#شهید_دفاع_مقدس

MOST RECENT

❤️ دوست شهید، به زندگی برکت می دهد

چه برکتی دارد زندگی ما ابراهیمی ها 😍

که او خودش
یک به یک

نفر به نفر
💖
ما را برای خود انتخاب کرده است.. این رفاقت گوارای وجودتان...😇
#رفیق_شهید_من
#شهید_ابراهیم_هادی
#شهید_دفاع_مقدس
#شهید_گمنام
#کانال_کمیل #داش_ابرام
#رفیق_شهید_شهیدت_میکنه
#رفیق_شهید
#رفاقت_با_شهدا
#رفیق
#شهید #شهدا #شهادت #رفیق_شهیدم #رفیق
#دوست_شهید_من

روزه ایم!
اما...
هر روز حسرت میخوریم
حسرت #اخلاص پاک ات را
حسرت #دل آسمانی ات را

#ماه_رمضان
#رمضان_1439
#شهید
#شهید_دفاع_مقدس
#شهید_میر_مجید_موسوی_شبستری

.
اسمش غلامرضا بود بعضی ها که غلام صدایش میکردن ناراحت میشد و میگفت من غلام امام رضا هستم ، اسمم را کامل بگویید.
از آن مهربان ها که همه دوستش داشتن
همه ی بچه های محل عاشقش بودن
در محل پایگاه مقاومتی به اسم دوست شهیدش راه انداخته بودو کتاب خانه ای در ان ساخته بود تا بچه ها بیشتر کتاب بخوانند
هم هوای خانواده را داشت هم اهل محل و شهر.این را بعد از شهادتش فهمیدیم.
ان موقع که هنوز کمیته امام خمینی راه نیافتاده بود و بچه های بی سرپرست زیر نظر هلال احمر بودند
مدام به آنجا میرفت و هوای بچه ها را داشت.ان ها را به گردش میبرد برایشان خوراکی میخرید و محبت میکرد.
پزشکی را دوست داشت و از انجا که با کمبود دکتر مواجه بودیم و دکتر ها اکثرا هندی بودن دوست داشت برای تحصیل به هند برود.
جنگ که شد هرچه که بلد بود را با خود برد
هم جهادگر بود هم سپاهی و هم کمک پزشک.
سال های اخر کمک پزشک بود .
با امبولانس به بیمارستان شهر سوسنگرد رفته بودن ،دکتر برای گرفتن نامه برای رفتن به خط مقدم وارد ساختمان بیمارستان شده بود،غلامرضا نزدیک امبولانس ایستاده بود و راننده همچنان در ماشین بود که گلوله ی توپ به ماشین اصابت میکند و راننده و غلامرضا هردو شهید میشوند.
بعد از شهادت به بچه های محل و هلال احمر خبر ندادیم که شهید شده بعد از مدت ها هنوز که توپِ بازی بچه ها به داخل حیاط می افتاد و طبق سفارشش زود برای بچه ها می انداختیمش پسر ها میگفتند ممنون غلامرضا .
بعد ها که بچه های هلال احمر خبر را شنیدن می گفتن که ما یک بار دیگر بی سرپرست شدیم.
او که رفت گویی یک شهر خالی شد..
راوی:خواهرشهید
.
💖سالروز شهادتت مبارک مرد بزرگ💖

غلامرضا غیاثی
تاریخ شهادت۱۳۶۰/۳/۱
سن:۲۳
محل شهادت سوسنگرد
محل تولد:خوزستان،شوشتر

این روز ها بیشتر از پیش دوستت دارم
دلیل وجود من
#دایی
.
#اللهم_صلی_علی_محمد_وآل_محمد_وعجل_فرجهم

#شهید_دفاع_مقدس#شهید_غلامرضا_غیاثی#ایران#اسلام#خوزستان#شوشتر

محكم بغلش كردم و گفتم: اگر مارو نديدى، حلال كن دارم مى رم #مكه...
خنديد و گفت: تو هم حلال كن تو ميرى مكه منم ميرم #فكه ببينيم كدوممون زودتر به خدا ميرسه... آب زمزم و تسبيح آورده بودم براش با كلى خاطره واسه تعريف كردن...
پيچيدم تو كوچشون پارچه سر در خونشون ميخكوبم كرد پاهام شل شد و تكيه دادم به ديوار... #شهيد_سعيد_شاهدی
#جستجوگر_نور
#به_رسم_رفاقت_دعای_شهادت
#شهید_وطن
#شهید_دفاع_مقدس
#دفاع_مقدس
#شهید
#راهیان_نور

رفیق قدیمی ....
ببین حال مارو 😢
میون این غم 🙁
برایم دعا کن 🤕
دلم شکسته خیلی 💔
#شهید
#شهدا
#شهید_دفاع_حرم
#شهید_دفاع_مقدس
#شهید_دفاع_وطن
#شهید_احمد_محمد_مشلب

💢 آثار موزه ای
سردار شهید #مسعود_پیشبهار🌷
مسئول طرح و عملیات قرارگاه نصر
.
#جوانترین_فرمانده
#شهید_دفاع_مقدس
.
🌹شهادت: ۲۱ اردیبهشت ۱۳۶۱
.
✅ https://eitaa.com/koocheyeshahid

🌷 به یادت برادر شهیدم
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
🌷
🌷
🌷🕊
🌷🕊🌷🕊
🌷🕊🌷🕊🌷🕊
🌷🌷🌷🌷🌷🌷 #شهید
#شهید_سید_مجتبی_علمدار
#شهید_دفاع_مقدس
#ایران
#اسلام
#دفاع_مقدس
#شهدا_التماس_دعا
#شهدا_رهبرم_را_دعا_کنید

و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا . . .
بلا شک شهید زنده است که ندیده دلتنگش می شوی. . .
#شهید_دفاع_مقدس
#شهید_رضا_حق_شناس
#شهید_مدافع_حرم
#شهید_رحیم_کابلی

نقاشی چهره ی شهید معلم احمد علی ازگلی
صفحه ی دوم فیلم تشکر مادر شهید بزرگوار از حقیره که روز معلم رو هم به من تبریک گفتن که درست گفتتند حقیر معلم هم هستم ، این بهترین عیدی برای من بود در روز نیمه ی شعبان
ممنون از ارسال فیلم @sohani.zahra
فراز هایی از وصیت نامه شهید
در دعای ندبه و دعای کمیل شرکت کنید
نماز را با سوز و گداز بخوانید
برای امام زمان عج دعا کنید
ازنماز شب غافل نشید
همیشه دعاگوی رهبر انقلاب باشید
#نیمه_شعبان
#روز_معلم
#مطهری
#شهید_مدافع_حریم_ولایت
#شهید_دفاع_مقدس
#دفاع_مقدس
#مرتضی_شهریاری
#نقاش_مدافعان_حرم
#ایران
#معلم#مربی#امام_خمینی#امام_خامنه_ای ⏪انتشار بدون تغییر در نقاشی و ادرس بلامانع و موجب خرسندی و ثواب می باشد .🌷


شهید همت...
[ننویسم بهتره.
از 5 اردیبهشت...ابراهیم در آتش]
.
اولین قطعه ای که رفتم 24 بود... اصلا یادم نبود که شهید همت همین قطعست. اول شهید چمرانو دیدم بعد عکس شهید همت رو... باورم نمیشد😅❤
خیلی چیزا رو نمیشه نوشت. به پ.ن بسنده میکنم اونم صرفا جهت یادگاری😊
.
پ.ن؛ فقط 5 روز طول کشید...
پ.ن؛ وقتی شهید همت رو دیدم اصلاااا دلم نمیخواست پیش شهدای دیگه برم... اگه ساعت ها همونجا بودم و پیش هیچ شهید دیگه که تو برنامم بود نمیرفتم اصلا پشیمون نمیشدم. ولی خب رفتم😅
پ.ن؛ عزیزم. خیلی روز خوبی بود. اینکه روز قبل تولدت همچین جایی باشی. پیش کسایی که دوسشون داری. اونم جایی به اسم جنت زهرا... #الحمدلله
پ.ن؛ اون استوری که نوشتم درباره ی شهید همت بود: سن بعضیا رو که حساب میکنی، باورت نمیشه اینقدر کم باشه. جمع و تفریق میکنی ولی باورت نمیشه. باز دوباره جمع و تفریق میکنی... میبینی که اره...
آخه بیست و هشت سال؟!!! ما کجا و شماها کجا💔
پ.ن؛ فقط سه نفر اندازه ی عشق من ب این شهید رو میدونن
پ.ن؛ آهههه... شهید همت...💔
پ.ن؛ ای کاش ای کاش ای کاش بتونم راه شماهارو ادامه بدم. ای کاش...
پ.ن؛ نمیدونم بار بعدی کیه که میتونم شما رو ببینم😢😢😢💔
پ.ن؛ خدایا💔
پ.ن؛ عکس دوم سنگ قبر قبلی شهید... فک کنم از ششم بود که بک گراند گوشیم شد💔
پ.ن؛ نمیدونم ولی سنگ قبری خیلی بهتر بود. قدیمی تر بود. آدم بیشتر میتونست باهاش ارتباط برقرار کنه و همچنین رنگی رنگی بود😅
پ.ن؛ چقددددر خوبه که یکی از پست هام متعلق به شماست😍
پ.ن؛ امیدوارم از من یکمم که شده راضی باشید...💔
پ.ن؛ و در آخر خدا رو شکر میکنم از این نعمت قشنگی که بهم داد❤
.
.
.
9 #اردیبهشت 97
.
.پ.ن؛ #السلام_علیک_یا_فاطمه_الزهرا
پ.ن؛ #السلام_علیک_یا_رسول_الله
پ.ن؛ #السلام_علیک_یا_فاطمه_معصومه
پ.ن؛ #السلام_علیک_یا_اباعبدالله
پ.ن؛ #السلام_علیک_یا_صاحب_الزمان
پ.ن؛ #السلام_علیک_یا_جواد_الائمه
پ.ن؛ السلام_علیک_یا_ابولفضل_العباس
پ.ن؛السلام_علیک_یا_سید_الساجدین
پ.ن؛ السلام_علیک_یا_علی_اکبر
پ.ن؛ اللّٰھـُــم ؏جِّل لِوَلیڪَ الفَرَجـْــ✿ .
.
#behesht_zahra #shahid #iran #قبر #خدا #اسلام #دفاع_مقدس #شهادت ##شهید_ابراهیم_همت #تهران #شهید_دفاع_مقدس #جنه_الزهرا #جنت_الزهرا #ایران #شهید_همت #بهشت_زهرا #شهید #قبر_شهید #عکس

º

گناه کردم
اسمشو گذاشتم #جوانی
بعد یاد جوانیت افتادم و فاصله ام با تو...
.
#روز_جوان_مبارک
.
شدیم نسلی که:
معلوم نیس چه مرگشه😐
ادعای داغون بودن...
همه شکست عشقی خورده...💔
یه سری بیست چهاری کلش به دست
زیر ۲۰ سال همه درگیر گل و ...
ریه ها داغون...🚬
معرفت ها الکی...🕳
همش نقش...🎭
همش حرف...🗣
پای عمل همه میکشن کنار
موقع بدبختی ها #یاد_خدا میوفتیم
دریغ از اینکه تو خوشی هامونم به یادش باشیم
چی ازمون ساختن؟؟؟
یه نسل نا امید به آینده
پاشید جمع کنید مسخره بازیاتونو...😒
پسره متولد ۷۴ شد #مدافع_حرم
چند ماه بعد یه روبان مشکی کنار عکسش بود.‌..
فرق ما با این آدم چیه؟؟؟
چطور اون میتونه بجای کلش از اعتقاداتش دفاع کنه!؟
بجای زدن رل فور اور و سینگل فور اور تو پروفایلش
مرد و مردونه تو شناسنامش زدن:
در #دفاع_از_حرم شهید شد...🌷
نسلی شدیم که بی اعتقادی شده کلاس!
فکر میکنیم با فحش دادن پرچم میره بالا...🏳
#غیرت و #ناموس هم که فقط ادعاش مونده...
چند سال پیش تو همین مملکت هم سن های من و تو رفتن واسه ناموس ملت، واسه امنیت منو تو جون دادن
سه تا شهید دادیم فقط و فقط برای برگردوندن جنازه‌ی یه #دختر👧
اما الان چی...؟؟؟
پسرای مملکتمون به جای غیرت، زیر پست دخترا، عکسای برهنه شون رو لایک میکنن و تو کامنت ها اراجیف میگن...
دخترامون معنی زیبایی رو گم کردن!!!
فکرمیکنن هرچی برهنه تر باشن جذاب ترن
نه اینطور نیست...!🚫
با این عکس ها فقط چشمای یه سری آدم بوالهوس رو سیر میکنن
شدیم نسلی که حتی معتقد هامونم داره پاشون میلرزه
بیرون استغفرالله رو لبمون و سرمون پایین...
ولی تو چت انگار یهو دین خدا عوض میشه...
همون دختری که بیرون نامحرمه تو چت میشه محرم👫
راحت باهم حرف میزنیم...
بجا سنگین و موقر بودن واسه هم عشوه میایم
نه دین این نیست که خشک مقدس باشی
ولی هرچیزی به جاش...☡
عشوه هاتو بذار واسه همسرت
نه یه آدم غریبه که تو ذهنت باهاش رویاهاتو ساختی
نه قرار نیست چیزی رو با حرفام به کسی تحمیل کنم...❌
لا اکراه فی الدین...✔
فقط یکم تلنگر...📵
تا شاید به خودمون بیایم...
یکی ۲۰ سالشه و مدافع حرم
یکی ۲۰ سالشه و درگیر لایک و کلش
بخدا ما فرقی با این بچه ها نداریم...😔
.
پ ن: خدایی نکرده نمیگم من خوبم شما بدید امیدوارم اشتباه برداشت نشه، این یه تلنگر باشه اول برای خودم بعد برای بقیه.
اجرتون با سید الشهدا✋
.
#شهید_ابراهیم_هادی#شهید_دفاع_مقدس#علمدار_کمیل#شهید_گمنام#سلام_بر_ابراهیم#شهید_محمدهادی_ذوالفقاری#شهید_مدافع_حرم#شهید_طلبه#پسرک_فلافل_فروش#روز_جوان#ولادت_حضرت_علی_اکبر

ّ
.
روایت همسرِ #شهید_حسین_تاجیک
از آخرین روز‌های زندگی با این شهید والامقام :

از ارومیه خبر رسید که مادرم مریض است. حسین از پدرش خواست که مرا به ارومیه ببرد.
در تبریز از رادیو خبر آغاز عملیات «کربلای ۵» را شنیدم. به شدت منقلب شدم و از آمدنم به ارومیه پشیمان شدم. حال مادرم بهتر شده بود.
من هم طاقت ماندن را نداشتم. این بود که بعد از سه روز عازم تهران شدم. اگر چه حال خودم هم خوب نبود، مادرم زیاد اصرار می‌کرد من در آن‌جا بمانم
اما پدرم گفت : «برود که بعداً پشیمانی فایده‌ای ندارد».
آن موقع به معنی حرف پدرم توجه نداشتم. بعداً فهمیدم که او هم حس می‌کرد حسین رفتنی است.
.
تهران حالم بدتر شد و چون باردار بودم دکتر دو هفته استراحت مطلق به من داد.
اما من همان روز با اتوبوس به سمت اهواز حرکت کردم. در اهواز ، به هتل «فجر» که محل استقرارمان بود رفتم.
دیدم در و پنجره‌ اتاق‌مان از شدت موج انفجار بمباران عراق شکسته سریع به قرارگاه تلفن زدم و برای حسین پیغام گذاشتم.
محل استقرارمان را عراق بمباران کرده است.
.
حسین که آمد ، گفت: «باید به جای دیگر برویم». روز بعد به محل استقرارمان آمد تا هر کاری دارم انجام دهد. اذان صبح روز بعد که بیدار شدم ، دیدم روی سجاده نشسته و گریه می‌کند.
گفتم : «حسین تو را به خدا بگو چرا این قدر ناراحتی؟»
گفت : «همه دوستانم رفتند ، «حاج یونس» ، «مغفوری» و «حاج مهدی».
فقط من مانده‌ام. تو را به خدا این قدر برای زنده ماندن من التماس نکن. با گریه گفتم : «حسین جان! مگر همه باید شهید شوند».
.
صبح پنجم بهمن‌ ماه سال ۱۳۶۵ که می‌خواست به جبهه برود ، اصلاً به صورت من و پسرش نگاه نکرد.
سرش را پایین انداخته بود. در راه رفتن به او گفتم : «حتماً مرا از سلامتی خودت باخبر کن».
گفت : «در کار‌ها به ائمه اطهار (علیهم السلام) متوسل شوید. از زینب (س) پیروی کنید و صبور باشید».
او حتی فرزندش محمدحسین را نبوسید.
گفت : «می‌ترسم وسوسه شوم. فقط مواظبش باش».
.
از شهیدِ عزیز دو فرزند به نام‏ های محمد حسین و محمد مهدی به یادگار مانده است.
.
شهید حسین تاجیک
ولادت : فروردینِ ۱۳۴۲ کهنوج - روستای شادبهار
شهادت : بهمنِ ۱۳۶۵
محل شهادت : در اطراف نهر جاسم
عملیات : کربلای ۵
.
عکس.ها.را.ورق.بزنید✅
.
پ.ن :
آخرین عکسِ آلبومِ بالا ، نحوه آشناییم با #شهید_تاجیک
در جاده . . . به سمتِ دانشگاه و بهشت زهرا (س).
به بعضی تابلو ها بیشتر توجه کنیم!
[فقط یه عکس ساده نیستن . . .🌱]
.
#سردار_شهید_حسین_تاجیک#شهید_دفاع_مقدس#مدافع_عشق
#مدافع_وطن#شهید#عزیز_برادرم#عند_ربهم_یرزقون
#برای_عاقبت_بخیری_هم_دعا_کنیم

..
قبل از اذان صبح برگشــت..
پيكر شــهيد هم روي دوشش بود..
خستگي در چهره اش موج ميزد..
صبح، برگه مرخصي را گرفت..
بعد با پيكر شــهيد حركت كرديم..
ابراهيم خسته بود و خوشحال.. ميگفت: يك ماه قبل روي ارتفاعات بازي دراز عمليات داشتيم..
فقط همين شــهيد جامانده بود..
حالا بعد از آرامش منطقه،
خدا لطف كرد و توانستيم او را بياوريم.. خبر خيلي سريع رسيده بود تهران..
همه منتظر پيكر شهيد بودند..
روز بعد ، از ميدان خراسان تشييع با شكوهي برگزار شد..
ميخواستيم چند روزي تهران بمانيم،
اما خبر رسيد عمليات ديگري در راه است..
قرار شد فردا شب از مسجد حركت كنيم..
٭٭٭
با ابراهيم و چند نفر از رفقا جلوي مســجد ايســتاديم..
بعد از اتمام نماز بود..
مشغول صحبت و خنده بوديم..
پيرمردي جلو آمد..
او را ميشناختم..
پدر شهيد بود..
همان كه ابراهيم، پسرش را از بالاي ارتفاعات آورده بود..
سلام كرديم و جواب داد..
همه ســاكت بودند..
براي جمع جوان ما غريبه مينمود..
انگار ميخواســت چيزي بگويد ، اما!
لحظاتي بعد ســكوتش را شكســت
و گفت:
- آقا ابراهيــم ممنونم...زحمت
كشيدي ، اما پسرم!...
پيرمرد مكثي كرد و گفت :
- پسرم از دست شما ناراحت است!!
لبخند از چهره هميشــه خندان ابراهيم رفت....
چشــمانش گرد شــده بود از تعجب ،
آخر چرا!!
بغض گلوي پيرمرد را گرفته بود...
چشــمانش خيس از اشك شد...
صدايش هم لرزان و خسته:
ديشــب پســرم را در خواب ديدم..
به من گفت: در مدتي كــه ما گمنام و بي نشــان بر خاك جبهه افتاده بوديم،
هرشب مادر سادات حضرت زهرا سلام الله عليها به ما سر ميزد...
اما حالا ديگر چنين خبري نيست!
پسرم گفت: <<شهداي گمنام مهمانان ويژه حضرت صديقه هستند!>
پيرمرد ديگر ادامه نداد..
سكوت جمع ما را گرفته بود..
به ابراهيم نگاه كردم..
دانه هاي درشــت اشــك
از گوشــه چشمانش غلت ميخورد و پايين مي آمد...
ميتوانســتم فكرش را بخوانم...
گمشــده اش را پيدا كرده بود...
"گمنامي!"
٭٭٭
#شهید_ابراهیم_هادی
#تولدت_مبارک_ابراهیم_هادی
#تولدت_مبارک_قهرمان
..
پ.ن : اولین عکس رو خودم گرفتم بقیش از اینترنت
..
#ابراهیم_هادی
#شهید_دفاع_مقدس
#والفجر_مقدماتی
#شهید_مفقودالاثر

ﺳﺮﺍﭘﺎ ﻭﺳﻌﺖ ﺩﺭﯾﺎ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ
ﻫﻤﺎﻥ ﻣﺮﺩﺍﻥ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺩﻝ ﺟﺎ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ
ﺗﻤﺎﻡ ﺧﺎﻃﺮﺍﺕ ﺳﺒﺰﺷﺎﻥ ﻣﺎﻧﺪ
ﺑﻪ ﺑﺎﻡ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﻣﺄﻭﺍ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ
🌷سالروز تولددوشهید جاویدالاثر آقامهدی باکری ،وآقاعلی رضابریری🌷
#شهید_دفاع_مقدس
#شهید_مدافع_حرم

Most Popular Instagram Hashtags