ص 307

3- امام باقر (ع) - لیس من شیء الا و هو مطیع سهم حتی سباع الارض و صباء اطیر...)- بحار الانوار ج 52 ص 673

#امام_زمان_عج_آوردنیست_نه_آمدنی
#همگي_پا_به_پاي_هم_مژده_بر_پايي_دولت_عشق_را_فرياد_خواهيم_زد
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج

...
#همیشه_در_یاد#قسمت_یازدهم
.
نیکا در اواین فرصت دیداری ترتیب داد تا سیما باروشنک اشنا شود.سیما هم بعد از چند بار ملاقات او اجازه دادنیکا رابطه اش را با او ادامه دهدو حالا بعد از گذشت یک ماه آندو دوستان خوبی برای هم بودند.
نیکا همانطور که پشمک میخورد گفت.دو هفته دیگه عطا میاد._عطا کیه و از کجا میاد؟!+ پسر خاله سایه از آلمان میاد.خاله بخاطر برگشتش مهمونی گرفته اخه اقا منصور مخالف رفتن عطا بود.بگو،مگو داشتند اخرسر هم عطا با دلخوری رفت وحالا بعد پنج سال نتونسته طاقت بیاره. البته اقا منصور هم خیلی کوتاه آمد و باهاش تماس گرفت...پشت ویترین مغازه مجسمه فروشی ایستادند.نیکا نگاهش به مجسمه ای افتاد.بیدرنگ به مغازه رفت.
بعد ازصرف شام هیجانزده جعبه ی کادو شده را برداشت و به اتاق فرهاد رفت.فرهاد مشغول طراحی بود.+استاد بزرگ مشغول طراحی هستند!؟فرهاد نگاهش کرد_از به کار بردن کلمه استاد بزرگ بسیار. بسیار سپاسگذارم.+اغراق نمیکنم تو واقعا طراح خوبی هستی.ای کاش منم مثل تو استعدادم تو این زمینه خوب بود،راستی هنوز فراموش نکردما قرار بود چهره منو طراحی کنی ولی نکردی _چهره تو کشیدنی نیست من نمیتونم مثل خدا همچنین چهره ای رو به تصویر بکشم،،نیکا تبسمی کرد و جعبه را به او داد.فرهادمتعجب جعبه را باز کرد با دیدن مجسمه پسر بچه فرشته لبخندی زد. عالیه نیکا خیلی قشنگه.نیکا دستهایش را در هم قلاب کرد و گفت+ بزار رو میز تا یادت بمونه که فرشته منی حتی وقتی که ازدواج کردی باید مراقب من باشی،فرهاد بدون عکس العملی نگاهش کرد گویی برای لحظه ای در عالمی دیگر غرق شد نیکا شب بخیر گفت.فرهاد دستش را گرفت و گفت، بعد از نگاه کردن به اسمون منو هم مثل عمو و زن عمو بیین و بدون که همیشه در هر شرایطی مواظبتم. نیکا او را در اغوش گرفت و گفت دوست دارم داداشی. سپس رفت فرهاد اما بدون حرکت به جای خالی او مینگریست.
پ.ن:لایک فراموش نشه در صورت تمایل دوستانتون رو تگ کنید🙏😊


.
#من_و_نرگس
#قسمت_یازدهم .
ــ ــ امیر:
خلاصه نوبت من شد و يارو ازم پاسپورت خواست و من گفتم كه پاسپورتم بايد دست شما باشه و يارو گفت: من اينجا هيچ پاسپورتي ندارم
آقا منو ميگي زبونم بند اومده بود و نميدونستم چي بگم. يارو گفت بزار برم بپرسم و بعد از چند دقيقه اي اومد در حاليكه پاسپورت من دستش بود. نفس راحتي كشيدم و يارو بهم گفت كه ساعت 3 بعدالظهر برگردم و پاسپورت و ويزامو بگيرم.
ساعت حدود 11:30 صبح بود و من وقت كافي براي ناهار داشتم. آدرس يه رستوران مكزيكي رو گرفتم ، آخه من غذاي مكزيكي خيلي دوست دارم. مخصوصا يه غذا دارن بنام بوريتو كه يه مقدار گوشت تيكه تيكه شده رو با برنج ، لوبيا ، پنير و خلاصه هر چي كه دستشون بياد رو توي نون ترتيلا (شبيه نون لواشه ولي گرده) ميپيچين. من اينقدر ذوق داشتم كه تو مكزيك از يارو پرسيده بودم غذاي مكزيكي كجا ميتونم پيدا كنم.
رستورانه نزديك سفارت بود ، منم تو رستوران يه بادي به غبغب انداختم و پرسيدم: دلار آمريكايي قبول ميكنين؟
دلم ميخواست داد بزنم و به همه بگم كه دارم ميرم نرگسمو ببينم و با هم عروسي كنيم. يه پسر فرانسوي هم با من تو سفارت بود و با دوست دخترش اومده بود. اونم اومد تو همون رستوران. منم فرصتو از دست ندادم و گرفتمش به حرف و دائم از عشق و اينجور چيزها حرف ميزدم. نميدونم چقدر باهاش حرف زدم ولي فكر كنم بيچارش كردم.
نزديكيهاي ساعت 3 برگشتيم سفارت و پاسپورتامونو تحويل گرفتيم. دو تا نكته جالب پيش اومد. اولا اينكه به ايرانيها معمولا ويزاي تك ورود ميدن ولي ويزاي من دو وروده بود !! و به اون پسر فرانسويه ويزاي 10 ساله دادن !! برگشتم تو امريكا و اولين كاري كه كردم زنگ زدن به نرگس بود. نرگس كه انتظار شنيدن اين خبر رو نداشت خيلي خوشحال شد و يه جيغ بنفش كشيد. سوار ماشين شدم و به سمت لس آنجلس راه افتادم.
ساعت حدود 11 شب سوار هواپيما شدم و تو هواپيما يه دختر پاكستاني كه حدود 30 سال سن داشت بقلم نشسته بود. قيافه اي غم زده داشت و داشت قران ميخوند و من داشتم دائم با حلقه ام بازي ميكردم. آخه نرگس از ايران برام يه حلقه طلا فرستاده بود كه من هميشه دستم ميكردم.
البته اون حلقه، حلقه دومي بود كه نرگس برام فرستاده بود. يه روز كه داشتم كتلت درست ميكردم حلقمو در آوردم و گذاشتم تو بشقاب كه راحتتر كار كنم و پوست سيب زمينيها رو هم توي همون بشقاب گذاشتم و حلقه رو با پوست سيب زمينيها انداختم تو سطل زباله و از اونجا تو شوت.
خلاصه دختره ازم پرسيد كه ازدواج كردم يا نه؟ و من جريان رو بصورت خلاصه براش تعريف كردم. .
ادامه کامنت های زیر:

.
.
.
. √ #یک_اتفاق ؛ ' #قسمت_یازدهم ' --> تمامی اسامی مستعار هستند و برای بهتر فهمیده شدن ، داستان از زبان اول شخص بیان میشود√ •••••••••••• .
.
. . {با نیش باز و خوشحال از مغازه بیرون اومدم... داشتم خودمو تو لباسی که خریدم تجسم میکردم و هر لحظه لبخندم عمیق تر میشد. یهویی پهلوم تیر کشید که باعث شد با شک از فکر بپرم! به محدثه نگاه کردم که با آرنج کوبیده بود به پهلوم! اخم عمیقی کردم و گفتم :"دستت بشکنه چته !؟"}.{محدثه با استرس گفت :"دیوونه چیکار کردی با این پسره؟! به خدا تا تلافی نکنه دست از سرمون برنمیداره"}.{با یه حالت گیجی پرسیدم:"چی میگی محدثه!؟ چیشده!؟؟"} 👇.
{محدثه با چشم و ابروش به سمت چپ اشاره کرد و ادامه داد :"نگاش کن!!! منتظر جنابعالیه خانوم ، فکر کنم میخواد تیکه تیکت کنه"}😩. .
.
.
. {با این حرفش برگشتم و به سمتی که اشاره میکرد نگاه کردم. یه لحظه از دیدن چهره رهام که به ستون وسط پاساژ تکیه داده بود و دست به سینه زل زده بود بهم ، جا خوردم... چند لحظه مکث کردم بعد با خونسردی به راهم ادامه دادم!محدثه هم آروم کنارم میومد}.{واسه رفتن سمت در خروجی مجبور بودیم از کنار رهام رد شیم. هر چی بهش نزدیک تر میشدم ، سنگینی نگاهش و بیشتر حس میکردم ... با دو قدم بلند خودشو بهم رسوند و جلوم ایستاد}.{با لهن کاملا جدی که درست مثل اولین لحظه ی برخوردمون غرورشو به رخ میکشید گفت:"دوست ندارم کسی خلوتمو بهم بزنه ولی تو اینکارو کردی"} 👇. .
.
.
. {نگاهمو به چشماش که حالا رنگ شیطنت به خودش گرفته بود، دوختم... "من:من فقط تشکر کردم از لطفتون" }.{رهام سنگینی بدنشو روی یه پاش انداخت و با صدای آروم گفت :"اما به نظر من اینطور نبود ... زیادی شیطونی کردی خانوم بداخلاق" }.{خودمو کنار کشیدم و پوزخندی زدمو از کنارش رد شدم}... {باچند قدم خودشو بهم رسوند و سرشو کمی به پایین متمایل کرد و گفت:"من تازه وارد بازی شدم ... بچرخ تا بچرخیم"}.
بعد با همون ژست مردونش کلاهشو رو سرش جابه جا کرد ، یه لبخند کشیده زد ، طوری که همه ی دندوناشو به نمایش میگذاشت و سریع به سمت در خروجی رفت. 👇. .
.
.
. ( #ادامه_دارد ...).
نظرتون واسم مهمه ، یادتون نره😘😟😑

#شعروستاره #قسمت_یازدهم
#مریم_امیراصلانی
حوالی ظهر بود که خانم نوایی اومد بیمارستان. پیشونی نسترن رو بوسیدم و رفتم به طرف خونه.
خونه بدون نسترن چقدر سوت و کور بود.
دلم برای سارا کوچولوم تنگ شده بود. دیشب فقط یه لحظه دیدمش.
خیلی خسته بودم اگه یه دوش می گرفتم, خستگی از تنم درمیومد و می تونستم برم خونه مامانم, پیشِ دختر قشنگم.
از حموم دراومدم خیلی احساس ضعف می کردم. رفتم سراغ یخچال. به به غذایی که دوست دارم, اونم با دستپخت نسترن.
تو این چند سال, به جز روزای به دنیا اومدن سارا, هیچوقت تو خونه تنهایی غذا نخورده بودم. نسترن همیشه منتظر می موند. هر قدر هم که دیر می رسیدم.
سبکی بعد از حمام و سنگینی بعد از ناهار, به علاوه خستگی و بی خوابی شب قبل, منو به طرف تخت کشوند.
دفتر شعر نسترن اونجا بود, کنار تخت. همون دفتر شعر قدیمی. دفتر رو تو بغلم گرفتم و دراز کشیدم. اون روزی که این دفتر رو تو خونه استادم دیدم, اون روزی که فهمیدم نسترن این شعرها رو برای من می گه, اون روز حال عجیبی داشتم. حال عجیبیِ که بفهمی یه نفر عاشقتِ و اینقدر دوستت داره که برات شعر می گه.
با خودم فکر کردم:چه دنیای عجیبیِ. من برای ستاره یه دفتر شعر گفتم و نسترن برای من.
به نسترن همیشه احترام می ذاشتم. باشخصیت و باهوش و با احساس بود و حالا که می دونستم از چه خانواده ایِ, برام محترم تر هم شده بود.
از طرفی هم دلم براش می سوخت. می دونستم اگه به من نرسه, میشه یکی مثل من, یه زخم خورده که تموم دلش پر از دردِ. اما نسترن خیلی شکننده بود مطمئن نبودم که بتونه مثل من این درد رو تاب بیاره.
با تموم این حرفا, برای ازدواج پیشقدم نشدم. چون اصلا به ازدواج فکر نمی کردم.
تا اینکه یه شب دیر وقت که خونه استاد نوایی بودم و با هم در مورد یه موضوع درسی بحث می کردیم, تلفن استاد زنگ خورد.
نسترن بود. فهمیدم که یه مشکلی پیش اومده. استاد بعد از تلفن از جاش بلند شد و گفت:باید برم تهران. لوله آب ترکیده, همه خوابگاه رو آب برداشته. باید برم دنبال دخترم.
از استاد خواستم تا نسترن بره خونه ما. پیش پدر و مادر و خواهرم. استاد قبول کرد.
نسترن چند روزی خونه ما بود. تو همون چند روز شد بهترین دوست خواهرم. بابام خیلی ازش خوشش اومد و مامانم از هر نظر پسندیدش.
از اون به بعد مامانم, هر وقت تنها می شدیم, حرف رو می کشوند به آینده و نسترن و ازدواج.
ادامه در پست بعدی
#مریم_امیراصلانی

🔻#داستان_ظهور
#قسمت_یازدهم

شیران بیشه ی ایمان می آیند!
کم کم لشکر ده هزار نفری کامل می شود آنها با یکدیگر بسیار مهربان هستند گویی که همه با هم برادرند.
همسفرم آیا اجازه می دهی من در مورد افراد این لشکر سخن بگویم؟ آنان در مقابل دستور امام تسلیم هستند و سخنان امام را با گوش جان می پذیرند. افراد شجاع و دلیر که ذره ایی ترس در دل ندارند آری امام یاران شجاع و با یقین کامل می خواهد افراد ترسو و سست عقیده چه کمکی به این حرکت عظیم می تواند بکنند؟ لشکریان امام چنان در عقیده و ایمان خود استوارند که شیطان هرگز نمیتواند آن ها را وسوسه کند اینان شیران بیشه ی ایمان و یاوران راستین حق و حقیقت هستند اگر شبها به کنارشان بروی می بینی که مشغول عبادت هستند و صدای گریه و مناجات آن ها شنیده می شود و در روز چون شیران دلیر به میدان می آیند و از هیچ چیز واهمه و ترس ندارند برای شهادت دعا می کنند و آرزویشان این است که در رکاب امام به فیض شهادت برسند. براستی که چه سعادتی بالاتر از این که انسان جان خویش را فدای مولای خود کند؟ آیا در این دنیای فانی آرزویی زیبا تر این سراغ داری؟ و واقعا که زندگی انسان با داشتن چنین آرمانی چقد لذت بخش می شود. به هر حال یاران امام همواره دور امام حلقه زده اند و در شرایط سخت یار و یاور آن حضرت هستند کافی ست امام به آنها دستور بدهد آن وقت می بینی که چگونه برای انجام آن دستور سر از پا نمی شناسند خداوند نیروی جسمی بسیار زیادی به آنها داده است تا بتوانند از امام دفاع کنند وقتی که آنها از زمین عبور می کنند آن زمین به سرزمین های دیگر فخر میفروشد و از اینکه یکی از یاران امام زمان از روی او گذشته است به خود مباهات می کند همه از یاران امام فرمانبرداری می کنند حتی پرندگان و حیوانات وحشی.
پایان قسمت یازدهم
لطفا در نشر مطالب مارو یاری کنید.
منابع
1- و این اصحاب القایم یلقی بعضهم بعض کانهم بنو اب و ام -) دلایل الامامه ص 562- الملاحم والفتن ص 380

2- امام صادق (ع) - هم اطوع له من لامه لسیدها.....) - بحارالانوار ج 52 ص 307

3- امام باقر (ع) - لیس من شیء الا و هو مطیع سهم حتی سباع الارض و صباء اطیر...)- بحار الانوار ج 52 ص 673

#امام_زمان_عج_آوردنیست_نه_آمدنی
#همگي_پا_به_پاي_هم_مژده_بر_پايي_دولت_عشق_را_فرياد_خواهيم_زد
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
https://t.me/joinchat/AAAAAEM8P6P9gegfkUrsjQ

#قسمت_یازدهم
یونگی از پشت میزی که یک عالمه کامپیوتر داشت سرش را بالا گرفت و گفت:( اینجا!) جی هوپ گفت:( خب گفتی اینجا جمع شیم واسه چی؟) آنا گفت:(یه نقشه توپ دارم اما به کمکتون احتیاج دارم) جی هوپ گفت:( چی به ما میماسه؟) جین گفت:(اِه جی هووپ!) یونگی گفت:( راست میگه جین باید بدونیم چی به ما میرسه!) آنا گفت:( بذارین اول نقشمو بگم اگه جربزه شو داشتین اونوقت سر پول بحث میکنیم!) جی هوپ گفت:( خب میشنویم!) آنا گفت:( من میخوام به گروه هان نفوذ کنم و هان رو بکشم اما توی این کار احتیاج . . .) جی هوپ وسط حرف آنا پرید و گفت:( صبرکن!..صبرکن صبرکن! تو زده به سرت؟ میدونی هان چقدر محافظ داره؟ میدونی چه همه چشم و گوش داره!!؟ میفهمی چند نفر از ما محض خاطر اونه که الان زنده ایم؟؟؟ اونوقت تو داری میگی!!.....آه‌‌‌‌‌کوتاه بیا دختر!) آنا روی پاهایش جابه جا شد و گفت:( خیلی خوبم میدونم اما تا کی میخواین نوکر هان باشین؟یادت رفته؟روزایی که برای خودت کار میکردی؟) جی هوپ از عصبانیت دستی در موهایش کشید و گفت:(نه یادم نرفته) آنا ادامه داد:(درآمد گذشتت رو یادته نه؟ اگه هان نابود شه دیگه نباید درصدهای کلان بهش بدین واسه خودت گروه بهم میزنی و دومرتبه به اوج میرسی! اینا چطورن؟ اینقدر کافی نیست؟ یا دوست داری جیره خوار هان بمونی؟؟) جی هوپ لبخندی زد و گفت:( لعنتی تو خیلی خوب بلدی دهن آدمو ببندی! من هستم! شماها چی؟) جین دست به سینه ایستاد و گفت:(منم پایه ام!) یونگی با اخم گفت:( با اینکه دیوونگی محضه ...) لبخند زنان ادامه داد:( منم پایه ام تو که خوب میدونی آنا من عاشق دیوونه بازیم!) آنا لبخندی از رضایت زد و گفت:( خب عالی شد یومگی من به مخت احتیاج دارم یه نقشه کامل و بدون نقص از ساختمونای هان میخوام یادت نره بی نقص!......جین اوپا! من چنتا داروی بیهوشی میخوام شاید لازمم بشه پس درجه یک باشه!........ جی هوپ! ردیاب بیسیم و دوربین مخفی دست تورو میبوسه!) جی هوپ لبخند موزیانه ای زد و گفت:( میدونی که خرج داره!) آنا خندید جین گفت:( جی هوپ!!!!!) یونگی هم بی صدا مشغول کارش شد آنا گفت:(بچه ها فردا میبینمتون!) با هم به سمت بیرون از خانه راه افتادند جانگ کوک گفت:( خب من چیکار کنم؟) آنا گفت:( شما اتاق فرمان رو اداره میکنی! هرجا که لازم بود کمکم میکنی!) جانگ کوک پوف کشید و گفت:( چه کسل کننده....مدیونی تنهایی هان رو بکشی!) آنا خندید و گفت:(قول نمیدم!)
_ از کی باید لیزا بشی؟
_ از حالا بعد از آماده شدن لوازم و جاسازی اونا باید بریم سراغ نقشه اول
_نقشه اول؟
_ حالا بریم تا بهت بگم....
سوار ماشین شدند جانگ کوک گفت:(خب توضیح

.
🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁
📙 #شاهرخ_حُرّ_انقلاب_اسلامی شاهرخ ⏪ #قسمت_یازدهم ( کاباره پل کارون ) 🍁 دیگه حالا شاهرخ جوانی بود که نسبت به نوجوانی درشت تر و برومندتر شده بود و گاهی با دوستاش به کاباره میرفت . کاباره پل کارون ، بالاتر از چهار راه جمهوري ، نرســيده به چهــار راه امير اکرم بود . هميشــه هم چهار يا پنج نفر به دنبال شــاهرخ بودند . هميشه هم او رفقا را مهمان مي کرد . صاحب آنجا شخصي به نام ناصر جهود از يهوديان قديمي تهران بود . 🍁 يک روز بعد از اينکه کار ما تمام شد ، ناصر جهود من را صدا کرد و خيلي آهسته گفت : اين جواني که هيکل درشتي داره اسمش چيه؟! چيکاره است ؟! گفتم : شــاهرخ رومي گي ؟ اين پسر ورزشــکار و قهرمان گنده لات محل خودشونه ، خيليها ازش حساب ميبرن ، اما آدم مهربون وخوبيه . گفت : صداش کن بياد اينجا . 🍁 شاهرخ را صدا کردم ، گفتم : برو ببين چيکارت داره ! آمــد کنار ميــز ناصر ، روبــروي او نشســت . بعد بــا صداي کلفتــي گفت : فرمايش ؟! ناصر جهود گفت : يه پيشــنهاد برات دارم . از فردا شما هر روز مياي کاباره پل کارون ، هر چي ميخواي به حســاب من ميخوري ، روزي هفتاد تومن هم بهت ميدم ، فقط کاري که انجام ميدي اينه که مواظب اينجا باشي .
#ادامه_دارد ... 🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁
📙 #شاهرخ_حُرّ_انقلاب_اسلامی#قسمت_دوازدهم ( کاباره پل کارون ) 🍁 شاهرخ سرش را جلو آورد . با تعجب پرسيد : يعني چيکار کنم ؟!!! ناصر ادامه داد : بعضيها ميان اينجا و بعد از اينکه ميخورن ، همه چي رو به هم ميريزن . اينها کاســبي من رو خراب ميکنن ، کارگرهاي من هم زن هستن و از پــس اونها برنمييان . 🍁 من يکي مثل تو رو احتياج دارم که اين جور آدمها رو بندازه بيرون . شاهرخ سرش را پائين گرفت و کمي فکر کرد . بعد هم گفت : قبول . از فردا هم هر روز تو کاباره پل کارون کنار ميز اول نشســته بود . هيکل درشت ، موهاي فر خورده و بلند ، يقه باز و دستمال يزدي او را از بقيه جدا کرده بود . 🍁 يک بــار براي ديدنش به آنجا رفتم .
مشــغول صحبت وخنــده بوديم که ديدم جوان آراســته اي وارد شد . بعد از اينکه حســابي خورد ، از حال خودش خارج شد و داد و هوار کرد . شاهرخ بلند شد و با يک دست ، مثل پر کاه او را بلند کرد و به بيرون انداخت . بعد با حسرت گفت : ميبيني ، اينها َجووناي مملكت ما هستند !
#ادامه_دارد ...
https://telegram.me/rahe_negat ⏪ کانال قرآن و عترت ⏫

MOST RECENT

#داستان_ظهور
#قسمت_یازدهم

شیران بیشه ی ایمان می آیند!
کم کم لشکر ده هزار نفری کامل می شود آنها با یکدیگر بسیار مهربان هستند گویی که همه با هم برادرند.
همسفرم آیا اجازه می دهی من در مورد افراد این لشکر سخن بگویم؟ آنان در مقابل دستور امام تسلیم هستند و سخنان امام را با گوش جان می پذیرند. افراد شجاع و دلیر که ذره ایی ترس در دل ندارند آری امام یاران شجاع و با یقین کامل می خواهد افراد ترسو و سست عقیده چه کمکی به این حرکت عظیم می تواند بکنند؟ لشکریان امام چنان در عقیده و ایمان خود استوارند که شیطان هرگز نمیتواند آن ها را وسوسه کند اینان شیران بیشه ی ایمان و یاوران راستین حق و حقیقت هستند اگر شبها به کنارشان بروی می بینی که مشغول عبادت هستند و صدای گریه و مناجات آن ها شنیده می شود و در روز چون شیران دلیر به میدان می آیند و از هیچ چیز واهمه و ترس ندارند برای شهادت دعا می کنند و آرزویشان این است که در رکاب امام به فیض شهادت برسند. براستی که چه سعادتی بالاتر از این که انسان جان خویش را فدای مولای خود کند؟ آیا در این دنیای فانی آرزویی زیبا تر این سراغ داری؟ و واقعا که زندگی انسان با داشتن چنین آرمانی چقد لذت بخش می شود. به هر حال یاران امام همواره دور امام حلقه زده اند و در شرایط سخت یار و یاور آن حضرت هستند کافی ست امام به آنها دستور بدهد آن وقت می بینی که چگونه برای انجام آن دستور سر از پا نمی شناسند خداوند نیروی جسمی بسیار زیادی به آنها داده است تا بتوانند از امام دفاع کنند وقتی که آنها از زمین عبور می کنند آن زمین به سرزمین های دیگر فخر میفروشد و از اینکه یکی از یاران امام زمان از روی او گذشته است به خود مباهات می کند همه از یاران امام فرمانبرداری می کنند حتی پرندگان و حیوانات وحشی.
پایان قسمت یازدهم
لطفا در نشر مطالب مارو یاری کنید.
منابع
1- و این اصحاب القایم یلقی بعضهم بعض کانهم بنو اب و ام -) دلایل الامامه ص 562- الملاحم والفتن ص 380

2- امام صادق (ع) - هم اطوع له من لامه لسیدها.....) - بحارالانوار ج 52 ص 307

3- امام باقر (ع) - لیس من شیء الا و هو مطیع سهم حتی سباع الارض و صباء اطیر...)- بحار الانوار ج 52 ص 673

#امام_زمان_عج_آوردنیست_نه_آمدنی
#همگي_پا_به_پاي_هم_مژده_بر_پايي_دولت_عشق_را_فرياد_خواهيم_زد
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج

🔻#داستان_ظهور
#قسمت_یازدهم

شیران بیشه ی ایمان می آیند!
کم کم لشکر ده هزار نفری کامل می شود آنها با یکدیگر بسیار مهربان هستند گویی که همه با هم برادرند.
همسفرم آیا اجازه می دهی من در مورد افراد این لشکر سخن بگویم؟ آنان در مقابل دستور امام تسلیم هستند و سخنان امام را با گوش جان می پذیرند. افراد شجاع و دلیر که ذره ایی ترس در دل ندارند آری امام یاران شجاع و با یقین کامل می خواهد افراد ترسو و سست عقیده چه کمکی به این حرکت عظیم می تواند بکنند؟ لشکریان امام چنان در عقیده و ایمان خود استوارند که شیطان هرگز نمیتواند آن ها را وسوسه کند اینان شیران بیشه ی ایمان و یاوران راستین حق و حقیقت هستند اگر شبها به کنارشان بروی می بینی که مشغول عبادت هستند و صدای گریه و مناجات آن ها شنیده می شود و در روز چون شیران دلیر به میدان می آیند و از هیچ چیز واهمه و ترس ندارند برای شهادت دعا می کنند و آرزویشان این است که در رکاب امام به فیض شهادت برسند. براستی که چه سعادتی بالاتر از این که انسان جان خویش را فدای مولای خود کند؟ آیا در این دنیای فانی آرزویی زیبا تر این سراغ داری؟ و واقعا که زندگی انسان با داشتن چنین آرمانی چقد لذت بخش می شود. به هر حال یاران امام همواره دور امام حلقه زده اند و در شرایط سخت یار و یاور آن حضرت هستند کافی ست امام به آنها دستور بدهد آن وقت می بینی که چگونه برای انجام آن دستور سر از پا نمی شناسند خداوند نیروی جسمی بسیار زیادی به آنها داده است تا بتوانند از امام دفاع کنند وقتی که آنها از زمین عبور می کنند آن زمین به سرزمین های دیگر فخر میفروشد و از اینکه یکی از یاران امام زمان از روی او گذشته است به خود مباهات می کند همه از یاران امام فرمانبرداری می کنند حتی پرندگان و حیوانات وحشی.
پایان قسمت یازدهم
لطفا در نشر مطالب مارو یاری کنید.
منابع
1- و این اصحاب القایم یلقی بعضهم بعض کانهم بنو اب و ام -) دلایل الامامه ص 562- الملاحم والفتن ص 380

2- امام صادق (ع) - هم اطوع له من لامه لسیدها.....) - بحارالانوار ج 52 ص 307

3- امام باقر (ع) - لیس من شیء الا و هو مطیع سهم حتی سباع الارض و صباء اطیر...)- بحار الانوار ج 52 ص 673

#امام_زمان_عج_آوردنیست_نه_آمدنی
#همگي_پا_به_پاي_هم_مژده_بر_پايي_دولت_عشق_را_فرياد_خواهيم_زد
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
https://t.me/joinchat/AAAAAEM8P6P9gegfkUrsjQ

#قسمت_یازدهم
"و در پس آن پیشواز، چه چیزی نهفته است؟"
استاد چند هفته‌ی پیش،تصمیم به انتخاب پیشوازی برای تلفن همراه خود داشت.
به دلیل همزاد پنداری فراوان با مثل مجسمه، کد این آهنگ را وارد کرده و از لحظه‌ی فعال شدن پیشواز، بیش از ده‌ها بار از تلفن خانه با گوشی‌اش تماس گرفت و سیم‌های مغزش دچار خوردگی فراوان شدند، چرا؟
تصور کنید گوشی‌تان را در یک دست گرفته، با دست دیگر با تلفن خانه به همان گوشی در دستتان زنگ بزنید.
خب، این مسئله ساده است اما نه تا وقتی که رینگتون موبایلتان، موسیقی ابتدای آهنگ امپراطور باشد و شما از طرف دیگر مثل مجسمه را بشنوید،چیزی که برای مغز استاد در همان لحظه به وجود آمد:
وقتی که لبخندت فقط یه تصویره
ناراحتت کردم دمه رفتن
دیگه نمیشناسی هوای بیرونو
این عادلانه نیست میدونم!
در همان لحظه نوای "چرا مثل مجسمه رو میریزی تو امپراطور" در ذهن استاد ایجاد شد.😐👌
ای کاش فقط این مسئله بود، دیگر تماس های وی دچار اختلال شده بود.
هر گاه استاد بیچاره صدای زنگ تلفنش را میشنید و گوشی را برمیداشت، با مکالمه های زیر روبرو میشد.
📞+الو
_الو هدیه، میگم این آهنگه اسمش چیه؟
+مثل مجسمه اس😐
📞تماس فرد دیگر:
+الو؟
_الو،لامصب چقد قشنگه😍
+چی؟نوشته ای که صب نشونت دادم؟
_چی میگی بابا، من پیشوازو میگم، خواننده اش کیه؟
📞تماس فرد دیگر:
+الو
_مرده شور صدای نحستو ببرن، میمردی دو دیقه دیر تر جواب بدی؟
+چراا؟😶
_لعنتی داشتم آهنگ گوش میدادم!
📞تماس دیگری:
+الو
_کنارمییی ولی دوری یه عالمه...
+الو؟؟
_بی حرکت شدی مثل مجسمه...
+ببین ادم حسابی، پیشواز تموم شده، الان تو با هدیه تماس گرفتی،یا میگی کارت چیه، یا به تشانه اعتراض تلفن رو قطع میکنم.
_خودتو یه لحظه ام بزار جای من...
همان لحظه بود که تلفن را روی زمین کوبید و به فکر پیغام صوتی پس از پخش پیشواز افتاد که متن آن را برایتان میخوانیم:
"الو،شما با هدیه تماس گرفتید، لطفا بعد از شنیدن صدای بوق،نظر خود را در رابطه با ترک مثل مجسمه که اثر مهدی یراحی است و سپس کار اصلی تان را بگوید.ضمنا جهت درخواست ارسال آهنگ برایتان کلید ۱، همخوانی با آهنگ کلید ۲، هرگونه تهدید و فحش و الفاظ بد در رابطه با برداشتن تلفن کلید ۳ را شماره گیری فرمایید."
نتیجه میگیریم که:
سمیه،پیشواز نزار
اگه گزاشتی، آهنگ مهدی یراحی رو نزار
سمیه دیوونت میکنن، سمیه یه کاری میکنن که گوشیت متلاشی شه!
(جالب اینه سمیه باز به کار خودش ادامه میده😐😂)
خلاصه استاد در حالی که قرص های اعصابش را خورده به آرامی به خواب میرود.
قربانتان هدیه🎁😩
پ.ن: تمام تماس های نوشته شده، واقعیت کامل دارد.

#داستان_ظهور
#قسمت_یازدهم

شیران بیشه ی ایمان می آیند!
کم کم لشکر ده هزار نفری کامل می شود آنها با یکدیگر بسیار مهربان هستند گویی که همه با هم برادرند.
همسفرم آیا اجازه می دهی من در مورد افراد این لشکر سخن بگویم؟ آنان در مقابل دستور امام تسلیم هستند و سخنان امام را با گوش جان می پذیرند. افراد شجاع و دلیر که ذره ایی ترس در دل ندارند آری امام یاران شجاع و با یقین کامل می خواهد افراد ترسو و سست عقیده چه کمکی به این حرکت عظیم می تواند بکنند؟ لشکریان امام چنان در عقیده و ایمان خود استوارند که شیطان هرگز نمیتواند آن ها را وسوسه کند اینان شیران بیشه ی ایمان و یاوران راستین حق و حقیقت هستند اگر شبها به کنارشان بروی می بینی که مشغول عبادت هستند و صدای گریه و مناجات آن ها شنیده می شود و در روز چون شیران دلیر به میدان می آیند و از هیچ چیز واهمه و ترس ندارند برای شهادت دعا می کنند و آرزویشان این است که در رکاب امام به فیض شهادت برسند. براستی که چه سعادتی بالاتر از این که انسان جان خویش را فدای مولای خود کند؟ آیا در این دنیای فانی آرزویی زیبا تر این سراغ داری؟ و واقعا که زندگی انسان با داشتن چنین آرمانی چقد لذت بخش می شود. به هر حال یاران امام همواره دور امام حلقه زده اند و در شرایط سخت یار و یاور آن حضرت هستند کافی ست امام به آنها دستور بدهد آن وقت می بینی که چگونه برای انجام آن دستور سر از پا نمی شناسند خداوند نیروی جسمی بسیار زیادی به آنها داده است تا بتوانند از امام دفاع کنند وقتی که آنها از زمین عبور می کنند آن زمین به سرزمین های دیگر فخر میفروشد و از اینکه یکی از یاران امام زمان از روی او گذشته است به خود مباهات می کند همه از یاران امام فرمانبرداری می کنند حتی پرندگان و حیوانات وحشی.
پایان قسمت یازدهم
لطفا در نشر مطالب مارو یاری کنید.
منابع
1- و این اصحاب القایم یلقی بعضهم بعض کانهم بنو اب و ام -) دلایل الامامه ص 562- الملاحم والفتن ص 380

2- امام صادق (ع) - هم اطوع له من لامه لسیدها.....) - بحارالانوار ج 52 ص 307

3- امام باقر (ع) - لیس من شیء الا و هو مطیع سهم حتی سباع الارض و صباء اطیر...)- بحار الانوار ج 52 ص 673

#امام_زمان_عج_آوردنیست_نه_آمدنی
#همگي_پا_به_پاي_هم_مژده_بر_پايي_دولت_عشق_را_فرياد_خواهيم_زد
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
https://t.me/joinchat/AAAAAEM8P6P9gegfkUrsjQ

چند روش برای جلا دادن نقره و جواهرات مات و کدر شده #قسمت_یازدهم

بہ نام او
رمان ڪوتاہ
عاشقانہ مذهبے
#دلتنگے
#قسمت_یازدهم *** خواستم پیادہ بشم ڪہ مرتضے گفت:دستت دردنڪنہ داداش،منم از همینجا میرم حرم از ماشین پیادہ شدم
و پس از خداحافظے ڪوتاهے از مرتضے و علے آقا،وارد حرم شدم.
بہ سمت ضریح طبقہ بالا رفتم. وقتے با شلوغے همیشگے اش مواجہ شدم.
بہ سمت ضریح طبقہ پایین رفتم.
با دیدن ضریح طبقہ پایین ڪہ نسبتا خلوت بہ نظر میومد.
بہ سمتش پرواز ڪردم.
همین ڪہ دست هایم بہ ضریح خورد اشڪ هایم بے محابا شروع بہ باریدن ڪرد.
ایندفعہ فقط بہ خاطر عمو رسول و اتفاقاتے ڪہ گذشتہ بود. گریہ میڪردم.
زیاد احساساتے نبودم.
ولے هیچوقت نتونستہ بودم:بے تفاوت از ڪنار این اتفاق ها بگذرم.
نمیدونم چرا تو اون لحظات ڪنار ضریح،یاد یڪے از دوستان دبیرستانم افتادم.
باباش آزادہ بود.
سال هاے زیادے را تو جنگ گذروندہ بود.
پس از شش سال هم،در حالے ڪہ از دو دست یڪے برایش باقے ماندہ بودند،همراہ با بقیہ ے اسیران برگشتہ بودند.
چیزے ڪہ تو زندگیشون برام جالب بود:ازدواج مادرش با پدرش بود.
همیشہ غبطہ میخوردم بہ همسران جانبازان ڪہ چہ جورے با جون و دل از همسرشون مراقبت میڪنند.
اهمیت بہ حرف هاے خالہ زنڪے مردم و...نمیدهند.
گاهے باید جاے این صحبت هاے بیهودہ بہ آنها گفت:شیرزن،ڪوہ صبر و امیدوارے!
ادامہ در ڪامنت اول 👇👇👇

سلام به فالوورای عزیزدلم
امروز میخوام درباره ی اینکه چه کارهایی رابطه ی #یک_زوج رو به سوی نابودی میبره و چه حرفهاو کارهایی یک #رابطه رو به سوی خوشبختی میبره صحبت کنم.
خب اول از حرفها وکارهایی که یک رابطه رو به سوی #نابودی میبره حرف میزنم 👇👇👇 _سعی در #تغییر_رفتار_ذاتی طرف مقابل:
اصلا ماچیزی به اسم #انسان_کامل نداریم، اینو یادتون باش باازدواج قرارِ شاد باشید نه اینکه نقش معلم رو برای طرف مقابل #بازی کنید و به اون حرف زدن راه رفتن غذاخوردن و... یادبدین.
_جستجوی #مشکلات_خانوادگی:
زوج بحثشون شده حالا بجای اینکه مشکل رو حل کنن پای مشکلات خانواده رو هم میکشن وسط، اینکار کاملا اشتباه عزیزم.
_استفاده ی زیاد از #موبایل:
خب چه خبره یکم کمتر گوشی تو دستت باش بیشتر به طرف مقابلت توجه کن باهاش حرف بزن اصلا بایک گوشی باهمدیگه #وبگردی کنید نه اینکه تو سرت توی گوشی باش و اون بیچاره هم یه گوشه بشینه زل بندازه به تو و #حرص بخوره.
_هیچوقت #دعوا_نکردن:
این یه حرف مسخره اس، ببینید این اصلا ایراد نداره شمابا #همسرتون بحثتون بشه چون اختلاف سلیقه از #عزل_تا_ابد هست پس اینکه تایه دعواتون میشه نگین مادیگه نمیتونیم ادامه بدیم چون دعوا کردیم.
_#صحبت_نکردن:
این رو توجه داشته باشین اگر میخوایین واقعا یک رابطه ی خوب داشته باشین حتماباطرف مقابلتون از #مشکلات وناراحتیتون بگین چون اون بیچاره که نمیتونه ذهنتو بخونه فداتشم.
_فراموش کردن و#بخشش:
ببینید دوستای گلم اگه همسرتون یک اشتباه کرد شما سه راه دارید یک) اونو ببخشید به همراه چندتا شرط که سلیقه ای هست ودومی) ترکش کنید حالا یا موقت یا برای همیشه که اونم سلیقه ای هست،اما راه سوم) ببینید ماچیزی به اسم #حد_وسط نداریم که نبخشیم و باهاش زندگی کنیم چون این #زندگی از #جهنم هم بدتره هم شما وهم فرزندتون هر روز داغونتر میشین پس یا #اشتباه همسرتو ببخش یاترکش کن امابا راه سوم خودتو داغون وپیر نکن چون جز نابودیه خودت نتیجه ی دیگه ای نداره.... ادامه ی کپشن در کامنت زیر👇👇👇 #رابطه_بد_خوب#قسمت_یازدهم#درک#شعور#حسادت#شک_تردید#خانواده#زندگیه_احسانو_میتراش

‍ 🌷 #دختر_شینا #قسمت_یازدهم#فصل_سوم .... کمی بعد با صمد آمدند توی اتاقی که من بودم.

خدیجه با اشاره چشم و ابرو بهم فهماند کار درستی نمی‌کنم. بعد هم از اتاق بیرون رفت. من ماندم و صمد. کمی این پا و آن پا کردم و بلند شدم تا از زیر نگاه‌های سنگینش فرار کنم، ایستاد وسط چهارچوبِ در، دست‌هایش را باز کرد و جلوی راهم را گرفت. با لبخندی گفت: «کجا؟! چرا از من فرار می‌کنی؟! بنشین باهات کار دارم.» سرم را پایین انداختم و نشستم. او هم نشست؛ البته با فاصله‌ی خیلی زیاد از من. بعد هم یک‌ریز شروع کرد به حرف زدن. گفت دوست دارم زنم این‌طور باشد. آن‌طور نباشد. گفت: «فعلاً سربازم و خدمتم که تمام شود، می‌خواهم بروم تهران دنبال یک کار درست و حسابی.» نگرانی را که توی صورتم دید، گفت: «شاید هم بمانم همین‌جا توی قایش.» از شغلش گفت که سیمان‌کار است و توی تهران بهتر می‌تواند کار کند. همان‌طور سرم را پایین انداخته بودم. چیزی نمی‌گفتم. صمد هم یک‌ریز حرف می‌زد. آخرش عصبانی شد و گفت: «تو هم چیزی بگو. حرفی بزن تا دلم خوش شود.» چیزی برای گفتن نداشتم. چادرم را سفت از زیر گلو گرفته بودم و زل زده بودم به اتاق روبه‌رو. وقتی دید تلاشش برای به حرف درآوردنم بی‌فایده است، خودش شروع کرد به سؤال کردن. پرسید: «دوست داری کجا زندگی کنی؟!» جواب ندادم. دست‌بردار نبود. پرسید: «دوست داری پیش مادرم زندگی کنی؟!»
بالاخره به حرف آمدم؛ اما فقط یک کلمه: «نه!» بعد هم سکوت. وقتی دید به این راحتی نمی‌تواند من را به حرف درآورد، او هم دیگر حرفی نزد. از فرصت استفاده کردم و به بهانه‌ی کمک به خدیجه رفتم و سفره را انداختم. غذا را هم من کشیدم.
خدیجه اصرار می‌کرد: «تو برو پیش صمد بنشین با هم حرف بزنید تا من کارها را انجام بدهم»، اما من زیر بار نرفتم، ایستادم و کارهای آشپزخانه را انجام دادم. صمد تنها مانده بود. سر سفره هم پیش خدیجه نشستم.

بعد از شام، ظرف‌ها را جمع کردم و به بهانه‌ی چای آوردن و تمیز کردن آشپزخانه، از دستش فرار کردم. 🔰ادامه دارد...... 🍂 شادی روح همه شهدای عزیز صلوات 🍂

#وحدت۱۱۰
#امام_خامنه_ای
#کتاب_خوانی
#دختر_شینا
#تفکر_اسلامی
#فرهنگ_اسلامی
#رسم_کتاب_خوانی
#وعده_صادق
#تفکر_لیبرالی
#شهید_ستار_ابراهیمی
#شهادت
#قاسم_سلیمانی
#کتاب_خوب_بخوانیم
#instagram
#instagood
#real_shia
#power_full_army_iran
#sepah
#shutup_trump
#down_with_israel
#down_with_usa
#shutuptrump
#persiangulf 🔸به کانال آرشیو #وحدت۱۱۰ بپیوندید
https://t.me/joinchat/AAAAAEQYNl5mcDD8UtRmpg

‍ 🌷 #دختر_شینا #قسمت_یازدهم#فصل_سوم .... کمی بعد با صمد آمدند توی اتاقی که من بودم.

خدیجه با اشاره چشم و ابرو بهم فهماند کار درستی نمی‌کنم. بعد هم از اتاق بیرون رفت. من ماندم و صمد. کمی این پا و آن پا کردم و بلند شدم تا از زیر نگاه‌های سنگینش فرار کنم، ایستاد وسط چهارچوبِ در، دست‌هایش را باز کرد و جلوی راهم را گرفت. با لبخندی گفت: «کجا؟! چرا از من فرار می‌کنی؟! بنشین باهات کار دارم.» سرم را پایین انداختم و نشستم. او هم نشست؛ البته با فاصله‌ی خیلی زیاد از من. بعد هم یک‌ریز شروع کرد به حرف زدن. گفت دوست دارم زنم این‌طور باشد. آن‌طور نباشد. گفت: «فعلاً سربازم و خدمتم که تمام شود، می‌خواهم بروم تهران دنبال یک کار درست و حسابی.» نگرانی را که توی صورتم دید، گفت: «شاید هم بمانم همین‌جا توی قایش.» از شغلش گفت که سیمان‌کار است و توی تهران بهتر می‌تواند کار کند. همان‌طور سرم را پایین انداخته بودم. چیزی نمی‌گفتم. صمد هم یک‌ریز حرف می‌زد. آخرش عصبانی شد و گفت: «تو هم چیزی بگو. حرفی بزن تا دلم خوش شود.» چیزی برای گفتن نداشتم. چادرم را سفت از زیر گلو گرفته بودم و زل زده بودم به اتاق روبه‌رو. وقتی دید تلاشش برای به حرف درآوردنم بی‌فایده است، خودش شروع کرد به سؤال کردن. پرسید: «دوست داری کجا زندگی کنی؟!» جواب ندادم. دست‌بردار نبود. پرسید: «دوست داری پیش مادرم زندگی کنی؟!»
بالاخره به حرف آمدم؛ اما فقط یک کلمه: «نه!» بعد هم سکوت. وقتی دید به این راحتی نمی‌تواند من را به حرف درآورد، او هم دیگر حرفی نزد. از فرصت استفاده کردم و به بهانه‌ی کمک به خدیجه رفتم و سفره را انداختم. غذا را هم من کشیدم.
خدیجه اصرار می‌کرد: «تو برو پیش صمد بنشین با هم حرف بزنید تا من کارها را انجام بدهم»، اما من زیر بار نرفتم، ایستادم و کارهای آشپزخانه را انجام دادم. صمد تنها مانده بود. سر سفره هم پیش خدیجه نشستم.

بعد از شام، ظرف‌ها را جمع کردم و به بهانه‌ی چای آوردن و تمیز کردن آشپزخانه، از دستش فرار کردم. 🔰ادامه دارد...... 🍂 شادی روح همه شهدای عزیز صلوات 🍂

#وحدت۱۱۰
#امام_خامنه_ای
#کتاب_خوانی
#دختر_شینا
#تفکر_اسلامی
#فرهنگ_اسلامی
#رسم_کتاب_خوانی
#وعده_صادق
#تفکر_لیبرالی
#شهید_ستار_ابراهیمی
#شهادت
#قاسم_سلیمانی
#کتاب_خوب_بخوانیم
#instagram
#instagood
#real_shia
#power_full_army_iran
#sepah
#shutup_trump
#down_with_israel
#down_with_usa
#shutuptrump
#persiangulf 🔸به کانال آرشیو #وحدت۱۱۰ بپیوندید
https://t.me/joinchat/AAAAAEQYNl5mcDD8UtRmpg


دوستان شب بخير

شماره هزار و شصت و سوم
۱۳ آذر ۱۳۹٦

داستان "#شهر_فرشتگان ‌"
مجموعه “#بالاخره_یه_روزی_قشنگ_حرف_میزنم
#قسمت_یازدهم
نويسنده : #دیوید_سداریس
برگردان : #پیمان_خاکسار

خوانش : #سيروس_رضوانى_فر

پي‌نوشت :
١) به موجب اين سند، شش دانگ صداي معصوم بماند براي وارثان #داستان_شب كه در گذر سال‌ها، خواهد ماند.
٢) شما مي‌توانيد براي شنيدن داستان فوق، تلگرام خود را به آخرين نسخه به روز كرده و از لينكي كه در صفحه معرفي قرار گرفته‌است، استفاده نماييد و عضوي از داستان شب باشيد.

‍ 🌷 #دختر_شینا #قسمت_یازدهم#فصل_سوم .... کمی بعد با صمد آمدند توی اتاقی که من بودم.

خدیجه با اشاره چشم و ابرو بهم فهماند کار درستی نمی‌کنم. بعد هم از اتاق بیرون رفت. من ماندم و صمد. کمی این پا و آن پا کردم و بلند شدم تا از زیر نگاه‌های سنگینش فرار کنم، ایستاد وسط چهارچوبِ در، دست‌هایش را باز کرد و جلوی راهم را گرفت. با لبخندی گفت: «کجا؟! چرا از من فرار می‌کنی؟! بنشین باهات کار دارم.» سرم را پایین انداختم و نشستم. او هم نشست؛ البته با فاصله‌ی خیلی زیاد از من. بعد هم یک‌ریز شروع کرد به حرف زدن. گفت دوست دارم زنم این‌طور باشد. آن‌طور نباشد. گفت: «فعلاً سربازم و خدمتم که تمام شود، می‌خواهم بروم تهران دنبال یک کار درست و حسابی.» نگرانی را که توی صورتم دید، گفت: «شاید هم بمانم همین‌جا توی قایش.» از شغلش گفت که سیمان‌کار است و توی تهران بهتر می‌تواند کار کند. همان‌طور سرم را پایین انداخته بودم. چیزی نمی‌گفتم. صمد هم یک‌ریز حرف می‌زد. آخرش عصبانی شد و گفت: «تو هم چیزی بگو. حرفی بزن تا دلم خوش شود.» چیزی برای گفتن نداشتم. چادرم را سفت از زیر گلو گرفته بودم و زل زده بودم به اتاق روبه‌رو. وقتی دید تلاشش برای به حرف درآوردنم بی‌فایده است، خودش شروع کرد به سؤال کردن. پرسید: «دوست داری کجا زندگی کنی؟!» جواب ندادم. دست‌بردار نبود. پرسید: «دوست داری پیش مادرم زندگی کنی؟!»
بالاخره به حرف آمدم؛ اما فقط یک کلمه: «نه!» بعد هم سکوت. وقتی دید به این راحتی نمی‌تواند من را به حرف درآورد، او هم دیگر حرفی نزد. از فرصت استفاده کردم و به بهانه‌ی کمک به خدیجه رفتم و سفره را انداختم. غذا را هم من کشیدم.
خدیجه اصرار می‌کرد: «تو برو پیش صمد بنشین با هم حرف بزنید تا من کارها را انجام بدهم»، اما من زیر بار نرفتم، ایستادم و کارهای آشپزخانه را انجام دادم. صمد تنها مانده بود. سر سفره هم پیش خدیجه نشستم.

بعد از شام، ظرف‌ها را جمع کردم و به بهانه‌ی چای آوردن و تمیز کردن آشپزخانه، از دستش فرار کردم. 🔰ادامه دارد...... 🍂 شادی روح همه شهدای عزیز صلوات 🍂

#وحدت۱۱۰
#امام_خامنه_ای
#کتاب_خوانی
#دختر_شینا
#تفکر_اسلامی
#فرهنگ_اسلامی
#رسم_کتاب_خوانی
#وعده_صادق
#تفکر_لیبرالی
#شهید_ستار_ابراهیمی
#شهادت
#قاسم_سلیمانی
#کتاب_خوب_بخوانیم
#instagram
#instagood
#real_shia
#power_full_army_iran
#sepah
#shutup_trump
#down_with_israel
#down_with_usa
#shutuptrump
#persiangulf

‍ 🌷 #دختر_شینا #قسمت_یازدهم#فصل_سوم .... کمی بعد با صمد آمدند توی اتاقی که من بودم.

خدیجه با اشاره چشم و ابرو بهم فهماند کار درستی نمی‌کنم. بعد هم از اتاق بیرون رفت. من ماندم و صمد. کمی این پا و آن پا کردم و بلند شدم تا از زیر نگاه‌های سنگینش فرار کنم، ایستاد وسط چهارچوبِ در، دست‌هایش را باز کرد و جلوی راهم را گرفت. با لبخندی گفت: «کجا؟! چرا از من فرار می‌کنی؟! بنشین باهات کار دارم.» سرم را پایین انداختم و نشستم. او هم نشست؛ البته با فاصله‌ی خیلی زیاد از من. بعد هم یک‌ریز شروع کرد به حرف زدن. گفت دوست دارم زنم این‌طور باشد. آن‌طور نباشد. گفت: «فعلاً سربازم و خدمتم که تمام شود، می‌خواهم بروم تهران دنبال یک کار درست و حسابی.» نگرانی را که توی صورتم دید، گفت: «شاید هم بمانم همین‌جا توی قایش.» از شغلش گفت که سیمان‌کار است و توی تهران بهتر می‌تواند کار کند. همان‌طور سرم را پایین انداخته بودم. چیزی نمی‌گفتم. صمد هم یک‌ریز حرف می‌زد. آخرش عصبانی شد و گفت: «تو هم چیزی بگو. حرفی بزن تا دلم خوش شود.» چیزی برای گفتن نداشتم. چادرم را سفت از زیر گلو گرفته بودم و زل زده بودم به اتاق روبه‌رو. وقتی دید تلاشش برای به حرف درآوردنم بی‌فایده است، خودش شروع کرد به سؤال کردن. پرسید: «دوست داری کجا زندگی کنی؟!» جواب ندادم. دست‌بردار نبود. پرسید: «دوست داری پیش مادرم زندگی کنی؟!»
بالاخره به حرف آمدم؛ اما فقط یک کلمه: «نه!» بعد هم سکوت. وقتی دید به این راحتی نمی‌تواند من را به حرف درآورد، او هم دیگر حرفی نزد. از فرصت استفاده کردم و به بهانه‌ی کمک به خدیجه رفتم و سفره را انداختم. غذا را هم من کشیدم.
خدیجه اصرار می‌کرد: «تو برو پیش صمد بنشین با هم حرف بزنید تا من کارها را انجام بدهم»، اما من زیر بار نرفتم، ایستادم و کارهای آشپزخانه را انجام دادم. صمد تنها مانده بود. سر سفره هم پیش خدیجه نشستم.

بعد از شام، ظرف‌ها را جمع کردم و به بهانه‌ی چای آوردن و تمیز کردن آشپزخانه، از دستش فرار کردم. 🔰ادامه دارد...... 🍂 شادی روح همه شهدای عزیز صلوات 🍂

#وحدت۱۱۰
#امام_خامنه_ای
#کتاب_خوانی
#دختر_شینا
#تفکر_اسلامی
#فرهنگ_اسلامی
#رسم_کتاب_خوانی
#وعده_صادق
#تفکر_لیبرالی
#شهید_ستار_ابراهیمی
#شهادت
#قاسم_سلیمانی
#کتاب_خوب_بخوانیم
#instagram
#instagood
#real_shia
#power_full_army_iran
#sepah
#shutup_trump
#down_with_israel
#down_with_usa
#shutuptrump
#persiangulf

#داستان_ظهور
#قسمت_یازدهم

شیران بیشه ی ایمان می آیند!
کم کم لشکر ده هزار نفری کامل می شود آنها با یکدیگر بسیار مهربان هستند گویی که همه با هم برادرند.
همسفرم آیا اجازه می دهی من در مورد افراد این لشکر سخن بگویم؟ آنان در مقابل دستور امام تسلیم هستند و سخنان امام را با گوش جان می پذیرند. افراد شجاع و دلیر که ذره ایی ترس در دل ندارند آری امام یاران شجاع و با یقین کامل می خواهد افراد ترسو و سست عقیده چه کمکی به این حرکت عظیم می تواند بکنند؟ لشکریان امام چنان در عقیده و ایمان خود استوارند که شیطان هرگز نمیتواند آن ها را وسوسه کند اینان شیران بیشه ی ایمان و یاوران راستین حق و حقیقت هستند اگر شبها به کنارشان بروی می بینی که مشغول عبادت هستند و صدای گریه و مناجات آن ها شنیده می شود و در روز چون شیران دلیر به میدان می آیند و از هیچ چیز واهمه و ترس ندارند برای شهادت دعا می کنند و آرزویشان این است که در رکاب امام به فیض شهادت برسند. براستی که چه سعادتی بالاتر از این که انسان جان خویش را فدای مولای خود کند؟ آیا در این دنیای فانی آرزویی زیبا تر این سراغ داری؟ و واقعا که زندگی انسان با داشتن چنین آرمانی چقد لذت بخش می شود. به هر حال یاران امام همواره دور امام حلقه زده اند و در شرایط سخت یار و یاور آن حضرت هستند کافی ست امام به آنها دستور بدهد آن وقت می بینی که چگونه برای انجام آن دستور سر از پا نمی شناسند خداوند نیروی جسمی بسیار زیادی به آنها داده است تا بتوانند از امام دفاع کنند وقتی که آنها از زمین عبور می کنند آن زمین به سرزمین های دیگر فخر میفروشد و از اینکه یکی از یاران امام زمان از روی او گذشته است به خود مباهات می کند همه از یاران امام فرمانبرداری می کنند حتی پرندگان و حیوانات وحشی.
پایان قسمت یازدهم
لطفا در نشر مطالب مارو یاری کنید.
منابع
1- و این اصحاب القایم یلقی بعضهم بعض کانهم بنو اب و ام -) دلایل الامامه ص 562- الملاحم والفتن ص 380

2- امام صادق (ع) - هم اطوع له من لامه لسیدها.....) - بحارالانوار ج 52 ص 307

3- امام باقر (ع) - لیس من شیء الا و هو مطیع سهم حتی سباع الارض و صباء اطیر...)- بحار الانوار ج 52 ص 673

#امام_زمان_عج_آوردنیست_نه_آمدنی
#همگي_پا_به_پاي_هم_مژده_بر_پايي_دولت_عشق_را_فرياد_خواهيم_زد
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج

#داستان_ظهور
#قسمت_یازدهم

شیران بیشه ی ایمان می آیند!
کم کم لشکر ده هزار نفری کامل می شود آنها با یکدیگر بسیار مهربان هستند گویی که همه با هم برادرند.
همسفرم آیا اجازه می دهی من در مورد افراد این لشکر سخن بگویم؟ آنان در مقابل دستور امام تسلیم هستند و سخنان امام را با گوش جان می پذیرند. افراد شجاع و دلیر که ذره ایی ترس در دل ندارند آری امام یاران شجاع و با یقین کامل می خواهد افراد ترسو و سست عقیده چه کمکی به این حرکت عظیم می تواند بکنند؟ لشکریان امام چنان در عقیده و ایمان خود استوارند که شیطان هرگز نمیتواند آن ها را وسوسه کند اینان شیران بیشه ی ایمان و یاوران راستین حق و حقیقت هستند اگر شبها به کنارشان بروی می بینی که مشغول عبادت هستند و صدای گریه و مناجات آن ها شنیده می شود و در روز چون شیران دلیر به میدان می آیند و از هیچ چیز واهمه و ترس ندارند برای شهادت دعا می کنند و آرزویشان این است که در رکاب امام به فیض شهادت برسند. براستی که چه سعادتی بالاتر از این که انسان جان خویش را فدای مولای خود کند؟ آیا در این دنیای فانی آرزویی زیبا تر این سراغ داری؟ و واقعا که زندگی انسان با داشتن چنین آرمانی چقد لذت بخش می شود. به هر حال یاران امام همواره دور امام حلقه زده اند و در شرایط سخت یار و یاور آن حضرت هستند کافی ست امام به آنها دستور بدهد آن وقت می بینی که چگونه برای انجام آن دستور سر از پا نمی شناسند خداوند نیروی جسمی بسیار زیادی به آنها داده است تا بتوانند از امام دفاع کنند وقتی که آنها از زمین عبور می کنند آن زمین به سرزمین های دیگر فخر میفروشد و از اینکه یکی از یاران امام زمان از روی او گذشته است به خود مباهات می کند همه از یاران امام فرمانبرداری می کنند حتی پرندگان و حیوانات وحشی.
پایان قسمت یازدهم
لطفا در نشر مطالب مارو یاری کنید.
منابع
1- و این اصحاب القایم یلقی بعضهم بعض کانهم بنو اب و ام -) دلایل الامامه ص 562- الملاحم والفتن ص 380

2- امام صادق (ع) - هم اطوع له من لامه لسیدها.....) - بحارالانوار ج 52 ص 307

3- امام باقر (ع) - لیس من شیء الا و هو مطیع سهم حتی سباع الارض و صباء اطیر...)- بحار الانوار ج 52 ص 673

#امام_زمان_عج_آوردنیست_نه_آمدنی
#همگي_پا_به_پاي_هم_مژده_بر_پايي_دولت_عشق_را_فرياد_خواهيم_زد
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
https://t.me/joinchat/AAAAAEM8P6P9gegfkUrsjQ

#داستان_ظهور
#قسمت_یازدهم

شیران بیشه ی ایمان می آیند!
کم کم لشکر ده هزار نفری کامل می شود آنها با یکدیگر بسیار مهربان هستند گویی که همه با هم برادرند.
همسفرم آیا اجازه می دهی من در مورد افراد این لشکر سخن بگویم؟ آنان در مقابل دستور امام تسلیم هستند و سخنان امام را با گوش جان می پذیرند. افراد شجاع و دلیر که ذره ایی ترس در دل ندارند آری امام یاران شجاع و با یقین کامل می خواهد افراد ترسو و سست عقیده چه کمکی به این حرکت عظیم می تواند بکنند؟ لشکریان امام چنان در عقیده و ایمان خود استوارند که شیطان هرگز نمیتواند آن ها را وسوسه کند اینان شیران بیشه ی ایمان و یاوران راستین حق و حقیقت هستند اگر شبها به کنارشان بروی می بینی که مشغول عبادت هستند و صدای گریه و مناجات آن ها شنیده می شود و در روز چون شیران دلیر به میدان می آیند و از هیچ چیز واهمه و ترس ندارند برای شهادت دعا می کنند و آرزویشان این است که در رکاب امام به فیض شهادت برسند. براستی که چه سعادتی بالاتر از این که انسان جان خویش را فدای مولای خود کند؟ آیا در این دنیای فانی آرزویی زیبا تر این سراغ داری؟ و واقعا که زندگی انسان با داشتن چنین آرمانی چقد لذت بخش می شود. به هر حال یاران امام همواره دور امام حلقه زده اند و در شرایط سخت یار و یاور آن حضرت هستند کافی ست امام به آنها دستور بدهد آن وقت می بینی که چگونه برای انجام آن دستور سر از پا نمی شناسند خداوند نیروی جسمی بسیار زیادی به آنها داده است تا بتوانند از امام دفاع کنند وقتی که آنها از زمین عبور می کنند آن زمین به سرزمین های دیگر فخر میفروشد و از اینکه یکی از یاران امام زمان از روی او گذشته است به خود مباهات می کند همه از یاران امام فرمانبرداری می کنند حتی پرندگان و حیوانات وحشی.
پایان قسمت یازدهم
لطفا در نشر مطالب مارو یاری کنید.
منابع
1- و این اصحاب القایم یلقی بعضهم بعض کانهم بنو اب و ام -) دلایل الامامه ص 562- الملاحم والفتن ص 380

2- امام صادق (ع) - هم اطوع له من لامه لسیدها.....) - بحارالانوار ج 52 ص 307

3- امام باقر (ع) - لیس من شیء الا و هو مطیع سهم حتی سباع الارض و صباء اطیر...)- بحار الانوار ج 52 ص 673

#امام_زمان_عج_آوردنیست_نه_آمدنی
#همگي_پا_به_پاي_هم_مژده_بر_پايي_دولت_عشق_را_فرياد_خواهيم_زد
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
https://t.me/joinchat/AAAAAEM8P6P9gegfkUrsjQ

.
رول گوشت
اول کمی گوشت رو کوبیدم بعد نمک و ادویه زدم و تکه های نازک پیاز و فلفل دلمه ای داخلش گذاشته و داخل تابه سرخش میکنم گوشت باید نازک باشه .✨💫
🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃 #آرام
#قسمت_یازدهم
واسه همين سعی كردم سوالم رو جور ديگه ای مطرح كنم،
ديگه كنجكاويم بيشتر از اين اجازه نميداد
به مهتاب گفتم:گفته بودی اسمش هوشنگ كريمی؟درسته يا نه؟
مهتاب به يه نقطه خيره شده بود بعد از يه مكث كوتاهی به صورت من نگاه كرد و آروم گفت:هوشنگ…آره…هوشنگ…
بعد با قيافه ی متعجب با صدای بلند پرسيد:من اسم هوشنگ رو بهت نگفته بودم،تو از كجا ميدونی؟تو از كجا ميشناسيش؟هان؟
مهتاب عصبانيتش بهش غلبه كرده بود و همش ميپرسيد تو از كجا اسمشو ميدونی؟
سعی كردم آرومش كنم،يه ليوان آب سرد بهش دادم،بعد از چند دقيقه آروم شد
گفتم:مهتاب تو مطمئنی كه خودشه؟
گفت:آره،خود عوضيشه،هوشنگ كريمی،اما تو از كجا ميشناسيش آرام؟
باورم نميشد!چه جوری پدر حامد تونسته بود اينكارو كنه،چه جوری؟
به صورت مهتاب خيره شده بودم،زنی كه به خاطر پدر حامد هم زندگيش نابود شده بود و هم ديگه دخترش رو نديده بود
تصميم گرفتم به مهتاب نگم كه من عروس هوشنگ كريمی ام،مردی كه تو رو به اين روز انداخت
گفتم اون مرد از دوستای پدرمه و من دورادور باهاش آشنايی دارم
اينقدر شوكه بودم كه نميتونستم بيشتر از اون مشاوره رو ادامه بدم،مهتاب رو فرستادم بره
مستانه برای دو روز بعد بهش وقت داد
خيلی ذهنم درگير شده بود،شكی كه داشتم تبديل به يقين شده بود و من نميدونستم بايد چيكار كنم
داشتم فكر ميكردم اين قضيه رو به حامد بگم يا نه
اما ديدم من هنوز همه ی ماجرا رو نميدونستم و نميدونستم كه بعد از اون چه اتفاقاتی براي مهتاب افتاده
و اگه ماجرا رو برای حامد تعريف كنم به خاطر ظلمی كه در حق مهتاب و دخترش شده ساكت نميشينه و ميره سراغ پدرش و اين ميتونست برای مهتاب خطرناک باشه
برای همين تصميم گرفتم كه فعلا چيزی به حامد نگم،اما ميتونستم يه چيزايی در مورد پدرش ازش بپرسم.
حامد اومده بود دنبالم و پايين مطب منتظر بود
وقتی داشتم از مطب ميومدم بيرون مستانه بهم گفت به آقا حامد سلام برسونين
منم لبخند كوچيكی زدم و خدافظی كردم
توی دلم گفتم:حتما سلامتو ميرسونم،به همين خيال باش
كه بتونی بين منو حامد باشی
سوار ماشين شدم
حامد خيلی خسته بود،
برگشت و با عشق نگام كرد گفت:امروز خيلی خسته شدم سر پروژه ولی تو رو كه ميبينم همه ي خستگيم در ميره
با شيطنت گفتم:معلومه!بايدم در بره!
پرسيدم حال پدرت چطور بود؟
گفت خوب بود برات سلام رسوند،گفتم كاش دعوتش ميكردی امشب بياد خونه ی ما،بيچاره خيلی تنهاس!
ادامه

#داستان_ظهور
#قسمت_یازدهم

شیران بیشه ی ایمان می آیند!
کم کم لشکر ده هزار نفری کامل می شود آنها با یکدیگر بسیار مهربان هستند گویی که همه با هم برادرند.
همسفرم آیا اجازه می دهی من در مورد افراد این لشکر سخن بگویم؟ آنان در مقابل دستور امام تسلیم هستند و سخنان امام را با گوش جان می پذیرند. افراد شجاع و دلیر که ذره ایی ترس در دل ندارند آری امام یاران شجاع و با یقین کامل می خواهد افراد ترسو و سست عقیده چه کمکی به این حرکت عظیم می تواند بکنند؟ لشکریان امام چنان در عقیده و ایمان خود استوارند که شیطان هرگز نمیتواند آن ها را وسوسه کند اینان شیران بیشه ی ایمان و یاوران راستین حق و حقیقت هستند اگر شبها به کنارشان بروی می بینی که مشغول عبادت هستند و صدای گریه و مناجات آن ها شنیده می شود و در روز چون شیران دلیر به میدان می آیند و از هیچ چیز واهمه و ترس ندارند برای شهادت دعا می کنند و آرزویشان این است که در رکاب امام به فیض شهادت برسند. براستی که چه سعادتی بالاتر از این که انسان جان خویش را فدای مولای خود کند؟ آیا در این دنیای فانی آرزویی زیبا تر این سراغ داری؟ و واقعا که زندگی انسان با داشتن چنین آرمانی چقد لذت بخش می شود. به هر حال یاران امام همواره دور امام حلقه زده اند و در شرایط سخت یار و یاور آن حضرت هستند کافی ست امام به آنها دستور بدهد آن وقت می بینی که چگونه برای انجام آن دستور سر از پا نمی شناسند خداوند نیروی جسمی بسیار زیادی به آنها داده است تا بتوانند از امام دفاع کنند وقتی که آنها از زمین عبور می کنند آن زمین به سرزمین های دیگر فخر میفروشد و از اینکه یکی از یاران امام زمان از روی او گذشته است به خود مباهات می کند همه از یاران امام فرمانبرداری می کنند حتی پرندگان و حیوانات وحشی.
پایان قسمت یازدهم
لطفا در نشر مطالب مارو یاری کنید.
منابع
1- و این اصحاب القایم یلقی بعضهم بعض کانهم بنو اب و ام -) دلایل الامامه ص 562- الملاحم والفتن ص 380

2- امام صادق (ع) - هم اطوع له من لامه لسیدها.....) - بحارالانوار ج 52 ص 307

3- امام باقر (ع) - لیس من شیء الا و هو مطیع سهم حتی سباع الارض و صباء اطیر...)- بحار الانوار ج 52 ص 673

#امام_زمان_عج_آوردنیست_نه_آمدنی
#همگي_پا_به_پاي_هم_مژده_بر_پايي_دولت_عشق_را_فرياد_خواهيم_زد
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج

#داستان_ظهور
#قسمت_یازدهم

شیران بیشه ی ایمان می آیند!
کم کم لشکر ده هزار نفری کامل می شود آنها با یکدیگر بسیار مهربان هستند گویی که همه با هم برادرند.
همسفرم آیا اجازه می دهی من در مورد افراد این لشکر سخن بگویم؟ آنان در مقابل دستور امام تسلیم هستند و سخنان امام را با گوش جان می پذیرند. افراد شجاع و دلیر که ذره ایی ترس در دل ندارند آری امام یاران شجاع و با یقین کامل می خواهد افراد ترسو و سست عقیده چه کمکی به این حرکت عظیم می تواند بکنند؟ لشکریان امام چنان در عقیده و ایمان خود استوارند که شیطان هرگز نمیتواند آن ها را وسوسه کند اینان شیران بیشه ی ایمان و یاوران راستین حق و حقیقت هستند اگر شبها به کنارشان بروی می بینی که مشغول عبادت هستند و صدای گریه و مناجات آن ها شنیده می شود و در روز چون شیران دلیر به میدان می آیند و از هیچ چیز واهمه و ترس ندارند برای شهادت دعا می کنند و آرزویشان این است که در رکاب امام به فیض شهادت برسند. براستی که چه سعادتی بالاتر از این که انسان جان خویش را فدای مولای خود کند؟ آیا در این دنیای فانی آرزویی زیبا تر این سراغ داری؟ و واقعا که زندگی انسان با داشتن چنین آرمانی چقد لذت بخش می شود. به هر حال یاران امام همواره دور امام حلقه زده اند و در شرایط سخت یار و یاور آن حضرت هستند کافی ست امام به آنها دستور بدهد آن وقت می بینی که چگونه برای انجام آن دستور سر از پا نمی شناسند خداوند نیروی جسمی بسیار زیادی به آنها داده است تا بتوانند از امام دفاع کنند وقتی که آنها از زمین عبور می کنند آن زمین به سرزمین های دیگر فخر میفروشد و از اینکه یکی از یاران امام زمان از روی او گذشته است به خود مباهات می کند همه از یاران امام فرمانبرداری می کنند حتی پرندگان و حیوانات وحشی.
پایان قسمت یازدهم
لطفا در نشر مطالب مارو یاری کنید.
منابع
1- و این اصحاب القایم یلقی بعضهم بعض کانهم بنو اب و ام -) دلایل الامامه ص 562- الملاحم والفتن ص 380

2- امام صادق (ع) - هم اطوع له من لامه لسیدها.....) - بحارالانوار ج 52 ص 307

3- امام باقر (ع) - لیس من شیء الا و هو مطیع سهم حتی سباع الارض و صباء اطیر...)- بحار الانوار ج 52 ص 673

#امام_زمان_عج_آوردنیست_نه_آمدنی
#همگي_پا_به_پاي_هم_مژده_بر_پايي_دولت_عشق_را_فرياد_خواهيم_زد
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج

#داستان_ظهور
#قسمت_یازدهم

شیران بیشه ی ایمان می آیند!
کم کم لشکر ده هزار نفری کامل می شود آنها با یکدیگر بسیار مهربان هستند گویی که همه با هم برادرند.
همسفرم آیا اجازه می دهی من در مورد افراد این لشکر سخن بگویم؟ آنان در مقابل دستور امام تسلیم هستند و سخنان امام را با گوش جان می پذیرند. افراد شجاع و دلیر که ذره ایی ترس در دل ندارند آری امام یاران شجاع و با یقین کامل می خواهد افراد ترسو و سست عقیده چه کمکی به این حرکت عظیم می تواند بکنند؟ لشکریان امام چنان در عقیده و ایمان خود استوارند که شیطان هرگز نمیتواند آن ها را وسوسه کند اینان شیران بیشه ی ایمان و یاوران راستین حق و حقیقت هستند اگر شبها به کنارشان بروی می بینی که مشغول عبادت هستند و صدای گریه و مناجات آن ها شنیده می شود و در روز چون شیران دلیر به میدان می آیند و از هیچ چیز واهمه و ترس ندارند برای شهادت دعا می کنند و آرزویشان این است که در رکاب امام به فیض شهادت برسند. براستی که چه سعادتی بالاتر از این که انسان جان خویش را فدای مولای خود کند؟ آیا در این دنیای فانی آرزویی زیبا تر این سراغ داری؟ و واقعا که زندگی انسان با داشتن چنین آرمانی چقد لذت بخش می شود. به هر حال یاران امام همواره دور امام حلقه زده اند و در شرایط سخت یار و یاور آن حضرت هستند کافی ست امام به آنها دستور بدهد آن وقت می بینی که چگونه برای انجام آن دستور سر از پا نمی شناسند خداوند نیروی جسمی بسیار زیادی به آنها داده است تا بتوانند از امام دفاع کنند وقتی که آنها از زمین عبور می کنند آن زمین به سرزمین های دیگر فخر میفروشد و از اینکه یکی از یاران امام زمان از روی او گذشته است به خود مباهات می کند همه از یاران امام فرمانبرداری می کنند حتی پرندگان و حیوانات وحشی.
پایان قسمت یازدهم
لطفا در نشر مطالب مارو یاری کنید.
منابع
1- و این اصحاب القایم یلقی بعضهم بعض کانهم بنو اب و ام -) دلایل الامامه ص 562- الملاحم والفتن ص 380

2- امام صادق (ع) - هم اطوع له من لامه لسیدها.....) - بحارالانوار ج 52 ص 307

3- امام باقر (ع) - لیس من شیء الا و هو مطیع سهم حتی سباع الارض و صباء اطیر...)- بحار الانوار ج 52 ص 673

#امام_زمان_عج_آوردنیست_نه_آمدنی
#همگي_پا_به_پاي_هم_مژده_بر_پايي_دولت_عشق_را_فرياد_خواهيم_زد
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
https://t.me/joinchat/AAAAAEM8P6P9gegfkUrsjQ

#داستان_ظهور
#قسمت_یازدهم

شیران بیشه ی ایمان می آیند!
کم کم لشکر ده هزار نفری کامل می شود آنها با یکدیگر بسیار مهربان هستند گویی که همه با هم برادرند.
همسفرم آیا اجازه می دهی من در مورد افراد این لشکر سخن بگویم؟ آنان در مقابل دستور امام تسلیم هستند و سخنان امام را با گوش جان می پذیرند. افراد شجاع و دلیر که ذره ایی ترس در دل ندارند آری امام یاران شجاع و با یقین کامل می خواهد افراد ترسو و سست عقیده چه کمکی به این حرکت عظیم می تواند بکنند؟ لشکریان امام چنان در عقیده و ایمان خود استوارند که شیطان هرگز نمیتواند آن ها را وسوسه کند اینان شیران بیشه ی ایمان و یاوران راستین حق و حقیقت هستند اگر شبها به کنارشان بروی می بینی که مشغول عبادت هستند و صدای گریه و مناجات آن ها شنیده می شود و در روز چون شیران دلیر به میدان می آیند و از هیچ چیز واهمه و ترس ندارند برای شهادت دعا می کنند و آرزویشان این است که در رکاب امام به فیض شهادت برسند. براستی که چه سعادتی بالاتر از این که انسان جان خویش را فدای مولای خود کند؟ آیا در این دنیای فانی آرزویی زیبا تر این سراغ داری؟ و واقعا که زندگی انسان با داشتن چنین آرمانی چقد لذت بخش می شود. به هر حال یاران امام همواره دور امام حلقه زده اند و در شرایط سخت یار و یاور آن حضرت هستند کافی ست امام به آنها دستور بدهد آن وقت می بینی که چگونه برای انجام آن دستور سر از پا نمی شناسند خداوند نیروی جسمی بسیار زیادی به آنها داده است تا بتوانند از امام دفاع کنند وقتی که آنها از زمین عبور می کنند آن زمین به سرزمین های دیگر فخر میفروشد و از اینکه یکی از یاران امام زمان از روی او گذشته است به خود مباهات می کند همه از یاران امام فرمانبرداری می کنند حتی پرندگان و حیوانات وحشی.
پایان قسمت یازدهم
لطفا در نشر مطالب مارو یاری کنید.
منابع
1- و این اصحاب القایم یلقی بعضهم بعض کانهم بنو اب و ام -) دلایل الامامه ص 562- الملاحم والفتن ص 380

2- امام صادق (ع) - هم اطوع له من لامه لسیدها.....) - بحارالانوار ج 52 ص 307

3- امام باقر (ع) - لیس من شیء الا و هو مطیع سهم حتی سباع الارض و صباء اطیر...)- بحار الانوار ج 52 ص 673

#امام_زمان_عج_آوردنیست_نه_آمدنی
#همگي_پا_به_پاي_هم_مژده_بر_پايي_دولت_عشق_را_فرياد_خواهيم_زد
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج

#داستان_ظهور
#قسمت_یازدهم

شیران بیشه ی ایمان می آیند!
کم کم لشکر ده هزار نفری کامل می شود آنها با یکدیگر بسیار مهربان هستند گویی که همه با هم برادرند.
همسفرم آیا اجازه می دهی من در مورد افراد این لشکر سخن بگویم؟ آنان در مقابل دستور امام تسلیم هستند و سخنان امام را با گوش جان می پذیرند. افراد شجاع و دلیر که ذره ایی ترس در دل ندارند آری امام یاران شجاع و با یقین کامل می خواهد افراد ترسو و سست عقیده چه کمکی به این حرکت عظیم می تواند بکنند؟ لشکریان امام چنان در عقیده و ایمان خود استوارند که شیطان هرگز نمیتواند آن ها را وسوسه کند اینان شیران بیشه ی ایمان و یاوران راستین حق و حقیقت هستند اگر شبها به کنارشان بروی می بینی که مشغول عبادت هستند و صدای گریه و مناجات آن ها شنیده می شود و در روز چون شیران دلیر به میدان می آیند و از هیچ چیز واهمه و ترس ندارند برای شهادت دعا می کنند و آرزویشان این است که در رکاب امام به فیض شهادت برسند. براستی که چه سعادتی بالاتر از این که انسان جان خویش را فدای مولای خود کند؟ آیا در این دنیای فانی آرزویی زیبا تر این سراغ داری؟ و واقعا که زندگی انسان با داشتن چنین آرمانی چقد لذت بخش می شود. به هر حال یاران امام همواره دور امام حلقه زده اند و در شرایط سخت یار و یاور آن حضرت هستند کافی ست امام به آنها دستور بدهد آن وقت می بینی که چگونه برای انجام آن دستور سر از پا نمی شناسند خداوند نیروی جسمی بسیار زیادی به آنها داده است تا بتوانند از امام دفاع کنند وقتی که آنها از زمین عبور می کنند آن زمین به سرزمین های دیگر فخر میفروشد و از اینکه یکی از یاران امام زمان از روی او گذشته است به خود مباهات می کند همه از یاران امام فرمانبرداری می کنند حتی پرندگان و حیوانات وحشی.
پایان قسمت یازدهم
لطفا در نشر مطالب مارو یاری کنید.
منابع
1- و این اصحاب القایم یلقی بعضهم بعض کانهم بنو اب و ام -) دلایل الامامه ص 562- الملاحم والفتن ص 380

2- امام صادق (ع) - هم اطوع له من لامه لسیدها.....) - بحارالانوار ج 52 ص 307

3- امام باقر (ع) - لیس من شیء الا و هو مطیع سهم حتی سباع الارض و صباء اطیر...)- بحار الانوار ج 52 ص 673

#امام_زمان_عج_آوردنیست_نه_آمدنی
#همگي_پا_به_پاي_هم_مژده_بر_پايي_دولت_عشق_را_فرياد_خواهيم_زد
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
https://t.me/joinchat/AAAAAEM8P6P9gegfkUrsjQ

#داستان_ظهور
#قسمت_یازدهم

شیران بیشه ی ایمان می آیند!
کم کم لشکر ده هزار نفری کامل می شود آنها با یکدیگر بسیار مهربان هستند گویی که همه با هم برادرند.
همسفرم آیا اجازه می دهی من در مورد افراد این لشکر سخن بگویم؟ آنان در مقابل دستور امام تسلیم هستند و سخنان امام را با گوش جان می پذیرند. افراد شجاع و دلیر که ذره ایی ترس در دل ندارند آری امام یاران شجاع و با یقین کامل می خواهد افراد ترسو و سست عقیده چه کمکی به این حرکت عظیم می تواند بکنند؟ لشکریان امام چنان در عقیده و ایمان خود استوارند که شیطان هرگز نمیتواند آن ها را وسوسه کند اینان شیران بیشه ی ایمان و یاوران راستین حق و حقیقت هستند اگر شبها به کنارشان بروی می بینی که مشغول عبادت هستند و صدای گریه و مناجات آن ها شنیده می شود و در روز چون شیران دلیر به میدان می آیند و از هیچ چیز واهمه و ترس ندارند برای شهادت دعا می کنند و آرزویشان این است که در رکاب امام به فیض شهادت برسند. براستی که چه سعادتی بالاتر از این که انسان جان خویش را فدای مولای خود کند؟ آیا در این دنیای فانی آرزویی زیبا تر این سراغ داری؟ و واقعا که زندگی انسان با داشتن چنین آرمانی چقد لذت بخش می شود. به هر حال یاران امام همواره دور امام حلقه زده اند و در شرایط سخت یار و یاور آن حضرت هستند کافی ست امام به آنها دستور بدهد آن وقت می بینی که چگونه برای انجام آن دستور سر از پا نمی شناسند خداوند نیروی جسمی بسیار زیادی به آنها داده است تا بتوانند از امام دفاع کنند وقتی که آنها از زمین عبور می کنند آن زمین به سرزمین های دیگر فخر میفروشد و از اینکه یکی از یاران امام زمان از روی او گذشته است به خود مباهات می کند همه از یاران امام فرمانبرداری می کنند حتی پرندگان و حیوانات وحشی.
پایان قسمت یازدهم
لطفا در نشر مطالب مارو یاری کنید.
منابع
1- و این اصحاب القایم یلقی بعضهم بعض کانهم بنو اب و ام -) دلایل الامامه ص 562- الملاحم والفتن ص 380

2- امام صادق (ع) - هم اطوع له من لامه لسیدها.....) - بحارالانوار ج 52 ص 307

3- امام باقر (ع) - لیس من شیء الا و هو مطیع سهم حتی سباع الارض و صباء اطیر...)- بحار الانوار ج 52 ص 673

#امام_زمان_عج_آوردنیست_نه_آمدنی
#همگي_پا_به_پاي_هم_مژده_بر_پايي_دولت_عشق_را_فرياد_خواهيم_زد
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج

#داستان_ظهور
#قسمت_یازدهم

شیران بیشه ی ایمان می آیند!
کم کم لشکر ده هزار نفری کامل می شود آنها با یکدیگر بسیار مهربان هستند گویی که همه با هم برادرند.
همسفرم آیا اجازه می دهی من در مورد افراد این لشکر سخن بگویم؟ آنان در مقابل دستور امام تسلیم هستند و سخنان امام را با گوش جان می پذیرند. افراد شجاع و دلیر که ذره ایی ترس در دل ندارند آری امام یاران شجاع و با یقین کامل می خواهد افراد ترسو و سست عقیده چه کمکی به این حرکت عظیم می تواند بکنند؟ لشکریان امام چنان در عقیده و ایمان خود استوارند که شیطان هرگز نمیتواند آن ها را وسوسه کند اینان شیران بیشه ی ایمان و یاوران راستین حق و حقیقت هستند اگر شبها به کنارشان بروی می بینی که مشغول عبادت هستند و صدای گریه و مناجات آن ها شنیده می شود و در روز چون شیران دلیر به میدان می آیند و از هیچ چیز واهمه و ترس ندارند برای شهادت دعا می کنند و آرزویشان این است که در رکاب امام به فیض شهادت برسند. براستی که چه سعادتی بالاتر از این که انسان جان خویش را فدای مولای خود کند؟ آیا در این دنیای فانی آرزویی زیبا تر این سراغ داری؟ و واقعا که زندگی انسان با داشتن چنین آرمانی چقد لذت بخش می شود. به هر حال یاران امام همواره دور امام حلقه زده اند و در شرایط سخت یار و یاور آن حضرت هستند کافی ست امام به آنها دستور بدهد آن وقت می بینی که چگونه برای انجام آن دستور سر از پا نمی شناسند خداوند نیروی جسمی بسیار زیادی به آنها داده است تا بتوانند از امام دفاع کنند وقتی که آنها از زمین عبور می کنند آن زمین به سرزمین های دیگر فخر میفروشد و از اینکه یکی از یاران امام زمان از روی او گذشته است به خود مباهات می کند همه از یاران امام فرمانبرداری می کنند حتی پرندگان و حیوانات وحشی.
پایان قسمت یازدهم
لطفا در نشر مطالب مارو یاری کنید.
منابع
1- و این اصحاب القایم یلقی بعضهم بعض کانهم بنو اب و ام -) دلایل الامامه ص 562- الملاحم والفتن ص 380

2- امام صادق (ع) - هم اطوع له من لامه لسیدها.....) - بحارالانوار ج 52 ص 307

3- امام باقر (ع) - لیس من شیء الا و هو مطیع سهم حتی سباع الارض و صباء اطیر...)- بحار الانوار ج 52 ص 673

#امام_زمان_عج_آوردنیست_نه_آمدنی
#همگي_پا_به_پاي_هم_مژده_بر_پايي_دولت_عشق_را_فرياد_خواهيم_زد
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج

#داستان_ظهور
#قسمت_یازدهم

شیران بیشه ی ایمان می آیند!
کم کم لشکر ده هزار نفری کامل می شود آنها با یکدیگر بسیار مهربان هستند گویی که همه با هم برادرند.
همسفرم آیا اجازه می دهی من در مورد افراد این لشکر سخن بگویم؟ آنان در مقابل دستور امام تسلیم هستند و سخنان امام را با گوش جان می پذیرند. افراد شجاع و دلیر که ذره ایی ترس در دل ندارند آری امام یاران شجاع و با یقین کامل می خواهد افراد ترسو و سست عقیده چه کمکی به این حرکت عظیم می تواند بکنند؟ لشکریان امام چنان در عقیده و ایمان خود استوارند که شیطان هرگز نمیتواند آن ها را وسوسه کند اینان شیران بیشه ی ایمان و یاوران راستین حق و حقیقت هستند اگر شبها به کنارشان بروی می بینی که مشغول عبادت هستند و صدای گریه و مناجات آن ها شنیده می شود و در روز چون شیران دلیر به میدان می آیند و از هیچ چیز واهمه و ترس ندارند برای شهادت دعا می کنند و آرزویشان این است که در رکاب امام به فیض شهادت برسند. براستی که چه سعادتی بالاتر از این که انسان جان خویش را فدای مولای خود کند؟ آیا در این دنیای فانی آرزویی زیبا تر این سراغ داری؟ و واقعا که زندگی انسان با داشتن چنین آرمانی چقد لذت بخش می شود. به هر حال یاران امام همواره دور امام حلقه زده اند و در شرایط سخت یار و یاور آن حضرت هستند کافی ست امام به آنها دستور بدهد آن وقت می بینی که چگونه برای انجام آن دستور سر از پا نمی شناسند خداوند نیروی جسمی بسیار زیادی به آنها داده است تا بتوانند از امام دفاع کنند وقتی که آنها از زمین عبور می کنند آن زمین به سرزمین های دیگر فخر میفروشد و از اینکه یکی از یاران امام زمان از روی او گذشته است به خود مباهات می کند همه از یاران امام فرمانبرداری می کنند حتی پرندگان و حیوانات وحشی.
پایان قسمت یازدهم
لطفا در نشر مطالب مارو یاری کنید.
منابع
1- و این اصحاب القایم یلقی بعضهم بعض کانهم بنو اب و ام -) دلایل الامامه ص 562- الملاحم والفتن ص 380

2- امام صادق (ع) - هم اطوع له من لامه لسیدها.....) - بحارالانوار ج 52 ص 307

3- امام باقر (ع) - لیس من شیء الا و هو مطیع سهم حتی سباع الارض و صباء اطیر...)- بحار الانوار ج 52 ص 673

#امام_زمان_عج_آوردنیست_نه_آمدنی
#همگي_پا_به_پاي_هم_مژده_بر_پايي_دولت_عشق_را_فرياد_خواهيم_زد
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج

#داستان_ظهور
#قسمت_یازدهم

شیران بیشه ی ایمان می آیند!
کم کم لشکر ده هزار نفری کامل می شود آنها با یکدیگر بسیار مهربان هستند گویی که همه با هم برادرند.
همسفرم آیا اجازه می دهی من در مورد افراد این لشکر سخن بگویم؟ آنان در مقابل دستور امام تسلیم هستند و سخنان امام را با گوش جان می پذیرند. افراد شجاع و دلیر که ذره ایی ترس در دل ندارند آری امام یاران شجاع و با یقین کامل می خواهد افراد ترسو و سست عقیده چه کمکی به این حرکت عظیم می تواند بکنند؟ لشکریان امام چنان در عقیده و ایمان خود استوارند که شیطان هرگز نمیتواند آن ها را وسوسه کند اینان شیران بیشه ی ایمان و یاوران راستین حق و حقیقت هستند اگر شبها به کنارشان بروی می بینی که مشغول عبادت هستند و صدای گریه و مناجات آن ها شنیده می شود و در روز چون شیران دلیر به میدان می آیند و از هیچ چیز واهمه و ترس ندارند برای شهادت دعا می کنند و آرزویشان این است که در رکاب امام به فیض شهادت برسند. براستی که چه سعادتی بالاتر از این که انسان جان خویش را فدای مولای خود کند؟ آیا در این دنیای فانی آرزویی زیبا تر این سراغ داری؟ و واقعا که زندگی انسان با داشتن چنین آرمانی چقد لذت بخش می شود. به هر حال یاران امام همواره دور امام حلقه زده اند و در شرایط سخت یار و یاور آن حضرت هستند کافی ست امام به آنها دستور بدهد آن وقت می بینی که چگونه برای انجام آن دستور سر از پا نمی شناسند خداوند نیروی جسمی بسیار زیادی به آنها داده است تا بتوانند از امام دفاع کنند وقتی که آنها از زمین عبور می کنند آن زمین به سرزمین های دیگر فخر میفروشد و از اینکه یکی از یاران امام زمان از روی او گذشته است به خود مباهات می کند همه از یاران امام فرمانبرداری می کنند حتی پرندگان و حیوانات وحشی.
پایان قسمت یازدهم
لطفا در نشر مطالب مارو یاری کنید.
منابع
1- و این اصحاب القایم یلقی بعضهم بعض کانهم بنو اب و ام -) دلایل الامامه ص 562- الملاحم والفتن ص 380

2- امام صادق (ع) - هم اطوع له من لامه لسیدها.....) - بحارالانوار ج 52 ص 307

3- امام باقر (ع) - لیس من شیء الا و هو مطیع سهم حتی سباع الارض و صباء اطیر...)- بحار الانوار ج 52 ص 673

#امام_زمان_عج_آوردنیست_نه_آمدنی
#همگي_پا_به_پاي_هم_مژده_بر_پايي_دولت_عشق_را_فرياد_خواهيم_زد
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
https://t.me/joinchat/AAAAAEM8P6P9gegfkUrsjQ

#داستان_ظهور
#قسمت_یازدهم

شیران بیشه ی ایمان می آیند!
کم کم لشکر ده هزار نفری کامل می شود آنها با یکدیگر بسیار مهربان هستند گویی که همه با هم برادرند.
همسفرم آیا اجازه می دهی من در مورد افراد این لشکر سخن بگویم؟ آنان در مقابل دستور امام تسلیم هستند و سخنان امام را با گوش جان می پذیرند. افراد شجاع و دلیر که ذره ایی ترس در دل ندارند آری امام یاران شجاع و با یقین کامل می خواهد افراد ترسو و سست عقیده چه کمکی به این حرکت عظیم می تواند بکنند؟ لشکریان امام چنان در عقیده و ایمان خود استوارند که شیطان هرگز نمیتواند آن ها را وسوسه کند اینان شیران بیشه ی ایمان و یاوران راستین حق و حقیقت هستند اگر شبها به کنارشان بروی می بینی که مشغول عبادت هستند و صدای گریه و مناجات آن ها شنیده می شود و در روز چون شیران دلیر به میدان می آیند و از هیچ چیز واهمه و ترس ندارند برای شهادت دعا می کنند و آرزویشان این است که در رکاب امام به فیض شهادت برسند. براستی که چه سعادتی بالاتر از این که انسان جان خویش را فدای مولای خود کند؟ آیا در این دنیای فانی آرزویی زیبا تر این سراغ داری؟ و واقعا که زندگی انسان با داشتن چنین آرمانی چقد لذت بخش می شود. به هر حال یاران امام همواره دور امام حلقه زده اند و در شرایط سخت یار و یاور آن حضرت هستند کافی ست امام به آنها دستور بدهد آن وقت می بینی که چگونه برای انجام آن دستور سر از پا نمی شناسند خداوند نیروی جسمی بسیار زیادی به آنها داده است تا بتوانند از امام دفاع کنند وقتی که آنها از زمین عبور می کنند آن زمین به سرزمین های دیگر فخر میفروشد و از اینکه یکی از یاران امام زمان از روی او گذشته است به خود مباهات می کند همه از یاران امام فرمانبرداری می کنند حتی پرندگان و حیوانات وحشی.
پایان قسمت یازدهم
لطفا در نشر مطالب مارو یاری کنید.
منابع
1- و این اصحاب القایم یلقی بعضهم بعض کانهم بنو اب و ام -) دلایل الامامه ص 562- الملاحم والفتن ص 380

2- امام صادق (ع) - هم اطوع له من لامه لسیدها.....) - بحارالانوار ج 52 ص 307

3- امام باقر (ع) - لیس من شیء الا و هو مطیع سهم حتی سباع الارض و صباء اطیر...)- بحار الانوار ج 52 ص 673

#امام_زمان_عج_آوردنیست_نه_آمدنی
#همگي_پا_به_پاي_هم_مژده_بر_پايي_دولت_عشق_را_فرياد_خواهيم_زد
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
https://t.me/joinchat/AAAAAEM8P6P9gegfkUrsjQ

#داستان_ظهور
#قسمت_یازدهم

شیران بیشه ی ایمان می آیند!
کم کم لشکر ده هزار نفری کامل می شود آنها با یکدیگر بسیار مهربان هستند گویی که همه با هم برادرند.
همسفرم آیا اجازه می دهی من در مورد افراد این لشکر سخن بگویم؟ آنان در مقابل دستور امام تسلیم هستند و سخنان امام را با گوش جان می پذیرند. افراد شجاع و دلیر که ذره ایی ترس در دل ندارند آری امام یاران شجاع و با یقین کامل می خواهد افراد ترسو و سست عقیده چه کمکی به این حرکت عظیم می تواند بکنند؟ لشکریان امام چنان در عقیده و ایمان خود استوارند که شیطان هرگز نمیتواند آن ها را وسوسه کند اینان شیران بیشه ی ایمان و یاوران راستین حق و حقیقت هستند اگر شبها به کنارشان بروی می بینی که مشغول عبادت هستند و صدای گریه و مناجات آن ها شنیده می شود و در روز چون شیران دلیر به میدان می آیند و از هیچ چیز واهمه و ترس ندارند برای شهادت دعا می کنند و آرزویشان این است که در رکاب امام به فیض شهادت برسند. براستی که چه سعادتی بالاتر از این که انسان جان خویش را فدای مولای خود کند؟ آیا در این دنیای فانی آرزویی زیبا تر این سراغ داری؟ و واقعا که زندگی انسان با داشتن چنین آرمانی چقد لذت بخش می شود. به هر حال یاران امام همواره دور امام حلقه زده اند و در شرایط سخت یار و یاور آن حضرت هستند کافی ست امام به آنها دستور بدهد آن وقت می بینی که چگونه برای انجام آن دستور سر از پا نمی شناسند خداوند نیروی جسمی بسیار زیادی به آنها داده است تا بتوانند از امام دفاع کنند وقتی که آنها از زمین عبور می کنند آن زمین به سرزمین های دیگر فخر میفروشد و از اینکه یکی از یاران امام زمان از روی او گذشته است به خود مباهات می کند همه از یاران امام فرمانبرداری می کنند حتی پرندگان و حیوانات وحشی.
پایان قسمت یازدهم
لطفا در نشر مطالب مارو یاری کنید.
منابع
1- و این اصحاب القایم یلقی بعضهم بعض کانهم بنو اب و ام -) دلایل الامامه ص 562- الملاحم والفتن ص 380

2- امام صادق (ع) - هم اطوع له من لامه لسیدها.....) - بحارالانوار ج 52 ص 307

3- امام باقر (ع) - لیس من شیء الا و هو مطیع سهم حتی سباع الارض و صباء اطیر...)- بحار الانوار ج 52 ص 673

#امام_زمان_عج_آوردنیست_نه_آمدنی
#همگي_پا_به_پاي_هم_مژده_بر_پايي_دولت_عشق_را_فرياد_خواهيم_زد
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
https://t.me/joinchat/AAAAAEM8P6P9gegfkUrsjQ

#داستان_ظهور
#قسمت_یازدهم

شیران بیشه ی ایمان می آیند!
کم کم لشکر ده هزار نفری کامل می شود آنها با یکدیگر بسیار مهربان هستند گویی که همه با هم برادرند.
همسفرم آیا اجازه می دهی من در مورد افراد این لشکر سخن بگویم؟ آنان در مقابل دستور امام تسلیم هستند و سخنان امام را با گوش جان می پذیرند. افراد شجاع و دلیر که ذره ایی ترس در دل ندارند آری امام یاران شجاع و با یقین کامل می خواهد افراد ترسو و سست عقیده چه کمکی به این حرکت عظیم می تواند بکنند؟ لشکریان امام چنان در عقیده و ایمان خود استوارند که شیطان هرگز نمیتواند آن ها را وسوسه کند اینان شیران بیشه ی ایمان و یاوران راستین حق و حقیقت هستند اگر شبها به کنارشان بروی می بینی که مشغول عبادت هستند و صدای گریه و مناجات آن ها شنیده می شود و در روز چون شیران دلیر به میدان می آیند و از هیچ چیز واهمه و ترس ندارند برای شهادت دعا می کنند و آرزویشان این است که در رکاب امام به فیض شهادت برسند. براستی که چه سعادتی بالاتر از این که انسان جان خویش را فدای مولای خود کند؟ آیا در این دنیای فانی آرزویی زیبا تر این سراغ داری؟ و واقعا که زندگی انسان با داشتن چنین آرمانی چقد لذت بخش می شود. به هر حال یاران امام همواره دور امام حلقه زده اند و در شرایط سخت یار و یاور آن حضرت هستند کافی ست امام به آنها دستور بدهد آن وقت می بینی که چگونه برای انجام آن دستور سر از پا نمی شناسند خداوند نیروی جسمی بسیار زیادی به آنها داده است تا بتوانند از امام دفاع کنند وقتی که آنها از زمین عبور می کنند آن زمین به سرزمین های دیگر فخر میفروشد و از اینکه یکی از یاران امام زمان از روی او گذشته است به خود مباهات می کند همه از یاران امام فرمانبرداری می کنند حتی پرندگان و حیوانات وحشی.
پایان قسمت یازدهم
لطفا در نشر مطالب مارو یاری کنید.
منابع
1- و این اصحاب القایم یلقی بعضهم بعض کانهم بنو اب و ام -) دلایل الامامه ص 562- الملاحم والفتن ص 380

2- امام صادق (ع) - هم اطوع له من لامه لسیدها.....) - بحارالانوار ج 52 ص 307

3- امام باقر (ع) - لیس من شیء الا و هو مطیع سهم حتی سباع الارض و صباء اطیر...)- بحار الانوار ج 52 ص 673

#امام_زمان_عج_آوردنیست_نه_آمدنی
#همگي_پا_به_پاي_هم_مژده_بر_پايي_دولت_عشق_را_فرياد_خواهيم_زد
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
https://t.me/joinchat/AAAAAEM8P6P9gegfkUrsjQ

بسم رب المهدی قائم عج

#داستان_ظهور
#قسمت_یازدهم

شیران بیشه ی ایمان می آیند!
کم کم لشکر ده هزار نفری کامل می شود آنها با یکدیگر بسیار مهربان هستند گویی که همه با هم برادرند.
همسفرم آیا اجازه می دهی من در مورد افراد این لشکر سخن بگویم؟ آنان در مقابل دستور امام تسلیم هستند و سخنان امام را با گوش جان می پذیرند. افراد شجاع و دلیر که ذره ایی ترس در دل ندارند آری امام یاران شجاع و با یقین کامل می خواهد افراد ترسو و سست عقیده چه کمکی به این حرکت عظیم می تواند بکنند؟ لشکریان امام چنان در عقیده و ایمان خود استوارند که شیطان هرگز نمیتواند آن ها را وسوسه کند اینان شیران بیشه ی ایمان و یاوران راستین حق و حقیقت هستند اگر شبها به کنارشان بروی می بینی که مشغول عبادت هستند و صدای گریه و مناجات آن ها شنیده می شود و در روز چون شیران دلیر به میدان می آیند و از هیچ چیز واهمه و ترس ندارند برای شهادت دعا می کنند و آرزویشان این است که در رکاب امام به فیض شهادت برسند. براستی که چه سعادتی بالاتر از این که انسان جان خویش را فدای مولای خود کند؟ آیا در این دنیای فانی آرزویی زیبا تر این سراغ داری؟ و واقعا که زندگی انسان با داشتن چنین آرمانی چقد لذت بخش می شود. به هر حال یاران امام همواره دور امام حلقه زده اند و در شرایط سخت یار و یاور آن حضرت هستند کافی ست امام به آنها دستور بدهد آن وقت می بینی که چگونه برای انجام آن دستور سر از پا نمی شناسند خداوند نیروی جسمی بسیار زیادی به آنها داده است تا بتوانند از امام دفاع کنند وقتی که آنها از زمین عبور می کنند آن زمین به سرزمین های دیگر فخر میفروشد و از اینکه یکی از یاران امام زمان از روی او گذشته است به خود مباهات می کند همه از یاران امام فرمانبرداری می کنند حتی پرندگان و حیوانات وحشی.
پایان قسمت یازدهم
لطفا در نشر مطالب مارو یاری کنید.
منابع
1- و این اصحاب القایم یلقی بعضهم بعض کانهم بنو اب و ام -) دلایل الامامه ص 562- الملاحم والفتن ص 380

2- امام صادق (ع) - هم اطوع له من لامه لسیدها.....) - بحارالانوار ج 52 ص 307

3- امام باقر (ع) - لیس من شیء الا و هو مطیع سهم حتی سباع الارض و صباء اطیر...)- بحار الانوار ج 52 ص 673

#امام_زمان_عج_آوردنیست_نه_آمدنی
#همگي_پا_به_پاي_هم_مژده_بر_پايي_دولت_عشق_را_فرياد_خواهيم_زد
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
https://t.me/joinchat/AAAAAEM8P6P9gegfkUrsjQ

#داستان_ظهور
#قسمت_یازدهم

شیران بیشه ی ایمان می آیند!
کم کم لشکر ده هزار نفری کامل می شود آنها با یکدیگر بسیار مهربان هستند گویی که همه با هم برادرند.
همسفرم آیا اجازه می دهی من در مورد افراد این لشکر سخن بگویم؟ آنان در مقابل دستور امام تسلیم هستند و سخنان امام را با گوش جان می پذیرند. افراد شجاع و دلیر که ذره ایی ترس در دل ندارند آری امام یاران شجاع و با یقین کامل می خواهد افراد ترسو و سست عقیده چه کمکی به این حرکت عظیم می تواند بکنند؟ لشکریان امام چنان در عقیده و ایمان خود استوارند که شیطان هرگز نمیتواند آن ها را وسوسه کند اینان شیران بیشه ی ایمان و یاوران راستین حق و حقیقت هستند اگر شبها به کنارشان بروی می بینی که مشغول عبادت هستند و صدای گریه و مناجات آن ها شنیده می شود و در روز چون شیران دلیر به میدان می آیند و از هیچ چیز واهمه و ترس ندارند برای شهادت دعا می کنند و آرزویشان این است که در رکاب امام به فیض شهادت برسند. براستی که چه سعادتی بالاتر از این که انسان جان خویش را فدای مولای خود کند؟ آیا در این دنیای فانی آرزویی زیبا تر این سراغ داری؟ و واقعا که زندگی انسان با داشتن چنین آرمانی چقد لذت بخش می شود. به هر حال یاران امام همواره دور امام حلقه زده اند و در شرایط سخت یار و یاور آن حضرت هستند کافی ست امام به آنها دستور بدهد آن وقت می بینی که چگونه برای انجام آن دستور سر از پا نمی شناسند خداوند نیروی جسمی بسیار زیادی به آنها داده است تا بتوانند از امام دفاع کنند وقتی که آنها از زمین عبور می کنند آن زمین به سرزمین های دیگر فخر میفروشد و از اینکه یکی از یاران امام زمان از روی او گذشته است به خود مباهات می کند همه از یاران امام فرمانبرداری می کنند حتی پرندگان و حیوانات وحشی.
پایان قسمت یازدهم
لطفا در نشر مطالب مارو یاری کنید.
منابع
1- و این اصحاب القایم یلقی بعضهم بعض کانهم بنو اب و ام -) دلایل الامامه ص 562- الملاحم والفتن ص 380

2- امام صادق (ع) - هم اطوع له من لامه لسیدها.....) - بحارالانوار ج 52 ص 307

3- امام باقر (ع) - لیس من شیء الا و هو مطیع سهم حتی سباع الارض و صباء اطیر...)- بحار الانوار ج 52 ص 673

#امام_زمان_عج_آوردنیست_نه_آمدنی
#همگي_پا_به_پاي_هم_مژده_بر_پايي_دولت_عشق_را_فرياد_خواهيم_زد
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج

#داستان_ظهور
#قسمت_یازدهم

شیران بیشه ی ایمان می آیند!
کم کم لشکر ده هزار نفری کامل می شود آنها با یکدیگر بسیار مهربان هستند گویی که همه با هم برادرند.
همسفرم آیا اجازه می دهی من در مورد افراد این لشکر سخن بگویم؟ آنان در مقابل دستور امام تسلیم هستند و سخنان امام را با گوش جان می پذیرند. افراد شجاع و دلیر که ذره ایی ترس در دل ندارند آری امام یاران شجاع و با یقین کامل می خواهد افراد ترسو و سست عقیده چه کمکی به این حرکت عظیم می تواند بکنند؟ لشکریان امام چنان در عقیده و ایمان خود استوارند که شیطان هرگز نمیتواند آن ها را وسوسه کند اینان شیران بیشه ی ایمان و یاوران راستین حق و حقیقت هستند اگر شبها به کنارشان بروی می بینی که مشغول عبادت هستند و صدای گریه و مناجات آن ها شنیده می شود و در روز چون شیران دلیر به میدان می آیند و از هیچ چیز واهمه و ترس ندارند برای شهادت دعا می کنند و آرزویشان این است که در رکاب امام به فیض شهادت برسند. براستی که چه سعادتی بالاتر از این که انسان جان خویش را فدای مولای خود کند؟ آیا در این دنیای فانی آرزویی زیبا تر این سراغ داری؟ و واقعا که زندگی انسان با داشتن چنین آرمانی چقد لذت بخش می شود. به هر حال یاران امام همواره دور امام حلقه زده اند و در شرایط سخت یار و یاور آن حضرت هستند کافی ست امام به آنها دستور بدهد آن وقت می بینی که چگونه برای انجام آن دستور سر از پا نمی شناسند خداوند نیروی جسمی بسیار زیادی به آنها داده است تا بتوانند از امام دفاع کنند وقتی که آنها از زمین عبور می کنند آن زمین به سرزمین های دیگر فخر میفروشد و از اینکه یکی از یاران امام زمان از روی او گذشته است به خود مباهات می کند همه از یاران امام فرمانبرداری می کنند حتی پرندگان و حیوانات وحشی.
پایان قسمت یازدهم
لطفا در نشر مطالب مارو یاری کنید.
منابع
1- و این اصحاب القایم یلقی بعضهم بعض کانهم بنو اب و ام -) دلایل الامامه ص 562- الملاحم والفتن ص 380

2- امام صادق (ع) - هم اطوع له من لامه لسیدها.....) - بحارالانوار ج 52 ص 307

3- امام باقر (ع) - لیس من شیء الا و هو مطیع سهم حتی سباع الارض و صباء اطیر...)- بحار الانوار ج 52 ص 673

#امام_زمان_عج_آوردنیست_نه_آمدنی
#همگي_پا_به_پاي_هم_مژده_بر_پايي_دولت_عشق_را_فرياد_خواهيم_زد
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
https://t.me/joinchat/AAAAAEM8P6P9gegfkUrsjQ

#داستان_ظهور
#قسمت_یازدهم

شیران بیشه ی ایمان می آیند!
کم کم لشکر ده هزار نفری کامل می شود آنها با یکدیگر بسیار مهربان هستند گویی که همه با هم برادرند.
همسفرم آیا اجازه می دهی من در مورد افراد این لشکر سخن بگویم؟ آنان در مقابل دستور امام تسلیم هستند و سخنان امام را با گوش جان می پذیرند. افراد شجاع و دلیر که ذره ایی ترس در دل ندارند آری امام یاران شجاع و با یقین کامل می خواهد افراد ترسو و سست عقیده چه کمکی به این حرکت عظیم می تواند بکنند؟ لشکریان امام چنان در عقیده و ایمان خود استوارند که شیطان هرگز نمیتواند آن ها را وسوسه کند اینان شیران بیشه ی ایمان و یاوران راستین حق و حقیقت هستند اگر شبها به کنارشان بروی می بینی که مشغول عبادت هستند و صدای گریه و مناجات آن ها شنیده می شود و در روز چون شیران دلیر به میدان می آیند و از هیچ چیز واهمه و ترس ندارند برای شهادت دعا می کنند و آرزویشان این است که در رکاب امام به فیض شهادت برسند. براستی که چه سعادتی بالاتر از این که انسان جان خویش را فدای مولای خود کند؟ آیا در این دنیای فانی آرزویی زیبا تر این سراغ داری؟ و واقعا که زندگی انسان با داشتن چنین آرمانی چقد لذت بخش می شود. به هر حال یاران امام همواره دور امام حلقه زده اند و در شرایط سخت یار و یاور آن حضرت هستند کافی ست امام به آنها دستور بدهد آن وقت می بینی که چگونه برای انجام آن دستور سر از پا نمی شناسند خداوند نیروی جسمی بسیار زیادی به آنها داده است تا بتوانند از امام دفاع کنند وقتی که آنها از زمین عبور می کنند آن زمین به سرزمین های دیگر فخر میفروشد و از اینکه یکی از یاران امام زمان از روی او گذشته است به خود مباهات می کند همه از یاران امام فرمانبرداری می کنند حتی پرندگان و حیوانات وحشی.
پایان قسمت یازدهم
لطفا در نشر مطالب مارو یاری کنید.
منابع
1- و این اصحاب القایم یلقی بعضهم بعض کانهم بنو اب و ام -) دلایل الامامه ص 562- الملاحم والفتن ص 380

2- امام صادق (ع) - هم اطوع له من لامه لسیدها.....) - بحارالانوار ج 52 ص 307

3- امام باقر (ع) - لیس من شیء الا و هو مطیع سهم حتی سباع الارض و صباء اطیر...)- بحار الانوار ج 52 ص 673

#امام_زمان_عج_آوردنیست_نه_آمدنی
#همگي_پا_به_پاي_هم_مژده_بر_پايي_دولت_عشق_را_فرياد_خواهيم_زد
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
https://t.me/joinchat/AAAAAEM8P6P9gegfkUrsjQ

#داستان_ظهور
#قسمت_یازدهم

شیران بیشه ی ایمان می آیند!
کم کم لشکر ده هزار نفری کامل می شود آنها با یکدیگر بسیار مهربان هستند گویی که همه با هم برادرند.
همسفرم آیا اجازه می دهی من در مورد افراد این لشکر سخن بگویم؟ آنان در مقابل دستور امام تسلیم هستند و سخنان امام را با گوش جان می پذیرند. افراد شجاع و دلیر که ذره ایی ترس در دل ندارند آری امام یاران شجاع و با یقین کامل می خواهد افراد ترسو و سست عقیده چه کمکی به این حرکت عظیم می تواند بکنند؟ لشکریان امام چنان در عقیده و ایمان خود استوارند که شیطان هرگز نمیتواند آن ها را وسوسه کند اینان شیران بیشه ی ایمان و یاوران راستین حق و حقیقت هستند اگر شبها به کنارشان بروی می بینی که مشغول عبادت هستند و صدای گریه و مناجات آن ها شنیده می شود و در روز چون شیران دلیر به میدان می آیند و از هیچ چیز واهمه و ترس ندارند برای شهادت دعا می کنند و آرزویشان این است که در رکاب امام به فیض شهادت برسند. براستی که چه سعادتی بالاتر از این که انسان جان خویش را فدای مولای خود کند؟ آیا در این دنیای فانی آرزویی زیبا تر این سراغ داری؟ و واقعا که زندگی انسان با داشتن چنین آرمانی چقد لذت بخش می شود. به هر حال یاران امام همواره دور امام حلقه زده اند و در شرایط سخت یار و یاور آن حضرت هستند کافی ست امام به آنها دستور بدهد آن وقت می بینی که چگونه برای انجام آن دستور سر از پا نمی شناسند خداوند نیروی جسمی بسیار زیادی به آنها داده است تا بتوانند از امام دفاع کنند وقتی که آنها از زمین عبور می کنند آن زمین به سرزمین های دیگر فخر میفروشد و از اینکه یکی از یاران امام زمان از روی او گذشته است به خود مباهات می کند همه از یاران امام فرمانبرداری می کنند حتی پرندگان و حیوانات وحشی.
پایان قسمت یازدهم
لطفا در نشر مطالب مارو یاری کنید.
منابع
1- و این اصحاب القایم یلقی بعضهم بعض کانهم بنو اب و ام -) دلایل الامامه ص 562- الملاحم والفتن ص 380

2- امام صادق (ع) - هم اطوع له من لامه لسیدها.....) - بحارالانوار ج 52 ص 307

3- امام باقر (ع) - لیس من شیء الا و هو مطیع سهم حتی سباع الارض و صباء اطیر...)- بحار الانوار ج 52 ص 673

#امام_زمان_عج_آوردنیست_نه_آمدنی
#همگي_پا_به_پاي_هم_مژده_بر_پايي_دولت_عشق_را_فرياد_خواهيم_زد
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج

#داستان_ظهور
#قسمت_یازدهم

شیران بیشه ی ایمان می آیند!
کم کم لشکر ده هزار نفری کامل می شود آنها با یکدیگر بسیار مهربان هستند گویی که همه با هم برادرند.
همسفرم آیا اجازه می دهی من در مورد افراد این لشکر سخن بگویم؟ آنان در مقابل دستور امام تسلیم هستند و سخنان امام را با گوش جان می پذیرند. افراد شجاع و دلیر که ذره ایی ترس در دل ندارند آری امام یاران شجاع و با یقین کامل می خواهد افراد ترسو و سست عقیده چه کمکی به این حرکت عظیم می تواند بکنند؟ لشکریان امام چنان در عقیده و ایمان خود استوارند که شیطان هرگز نمیتواند آن ها را وسوسه کند اینان شیران بیشه ی ایمان و یاوران راستین حق و حقیقت هستند اگر شبها به کنارشان بروی می بینی که مشغول عبادت هستند و صدای گریه و مناجات آن ها شنیده می شود و در روز چون شیران دلیر به میدان می آیند و از هیچ چیز واهمه و ترس ندارند برای شهادت دعا می کنند و آرزویشان این است که در رکاب امام به فیض شهادت برسند. براستی که چه سعادتی بالاتر از این که انسان جان خویش را فدای مولای خود کند؟ آیا در این دنیای فانی آرزویی زیبا تر این سراغ داری؟ و واقعا که زندگی انسان با داشتن چنین آرمانی چقد لذت بخش می شود. به هر حال یاران امام همواره دور امام حلقه زده اند و در شرایط سخت یار و یاور آن حضرت هستند کافی ست امام به آنها دستور بدهد آن وقت می بینی که چگونه برای انجام آن دستور سر از پا نمی شناسند خداوند نیروی جسمی بسیار زیادی به آنها داده است تا بتوانند از امام دفاع کنند وقتی که آنها از زمین عبور می کنند آن زمین به سرزمین های دیگر فخر میفروشد و از اینکه یکی از یاران امام زمان از روی او گذشته است به خود مباهات می کند همه از یاران امام فرمانبرداری می کنند حتی پرندگان و حیوانات وحشی.
پایان قسمت یازدهم
لطفا در نشر مطالب مارو یاری کنید.
منابع
1- و این اصحاب القایم یلقی بعضهم بعض کانهم بنو اب و ام -) دلایل الامامه ص 562- الملاحم والفتن ص 380

2- امام صادق (ع) - هم اطوع له من لامه لسیدها.....) - بحارالانوار ج 52 ص 307

3- امام باقر (ع) - لیس من شیء الا و هو مطیع سهم حتی سباع الارض و صباء اطیر...)- بحار الانوار ج 52 ص 673

#امام_زمان_عج_آوردنیست_نه_آمدنی
#همگي_پا_به_پاي_هم_مژده_بر_پايي_دولت_عشق_را_فرياد_خواهيم_زد
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج

.
#داستان_ظهور
#قسمت_یازدهم

شیران بیشه ی ایمان می آیند! ‌
کم کم لشکر ده هزار نفری کامل می شود آنها با یکدیگر بسیار مهربان هستند گویی که همه با هم برادرند.
همسفرم آیا اجازه می دهی من در مورد افراد این لشکر سخن بگویم؟ آنان در مقابل دستور امام تسلیم هستند و سخنان امام را با گوش جان می پذیرند. افراد شجاع و دلیر که ذره ایی ترس در دل ندارند آری امام یاران شجاع و با یقین کامل می خواهد افراد ترسو و سست عقیده چه کمکی به این حرکت عظیم می تواند بکنند؟ لشکریان امام چنان در عقیده و ایمان خود استوارند که شیطان هرگز نمیتواند آن ها را وسوسه کند اینان شیران بیشه ی ایمان و یاوران راستین حق و حقیقت هستند اگر شبها به کنارشان بروی می بینی که مشغول عبادت هستند و صدای گریه و مناجات آن ها شنیده می شود و در روز چون شیران دلیر به میدان می آیند و از هیچ چیز واهمه و ترس ندارند برای شهادت دعا می کنند و آرزویشان این است که در رکاب امام به فیض شهادت برسند. براستی که چه سعادتی بالاتر از این که انسان جان خویش را فدای مولای خود کند؟ آیا در این دنیای فانی آرزویی زیبا تر این سراغ داری؟ و واقعا که زندگی انسان با داشتن چنین آرمانی چقد لذت بخش می شود. به هر حال یاران امام همواره دور امام حلقه زده اند و در شرایط سخت یار و یاور آن حضرت هستند کافی ست امام به آنها دستور بدهد آن وقت می بینی که چگونه برای انجام آن دستور سر از پا نمی شناسند خداوند نیروی جسمی بسیار زیادی به آنها داده است تا بتوانند از امام دفاع کنند وقتی که آنها از زمین عبور می کنند آن زمین به سرزمین های دیگر فخر میفروشد و از اینکه یکی از یاران امام زمان از روی او گذشته است به خود مباهات می کند همه از یاران امام فرمانبرداری می کنند حتی پرندگان و حیوانات وحشی.
پایان قسمت یازدهم
لطفا در نشر مطالب مارو یاری کنید.
منابع
1- و این اصحاب القایم یلقی بعضهم بعض کانهم بنو اب و ام -) دلایل الامامه ص 562- الملاحم والفتن ص 380

2- امام صادق (ع) - هم اطوع له من لامه لسیدها.....) - بحارالانوار ج 52 ص 307

3- امام باقر (ع) - لیس من شیء الا و هو مطیع سهم حتی سباع الارض و صباء اطیر...)- بحار الانوار ج 52 ص 673

#امام_زمان_عج_آوردنیست_نه_آمدنی
#همگي_پا_به_پاي_هم_مژده_بر_پايي_دولت_عشق_را_فرياد_خواهيم_زد
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج

#داستان_ظهور
#قسمت_یازدهم

شیران بیشه ی ایمان می آیند!
کم کم لشکر ده هزار نفری کامل می شود آنها با یکدیگر بسیار مهربان هستند گویی که همه با هم برادرند.
همسفرم آیا اجازه می دهی من در مورد افراد این لشکر سخن بگویم؟ آنان در مقابل دستور امام تسلیم هستند و سخنان امام را با گوش جان می پذیرند. افراد شجاع و دلیر که ذره ایی ترس در دل ندارند آری امام یاران شجاع و با یقین کامل می خواهد افراد ترسو و سست عقیده چه کمکی به این حرکت عظیم می تواند بکنند؟ لشکریان امام چنان در عقیده و ایمان خود استوارند که شیطان هرگز نمیتواند آن ها را وسوسه کند اینان شیران بیشه ی ایمان و یاوران راستین حق و حقیقت هستند اگر شبها به کنارشان بروی می بینی که مشغول عبادت هستند و صدای گریه و مناجات آن ها شنیده می شود و در روز چون شیران دلیر به میدان می آیند و از هیچ چیز واهمه و ترس ندارند برای شهادت دعا می کنند و آرزویشان این است که در رکاب امام به فیض شهادت برسند. براستی که چه سعادتی بالاتر از این که انسان جان خویش را فدای مولای خود کند؟ آیا در این دنیای فانی آرزویی زیبا تر این سراغ داری؟ و واقعا که زندگی انسان با داشتن چنین آرمانی چقد لذت بخش می شود. به هر حال یاران امام همواره دور امام حلقه زده اند و در شرایط سخت یار و یاور آن حضرت هستند کافی ست امام به آنها دستور بدهد آن وقت می بینی که چگونه برای انجام آن دستور سر از پا نمی شناسند خداوند نیروی جسمی بسیار زیادی به آنها داده است تا بتوانند از امام دفاع کنند وقتی که آنها از زمین عبور می کنند آن زمین به سرزمین های دیگر فخر میفروشد و از اینکه یکی از یاران امام زمان از روی او گذشته است به خود مباهات می کند همه از یاران امام فرمانبرداری می کنند حتی پرندگان و حیوانات وحشی.
پایان قسمت یازدهم
لطفا در نشر مطالب مارو یاری کنید.
منابع
1- و این اصحاب القایم یلقی بعضهم بعض کانهم بنو اب و ام -) دلایل الامامه ص 562- الملاحم والفتن ص 380

2- امام صادق (ع) - هم اطوع له من لامه لسیدها.....) - بحارالانوار ج 52 ص 307

3- امام باقر (ع) - لیس من شیء الا و هو مطیع سهم حتی سباع الارض و صباء اطیر...)- بحار الانوار ج 52 ص 673

#امام_زمان_عج_آوردنیست_نه_آمدنی
#همگي_پا_به_پاي_هم_مژده_بر_پايي_دولت_عشق_را_فرياد_خواهيم_زد
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
https://t.me/joinchat/AAAAAEM8P6P9gegfkUrsjQ

#داستان_ظهور
#قسمت_یازدهم

شیران بیشه ی ایمان می آیند!
کم کم لشکر ده هزار نفری کامل می شود آنها با یکدیگر بسیار مهربان هستند گویی که همه با هم برادرند.
همسفرم آیا اجازه می دهی من در مورد افراد این لشکر سخن بگویم؟ آنان در مقابل دستور امام تسلیم هستند و سخنان امام را با گوش جان می پذیرند. افراد شجاع و دلیر که ذره ایی ترس در دل ندارند آری امام یاران شجاع و با یقین کامل می خواهد افراد ترسو و سست عقیده چه کمکی به این حرکت عظیم می تواند بکنند؟ لشکریان امام چنان در عقیده و ایمان خود استوارند که شیطان هرگز نمیتواند آن ها را وسوسه کند اینان شیران بیشه ی ایمان و یاوران راستین حق و حقیقت هستند اگر شبها به کنارشان بروی می بینی که مشغول عبادت هستند و صدای گریه و مناجات آن ها شنیده می شود و در روز چون شیران دلیر به میدان می آیند و از هیچ چیز واهمه و ترس ندارند برای شهادت دعا می کنند و آرزویشان این است که در رکاب امام به فیض شهادت برسند. براستی که چه سعادتی بالاتر از این که انسان جان خویش را فدای مولای خود کند؟ آیا در این دنیای فانی آرزویی زیبا تر این سراغ داری؟ و واقعا که زندگی انسان با داشتن چنین آرمانی چقد لذت بخش می شود. به هر حال یاران امام همواره دور امام حلقه زده اند و در شرایط سخت یار و یاور آن حضرت هستند کافی ست امام به آنها دستور بدهد آن وقت می بینی که چگونه برای انجام آن دستور سر از پا نمی شناسند خداوند نیروی جسمی بسیار زیادی به آنها داده است تا بتوانند از امام دفاع کنند وقتی که آنها از زمین عبور می کنند آن زمین به سرزمین های دیگر فخر میفروشد و از اینکه یکی از یاران امام زمان از روی او گذشته است به خود مباهات می کند همه از یاران امام فرمانبرداری می کنند حتی پرندگان و حیوانات وحشی.
پایان قسمت یازدهم
لطفا در نشر مطالب مارو یاری کنید.
منابع
1- و این اصحاب القایم یلقی بعضهم بعض کانهم بنو اب و ام -) دلایل الامامه ص 562- الملاحم والفتن ص 380

2- امام صادق (ع) - هم اطوع له من لامه لسیدها.....) - بحارالانوار ج 52 ص 307

3- امام باقر (ع) - لیس من شیء الا و هو مطیع سهم حتی سباع الارض و صباء اطیر...)- بحار الانوار ج 52 ص 673

#امام_زمان_عج_آوردنیست_نه_آمدنی
#همگي_پا_به_پاي_هم_مژده_بر_پايي_دولت_عشق_را_فرياد_خواهيم_زد
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
https://t.me/joinchat/AAAAAEM8P6P9gegfkUrsjQ

#داستان_ظهور
#قسمت_یازدهم

شیران بیشه ی ایمان می آیند!
کم کم لشکر ده هزار نفری کامل می شود آنها با یکدیگر بسیار مهربان هستند گویی که همه با هم برادرند.
همسفرم آیا اجازه می دهی من در مورد افراد این لشکر سخن بگویم؟ آنان در مقابل دستور امام تسلیم هستند و سخنان امام را با گوش جان می پذیرند. افراد شجاع و دلیر که ذره ایی ترس در دل ندارند آری امام یاران شجاع و با یقین کامل می خواهد افراد ترسو و سست عقیده چه کمکی به این حرکت عظیم می تواند بکنند؟ لشکریان امام چنان در عقیده و ایمان خود استوارند که شیطان هرگز نمیتواند آن ها را وسوسه کند اینان شیران بیشه ی ایمان و یاوران راستین حق و حقیقت هستند اگر شبها به کنارشان بروی می بینی که مشغول عبادت هستند و صدای گریه و مناجات آن ها شنیده می شود و در روز چون شیران دلیر به میدان می آیند و از هیچ چیز واهمه و ترس ندارند برای شهادت دعا می کنند و آرزویشان این است که در رکاب امام به فیض شهادت برسند. براستی که چه سعادتی بالاتر از این که انسان جان خویش را فدای مولای خود کند؟ آیا در این دنیای فانی آرزویی زیبا تر این سراغ داری؟ و واقعا که زندگی انسان با داشتن چنین آرمانی چقد لذت بخش می شود. به هر حال یاران امام همواره دور امام حلقه زده اند و در شرایط سخت یار و یاور آن حضرت هستند کافی ست امام به آنها دستور بدهد آن وقت می بینی که چگونه برای انجام آن دستور سر از پا نمی شناسند خداوند نیروی جسمی بسیار زیادی به آنها داده است تا بتوانند از امام دفاع کنند وقتی که آنها از زمین عبور می کنند آن زمین به سرزمین های دیگر فخر میفروشد و از اینکه یکی از یاران امام زمان از روی او گذشته است به خود مباهات می کند همه از یاران امام فرمانبرداری می کنند حتی پرندگان و حیوانات وحشی.
پایان قسمت یازدهم
لطفا در نشر مطالب مارو یاری کنید.
منابع
1- و این اصحاب القایم یلقی بعضهم بعض کانهم بنو اب و ام -) دلایل الامامه ص 562- الملاحم والفتن ص 380

2- امام صادق (ع) - هم اطوع له من لامه لسیدها.....) - بحارالانوار ج 52 ص 307

3- امام باقر (ع) - لیس من شیء الا و هو مطیع سهم حتی سباع الارض و صباء اطیر...)- بحار الانوار ج 52 ص 673

#امام_زمان_عج_آوردنیست_نه_آمدنی
#همگي_پا_به_پاي_هم_مژده_بر_پايي_دولت_عشق_را_فرياد_خواهيم_زد
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج

#داستان_ظهور
#قسمت_یازدهم

شیران بیشه ی ایمان می آیند!
کم کم لشکر ده هزار نفری کامل می شود آنها با یکدیگر بسیار مهربان هستند گویی که همه با هم برادرند.
همسفرم آیا اجازه می دهی من در مورد افراد این لشکر سخن بگویم؟ آنان در مقابل دستور امام تسلیم هستند و سخنان امام را با گوش جان می پذیرند. افراد شجاع و دلیر که ذره ایی ترس در دل ندارند آری امام یاران شجاع و با یقین کامل می خواهد افراد ترسو و سست عقیده چه کمکی به این حرکت عظیم می تواند بکنند؟ لشکریان امام چنان در عقیده و ایمان خود استوارند که شیطان هرگز نمیتواند آن ها را وسوسه کند اینان شیران بیشه ی ایمان و یاوران راستین حق و حقیقت هستند اگر شبها به کنارشان بروی می بینی که مشغول عبادت هستند و صدای گریه و مناجات آن ها شنیده می شود و در روز چون شیران دلیر به میدان می آیند و از هیچ چیز واهمه و ترس ندارند برای شهادت دعا می کنند و آرزویشان این است که در رکاب امام به فیض شهادت برسند. براستی که چه سعادتی بالاتر از این که انسان جان خویش را فدای مولای خود کند؟ آیا در این دنیای فانی آرزویی زیبا تر این سراغ داری؟ و واقعا که زندگی انسان با داشتن چنین آرمانی چقد لذت بخش می شود. به هر حال یاران امام همواره دور امام حلقه زده اند و در شرایط سخت یار و یاور آن حضرت هستند کافی ست امام به آنها دستور بدهد آن وقت می بینی که چگونه برای انجام آن دستور سر از پا نمی شناسند خداوند نیروی جسمی بسیار زیادی به آنها داده است تا بتوانند از امام دفاع کنند وقتی که آنها از زمین عبور می کنند آن زمین به سرزمین های دیگر فخر میفروشد و از اینکه یکی از یاران امام زمان از روی او گذشته است به خود مباهات می کند همه از یاران امام فرمانبرداری می کنند حتی پرندگان و حیوانات وحشی.
پایان قسمت یازدهم
لطفا در نشر مطالب مارو یاری کنید.
منابع
1- و این اصحاب القایم یلقی بعضهم بعض کانهم بنو اب و ام -) دلایل الامامه ص 562- الملاحم والفتن ص 380

2- امام صادق (ع) - هم اطوع له من لامه لسیدها.....) - بحارالانوار ج 52 ص 307

3- امام باقر (ع) - لیس من شیء الا و هو مطیع سهم حتی سباع الارض و صباء اطیر...)- بحار الانوار ج 52 ص 673

#امام_زمان_عج_آوردنیست_نه_آمدنی
#همگي_پا_به_پاي_هم_مژده_بر_پايي_دولت_عشق_را_فرياد_خواهيم_زد
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
https://t.me/joinchat/AAAAAEM8P6P9gegfkUrsjQ

#داستان_ظهور
#قسمت_یازدهم

شیران بیشه ی ایمان می آیند!
کم کم لشکر ده هزار نفری کامل می شود آنها با یکدیگر بسیار مهربان هستند گویی که همه با هم برادرند.
همسفرم آیا اجازه می دهی من در مورد افراد این لشکر سخن بگویم؟ آنان در مقابل دستور امام تسلیم هستند و سخنان امام را با گوش جان می پذیرند. افراد شجاع و دلیر که ذره ایی ترس در دل ندارند آری امام یاران شجاع و با یقین کامل می خواهد افراد ترسو و سست عقیده چه کمکی به این حرکت عظیم می تواند بکنند؟ لشکریان امام چنان در عقیده و ایمان خود استوارند که شیطان هرگز نمیتواند آن ها را وسوسه کند اینان شیران بیشه ی ایمان و یاوران راستین حق و حقیقت هستند اگر شبها به کنارشان بروی می بینی که مشغول عبادت هستند و صدای گریه و مناجات آن ها شنیده می شود و در روز چون شیران دلیر به میدان می آیند و از هیچ چیز واهمه و ترس ندارند برای شهادت دعا می کنند و آرزویشان این است که در رکاب امام به فیض شهادت برسند. براستی که چه سعادتی بالاتر از این که انسان جان خویش را فدای مولای خود کند؟ آیا در این دنیای فانی آرزویی زیبا تر این سراغ داری؟ و واقعا که زندگی انسان با داشتن چنین آرمانی چقد لذت بخش می شود. به هر حال یاران امام همواره دور امام حلقه زده اند و در شرایط سخت یار و یاور آن حضرت هستند کافی ست امام به آنها دستور بدهد آن وقت می بینی که چگونه برای انجام آن دستور سر از پا نمی شناسند خداوند نیروی جسمی بسیار زیادی به آنها داده است تا بتوانند از امام دفاع کنند وقتی که آنها از زمین عبور می کنند آن زمین به سرزمین های دیگر فخر میفروشد و از اینکه یکی از یاران امام زمان از روی او گذشته است به خود مباهات می کند همه از یاران امام فرمانبرداری می کنند حتی پرندگان و حیوانات وحشی.
پایان قسمت یازدهم
لطفا در نشر مطالب مارو یاری کنید.
منابع
1- و این اصحاب القایم یلقی بعضهم بعض کانهم بنو اب و ام -) دلایل الامامه ص 562- الملاحم والفتن ص 380

2- امام صادق (ع) - هم اطوع له من لامه لسیدها.....) - بحارالانوار ج 52 ص 307

3- امام باقر (ع) - لیس من شیء الا و هو مطیع سهم حتی سباع الارض و صباء اطیر...)- بحار الانوار ج 52 ص 673

#امام_زمان_عج_آوردنیست_نه_آمدنی
#همگي_پا_به_پاي_هم_مژده_بر_پايي_دولت_عشق_را_فرياد_خواهيم_زد
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج

#داستان_ظهور#قسمت_یازدهم شیران بیشه ی ایمان می آیند! کم کم لشکر ده هزار نفری کامل می شود آنها با یکدیگر بسیار مهربان هستند گویی که همه با هم برادرند.همسفرم آیا اجازه می دهی من در مورد افراد این لشکر سخن بگویم؟ آنان در مقابل دستور امام تسلیم هستند و سخنان امام را با گوش جان می پذیرند. افراد شجاع و دلیر که ذره ایی ترس در دل ندارند آری امام یاران شجاع و با یقین کامل می خواهد افراد ترسو و سست عقیده چه کمکی به این حرکت عظیم می تواند بکنند؟ لشکریان امام چنان در عقیده و ایمان خود استوارند که شیطان هرگز نمیتواند آن ها را وسوسه کند اینان شیران بیشه ی ایمان و یاوران راستین حق و حقیقت هستند اگر شبها به کنارشان بروی می بینی که مشغول عبادت هستند و صدای گریه و مناجات آن ها شنیده می شود و در روز چون شیران دلیر به میدان می آیند و از هیچ چیز واهمه و ترس ندارند برای شهادت دعا می کنند و آرزویشان این است که در رکاب امام به فیض شهادت برسند. براستی که چه سعادتی بالاتر از این که انسان جان خویش را فدای مولای خود کند؟ آیا در این دنیای فانی آرزویی زیبا تر این سراغ داری؟ و واقعا که زندگی انسان با داشتن چنین آرمانی چقد لذت بخش می شود. به هر حال یاران امام همواره دور امام حلقه زده اند و در شرایط سخت یار و یاور آن حضرت هستند کافی ست امام به آنها دستور بدهد آن وقت می بینی که چگونه برای انجام آن دستور سر از پا نمی شناسند خداوند نیروی جسمی بسیار زیادی به آنها داده است تا بتوانند از امام دفاع کنند وقتی که آنها از زمین عبور می کنند آن زمین به سرزمین های دیگر فخر میفروشد و از اینکه یکی از یاران امام زمان از روی او گذشته است به خود مباهات می کند همه از یاران امام فرمانبرداری می کنند حتی پرندگان و حیوانات وحشی.پایان قسمت یازدهملطفا در نشر مطالب مارو یاری کنید. منابع1- و این اصحاب القایم یلقی بعضهم بعض کانهم بنو اب و ام -) دلایل الامامه ص 562- الملاحم والفتن ص 3802- امام صادق (ع) - هم اطوع له من لامه لسیدها.....) - بحارالانوار ج 52 ص 3073- امام باقر (ع) - لیس من شیء الا و هو مطیع سهم حتی سباع الارض و صباء اطیر...)- بحار الانوار ج 52 ص 673#امام_زمان_عج_آوردنیست_نه_آمدنی #همگي_پا_به_پاي_هم_مژده_بر_پايي_دولت_عشق_را_فرياد_خواهيم_زد #اللهم_عجل_لولیک_الفرج

Most Popular Instagram Hashtags