#قزل_آلاي_خال_قرمز

6 posts

TOP POSTS

#
عکس های رادیولوژی نشان دادند
بین تمام مهره های کمرم
به اندازه ی یک کلمه فاصله افتاده

وقتی بار شاعری را
به دوش می کشیدم!
از این میز تحریر تا کنار پنجره
راه زیادی نیست
که دکتر ها قدغن کرده اند !
می گویند :
نگاه کردن به خانه شما ضرر دارد !
لعنت به تمام خوشبختی ها
وقتی پدر بزرگ مرحومم
آستین هایش را در قاب عکس بالا زده
تا خون بدهد
لعنت به تمام خوشبختی ها
وقتی دکتری نمی تواند
بغضم را به تو
پیوند بزند
#مجيدسعدآبادى #مجيد_سعدآبادى #دكتر #پزشك #ادبيات_معاصر #ادبيات #شعر #شعر_سپید #شعرنو #شعر_پزشكي #قزل_آلاي_خال_قرمز #بيمارستان #عكس_راديولوژى #بغض #پيونداعضا

.
.
كره ي زمين جاسيگاري بزرگي ست كه
جلوي تمام ميهمان هايم مي گذارم
.
يكي خاكسترش را
بر ارتفاعات البرز مي تكاند
يكي فيلترش را از لب مي كند و
ماهي هاي آمازون را دودي مي كند
اصلا بدون سيگار
نمي شود جهان گردي كرد
شنيده ام در فيليپين
حلقه هاي دود سيگارم را
دختراني دور كمر مي اندازند و
مي چرخانند
در آمريكا با آتش سيگارم
از تروريست ها حرف مي كشند
و در زلزله ي اخير _ سي چو آن
كلكسيون سيگارهايم به هم ريخت
مي دانم
امشب پدرم بخاطر اين همه جرم
مرا از كره ي زمين
بيرون مي كند .
.
از كتاب "قزل آلاي خال قرمز"
#نشر #كتاب #نشر_نيماژ #نيماژ
#مجيد_سعدآبادى
#قزل_آلاي_خال_قرمز
#جاپ_دوم
@majid.sadabadi

#
این تاکسی لعنتی
امروز بارانی سبزش را پوشیده
و عطر لیمویی مسافری گمنام را
در خود نگه داشته
.
از لا به لای باران راه می افتم
راهنما می زنم
به سمتی که سال هاست
برای همه خاطره شده

بوق می زنم
نور بالا
دست اندازها کنار نمی روند
کجای جهان ایستاده ای کرایه به دست

این تاکسی لعنتی همینطور اشک می ریزد
و برف پاک کن ها روی شیشه
عربده می زنند
کجای جهانی که ببینی
عشق مدت هاست این ماشین را کرایه کرده
نه کمربند ایمنی اش را می بندد
نه آدرس دقیقی از شیدایی می دهد
،
اینجا را نگاه کن تاکسی لعنتی!
ماشین عروس از کنارمان رد شد
نکند مسافر ما را سوار کرده
بیا برگردیم خانه
این باران تا ابد ادامه دارد
#مجیدسعدآبادی #مجيد_سعدآبادى #سعدآبادي #تاكسي #لعنتي #كرايه #ادبيات #ادبيات_معاصر #شعر #شعرنو #شعر_نو #شعر_سپيد #از #مجموعه #قزل_آلاي_خال_قرمز #ماشين_عروس

#
کتی با خطوط موازی
شاید هم
تمام خیابان های اصلی شهر را
تن کرده ام

بالای آستینم چروک شده
اما رادیو می گوید:
ترافیک سنگینی
در اثر خم شدن دست مردی به وجود آمده
.
نمی دانم
امروز با اینکه حواسم را جمع کرده ام
چقدر تصادف اتفاق می افتد!

تصادفا تو را دیدم
با تمام دختر های شهر
از پیاده رو های جیبم رد می شدی

خیابان را بستم
سر گذاشتم روی بوق ماشین ها و گریه کردم

تصادفا
جسد نوازنده ی سنتوری جلوی مترو را دیدم
از کم محلی مارگیر شده بود

تصادفا در خیابانی
باقی اسرای جنگی را می آوردند
آنقدر دیر
که زبان مادریشان
از رونق افتاده بود

کتم را در آوردم
انداختم روی صندلی عقب
و به رد شدن عزرائيل پير از خيابان
زل زدم.

#مجيدسعدآبادى #مجيد_سعدآبادى #كتاب_شعر #قزل_آلاي_خال_قرمز #ادبيات #ادبيات_معاصر #شعرنو #شعر_نو #شعرسپيد #شعر_سپيد #كت #خيابان #موازي #نوازنده_كنار_مترو #مارگير #بوق_ماشين

#
اين #تصوير #طرح_جلد_خيالي اثر #حبيب_محمدزاده بر كتاب #قزل_آلاي_خال_قرمز است كه متاسفانه استفاده نشد. چاپ اول مجموعه در سال ١٣٨٧ توسط انتشارات دفتر شعر جوان وارد بازار شد و پس از پايان كار انتشارات به نشر #نيماژ واگذار گرديد.
در پشت جلد كتاب آمده است :
" #كنفوسيوس پرسيد: به نظر شما من مردي عالم و فرهيخته هستم؟ #زيگانگ جواب داد: البته مگر نيستيد؟ كنفوسيوس گفت: به هيچ‌وجه، من فقط به رشته‌اي دست يافته‌ام كه بقيه رشته‌ها را به هم پيوند مي‌دهد." #مجيدسعدآبادى #مجيد_سعدآبادى

MOST RECENT

#
این تاکسی لعنتی
امروز بارانی سبزش را پوشیده
و عطر لیمویی مسافری گمنام را
در خود نگه داشته
.
از لا به لای باران راه می افتم
راهنما می زنم
به سمتی که سال هاست
برای همه خاطره شده

بوق می زنم
نور بالا
دست اندازها کنار نمی روند
کجای جهان ایستاده ای کرایه به دست

این تاکسی لعنتی همینطور اشک می ریزد
و برف پاک کن ها روی شیشه
عربده می زنند
کجای جهانی که ببینی
عشق مدت هاست این ماشین را کرایه کرده
نه کمربند ایمنی اش را می بندد
نه آدرس دقیقی از شیدایی می دهد
،
اینجا را نگاه کن تاکسی لعنتی!
ماشین عروس از کنارمان رد شد
نکند مسافر ما را سوار کرده
بیا برگردیم خانه
این باران تا ابد ادامه دارد
#مجیدسعدآبادی #مجيد_سعدآبادى #سعدآبادي #تاكسي #لعنتي #كرايه #ادبيات #ادبيات_معاصر #شعر #شعرنو #شعر_نو #شعر_سپيد #از #مجموعه #قزل_آلاي_خال_قرمز #ماشين_عروس

#
کتی با خطوط موازی
شاید هم
تمام خیابان های اصلی شهر را
تن کرده ام

بالای آستینم چروک شده
اما رادیو می گوید:
ترافیک سنگینی
در اثر خم شدن دست مردی به وجود آمده
.
نمی دانم
امروز با اینکه حواسم را جمع کرده ام
چقدر تصادف اتفاق می افتد!

تصادفا تو را دیدم
با تمام دختر های شهر
از پیاده رو های جیبم رد می شدی

خیابان را بستم
سر گذاشتم روی بوق ماشین ها و گریه کردم

تصادفا
جسد نوازنده ی سنتوری جلوی مترو را دیدم
از کم محلی مارگیر شده بود

تصادفا در خیابانی
باقی اسرای جنگی را می آوردند
آنقدر دیر
که زبان مادریشان
از رونق افتاده بود

کتم را در آوردم
انداختم روی صندلی عقب
و به رد شدن عزرائيل پير از خيابان
زل زدم.

#مجيدسعدآبادى #مجيد_سعدآبادى #كتاب_شعر #قزل_آلاي_خال_قرمز #ادبيات #ادبيات_معاصر #شعرنو #شعر_نو #شعرسپيد #شعر_سپيد #كت #خيابان #موازي #نوازنده_كنار_مترو #مارگير #بوق_ماشين

#
عکس های رادیولوژی نشان دادند
بین تمام مهره های کمرم
به اندازه ی یک کلمه فاصله افتاده

وقتی بار شاعری را
به دوش می کشیدم!
از این میز تحریر تا کنار پنجره
راه زیادی نیست
که دکتر ها قدغن کرده اند !
می گویند :
نگاه کردن به خانه شما ضرر دارد !
لعنت به تمام خوشبختی ها
وقتی پدر بزرگ مرحومم
آستین هایش را در قاب عکس بالا زده
تا خون بدهد
لعنت به تمام خوشبختی ها
وقتی دکتری نمی تواند
بغضم را به تو
پیوند بزند
#مجيدسعدآبادى #مجيد_سعدآبادى #دكتر #پزشك #ادبيات_معاصر #ادبيات #شعر #شعر_سپید #شعرنو #شعر_پزشكي #قزل_آلاي_خال_قرمز #بيمارستان #عكس_راديولوژى #بغض #پيونداعضا

#
اين #تصوير #طرح_جلد_خيالي اثر #حبيب_محمدزاده بر كتاب #قزل_آلاي_خال_قرمز است كه متاسفانه استفاده نشد. چاپ اول مجموعه در سال ١٣٨٧ توسط انتشارات دفتر شعر جوان وارد بازار شد و پس از پايان كار انتشارات به نشر #نيماژ واگذار گرديد.
در پشت جلد كتاب آمده است :
" #كنفوسيوس پرسيد: به نظر شما من مردي عالم و فرهيخته هستم؟ #زيگانگ جواب داد: البته مگر نيستيد؟ كنفوسيوس گفت: به هيچ‌وجه، من فقط به رشته‌اي دست يافته‌ام كه بقيه رشته‌ها را به هم پيوند مي‌دهد." #مجيدسعدآبادى #مجيد_سعدآبادى

#
با كبريتي
معشوقه من به جوش آمد
من دم کشیدم و
سیاه سیاه شدم

خدای من
استکانت را بردار
چایی برای خودت بریز
و کمی منتظر باش
که آرامترین لحظات جهان
برای من و معشوقه ام
فاصله خنک شدن
چای دراستکان توست

#مجیدسعدآبادی
از مجموعه #قزل_آلاي_خال_قرمز #انتشارات_نیماژ
#شعر #ادبيات_معاصر #شعر_سپيد #شعر_كوتاه

follow this page in feedly

Most Popular Instagram Hashtags