[PR] Gain and Get More Likes and Followers on Instagram.

#فاطمه_اختصاری

MAIS RECENTES

از شب نفس کشیدن، توی پلاستیک
پرواز کردن از فکرت، با دو بال شیک!
فعل گذشته ای از من پشت جمله ها
بی قید واقعیّت این شوخی رکیک
سهم «تو را نداشتن» و «گریه داشتن»
از «بودن» و «نبودن» یک مرد بی شریک
لب های خنده دار بچسبان به صورتم
راحت بکن خودت را از غصّه ی کسی که...
افتاد توی دستت گنجشک مرده ام
که خواست که بگوید که...
- «جیک جیک جیک؟!!»🖤
#فاطمه_اختصاری

منم و عطرِ تو که پخش شده رویِ تنم
بی تو دلتنگ‌ترین حادثه قصه منم
#فاطمه_اختصاری
#birthday
@Eshtebah_shirinmn

.
.
چقدر تنهایی
چقدر غمگینم
تا آخر عمرم
تو رو نمی بینم

من از تو دل کندم
من از تو در رفتم
واسه فراموشی
به این سفر رفتم

نه توی ابرا و
نه اونور آبم
ولی توو آغوشت
دیگه نمی خوابم

نه خواب نه بیدار
سرم پر از حرفه
یه کوه پشتم بود
که فهمیدم برفه

لبای داغ کی
گرفت و آبت کرد؟
چشاش به هم ریختت
یواش خوابت کرد

میونمون مه بود
تو رو نمی دیدم
هنوز نباریدم
هنوز توو تردیدم

من از تو دل کندم
من از تو در رفتم
واسه فراموشی
به این سفر رفتم

چقدر توو خودتی
چراغِ خاموشی!
صدات غم انگیزه
از اونور گوشی

یه جاده از کلمه
جلوی پاهامه
تا آخر عمرم
غمات باهامه!

نه بادِ سرگردون
نه ماهیِ آبم
ولی تو آغوشت
دیگه نمی خوابم

من از تو دل کندم
من از تو در رفتم
تا آخر عمرم
فقط سفر رفتم
.
.
#فاطمه_اختصاری

•••
اِي كه شُدي تاجِرِ بازارِ وَقت
بِنگَر وَ بِِشناس خَريدار را
#پروين_اعتصامي
#يه_حرف_رفاقتي
#رفقا
داشتن دوست خوب بسيار خوب است،بودن با دوست خوب هم بسيار خوب است.
اَمّا...
هيچوقت دلتون رو مفتي به هركس نديد
آخه ميدونيد كه الآن محبت ها هم چيني شده،نفاق و دورويي ديگه داره بيداد ميكنه و اعتقاد دارم جاي محبت با منفعت عوض شده،كلاً انسانهايي كه به شما محبت ميكنند بايد برايشان سود داشته باشي،وگرنه هيچوقت اين لفظ هاي
#دوستت_دارم
#رفيق
#عزيزم
...
از آنها نخواهي شنيد.
كلاً محبت به آدم هايي كه اصلاً فهمي و دركي از محبت ندارند دور ريختنِ لحظات عمر است،فرقي ندارد با آنها چند سال هستي و يا چه كارهاي بزرگ و كوچكي براي آنها كردي...
پس؛
#محبت_به_انسان_منافق_اسراف_عمر_است (چه داند قيمت نقل و نبات 🐴)
•••
دلا نزد كسي بنشين
كه او از دل خبر دارد
#مولانا •••
آيا ديگران را به نيكي دعوت ميكنيد و خود را فراموش ميكنيد؟!
#قرآن_كريم_بقره_٤٤
•••
#از_خدا_بابت_داشتن_دوستانم_تشكر_ميكنم •••
شبيه يك پل مخروبه زير پاي كسي نشسته ام وسط "شنبه" تا تو سر برسي
#فاطمه_اختصاری •••
عكس بدون شرح
#خدا
#پدر_مادر
#پايان
#رفيق_راه
#دوست
#داداشم
#خدا_ضامن_رفاقت
#رفاقت_ابدي
#اللهم_ارزقنا_زياره_الحسين
با كسب اجازه از معلم بزرگوار
كپشن و عكس از پيج ايشون
@mahdiyar18157

#ابوالفضل_حبیبی
#غزل_پست_مدرن
#سید_مهدی_موسوی
#فاطمه_اختصاری
.
[سكوت...]، بعد... صدايى شبيه زوزه ى باد...
نوار پوچى دنيات با فشار «play»
نوارمغزى ، دكتر ، خطوط سيگنال ها...
فشار توده ى يك درد ، روى D.N.A

نگاه يخزده درشيشه ى بخار زده...
نوار منيزيم، پشت هاله اى از نور
مذاب...، تا سفريدن به هسته ى خورشيد...
نماى باز جهان از نگاه دورادور!

صداى تجزيه در بافتهاى فرسوده...
دوباره واكنشى بين دودها در مغز!
...و بار منفى چندين الكترون كه تو را...
براى رد شدن از مرگ ، برده تا لب مرز!

نفوذ دود، به فكر، از مسير لوله ى پايپ...
سفر به مقصد دنياى پشت آخر خط !
نشسته در اتوبوسى كه راه مى افتد...
به سمت دورترين روزهاى زندگى ات!

عبور لحظه به لحظه از اين نوار مذاب...
كه در تو استرسى شد فراتر از هيجان!
گذشت عمر تو با سرعتى معادل نور...
شبيه رد شدن از پيچ تند يك اتوبان!

نشسته توى سرت فكرهاى آشفته...
درون آينه در اوج رنگ باختگى...
نوار حافظه ات را شبيه يك اسلايد...
مرور مى شوى از يك نماى ساختگى

ميان رد شدن از جاده هاى سرد جهان...
یواش كهنه شدى، سالها جديد شدند
به خود رسيدى و ديدى كه تارموهايت
در اين مسير مه آلود، ناپديد شدند!

نشسته در اتوبوسى كه با تو مى گذرد...
مسير قافیه ها را به بیت های عقب!
نگاه سمت جهانى كه مى كند به جنون...
غروب هاى تو را متصل به آخر شب

دو لنگه كفش فلزى براى دور شدن
كه جا گذاشته در برف، رد پايت را
خيال مى كنى از لا به لاى آدم ها...
هدف گرفته كسى مغز روزهايت را!

به يك عدالت مطلق ، به پشت پرده ى ذهن...
كه داده باز به فردى جديد جاى تو را!
خيال مى كنى اما...به واقعيت ها...
كه با تو درد كشيدند...، روزهاى تو را...
.

به سمت آخر دنيا ، به «سر به نيست شدن»
فرار از خودت و روزهاى لعنتى ات
فرار از متلاشيدنت به «شعر شدن»!
فرار سمت جهانى دوباره از سر خط!

صداى مرگ زمان روى ساعت مچى ات
رسيده اند به آخر ، تمام عقربه ها...
صداى مرگ تو در تيك تاك ثانيه ها
به چند عقربه در صفر مى زند در جا!

كسى درون تو با گريه منتظر مانده
كه روز خوب ترى نيز از جهان برسد
كسى نخواست بداند كه او...چرا بايد...؟
براى هيچ به پايان داستان برسد!

تو مرده اى و فقط لا به لاى كاغذهات...
پس از تو مانده فقط بين شعرها نامت
كه پرت مى شود از توى بيت ها بيرون
به سطر آخر دنياى بى سرانجامت

كنار خلوت دنياى تيره ، تابوتى...
گشوده آغوشش را براى آمدنت
فلاش مى زند از دور و عكس مى گيرد...
از اين مراسم ترحيم و جسمِ در كفنت

كه دست مى كشم از شعر و...خيره مى مانى...
به لنز مشكى دنياى زوم روى تنت!


شعری از #فاطمه_اختصاری

ﺗﻬﺮﺍﻥ ﻭ ﺑﻮﯼ ﺫﺭّﺕ ﻣﮑﺰﯾﮑﯽ ﻭ ﻏﺮﻭﺏ
ﺗﻬﺮﺍﻥ ﻭ ﭼﻨﺪ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﯼ ﺍﻓﺘﻀﺎﺡ ﻭ ﺧﻮﺏ
ﺗﻬﺮﺍﻥ ﻭ ﺧﻂ ّ ﻣﺘﺮﻭﯼ ﺗﺠﺮﯾﺶ ﺗﺎ ﺟﻨﻮﺏ
ﺍﯾﻦ ﺷﻬﺮ ﺧﺴﺘﻪ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﻣﯽ ﺳﭙﺎﺭﻣﺶ
ﺗﻬﺮﺍﻥ ِ ﺳﮑﺘﻪ ﮐﺮﺩﻩ ﯼ ﺍﺯ ﻫﺮ ﺩﻭ ﭘﺎ ﻓﻠﺞ
ﺗﻬﺮﺍﻥ ِ ﻭﺻﻠﻪ ﭘﯿﻨﻪ ﺷﺪﻩ ﺑﺎ ﺧﻄﻮﻁ ﮐﺞ
ﺗﻬﺮﺍﻥ ِ ﺗﺎ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺗﺮﺍﻓﯿﮏ ﺗﺎ ﮐﺮﺝ
ﺍﯾﻦ ﺷﻬﺮ ﺧﺴﺘﻪ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﻣﯽ ﺳﭙﺎﺭﻣﺶ
ﻣﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﺧﻮﻧﯽ ﻭ ﭘﺮ ﺍﻟﺘﻬﺎﺏ ﺭﺍ
ﻣﻦ ﺳﻄﻞ ﻫﺎﯼ ﺳﻮﺧﺘﻪ ﯼ ﺍﻧﻘﻼﺏ ﺭﺍ
ﺑﺮ ﺳﻨﮓ ﻓﺮﺵ ﮐﻬﻨﻪ ﺑﺴﺎﻁ ﮐﺘﺎﺏ ﺭﺍ
ﺑﻮﺳﯿﺪﻡ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﺷﻤﺎ ﺟﺎ ﮔﺬﺍﺷﺘﻢ
ﻣﻦ ﺧﺶّ ﻭ ﺧﺶّ ِ ﺭﻓﺘﮕﺮ ﺍﺯ ﺻﺒﺢ ﺯﻭﺩ ﺭﺍ
ﺳﯿﮕﺎﺭ ﺑﻬﻤﻦ ﻭ ﺭﯾﻪ ﯼ ﻏﺮﻕ ﺩﻭﺩ ﺭﺍ
ﻣﻦ ﻫﺮ ﮐﻪ ﻋﺎﺷﻘﻢ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻧﺒﻮﺩ ﺭﺍ
ﺑﻮﺳﯿﺪﻡ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﺷﻤﺎ ﺟﺎ ﮔﺬﺍﺷﺘﻢ
ﺑﻠﻮﺍﺭ ﭘﺮ ﺩﺭﺧﺖ ﻭﻟﯿﻌﺼﺮ ﺗﺎ ﻭﻧﮏ
ﻧﻮﺷﺎﺑﻪ ﻫﺎﯼ ﺷﯿﺸﻪ ﺍﯼ ﻭ ﺗﺨﻤﻪ ﻭ ﭘﻔﮏ
ﮐﺎﺑﻮﺱ ﻫﺎﯼ ﻫﺮ ﺷﺒﻪ ﺍﺯ ﺩﺭﺩ ﻣﺸﺘﺮﮎ
ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﻣﯽ ﺭﺳﺪ ﮐﻪ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ
ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﺍﻡ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﻣﯿﺎﻥ ﺍﺗﺎﻕ ﻫﺎ
ﺑﺮ ﺑﯿﺴﺖ ﻭ ﻫﺸﺖ ﺳﺎﻟﮕﯽ ﺍﻡ ﺟﺎﯼ ﺩﺍﻍ ﻫﺎ
ﮔﺮﯾﻪ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﻢ ... ﻫﻤﻪ ﯼ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﻫﺎ
ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﻣﯽ ﺭﺳﺪ ﮐﻪ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ... @sooshar

https://telegram.me/sooshar

📖
برای #عشق که شاید هنوز هم اینجاست
برای #گریه که #تنها #پناه #آدمها ست

اگرچه #یخ زده راهی که از رسیدن بود
تمام مدّت یک #قلب داغ در من بود

#پرنده ای که خودش را به #پنجره می زد
نماد #زنده ی دنیای کوچک #زن بود

#فاطمه_اختصاری

.
فرار می کنم از این چهار دیواری
به یک جهان غم انگیزتر ، به بیداری
به عشق توی توهم ، به دود و شک که تویی
به این ترانه ی غمگین مشترک که تویی

اینم از کلاه ایمنی من توی فولاد مبارکه ! کلی خاطر خواه پیدا کرده کلاهم ! حتی ایمنی مون که قاعدتاً باید به خاطرش جریمه ام کنه بهم گفت اگه پاکش کردی من میدونم و تو ! 😊
شعر استاد موسوی همیشه خاطر خواه داره 💖😘
@seyed.mehdi.moosavi
@shadiaminimusic
#سید_مهدی_موسوی #دکتر_موسوی #مهدی_موسوی #فاطمه #اختصاری #فاطمه_اختصاری #شادی #امینی #شادی_امینی
#عشق #عاشق #عاشقانه #گریه #خنده #غم #درد #شعر #تنها #تنهایی #شاعر #شاعرانه #مرگ #زندگی

بُت ِ بزرگ، سرش را گرفت بین دو دست
نگاه کرد به قومش، چه منفعل بودند!
چقدر زود شکستند، زود وا دادند
رفیق ها همه از جنس خاک و گِل بودند
به جای اینکه به مردم امید هدیه دهند
تمام عمر، خدایان ِ سنگدل بودند

عجیب نیست که پاشیده خون به دیوار و
به روزنامه و کابوس های تو، جنگ است
که خواب های تو را پاره کرده خمپاره
لحافت ابر، زمین تخت، بالشت سنگ است
تو بچّه ای و نمی فهمی از بزرگی درد!
عجیب نیست اگر اینقدر دلت تنگ است

خبر، سرایت ویرانگی ست در رگ شهر
خبر، بُرندگی تیغ و تیزی فلز است
و ناتوانی این دست های زندانی
در اعتراض به اعدام چند معترض اشت

نه نذر و حاجتی و انتظار معجزه ای
نه دست راهنمایی، نه جاده ای، فلشی
تمام راه خودت هستی و خودت، تنها
که باید اینهمه غم را به دوش خود بکشی
کدام فلسفه ما را نجات خواهد داد؟!
نمانده حوصله ی هیچ نوع واکنشی

صدای گریه ی آهسته توی بتخانه
صدای گریه ی نوزاد مرده در گوشش
و ناامید نگاهی به دور و بر انداخت
چراغ سوخته ی وحی، قوم خاموشش
چه کس مقصّر این اتفاق خواهد بود؟!
بت بزرگ تبر را گذاشت بر دوشش... #فاطمه_اختصاری
م.خاطب...

لطفاکپشن خوانده شود
#بکنیم شاعر#فاطمه_اختصاری
هنرمندی که به همراه #سید_مهدی_موسوی که#صاحب_سبک بودن و #شعر #پست_مدرن از #ابداعات این دو عزیز بود پس از#محکومیت به #جرم هنرمند بودن به#زندان و#شلاق ناچار به
#کوچ و رفتن به سرزمین یخبندان#سوئد شدند
جناب #شاهین_نجفی بسیاری از #اشعار این دو عزیز رو تبدیل به #اجرا کرده که این اثر و #ناگهان دو تا از شاهکارهای این سه عزیز بود
کاش نسبت به مسائل بی تفاوت نباشیم و پس از وقوع اتفاقی تا ی هفته ده رو فقط گرم نباشیم و سرگرم#hashtag زدن نباشیم و ی دفعه سرد بشیم و بی خیال به عنوان مثال همین #کشتی_سانچز
چرا باید این عزیزان به جرم هنرمند بودن باید دوراز #وطن باشن،،، اندکی تفکر و تعقل
@fateme.ekhtesari
@seyed.mehdi.moosavi
@shahinnajafei @@majidkazemi
#جای_هنرمند_زندان_نیست
#شاهین_نجفی #اشرار
#شر_اعظم #اتحاد_یاران_داریوش_با_اشرار
#shahinnajafi I #shahinnajafifans #ناگهان

از سری اهنگ های تکرار نشدنی👌💚..
.
#فاطمه_اختصاری #بکنیم
#شاهین_نجفی

قیام خستگان حضور شاعران متعهد است
این کتاب را انتشارات مانی‌ها در حمایت از اعتراضات مردمی، در راستای اهمیت و جایگاه ادبیات متعهد منتشر می‌کند.
#اعتراضات_مردمی
#عتراضات_سراسری
#محمد_تنگستانی#هومن_عزیزی#مریم_هوله#فاطمه_اختصاری#مهدی_موسوی#مانا_نیستانی#مزدک_نظافت#جمشید_برزگر#محمدرضا_حاج_رستم_بگلو#پویان_مقدسی#شیدا_محمدی
#ما_فقیران_جهان_یک_گنگیم
پ.ن۱:کانال تلگرام#محمد_تنگستانی
t.me/mtangestani
پ.ن۲:کانال تلگرام#هومن_عزیزی
t.me/azizihooman
پ.ن۳:کانال تلگرام#مانا_نیستانی
t.me/mananey

.
.
«هستی»! ولی نشد که بفهمی «دکارت» را
توی سرت گذاشته‌ای «سیم‌کارت» را

می‌خواهی‌ام تماس بگیری بدون حرف
پوشانده است مغز تو را چند لایه برف

از حرف‌های سوخته‌ی توی گوشی‌ام
چیزی که روی یخ‌زدگی‌ها بپوشی‌ام

من زنگ/ می‌زنم به سرت فکر مرگ را
بر شیشه‌های پنجره مشتی تگرگ را

من فکر می‌کنم به تو از «هیچ‌کس نبود»
اما عزیز! عشق تو در دسترس نبود

هستی! ولی صدای ضعیفی ته خطوط
یک ارتباط وصل شده با فقط سکوت

امواج ناامید! به من می‌رسد ولی
در انتظارِ پاسخِ قبلم معطّلی

هستم! میان فلسفه‌ی هستن و شدن
پاکم کن از تمام ِ سرت، زنگ هم نزن

که دستگاه مشترکت، پشت هر عدد
در هیچ جا، به هیچ کس آنتن نمی‌دهد!
.
.
#فاطمه_اختصاری

منم و عطرِ تو که
پخش شده تویِ تنم
بی تو دلتنگ ترین
حادثه‌ی قصه منم...! #فاطمه_اختصاری

_
بیخیال تمام قضاوتها،مدام زندگی خنده دار را بکنیم..
#شاهین_نجفی
شاعر
#فاطمه_اختصاری

جنازه‌اش عقب ِ وانت، جنازه‌اش وسط ِ گونی
جنازه‌اش هدف ِ ماشه، پس از تجمّع قانونی!!
شعار ِتند ِسیاسی داشت، و فکرهای اساسی داشت
به پا، دو کفشِ پر از تردید، به دست، پیرهنی خونی
جنازه‌اش وسط مردم، پلیس احمق و سردرگم
به فکر ِ بردنش از دنیا، به فکر کوچه‌ی بیرونی
صدای خسته‌ی آزادی، صدای گریه‌ی از شادی
به سمت ِ هیچ کجا آباد، فرار از این شب ِ طاعونی ✍ #فاطمه_اختصاری 📝 #قتل_قانونی
@fateme.ekhtesari
#عشق
#پلیس
#قانونی
#سیاسی
#شیک
#وانت
#فکر
#کفش
#جنازه
#تجمع
#عاشق
#دختر

Hashtags mais populares do Instagram