#فرزاد_کمانگر

MOST RECENT

‍ یاد #فرزاد عزیز را گرامی داشتیم؛
# گلرخ_ابراهیمی ایرایی فعال #حقوق_بشر محبوس در بند #زنان #زندان #اوین نامه‌ای در پی سالگرد #اعدام #فرزاد_کمانگر، #معلم و فعال حقوق بشر نامه‌ای نوشته است.

متن کامل نامه #گلرخ__ابراهیمی ایرایی
به نام قلم، با یاد فرزاد کمانگر رفیق کوه و کتاب، او که دیریست سر به دار شد و آموزه‌هایش هنوز زمزمه‌ای است بر لبان کودکان کردستان و با دلتنگی‌های مادرانه‌ای که داغ‌اش را در سینه و نام‌اش را بر لب دارد آواز می‌کند.

۱۹ اردیبهشت، در حالی که نیزارهای جاده‌ی ورامین را پشت سر گذاشته بودیم با چشمی دوخته به کوه‌های توچال یاد فرزاد عزیز را گرامی داشتیم. چرخ فلک گشت و پرگار روزگار هستی‌مان را ترسیم نمود در این تیره روزگار کوبه‌های پاشنه‌ی سخت پوتین ارتجاع بر پیکر خونین اما ایستاده‌ی مقاومت؛ در سرزمینی که قرنی است طلوع خورشید را به انتظار نشسته است و زاده است امیدوارانی از جنس آهن و فولاد را که درخشش کورسوی امید را به انگشت اشاره نشانه می‌روند تا خسته‌گان نومید را نوید روشنایی دهند.

روزگار پر آشوبی است، هر حنجره‌ای را که فریاد می‌شود به سرب داغ آغشته می‌کنند.

در خود ناله می‌کنیم.

در خود فریاد می‌شویم و دست‌هامان هر چه فردایی که بیش از یک قرن است برایش سر به دار و تن به گلوله داریم، می‌جویند به چنگ‌اش نمی‌آورند.

چرا که پای در رکابان قلیل‌اند و از واهمه‌ی بر تن نماندنِ سرِسبز، زبان سرخ را به کام میخکوب کرده‌اند.

پس ما را چه جا بایسته‌تر از همین خاکستریِ امروز، اگر این اسب زین شده را تا سر منزل مقصود به تاخت نرانیم.

به نام قلم، با یاد #فرزاد_کمانگر رفیق کوه و کتاب...
نامە #گلرخ_ایرایی از زندان در گرامیداشت یاد فرزاد کمانگر ‍ زندانی سیاسی گلرخ ایرایی دباره بازگشت به زندان اوین به مناسبت سالگرد شهادت فرزاد کمانگر نامه ای از درون زندان نوشت. متن کامل نامه به شرح زیر می باشد: “به نام قلم، با یاد فرزاد کمانگر رفیق کوه و کتاب، او که دیریست سر به دار شد و آموزه‌هایش هنوز زمزمه‌ای است بر لبان کودکان کردستان و با دلتنگی‌های مادرانه‌ای که داغ‌اش را در سینه و نام‌اش را بر لب دارد آواز می‌کند.”
“۱۹ اردیبهشت، در حالی که نیزارهای جاده‌ی ورامین را پشت سر گذاشته بودیم با چشمی دوخته به کوه‌های توچال یاد فرزاد عزیز را گرامی داشتیم. چرخ فلک گشت و پرگار روزگار هستی‌مان را ترسیم نمود در این تیره روزگار کوبه‌های پاشنه‌ی سخت پوتین ارتجاع بر پیکر خونین اما ایستاده‌ی مقاومت؛ در سرزمینی که قرنی است طلوع خورشید را به انتظار نشسته است و زاده است امیدوارانی از جنس آهن و فولاد را که درخشش کورسوی امید را به انگشت اشاره نشانه می‌روند تا خسته‌گان نومید را نوید روشنایی دهند.”
“روزگار پر آشوبی است، هر حنجره‌ای را که فریاد می‌شود به سرب داغ آغشته می‌کنند.”
“در خود فریاد می‌شویم و دست‌هامان هر چه فردایی که بیش از یک قرن است برایش سر به دار و تن به گلوله داریم، می‌جویند به چنگ‌اش نمی‌آورند.”
در خود ناله ميكنيم
“چرا که پای در رکابان قلیل‌اند و از واهمه‌ی بر تن نماندنِ سرِسبز، زبان سرخ را به کام میخکوب کرده‌اند.”
“پس ما را چه جا بایسته‌تر از همین خاکستریِ امروز، اگر این اسب زین شده را تا سر منزل مقصود به تاخت نرانیم.”
“سپاسگزارم از تک تکتان اگر چه قدردانی‌ام در واژه نمی‌گنجد.”
“از حضورتان توان گرفتم و تاب آوردم سختی روزهایی را که بر من گذشت.”
“تاب و توانم شدید و اگر نبودید یقینا نمی توانستم قدم از قدم بر دارم.”
“امیدوارم لایق باشم تا دستانم را به دستانتان گره زنم و هم پایتان این جاده‌ی پر فراز و نشیب منتهی به فردای آزادی را بجویم.” “تا آزادی زینب، تا رهایی رامین … تا رسیدن به جامعه‌ای که در آن نه بیداد فقر باشد و نه واهمه‌ی شکستن قلم، قطره‌ای از دریای حضورتان خواهم بود.”
“در کنار قدردانی‌ام از همه‌ی رفقا و عزیزانی که در کنارم بودند، سپاسگزارم از تمام زندانیان زندان قرچک ورامین که در کنار من و آتنا بودند و کوله باری شدند از تجربه برایمان.”
“عزیزانی که خود قربانیان فقر و قربانیان تبعیض، قربانیان فاصله مشمئز کننده‌ی طبقاتی، قربانیان نبود آگاهی و قربانیان وجود قوانین عبوس و بی‌منطق ارتجاعی هستند.”
ادامە در کامنت☟☟

‌ نامه #گلرخ_ابراهيمى_ايرایی فعال حقوق زنان و زندانی سیاسی در گراميداشت #فرزاد_کمانگر و قدردانی از آنان كه در ایام انتقال به زندان قرچک و اعتصاب غذا، همراه او بودند :
"به نام قلم، با یاد #فرزاد_کمانگر رفیق کوه و کتاب، او که دیریست سربه‌دار شد و آموزه‌هایش هنوز زمزمه‌ای است بر لبان کودکان کردستان و با دلتنگی‌های مادرانه‌ای که داغ‌اش را در سینه و نام‌اش را بر لب دارد آواز می‌کند."
"۱۹ اردیبهشت، در حالی که نیزارهای جاده‌ی ورامین را پشت سر گذاشته بودیم با چشمی دوخته به کوه‌های توچال یاد #فرزاد عزیز را گرامی داشتیم. چرخ فلک گشت و پرگار روزگار هستی‌مان را ترسیم نمود در این تیره روزگار کوبه‌های پاشنه‌ی سخت پوتین ارتجاع بر پیکر خونین اما ایستاده‌ی مقاومت؛ در سرزمینی که قرنی است طلوع خورشید را به انتظار نشسته است و زاده است امیدوارانی از جنس آهن و فولاد را که درخشش کورسوی امید را به انگشت اشاره نشانه می‌روند تا خسته‌گان نومید را نوید روشنایی دهند."
"روزگار پر آشوبی است، هر حنجره‌ای را که فریاد می‌شود به سرب داغ آغشته می‌کنند."
"در خود فریاد می‌شویم و دست‌هامان هر چه فردایی که بیش از یک قرن است برایش سر به دار و تن به گلوله داریم، می‌جویند به چنگ‌اش نمی‌آورند."
در خود ناله می‌کنیم "چرا که پای در رکابان قلیل‌اند و از واهمه‌ی بر تن نماندنِ سرِسبز، زبان سرخ را به کام میخکوب کرده‌اند."
"پس ما را چه جا بایسته‌تر از همین خاکستریِ امروز، اگر این اسب زین شده را تا سر منزل مقصود به تاخت نرانیم."
"سپاسگزارم از تک تکتان اگر چه قدردانی‌ام در واژه نمی‌گنجد."
"از حضورتان توان گرفتم و تاب آوردم سختی روزهایی را که بر من گذشت."
"تاب و توانم شدید و اگر نبودید یقینا نمی توانستم قدم از قدم بر دارم."
"امیدوارم لایق باشم تا دستانم را به دستانتان گره زنم و هم پایتان این جاده‌ی پر فراز و نشیب منتهی به فردای آزادی را بجویم."
"تا آزادی #زینب، تا رهایی #رامین … تا رسیدن به جامعه‌ای که در آن نه بیداد فقر باشد و نه واهمه‌ی شکستن قلم، قطره‌ای از دریای حضورتان خواهم بود."
"در کنار قدردانی‌ام از همه‌ی رفقا و عزیزانی که در کنارم بودند، سپاسگزارم از تمام زندانیان زندان قرچک ورامین که در کنار من و #آتنا بودند و کوله‌باری شدند از تجربه برایمان." "عزیزانی که خود قربانیان فقر و قربانیان تبعیض، قربانیان فاصله مشمئز کننده‌ی طبقاتی، قربانیان نبود آگاهی و قربانیان وجود قوانین عبوس و بی‌منطق ارتجاعی هستند."
ادامه در کامنت
👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻

نامە #گلرخ_ایرایی از زندان در گرامیداشت یاد #فرزاد_کمانگر

به نام قلم، با یاد #فرزاد_کمانگر رفیق کوه و کتاب...

دورد بر زندانیان سیاسی ‍ یاد #فرزاد عزیز را گرامی داشتیم؛
# گلرخ_ابراهیمی ایرایی فعال #حقوق_بشر محبوس در بند #زنان #زندان #اوین نامه‌ای در پی سالگرد #اعدام #فرزاد_کمانگر، #معلم و فعال حقوق بشر نامه‌ای نوشته است.

متن کامل نامه #گلرخ__ابراهیمی ایرایی
به نام قلم، با یاد فرزاد کمانگر رفیق کوه و کتاب، او که دیریست سر به دار شد و آموزه‌هایش هنوز زمزمه‌ای است بر لبان کودکان کردستان و با دلتنگی‌های مادرانه‌ای که داغ‌اش را در سینه و نام‌اش را بر لب دارد آواز می‌کند.

۱۹ اردیبهشت، در حالی که نیزارهای جاده‌ی ورامین را پشت سر گذاشته بودیم با چشمی دوخته به کوه‌های توچال یاد فرزاد عزیز را گرامی داشتیم. چرخ فلک گشت و پرگار روزگار هستی‌مان را ترسیم نمود در این تیره روزگار کوبه‌های پاشنه‌ی سخت پوتین ارتجاع بر پیکر خونین اما ایستاده‌ی مقاومت؛ در سرزمینی که قرنی است طلوع خورشید را به انتظار نشسته است و زاده است امیدوارانی از جنس آهن و فولاد را که درخشش کورسوی امید را به انگشت اشاره نشانه می‌روند تا خسته‌گان نومید را نوید روشنایی دهند.

روزگار پر آشوبی است، هر حنجره‌ای را که فریاد می‌شود به سرب داغ آغشته می‌کنند.

در خود ناله می‌کنیم.

در خود فریاد می‌شویم و دست‌هامان هر چه فردایی که بیش از یک قرن است برایش سر به دار و تن به گلوله داریم، می‌جویند به چنگ‌اش نمی‌آورند.

چرا که پای در رکابان قلیل‌اند و از واهمه‌ی بر تن نماندنِ سرِسبز، زبان سرخ را به کام میخکوب کرده‌اند.

پس ما را چه جا بایسته‌تر از همین خاکستریِ امروز، اگر این اسب زین شده را تا سر منزل مقصود به تاخت نرانیم.
#کرمان

‍ یاد #فرزاد عزیز را گرامی داشتیم؛
# گلرخ_ابراهیمی ایرایی فعال #حقوق_بشر محبوس در بند #زنان #زندان #اوین نامه‌ای در پی سالگرد #اعدام #فرزاد_کمانگر، #معلم و فعال حقوق بشر نامه‌ای نوشته است.

متن کامل نامه #گلرخ__ابراهیمی ایرایی
به نام قلم، با یاد فرزاد کمانگر رفیق کوه و کتاب، او که دیریست سر به دار شد و آموزه‌هایش هنوز زمزمه‌ای است بر لبان کودکان کردستان و با دلتنگی‌های مادرانه‌ای که داغ‌اش را در سینه و نام‌اش را بر لب دارد آواز می‌کند.

۱۹ اردیبهشت، در حالی که نیزارهای جاده‌ی ورامین را پشت سر گذاشته بودیم با چشمی دوخته به کوه‌های توچال یاد فرزاد عزیز را گرامی داشتیم. چرخ فلک گشت و پرگار روزگار هستی‌مان را ترسیم نمود در این تیره روزگار کوبه‌های پاشنه‌ی سخت پوتین ارتجاع بر پیکر خونین اما ایستاده‌ی مقاومت؛ در سرزمینی که قرنی است طلوع خورشید را به انتظار نشسته است و زاده است امیدوارانی از جنس آهن و فولاد را که درخشش کورسوی امید را به انگشت اشاره نشانه می‌روند تا خسته‌گان نومید را نوید روشنایی دهند.

روزگار پر آشوبی است، هر حنجره‌ای را که فریاد می‌شود به سرب داغ آغشته می‌کنند.

در خود ناله می‌کنیم.

در خود فریاد می‌شویم و دست‌هامان هر چه فردایی که بیش از یک قرن است برایش سر به دار و تن به گلوله داریم، می‌جویند به چنگ‌اش نمی‌آورند.

چرا که پای در رکابان قلیل‌اند و از واهمه‌ی بر تن نماندنِ سرِسبز، زبان سرخ را به کام میخکوب کرده‌اند.

پس ما را چه جا بایسته‌تر از همین خاکستریِ امروز، اگر این اسب زین شده را تا سر منزل مقصود به تاخت نرانیم.

‍ یاد #فرزاد عزیز را گرامی داشتیم؛
# گلرخ_ابراهیمی ایرایی فعال #حقوق_بشر محبوس در بند #زنان #زندان #اوین نامه‌ای در پی سالگرد #اعدام #فرزاد_کمانگر، #معلم و فعال حقوق بشر نامه‌ای نوشته است.

متن کامل نامه #گلرخ__ابراهیمی ایرایی
به نام قلم، با یاد فرزاد کمانگر رفیق کوه و کتاب، او که دیریست سر به دار شد و آموزه‌هایش هنوز زمزمه‌ای است بر لبان کودکان کردستان و با دلتنگی‌های مادرانه‌ای که داغ‌اش را در سینه و نام‌اش را بر لب دارد آواز می‌کند.

۱۹ اردیبهشت، در حالی که نیزارهای جاده‌ی ورامین را پشت سر گذاشته بودیم با چشمی دوخته به کوه‌های توچال یاد فرزاد عزیز را گرامی داشتیم. چرخ فلک گشت و پرگار روزگار هستی‌مان را ترسیم نمود در این تیره روزگار کوبه‌های پاشنه‌ی سخت پوتین ارتجاع بر پیکر خونین اما ایستاده‌ی مقاومت؛ در سرزمینی که قرنی است طلوع خورشید را به انتظار نشسته است و زاده است امیدوارانی از جنس آهن و فولاد را که درخشش کورسوی امید را به انگشت اشاره نشانه می‌روند تا خسته‌گان نومید را نوید روشنایی دهند.

روزگار پر آشوبی است، هر حنجره‌ای را که فریاد می‌شود به سرب داغ آغشته می‌کنند.

در خود ناله می‌کنیم.

در خود فریاد می‌شویم و دست‌هامان هر چه فردایی که بیش از یک قرن است برایش سر به دار و تن به گلوله داریم، می‌جویند به چنگ‌اش نمی‌آورند.

چرا که پای در رکابان قلیل‌اند و از واهمه‌ی بر تن نماندنِ سرِسبز، زبان سرخ را به کام میخکوب کرده‌اند.

پس ما را چه جا بایسته‌تر از همین خاکستریِ امروز، اگر این اسب زین شده را تا سر منزل مقصود به تاخت نرانیم.

‍ یاد #فرزاد عزیز را گرامی داشتیم؛
# گلرخ_ابراهیمی ایرایی فعال #حقوق_بشر محبوس در بند #زنان #زندان #اوین نامه‌ای در پی سالگرد #اعدام #فرزاد_کمانگر، #معلم و فعال حقوق بشر نامه‌ای نوشته است.

متن کامل نامه #گلرخ__ابراهیمی ایرایی
به نام قلم، با یاد فرزاد کمانگر رفیق کوه و کتاب، او که دیریست سر به دار شد و آموزه‌هایش هنوز زمزمه‌ای است بر لبان کودکان کردستان و با دلتنگی‌های مادرانه‌ای که داغ‌اش را در سینه و نام‌اش را بر لب دارد آواز می‌کند.

۱۹ اردیبهشت، در حالی که نیزارهای جاده‌ی ورامین را پشت سر گذاشته بودیم با چشمی دوخته به کوه‌های توچال یاد فرزاد عزیز را گرامی داشتیم. چرخ فلک گشت و پرگار روزگار هستی‌مان را ترسیم نمود در این تیره روزگار کوبه‌های پاشنه‌ی سخت پوتین ارتجاع بر پیکر خونین اما ایستاده‌ی مقاومت؛ در سرزمینی که قرنی است طلوع خورشید را به انتظار نشسته است و زاده است امیدوارانی از جنس آهن و فولاد را که درخشش کورسوی امید را به انگشت اشاره نشانه می‌روند تا خسته‌گان نومید را نوید روشنایی دهند.

روزگار پر آشوبی است، هر حنجره‌ای را که فریاد می‌شود به سرب داغ آغشته می‌کنند.

در خود ناله می‌کنیم.

در خود فریاد می‌شویم و دست‌هامان هر چه فردایی که بیش از یک قرن است برایش سر به دار و تن به گلوله داریم، می‌جویند به چنگ‌اش نمی‌آورند.

چرا که پای در رکابان قلیل‌اند و از واهمه‌ی بر تن نماندنِ سرِسبز، زبان سرخ را به کام میخکوب کرده‌اند.

پس ما را چه جا بایسته‌تر از همین خاکستریِ امروز، اگر این اسب زین شده را تا سر منزل مقصود به تاخت نرانیم.

نامه يک زن انقلابي از زندان
#گلرخ_ابراهیمی_ایرایی

متن کامل نامه گلرخ ابراهیمی ایرایی
به نام قلم، با یاد #فرزاد_کمانگر رفیق کوه و کتاب، او که دیریست سر به دار شد و آموزه‌هایش هنوز زمزمه‌ای است بر لبان کودکان کردستان و با دلتنگی‌های مادرانه‌ای که داغ‌اش را در سینه و نام‌اش را بر لب دارد آواز می‌کند.

۱۹ اردیبهشت، در حالی که نیزارهای جاده‌ی #ورامین را پشت سر گذاشته بودیم با چشمی دوخته به کوه‌های توچال یاد فرزاد عزیز را گرامی داشتیم. چرخ فلک گشت و پرگار روزگار هستی‌مان را ترسیم نمود در این تیره روزگار کوبه‌های پاشنه‌ی سخت پوتین #ارتجاع بر پیکر خونین اما ایستاده‌ی مقاومت؛ در سرزمینی که قرنی است طلوع خورشید را به انتظار نشسته است و زاده است امیدوارانی از جنس آهن و فولاد را که درخشش کورسوی امید را به انگشت اشاره نشانه می‌روند تا خسته‌گان نومید را نوید روشنایی دهند.

روزگار پر آشوبی است، هر حنجره‌ای را که فریاد می‌شود به سرب داغ آغشته می‌کنند.

در خود ناله می‌کنیم.

در خود فریاد می‌شویم و دست‌هامان هر چه فردایی که بیش از یک قرن است برایش سر به دار و تن به گلوله داریم، می‌جویند به چنگ‌اش نمی‌آورند.

چرا که پای در رکابان قلیل‌اند و از واهمه‌ی بر تن نماندنِ سرِسبز، زبان سرخ را به کام میخکوب کرده‌اند.

پس ما را چه جا بایسته‌تر از همین خاکستریِ امروز، اگر این اسب زین شده را تا سر منزل مقصود به تاخت نرانیم.

سپاسگزارم از تک تکتان اگر چه قدردانی‌ام در واژه نمی‌گنجد.

از حضورتان توان گرفتم و تاب آوردم سختی روزهایی را که بر من گذشت.

تاب و توانم شدید و اگر نبودید یقینا نمی توانستم قدم از قدم بر دارم.

امیدوارم لایق باشم تا دستانم را به دستانتان گره زنم و هم پایتان این جاده‌ی پر فراز و نشیب منتهی به فردای آزادی را بجویم.

تا آزادی #زینب، تا رهایی #رامین … تا رسیدن به جامعه‌ای که در آن نه بیداد فقر باشد و نه واهمه‌ی شکستن قلم، قطره‌ای از دریای حضورتان خواهم بود.

در کنار قدردانی‌ام از همه‌ی رفقا و عزیزانی که در کنارم بودند، سپاسگزارم از تمام زندانیان زندان قرچک ورامین که در کنار من و آتنا بودند و کوله باری شدند از تجربه برایمان.

عزیزانی که خود قربانیان فقر و قربانیان تبعیض، قربانیان فاصله مشمئز کننده‌ی #طبقاتی، قربانیان نبود آگاهی و قربانیان وجود قوانین عبوس و بی‌منطق ارتجاعی هستند.

عزیزانی که هر یک فصلی از کتاب دردهای این جامعه‌ی تب‌دار خواهند بود، آنگاه که به قلم در آید.

‍ یاد #فرزاد عزیز را گرامی داشتیم؛
# گلرخ_ابراهیمی ایرایی فعال #حقوق_بشر محبوس در بند #زنان #زندان #اوین نامه‌ای در پی سالگرد #اعدام #فرزاد_کمانگر، #معلم و فعال حقوق بشر نامه‌ای نوشته است.

متن کامل نامه #گلرخ__ابراهیمی ایرایی
به نام قلم، با یاد فرزاد کمانگر رفیق کوه و کتاب، او که دیریست سر به دار شد و آموزه‌هایش هنوز زمزمه‌ای است بر لبان کودکان کردستان و با دلتنگی‌های مادرانه‌ای که داغ‌اش را در سینه و نام‌اش را بر لب دارد آواز می‌کند.

۱۹ اردیبهشت، در حالی که نیزارهای جاده‌ی ورامین را پشت سر گذاشته بودیم با چشمی دوخته به کوه‌های توچال یاد فرزاد عزیز را گرامی داشتیم. چرخ فلک گشت و پرگار روزگار هستی‌مان را ترسیم نمود در این تیره روزگار کوبه‌های پاشنه‌ی سخت پوتین ارتجاع بر پیکر خونین اما ایستاده‌ی مقاومت؛ در سرزمینی که قرنی است طلوع خورشید را به انتظار نشسته است و زاده است امیدوارانی از جنس آهن و فولاد را که درخشش کورسوی امید را به انگشت اشاره نشانه می‌روند تا خسته‌گان نومید را نوید روشنایی دهند.

روزگار پر آشوبی است، هر حنجره‌ای را که فریاد می‌شود به سرب داغ آغشته می‌کنند.

در خود ناله می‌کنیم.

در خود فریاد می‌شویم و دست‌هامان هر چه فردایی که بیش از یک قرن است برایش سر به دار و تن به گلوله داریم، می‌جویند به چنگ‌اش نمی‌آورند.

چرا که پای در رکابان قلیل‌اند و از واهمه‌ی بر تن نماندنِ سرِسبز، زبان سرخ را به کام میخکوب کرده‌اند.

پس ما را چه جا بایسته‌تر از همین خاکستریِ امروز، اگر این اسب زین شده را تا سر منزل مقصود به تاخت نرانیم.

‍ یاد #فرزاد عزیز را گرامی داشتیم؛
# گلرخ_ابراهیمی ایرایی فعال #حقوق_بشر محبوس در بند #زنان #زندان #اوین نامه‌ای در پی سالگرد #اعدام #فرزاد_کمانگر، #معلم و فعال حقوق بشر نامه‌ای نوشته است.

متن کامل نامه #گلرخ__ابراهیمی ایرایی
به نام قلم، با یاد فرزاد کمانگر رفیق کوه و کتاب، او که دیریست سر به دار شد و آموزه‌هایش هنوز زمزمه‌ای است بر لبان کودکان کردستان و با دلتنگی‌های مادرانه‌ای که داغ‌اش را در سینه و نام‌اش را بر لب دارد آواز می‌کند.

۱۹ اردیبهشت، در حالی که نیزارهای جاده‌ی ورامین را پشت سر گذاشته بودیم با چشمی دوخته به کوه‌های توچال یاد فرزاد عزیز را گرامی داشتیم. چرخ فلک گشت و پرگار روزگار هستی‌مان را ترسیم نمود در این تیره روزگار کوبه‌های پاشنه‌ی سخت پوتین ارتجاع بر پیکر خونین اما ایستاده‌ی مقاومت؛ در سرزمینی که قرنی است طلوع خورشید را به انتظار نشسته است و زاده است امیدوارانی از جنس آهن و فولاد را که درخشش کورسوی امید را به انگشت اشاره نشانه می‌روند تا خسته‌گان نومید را نوید روشنایی دهند.

روزگار پر آشوبی است، هر حنجره‌ای را که فریاد می‌شود به سرب داغ آغشته می‌کنند.

در خود ناله می‌کنیم.

در خود فریاد می‌شویم و دست‌هامان هر چه فردایی که بیش از یک قرن است برایش سر به دار و تن به گلوله داریم، می‌جویند به چنگ‌اش نمی‌آورند.

چرا که پای در رکابان قلیل‌اند و از واهمه‌ی بر تن نماندنِ سرِسبز، زبان سرخ را به کام میخکوب کرده‌اند.

پس ما را چه جا بایسته‌تر از همین خاکستریِ امروز، اگر این اسب زین شده را تا سر منزل مقصود به تاخت نرانیم.

.
یاد فرزاد عزیز را گرامی داشتیم؛ نامه گلرخ ایرایی به مناسبت سالگرد اعدام فرزاد کمانگر
خبرگزاری هرانا – #گلرخ_ابراهیمی_ایرایی، #کنشگر_مدنی محبوس در بند زنان #زندان_اوین در پی سالگرد #اعدام #فرزاد_کمانگر، #معلم و #فعال_حقوق_بشر نامه‌ای نوشته است. خانم ایرایی در بخشی از این نامه نوشته است “۱۹ اردیبهشت، در حالی که نیزارهای جاده‌ی ورامین را پشت سر گذاشته بودیم با چشمی دوخته به کوه‌های توچال یاد فرزاد عزیز را گرامی داشتیم. چرخ فلک گشت و پرگار روزگار هستی‌مان را ترسیم نمود در این تیره روزگار کوبه‌های پاشنه‌ی سخت پوتین ارتجاع بر پیکر خونین اما ایستاده‌ی مقاومت؛ در سرزمینی که قرنی است طلوع خورشید را به انتظار نشسته است و زاده است امیدوارانی از جنس آهن و فولاد را که درخشش کورسوی امید را به انگشت اشاره نشانه می‌روند تا خسته‌گان نومید را نوید روشنایی دهند”.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، گلرخ ابراهیمی ایرایی فعال حقوق بشر محبوس در بند زنان زندان اوین نامه‌ای در پی سالگرد اعدام فرزاد کمانگر، معلم و فعال حقوق بشر نامه‌ای نوشته است.
متن کامل نامه گلرخ ابراهیمی ایرایی را به نقل از هرانا در ادامه بخوانید:
به نام قلم، با یاد فرزاد کمانگر رفیق کوه و کتاب، او که دیریست سر به دار شد و آموزه‌هایش هنوز زمزمه‌ای است بر لبان کودکان کردستان و با دلتنگی‌های مادرانه‌ای که داغ‌اش را در سینه و نام‌اش را بر لب دارد آواز می‌کند.
۱۹ اردیبهشت، در حالی که نیزارهای جاده‌ی ورامین را پشت سر گذاشته بودیم با چشمی دوخته به کوه‌های توچال یاد فرزاد عزیز را گرامی داشتیم. چرخ فلک گشت و پرگار روزگار هستی‌مان را ترسیم نمود در این تیره روزگار کوبه‌های پاشنه‌ی سخت پوتین ارتجاع بر پیکر خونین اما ایستاده‌ی مقاومت؛ در سرزمینی که قرنی است طلوع خورشید را به انتظار نشسته است و زاده است امیدوارانی از جنس آهن و فولاد را که درخشش کورسوی امید را به انگشت اشاره نشانه می‌روند تا خسته‌گان نومید را نوید روشنایی دهند.
روزگار پر آشوبی است، هر حنجره‌ای را که فریاد می‌شود به سرب داغ آغشته می‌کنند.
در خود ناله می‌کنیم.
در خود فریاد می‌شویم و دست‌هامان هر چه فردایی که بیش از یک قرن است برایش سر به دار و تن به گلوله داریم، می‌جویند به چنگ‌اش نمی‌آورند.
چرا که پای در رکابان قلیل‌اند و از واهمه‌ی بر تن نماندنِ سرِسبز، زبان سرخ را به کام میخکوب کرده‌اند.
پس ما را چه جا بایسته‌تر از همین خاکستریِ امروز، اگر این اسب زین شده را تا سر منزل مقصود به تاخت نرانیم.
ادامه در كامنت >>

روزی که #فرزاد_کمانگر بر دار شد.

۱۹ اردیبهشت
مقارن با ۹ می
#روز_معلم
#معلم_کیست از تفنگی که تو دستمون قلم بود اونا تفنگدار بودنو تو قلمدار فرزاد ها هیچوقت یادتان فراموش نمیشود ای قهرمانان جهان امروز ما

.
زاد روز «شراعظم»

شاهین نجفی (زاده ۱۹ شهریور ۱۳۵۹ در بندر انزلی) #خواننده ایرانی مقیم آلمان است. قبل از #مهاجرت به آلمان در سال ۲۰۰۵ میلادی، در ایران فعالیت هنری خود را به صورت زیرزمینی آغاز کرد و در ترانه‌هایش به موضوعات سیاسی و اجتماعی ایران پرداخت. شاهین نجفی که درشبکه‌های اجتماعی به «شراعظم» معروف است ، بعد از آهنگ «نقی» به یکی از جنجالی‌ترین خواننده‌های ایرانی در رسانه‌ها تبدیل شد و سایت شیعه آنلاین هم جایزه صدهزار دلاری برای کشتن وی تعیین کرده است. بیشتر ترانه‌های این #هنرمند سیاسی- اجتماعی است ودر آهنگ‌هایش به موضوعاتی چون #استبداد سیاسی، #حاکمیت_دینی، #فقر، #تبعیض_جنسی، #سانسور، #کودکان_کار، اعدام، #اعتیاد و #هوموفوبیا می‌پردازد.
از تک‌ آهنگ‌های ماندگار شاهین نجفی می‌توان به ترانه‌هایی که برای #فرزاد_کمانگر، #صانع_ژاله ، #مجید_توکلی و ترانه‌ای که در مخالفت با #اعدام خواند اشاره کرد.

شما کدام یک از آهنگ‌های #شاهین_نجفی را ماندگار می‌دانید؟

.
نوزدهم اردیبهشت روز راستین معلم گرامی باد.
فر اد کمانگر فرزند راستین ایران زمین بود.
درود بر او، درود بر آرمان آزاديخواهی او
#فرزاد
#فرزاد_کمانگر
#کمانگر
#کردستان
#معلم
#آموزگار
#کرد
#کردستان
#آزادی
#اعتراضات_سراسری
#حقوق_بشر
#ایران
#رفراندوم
#متحد_شوید
#باید_خون_گریست
#بپاخیزید
#خیزش_ملی

‌‌‌‌ ‌‌‌ ‌‌
#ورق_بزنید!
‌‌‌‌ ‌
اما یادتان باشد که به شعر، به آواز،
به لیلاهایتان، به رویاهایتان پشت نکنید؛
‌‌‌‌‌
به فرزندانتان یاد بدهید برای سرزمین‌شان، برای امروز و فرداها، فرزندی از جنس شعر و باران باشند... ‌‌‌

به دست باد و آفتاب می‌سپارمتان، تا فردایی نه چندان دور، درس عشق و صداقت را برای سرزمین‌مان مترنم شوید.
‌ ‌‌‌ ‌‌
رفیق، همبازی
و معلم دوران کودکی‌تان؛ ‌‌‌
#فرزاد_کمانگر
زندان رجایی‌شهر، کرج
9/12/1386
http://kamangar.org/fa/?p=22
.
.
‌.
‌‌.
منم، بندیِ بندِ «اوین»، منم دانش‌آموز آرامِ پشت میز و نیمکت‌های شکسته‌ی روستاهای دورافتاده‌ی «کردستان» که عاشق دیدن دریاست؛
‌‌
منم به مانند خودتان راوی قصه‌های «صمد» اما در دل کوه «شاهو». ‎منم عاشقِ نقش «ماهی سیاه کوچولو» شدن. ‎نمی‌توانم تصور کنم در سرزمین «صمد»، «خانعلی» و «عزّتی» معلّم باشیم و همراه «ارس» جاودانه نگردیم.

نمی‌توانم تجسم کنم که نظاره‌گر رنج و فقر مردمان این سرزمین باشیم و دل به رود و دریا نسپاریم و طغیان نکنیم؟

#فرزاد_کمانگر
http://kamangar.org/fa/?p=94
.
.
.
.
نەخشاندن و گەڵاڵە و دیزاین / طراحی:
ئیسمایل شەریفی / Design: @ISSharifi
‌‌‌‌
‌‌‌
‌‌‌
‌‌‌ #فرزادکمانگر #فەرزاد_کەمانگەر
#شعر #آزادی #زندان #تایپوگرافی
#ئازادی #سەربەستی #Freedom
#تظاهرات_سراسری #ڕزگاری #Free
#طراحی #طراحی_گرافیک #گرافیک
#فەرزادکەمانگەر #FarzadKamangar
#Design #GraphicDesign #Graphic
#Artwork #Artworks #Typography

احسان فتاحیان فعال سیاسی کُرد بود که بامداد روز چهارشنبه  ۲۰ آبان ۱۳۸۸ در سنندج اعدام شد.

فتاحیان در ۲۹ تیر ۱۳۸۷ در کامیاران دستگیر شد. دادگاه انقلاب اسلامی سنندج وی را به اتهام عضویت در احزاب  کُردی و تبلیغ علیه نظام به ده سال حبس توأم با تبعید درشهرستان رامهرمز محکوم کرد. اما دادستان با اعتراض به  ملایم بودن حکم دادگاه بدوی، خواستار ارسال پرونده به دادگاه تجدید نظر شد و دادگاه تجدید نظر استان کردستان با تأیید اتهام محاربه با خدا، حکم ده سال زندان را به  اعدام افزایش داد. به گفته برخی حقوق‌دانان این رأی دادگاه تجدیدنظر نقض آشکار قوانین ایران بود. بر پایه ماده ۲۵۸ قانون آئین دادرسی کیفری محاکم تجدید نظر  تنها در صورتی مجاز به تشدید حکم بدوی می‌باشند که حکم صادره از حداقل مجازات مقرر در قانون کمتر باشد؛ و در مورد فتاحیان حداقل مجازات یک سال زندان بوده‌است.
پس از صدور حکم اعدام برای فتاحیان بسیاری از سازمان‌های حقوق بشری از جمله دیده‌بان حقوق بشر وعفو بین‌الملل خواستار لغو این حکم شدند. همچنین فتاحیان اعتصاب غذایی را آغاز کرد که با همراهی بسیاری  از زندانیان زندان سنندج به یک اعتصاب غذای دسته‌جمعی تبدیل شد و تعدادی از زندانیان زندان‌های دیگر استان‌های کردستان و آذربایجان غربی هم به این اعتصاب غذا پیوستند. اعدام فتاحیان در شرایطی در ۲۰ آبان اجرا شد  که به خانوادهٔ او اجازه ملاقات با وی داده نشد و جسدش نیز به خانواده تحویل نشد. به گفته شیرین عبادی این که به  خانواده یک زندانی در شب آخر اجازه ملاقات داده نشود و جنازه او هم مخفیانه به خاک سپرده شود بسیار عجیب و غیرمعمول است و این احتمال را مطرح می‌کند که وی در زندان با توجه به شرایط بد نگهداری یا اعتصاب غذا مرده باشد.

#عفرین
#عفرین_گورستان_فاشیست_اردوغان
#عفرین_گورستان_ترکیه_خواهد_شد
#عفرین_تنها_نیست
#عفرین_تەنیا_نیە
#عفرین_تنه_نینه💪
#سوریه
#کردستان
#بارین_کوبانی
#سازمان_ملل
#کوردستان
#سوریه
#کردستان
#بارین_کوبانی
#سازمان_ملل
#کوردستان
#سردشت
#شیمیایی
#هفت_تیر
#نسل_کشی
#آخوند
#مشهد
#علم_الهدا
#مزدور
#مفتخور
#ایران
#برجام
 #کردستان #کوردستانکم #کورد
#فرزاد_کمانگر
#احسان_فتاحیان
#حسین_خضری
#شیرین_علم_هولی

Most Popular Instagram Hashtags