[PR] Gain and Get More Likes and Followers on Instagram.

#فاطمه_نعمتی

2344 posts

TOP POSTS

#manti #mosaka#nuhutlu#tavuklu#köfte .

قرارمان هر شب
سَرِ صفر عاشقی بود!
حالا که نیست هر شب
سرِ ساعت ،
بی قراری هایم
از صفر شروع می شوند !!!!
.
#فاطمه_نعمتی
.
.
منزل خواهر جان😍
.
.
----------------------------------------------------
مواد لازم برای تهیه خمیر مانتی

آب : ۲/۳ پیمانه
آرد : ۳ پیمانه
نمک : نوک قاشق
تخم مرغ : ۱ عدد

مواد لازم برای داخل مانتي

جعفری خرد شده : ۳ قاشق غذاخوری
گوشت : ۲۵۰ گرم
نمک : به میزان لازم
فلفل سیاه : به میزان لازم
پیاز : ۱ عدد

مواد لازم برای تهیه سس مانتی

کره ذوب شده : ۶ قاشق غذاخوری
پودر فلفل قرمز تند : به میزان لازم
پودر نعنا خشک : به میزان لازم
ماست : به میزان لازم
سیر: به میزان لازم
.
طرز تهیه مانتی ترکیه ای

برای درست کردن مانتی ابتدا آرد را به همراه آب و نمک و تخم مرغ در ظرف مناسبی بریزید و سپس همه این مواد را به باهم به خوبی مخلوط کنید و ورزدهید تا خمیر یکدست و نرمی بوجود آید.سپس روی ظرف خمیر را بپوشانیدوظرف در گوشه ای قرار دهید تا خمیر استراحت کند.
در مرحله بعدی بايد مواد داخل مانتي را آماده کنید برای تهیه گوشت چرخ کرده را به همراه پیاز رنده شده و جعفری خرد شده به خوبی مخلوط کنید سپس نمک و فلفل را هم به مخلوط این مواد اضافه نمایید. خمیر را روی سطح کار به صورت خیلی نازک باز کنید و سپس خمیر را برش بزنید و به مربع های ریزی تقسیم کنید.از موادداخل خمیر ها قرار دهید و چهار گوشه خمیر را در قسمتبالابه هم برسانید و آن را محکم کنیدبعد از اینکه همه مواد تمام شدند مقداری آب درون قابلمه ای مناسب بریزید تا آب به جوش برسد سپس یک قاشق سوپخوری روغن مایع و نمک به آب اضافه کنید و خمیر های تو پر را به آرامی درون آب در حال جوش بریزید.بعد از اینکه خمیر ها به خوبی نرم شدند آن ها را با کمک ملاقه سوراخ داری از آب خارج کنید همچنین می توانیدمانندماکارونی مانتی ها را آبکش کنید.برای تهیه سس مانتی کره را آب کنید و پودر فلفل قرمز را به کره اضافه کنید وتفت دهيد سپس مانتی ها را در ظرف سرو بریزید و روی مانتی ها ماست و سیر بریزید و سپس سس را هم روی مانتی ها بریزید و در پایان مقداری نعنا خشک سرخ شده بر روی مانتي بريزيد
#مانتي#كراكت#كراكت_مرغ_نخود#موساكا
از گالري دوست خوبم
@maryam.gh57

.
از همان زمان که "#نامه" های بلند بالا شد "#پیامک"
"پیامک" شد "استیکر"
از همان زمان که "چای کیسه ای" را
به "چایی لاهیجان" دیر دم خودمان ترجیح دادیم!
از وقتی "فست فود"
جای ساعتها "قل قل قرمه سبزی" روی "اجاق گاز "مان را گرفت!
از همان موقع که "همه فصل" همه "#میوه" ای در اختیارمان بود و یک فصل "انتظار" نکشیدیم تا میوه ی "#نوبرانه" مان برسد!
همه چیز باید دم دستمان باشد حتی اگر فصلش نرسیده باشد!
از وقتی هر چیز را "#سریع" خواستیم!
از وقتی هرچیز را "#آسان" به دست آوردیم!
و اگر آسان بدست نیامدنی بود "رهایش" کردیم
"#صبر" و "#انتظار" برایمان کسالت آور و بی معنی شد!

#فاطمه_نعمتی

پ.ن۱: در این عکس از #چای کیسه ای نیوشا استفاده شده. میخواستم امتحان کنم ببینم چطوریه
ولی من همچنان #دمنوش های #مهرگیاه را ترجیح میدهم 😁

پ.ن۲: من خودم برای پخت خورش همیشه از زودپز استفاده میکنم. اصلا یه جورایی خورشت پختن بدون زودپز بلد نیستم 🤣

پ.ن۳: ولی عاشق میوه های نوبرونه هستم 😍

#ir_mobilegraphy #ir_photography
#شیرینی

آدم‌های اول صبح را دوست دارم!
همان‌ها که با لباسِ گرمکن و با نانِ سنگکِ داغ و تازه‌یِ تویِ دست‌شان، با خستگیِ دل‌چسبِ بعدِ ورزشِ صبحگاهی، به خانه بر می‌گردند!
دو نفره‌هایی که با چشم‌هایِ پف کرده، از بی‌خوابی‌هایِ دیشب‌شان می‌گویند، آنهایی که اول صبح آنقدر انرژی دارند که ساعتها درباره ی آینده حرف می زنند، دونفر را دیدم که با لذت بستنی شکلاتیِ برجی لیس می زدند، آنقدر که حالشان خوب بود و از همه بهتر کسی بود که از کنارم گذشت تنهای تنها بود و به طرز شعف انگیز و زیبایی لب و چشم هایش با هم می خندید.. به گمانم اول صبح، از "او" که باید صبح بخیرش را شنیده بود

#فاطمه_نعمتی .
.
پ.ن : صبحانه اي كه با مامي جون و خواهر جانمان به سر شود ، چه ششود اصن ❤️

همان بهتر که آدم از یک جایی به بعد آلزایمر می گیرد
همان بهتر وقتی روی ویلچر روبروی آیینه نشسته
یادش نیاید چطور به مرور زیبا یی هایش را از دست داده است!
یادش نیاید موهایش خرمایی بود یا مشکی!؟
یادش نیاید کسی را داشت که برای موهایش شعر بگوید و ببافدشان یا نه!؟
یادش نیاید این دست های چروکیده ای
که مدام پتو پیچ می شوند زمانی چگونه گرم می شدند!؟
یادش نیاید " اردیبهشت " که می شده
تمام کوچه خیابان ها را
با همین پاهای ناتوان و ورم کرده
پا به پایِ کسی قدم می زده یا نه!؟
اصلا اگر آدم ها آن سال ها که تنها و خانه نشین می شوند تلخ و شیرین ها و آدم های رفته ی زندگی شان را به یاد داشته باشند یک شبانه روز هم دوام نمی آورند!
اصلا " آلزایمر " واکنش دفاعی بدن است به " گذشته " ای که قرار است یک آدم خانه نشین را در جا از پای درآورد
آدم ها از یک جایی به بعد آلزایمر می گیرند
تا زنده بمانند
به گمانم اما پیرزن ها " آلزایمر " هم که بگیرند یادشان نمی رود زمانی مردی داشته اند که دوستشان داشته
و تمام پیرزن ها ، تمام عصرهای کهنسالی شان ، زیر لب شعری پر از واژگان قدیمی را زمزمه می کنند که برای چشم ، گیسو و پیراهن دختری بیست ساله سروده شده است

#فاطمه_نعمتی

:
عشق که نباید از دست ها شروع شود
نمی شود که از راه نرسیده
دستهای کسی را گرفت
یعنی که فلانی جان دوستت دارم!
دوستت دارم های دستی،
آنقدر دم دستی اند که تلگرامی کپی و فوروارد می شوند!
زنجیر وار دست به دست می شوند و صاحب ندارند!
از آدمی به آدم دیگر قابل انتقال اند!
می شوند گیفت های بوسه و آغوش که گرم نیستند!
می شوند استیکر آی لاو یو و قلبی که دیگران طراحی کرده اند !
می شود اَد تو استیکر بزنی و بشود مال خودت و بفرستی برای این و آن یعنی من هم دوستت دارم!
تازه بعدش می شود دیگر دوستشان نداشت
و دوست دارم ها را ادیت و دلیت کرد!
دوستت دارمی که از دست ها شروع شده باشد زود هم از دست می رود!
بیایید قبول کنیم
باید ابتدا به اندازه ی کافی کنار کسی بود!
باید خوب و بدهای یکی را خوب دید!
بعد که دیدیم از او سیر نمی شویم
بعد که دیدیم برای او داریم پیر می شویم
یک روز دل به دریا بزنیم و بگوییم
فلانی ما خیلی دوستت داریم!
فلانی ما بدون تو نمی توانیم!
بیایید قبول کنیم
به رسم قدیم
عشق باید از چشم ها شروع شود
بعد دست ها خودشان بلدند طوری دوستت داشته باشند
که دم دستی نباشد
که دست به دست نشود
که فرق کند یکی و دوست داشتنش برایت با بقیه!
که دوستت دارم را نتوانی از چشم ها پاک کنی!
که آدم کور شود از دوری
مثل یعقوب
مثل زلیخا
مثل من...
.
#فاطمه_نعمتی
#کانال_تلگرام_لینک_تو_بیو

.
آدم‌های اول صبح را دوست دارم!

همان‌ها که با لباسِ گرمکن و با نانِ سنگکِ داغ و تازه‌یِ تویِ دست‌شان، با خستگیِ دل‌چسبِ بعدِ ورزشِ صبحگاهی، به خانه بر می‌گردند!
دو نفره‌هایی که با چشم‌هایِ پف کرده، از بی‌خوابی‌هایِ دیشب‌شان می‌گویند، آنهایی که اول صبح آنقدر انرژی دارند که ساعتها درباره ی آینده حرف می زنند، دونفر را دیدم که با لذت بستنی شکلاتیِ برجی لیس می زدند، آنقدر که حالشان خوب بود و از همه بهتر کسی بود که از کنارم گذشت تنهای تنها بود و به طرز شعف انگیز و زیبایی لب و چشم هایش با هم می خندید.. به گمانم اول صبح، از "او" که باید صبح بخیرش را شنیده بود

#فاطمه_نعمتی

Photo by: @elnaz_ein

.
فرقی نمی کند
معشوق است یا معشوقه
یک دوست قدیمی
بچگی های فرزندمان
کودکی خودمان
یا مادر بزرگی که
همین امروز و فردا
سالگردش است

وقتی دلمان برایش تنگ شد
دوست داریم " پری " صدایش کنیم
و زیر لب زمزمه کنیم
تو ای ... پری ... کجایی ؟
که رخ ... نمی نمایی
از آن ... بهشت پنهان
دری ... نمی گشایی

دقیقا هم این تکه را
با صدای استاد قوامی بخوانیم
تا دلمان کمی آرام بگیرد

دوست داریم
به اینجایش که رسیدیم
کمی سکوت کنیم
یک آه بلند بکشیم
و دوباره زیر لب بخوانیم

شبی ... که صدای .ِ.. نیِ ... تو شنیدم
چو آهویِ تشنه ... پیِ تو دویدم
دوان دوان ... تا... لبِ چشمه ...رسیدم

دلمان نمی خواهد
دلتنگ که شدیم
لایو ویدیو بفرستیم
یا وویس
که دلتنگ ترِمان کند

دلمان می خواهد آهو بشویم
دوان دوان برویم لب چشمه
تشنه ی دیدار

فکرش را بکن
لحظه ی دیدارمان همانجا باشد
ببینیم او هم لب چشمه
تنها نشسته
نی می زند برایمان از دوری و دلتنگی

دلمان نمی خواهد
کسی که دلِ مان برایش پر می زند
توی گروه
توی پی وی
توی دایرکت
با این و آن فَک بزند
و ما را یادش نباشد

دلمان نمی خواهد
کسی که دلتنگش هستیم
یا کلا نباشد
یا باشد و نتوانیم
چشم توی چشم
رفع دلتنگی کنیم

دست خودمان نیست
ارتباطات از نوع مجازی را دوست نداریم
هر کار می کنیم
به دلمان نمی چسبد

خدا خیرتان بدهد
اگر می توانید
بیایید فکری به حال ما بکنید

#فاطمه_نعمتی
.

بوی دلتنگی پاییز وزیده ست، ولی
اولین موسم این فصل، مگر "مهر" نبود؟

#مجتبی_قندالی
.
ورق بزنید🌊😍🌊😍
.
#دریا و #دلتنگی

دلتنگی از شما دور باد🙏🌹🌹🙏

اینکه فرصت این را دارم که برایت "ادکلن" دلخواهم را بخرم!
روی مدل کوتاهی " مو" ی تو نظر بدهم!
تمام "پیراهن" هایِ پشتِ ویترینِ بوتیکِ مردانه
که احساس کنم "تو" به آنها زیبایی بیشتری می بخشی،
چهارخانه و راه راه،
را با "عشق" تنت کنم،
و توی هر رنگ و مدل
مردانگی ات برایم تازه تر شود!
اینکه زیر داغی اطو "عطر تن" و "پیراهنت" توی اتاق خوابمان بپیچد!
اینکه هر صبح که تو نیستی،
تمیز و مرتب کنم،
پتو ، بالش و ملافه هایی که بوی تو را گرفته اند!
اینکه فرصت این را داشته باشم
تا غذاهای مورد علاقه ات را بپزم
بدون اینکه احساس کلفت بودن کنم!
چیزهای کمی نیست اینها
در دنیای کوچک و پیچیده ی زنانه ام!
مگر یک زن از زنانگی اش چه می خواهد؟
جز اینکه قدرت این را داشته باشد،
جای اخم،
لبخندی جانانه زیر سبیل های مردانه بکارد!
از دست هایی مردانه "خستگی" را پاک کند
و غرور و قدرت و مردانگی را
جا کند توی "شانه هایی مردانه" تا مردانه تر به نظر برسند!
تا دست هایی مردانه ، دست هایی زنانه را محکم تر درهم بفشرد!
تا حوصله کند بنشیند و موی ببافد و شانه بزند!
بلد باشد گل سر و عطر و پیراهن های زنانه بخرد
و شانه هایی مردانه، تکیه گاه امن تری برای بی کسی های زنانه باشد!
و آغوشی گرم تر و همیشگی که با هر بادی از هم نمی پاشد!
تا جای فکر کردن به "دو به یک" بودن سهم یک "من" و یک "تو" از زندگی،
برای سعادت و خوشبختی یک "ما" ی مشترک از هم پیشی بگیرند!
و هیچکدام اجازه ی سبقت به دیگری را ندهد!
.

#فاطمه_نعمتی
@Fateme_nemati_50
.

Photo by : @niouscha

آدم های اول صبح را دوست دارم!

همان ها که با لباسِ گرمکن و با نانِ سنگکِ داغ و تازه یِ تویِ دستِ شان،
با خستگیِ دلچسبِ بعدِ ورزشِ صبحگاهی،
به خانه بر می گردند!
دو نفره هایی که با چشم هایِ پف کرده،
از بی خوابی هایِ دیشب شان می گویند،
آنهایی که اول صبح آنقدر انرژی دارند که ساعتها درباره ی آینده حرف می زنند،
دو نفر را دیدم که با لذت بستنی شکلاتیِ برجی لیس می زدند،
آنقدر که حالشان خوب بود
و از همه بهتر کسی بود که از کنارم گذشت
تنهای تنها بود و به طرز شعف انگیز و زیبایی
لب و چشم هایش با هم می خندید

به گمانم اول صبح،
از "او" که باید،
صبح بخیرش را شنیده بود!
#فاطمه_نعمتی

MOST RECENT

.
دلم اندکی از "تو" را می خواهد
دلم کمی "باران پاییزی" می خواهد
از آن ها که برای چند ساعتی
برگ های خشکیده ی زیر پا مانده را تر و تازه می کنند
من به همین اندازه بودن "تو" قناعت کرده ام!
.
خودت بد عادتش کرده ای !!!
باید بگویم کمی دیوانگی چاشنی دوست داشتنتان کرده اید اگر بارها و بارها سر کوفتِ "خودت بد عادتش کردی" را شنیده اید!
خودم بد عادتش کردم که وسط تماشای سریال های شبانه برایش میوه پوست کندم و دهانش گذاشتم تا وقتی بدون من جایی می رود مشقت قاچ کردن میوه مرا به یادش بیاورد!
همیشه خودم برایش لقمه گرفتم و ذائقه اش را به ادویه و سس های مخصوص خودم عادت دادم تا هر جا لقمه ای دستش دادند نا خودآگاه یاد من بیفتد و آسان نمک گیر این و آن نشود!
خودم نخواستم روزها و ساعت هایی که در خانه بود، بی من نباشد تا اگر روزی، لحظه ای قرار بود نباشم عقربه ی ثانیه شمار نبودنم را پتک کند توی سرش ، تنهایی نتواند بخوابد و بی خیال غرور مردانه اش شود و هر ساعت از شبانه روز که بود سراغم را بگیرد!
خودم خواستم عصرها ،وقتی ماشینش را می شست کنارش بنشینم ...
حوالی قدم بزنیم تا کارواش ماشین را برق بیندازد و بعدش برویم دور دور و ساندویچ کثیف بزنیم ...
وقتی پیچ های موتور را باز و بسته می کرد ، موتورش را سرویس می کرد هم کنارش بودم و انبر و آچار چرب و چیلی چندش آور را دستش می دادم ...
خودم خواستم مقایسه از پای درش آورد
هر کسی را به نحوی به بودن خودم بد عادت کرده ام ...
جاهایی که می توانستم نباشم داوطلبانه بودم و حالا بودنم دیگر دست خودم نبود !
بد عادت شده بودیم هم من به بودن در زندگی آنها ،هم آنها به بودن من در زندگی شان
و آنها نمی دانستند این من بودم که وابسته ی آنها بودم
این من بودم که می ترسیدم روز و لحظه ای برسد که توی زندگیشان جا نداشته باشم!

#فاطمه_نعمتی
من خود دلم از مهر تو لرزید وگرنه
تیرم به خطا می رود اما به هدر نه

با هر که توانسته کنار آمده دنیا
با اهل هنر؟ آری! با اهل نظر نه😉

#فاضل_نظری

.
از همان زمان که "#نامه" های بلند بالا شد "#پیامک"
"پیامک" شد "استیکر"
از همان زمان که "چای کیسه ای" را
به "چایی لاهیجان" دیر دم خودمان ترجیح دادیم!
از وقتی "فست فود"
جای ساعتها "قل قل قرمه سبزی" روی "اجاق گاز "مان را گرفت!
از همان موقع که "همه فصل" همه "#میوه" ای در اختیارمان بود و یک فصل "انتظار" نکشیدیم تا میوه ی "#نوبرانه" مان برسد!
همه چیز باید دم دستمان باشد حتی اگر فصلش نرسیده باشد!
از وقتی هر چیز را "#سریع" خواستیم!
از وقتی هرچیز را "#آسان" به دست آوردیم!
و اگر آسان بدست نیامدنی بود "رهایش" کردیم
"#صبر" و "#انتظار" برایمان کسالت آور و بی معنی شد!

#فاطمه_نعمتی

پ.ن۱: در این عکس از #چای کیسه ای نیوشا استفاده شده. میخواستم امتحان کنم ببینم چطوریه
ولی من همچنان #دمنوش های #مهرگیاه را ترجیح میدهم 😁

پ.ن۲: من خودم برای پخت خورش همیشه از زودپز استفاده میکنم. اصلا یه جورایی خورشت پختن بدون زودپز بلد نیستم 🤣

پ.ن۳: ولی عاشق میوه های نوبرونه هستم 😍

#ir_mobilegraphy #ir_photography
#شیرینی

دوست دارم برگردم به آن موقع که وسط زنگ ورزش، دست های آلوده را مشت می کردیم زیر شیر آب مدرسه ،
قُل قُل آب می خوردیم و نمی دانستیم میکروب و باکتری چیست و روحمان از سبکی آبِ تصفیه و معدنی خبر نداشت و هر آبی گوارای وجود نازنینِ مان بود...
برگردم به آن دوران که قلاب می گرفتیم تا دست های کوچک را به زنگ خانه های مسیرِ خانه تا مدرسه برسانیم ، قهقهه زنان پا به فرار می گذاشتیم و صاحبِ خانه بر مردم آزار لعنت خدا نمی فرستاد شیشه ها را با توپ های پلاستیکی قرمزْ مشکی مان می شکستیم ، هیچ کدام زیر بار نمی رفتیم ، مظلوم نمایی برازنده ی معصومیت کودکی بود و حق الناس بر گردنمان نمی افتاد.. میزهای چوبی را خط خطی می کردیم، جدول ضرب ، عددهای اتمی عناصر و شعرهای عاشقانه را کنده کاری می کردیم و احساس گناه نمی کردیم مجبور نبودیم با یک وجب قد و مغزِ فندقی و قلب های کوچکِ گنجشکی ،روی صندلی فکری و توی اتاق فکر بنشینیم و به دنیای پیچیده ی آدم بزرگ ها فکر کنیم.. دوست دارم برگردم به آن موقع که باب نشده بود وجدان طفل های دبستانی را زودتر از موعد بیدار کنند،
نوجوان ها نوجوانی می کردند و جوان ها جوانی، می گذاشتند خودمان بزرگ شویم و بفهمیم تمام کارهایی که کرده ایم اشتباه بوده ، یک اشتباه بچگانه ی کوچک که با یک قول و بوسه و بغل ختم به خیر شدنی بود... #فاطمه_نعمتی
#باسلوق_خونگی #باسلوق #باسلوق_ژله_ای

گلدان خالی(دکلمه)

#صدای_خودم
فایل صوتی کاامل در کانال تلگرام ❤آوای دل❤:
| عمر گل کم ، عمر انسان مبهم است |

لب پنجره ی اتاق هر آدمی چند گلدان گل باید وجود داشته باشد
و نگهداری از آنها به عهده ی خود خودش باشد
#پدر، #مادر ، #همسر ، هم اتاقی اش کاری به گلدان های آن آدم نداشته باشند
تا هر بار به بهانه ی مشغله و خستگی
پشت سر هم که از آن ها غافل شد
به چشم خودش بببیند چگونه گل هایش شادابی خود را از دست می دهند
ببیند بی مهری اش که طول بکشد چگونه تا مرز خشک شدن پیش می روند!
اتفاقا چند #گلدان مختلف باید باشد
تا بداند هر گلی به یک اندازه مراقبت نیاز دارد
تا بیاموزد آدم ها احساس شان چیزی کم از گل های اتاقش ندارند
تا یادش بماند هر چقدر هم که کار داشته باشد و خسته شود
هر چقدر هم که دورش شلوغ شده باشد باید حواسش باشد به آدم هایی که شادابی شان به توجه او بستگی دارد
آدم ها نه #گل مصنوعی بی جانند
و نه کاکتوس های سخت جان!
بعضی آدم ها گل " آفتاب گردان " اند
همیشه باید رو به خورشیدشان باشند ،
این ها تحمل ندیدن های طولانی را ندارند!
برخی آدم ها گل " قهر" اند ، ناز دارند
نباید یکباره از آن ها برید
نباید با آن ها #یهویی سرد شد
با تغییرات ناگهانی مچاله می شوند در خود!
بعضی ها گل " شب بو " یند
آخر شب ها درد و دلِ شان گل می کند
#عطر درد ها و #دلتنگی شان شب ها بلند می شود
باید حواسش به #شب بخیر گفتن های همه ی آخر شب های زندگی اش به این آدم باشد!

گل " پامچال " هم داشته باشد
تا یاد بگیرد بعضی گل ها فصلی اند
حواسش باشد وابسته ی آدم ها نباید شد
بعضی آدم ها از یک جایی از #زندگی آدم قرار است که نباشند
با گل ها که سر کنی
یاد می گیری قدر داشته هایت را به قدر نیازشان بدانی
و به این باور می رسی از بعضی گل ها با تمام زیبایی و عطرشان ، از یک جایی به بعد یک گلدان خالی باقی می ماند!
یک گلدان خالیِ #دوست داشتنی که دستت نمی رود با هیچ #گل زیبای دیگری پُرَش کنی!

#فاطمه_نعمتی
#مینا_شریفی🎤🎧 آیدی کانال
Telegram.me/Mina_deklame
#صدا#دکلماتور #گوینده#نویسنده#رادیو

از همان زمان که "نامه" های بلند بالا شد "پیامک"
"پیامک" شد "استیکر"
از همان زمان که "چای کیسه ای" را
به "چایی لاهیجان" دیر دم خودمان ترجیح دادیم!
از وقتی "فست فود"
جای ساعتها "قل قل قرمه سبزی" روی "اجاق گاز "مان را گرفت!
از همان موقع که "همه فصل" همه "میوه" ای در اختیارمان بود و یک فصل "انتظار" نکشیدیم تا میوه ی "نوبرانه" مان برسد!
همه چیز باید دم دستمان باشد حتی اگر فصلش نرسیده باشد!
از وقتی هر چیز را "سریع" خواستیم!
از وقتی هرچیز را "آسان" به دست آوردیم!
و اگر آسان بدست نیامدنی بود "رهایش" کردیم
"صبر" و "انتظار" برایمان کسالت آور و بی معنی شد!
#فاطمه_نعمتی

Most Popular Instagram Hashtags