[PR] Gain and Get More Likes and Followers on Instagram.

#شک_دکارتی

10 posts

TOP POSTS

«از آن‌چه شنیده و دیده و خوانده‌اید هیچ چیز را قبول نکنید مگر آنکه درستی و صحت آن به‌خودتان آشکار شده باشد.»
#رنه_دکارت


مثلا یه #تست_شخصیت_شناسی بدی و یکی از افراد شبیه به تو #دکارت باشه...فیلسوف و ریاضی دانی که به #فلسفه "شک" معروفه!!
#شک_دکارتی میگه: این شک مبتنی بر اینِ که انسان به طور شک دستوری و سیستماتیک در #همه_چیز شک کنه !! و تنها چیزی که تووش شک نکنه "شک در شک کردن" باشه!! یعنی بالاخره یک «من» وجود داره که شک می‌کنه و در این منِ شکاک نمی‌توان شک کرد(مرسی واقعا!!)از این نقطه فلسفه دکارت آغاز می‌شه و این اندیشه شکاکانَش رو که به ادعای خودش زیربنای یقین‌های (شک دارم به یقینش!!) فلسفه ی اوست ، در جمله: «می‌اندیشم پس هستم» و «شک می‌کنم پس هستم» که به #کوگیتو ، #کوژیتو و #کوجیتو معروف است تبلور یافته است!
#ویکی_پدیا

بیا تا گل برافشانیمو می در ساغر اندازیم
فلک را سقف بشکافیمو شکی نو دراندازیم!!! #نجمیوس_کبیر
پ.ن: به همتوون مشکووکم!!! 😒 البته دقیقا نمیدونم باید به شما مشکوک باشم یا به اون تست!؟
پ.ن ۲: در مورد تصویر (البته مشکوکم واقعا تصویری هست یا نه) بی مفهوم ترین چیزی که تا حالا دیدم!!
20/12

#آیا_زن_انسان_است؟
کنفرانسی در عربستان
مسئول حقوق بشر سازمان ملل
#شک_دکارتی
#شک_سعودی

دکارت قسمت اول

درباره‌ی: رنه دِکارْت ریاضی‌دان و فیلسوف فرانسوی
در سال ۱۶۱۱ میلادی، دکارت در یک جلسهٔ سخنرانی تحت عنوان اکتشاف چند سیارهٔ سرگردان در اطراف مشتری، از اکتشافات گالیله اطلاع حاصل کرد. این سخنرانی در روح او تأثیر فراوان گذاشت.

دکارت در مدتی که در قشون ارتش هلند بود به علم موردعلاقهٔ خود، یعنی ریاضیات می‌پرداخت.

در بهار سال ۱۶۱۹ میلادی از هلند به دانمارک و آلمان رفت و به خدمت سرداری به نام ماکسیمیلیان درآمد‎؛ اما زمستان فرا رسید و در دهکده نویبرگ در حوالی رود دانوب، بی دغدغه خاطر و با فراغت تمام به تحقیق در ریاضیات پرداخت و براهین تازه‌ای کشف کرد که بسیار مهم و بدیع بود و در پیشرفت ریاضیات تأثیر به سزایی گذاشت.

از ۱۶۱۹ به بعد، چندسالی در اروپا به سیاحت پرداخت و چندسالی هم در پاریس اقامت کرد؛ اما زندگی در آنجا را که مزاحم فراغت خاطر خود می‌دید، نپسندید و در سال ۱۶۲۸ میلادی بار دیگر به هلند بازگشت و در آن دیار تا سال ۱۶۴۹ میلادی مجرد، تنها و دور از هرگونه غوغای سیاسی و اجتماعی، تمام اوقات خود را صرف پژوهش‌های علمی و فلسفی نمود. ***
دکارت از دانشمندان و فیلسوفان بزرگ تاریخ به‌حساب می‌آید. او قانون شکست نور را در علم فیزیک کشف کرد و هندسهٔ تحلیلی را در ریاضیات و هندسه بنا نهاد.

دکارت در آغاز جوانی بسیار دلبسته ریاضیات بود. این به آن خاطر بود که می‌دید ریاضیات دارای نظامی کاملاً یقینی است‎. در حالی که سایر رشته‌های علمی و مخصوصاً فلسفه این‌گونه نیست. فکر او بیشتر از هر چیزی متوجه فلسفه بود، زیرا فلسفه را بنیاد معرفت بشری می‌دانست و اگر فلسفه به یقین نمی‌رسید، به هیچ دانشی نمی‌شد اعتماد کرد.

دکارت در ابتدا برای دستیابی به معرفت یقینی، از خود پرسید: آیا اصل بنیادینی وجود دارد تا بتوانیم تمام دانش و فلسفه را بر آن بناکنیم و نتوان در آن شک کرد؟
راهی که برای این مقصود به نظر دکارت می‌رسید، این بود که به همه چیز شک کند. او می‌خواست همه چیز را از اول شروع کند و به همین خاطر لازم می‌دانست که در همه دانسته‌های خود (اعم از محسوسات و معقولات و شنیده‌ها) تجدیدنظر نماید

دوستاتونو تگ کنین
#رنه_دکارت #شک_دکارتی #فلسفه_غرب #فلسفه #ریاضیات_دکارت #ریاضیات #فلسفه_دکارت

#شک_دکارتی

#ﺩﮐﺎﺭﺕ ﺍﺑﺘﺪﺍ ﺩﺍﺩﻩ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺣﻮﺍﺱ ﭘﻨﺠﮕﺎﻧﻪ ﺩﺭﯾﺎﻓﺖ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ ﺭﺍ ﻣﻮﺭﺩ ﭘﺮﺳﺶ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ آﯾﺎ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﺑﻪ آﻧﻬﺎ ﺷﮏ ﮐﺮﺩ ؟ ﺩﮐﺎﺭﺕ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ ﺍﯾﻦ ﺍﺩﺭﺍﮐﺎﺕ آﺳﺎﻧﺘﺮﯾﻦ ﺭﺍﻩ ﺑﺮﺍﯼ ﺳﺎﺧﺘﻦ ﺑﺎﻭﺭﻫﺎ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻭﻟﯽ ﺍﻏﻠﺐ ﻓﺮﯾﺒﻨﺪﻩ ﺍﻧﺪ ، ﻣﺜﺎﻝ ﻣﻌﺮﻭﻓﺶ ﻫﻢ ﭼﻮﺑﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ آﺏ ﺷﮑﺴﺘﻪ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﯽ ﺭﺳﺪ ﻭﻟﯽ ﺩﺭ ﻭﺍﻗﻌﯿﺖ ﺍﯾﻦ ﻃﻮﺭ ﻧﯿﺴﺖ( ﺩﮐﺎﺭﺕ ﻣﺜﺎﻝ ﻫﺎﯼ ﺩﯾﮕﺮ ﻫﻢ ﻣﯿﺰﻧﺪ ‏)، ﺍﻭ ﺣﺘﯽ ﺍﺻﺮﺍﺭ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺷﮏ ﺑﻪ ﺣﻮﺍﺱ ﺭﺍ ﻫﺮ ﺟﻮﺭ ﮐﻪ ﻫﺴﺖ ﻣﻨﺘﻔﯽ ﮐﻨﺪ ﻣﺜﻼ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ آﯾﺎ ﻣﻦ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﻧﻨﺸﺴﺘﻪ ﺍﻡ ﻭ ﻟﺒﺎﺳﯽ ﺩﺭ ﺗﻦ ﻧﺪﺍﺭﻡ ؟ ﺁﯾﺎ ﺍﯾﻦ ﺩﺳﺖ ﻫﺎ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺑﺪﻥ ﻣﺎﻝ ﻣﻦ نیستند؟
ﻭ ﺧﻮﺩﺵ ﺍﯾﻨﮕﻮﻧﻪ ﭘﺎﺳﺦ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ ﮐﻪ ﻭﻟﯽ آﯾﺎ ﻣﻦ ﺩﺭ ﺧﻮﺍﺏ ﻫﻢ ﻧﺪﯾﺪﻡ ﮐﻪ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺍﻡ ؟ ﻓﺮﺩ ﺍﻃﻤﯿﻨﺎﻥ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ آﻧﭽﻪ ﺩﺭ ﺧﻮﺍﺏ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﺪ ﺑﺎﻃﻞ ﺍﺳﺖ ﭘﺲ ﺍﺯ ﮐﺠﺎ ﺍﻃﻤﯿﻨﺎﻥ ﮐﻨﻢ ﮐﻪ ﻣﻌﻠﻮﻣﺎﺕ ﺩﺭ ﺑﯿﺪﺍﺭﯼ ﻫﻢ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺧﻮﺍﺏ ، ﯾﮏ ﺳﺮﯼ ﺭﻭﯾﺎﻫﺎﯼ ﻓﺮﯾﺒﻨﺪﻩ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ ؟
ﺩﺭ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﮐﺎﺭﺕ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ آﯾﺎ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﺑﻪ ﺟﻬﺎﻥ ﻫﺴﺘﯽ ﻫﻢ ﺷﮏ ﮐﺮﺩ ؟ ﺑﻠﻪ ﺯﯾﺮﺍ ﻣﺎ ﺟﻬﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺣﻮﺍﺱ ﻣﺎﻥ ﺩﺭﮎ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ ﻭ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﺍﺩﯾﻢ ﮐﻪ ﺣﻮﺍﺱ ﺧﻄﺎ ﭘﺬﯾﺮﻧﺪ ﻭ ﻣﺎ ﺭﺍ ﻓﺮﯾﺐ ﻣﯽ ﺩﻫﻨﺪ ﻭ ﺑﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﮐﻪ ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﻣﺎ ﺭﺍ ﻓﺮﯾﺐ ﺩﺍﺩﻩ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﮐﺮﺩ ﺩﺭ ﻣﺮﺣﻠﻪ ﺑﻌﺪ ﺩﮐﺎﺭﺕ ﻣﯽ ﭘﺮﺳﺪ آﯾﺎ ﺑﻪ ﺑﺎﻭﺭ ﻫﺎﯼ ﻋﻠﻮﻡ ﻃﺒﯿﻌﯽ ﻫﻢ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﺷﮏ ﮐﺮﺩ ؟ ﺑﻠﻪ ، ﺯﯾﺮﺍ آﻧﻬﺎ ﻫﻢ ﻣﺒﺘﻨﯽ ﺑﺮ ﺣﺲ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻭ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻫﻢ ﺛﺎﺑﺖ ﺷﺪﻩ ﮐﻪ ﻧﻈﺮﺍﺕ ﮔﺬﺷﺘﮕﺎﻥ( ﻣﺜﻼ ﻫﯿﺌﺖ ﺑﻄﻠﻤﯿﻮﺳﯽ‏) ﺑﯽ ﺍﻋﺘﺒﺎﺭ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺳﺮ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﺭ ﻣﺮﺣﻠﻪ ﯼ آﺧﺮ ﺩﮐﺎﺭﺕ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ آﯾﺎ ﺑﻪ ﺭﯾﺎﺿﯿﺎﺕ ﻫﻢ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﺷﮏ ﮐﺮﺩ ؟
ﺟﺎﻟﺐ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺭﯾﺎﺿﯿﺎﺗﯽ را ﮐﻪ ﺩﮐﺎﺭﺕ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﺮﺍﯼ آﻧﻬﺎ ﺍﻋﺘﺒﺎﺭ ﯾﻘﯿﻨﯽ ﻗﺎﺋﻞ ﺑﻮﺩ ﻫﻢ ﺯﯾﺮ ﺳﻮﺍﻝ ﻣﯽ ﺑﺮﺩ ﺗﺎ ﺑﮕﻮﯾﺪ ﺑﮕﺬﺍﺭﯾﺪ ﺑﻪ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺷﮏ ﮐﻨﯿﻢ ، ﺩﮐﺎﺭﺕ ﺩﻟﯿﻞ ﻣﯽ آﻭﺭﺩ ﮐﻪ ﺷﺎﯾﺪ ﺷﯿﻄﺎﻧﯽ ﺧﺒﯿﺚ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﯼ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﻭﺭﻫﺎ را ﮐﻪ ﻣﻦ آﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﯾﻘﯿﻨﯽ ﻣﯿﺪﺍﻧﻢ ﻭ ﺑﺎ ﭼﻨﺎﻥ ﺑﺪﺍﻫﺘﯽ آﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﭘﺬﯾﺮﻓﺘﻪ ﺍﻡ ﮐﻪ ﺷﮏ ﭘﺬﯾﺮ ﻧﺒﺎﺷﻨﺪ ، ﺩﺭ ﺳﺮ ﻣﻦ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻪ ﺗﺎ ﻣﺮﺍ ﻓﺮﯾﺐ ﺩﻫﺪ.

ﺣﺎﻝ ﺩﺭ ﭼﻨﯿﻦ وضعیتی ﺩﮐﺎﺭﺕ ﺑﻪ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺷﮏ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺍﺻﻞ ﻣﻌﺮﻭﻑ ﻭ ﯾﻘﯿﻨﯽ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﯿﺎﻥ ﮐﻨﺪ ﺩﮐﺎﺭﺕ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻣﺮﺣﻠﻪ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ ﺣﺘﯽ ﺍﮔﺮ ﻫﻤﻪ ﯼ ﺑﺎﻭﺭﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻣﻦ ﺩﺍﺭﻡ ﮐﺬﺏ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﻭ ﻣﻦ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻓﺮﯾﺐ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﺑﺎﺷﻢ ، ﺩﺭ ﺣﻘﯿﻘﺖِ ﺍﯾﻦ ﻣﺴﺎﻟﻪ ﮐﻪ ﻣﻦ ﺑﺮﺍﯼ ﻓﺮﯾﺐ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺑﺎﯾﺪ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻢ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﺷﮏ ﮐﺮﺩ ، ﺩﺭ ﻭﺍﻗﻊ ﻭﻗﺘﯽ ﻣﻦ ﺑﻪ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺷﮏ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ﭘﺲ ﺩﺭ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻣﻦ ﻫﺴﺘﻢ ﻭ ﺷﮏ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺷﮑﯽ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻢ ، ﻭ ﺍﺯ آﻧﺠﺎ ﮐﻪ ﺷﮏ ﮐﺮﺩﻥ ، ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻣﺼﺎﺩﯾﻖ ﺍﻧﺪﯾﺸﯿﺪﻥ ﺍﺳﺖ ﭘﺲ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺍﺻﻞ ﻣﻄﻠﻖ ﻭ ﺑﺪﯾﻬﯽ ﻭ ﯾﻘﯿﻨﯽ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺻﺎﺩﺭ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ : cogito ergo sum «ﻣﯽ ﺍﻧﺪﯾﺸﻢ ﭘﺲ ﻫﺴﺘﻢ»؛ ﭘﺲ «ﻣﯽ ﺍﻧﺪﯾﺸﻢ ، ﻫﺴﺘﻢ» ﯾﺎ ﺍﺻﻞ ﮐﻮﮊﯾﺘﻮ ﺩﮐﺎﺭﺕ، ﺍﺯ ﻫﺮ ﺳﻪ ﻓﯿﻠﺘﺮ ﯾﺎﺩ ﺷﺪﻩ ﻣﯽ ﮔﺬﺭﺩ ﯾﻌﻨﯽ ﺑﺪﯾﻬﯽ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺟﺎﯼ ﮐﻮﭼﮑﺘﺮﯾﻦ ﺷﮑﯽ ﻧﺪﺍﺭﺩ ...

اگر واقعا جویای حقیقت هستی؛
لازم است حداقل یکبار در عمرت به همه چیز شک کنی.
رنه دکارت

MOST RECENT

لطفا کپشن را مطالعه فرمایید 👇

رابطه ی ایمان دار بودن
با شک و یقین

در هیچ تفکر الهی بر ایمان بدون تفکر تاکید نمی شود و از نشانه های انحراف در یک مسیر را می توان حذف کردن تفکر و شک دانست. کسی که به خود اجازه ی شک کردن در ایمان خویش را نمی دهد، هرگز به یقین نرسیده و فرجامی غیر از تعصب نخواهد داشت.
در خط سوم، یک موحد در ذات خدا موظف است که در همه ی ارکان اعتقادی خویش شک کند تا بتواند با دلیل و استدلال، مسیر خود را شخصا اثبات و به یقین برسد. در اینجا لازم است به «شک دکارتی» نیز اشاره شود. دکارت که پایه گزار فلسفه ی نوین غرب است، تفکر خود را اینگونه آغاز می کند:
من در وجود خودم و جهان و حتی وجود خدا شک می کنم و می پندارم که همه چیز یک توهم است. اما می دانم که این شک وجود دارد پس شک هست. اگر شک وجود داشته باشد، پس ذهنی هم هست که شک کند. و این ذهن من است که شک می کند. بنابراین من هستم چون شک کرده ام. ذهن انسان محدود است و نمی تواند به نامحدود شک و حتی در مورد آن فکر کند. پس باید این نامحدود وجود داشته باشد تا خودش این فکر را در من قرار داده باشد. پس خدا هم هست چون من به وجود آن شک می کنم.

هر تفکری که بخواهد شک را از وجود انسان حذف کرده و چیزی را به او تلقین کند مردود است زیرا باید در ایمان شک کرد تا به یقین یا پارسایی رسید. در تفکر خط سوم، ایمان آوردن بدون شک به پشیزی نمی ارزد زیرا همانطور که شخص، تحت تاثیر سخنی ایمان می آورد، با سخنی دیگر انکار خواهد کرد. لذا با توجه به موارد مذکور در فوق، اصولاً ایمان و یقین یا پارسایی دو مقوله ای مجزا از هم هستند. در ابتدا ایمان وجود دارد و با شک کردن در آن است که یقین کسب می شود و هدف نهایی برای هر انسان موحد، یقین یا پارسایی است نه ایمان دار بودن و ایماندار بودن تنها پله ی اول است. ایمان برای ورود به آغوش خدا لازم است اما کافی نیست و باید در این راه کوشش کرد.

و اینگونه است که #خیام می گوید:
از منزل کفر تا به دین یک نفس است
وز عالم شک تا به یقین یک نفس است
این یک نفس عزیز را خوش می دار
کز حاصل عمر ما همین یک نفس است
.
.
.
.
#پارسایی #پارسایی_چیست #تعریف_پارسایی #پارسایی_در_مسیحیت #مسیحیت_و_پارسایی #مسیحیت_و_ایمان #ایمان_راستین #شک_دکارتی #شک_و_یقین #مسیحیت_و_شک #ایمان_مسیحی #ایمان_دار #ایماندار #تعریف_ایماندار #ایماندار_تعریف #تفاوت_پروتستان #تفاوت_کاتولیک #بی_ایمانی #تقویت_ایمان #یقین_چیست #یقین_تعریف #یقین_در_دین #یقین_در_خدا #ضعف_ایمان_مسیحی #سست_ایمانی #ایمان_ضعیف #قوی_کردن_ایمان #خدای_ایمان_داران #چند_خدایی

#آیا_زن_انسان_است؟
کنفرانسی در عربستان
مسئول حقوق بشر سازمان ملل
#شک_دکارتی
#شک_سعودی

اگر واقعا جویای حقیقت هستی؛
لازم است حداقل یکبار در عمرت به همه چیز شک کنی.
رنه دکارت


مثلا یه #تست_شخصیت_شناسی بدی و یکی از افراد شبیه به تو #دکارت باشه...فیلسوف و ریاضی دانی که به #فلسفه "شک" معروفه!!
#شک_دکارتی میگه: این شک مبتنی بر اینِ که انسان به طور شک دستوری و سیستماتیک در #همه_چیز شک کنه !! و تنها چیزی که تووش شک نکنه "شک در شک کردن" باشه!! یعنی بالاخره یک «من» وجود داره که شک می‌کنه و در این منِ شکاک نمی‌توان شک کرد(مرسی واقعا!!)از این نقطه فلسفه دکارت آغاز می‌شه و این اندیشه شکاکانَش رو که به ادعای خودش زیربنای یقین‌های (شک دارم به یقینش!!) فلسفه ی اوست ، در جمله: «می‌اندیشم پس هستم» و «شک می‌کنم پس هستم» که به #کوگیتو ، #کوژیتو و #کوجیتو معروف است تبلور یافته است!
#ویکی_پدیا

بیا تا گل برافشانیمو می در ساغر اندازیم
فلک را سقف بشکافیمو شکی نو دراندازیم!!! #نجمیوس_کبیر
پ.ن: به همتوون مشکووکم!!! 😒 البته دقیقا نمیدونم باید به شما مشکوک باشم یا به اون تست!؟
پ.ن ۲: در مورد تصویر (البته مشکوکم واقعا تصویری هست یا نه) بی مفهوم ترین چیزی که تا حالا دیدم!!
20/12

«از آن‌چه شنیده و دیده و خوانده‌اید هیچ چیز را قبول نکنید مگر آنکه درستی و صحت آن به‌خودتان آشکار شده باشد.»
#رنه_دکارت

...
🔴 یازده فوریه، تولد دکارت
.
مرتضی مطهری در نقد شک دکارت می‌نویسد: «قطع نظر از همه ایراداتی که از طرف ما و دیگران بر این روش وارد شده اساساً انتخاب این راه برای نقطه شروع فلسفه متضمن فائده‌ای نیست زیرا که باعتراف خود دکارت شک وی در همه چیز سوای وجود خویشتن شک واقعی و حقیقی نبود بلکه شک دستوری و فرضی بود و البته ممکن نیست که کسی بتواند در یقینیات فطری خویش که جبراً و اضراراً به آنها اذعان دارد واقعاً شک کند و بقول پاسکال «شکاک واقعی وجود ندارد» و حتی سوفسطائی ترین افراد نیز طبق فطرت ادراک و اراده خویش در عمق ذهن خود به بسیاری از حقائق جزما اعتراف دارد... بنابر این اینکه دکارت می‌گوید: «در هر چیزی اگر شک کنم خواهم گفت ولی در خود اندیشه نمی‌توانم شک کنم» جز یک بیان شاعرانه چیزی نیست. مطهری در نقد دیگری می‌نویسد: اگر کسی شک را مبنا قرار دهد نمی‌تواند از آن به حقیقت برسد؛ زیرا هرچه را بخواهد به عنوان زیربنای گزاره‌های معرفتی خود قرار دهد در معرض شک واقع می‌شود (یعنی در آن هم شک خواهد کرد)؛ بنابراین عبور از شک و رسیدن به حقیقت برایش غیر ممکن می‌شود؛ لذا اشکال دیگری که به شک دکارتی می‌کنید این است که اگر واقعاً دکارت از شک شروع کند چگونه می‌خواهد من می‌اندیشم را ـ که مبنای خروج او از شکَّش است ـ اثبات کند؛ زیرا در همین من می‌اندیشم نیز باید شک کند تا واقعاً از شک شروع کرده باشد و وقتی در آن شک کرد چگونه می‌خواهد از آن به حقیقت برسد. (پاورقی اصول فلسفه و روش رئالیسم، انتشارات صدرا، چاپ سوم، ج۳، ص۲۷ و ۲۸. و ج۲، ص۶۷ و ۶۸.)
.
.
#اشراق #مجله_فکری_تحلیلی_اشراق #شک #دکارت #رنه_دکارت #شک_دکارتی #حکمت #یقین #حقیقت #شهید_مطهری

وقتی می بینم که چقدر ذهنم ناتوان است و مستعد اشتباه, سخت شگفت زده می شوم

رنه دکارت (54 سال)
1596-1650 میلادی

#رنه_دکارت
#فیلسوف
#ریاضیدان
#فیزیکدان
#من_فکر_میکنم_پس_هستم
#شک_دکارتی
#اصالت_عقل
#یادبود
#یادرفتگان

#شک_دکارتی

#ﺩﮐﺎﺭﺕ ﺍﺑﺘﺪﺍ ﺩﺍﺩﻩ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺣﻮﺍﺱ ﭘﻨﺠﮕﺎﻧﻪ ﺩﺭﯾﺎﻓﺖ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ ﺭﺍ ﻣﻮﺭﺩ ﭘﺮﺳﺶ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ آﯾﺎ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﺑﻪ آﻧﻬﺎ ﺷﮏ ﮐﺮﺩ ؟ ﺩﮐﺎﺭﺕ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ ﺍﯾﻦ ﺍﺩﺭﺍﮐﺎﺕ آﺳﺎﻧﺘﺮﯾﻦ ﺭﺍﻩ ﺑﺮﺍﯼ ﺳﺎﺧﺘﻦ ﺑﺎﻭﺭﻫﺎ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻭﻟﯽ ﺍﻏﻠﺐ ﻓﺮﯾﺒﻨﺪﻩ ﺍﻧﺪ ، ﻣﺜﺎﻝ ﻣﻌﺮﻭﻓﺶ ﻫﻢ ﭼﻮﺑﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ آﺏ ﺷﮑﺴﺘﻪ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﯽ ﺭﺳﺪ ﻭﻟﯽ ﺩﺭ ﻭﺍﻗﻌﯿﺖ ﺍﯾﻦ ﻃﻮﺭ ﻧﯿﺴﺖ( ﺩﮐﺎﺭﺕ ﻣﺜﺎﻝ ﻫﺎﯼ ﺩﯾﮕﺮ ﻫﻢ ﻣﯿﺰﻧﺪ ‏)، ﺍﻭ ﺣﺘﯽ ﺍﺻﺮﺍﺭ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺷﮏ ﺑﻪ ﺣﻮﺍﺱ ﺭﺍ ﻫﺮ ﺟﻮﺭ ﮐﻪ ﻫﺴﺖ ﻣﻨﺘﻔﯽ ﮐﻨﺪ ﻣﺜﻼ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ آﯾﺎ ﻣﻦ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﻧﻨﺸﺴﺘﻪ ﺍﻡ ﻭ ﻟﺒﺎﺳﯽ ﺩﺭ ﺗﻦ ﻧﺪﺍﺭﻡ ؟ ﺁﯾﺎ ﺍﯾﻦ ﺩﺳﺖ ﻫﺎ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺑﺪﻥ ﻣﺎﻝ ﻣﻦ نیستند؟
ﻭ ﺧﻮﺩﺵ ﺍﯾﻨﮕﻮﻧﻪ ﭘﺎﺳﺦ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ ﮐﻪ ﻭﻟﯽ آﯾﺎ ﻣﻦ ﺩﺭ ﺧﻮﺍﺏ ﻫﻢ ﻧﺪﯾﺪﻡ ﮐﻪ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺍﻡ ؟ ﻓﺮﺩ ﺍﻃﻤﯿﻨﺎﻥ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ آﻧﭽﻪ ﺩﺭ ﺧﻮﺍﺏ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﺪ ﺑﺎﻃﻞ ﺍﺳﺖ ﭘﺲ ﺍﺯ ﮐﺠﺎ ﺍﻃﻤﯿﻨﺎﻥ ﮐﻨﻢ ﮐﻪ ﻣﻌﻠﻮﻣﺎﺕ ﺩﺭ ﺑﯿﺪﺍﺭﯼ ﻫﻢ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺧﻮﺍﺏ ، ﯾﮏ ﺳﺮﯼ ﺭﻭﯾﺎﻫﺎﯼ ﻓﺮﯾﺒﻨﺪﻩ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ ؟
ﺩﺭ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﮐﺎﺭﺕ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ آﯾﺎ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﺑﻪ ﺟﻬﺎﻥ ﻫﺴﺘﯽ ﻫﻢ ﺷﮏ ﮐﺮﺩ ؟ ﺑﻠﻪ ﺯﯾﺮﺍ ﻣﺎ ﺟﻬﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺣﻮﺍﺱ ﻣﺎﻥ ﺩﺭﮎ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ ﻭ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﺍﺩﯾﻢ ﮐﻪ ﺣﻮﺍﺱ ﺧﻄﺎ ﭘﺬﯾﺮﻧﺪ ﻭ ﻣﺎ ﺭﺍ ﻓﺮﯾﺐ ﻣﯽ ﺩﻫﻨﺪ ﻭ ﺑﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﮐﻪ ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﻣﺎ ﺭﺍ ﻓﺮﯾﺐ ﺩﺍﺩﻩ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﮐﺮﺩ ﺩﺭ ﻣﺮﺣﻠﻪ ﺑﻌﺪ ﺩﮐﺎﺭﺕ ﻣﯽ ﭘﺮﺳﺪ آﯾﺎ ﺑﻪ ﺑﺎﻭﺭ ﻫﺎﯼ ﻋﻠﻮﻡ ﻃﺒﯿﻌﯽ ﻫﻢ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﺷﮏ ﮐﺮﺩ ؟ ﺑﻠﻪ ، ﺯﯾﺮﺍ آﻧﻬﺎ ﻫﻢ ﻣﺒﺘﻨﯽ ﺑﺮ ﺣﺲ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻭ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻫﻢ ﺛﺎﺑﺖ ﺷﺪﻩ ﮐﻪ ﻧﻈﺮﺍﺕ ﮔﺬﺷﺘﮕﺎﻥ( ﻣﺜﻼ ﻫﯿﺌﺖ ﺑﻄﻠﻤﯿﻮﺳﯽ‏) ﺑﯽ ﺍﻋﺘﺒﺎﺭ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺳﺮ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﺭ ﻣﺮﺣﻠﻪ ﯼ آﺧﺮ ﺩﮐﺎﺭﺕ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ آﯾﺎ ﺑﻪ ﺭﯾﺎﺿﯿﺎﺕ ﻫﻢ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﺷﮏ ﮐﺮﺩ ؟
ﺟﺎﻟﺐ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺭﯾﺎﺿﯿﺎﺗﯽ را ﮐﻪ ﺩﮐﺎﺭﺕ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﺮﺍﯼ آﻧﻬﺎ ﺍﻋﺘﺒﺎﺭ ﯾﻘﯿﻨﯽ ﻗﺎﺋﻞ ﺑﻮﺩ ﻫﻢ ﺯﯾﺮ ﺳﻮﺍﻝ ﻣﯽ ﺑﺮﺩ ﺗﺎ ﺑﮕﻮﯾﺪ ﺑﮕﺬﺍﺭﯾﺪ ﺑﻪ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺷﮏ ﮐﻨﯿﻢ ، ﺩﮐﺎﺭﺕ ﺩﻟﯿﻞ ﻣﯽ آﻭﺭﺩ ﮐﻪ ﺷﺎﯾﺪ ﺷﯿﻄﺎﻧﯽ ﺧﺒﯿﺚ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﯼ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﻭﺭﻫﺎ را ﮐﻪ ﻣﻦ آﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﯾﻘﯿﻨﯽ ﻣﯿﺪﺍﻧﻢ ﻭ ﺑﺎ ﭼﻨﺎﻥ ﺑﺪﺍﻫﺘﯽ آﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﭘﺬﯾﺮﻓﺘﻪ ﺍﻡ ﮐﻪ ﺷﮏ ﭘﺬﯾﺮ ﻧﺒﺎﺷﻨﺪ ، ﺩﺭ ﺳﺮ ﻣﻦ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻪ ﺗﺎ ﻣﺮﺍ ﻓﺮﯾﺐ ﺩﻫﺪ.

ﺣﺎﻝ ﺩﺭ ﭼﻨﯿﻦ وضعیتی ﺩﮐﺎﺭﺕ ﺑﻪ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺷﮏ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺍﺻﻞ ﻣﻌﺮﻭﻑ ﻭ ﯾﻘﯿﻨﯽ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﯿﺎﻥ ﮐﻨﺪ ﺩﮐﺎﺭﺕ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻣﺮﺣﻠﻪ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ ﺣﺘﯽ ﺍﮔﺮ ﻫﻤﻪ ﯼ ﺑﺎﻭﺭﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻣﻦ ﺩﺍﺭﻡ ﮐﺬﺏ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﻭ ﻣﻦ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻓﺮﯾﺐ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﺑﺎﺷﻢ ، ﺩﺭ ﺣﻘﯿﻘﺖِ ﺍﯾﻦ ﻣﺴﺎﻟﻪ ﮐﻪ ﻣﻦ ﺑﺮﺍﯼ ﻓﺮﯾﺐ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺑﺎﯾﺪ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻢ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﺷﮏ ﮐﺮﺩ ، ﺩﺭ ﻭﺍﻗﻊ ﻭﻗﺘﯽ ﻣﻦ ﺑﻪ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺷﮏ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ﭘﺲ ﺩﺭ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻣﻦ ﻫﺴﺘﻢ ﻭ ﺷﮏ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺷﮑﯽ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻢ ، ﻭ ﺍﺯ آﻧﺠﺎ ﮐﻪ ﺷﮏ ﮐﺮﺩﻥ ، ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻣﺼﺎﺩﯾﻖ ﺍﻧﺪﯾﺸﯿﺪﻥ ﺍﺳﺖ ﭘﺲ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺍﺻﻞ ﻣﻄﻠﻖ ﻭ ﺑﺪﯾﻬﯽ ﻭ ﯾﻘﯿﻨﯽ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺻﺎﺩﺭ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ : cogito ergo sum «ﻣﯽ ﺍﻧﺪﯾﺸﻢ ﭘﺲ ﻫﺴﺘﻢ»؛ ﭘﺲ «ﻣﯽ ﺍﻧﺪﯾﺸﻢ ، ﻫﺴﺘﻢ» ﯾﺎ ﺍﺻﻞ ﮐﻮﮊﯾﺘﻮ ﺩﮐﺎﺭﺕ، ﺍﺯ ﻫﺮ ﺳﻪ ﻓﯿﻠﺘﺮ ﯾﺎﺩ ﺷﺪﻩ ﻣﯽ ﮔﺬﺭﺩ ﯾﻌﻨﯽ ﺑﺪﯾﻬﯽ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺟﺎﯼ ﮐﻮﭼﮑﺘﺮﯾﻦ ﺷﮑﯽ ﻧﺪﺍﺭﺩ ...

دکارت قسمت دوم

درباره‌ی: رنه دِکارْت ریاضی‌دان و فیلسوف فرانسوی .
بدین ترتیب شک معروف خود را که بعدها به روش شک دکارتی معروف شد آغاز کرد. او این شک را به همه چیز تسری داد؛ تا جایی که در وجود جهان خارج نیز شک کرد و گفت: از کجا معلوم که من در خواب نباشم؟ شاید این‌طور که من حس می‌کنم یا فکر می‌نمایم یا به من گفته‌اند، نباشد و همه این‌ها مانند آنچه در عالم خواب بر من حاضر می‌شود، خیالات محض باشد.

دکارت به این صورت به همه چیز شک کرد و هیچ پایه مطمئنی را باقی نگذاشت؛ اما سرانجام به اصل تردید ناپذیری که به دنبالش بود، رسید. این اصل این بود که:
من می‌توانم در همه چیز شک کنم، اما در این واقعیت که شک می‌کنم، نمی‌توانم تردیدی داشته باشم؛ بنابراین شک کردن من امری است یقینی؛ و از آنجا که شک، یک نحوه از حالات اندیشه و فکر است، پس واقعیت این است که من می‌اندیشم. چون شک می‌کنم، پس فکر دارم و چون می‌اندیشم، پس کسی هستم که می‌اندیشم.
بدین ترتیب یک اصل تردید ناپذیر کشف شد که به هیچ وجه نمی‌شد در آن تردید کرد. دکارت این اصل را به این صورت بیان کرد:
می‌اندیشم، پس هستم. (اصل کوژیتو) دکارت به هدف خود رسیده بود و فلسفه‌اش را بر اساس همین اصل بنیادین بنا کرد.

همگان دکارت را از جملهٔ بنیان‌گذاران فلسفهٔ جدید (فلسفهٔ بعد از دوران تولد مجدد) می‌دانند. او اولین فیلسوف بزرگ بعد از دوران قرون وسطی است

دوستاتونو تگ کنین
#دکارت #شک_دکارتی #فلسفه_غرب #فلسفه_دکارتی #ریاضیات_دکارت #ریاضیات

دکارت قسمت اول

درباره‌ی: رنه دِکارْت ریاضی‌دان و فیلسوف فرانسوی
در سال ۱۶۱۱ میلادی، دکارت در یک جلسهٔ سخنرانی تحت عنوان اکتشاف چند سیارهٔ سرگردان در اطراف مشتری، از اکتشافات گالیله اطلاع حاصل کرد. این سخنرانی در روح او تأثیر فراوان گذاشت.

دکارت در مدتی که در قشون ارتش هلند بود به علم موردعلاقهٔ خود، یعنی ریاضیات می‌پرداخت.

در بهار سال ۱۶۱۹ میلادی از هلند به دانمارک و آلمان رفت و به خدمت سرداری به نام ماکسیمیلیان درآمد‎؛ اما زمستان فرا رسید و در دهکده نویبرگ در حوالی رود دانوب، بی دغدغه خاطر و با فراغت تمام به تحقیق در ریاضیات پرداخت و براهین تازه‌ای کشف کرد که بسیار مهم و بدیع بود و در پیشرفت ریاضیات تأثیر به سزایی گذاشت.

از ۱۶۱۹ به بعد، چندسالی در اروپا به سیاحت پرداخت و چندسالی هم در پاریس اقامت کرد؛ اما زندگی در آنجا را که مزاحم فراغت خاطر خود می‌دید، نپسندید و در سال ۱۶۲۸ میلادی بار دیگر به هلند بازگشت و در آن دیار تا سال ۱۶۴۹ میلادی مجرد، تنها و دور از هرگونه غوغای سیاسی و اجتماعی، تمام اوقات خود را صرف پژوهش‌های علمی و فلسفی نمود. ***
دکارت از دانشمندان و فیلسوفان بزرگ تاریخ به‌حساب می‌آید. او قانون شکست نور را در علم فیزیک کشف کرد و هندسهٔ تحلیلی را در ریاضیات و هندسه بنا نهاد.

دکارت در آغاز جوانی بسیار دلبسته ریاضیات بود. این به آن خاطر بود که می‌دید ریاضیات دارای نظامی کاملاً یقینی است‎. در حالی که سایر رشته‌های علمی و مخصوصاً فلسفه این‌گونه نیست. فکر او بیشتر از هر چیزی متوجه فلسفه بود، زیرا فلسفه را بنیاد معرفت بشری می‌دانست و اگر فلسفه به یقین نمی‌رسید، به هیچ دانشی نمی‌شد اعتماد کرد.

دکارت در ابتدا برای دستیابی به معرفت یقینی، از خود پرسید: آیا اصل بنیادینی وجود دارد تا بتوانیم تمام دانش و فلسفه را بر آن بناکنیم و نتوان در آن شک کرد؟
راهی که برای این مقصود به نظر دکارت می‌رسید، این بود که به همه چیز شک کند. او می‌خواست همه چیز را از اول شروع کند و به همین خاطر لازم می‌دانست که در همه دانسته‌های خود (اعم از محسوسات و معقولات و شنیده‌ها) تجدیدنظر نماید

دوستاتونو تگ کنین
#رنه_دکارت #شک_دکارتی #فلسفه_غرب #فلسفه #ریاضیات_دکارت #ریاضیات #فلسفه_دکارت

Most Popular Instagram Hashtags