#فریال_معین

MOST RECENT

.
هر روز زنی در می خندد
زنی می گرید
زنی می نویسد
زنی نگران زندگیست
و زنی تو را دوست دارد ....
هر شب همه ی زنان در من میمیرند
جز زنی که
به "دوست داشتنت" ادامه میدهد .....
#فریال_معین
@feryalmoein

.
.

موهایم را کوتاه کردم
پاشنه های کفشم را
صدایم
خنده ام
وحتی...
فکرم را کوتاه کردم

در شهر من
زنی را می پسندند
که آب در دل زندگیش
تکان نخورد!

#فریال_معین
#بازی_کامل
#نشر_مایا

#اکریلیک ابعاد 10*10
در من زنانی جمعند
زنی فلسفه می بافد
زنی ژاکت
و ان دیگری رویا
در این میان
زنی شعر می بافد
زنان اطرافش
پچ پچ میکنند
و
بافته ها را می شکافند
#فریال_معین
@feryalmoein


نشسته ام
و اندوهم
سالهاست
دارد به خودش فکر می کند

نشسته ام
و تنهایی م راه افتاده
در جغرافیایی
که می شود مساحت تن
و اگر دستهایم را باز کنم
هزاران آغوش تنها
بخودم بر می گردد

ما شباهت زیادی به هم نداریم
در دنباله ی نام تو
رویای من غریب است
و یک غریب-افتاده را
باد می برد!
#فریال_معین

.
.
نشسته ام
و اندوهم
سالهاست
دارد به خودش فکر می کند

نشسته ام
و تنهایی م راه افتاده
در جغرافیایی
که می شود مساحت تن
و اگر دستهایم را باز کنم
هزاران آغوش تنها
بخودم بر می گردد

ما شباهت زیادی به هم نداریم
در دنباله ی نام تو
رویای من غریب است
و یک غریب-افتاده را
باد می برد!

#فریال_معین
قسمتی از شعر بلند از مجموعه ی*راهی بسوی صبح*
#رامسر#مازندران

...
در من زنانی جمعند
زنی فلسفه می بافد
زنی ژاکت
و آن دیگری #رویا
در این میان
زنی #شعر می بافد
زنان اطرافش
پچ پچ می کنند
و
بافته ها را می شکافند... (#فریال_معین )
💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞
💞 💞 پ.ن: #برای #تودلی ِ #توراهی ِ #خواهر ِ عزیزم👶💞 💞
💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞
.
.
#موتیف #قلابدوزی #بافتنی #دستبافت #کاردست #پتو #نوزادی #کاموا #قلاب_دوزی #سیسمونی #رنگارنگ #خواهرزاده #نینی #هنر #هنری #کارهنری #دستدوز #دست_دوز #روتختی #سپید #رنگرنگی

هر روز زنی در من میخندد
زنی میگرید
زنی مینویسد
زنی نگران زندگیست
زنی تو را دوست دارد.
هر شب همه ی زنها در من میمیرند
جز زنی که
به دوست داشتنت ادامه میدهد... #فریال_معین

هر روز زنی در من میخندد
زنی میگرید
زنی مینویسد
زنی نگران زندگیست
زنی تو را دوست دارد.
هر شب همه ی زنها در من میمیرند
جز زنی که
به دوست داشتنت ادامه میدهد... #فریال_معین

.
هر روز زنی در من میخندد
زنی میگرید
زنی مینویسد
زنی مینوازد
زنی نگران زندگیست
نگران اینده است
زنی پر استرس گوشه ای از ذهنم نشسته است
هر شب همه ی زنها در من میمیرند
جز ان زن گوشه گیر
#فریال_معین با اندکی تغییرات

.
.
سالها پیش
روزهایی که از معنای زمان
بی خبر بودیم
ماه آرام بود
ستاره ها نو
و هنوز کسی نمرده بود.

مادر بزرگ شالگردن می بافت
و هر سی رج طرحی از گل سرخ می زد
و با قصه ای
زمین را به آسمان می دوخت

بگو کجا بایستی م
که خانه دوباره به صبح تکیه دهد
ریشه های خشک در انتظار آب
مرگ را پس بزنند
و بیاد بیاوری م که کیستی م

بگو چگونه مشتهایمان را
در خیابان جا گذاشتی م
زندگی را جای خلوتی
مخفی کردی م
وهر روز
با مرگهایی که دوست نداشتی م
مردیم!

#فریال_معین
قسمتی از شعری بلند
از مجموعه ی* راهی بسوی صبح* در دست چاپ
۹۷/۲/۱۵

.
مادرم میگفت:
سرت به کار خودت باشد
و من سرم به کارم بود،
سرم به کار خودم بود
که نفهمیدم تو عاشقم هستی
سرم به کارم بود
که نفهمیدم مادر بیمار است
پدر پیر شده
و درخت گوشه ی حیاط میوه نمی دهد!
حالا زنی کاملم
از بیست سالگی برگشته ام
که جواب سلامت را بدهم
ولی...
تو رفته ای
مادر مرده
و جهان از کنارم گذشته است...#فریال_معین

دلم دیگر به این عشق ها گرم نمیشود
باید به مادرم برگردم..#رضا_کاظمی

مادرم می گفت
سرت به کار خودت باشد
و من سرم به کارم بود
سرم به کار خودم بود
که نفهمیدم تو عاشقم هستی
سرم به کارم بود
که نفهمیدم مادر بیمار است
پدر پیر شده
و درخت گوشه ی حیاط میوه نمی دهد!
حالا زنی کاملم
از بیست سالگی برگشته ام
که جواب سلامت را بدهم
ولی
تو رفته ای
مادر مرده
و جهان از کنارم گذشته است!

#فریال_معین .

.
.
تار عنکبوت
از تیرگی آب تا ساحل روشن
کشیده می شد
مرگ
از روزنی عمیق فواره می زد

و
وقتی لباسِ سفیدِ پف کرده
های و هویی بیصدا را
بالا و پایین می بُرد
.
. ارتزاق مَرد...
مرگ را نمی شناخت!

#فریال_معین
#مازندران#ماهیگیری#مرگ

.
.
با وجودیکه فضا سازی ،دیالوگ نویسی و شخصیت پردازی را در رمانهای محمود دولت آبادی دوست دارم،ولی بعلت تلخ و گزنده بودن روایتها که ماجراهایشان بیشتر در محیط روستا می گذرد،مجموعه ی *کارنامه ی سپنج* ایشان را پس از خریدن، ۳ سال نیمه تمام رها کرده بودم.امروز کتاب با شبیرو را دوباره مرور کردم.

خدو متانت خاموشی را دوست تر می داشت،و نیز حس کرده بود که در بعضی لحظه ها هیچ چیز به اندازه ی گفتن،آدم را بی معنا وجلف جلوه نمی دهد؛مثل اینکه کلمه ها آدم را ساقط می کنند.از درون نابودش می کنند.پس همچنان با سر فرو افتاده کمی جلوتر از جاسم و حله براه خود ادامه داد.
#باشبیرو#محمود#دولت_ آبادی#کارنامه_سپنج#انتشارات_نگاه#متانت_خاموشی
#فریال_معین
#کتاب#کتابخوانی#ketab_am#ketabism#ketabkhoon

.
تو باید می دیدی
شبهایی که ماه روی آب می آمد
و سایه ها چون اشباح مضطرب
به پشت بامهای کاهگلی پناه می بردند
من مشتهایم پراز ترس می شد
خورشید در من غروب میکرد
شب هی کش می آمد
کش می آمد

در خواب می دیدم
خواهرم در باغچه انگور می چید
و مادرم می گفت
دانه های انگور
از ترس تنهایی به هم پناه برده اند
و من
از ترس تنهایی
تو را صدا می زدم

کاش بودی و می دیدی
من با هر سوزی که از چشمم برپا می شد
پاییز می شدم
و می دیدم
برگریزان خودم را

#فریال_معین
#خيال#شب#تنهايي#ترس#پاييز#عاشقانه#پرسه_درخيال ----------------------------------------------
جهت دسترسي به نوشته ها ، مطالعه داستان های برگزیده از ادبیات جهان و دانلود موزیک و کلیپ های عاشقانه به کانال تلگرام ما بپیوندید.براي عضويت بر روي لينك كانال كه در قسمت بيو موجود است كليك كنيد🙏

.
.
گفته اند نوشتن را
گناهي است بزرگ - پس ننویس!
و حرام است / نيايش در برابر کلمات
پس نزدیک نشو!
که مسموم می‌کند!
دهانِ شعرها را
پس ننوش!
این من‌ام / که بسيار نوشيده‌ام
و مسموم نشده‌ام / از جوهر ريخته‌شده برميز
این من‌ام / كه بسيار نوشته‌ام
و افروخته‌ام آتشی بزرگ
در هر ستاره‌ای،
و خدا / بر من خشمی نگرفت
گفت‌اند نوشتن
تنها برای مردان است
پس سخن نگو!
و مردان / تنها عاشق‌اند
پس عاشق نشو!
و نوشتن/
دریایی است عميق
پس غرق نشو!
این من‌ام / که عاشق شدم
این من‌ام/ که شنا کردم
و روبه‌رو شدم،
با دستانِ خشم‌گين
هر موجي / و غرق نشدم
گفته‌اند با شعر
شكسته‌ام ديوار آگاهی را
و مردان/ شاعر هستند
و چه‌طور می‌شود،
زن شاعری در این قوم
به دنيا مي‌آيد؟
پوزخندی/ به بي‌هودگی سرریز،
در اين عصرِ جنگ سياره‌ها
از كسانی كه / زن را
زنده به گور می‌خواهند / حبس‌ به‌ حبس

از خود می‌پرسم
كه چرا / حلال است آواز مردان
چرا بلندتر می‌خوانند/ اين ديوار بی‌هودگی را
ميان ريشه‌ها و ابرها
ميان درختان و باران و برای زنان نیست آوازی
و چه كسی گفته است،
براي نوشتن/ جنسيت شرط است؟
چه کسی گفته است :
طبیعت با نوای پرندگان زیبا مخالف است
مي‌گويند/ شكسته‌ام سنگ قبرم را
و اين درست است،
و من كشته‌ام
خفاش‌های زمانه‌ام را
و اين درست است،
و من بسته‌ام / ريشه‌های دورویی را
در شعرم
و اگر زخمی بر من بزنند
زيباترين چيز
در وجود آهو،
همان زخم است
و اگر مرا / بر دار ببندند
خوب می‌شود،
مرا در رديف مسيح
قرار داده‌اند
مي‌گويند زن شاعر
گیاه غريبی است / که بیابان او را
نمی‌پذیرد كه سنت آن را
پس می‌زند و زنی كه
شعر می‌نويسد هيچ نيست
مگر ترانه‌خوانی است
و می‌خندم / به هر آن‌چه
در موردم گفته شده که رد می‌كنم / افكار عصر بي‌هودگي را
و می‌مانم و می‌خوانم / بر بلندترين قله
و مي‌دانم رعد و برق ماندگار نيست،
و طوفان‌ها مي‌گذرد
و خفاش‌ها مي‌گذرند
و مي‌دانم آن‌ها رفتني‌اند
و اين من‌ام كه نمی‌روم. #سعاد_الصباح
#مريم_آذرسان #مترجم
منبع: گزیده‌ی شعرهای"سعاد الصباح"، ترجمه‌ی؛ "مریم آذرسان"، نشر هشت
# شاعر_کویتی#سال دوهزار و دو

#فریال_معین
#زن#حقوق_زنان#برابری#حق#طبیعت#بهار#درخت#شعر#متن

.
.. #فریال_معین .
می خواهم به عقب برگردم.
می خواهم دوباره آن دخترک لاغر اندام مومشکی شوم که چه بی تابانه می خواست بزرگ بشود.

می خواهم دوباره کوچه های کودکی را پرسه بزنم،و آن کوچه که منتهی به مدرسه میشد و در نظرم هرروز کش می آمد را تا انتها لی لی کنم و روی تخته سیاه مشق الفبا بنویسم.

می خواهم لای کتابها گلهای رز خشک کنم و شاید گاهی پروانه ی بخت برگشته ای!

می خواهم کفش و چادر مادر بزرگ را در بکرترین جای خانه پنهان کنم تا بخانه برنگردد و شب را در آغوشش بخوابم.

می خواهم بعدازظهرهای تبدار تابستان،عروسکها را زیر درختان حیاط به پیک نیک ببرم و آنجا برای ما چه باغ بزرگی بود!
می خواهم در آن انباری متروک کشفیاتی تازه انجام دهم،
و آه ،آن خواهر و برادر کوچکم که بتشان بودم و فکر می کردند تمام مشکلات دنیا با دستان من حل می شود را ریاست کنم.

و مادرم،
مادرم که از تبار فرشتگان بود را برای خودم نگه دارم که اینقدر زود پر نکشد.
و پدرم را که امنیت خاطر اهل خانه بود و باغچه هایی پرگل داشت را جاودانی کنم.

چه زیباست رویا پردازی!
باید مواظب باشم کسی رویاهایم را ندزدد!

نوشته ای از ده سال پیش

#فریال_معین
هر وقت دلم گرفته،هروقت دلم برای پدر و مادرم تنگ میشه یاد این نوشته م میفتم و دوست دارم با شما بخونمش... عکس ،من و خواهر کوچکترم در یک عکس خانوادگی ست....آرامگاه فردوسی ...طوس
#کودکی#خاطره#مدرسه#رویا#child

.
.
مخفی می شوی
در پیچاپیچ ذهن من
لابه لای سلول های خاکستری

پائین می روی با سکوت
ریشه می کنی
در تار و پودم
در شعرهایم
و کنج اضطراب
در گوشه ی اتاق
در هر چیزی که هست

در چشمهایم خانه می کنی

#فریال_معین
از کتاب#بازی_کامل
#نشر_مایا
#ذهن#اتاق#شعر#ریشه#چشم#

Most Popular Instagram Hashtags