[PR] Gain and Get More Likes and Followers on Instagram.

#عباس_دوران

1166 posts

TOP POSTS

👮
امروز زادروز #عباس_دوران است. #خلبانی که با عملیات متهورانه خود ادعای نفوذناپذیری آسمان #بغداد را در جریان اجلاس غیرمتعهدها باطل کرد.(تصویر گواهی فوت وی از سوی مقامات عراقی به صلیب سرخ) @sahandiranmehr

هم رزم پدرم

شما ارتشان میهن پرست نامتان بر دروازه های پرسپولیس و قلب ملت آریایی ایران حک شده است

پروازتان بر سر ستونهای پرسپولیس نمایان خواهد ماند

روحتان همیشه و همیشه در پاسارگاد در کنار آرامگاه پدرتان کوروش بزرگ ، شاد و گرامی خواهد ماند .
آیندگان به درستی شما را خواهند شناخت .
زیرا که سپیدی از سیاهی ماندگار تر است . 🔥 شهید عباس دوران، دلاوری از جنس آرش 🔥 ✅ صبح روز ۳۰ تیرماه ۱۳۶۱ خلبان شهید عباس دوران که در تعداد پرواز جنگی در نیروی هوایی رکورد داشت و عراق برای سرش جایزه تعیین کرده بود، پس از بمباران پالایشگاه بغداد هواپیما را که آتش گرفته بود به هتل محل برگزاری اجلاس سران غیرمتعهدها کوبید و با شهادت خود، کاری کرد که اجلاس سران غیرمتعهدها به علت فقدان امنیت در بغداد برگزار نشد. 👈👈 اگر اجلاس سران غیر متعهد ها در عراق برگزار می شد امتیازات فراوانی را برای رژیم بعث عراق به همراه داشت و چه بسی سرنوشت جنگ طور دیگری رقم می خورد.................................................................................... همیشه بر روی کلاه عمو عباس نماد فروهر بود😢😢😢
تا نفس است در رکابتیم مرد #شهید_عباس_دوران

#عباس_دوران
#ارتش
به یاد عمو عباس😢
ارتش کوروش آرش

.
شکوه پرواز یک عقاب ایرانی. او تومار برنامه‌های صدام را در هم پیچید. 20 مهر زادروز سرلشگر #عباس_دوران گرامی باد

در آستانه پرواز ابدی ققنوس آسمان ایران، شهید والا مقام، سرلشکر عباس دوران قرار گرفتیم
سی ام تیر ماه سالگرد شهادت شهید عباس دوران
#عباس_دوران

.
شروع کرد به در آوردن بند کفش‌هایش
گفتم: توی کفشت ریگی سنگی رفته!
گفت: نه
جوراب‌هایش را هم در آورد و شروع کرد روی خاک‌ کوچه قدم زدن.
تازه از دوره خلبانی آمریکا برگشته بود.
گفت:من خاک وطنم را دوست دارم،می‌خواهم مزه آن را زیر پاهایم بچشم.
طولی نکشید که جنگ شروع شد،غرش جنگنده عباس بر فراز آسمان عراق کابوسی شد برای صدام و صدامیان.
.
٣٠ تیر ١٣٦١ عباس در آخرین پروازش هرگز فرود نیامد تا آسمان ایران، ایرانی بماند.
.
.
.
#شهید #عباس_دوران
#دفاع_مقدس
#جزیره_مجنون۳۱۳

شهید سرلشگر خلبان #عباس_دوران ، کسی که خواب و خوراک را از #صدام_حسین گجستک گرفت ، در چنین روزی دیده به جهان گشود ... ۲۰ مهر ، زاد روز شهید عباس دوران گرامی باد ...

آن روز وقتى بلوار نزديك پايگاه هوايى شيراز را به نام من كردند، غرور و شادى را در چشم‌ هاى همسرم ديدم. خانواده خودم هم خوشحال بودند. حواله زمين را كه دادند دستم، من فقط به خاطر دل همسرم گرفتم و به خاطر او و مردم كه اين همه محبت دارند و خوبند، پشت تريبون رفتم. ولى همين كه پايم به خانه رسيد، ديگر طاقت نياوردم. حواله زمين را پاره كردم، ريختم زمين. يعنى فكر مى كنند ما پرواز مى كنيم و مى جنگيم تا شجاعت ‌هاى ما را ببينند و به ما حواله خانه و زمين بدهند؟ بايد با زبان خوش قانعش كنم كه انتقال به تهران، يعنى مرگ من. چون پشت ميزنشينى و دستور دادن براى من مثل مردن است.
دست‌ نوشته ‌اى از عباس دوران، هشتم تير 1360
به مناسبت 30 تیر، سالروز شهادت عباس دوران
#عباس_دوران
#نیروی_هوایی_ارتش_جمهوری_اسلامی_ایران
#مهندسین_96

قهرمان ایرانی صداو سیمای ما باید خجالت بکشه
اگه ارتشی نبود حتما امروز کلی برنامه و مستند پخش میکردن در موردش
#عباس_دوران
#ارتش_فدای_ملت

MOST RECENT

هم رزم پدرم

شما ارتشان میهن پرست نامتان بر دروازه های پرسپولیس و قلب ملت آریایی ایران حک شده است

پروازتان بر سر ستونهای پرسپولیس نمایان خواهد ماند

روحتان همیشه و همیشه در پاسارگاد در کنار آرامگاه پدرتان کوروش بزرگ ، شاد و گرامی خواهد ماند .
آیندگان به درستی شما را خواهند شناخت .
زیرا که سپیدی از سیاهی ماندگار تر است . 🔥 شهید عباس دوران، دلاوری از جنس آرش 🔥 ✅ صبح روز ۳۰ تیرماه ۱۳۶۱ خلبان شهید عباس دوران که در تعداد پرواز جنگی در نیروی هوایی رکورد داشت و عراق برای سرش جایزه تعیین کرده بود، پس از بمباران پالایشگاه بغداد هواپیما را که آتش گرفته بود به هتل محل برگزاری اجلاس سران غیرمتعهدها کوبید و با شهادت خود، کاری کرد که اجلاس سران غیرمتعهدها به علت فقدان امنیت در بغداد برگزار نشد. 👈👈 اگر اجلاس سران غیر متعهد ها در عراق برگزار می شد امتیازات فراوانی را برای رژیم بعث عراق به همراه داشت و چه بسی سرنوشت جنگ طور دیگری رقم می خورد.................................................................................... همیشه بر روی کلاه عمو عباس نماد فروهر بود😢😢😢
تا نفس است در رکابتیم مرد #شهید_عباس_دوران

#عباس_دوران
#ارتش
به یاد عمو عباس😢
ارتش کوروش آرش

میم مثل مرد
شیرازی ها بهتر این شعرومیفهمن😂😂
#جلف #نامرد #مرد #گویش_شیرازی #شیرازی #میم #شعر #عباس_دوران #خزوک

#فتنه شاید روزگاری #اهل_ایمان بوده باشد
آه این #ابلیس شاید روزی انسان بوده باشد
.
فتنه شاید در لباس میش، گرگی تیز دندان
در لباسی تازه شاید فتنه چوپان بوده باشد
.
فتنه شاید کنج پستوی کسی لای کتابی
فتنه لازم نیست حتماً در #خیابان بوده باشد
.
فتنه شاید در صف #صفین می‌جنگیده روزی
فتنه شاید در زمان شاه، زندان بوده باشد!
.
فتنه شاید با #امام از کودکی #همسایه بوده
یا که در #طیاره‌ پاریس - تهران بوده باشد
.
فتنه شاید تابی از #زلف_پریشان_نگاری
فتنه شاید خوابی از آن #چشم فتان بوده باشد
.
فتنه شاید اینکه دارد #شعر می‌خواند برایت
وا مصیبت! فتنه شاید از #رفیقان بوده باشد
.
ذره‌ای بر دامن #اسلام ننشیند غباری
نامسلمانی اگر همنام #سلمان بوده باشد
.
دوره‌ فتنه است آری، می‌شناسد فتنه‌ها را
آنکه در این #کربلا#عباس_دوران بوده باشد
.
فتنه خشک و‌ تر نمی‌داند #خدایا وقت رفتن
 #کاشکی_دستم_به_دامان_شهیدان_بوده_باشد

#شاعر_جهاندار
#شعر_خوانی_محضر_آقا
#شهدا_شرمنده_ایم 😔😔
#دایی
#شهید_مرتضی_فرشید_مقدس
#مرا_با_شما_ماجرایی_هست
#اصفهان
#گلزار_شهدا
#تخته_فولاد
#من_و_چادرم
#چادر
#شهدا

بسم رب الشهدا🌹

همراه با #شهدای_ارتش_سرافراز_ایران 🌹شهیدی که خلبانان عراقی در محل شهادتش در بغداد به احترام او یک دقیقه سکوت کردند.
(شهید خلبان #عباس_دوران) 🇮🇷فرمانده ای که در 4 عملیات بیش از 10 هزار کیلومتر مربع از خاک مقدس جمهوری اسلامی ایران را آزاد نمود . ( شهید سپهبد علی #صیاد_شیرازی ) 🌹شهیدی که قرآن را با دست نوشت و با ختم نوشتن قرآن شهید شد.
(شهید سرهنگ #شریف_اشراف) 🇮🇷شهیدی که اسیر شد و در حال مقاومت به شهادت رسید و لبخند شادی به لبانش نشست(شهید سرباز #محمدرضا_صادقی) 🌹شهید آزاده ای که بیشترین مدت اسارت را تحمل کرد(شهید خلبان #حسین_لشگری) 🇮🇷شهیدی که در پایان جنگ نارنجک به خود بست و زیر تانک دشمن رفت.
(شهید سرباز #یوسف_حیدری) 🌹فرمانده شهیدی که ناو جنگی خود را تا آخرین نفس رها نکرد و به شهادت رسید
(فرمانده ناوچه پیکان ناخدا
#محمد_ابراهیم_همتی) 🇮🇷شهیدی که بخاطر برپایی نماز در اسارت ضد انقلاب به شهادت رسید.
(شهید خلبان #حسین_قاسمی) 🌹شهیدی که دستش در عملیات رمضان قطع شده و آن را در جیبش قرار داده بود تا سرباز ها متوجه نشوند
(شهید #زارعیان) 🇮🇷فرمانده ای که برای معالجه و ملاقات و مراسم دفن و ختم دخترش ازمنطقه عملیات بیت المقدس خارج نشد و بعد به شهادت رسید.
(شهید سرلشگر #مسعود_منفرد_نیاکی) 🌹خلبانی که وصیت کرد که اگر ذره ای از خاک وطنم، به پوتین سرباز دشمن چسبیده باشد، آن را با خونم بشوئید. ( شهید خلبان #حسین_خلعتبری ) 🇮🇷خلبانی که با بیش از 400 پرواز برون مرزی بر فراز خاک دشمن و بیش از 1800 ساعت پرواز یکی از قهرمانان جنگ به حساب می آید.
( شهید خلبان #مصطفی_اردستانی ) 🌹 شهیدی که گریه های نماز شبش لرزه به اتاق می انداخت ( شهید سرلشکر #سید_موسی_نامجو 🌹فرمانده شهیدی که باا وجود اینکه فرمانده نظارت بر جنگ بود
اما تاب نیاورد و گفت من اینجا بنشینم تماشا کنم دوستانم شهید شوند و وارد میدان جنگ شد از( جانبازی تا شهادت)
(شهید فرمانده قاسم غریب) 🌹فرمانده ،شهیدی که رفیقش شهید شد رفت رفیق جامونده شو بیاره اما خودش هم به رفیق شهیدش پیوست

#کجا میری حاج احمد= میرم رفیقموبیارم رفیق جامونده
#شهید_حاج_احمد_غلامی

🦅
من هرگز اجکت نخواهم کرد و آرزوی اسارت را به دل صدام خواهم گذاشت، و در آخر سر هم ترس را به سُخره گرفت. تیمسار منصور کاظمیان کابین عقب عالیجناب دوران، تو خاطراتش گفته بود که افسران ارتش عراق، با احترام نام عباس رو به زبون میاوردند و به احترام غیرت عباس، بالای مزارش سکوت می‌کردند، رو سفید درگاه الهی رو در یک کلام توصیف کنین
.
#قهرمانان_ملی_ایران #عباس_دوران

🦅
من هرگز اجکت نخواهم کرد و آرزوی اسارت را به دل صدام خواهم گذاشت، و در آخر سر هم ترس را به سُخره گرفت. تیمسار منصور کاظمیان کابین عقب عالیجناب دوران، تو خاطراتش گفته بود که افسران ارتش عراق، با احترام نام عباس رو به زبون میاوردند و به احترام غیرت عباس، بالای مزارش سکوت می‌کردند، رو سفید درگاه الهی رو در یک کلام توصیف کنین
.
#قهرمانان_ملی_ایران #عباس_دوران

🔹️
#عباس_دوران_بروایت_همسرش 
#نرگس_خاتون_دلیر_روی_فرد (مهناز)
#قسمت_آخر
.
🕪 چندماه پایانی زندگی مشترک مان را در همدان زندگی کردیم.امیررضا آبان ۶۰ بدنیا آمد.عباس فقط به بچه نگاه میکرد.یه سبد گل خیلی بزرگ هم آورد و بهم تبریک گفت😊...یه روز قبل از شهادتش رفت واسه خونه کلی خرید کرد.اومد خونه بچه رو بغل کرد و بردتش تو حیاط باهاش بازی میکرد و منم از پنجره نگاشون میکردم.اون شب شام املت گوشت درست کردم.همون چیزی که عباس خیلی دوست داشت.موقع خواب که شد گفت مهناز من صب زود میرم پرواز دارم...تا صب حواسم بهش بود.آروم و قرار نداشت.نخوابید.صب زود لباس پروازش و پوشید.
.
.
گفتم ظهر برمیگردی برای ناهار ؟ گفت آره...ناهار و پختم و منتظرش که بیاد ناهارش و بخوره....رفت و بیست سال بعد چندتا تیکه استخونش برگشت فقط...!
پایان🌹
.
.
◀ #نحوه_ی_شهادت
.
.
🛆صدام برای سران غیرمتعهدها که قرار بود در بغداد برگزار شود بنزهای سفارشی‏‌اش را بر روی اتوبان‏‌های نوساز بغداد راه انداخت، خیلی خرج کرده بود. از یک طرف هم مدام، تبلیغ می‌کردند که ایران نمی‌تواند بغداد را ناامن کند.ما به سمت بغداد پرواز کردیم. تقریباً ۱۵ کیلومتری بغداد بودیم که با دیوار آتش و پدافند دشمن روبه‏‌رو شدیم و در همین فاصله چند گلوله به هواپیمای ما اصابت کرد. به سمت جنوب شرقی شهر بغداد که پالایشگاه «الدوره» در آنجا بود ادامه مسیر دادیم و با این که پدافند دشمن بسیار قوی بود تمام بمب‏ها را روی این پالایشگاه تخلیه کردیم.
.
.
به پشت سرم نگاه کردم پالایشگاه را دیدم که در آتش می‌سوزد. در آن لحظه بود که دیدم قسمت دم هواپیما تا وسط کابین از بین رفته و در آتش می‌سوزد. دیگر حتی فرصت نشد که به عباس این قضیه را بگویم و نمی‌دانم چطور شد که صندلی من به بیرون پرت شد.عباس این کار را کرده بود و خود را با هواپیما به ساختمان اجلاس کوبید و بشهادت رسید.
.
وقتی خبر شهادت عباس دوران را شنیدم به یاد صحبت‏های شب قبل از عملیات افتادم که به من گفت: «منصور جان اگر یک وقت هواپیما دچار مشکلی شد تو خودت را به بیرون پرت کن و منتظر من نمان، چون من باید در هواپیما بمانم و مأموریتم را به اتمام برسانم.».راوی خلبان منصور کاظمیان. پایان🌹 ۹۶/۰۹/۰۹
.
#قهرمان_من
#خلبان_شهید_عباس_دوران
#اسطوره_های_وطنم
#عباس_دوران
#کپی_آزاد
#برای_شهدا_رسانه_باشیم
#سلامتی_امام_زمان_صلوات
#همیشه_دوستت_دارم_ای_شهید
#شهدا_را_یاد_کنیم_با_ذکر_صلوات
#اللهم_صل_علی_محمد_وال_محمد_وعجل_فرجهم
.

زندگینامه و خاطرات زیبا و پندآموز شهدا را در پیج ذیل دنبال بفرمایید.
.
@dostet_daram_shahid

🔹️
#عباس_دوران_بروایت_همسرش
#نرگس_خاتون_دلیر_روی_فرد(مهناز)
#قسمت_دوم
.
🕪 شب ۳۱ شهریور ۵۹ عباس به من گفت مهناز جنگ شروع شد تو باید بری شیراز...گفتم یعنی چی؟تو کجا میری؟گفت جنگ شد میفهمی جنگ...
.
روزها گذشت.نامه ای نوشتم :
.
✉سلام عباس جان.فکر نمیکردم روزی انقدر از هم دور شویم که بخواهم برایت نامه بنویسم.این نامه رو به آدرس خونمون تو بوشهر میفرستم.شاید وقتی پست چی آن را آورد تو خانه باشی و باهمان شلوار لی که خودت لنگه هایش را ریش ریش کردی در را باز کنی و نامه را بگیری.من هم اینجا شدم مثل یک گوشت قربانی یا خونه خودمون هستم یا خونه ی شما...حالا تو کجایی...چندتا پرواز کردی...همه از من درباره تو سوال میکنند.عباس ،جان مهناز بگذار بیام پیشت.بهم تلفن کن.دلتنگ تو مهنازت...!
.
🕪عباس جواب نامه ام را داد :
.
📨ﺧﺎﺗﻮﻥ ﻣﻦ ، ﻣﻬﻨﺎﺯ ﺧﺎﻧﻢ ﮔﻠﻢ ﺳﻼﻡ
ﺑﮕﻮ ﻛﻪ ﺧﻮﺏ ﻫﺴﺘﯽ ﻭ ﺍﺯ ﺩﻭﺭﯼ ﻣﻦ ﺯﯾﺎﺩ ﺑﻬﺎﻧﻪ ﻧﻤﯽ ﮔﯿﺮﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ ﻧﺒﻮﺩﻥ ﺗﻮ ﺳﺨﺖ ﺍﺳﺖ ﻭﻟﯽ ﭼﻪ ﻣﯽ ﺷﻪ ﻛﺮﺩ ﺟﻨﮓ ﺟﻨﮓ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺯﻥ ﻭ ﺑﭽﻪ ﻫﻢ ﻧﻤﯽ ﺷﻨﺎﺳﺪ.ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩﯼ ﺩﻟﺖ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﺮﮔﺮﺩﯼ ﺑﻮﺷﻬﺮ. ﻣﻬﻨﺎﺯ ﺑﻪ ﺟﺎﻥ ﺗﻮ ﻛﺴﯽ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﻧﯿﺴﺖ ﻫﻤﻪ ﺯﻥ ﻭ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﯾﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻧﺪ ﺗﻬﺮﺍﻥ ﻭ ﺷﯿﺮﺍﺯ ﻭ ﺍﺻﻔﻬﺎﻥ ﻭ ...
.
دلم اینجا گرفته عینكم رو زدم و همان طور با لباس پرواز و پوتین هایی كه چند روز واكس نخورده نشستم تا آفتاب كم كم طلوع كنه یاد آن روزی افتادم كه آورده بودمت اینجا ، تو رستوران متل ریسكس .

برایت #پول می فرستم .خیلی #فرصت كم می كنم به خونه سر بزنم ، علی هم همینطور حتی فرصت دوش گرفتن رو هم ندارم . دوش كه پیشكش پوتینهایم را هم دو سه روز یكبار هم وقت نمی كنم از پایم خارج كنم . علی كه اون همه خوش تیپ بود رفته موهایش رو از ته تراشیده من هم شده ام شبیه آن درویشی كه هر وقت می رفتیم چهارراه زند آنجا نشسته بود .

بچه ها یك شب وقتی من و علی داشت كم كم خوابمون می برد دست و پایمان را گرفتند و انداختند توی حمام آب را هم رویمان بازكردند . اولش كلی بد و بی راه حواله شان كردیم اما بعد فكر كردیم خدا #پدر و مادرشان را بیامورزد چون پوتینهایمان را كه در آوردیم دیدیم لای انگشتهایمان كپك زده است.
.
ﻣﻬﻨﺎﺯ ﻣﻮﺍﻇﺐ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﺎﺵ ﺍﯾﻦ ﺣﺮﻓﻬﺎ ﺭﺍ ﻧﺰﺩﻡ ﻛﻪ ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﺑﺸﯽ ﺑﺎﻻﺧﺮﻩ ﺟﻨﮓ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻭﺿﻌﯿﺖ ﻣﻤﻠﻜﺖ ﻏﯿﺮ ﻋﺎﺩﯼ . ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩ ﺗﻮﻗﻊ ﺩﺍﺷﺖ ﭼﻮﻥ ﯾﻚ ﺳﺎﻝ ﺍﺳﺖ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻛﺮﺩﯾﻢ ﻭ ﯾﺎ ﭼﻮﻥ ﻣﺎ ﻫﻤﺪﯾﮕﺮ ﺭﺍﺧﯿﻠﯽ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﺟﻨﮓ ﻭ ﻣﺮﺩﻡ ﻭ ﻛﺸﻮﺭ ﺭﺍ ﺭﻫﺎ ﻛﺮﺩ ﻭ ﺁﻣﺪ ﻧﺸﺴﺖ ﺗﻮﯼ ﺧﺎﻧﻪ… دوستت دارم خیلی زیاد. همسرت عباس، مهر ۱۳۵۹".
.
#ادامه_دارد
#نامه_های_عاشقانه
#رمان_های_واقعی
#عباس_دوران
#کپی_آزاد
#برای_شهدا_رسانه_باشیم
#سلامتی_امام_زمان_صلوات
.
@dostet_daram_shahid

🔹️
#عباس_دوران_بروایت_همسرش
#نرگس_خاتون_دلیر_روی_فرد
#قسمت_اول
.
🕪 اهل #شیراز بودیم.تیر۵۸ازدواج کردیم.همسایه هم بودیم.قبلا هم همو ندیده بودیم.خونشون چهارتا خونه با خونمون فاصله داشت.مادرم مخالف بود.میگفت دخترم و به نظامی نمیدم اما پدرم میگفت :عباس مرد زندگیه...خودم هم وقتی دیدمش ازش خوشم اومد.بله رو گفتم.
.
🕪چهار ماه بعد #عقد کردیم.اولین خونه مون تو پایگاه #بوشهربود.خونه مون قشنگ بود و بزرگ.پر از گل.کلا بوشهر جزیره ی خوشبختی من بود .همیشه بهترین هارو عباس واسم تهیه میکرد.زندگیم شده بود عباس.میرفت پایگاه و ساعت اداری هم برمیگشت خونه...واسم آشپزی میکرد.
.
🕪عباس سال ۴۸ #استخدام #نیروی_هوایی شده بود.شش ماه بعد واسه #آموزش رفت #آمریکا و جزو نفرات اول تا سوم اونجا بود. عباس دوران ابتدا در پایگاه «لکلند» دوره تکمیلی#زبان_انگلیسی را طی کرد و سپس در پایگاه «کلمبوس» در ایالت می سی سی پی موفق به آموختن فن خلبانی و پرواز با هواپیماهای بونانزا، تی۴۱ - تی ۳۷ گردید. بعد دوسال برگشت ایران.تصادف شدیدی کرد.تمام سرنشینان اون تصادف جان باختن بجز عباس.پاش خورد شد.پلاتین گذاشتن تو پاش و گفتن دیگه نمیتونی پرواز کنی...!اما عباس هر جوری بود ثابت کرد که مشکلی نداره.
.
🕪جنگ که شروع شد #تهران بودیم.بهش زنگ زدن پایگاه و زدن...ناهار نخورده گفت من دارم میرم.گفتم کجا .گفت جنگ شده مهناز.گریه افتادم و گفتم منم میام.گفت لباس بپوش بریم....!
.
.
#در_پست_بعدی_ادامه_دارد
#تا_دقایقی_دیگر
#عباس_دوران
#بروایت_همسر
#کپی_آزاد
#برای_شهدا_رسانه_باشیم
#سلامتی_امام_زمان_صلوات
#همیشه_دوستت_دارم_ای_شهید
.
.
زندگینامه و خاطرات زیبا و پند آموز شهدا را در پیج ذیل دنبال بفرمایید.
.
@dostet_daram_shahid

#عباس_دوران_به_روایت_همسرش
#نرگس_خاتون_دلیر_روی_فرد (مهناز)
#قسمت_آخر
.
🕪 چندماه پایانی زندگی مشترک مان را در همدان زندگی کردیم.امیررضا آبان ۶۰ بدنیا آمد.عباس فقط به بچه نگاه میکرد.یه سبد گل خیلی بزرگ هم آورد و بهم تبریک گفت😊...یه روز قبل از شهادتش رفت واسه خونه کلی خرید کرد.اومد خونه بچه رو بغل کرد و بردتش تو حیاط باهاش بازی میکرد و منم از پنجره نگاشون میکردم.اون شب شام املت گوشت درست کردم.همون چیزی که عباس خیلی دوست داشت.موقع خواب که شد گفت مهناز من صب زود میرم پرواز دارم...تا صب حواسم بهش بود.آروم و قرار نداشت.نخوابید.صب زود لباس پروازش و پوشید.
.
.
گفتم ظهر برمیگردی برای ناهار ؟ گفت آره...ناهار و پختم و منتظرش که بیاد ناهارش و بخوره....رفت و بیست سال بعد چندتا تیکه استخونش برگشت فقط...!
پایان🌹
.
.
#نحوه_ی_شهادت
.
.
🛆صدام برای سران غیرمتعهدها که قرار بود در بغداد برگزار شود بنزهای سفارشی‏‌اش را بر روی اتوبان‏‌های نوساز بغداد راه انداخت، خیلی خرج کرده بود. از یک طرف هم مدام، تبلیغ می‌کردند که ایران نمی‌تواند بغداد را ناامن کند.ما به سمت بغداد پرواز کردیم. تقریباً ۱۵ کیلومتری بغداد بودیم که با دیوار آتش و پدافند دشمن روبه‏‌رو شدیم و در همین فاصله چند گلوله به هواپیمای ما اصابت کرد. به سمت جنوب شرقی شهر بغداد که پالایشگاه «الدوره» در آنجا بود ادامه مسیر دادیم و با این که پدافند دشمن بسیار قوی بود تمام بمب‏ها را روی این پالایشگاه تخلیه کردیم.
.
.
به پشت سرم نگاه کردم پالایشگاه را دیدم که در آتش می‌سوزد. در آن لحظه بود که دیدم قسمت دم هواپیما تا وسط کابین از بین رفته و در آتش می‌سوزد. دیگر حتی فرصت نشد که به عباس این قضیه را بگویم و نمی‌دانم چطور شد که صندلی من به بیرون پرت شد.عباس این کار را کرده بود و خود را با هواپیما به ساختمان اجلاس کوبید و بشهادت رسید.
.
وقتی خبر شهادت عباس دوران را شنیدم به یاد صحبت‏های شب قبل از عملیات افتادم که به من گفت: «منصور جان اگر یک وقت هواپیما دچار مشکلی شد تو خودت را به بیرون پرت کن و منتظر من نمان، چون من باید در هواپیما بمانم و مأموریتم را به اتمام برسانم.».راوی خلبان منصور کاظمیان. پایان🌹
.
#قهرمان_من
#خلبان_شهید_عباس_دوران
#اسطوره_های_وطنم
#عباس_دوران
#ارتش_جمهوری_اسلامی_ایران
#نیروی_هوایی_ارتش_جمهوری_اسلامی_ایران

#عباس_دوران_به_روایت_همسرش
#نرگس_خاتون_دلیر_روی_فرد(مهناز)
#قسمت_دوم
.
🕪 شب ۳۱ شهریور ۵۹ عباس به من گفت مهناز جنگ شروع شد تو باید بری شیراز...گفتم یعنی چی؟تو کجا میری؟گفت جنگ شد میفهمی جنگ...
.
ماه ها گذشت.نامه ای نوشتم :
.
✉سلام عباس جان.فکر نمیکردم روزی انقدر از هم دور شویم که بخواهم برایت نامه بنویسم.این نامه رو به آدرس خونمون تو بوشهر میفرستم.شاید وقتی پست چی آن را آورد تو خانه باشی و باهمان شلوار لی که خودت لنگه هایش را ریش ریش کردی در را باز کنی و نامه را بگیری.من هم اینجا شدم مثل یک گوشت قربانی یا خونه خودمون هستم یا خونه ی شما...حالا تو کجایی...چندتا پرواز کردی...همه از من درباره تو سوال میکنند.عباس ،جان مهناز بگذار بیام پیشت.بهم تلفن کن.دلتنگ تو مهنازت...!
.
عباس جواب نامه ام را داد :
.
📨ﺧﺎﺗﻮﻥ ﻣﻦ ، ﻣﻬﻨﺎﺯ ﺧﺎﻧﻢ ﮔﻠﻢ ﺳﻼﻡ
ﺑﮕﻮ ﻛﻪ ﺧﻮﺏ ﻫﺴﺘﯽ ﻭ ﺍﺯ ﺩﻭﺭﯼ ﻣﻦ ﺯﯾﺎﺩ ﺑﻬﺎﻧﻪ ﻧﻤﯽ ﮔﯿﺮﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ ﻧﺒﻮﺩﻥ ﺗﻮ ﺳﺨﺖ ﺍﺳﺖ ﻭﻟﯽ ﭼﻪ ﻣﯽ ﺷﻪ ﻛﺮﺩ ﺟﻨﮓ ﺟﻨﮓ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺯﻥ ﻭ ﺑﭽﻪ ﻫﻢ ﻧﻤﯽ ﺷﻨﺎﺳﺪ.
ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩﯼ ﺩﻟﺖ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﺮﮔﺮﺩﯼ ﺑﻮﺷﻬﺮ. ﻣﻬﻨﺎﺯ ﺑﻪ ﺟﺎﻥ ﺗﻮ ﻛﺴﯽ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﻧﯿﺴﺖ ﻫﻤﻪ ﺯﻥ ﻭ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﯾﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻧﺪ ﺗﻬﺮﺍﻥ ﻭ ﺷﯿﺮﺍﺯ ﻭ ﺍﺻﻔﻬﺎﻥ ﻭ ...
.
دلم اینجا گرفته عینكم رو زدم و همان طور با لباس پرواز و پوتین هایی كه چند روز واكس نخورده نشستم تا آفتاب كم كم طلوع كنه باد آن روزی افتادم كه آورده بودمت اینجا ، تو رستوران متل ریسكس .

برایت پول می فرستم .خیلی فرصت كم می كنم به خونه سر بزنم ، علی هم همینطور حتی فرصت دوش گرفتن رو هم ندارم . دوش كه پیشكش پوتینهایم را هم دو سه روز یكبار هم وقت نمی كنم از پایم خارج كنم . علی كه اون همه خوش تیپ بود رفته موهایش رو از ته تراشیده من هم شده ام شبیه آن درویشی كه هر وقت می رفتیم چهارراه زند آنجا نشسته بود .

بچه ها یك شب وقتی من و علی داشت كم كم خوابمون می برد دست و پایمان را گرفتند و انداختند توی حمام آب را هم رویمان بازكردند . اولش كلی بد و بی راه حواله شان كردیم اما بعد فكر كردیم خدا پدر و مادرشان را بیامورزد چون پوتینهایمان را كه در آوردیم دیدیم لای انگشتهایمان كپك زده است.
.
ﻣﻬﻨﺎﺯ ﻣﻮﺍﻇﺐ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﺎﺵ ﺍﯾﻦ ﺣﺮﻓﻬﺎ ﺭﺍ ﻧﺰﺩﻡ ﻛﻪ ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﺑﺸﯽ ﺑﺎﻻﺧﺮﻩ ﺟﻨﮓ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻭﺿﻌﯿﺖ ﻣﻤﻠﻜﺖ ﻏﯿﺮ ﻋﺎﺩﯼ . ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩ ﺗﻮﻗﻊ ﺩﺍﺷﺖ ﭼﻮﻥ ﯾﻚ ﺳﺎﻝ ﺍﺳﺖ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻛﺮﺩﯾﻢ ﻭ ﯾﺎ ﭼﻮﻥ ﻣﺎ ﻫﻤﺪﯾﮕﺮ ﺭﺍﺧﯿﻠﯽ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﺟﻨﮓ ﻭ ﻣﺮﺩﻡ ﻭ ﻛﺸﻮﺭ ﺭﺍ ﺭﻫﺎ ﻛﺮﺩ ﻭ ﺁﻣﺪ ﻧﺸﺴﺖ ﺗﻮﯼ ﺧﺎﻧﻪ… دوستت دارم خیلی زیاد. همسرت عباس، مهر ۱۳۵۹".
.
#ادامه_دارد
#نامه_های_عاشقانه
#رمان_های_واقعی
#عباس_دوران
#شهید
#ارتش_جمهوری_اسلامی_ایران
#نیروی_هوایی_ارتش_جمهوری_اسلامی_ایران

#عباس_دوران_به روایت_همسرش
#نرگس_خاتون_دلیر_روی_فرد
#قسمت_اول
.
🕪 هر دومان اهل شیراز بودیم.تیر۵۸ازدواج کردیم.همسایه هم بودیم.قبلا هم همو ندیده بودین.خونشون چهارتا خونه با خونمون فاصله بود.مادرم مخالف بود.میگفت دخترم و ب نظامی نمیدم اما پدرم میگفت عباس مرد زندگیه...خودم هم وقتی دیدمش ازش خوشم اومد.بله رو گفتم.
.
چهار ماه بعد عقد کردیم.اولین خونه مون تو پایگاه بوشهر بود.خونه مون قشنگ بود و بزرگ.پر از گل.کلا بوشهر جزیره ی خوشبختی من بود .همیشه بهترین هارو عباس واسم تهیه میکرد.زندگیم شده بود عباس.میرفت پایگاه و ساعت اداری هم برمیگشت خونه...واسم آشپزی میکرد.
.
عباس سال ۴۸ استخدام نیروی هوایی شده بود.شش ماه بعد واسه آموزش رفت آمریکا و جزو نفرات اول تا سوم اونجا بود. عباس دوران ابتدا در پایگاه «لکلند» دوره تکمیلی زبان انگلیسی را طی کرد و سپس در پایگاه «کلمبوس» در ایالت می سی سی پی موفق به آموختن فن خلبانی و پرواز با هواپیماهای بونانزا، تی۴۱ - تی ۳۷ گردید. بعد دوسال برگشت ایران.تصادف شدیدی کرد.تمام سرنشینان اون تصادف جان باختن بجز عباس.پاش خورد شد.پلاتین گذاشتن تو پاش و گفتن دیگه نمیتونی پرواز کنی...!اما عباس هر جوری بود ثابت کرد که مشکلی نداره.
.
جنگ که شروع شد تهران بودیم.بهش زنگ زدن پایگاه و زدن...ناهار نخورده گفت من دارم میرم.گفتم کجا .گفت جنگ شده مهناز.گریه افتادم و گفتم منم میام.گفت لباس بپوش بریم....!
.
.
#در_پست_بعدی_ادامه_دارد
#تا_دقایقی_دیگر
#عباس_دوران
#بروایت_همسر
#ارتش_جمهوری_اسلامی_ایران
#نیروی_هوایی_ارتش_جمهوری_اسلامی_ایران

.
#عباس_دوران_بروایت_همسرش
#نرگس_خاتون_دلیر_روی_فرد (مهناز)
#قسمت_آخر
.
🕪 چندماه پایانی زندگی مشترک مون را در همدان زندگی کردیم.امیررضا آبان ۶۰ بدنیا آمد.عباس فقط به بچه نگاه میکرد.یه سبد گل خیلی بزرگ هم آورد و بهم تبریک گفت😊...یه روز قبل از شهادتش رفت واسه خونه کلی خرید کرد.اومد خونه بچه رو بغل کرد و بردتش تو حیاط باهاش بازی میکرد و منم از پنجره نگاشون میکردم.اون شب شام املت گوشت درست کردم.همون چیزی که عباس خیلی دوست داشت.موقع خواب که شد گفت مهناز من صب زود میرم پرواز دارم...تا صب حواسم بهش بود.آروم و قرار نداشت.نخوابید.صب زود لباس پروازش و پوشید.
.
.
گفتم ظهر برمیگردی برای ناهار ؟ گفت آره...ناهار و پختم و منتظرش که بیاد ناهارش و بخوره....رفت و بیست سال بعد چندتا تیکه استخونش برگشت فقط...!
پایان🌹
.
.
#نحوه_ی_شهادت
.
.
🛆صدام برای سران غیرمتعهدها که قرار بود در بغداد برگزار شود بنزهای سفارشی‏‌اش را بر روی اتوبان‏‌های نوساز بغداد راه انداخت، خیلی خرج کرده بود. از یک طرف هم مدام، تبلیغ می‌کردند که ایران نمی‌تواند بغداد را ناامن کند.ما به سمت بغداد پرواز کردیم. تقریباً ۱۵ کیلومتری بغداد بودیم که با دیوار آتش و پدافند دشمن روبه‏‌رو شدیم و در همین فاصله چند گلوله به هواپیمای ما اصابت کرد. به سمت جنوب شرقی شهر بغداد که پالایشگاه «الدوره» در آنجا بود ادامه مسیر دادیم و با این که پدافند دشمن بسیار قوی بود تمام بمب‏ها را روی این پالایشگاه تخلیه کردیم.
.
.
به پشت سرم نگاه کردم پالایشگاه را دیدم که در آتش می‌سوزد. در آن لحظه بود که دیدم قسمت دم هواپیما تا وسط کابین از بین رفته و در آتش می‌سوزد. دیگر حتی فرصت نشد که به عباس این قضیه را بگویم و نمی‌دانم چطور شد که صندلی من به بیرون پرت شد.عباس این کار را کرده بود و خود را با هواپیما به ساختمان اجلاس کوبید و بشهادت رسید.
.
وقتی خبر شهادت عباس دوران را شنیدم به یاد صحبت‏های شب قبل از عملیات افتادم که به من گفت: «منصور جان اگر یک وقت هواپیما دچار مشکلی شد تو خودت را به بیرون پرت کن و منتظر من نمان، چون من باید در هواپیما بمانم و مأموریتم را به اتمام برسانم.».راوی خلبان منصور کاظمیان. پایان🌹 ۹۶/۰۹/۰۹
.
#قهرمان_من
#خلبان_شهید_عباس_دوران
#اسطوره_های_وطنم
#عباس_دوران
#کپی_آزاد
#برای_شهدا_رسانه_باشیم
#سلامتی_امام_زمان_صلوات
#همیشه_دوستت_دارم_ای_شهید

.
#عباس_دوران_بروایت_همسرش
#نرگس_خاتون_دلیر_روی_فرد(مهناز)
#قسمت_دوم
.
🕪 شب ۳۱ شهریور ۵۹ عباس به من گفت مهناز جنگ شروع شد تو باید بری شیراز...گفتم یعنی چی؟تو کجا میری؟گفت جنگ شد میفهمی جنگ...
.
روزها گذشت.نامه ای نوشتم :
.
✉سلام عباس جان.فکر نمیکردم روزی انقدر از هم دور شویم که بخواهم برایت نامه بنویسم.این نامه رو به آدرس خونمون تو بوشهر میفرستم.شاید وقتی پست چی آن را آورد تو خانه باشی و باهمان شلوار لی که خودت لنگه هایش را ریش ریش کردی در را باز کنی و نامه را بگیری.من هم اینجا شدم مثل یک گوشت قربانی یا خونه خودمون هستم یا خونه ی شما...حالا تو کجایی...چندتا پرواز کردی...همه از من درباره تو سوال میکنند.عباس ،جان مهناز بگذار بیام پیشت.بهم تلفن کن.دلتنگ تو مهنازت...!
.
🕪عباس جواب نامه ام را داد :
.
📨ﺧﺎﺗﻮﻥ ﻣﻦ ، ﻣﻬﻨﺎﺯ ﺧﺎﻧﻢ ﮔﻠﻢ ﺳﻼﻡ
ﺑﮕﻮ ﻛﻪ ﺧﻮﺏ ﻫﺴﺘﯽ ﻭ ﺍﺯ ﺩﻭﺭﯼ ﻣﻦ ﺯﯾﺎﺩ ﺑﻬﺎﻧﻪ ﻧﻤﯽ ﮔﯿﺮﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ ﻧﺒﻮﺩﻥ ﺗﻮ ﺳﺨﺖ ﺍﺳﺖ ﻭﻟﯽ ﭼﻪ ﻣﯽ ﺷﻪ ﻛﺮﺩ ﺟﻨﮓ ﺟﻨﮓ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺯﻥ ﻭ ﺑﭽﻪ ﻫﻢ ﻧﻤﯽ ﺷﻨﺎﺳﺪ.ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩﯼ ﺩﻟﺖ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﺮﮔﺮﺩﯼ ﺑﻮﺷﻬﺮ. ﻣﻬﻨﺎﺯ ﺑﻪ ﺟﺎﻥ ﺗﻮ ﻛﺴﯽ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﻧﯿﺴﺖ ﻫﻤﻪ ﺯﻥ ﻭ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﯾﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻧﺪ ﺗﻬﺮﺍﻥ ﻭ ﺷﯿﺮﺍﺯ ﻭ ﺍﺻﻔﻬﺎﻥ ﻭ ...
.دلم اینجا گرفته عینكم رو زدم و همان طور با لباس پرواز و پوتین هایی كه چند روز واكس نخورده نشستم تا آفتاب كم كم طلوع كنه باد آن روزی افتادم كه آورده بودمت اینجا ، تو رستوران متل ریسكس .

برایت #پول می فرستم .خیلی #فرصت كم می كنم به خونه سر بزنم ، علی هم همینطور حتی فرصت دوش گرفتن رو هم ندارم . دوش كه پیشكش پوتینهایم را هم دو سه روز یكبار هم وقت نمی كنم از پایم خارج كنم . علی كه اون همه خوش تیپ بود رفته موهایش رو از ته تراشیده من هم شده ام شبیه آن درویشی كه هر وقت می رفتیم چهارراه زند آنجا نشسته بود .

بچه ها یك شب وقتی من و علی داشت كم كم خوابمون می برد دست و پایمان را گرفتند و انداختند توی حمام آب را هم رویمان بازكردند . اولش كلی بد و بی راه حواله شان كردیم اما بعد فكر كردیم خدا #پدر و مادرشان را بیامورزد چون پوتینهایمان را كه در آوردیم دیدیم لای انگشتهایمان كپك زده است.
.
ﻣﻬﻨﺎﺯ ﻣﻮﺍﻇﺐ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﺎﺵ ﺍﯾﻦ ﺣﺮﻓﻬﺎ ﺭﺍ ﻧﺰﺩﻡ ﻛﻪ ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﺑﺸﯽ ﺑﺎﻻﺧﺮﻩ ﺟﻨﮓ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻭﺿﻌﯿﺖ ﻣﻤﻠﻜﺖ ﻏﯿﺮ ﻋﺎﺩﯼ . ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩ ﺗﻮﻗﻊ ﺩﺍﺷﺖ ﭼﻮﻥ ﯾﻚ ﺳﺎﻝ ﺍﺳﺖ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻛﺮﺩﯾﻢ ﻭ ﯾﺎ ﭼﻮﻥ ﻣﺎ ﻫﻤﺪﯾﮕﺮ ﺭﺍﺧﯿﻠﯽ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﺟﻨﮓ ﻭ ﻣﺮﺩﻡ ﻭ ﻛﺸﻮﺭ ﺭﺍ ﺭﻫﺎ ﻛﺮﺩ ﻭ ﺁﻣﺪ ﻧﺸﺴﺖ ﺗﻮﯼ ﺧﺎﻧﻪ… دوستت دارم خیلی زیاد. همسرت عباس، مهر ۱۳۵۹".
.
#ادامه_دارد
#نامه_های_عاشقانه
#رمان_های_واقعی
#عباس_دوران
#کپی_آزاد
#برای_شهدا_رسانه_باشیم
#سلامتی_امام_زمان_صلوات
#همیشه_دوستت_دارم_ای_شهید

.
#عباس_دوران_بروایت_همسرش
#نرگس_خاتون_دلیر_روی_فرد
#قسمت_اول
.
🕪 اهل #شیراز بودیم.تیر۵۸ازدواج کردیم.همسایه هم بودیم.قبلا هم همو ندیده بودیم.خونشون چهارتا خونه با خونمون فاصله داشت.مادرم مخالف بود.میگفت دخترم و به نظامی نمیدم اما پدرم میگفت :عباس مرد زندگیه...خودم هم وقتی دیدمش ازش خوشم اومد.بله رو گفتم.
.
🕪چهار ماه بعد #عقد کردیم.اولین خونه مون تو پایگاه #بوشهر بود.خونه مون قشنگ بود و بزرگ.پر از گل.کلا بوشهر جزیره ی خوشبختی من بود .همیشه بهترین هارو عباس واسم تهیه میکرد.زندگیم شده بود عباس.میرفت پایگاه و ساعت اداری هم برمیگشت خونه...واسم آشپزی میکرد.
.
🕪عباس سال ۴۸ #استخدام #نیروی_هوایی شده بود.شش ماه بعد واسه #آموزش رفت #آمریکا و جزو نفرات اول تا سوم اونجا بود. عباس دوران ابتدا در پایگاه «لکلند» دوره تکمیلی #زبان_انگلیسی را طی کرد و سپس در پایگاه «کلمبوس» در ایالت می سی سی پی موفق به آموختن فن خلبانی و پرواز با هواپیماهای بونانزا، تی۴۱ - تی ۳۷ گردید. بعد دوسال برگشت ایران.تصادف شدیدی کرد.تمام سرنشینان اون تصادف جان باختن بجز عباس.پاش خورد شد.پلاتین گذاشتن تو پاش و گفتن دیگه نمیتونی پرواز کنی...!اما عباس هر جوری بود ثابت کرد که مشکلی نداره.
.
🕪جنگ که شروع شد #تهران بودیم.بهش زنگ زدن پایگاه و زدن...ناهار نخورده گفت من دارم میرم.گفتم کجا .گفت جنگ شده مهناز.گریه افتادم و گفتم منم میام.گفت لباس بپوش بریم....!
.
.
#در_پست_بعدی_ادامه_دارد
#تا_دقایقی_دیگر
#عباس_دوران
#بروایت_همسر
#کپی_آزاد
#برای_شهدا_رسانه_باشیم
#سلامتی_امام_زمان_صلوات
#همیشه_دوستت_دارم_ای_شهید

امان از گرفتارى هاى روزمره كه باعث ميشه يك همچين #روز_بزرگ و پر افتخارى رو با تأخير تبريك بگيم . #روز_نيروى_دريايى_ارتش رو به همه #ايرانيان تبريك عرض ميكنم. #تاريخ سرزمين ما #حماسه هاى غرورآفرين زيادى به خود ديده است . يكى از اين حماسه ها #عمليات_مرواريد هستش كه در آن فرزندان #ايران با رشادت و از خودگذشتى ، #نيروى_دريايى عراق را نابود و دست دژخيمان را از #خليج_فارس كوتاه كردند
🇮🇷🌹🇮🇷🌹
به ياد#ناوچه_پيكان و فرمانده دلاورش #شهيد_محمد_ابراهيم_همتى و نيروهاى باغيرتش، به ياد #خلبانان دلاور #نيروى_هوايى ، #حسين_ماوريك ، #عباس_دوران ، #شهيد_عليرضا_ياسينى ، به ياد #تكاوران_نيروى_دريايى كه البكر و الاميه را نابود كردند ، به ياد همه دلاوران گمنام #سرزمين_مادرى كه در اين روز بزرگ افتخارآفرينى كردند و هفت آذر را با #خون پاكشان بنام دريادلان نيروى دريايى ثبت كردند
درود به شرفشان و يادشان تا ابد گرامى باد 🇮🇷🌹🇮🇷🌹
@hakhamaneshcomputer
التماس_دعا🙏🌹 #يا_علي 🌹
#شهيد#شهدا#شهادت#ارتش#سپاه#جنگ
#دفاع_مقدس#سرباز#خلبان#شهيد_حسين_خلعتبرى

فرماهندهی ناوچه جاویدان پیکان ، جاوید نام دریابان ابراهیم همتی را در عکس مشاهده میفرمایید .
یکی از نفرات واحد عملیات ویژه تکاوران نیروی دریایی از دیدار خود با ابراهیم همتی میگوید:
طبق برنامه ای که داشتیم برای انهدام هدف می بایست یک شناور قدرتمند را با خود به منطقه عملیات می بردیم .
بررسی های زیادی انجام گرفت در نهایت تصمیم برآن شد تا موضوع را با فرماندهی ناوچه پیکان مطرح کنیم . نزدیک ظهر بود و پیکان در اسکله همانند قویی زیبا آرام گرفته بود. وصف رشادت هایش را زیاد شنیده بودم .کمی نگاهش کردم .لبخندی زده و از خدمه آن سراغ جناب همتی را گرفتم
گفت: ایشان در اسکله اند ...
منتظر ماندم و از دور جناب همتی را دیدم .به طرف ایشان رفته احترام گذاشته و موضوع را مطرح کردم. هنوز اشتیاق ابراهیم را در یاد دارم! روحیه عجیبی داشت این مرد با صدایی محکم و در کمال ادب گفت :
پیکان و خدمه اش تا آخرین نفس در کنار شما خواهد جنگید!
افسری فوق العاده بود! ایشان انگار نه انگار چند ساعتی است از دریا و از ماموریت آمده اند! کاملا تمییز و اتو کشیده!
آنقدر از جوابشان خوشحال شدم که غرور نظامی ام شکفت. سینه ام را جلو داده و محکم ادای احترام کردم ...
خود را به گروه کماندویی درنظر گرفته شده رساندم. هسته اش یک گروه 4 نفره بود که هرکدام فرماندهی بخشی را زیر نظر یک فرمانده واحد در اختیار داشتند ...
به سمت واحد عملیات ویژه رفته و اعلام آمادگی ناوچه پیکان را به دیگر همرزمانم رساندم ...
همه خوشحال و به روحیه جنگاوری جناب همتی درود فرستادند...
پ.ن: عملیات مرواریددبرای ازبین بردن سکوی نفتی #البکر و #الامیه و از بین بردن صادرات نفتی عراق انجام شد. در طی این نبرد چند فروند ناوچه اوزای عراقی نابود شد. و نیروی دریایی عراق تا انتهای جنگ ناکارآمد بود. #دریادار بهرام افضلی طراح عملیات بودند و جاوید نام سر لشکر خلبان عباس دوران و حسین خلعتبری با فانتوم های دوست داشتنی در عملیات حضور داشتند. یادشان جاوید.
برگرفته از صفحه گنج جنگ.
#عملیات_مروارید #ناوچه_پیکان #دریادار_محمد_ابراهیم_همتی #حسین_خلعتبری
#دریادار_بهرام_افضلی #فانتوم #نیروی_دریایی_ارتش #عباس_دوران#تا_آخرین_نفس

۷#_آذرسالروزحماسه #دلاور_مردان
#نیروی_دریایی_ارتش_جمهوری_اسلامی_ایران و #ناوچه_پیکان
درانهدام سکوهای نفتی البکر والامیه
عراق بعثی وشهادت تعدادی ازنیروهای جان برکف و
حماسه خلبان #عباس_دوران درانهدام ناوعراقی گرامی باد
#دفاع_مقدس
#ارتش_جمهوری_اسلامی_ایران

ارتش، ارتشی که سال هاست دست در دستِ آزادی به پیش می رود و از خنکای تلاشش ، نسیم عدالت همواره بر پرچم وطن می ورزد.
 #درود بر مردان بى ادعا🌹
The army, an army that has been moving forward in liberty for many years, and the coolness of its endeavors, the benevolence of justice always flies over the flag.
#respect be upon men of justice🌹
#_omid_f5 #phantomf4 #phantom #f22 #f22raptor #raptor #armor #armored #unit #justice #god #ir #military #militaryball #c130 #iran #airforce
#من_ارتشی_ام #🌹
#ايران #ارتش #عدالت #مردان_بى_ادعا
#عباس_دوران

‍ ‍ مبارز تقدیم میکند🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
خلاصه ای بر....
یک #اسطوره تمام عیار
#فانتوم نشین...
این #عقاب_گمنام کیست؟👇👇👇👇 پالایشگاه #الدوره_عراق طعم تلخ حضورش را چشید
پدافند عراق را در بازگشت ناکام گذاشت و با دلی پرخون از فراق همسفرش #عباس_دوران به وطن بازگشت

در راه بازگشت با بال آهنینی زخم خورده از چنگ سه لاشخور #میگ_۲۳ گریخت

این عقاب همان دلاوری است که انهدام دقیق #پل_اروند را با تمام پدافند فعال در منطقه و در طی یک برگشت بر فراز اروند منهدم کرد تا عملیات آزادسازی #خرمشهر تکمیل شود و لشگر ۱۱ از سپاه سوم عراق جز اسارت انتخابی نداشته باشد

این عقاب با لیدری دسته #الوند در حمله دور برد و یگانه در جهان به پایگاه سه گانه #الولید در مرز اردن و بازگشتی پر افتخار...کارنامه ای بس درخشان دارد به وسعت آسمان ایران

این ستاره درخشان آسمان وطن
کسی نیست جز
شادروان مرحوم
#سرتیپ_خلبان #محمود_اسکندری
او یکی از اسطورهای فانتوم ایران است
اگر امروز هر لحظه و ساعت دم از فانتوم و تامکت میزنیم
به حرمت خون پاک و وطن پرستی امثال این دلیر مرد است
#مردان_مردتر_از_مرد
#هم_وطن
#قهرمانان_ملی_گمنام_میهنت
را فراموش نکن.....
مبارزه همچنان باقیست
@itsnotoveryet
عکس👇👇👇
نفر سوم ایستاده از راست
قهرمان گمنام ۸ سال نبرد بی امان
شادروان خلبان #محمود_اسکندری

جهت عضویت در کانال تلگرام، بر روی لینک آبی رنگ در مشخصات اکانت تاچ کنید

بيادجاويدنامشهيد#عباس_دوران
آخـرين پرواز.صدام حسین پیش ازجنگ و دراجلاس سران متعهد در هاوانا، میزبانی بغداد را برای اجلاس بعدی گرفته بود. پدافند هوايى بغداد به حدى قوى بود كه او با ترسو خواندن خلبانان ایرانی گفته بود: «هیچ مگس ايرانى جرات نزدیک شدن به آسمان بغداد برای برهم زدن اجلاس را ندارد.»
در حالی که تلاش‌های دیپلماتیک برای تغییر محل اجلاس عدم تعهد از سوی وزارت خارجه و دولت ایران در جریان بود آمد،نیروی هوایی ارتش ایران در صدد انجام حملاتی به بغداد برآمد تا مانع برگزاری اجلاس سران غير متعهد شود. عباس دوران برای جلوگیری از تشکیل کنفرانس سران غیرمتعهدها در تاریخ بیستم تیر سال ۱۳۶۱ مقارن با ژوئیه ۱۹۸۲ مأموریت یافت تا عراق را به منظور جلوگيرى از تشكيل كنفرانس غير متعهدها نا امن نماید. یکی از تصمیم بر این‌شدکه در٣٠ تيرسال٦١دو فروند فانتوم کاملاً مسلح به پرواز درآیند. هردوتا مرز پرواز کنند و تنها يک فروند ازمرز گذشته و به هدف حمله‌ور شوند و فانتوم دوم در همان‌جا منتظر بماند تا در صورت نیاز به آن‌ بپیوندد.هدف آن‌ها بمباران پالایشگاه «الدوره» بغداد، نیروگاه اتمی بغداد و پایگاه الرشید یا ساختمان هتل اجلاس عدم تعهد بود. هردو تا مرز پرواز می‌کنند آنگاه یکی جدا شده و دیگرى به فرماندهی دوران وارد خاک عراق می‌شوند. هواپیمادر حدود ۳۰ کیلومتری شهر بغداد با ۳ دیوار آتش سنگين در مقابل خود مواجه می‌شود. پس از عبور از دیوارهای آتش هوا پيماى دوران مورد اصابت گلوله قرار ميگيرد،وهواپیما به‌سمت جنوب شرقی شهر بغداد که پالایشگاه «الدوره» در آن‌جا بود ادامه مسیر می‌دهد وتمام بمب‌ها را روی این پالایشگاه تخلیه می‌کند. بعد از تخلیه بمب‌ها به مسیری ادامه می‌دهد که در واقع این مسیر به سالن کنفرانس سران غیرمتعهدها ختم می‌شده است. در همین زمان نیز باز مورد اصابت چندین گلوله ضدهوایی قرار می‌گیرد؛ به‌طوری که از دم هواپیما تا محل قرار گرفتن کابین خلبان آتش می‌گیرد.در این هنگام، منصور کاظمیان، خلبان کابین عقب متوجه می‌شود که هواپيما از كار افتاده‌؛بنابراین اجازه خروج از هواپیما و ایجکت خود را از دوران می‌گیردايجكت مى كند؛امادوران با صرف نظر کردن از خروج اضطراری، هواپیماصدمه‌دیدهٔ خود را که در آتش می‌سوخت، با هدف جلوگيرى از برگزارى اجلاس به میدانی نزدیک به هتل محل برگزاری اجلاس سران جنبش غیرمتعهدها مى كوبد و مانع از برگزاری این اجلاس در کشور عراق شد.واین عملیات بغداد نام گرفت.درنهايت آن اجلاس برگزار نشد و صدام شكست سياسى سختى خورد.يادباد مردان بى ادعا
#عباس_دوران #phantomf4 #phantom #_omid_f5

❣گرامیباد دوم آبان شهادت #شهید_سرلشکر_خلبان_عبدالحسین_حاتمی گزنی🌹

شهید عبدالحسین حاتمی گزنی در روز هفدهم بهمن ماه 1331 به دنیا امد. وی تحصیلات خود را تا اخذ مدرک دیپلم در سال 1349 در تهران ادامه داد وپس از ان به جمع دانشجویان دانشکده خلبانی پیوست. وی دوره مقدماتی پرواز را در ایران و دوره تکمیلی ان را در کشور امریکا طی کرد و پس از اخذ مدرک و نشان خلبانی در 1352.11.10 به ایران بازگشت و به جمع خلبانان بمب افکن شکاری اف 5 پیوست.
شهید حاتمی با شروع جنگ تحمیلی بارها با عملیات شجاعانه خود مواضع و تاسیسات نظامی دشمن را به اتش کشیده، تا این که در روز دوم ابان ماه 1359 در عملیات بمباران نیروهای عراقی مستقر در خوزستان هدف موشک زمین به هوای دشمن قرار گرفت و مفقود الاثر گردید و سرانجام در روز بیست و هفتم فروردین 1360تیم تجسس پیکر پاکش را در هویزه یافت.

قسمتی از وصیتنامه شهید: پدرم از راه دور بوسه میزنم بر پیشانی تو که در سجده خدا ارامش می یابد. مادرم بر دست های چروکیده ات بوسه میزنم که در ارامش زندگی ما را فراهم میکنی می دانم بعد از من صبر می کنی چون از ایمانت خبر دارم. خداوندا در راه تو با دشمن می جنگم و شادمانه به سوی تو می ایم مادر بعد از شهادتم به همه ثابت خواهی کرد که استوار هستی چون من شادمانه به سوی خدا میروم سرافرازم که شهیدم.

ا--------------ا

منتشر کنید تا ایرانی قهرمانانش را بشناسد .
مرجع نشر تخصصی دلاوریهای مردان جنگ-گنج جنگ
به جمع قهرمانان جنگ بپیوندید.💫 👆🏻👆🏻👆🏻 @ganjejang آی دی کانال تلگرام ما این

https://telegram.me/joinchat/BjLl8T04SAq8ImigQkGiaw 👆👆👆 #weapon #rifle #sniper #airforce #military #soldeir #marines #history #militaryhistory #armedforces #veteran #veterans #tank
#pilot #pilots #fighterpilot #fighter #fighterpilot #fighterjet #war #warhistory

#مدافع_حرم #مدافعان_حرم #سوریه #شهدا_شرمنده_ام #شهید_گمنام #شهیدان #شهدا #خلبان #عباس_دوران

.
بلند آسمان جایگاه من است
یاد دلیرمردان خلبان شگفتی ساز وغرورآفرین قهرمان #ارتش_جمهوری_اسلامی_ایران گرامی باد
.

گرامیباد
سالگرد شهادت خلبان عباس دوران
‏قهرمانی که به افسانه نفوذناپذیری آسمان بغداد پایان داد

#صدام_حسین برای تحقیر
بلندپروزان ارتش جمهوری اسلامی ایران
در تلویزیون -عراق اعلام کرد به هر جوجه کلاغ ایرانی که بتواند
به 50 مایلی نیروگاه بصره نزدیک شود

حقوق یک سال نیروی هوایی عراق را جایزه خواهم داد

تنها 150 دقیقه پس از مصاحبه صدام
.
#شهید سرافراز_اسلام #عباس_دوران ،
شهید سرافرازاسلام #علیرضا_یاسینی
وجناب سرهنگ خلبان کیومرث حیدریان
.
نیروگاه #بصره را بمباران کردند.

یادشان گرامی وراهشان پررهرو
هدیه نثارارواح تمامی شهدا خصوصا شهدای سرفراز #نیروی_هوایی_ارتش جمهوری اسلامی ایران الفاتحه مع الصلوات #اللهم_صل_علي_محمدﷺو_آل_محمدﷺو_عجل_فرجهم_وفرجنابهم یاکریم

امروز زادروز# عباس دوران است

خلبانی که با عملیات متهورانه خود ادعای نفوذناپذیری آسمان بغداد را در جریان اجلاس غیرمتعهدها باطل کرد.
(تصویر گواهی فوت وی از سوی مقامات عراقی به صلیب سرخ) «موتور چپ من آتش گرفته است و دیگر کنترل هواپیما را ندارم»
این آخرین جملات ضبط شده او در پروازی است که در زمان برگزاری اجلاس سران عدم تعهد به بغداد کوبیده شد... #زادروز
#عباس_دوران

#شهید
#عباس_دوران
20مهر
#تولدت_مبارک
به نام خدا...
من می خواهم در آینده شهید بشوم. برای این که....»
#معلم که خنده اش گرفته بود، پرید وسط حرف مهدی و گفت: «ببین #مهدی جان! موضوع انشاء این بود که در آینده می خواهید چه کاره بشین. باید در مورد یه شغل یا یه #کار توضیح می دادی. مثلاً، #پدر خودت چه کارست؟
آقا اجازه! شهید شده....

👮
امروز زادروز #عباس_دوران است. #خلبانی که با عملیات متهورانه خود ادعای نفوذناپذیری آسمان #بغداد را در جریان اجلاس غیرمتعهدها باطل کرد.(تصویر گواهی فوت وی از سوی مقامات عراقی به صلیب سرخ) @sahandiranmehr

🦅🔥🦅 شکوه پرواز یک عقاب ایرانی. او تومار برنامه‌های صدام را در هم پیچید. 20 مهر زادروز سرلشگر #عباس_دوران گرامی باد
👇

ای آنـــکه مـــرا بــرده ای از یاد ، کجایی ؟
بیــگانه شدی ، دست مریـــزاد ، کجایی ؟

در دام تــوأم ، نیست مـــرا راه گـریــــزی
من عاشق ایــن دام و تو صیّاد ، کجایی ؟

محبوس شدم گوشه ی ویرانه ی عشقت
آوار غمت بـــر ســــرم افتـــاد ، کجایی ؟

آســودگی ام ، زنــدگی ام ، دار و نــدارم
در راه تــو دادم همه بـر بــــاد ، کجایی ؟

اینجا چه کنـــم ؟ ازکه بگیـــرم خبرت را ؟
از دست تــو و ناز تـو فریـــاد ، کجایی ؟

دانم که مــرا بی خبـــری می کشد آخر
دیــــوانه شــدم خانه ات آباد ، کجایی ؟ .
.
🌷#زادروز دُردانه #قهرمان ایران #شهید #امیر #سرلشگر #خلبان #عباس_دوران مبارک 🌷
‌.
شاید اگر او نبود ایران هم نبود
#ارتش_فدای_ملت#نوهد #نیروی_هوایی #ارتش #شهدا #فانتوم #اف_۴

🦅🔥🦅 شکوه پرواز یک عقاب ایرانی. او طومار برنامه‌های صدام را در هم پیچید. 20 مهر زادروز سرلشگر #عباس_دوران گرامی باد

شکوه پرواز یک عقاب ایرانی
20 مهر زادروز سرلشگر #عباس_دوران گرامی باد

هیچ وقت یک عقاب ایرانی را تهدید نکن
او زاده پارسه بود فرزند کوروش بود
جاوید نام شهید عباس دوران
او زاده عشق بود
خون دادیم هویت خویش را نگه داشتیم
بیست مهر سالگرد میلاد اسطوره شجاعت
سرلشگر خلبان شهید عباس دوران
عقاب آسمانها
یاد و نامش تا ابد در قلبها جاویدان .
.
.
.
.
#عباس_دوران #دوران #شهید #شهید_عباس_دوران #ارتش #خلبان #پرواز #عقاب

#عباس_دوران
#مدافع_وطن
#مدافع_ایران
دوستان عکس بالا راست از شهید علیرضا حراف هست

🦅🔥🦅 شکوه پرواز یک عقاب ایرانی. او تومار برنامه‌های صدام را در هم پیچید. 20 مهر زادروز سرلشگر #عباس_دوران گرامی باد

🌹
شهید عباس دوران...
متولد 20 مهر ماه سال 1329-شیراز
خلبان جنگده ی F4
به علت علاقه به پرواز وارد دانشکده نیروی هوایی در زمان شاه شد و پس از دوره های مقدماتی برای تکمیل دوره راهی آمریکا شد. بعد از دریافت مدرک از دانشکده ی خلبانی نیروی هوایی کلمبوس به ایران بازگشت و در پایگاه هوایی همدان مشغول به خدمت شد.
از ابتدای جنگ در سمت معاونت پایگاه سوم شکاری(شهید نوژه) و در ادامه در پایگاه ششم شکاری بوشهر انجام خدمت کرد.
او در عملیاتی به نام بغداد بعد از صحبت های صدام مبنی بر عدم توانایی خلبانان ایرانی در پرواز بر آسمان بغداد و در زمان تشکیل جلسه ی جنبش غیر متعدها، وارد بغداد شد و بعد از بمباران پالایشگاه الدوره و مورد اصابت قرار گرفتن جنگنده اش توسط پدافند...از هواپیما خارج نشد و آن را در نزدیکی سالن اجلاس کوبید که در نتیجه ی این عملیات این اجلاس در بغداد برگزار نشد و مانع از نمایش دادن ژست صلح طلب صدام حسین گشت.
برای شادی روح این شهید بزرگ صلواتی هدیه کنیم.../
#چفیه_ی_سرخ
#شهید #عباس_دوران
#دفاع_مقدس #جنگده #f4
#پایگاه_نوژه #همدان #پایگاه_سوم_شکاری
#پایگاه_ششم_شکاری_بوشهر
#عملیات_بغداد

«موتور چپ من آتش گرفته است و دیگر کنترل هواپیما را ندارم» # این آخرین جملات ضبط شده او در پروازی است که در زمان برگزاری اجلاس سران عدم تعهد به بغداد کوبیده شد... #زادروز
#عباس_دوران

.
شکوه پرواز یک عقاب ایرانی. او تومار برنامه‌های صدام را در هم پیچید. 20 مهر زادروز سرلشگر #عباس_دوران گرامی باد

شهید عباس دوران، دلاوری از جنس آرش
صبح روز ۳۰ تیرماه ۱۳۶۱ خلبان شهید عباس دوران که در تعداد پرواز جنگی در نیروی هوایی رکورد داشت و عراق برای سرش جایزه تعیین کرده بود، پس از بمباران پالایشگاه بغداد هواپیما را که آتش گرفته بود به هتل محل برگزاری اجلاس سران غیرمتعهدها کوبید و با شهادت خود، کاری کرد که اجلاس سران غیرمتعهدها به علت فقدان امنیت در بغداد برگزار نشد. 👈👈 اگر اجلاس سران غیر متعهد ها در عراق برگزار می شد امتیازات فراوانی را برای رژیم بعث عراق به همراه داشت و چه بسی سرنوشت جنگ طور دیگری رقم می خورد... #ایران_وطن_ماست_کوروش_پدر_ماست
#وطن_پرست
#نیروی_هوایی
#شهدای_ایران
#عباس_دوران
#جانم_فدای_ایران
#پاینده_ایران 🔥ارتش کوروش🔥

#مدافع_وطن
به استخوان هايش كه پس از چند سال وارد خاك پاك مقدس ايران شد دقت كنيد، اين مرد شيرازى همان ققنوس افسانه هاي ايرانيان است كه آبرو و حيثيت نداشته صدام را زير پوتين هاي خود له كرد.
.
.

روی تابلوی عملیات با خط خودش نوشته بود: ۹۵درصد احتمال بازگشت نیست !
جاویدنام سرلشگر خلبان عباس دوران
مردی به نام عباس ، شهری بنام بغداد
دومین دیوار دفاعی غیرقابل نفوذ جهان و جنایتکاری به نام صدام
ادعایی که پوچ و توخالی بودنش فقط توسط عباس دوران قابل اثبات بود
مردی که از همان روز اول جنگ گفته بود اگر هواپیمایش در یک عملیات مورد اصابت قرار بگیرد حاضر به اجکت نیست و هواپیمایش را چون تیر خشم سرزمینش بر سر دشمنان ایران خواهد کوبید.
.

#ایران
#میهن_پرستی
#مدافع_وطن
#عباس_دوران
#بیستم_مهرماه
#پاینده_باد_نام_ایران_زمین

.
🍁زادروز فرمانده نيروي هوايي ارتش "عباس دوران" گرامی باد.🍁
#عباس_دوران #شهید #خلبان #سرلشکر #ارتش #ایران #زادروز #صفرویک #sefroyek

Most Popular Instagram Hashtags