[PR] Gain and Get More Likes and Followers on Instagram.

#فیه

MOST RECENT

. . .
‏«تَواتُر شنیدنِ گوش، فعلِ رؤیت میکند، و حکم رؤیت دارد آنچنانک از پدر و مادر خود زادی، ترا می‌گویند که ازیشان زادی تو ندیدی بچشم که ازیشان زادی، اماّ باین گفتنِ بسیار، ترا حقیقت می‌شود که اگر بگویند که تو ازیشان نزادی نشنوی، و همچنانک بغداد و مکهّ را از خلق بسیار شنیدهٔ بتواتُر که هست، اگر بگویند که نیست و سوگند خورند باور نداری پس دانستیم که گوش چون بتواتر شنود، حکمِ دید دارد، همچنانک از روی ظاهر تواتر گفت را حکمِ دید میدهند. باشد که یک شخصی را گفتِ او، حکمِ تواتر دارد؛ که او یکی نیست صدهزارست پس یک گفتِ او صدهزار گفت باشد، و این چه عجبت می‌آید؟»

صد هزاران مَرد پنهان در یکی
صد کمان و تیر، درج ناوکی

#مقالات #رومی #فیه‌ما‌فیه
#شب #زمستان #بیخوابی #برف

لیلی و مجنون

روزی مجنون آهنگ دیار لیلی کرد با بیقراری بر شتری سوار شد و با دلی لبریز از مهر به جاده زد، در راه گاه خیال لیلی آنچنان او را با خود می برد، شتر نیز در گوشه ی آبادی بچه ای داشت، او هر بار که مجنون را از خود بیخود می دید به سوی آبادی باز می گشت و خود را به بچه اش می رساند
مجنون هر بار که به راه خود می آمد، در می یافت که فرسنگ ها راه را بازگشته است، او سه ماه در راه ماند پس فهمید که آن شتر با او همراه نیست پس او را رها کرد و پای پیاده به سوی دیار لیلی راه افتاد
مولانا در مثنوی می فرماید

جان گشاید به سوی بالا بالها
در زده تن در زمین چنگالها
جان انسان برای وصول به حقیقت خود و پرواز در ملکوت، مدام در حال گشودن پر و بال است اما این بدن جسمانی او به سبب تعلق به ماده و آثار و لوازم آن مانع از این پرواز میشود "دلت آنجاست اما چون تن، غالب است حکم تن را گرفته ای و اسیر او مانده ای"

مرغ جانش در قفس چون می طلبید
داد مال و آن کنیزک را خرید

بنابراین در قصه کنیزک( که در پست های قبلی به آن اشاره شده) مرغ روح پادشاه نیز عاشق جمال مطلق بود اما در مظهری از مظهر جمال مطلق متوقف شده و عاشق آن کنیزک شده بود (در ادبیات عارفانه سده های پیشین تشبیه روح به مرغ دیده میشود
به راستی مولانا با این حکایت نشان می دهد که روح همان مجنون و عشق معنوی حق همان لیلی است، تن همان شتر است و وابستگی ها و دل مشغولی های جهان مادی همان بچه شتر است
وقتی از علت حقیقی بودن مان در جهان مادی که همان شناخت حقیقی خویشتن است غافل شویم و به آن نپردازیم و به تن و خواسته های گذران مادی تن سرگرم شویم و از رسیدن به حقیقت باز می مانیم بهتر است موانع رسیدن به وصال را کنار بزنیم و با گام استوارتر عزم خانه دوست کنیم

#لیلی#مجنون#روح#حقیقت#کمال
#وصال#مثنوی#معنوی#فیه ما فیه
#مولانا
#Germany#nürnberg#Centrum

1396/10/16

اسباب بهانه است و کارساز دگرست .. #فیه مافیه 💙

فیلی را آوردند بر
سر چشمه که آب خورد.
خود را در آب می دید و می رمید.
می پنداشت که از دیگری می رمد.
نمی دانست که از خود می رمد.
همه اخلاق بد از ظلم و کین و حسد و بی رحمی و کبر در توست، نمی رنجی، چون آن را در دیگری می بینی، می رمی و می رنجی.
...
#فیه ما فیه مولانا

#الشیخ_یابر زعیم عشائر #عساکره یشارک فی مراسیم الفاتحه للمرحوم ابوشاکر عساكره فی #مسجد_الامام_السجاد عليه السلام حي#الصوینخ (ال#فیه ) بمدینة #عبادان. اهلا و سهلا .

"#کارل_گوستاو_یونگ #معتقد بود ما #نمیتوانیم #صفتی را که در #خود نداریم در دیگری #تشخیص دهیم.
به #عنوان نمونه اگر شما #فردی را #خودخواه میدانید، #مطمئن باشید شما هم میتوانید به همان اندازه #خودخواهی نشان دهید.
چرا که ما نمی توانیم چیزی را #درک کنیم بدون اینکه خود، آن نباشیم. "#مولانا در کتاب #فیه ما فیه آورده است:
اگر در برادر خود #عیب می بینی، آن عیب در #توست که در او می بینی.
#عالَم همچون #آیینه است
که #نقش خود را در آن می بینی.
آن #عیب را از خود #جدا کن. زیرا #آنچه از او می #رنجی، از خود می رنجی.

در آدمی عشقی و دردی و طلبی و خارخاری و تقاضایی هست که اگر صدهزار عالم ملک او شود ، که نیاساید و آرام نیابد . این خلق به تفصیل در هر پیشه‌ای و صنعتی و منصبی و تحصیل علوم و نجوم وطب و غیرذلک می‌کنند و هیچ آرام نمی‌گیرند.زیرا آنچه مقصود است به دست نیامده است .
آخر معشوق را دلارام می‌گویند یعنی که دل به وی آرام گیرد . پس به‌ غیر چون آرام و قرار گیرد ؟ این جمله خوشی‌ها و مقصود‌ها چون نردبانی است ، و چون پایه‌های نردبان جای اقامت و باش نیست ، از بهر گذشتن است . خنک او را که زودتر بیدار و واقف گردد تا راه دراز بر او کوته شود ، و در این پایه های نردبان عمر خود را ضایع نکند .

#اسطرلاب‌حق ( گزیده #فیه‌ما‌فیه)
انتخاب و تصحیح : #محمدعلی‌موحد
نشر #ماهی
@afrabook

#گزیده#مولانا#فیه‌مافیه#عرفان#تصوف#شمس#کتابشمس#کتاب‌شمس#shams#shamsbook#ketabshams
سخن سایه حقیقت است و رفع حقیقت. چون سایه جذب کرد، حقیقت به طریق اولیٰ بود. خود سخن بهانه است. آدمی را با آدمی آن جزو مناسب جذب می‌کند نه سخن. بلکه اگر صدهزار معجزه و بیان کارمان ببیند چون در او از آن نبی و یا آن ولی جزوی نباشد مناسب، سود ندارد. آن جزو است که او را در جوش و بی‌قرار می‌دارد. در کَه که از مهربان اگر جزوی نباشد هرگز سوی کهربا نرود. آن جنسیت میان ایشان خفی است، در نظر نمی‌آید.
اسطرلاب حق
گزیده فیه ما فیه
محمدعلی موحد
نشر ماهی

🍃
در این دنیا اگرهمه چیز را فراموش کنی باکی نیست تنها یک چیز را نبایداز یاد برد .تو برای کاری به دنیا آمدی که اگرآن را انجام نرسانی هیچ کاری نکرده‌ای از آدمی کاری برمی‌آید که آن کار نه از آسمان برمی‌آید و نه از زمین و نه از کوه‌ها ، اما تو می‌گویی کارهای زیادی از من برمی‌آید ، این حرف تو به این می‌ماند که شمشیر گرانبهای شاهانه‌ای را ساطورگوشت کنی و بگویی آن شمشیر رابیکارنگذاشتم یا اینکه در دیگی زرین شلغم بارکنی یاکارد جواهرنشانی را به دیوار فرو ببری و کدوی شکسته‌ا ی را به آن آویزان کنی این کار از میخی چوبین نیز برمی‌آید خودرا اینقدر ارزان مفروش که بسیارگرانبهایی ! بهانه می‌آوری که من با انجام دادن کارهای سودمندروزگارمی‌گذرانم دانش می‌آموزم ، فلسفه و فقه و منطق و ستاره شناسی و پزشکی
می‌خوانم ، اما این‌ها همه برای تو است و تو برای آن‌ها نیستی اگر خوب فکر کنی درمی‌یابی که اصل تویی و همه این‌ها فرع است تو نمی‌دانی که چه شگفتی‌ها و چه جهان های بیکرانی
در تو موج می‌زند آخراین تن اسب توست و این عالم آخور اوست ؛ غذای اسب ، غذای سوار نباشد

#فیه‌_ما_فیه
#مولانا

❣️
مُشک را گفتند :
ﺗﻮ ﺭﺍ ﯾﮏ ﻋﯿﺐ ﻫﺴﺖ،
ﺑﺎ ﻫﺮ ﮐﻪ ﻧﺸﯿﻨﯽ
ﺍﺯ ﺑﻮﯼ ﺧﻮﺷﺖ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺩﻫﯽ.
ﮔﻔﺖ:
ﺯﯾﺮﺍ ﮐﻪ ﻧﻨﮕﺮﻡ ﺑﺎ ﮐﯽ ﺍﻡ،
ﺑﻪ ﺁﻥ ﺑﻨﮕﺮﻡ ﮐﻪ ﻣﻦ ﮐﯽ ﺍﻡ!
.
#فیه‌مافیه
#مولانا_جلال‌الدین_بلخی
. ‏#art #artwork #artworks #surrealism #surreal #surrealart #surrealillustration #artdetail #artdetails #artcolector #artcolection #artcolective #artcolectors #delightfulart#illustrations #illustration #illustratdesign #illustrationart #illustrationartists #hodabaghbani #👩🏻‍🎨
#designing #designtimes #besttimes #imageintime #work #worktimes #alwayshaveabeautifulheart

هر یک عیسی داریم، که در ادب عرفانی، عیسی نماد روح است

دردی است که آدمی را رهبر است، در هر کاری که هست تا او را درد آن کار و هوس و عشق آن کار در درون برنخیزد، او قصد آن کار نکند و آن کار بی درد او را میسر نشود، خواه دنیا خواه آخرت، خواه بازرگانی خواه پادشاهی، خواه علم خواه عمل و غیره... تا مریم را درد زه پیدا نشد قصد آن درخت بخت (درخت اقبال و سعادت) نکرد
فاجاء ها المخاض الی جذع النخله(تا درد زایمان او را به سوی تنه درخت خرمایی کشید) او را آن درد به درخت آورد و درخت خشک میوه دار شد
تن همچو مریم است و هر یکی عیسی داریم، اگر ما را درد پیدا شود، عیسی ما بزاید و اگر درد نباشد، عیسی هم از این راه نهایی که آمد باز به اصل خود پیوندد، الا ما محروم مانیم و از او بی بهره

در نگاه مولانا نیاز درد و منشا تحرک و پویایی و شکفتن است چنانچه احساس نیاز و درد مریم، عیسی علیه السلام را در گاهواره به تکلم وا می دارد
آن نیاز مریمی بوده است و درد
که چنان طفلی سخن آغاز کرد

و مولانا در مثنوی می فرماید:" منظور درد طلب و برانگیختن حس حقیقت جویی در وجود آدمی است
درد داروی کهن را نو کن
درد هر شاخ ملولی خو کند
کیمیای نوکننده دردهاست
کو ملولی آن طرف که درد خاست
هین مزن تو از ملولی آه سرد
درد جو و درد جو و درد، درد

حضرت عیسی علیه السلام در دید عرفانی نماد روح است و مظهر اسم خالق
حضرت عیسی علیه السلام می گوید:" من از گل صورت های مختلف را خلق می کنم
در اینکه حضرت عیسی(ع) معجزات فوق را انجام می دهد، شکی نیست اما در یک نگاه عیسی، روح است و هر چقدر انسان روحانیت خود را تقویت کند، قدرت های مختلف از جمله خلق کردن را پیدا میکند آب زلال و شفاف است، خاک کدر و تیره اما این ترکیب قابلیت های مختلف دارد و روح زلال میتواند در وجود مادی و کدر تصرف کند و از ترکیب آن، انسانیت خلق شود
جان از درون به فاقه و طبع از برون به برگ
دیو از خورش به هیضه و جمشید ناشتا
اکنون بکن دوا که مسیح تو بر زمینست
چون شد مسیح سوی فلک فوت شد دوا

این ابیات از قصیده ای ست از دیوان خاقانی بدین مطلع

طفلی هنوز بسته گهواره فنا
مرد آن زمان شوی که شوی از همه جدا

#مریم#عیسی#درد#پویایی#شکفتن
#دکتر بهجت السادات حجازی
#مثنوی#حقیقت جویی#دکتر بهمن نزهت
#خالق#انسانیت#استاد بروجردی
#فیه ما فیه#مولانا
#منطق الطیر#خاقانی
#کلیسا#چک#پراگ
#church#CzechRepublic#prague

.
در این دنیا اگر همه چیز فراموش کنی باکی نباشد. تنها یک چیز از یاد مبر. تو برای کاری به دنیا آمدی که اگر آن به انجام نرسانی، هیچ کار نکرده‌ای.
از آدمی کاری بر‌آید که آن کار نه از آسمان بر‌آید و نه از زمین و نه از #کوه‌ها، اما تو ‌گویی کارهای زیادی از من بر‌آید، این حرف تو به این ‌ماند که شمشیر #گرانبهای شاهانه‌ای را ساطور گوشت کنی و گویی آن شمشیر را بیکار نگذاشته‌ام، یا در دیگی زرین شلغم بار کنی یا کارد #جواهرنشان به دیوار فرو بری و کدوی شکسته‌ای به آن آویزی. این کار از میخی چوبین نیز بر‌آید. خود را این شیوه ارزان مفروش که بسی گرانبهایی!
بهانه ‌آوری که من با افعال سودمند روزگار ‌گذرانم. دانش ‌آموزم، فلسفه و فقه و منطق و #ستاره‌شناسی و پزشکی ‌خوانم، اما این‌ها همه برای تو است و تو برای آن‌ها نه. اگر نیک بنگری، در‌یابی که اصل تویی و همه این‌ها فرع . تو ندانی چه شگفتی‌ها و چه جهان‌های #بیکران در تو #موج ‌زند.
آخر این تن اسبِ توست و این عالم آخور اوست؛ غذای اسب، غذای سوار نباشد.

#فیه‌_ما_فیه
#مولانای_جان

در این دنیا اگر همه چیز فراموش کنی باکی نباشد. تنها یک چیز از یاد مبر. تو برای کاری به دنیا آمدی که اگر آن به انجام نرسانی، هیچ #کار نکرده‌ای.
از آدمی کاری بر‌آید که آن کار نه از #آسمان بر‌آید و نه از #زمین و نه از کوه‌ها، اما تو ‌گویی کارهای زیادی از من بر‌آید، این حرف تو به این ‌ماند که شمشیر گرانبهای شاهانه‌ای را ساطور گوشت کنی و گویی آن شمشیر را بیکار نگذاشته‌ام، یا در دیگی زرین شلغم بار کنی یا کارد جواهرنشان به دیوار فرو بری و کدوی شکسته‌ای به آن آویزی. این کار از میخی چوبین نیز بر‌آید. خود را این شیوه ارزان مفروش که بسی گرانبهایی!
بهانه ‌آوری که من با افعال سودمند روزگار ‌گذرانم. دانش ‌آموزم، فلسفه و فقه و منطق و ستاره‌شناسی و پزشکی ‌خوانم، اما این‌ها همه برای تو است و تو برای آن‌ها نه. اگر نیک بنگری، در‌یابی که اصل تویی و همه این‌ها فرع . تو ندانی چه شگفتی‌ها و چه جهان‌های بیکران در تو موج ‌زند.
آخر این تن اسبِ توست و این عالم آخور اوست؛ غذای اسب، غذای سوار نباشد. 📚#فیه‌_ما_فیه 👤#مولانا

در این دنیا اگر همه چیز را فراموش کنی باکی نیست. تنها یک چیز را نباید از یاد برد. تو برای کاری به دنیا آمدی که اگر آن را انجام نرسانی، هیچ کاری نکرده‌ای. از آدمی کاری برمی‌آید که آن کار نه از آسمان برمی‌آید و نه از زمین و نه از کوه‌ها، اما تو می‌گویی کارهای زیادی از من برمی‌آید، این حرف تو به این می‌ماند که شمشیر گرانبهای شاهانه‌ای را ساطور گوشت کنی و بگویی آن شمشیر را بیکار نگذاشته‌ام، یا اینکه در دیگی زرین شلغم بار کنی یا کارد جواهرنشانی را به دیوار فرو ببری و کدوی شکسته‌ای را به آن آویزان کنی. این کار از میخی چوبین نیز برمی‌آید. خود را اینقدر ارزان مفروش که بسیار گرانبهایی! بهانه می‌آوری که من با انجام دادن کارهای سودمند روزگار می‌گذرانم. دانش می‌آموزم، #فلسفه و #فقه و منطق و ستاره‌شناسی و پزشکی می‌خوانم، اما این‌ها همه برای تو است و تو برای آن‌ها نیستی. اگر خوب فکر کنی درمی‌یابی که اصل تویی و همه این‌ها فرع است. تو نمی‌دانی که چه #شگفتی‌ها و چه جهان‌های بیکرانی در تو #موج می‌زند. آخر این تن اسبِ توست و این عالم آخور اوست؛ غذای اسب، غذای سوار نباشد.

#فیه‌_ما_فیه
#مولانا

مشک را گفتند:
تو را یک عیب هست،
با هر کی نشستی از بوی خوشت به او دهی
گفت:
زیرا ننگرم که با کی ام ،
و به آن ننگرم که من کی ام!

#فیه ما فیه
مولانا

👈ینشدنی ویگلی منین گتله ابن
#الاهوازیه*👉
عزم سربندر ومعشور کوره ویه
#الفلاحیه*👉
شط الغیره عبادان والمحمرا التسد
#فیه*👉
(/چیله ابراس العیال
.
.
.
#الاهوازی

در این دنیا اگر همه چیز فراموش کنی باکی نباشد. تنها یک چیز از یاد مبر. تو برای کاری به دنیا آمدی که اگر آن به انجام نرسانی، هیچ کار نکرده‌ای. از آدمی کاری بر‌آید که آن کار نه از آسمان بر‌آید و نه از زمین و نه از کوه‌ها، اما تو ‌گویی کارهای زیادی از من بر‌آید، این حرف تو به این ‌ماند که شمشیر گرانبهای شاهانه‌ای را ساطور گوشت کنی و گویی آن شمشیر را بیکار نگذاشته‌ام، یا در دیگی زرین شلغم بار کنی یا کارد جواهرنشان به دیوار فرو بری و کدوی شکسته‌ای به آن آویزی. این کار از میخی چوبین نیز بر‌آید. خود را این شیوه ارزان مفروش که بسی گرانبهایی!
بهانه ‌آوری که من با افعال سودمند روزگار ‌گذرانم. دانش ‌آموزم، فلسفه و فقه و منطق و ستاره‌شناسی و پزشکی ‌خوانم، اما این‌ها همه برای تو است و تو برای آن‌ها نه. اگر نیک بنگری، در‌یابی که اصل تویی و همه این‌ها فرع . تو ندانی چه شگفتی‌ها و چه جهان‌های بیکران در تو موج ‌زند.
آخر این تن اسبِ توست و این عالم آخور اوست؛ غذای اسب، غذای سوار نباشد.
#فیه‌_ما_فیه
#مولانا
#ذکر_امروز

.
در این دنیا اگر همه چیز فراموش کنی باکی نباشد. تنها یک چیز از یاد مبر. تو برای کاری به دنیا آمدی که اگر آن به انجام نرسانی، هیچ کار نکرده‌ای. از آدمی کاری بر‌آید که آن کار نه از آسمان بر‌آید و نه از زمین و نه از کوه‌ها، اما تو ‌گویی کارهای زیادی از من بر‌آید، این حرف تو به این ‌ماند که شمشیر گرانبهای شاهانه‌ای را ساطور گوشت کنی و گویی آن شمشیر را بیکار نگذاشته‌ام، یا در دیگی زرین شلغم بار کنی یا کارد جواهرنشان به دیوار فرو بری و کدوی شکسته‌ای به آن آویزی. این کار از میخی چوبین نیز بر‌آید. خود را این شیوه ارزان مفروش که بسی گرانبهایی!
بهانه ‌آوری که من با افعال سودمند روزگار ‌گذرانم. دانش ‌آموزم، فلسفه و فقه و منطق و ستاره‌شناسی و پزشکی ‌خوانم، اما این‌ها همه برای تو است و تو برای آن‌ها نه. اگر نیک بنگری، در‌یابی که اصل تویی و همه این‌ها فرع . تو ندانی چه شگفتی‌ها و چه جهان‌های بیکران در تو موج ‌زند.
آخر این تن اسبِ توست و این عالم آخور اوست؛ غذای اسب، غذای سوار نباشد.

#فیه‌_ما_فیه
#مولانا
https://telegram.me/SHEYKHOLRAEES

@flowergarden4you
اکنون تو خود را می آزما که:
از گریه و خنده،
از صوم و نماز،
و از خلوت و جمعیت و غیره،
ترا کدام نافع تر است،
و احوال تو به کدام طریق راست تر می شود،
آن کار را پیش گیر.

#فیه ما فیه
💜#فیه ما فیه#احوال#نماز#نافع#جمعیت#گریه#خنده#

***
مُشک را گفتند :
ﺗﻮ ﺭﺍ ﯾﮏ ﻋﯿﺐ ﻫﺴﺖ،
ﺑﺎ ﻫﺮ ﮐﻪ ﻧﺸﯿﻨﯽ
ﺍﺯ ﺑﻮﯼ ﺧﻮﺷﺖ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺩﻫﯽ.
ﮔﻔﺖ:
ﺯﯾﺮﺍ ﮐﻪ ﻧﻨﮕﺮﻡ ﺑﺎ ﮐﯽ ﺍﻡ،
ﺑﻪ ﺁﻥ ﺑﻨﮕﺮﻡ ﮐﻪ ﻣﻦ ﮐﯽ ﺍﻡ!

#فیه‌_ما_فیه / #مولانا_جلال‌الدین_بلخی
#📸

Most Popular Instagram Hashtags