[PR] Gain and Get More Likes and Followers on Instagram.

#قاسم_هاشمی_نژاد

481 posts

TOP POSTS

...
انعکاس آن بر ورق مهره زده رنگ‌ها می‌بازید، جادویی.
#قاسم_هاشمی_نژاد

.
.
پَرپَر/ میشد/ جنگل/ تا با تو/ مینشست/ در دهن/ یک پَر/ از این/ کاهو. اوّلین بهار بی قاسم هاشمی‌نژاد.
#قاسم_هاشمی_نژاد #پریخوانی #ghassemhasheminejad

بخشی از نوشته‌ام در مورد قاسم هاشمی‌نژاد که در شماره‌ی اخیر اندیشه پویا با عنوان ‌"نقاد زاویه‌نشین" منتشر شد:
سعید نفیسی باری گفته بود "انسان فانی‌ست. مخصوصا در ایران" این جمله‌ی کوتاه چکیده و جوهره‌ی سرنوشت ادبی قاسم هاشمی‌نژاد بود. قاسم هاشمی‌نژاد‌، منتقد درخشان، شاعر متفاوت و نویسنده و مترجم تأثیرگذار، فروردین امسال درگذشت؛ اگرچه خیلی پیش‌تر، هنوز زنده بود که تصمیم به خاموشی گرفت و ناباورانه در زمان حیاتش فراموش شد. اگر مثل احمدرضا احمدی آن‌قدر بدبین نباشین که بی‌اعتنایی به میراث ادبی قاسم هاشمی‌نژاد را "توطئه‌ی سکوت" جامعه‌ی روشنفکری بخوانیم لااقل این پرسش جای طرح دارد که قاسم هاشمی‌نژاد با این میراث قابل تأمل و قابل اعتنا چگونه نوشت و چگونه زیست که تا همین چندسال پیش و قبل از آغاز تلاش‌هایی برای گردآوری و بازنشر آثارش صحبت چندانی از او در میان نبود. این پرسش جای طرح دارد که چه شد که به قول جعفر مدرس‌صادقی دوستان گرمابه و گلستان جوانی‌اش او را تنها گذاشتند و جامعه‌ی ادبی او را چنان که بود نشناخت و نخواست که بشناسد
#اندیشه_پویا ۳۴
#قاسم_هاشمی_نژاد

جانم بيزار است از حياتم ؛ شكوه از خويشتن سر كنم بِه؛ در تلخی جان خویش سخن رانم بِه.
به خدا شايدم گفت، ملامتم منما ؛ باز كن از چه با من به ستیزی؟
تو را می برازد كه ستم روا داری، كه دستكار خویش خوار داری، كه رایِ شریران روشن داری؟
اگر بدكار باشمی، وای و ویرا منا، وگر درستكار، هم نتوانمی سر افراخت. پُرَم از تشویر و خجلت؛ پس مصیبت مرا بسنج.

.
هوالحق
.
#سیبی_و_دو_آینه اولین اثری ست که از مرحوم #قاسم_هاشمی_نژاد خواندم.
کتابی بسیار شیرین و خواندنی.
جناب هاشمی نژاد در این کتاب با انتخاب قسمتهایی از متون مختلف ادبیات عرفانی به صورت مجزا به ذکر زندگی عارفان فره مند تاریخ فرهنگی ما پرداخته است.
کتاب برای شروع سیر مطالعاتی کتب عرفانی بسیار مفید است.
در ادامه قسمتی از مناجات شیخ ابوالحسن خرقانی که مرحوم هاشمی نژاد از کتاب "منتخب نور العلوم" برگزیده است را با هم می خوانیم:
.
《گفت: " خــــــداوندا، چون مرا در رحم مادر بیافریدی درظلمات عجزم بخوابانیدی؛ وچون در وجود آوردی معده ی گرسنه را با من همراه کردی تا چون دروجودآمدم از گرسنگی می گریستم؛ وچون مرا در گهواره نهادندی پنداشتم که فرج آمد پس دست و پایم ببستند و خسته کردند وچون عاقل و سخنگوی شدم گفتم بعدالیوم آسوده مانم، به معلمم دادند، به چوب ادب دمار از روزگارم برآوردند واز وی ترسان می بودم، وچون از آن درگذشتم شهوت بر من مسلط کردی تا ازتیزی شهوت به چیز دیگر نمی پرداختم. و چون از بیم زنا و عقوبت فساد زنا را در نکاح درآوردم فرزندانم در وجود آوردی و شفقت ایشان در درونم گماشته، و در غم خورش و لباس ایشان عمرم ضایع کردی، وچون از آن درگذشتم پیری و ضعف بر من گماشته و درد اعضا بر من نهادی، و چون از آن در گذشتم گفتم مگر چون وفات من برسد بیاسایم به دست ملک الموت مرا گرفتار کردی تا به تیغ بی دریغ به صد سختی جان من قبض کرد، و چون از آن درگذشتم در لحد تاریکم نهادی و در آن تاریکی و عاجزی دو شخص مکرم(کذا؟منکرم) فرستادی که "خدای تو کیست و ملت تو چیست" وچون از آن جواب برستم از گورم برانگیختی، و دراین وقت که حشر کردی در گرمای قیامت و جای حسرت و ندامت نامه ام به دست دادی که اقرا کتابک!》
.
#نشر_مرکز

#untold_stories_of_Shiraz 1
پوستی دارم سفید سفید از هرم شبانه
گسترده بر پهنه ی استخوانی و درد
ای کمی مردن
مگر ظرف کلام تو شوم
ای خراج شب
مگر در تو واحه واحه وزم
چه زیبا حجاری شده ای بر شستی منور باد

...
از این‌ همه درد
نزدیک تر به من تو کدامی؟
.

#قاسم_هاشمی_نژاد
.
.

دنبال خودت گشتن...

برای دوستانی که نخوانده اند عرض می کنم. کتاب "بوته بر بوته" مرحوم استاد هاشمی نژاد بویژه مقدمه آن را لطفا بخوانید؛ از این طریق، با امکان های نهفته در زبان فارسی برای درست اندیشیدن و تفکر انتقادی بیش از پیش آشنا می شوید
#قاسم_هاشمی_نژاد

MOST RECENT

.
شاخه‌ها تنیده به سوی ماه
این که می‌سُرَد و سرد
روی عقیقِ شیب‌های نرم
حال چه زیبا تنهاست

از این همه درد
نزدیک‌تر به من تو کدامی
پاییزْ ملکوتِ تو باد
از این همه پرنده‌ی مشکوک
روزها که به خاک می‌افکنی

عشق بزرگ را چه به سر رفت
جهان به ساحلش تنها می‌زارد می‌‌زارد
آه اگر باد زمزمه‌ام را ورق زند
یا که دریام به خاطر سپارد باز
میوه‌ی رسیده هنوز طعم دهان ولرم تو دارد

شب چون مارانه از راه رسد
جهانم را بزرگ خواهم گرفت
ای سایه‌ی رسا که مرا می‌پوشانی
آن‌سانه مرا
بمیرانی

درختی‌ست فردا

#قاسم_هاشمی_نژاد

#فیل_در_تاریکی #قاسم_هاشمی_نژاد یکی از آن رمانهایی ست که دانلودش را بی دغدغه توصیه می کنم. تا آنجا که خبر دارم سال پنجاه و هشت اولین و آخرین چاپ این رمان بوده، نویسنده که مرحوم شده و از انتشارات خاطره انگیز زمان هم خبری نیست. از دست دومش هم چیزی به کسی نمی ماسد. از معرفترین رمان های جنایی ایرانی ست که راستش را بخواهید به پای متوسط های فرنگیش به زور می رسد. نمونه های موفق فرنگی غالبا چند غافلگیری و پیچش در پیرنگ ماجرا دارند و مهمتر از آن شخصیت ها ویژه هستند که اتفاقا اتفسر کلی بوسیله آنها ساخته می شود. مثلا فضای سریال #ترو_دتکتیو بیش از هر چیز تحت تاثیر شخصیت #ماتیو_مک_کانهی ست و ویژگی های او سریال را متمایز کرده است. آدم های #فیل_در_تاریکی همگی همان تیپ می مانند و کلا یک سوال اساسی در کل رمان وجود دارد و فکر میکنم چیزی که فیلم در تاریکی را در ادبیات ما مهم کرده، همان یک سوال است، چون بقیه از پس همین هم برنیامده اند. به یکبار خواندنش می ارزد. اگر دانلود کردید و خواندید فاتحه ایی نثار تازه مرحوم کنید.

👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇 در محل حرف افتاده بود که دایی عاشق شده است!
‎سنم کم بود نمیفهمیدم چه میگویند!
‎از مادرم پرسیدم با کلی اخم و تخم گفت هیچی نیست!
‎دایی ات زده به سرش!
‎دیوانه شده!
‎با خودم فکر کردم ای بابا بیچاره دایی ام دیوانه شد...
‎کمی که گذشت فهمیدم دخترِ خان هم دیوانه شده!
‎درست مثل دایی ام! همزمان باهم دیوانه شده بودند.
‎دایی ام دیر به خانه می آمد.
‎هروقت هم می آمد حسابی بهم ریخته بود!
‎دلم برای مادر بزرگم میسوخت، تک پسرش دیوانه شده بود.
‎چندماه بعد فهمیدیم برای دختر خان خواستگار آمده؛
‎تعجب کردم!
‎اخر مگر دیوانه ها هم ازدواج میکند...؟
‎شب که دایی ام به خانه آمد
‎از دهانم پرید و گفتم...
‎باید میبودید و میدیدید خودش را به در و دیوار میزد!
‎درست مثل همان کبوتری که با پسر اصغر نانوا در حیاط با تیرکمان چوبی اش زدیم و کبوتر طفلکی وقتی به زمین افتاد هنوز جان داشت ولی از حرکاتش معلوم بود درد دارد!
‎دایی ام انگار که درد داشت هی به خودش میپیچید...
‎با خودم گفتم ای وای دیوانه شدن هم مکافاتی دارد!
‎باید مواظب باشم دیوانه نشوم...
‎خیلی طول کشید تا بفهمم دایی ام از این ناراحت بود که میخواستند دختر دیوانه خان را شوهر بدهند!
‎با خود گفتم خب حق با دایی ام هست میخواهند مردک را بدبخت کنند که چه؟!
‎شب عروسی دختر خان که رسید
‎مادرم و مادربزرگم و پدرم دایی را در اتاقش زندانی کردند؛
‎تا نیاید و عروسی دختر دیوانه را خراب کند...
‎دایی ام مدام خودش را به در میکوبید و فحش میداد
‎به عروسی رفتیم
‎دخترک دیوانه بود!
‎برعکس همه عروسها که میخندیدند، این دیوانه گریه میکرد و تمام زحمات شمسی آرایشگر را به باد داده بود!
‎مادرم هم ناراحت بود... فکر کنم همه دلشان برای پسرک میسوخت! آخر از رفتارش معلوم بود دیوانه نیست و سالم است!
‎شب که به خانه برگشتیم مادرم با اضطراب کلید انداخت و در اتاق دایی را باز کرد...
‎دایی کف اتاق خوابش برده بود! مادرم هراسان بالای سرش رفت...
‎دایی رنگ صورتش شده بود گچ دیوار!
‎مادرم جیغ میزد و به سر و صورتش میکوبید.
‎همسایه ها آمدند!
‎قلب دایی ام ایستاده بود...
‎آن روز بود که فهمیدم دیوانه ها قلب ضعیفی دارند!
‎دیوانه های عاشق قلب ضعیفی دارند... ‎#نورا_مرغوب
#دیوانه #خان #دختر_خان #دایی_جان #عشق_نافرجام

در صفحه ی ۴۶ کتاب به نقل از یک حکایت گونه ای در گلستان آمده؛
یکی از مشایخ پرسید که تصوف چیست؟
گفت: از این پیش طایفه ای بودند به صورت و معنی جمع و اکنون خلقی به ظاهر جمع و به دل پراکنده...
یک سطر پایین تر هم می گه؛
واسطی گوید: میان این قوم اشارت بودی، پس حرکات شد. اکنون نمانده است مگر حسرات...
گمانم همونطوری که امنیت و شوریدگی یک جا جمع نمی شن، جمع و معنی هم یک جا جمع نمی شن. راه بدجوری تک نفره ست.
کتاب بسیار ارزشمندیه که باید بارها در خلوت خوندش.
#قصه_ها_ی_عرفانی #تعریف_تبیین_طبقه_بندی #قاسم_هاشمی_نژاد

می دانستم دیوانه بیدار است
و باز

شب به شانه ام

منقار می کوبد..
#قاسم #هاشمی_نژاد #قاسم_هاشمی_نژاد
#سیزیف_خوشحال #dont_worry_be_happy


.
.
لبالبی نسیمی در گلابدان آرام می‌کند
مثل سالی در کارِ سرآمدن وُ دانا
به حقیقتِ اولین‌تر از دریا آخرین‌تر از ستاره
.
کجا خواب می‌کنی تا من جبین لابه بگسترانم
.
.
.
#قاسم_هاشمی_نژاد
#محو
#لابه .
.
#درخت_هایی_که_با_من_مانده_اند

.
کتاب:
کتاب ایوب: منظومهٔ آلام ایوب و محتنهای او از عهد عتیق
گزارشِ فارسی قاسم هاشمی نژاد
در این کتاب قاسم هاشمی نژاد دست به فعلی سترگ می‌زند. او دست به بررسی بینامتنی شش متن می‌زند. در این کتاب، مبنا شرح داستان حضرت ایوب در عهد عتیق کتاب مقدس تحت عنوان «کتاب ایوب» است. هاشمی نژاد در پیشگفتار چندی پیرامون صحت روایات مترتب درباره قصه ایوب و نیز کیفیت برخورد پیروان ادیان با این متن و قصه می‌نویسد. سپس، ترجمهٔ «کتاب ایوب» از عهد عتیق را می‌آورد که براستی می‌توان گفت این ترجمه از شاهکارهای ادبیات پارسی می‌تواند تلقی شود؛ ترجمه‌ای دقیق و روان که در آن سعی بر استفاده حداکثری از واژگان و توانایی زبان پارسی بوده است. بعد از آن هم پنج متن کهن فارسی را به شاهد بخش قبلی کتاب می‌آورد؛ متونی که جمله از تفاسیر قرآن کریم هستند و شکی نیست که در آنها به تفسیر آیات قرآن کریم درباره داستان ایوب پرداخته می‌شود.
#هلپچی #اینفوچی #قاسم_هاشمی_نژاد #کتاب
#helpchi #infochi #arak #araki

.
سیبی و دو آینه
در مقامات و مناقب عارفان فرهمند
#قاسم_هاشمی_نژاد .
📚📚📚.
موضوع کتاب حاضر، بیان حالات و مقامات و سرگذشت عارفان تاریخ تصوف ایران است. کتاب در دو بهرة کلّی تنظیم شده و در هر بهره، دیدگاه عرفا دربارة توحید بیان شده است. زبان و سبک نگارش اثر، ادیبانه و نزدیک به سبک نگارش آثار عرفانی متصوفه است. در ابتدای مقامات هر شخصیت، سرگذشت کوتاهی از زندگی او آمده است. هدف کلّی اثر، یافتن حقیقت توحید و کشف سرّ وحدت در میان کثرت عارفان و سالکان راه حقیقت و رسیدن به وحدت کلام در میان کثرت نام هاست. ویژگی شاخص اثر، نگاه تازه و بدیع به موضوع است.
در پیشگفتار کتاب آمده است؛
روزی وی را گفتند: راز توحید را به مثالی روشن کن، گفت: دو آینه و سیبی.... - نقل است شبلی، فردی را دید که زار میگریست. گفت: چرا میگریی؟ گفت: دوستی داشتم بمرد. گفت: ای نادان، چرا دوستی گیری که بمیرد؟

#کتاب_صوتی
#طبقات_الصوفیه
#خواجه_عبدالله_انصاری
#قاسم_هاشمی_نژاد
#تاریخی_عرفانی
قیمت ۵۰۰۰تومان
طبقات الصوفیه انصاری ، اثری از خواجه عبدالله انصاری دربارۀ احوال و اقوال مشایخ تصوف، به فارسی هروی. به گفتۀ جامی ، پایۀ کار انصاری در املای طبقات، ترجمۀ کتاب طبقات الصوفیه، اثرعبدالرحمان سلمی (متوفی421)، بوده و انصاری برخی از «اذواق ومواجید» خود و بعضی از مشایخ عرفان را که در کتاب سلمی نیامده، بدان افزوده و یکی از مریدان نیز آنها را جمع کرده و نوشته است. به نظر می رسد کسانی که طبقات انصاری را بر پایۀ کتاب طبقات الصوفیه سلمی دانسته اند، از سخن جامی در مقدمۀ نفحات الانس متأثر بوده اند .البته انصاری چندین بار از سلمی و کتاب طبقات او یاد کرده، از جمله اینکه -سلمی کتاب خود را بر پایۀ کتاب ابوبکر رازی بجلی تقریر کرده یا اینکه نام برخی از مشایخ از کتاب طبقات سلمی افتاده است،اما در هیچیک از موارد قرینه ای وجود ندارد که نشان دهد انصاری در املای طبقات الصوفیه منحصراً بر طبقات سلمی متکی بوده است. از سوی دیگر، ساختار طبقات الصوفیه سلمی با طبقات انصاری متفاوت است. سلمی مبنای کار خویش را بر ذکر پنج طبقه از طبقات مشایخ و در هر طبقه بیست تن از آنان نهاده،جز طبقۀ پنجم که شمار مشایخ بیست وسه تن است ، اما در طبقات الصوفیه انصاری التزام به توالی طبقات دیده نمی شود و گاه افرادی از طبقات متأخر در کتاب سلمی جزو طبقات متقدم در کتاب انصاری آمده است و برعکس؛ مانند ابوحمزه بغدادی البزاز که در کتاب سلمی جزو طبقۀ سوم و در کتاب انصاری جزو طبقۀ دوم و ابوعثمان مغربی در کتاب سلمی جزو طبقۀ پنجم و در کتاب انصاری جزو طبقۀ پنجم و ششم است یا ابوعبدالله بن سالم بصری که در کتاب سلمیجزو طبقۀ پنجم و در کتاب انصاری جزو طبقۀ چهارم آمده است.به نظر می رسد انصاری در تقریر کتاب خود، علاوه بر کتاب سلمی، از منابع دیگری هم استفاده کرده است. وی در حین املای کتابش به نام این منابع اشاره و مطالبی را از آنها نقل کرده، و درپاره ای از موارد میان آنها مقایسه و داوری نیز کرده است؛ مانند کتاب نهج الخاص و کتاب غربت از ابومنصور معمربن احمد اصفهانی، اربعین صوفیان از ابوسعد مالینیو اللمع تألیف ابوبکر مفید و برتری آن بر کتاب اللمع سراج.افزون بر این، اطلاعات بسیاری از مشایخ و پیران و مریدانی که انصاری با آنها مصاحبت داشته در کتاب وی موجود است.

Most Popular Instagram Hashtags