[PR] Gain and Get More Likes and Followers on Instagram.

#شعر_اجتماعی

1034 posts

TOP POSTS

.
من مرگ عشق را به چشم خود دیده ام جستجو مکن
یعنی برای عشق جانم ، دیگر حفظ آبرو مکن
.
آن هر چه بود مُرده و ما هر چه هستیم ، مُرده ایم
در بین مردگان عزیزم ، هرگز عشق آرزو مکن
.
#سعید_بادیه_نشین
.
#شعر #شعر_ناب #شعر_خوب #شعر_امروز_ایران #شعر_امروز #شعر_عاشقانه #شعر_اجتماعی #شعر_اعتراض #شعر_معاصر #دوبیتی #عاشقانه #عاشقانه_ها #شاعرانه #شاعر #شاعران_جوان #من_از_خودم_میتوانم_محافظت_کنم
.
پ ن : معنای واژه ی عشق به خود همراهان عزیز واگذار میگردد و معنای آن در این شعر بی شمار است.

#استاد_حاج_حسین_غفاری_اردبیلی #شعر_اجتماعی #مداحان_اردبیل #شعر #
کامل این کلیپ را در کانال رسمی مداحان اردبیل مشاهده کنید.لینک کانال👇👇👇👇
@madahan_ardebil

. . . . . .
همچو آبی تنها در ته چاه
قلبم بسوی آفتاب نیست
آهوان امید از کشتزار جانم گریخته اند
با صدای غوک ها و حشرات چون مردابی پیر
آواز های خوش هستی را نمی شنوم

ودر ان هنگام که رودها پر جلال و پر شکوه ، بر سینه کوه
با سنگها و خرسنگ ها در ستیزند
قلب من از بی کسی
با دست خود سنگ بر مزار خود می نهد

می گفتی در راه های تو عفریت ها در کمین اند
دیوها با دو شاخ بلند
اکنون در یافته ام
همه آن عفریت ها و غول ها و دیوها
کسی نیستند جز خود من
جز پای در جای مانده من
جز قلب هراسیده
روح خسته از پیکار من .#_ج.الف

#شعر _#_شعر نو #شعر_اجتماعی

بسم الله الرحمن الرحیم
«شعر سیاه»

دوستی از سر یاری می گفت
تو چرا
شعرهایی به سیاهی مرکب داری؟
پر زغم های بزرگ
پر مردان سراسر پوچی
و لبا لب شده از
مردمی صاحب افکارتهی
ملّت ساکن در خود مانده!

و من این شاعر شب های نه چندان روشن
حرفم این است که انسان ز رهش وامانده!

این حقیقت دارد
خواه باور بکنید
یا توهم بشمارید آن را
بشر از غفلت نابود گری در رنج است!
و سیاه است چنان بال کلاغ
پر طاووس جهان
و در این شهر جهانی پر از نامردی
گوئیا یاد حقیقت مرده است!
شاعرانی هستند
که هنوز
شعرشان بوی تخیّل دارد
و سخن از عشق و
گل و بلبل به میان می آرند!
یا که از سبزی هر کوچۀ شهر
یاکه رقص چمن و سوسن و سرو
بانوای باران
قصّه ها می رانند!

امّا
من حقیقت ها را
تا هر اندازه که زشت
یا که مملو ز کثافت باشند
با توکل به خدا
تا توانی دارم
با تمامی وجود
بانگ می آرم باز
به امید آنکه
در تمام هستی
لااقل یک نفر از
مردم غرقه به خواب
چشم بگشاید باز!

تا که شاید روزی...!
.
تهمتن - 1386 هجری شمسی

#شعر #شعر_اجتماعی #شعر_سیاه #تهمتن #1386

ترانه #نازایی : *
همه چی خوب بود تا این که
ساز ناکوکتو شرو کردی
بعد ده سال زندگی با من
چهره ی واقعیتو روو کردی!

بعد ده سال تازه فهمیدی
چشم این خونه خالی از نوره
از همون موقعی که دل بستی
گفته بودم اجاق من کوره!

گفته بودم شرایطم سخته
میبری توو مسیر تنهایی
گفته بودم که من دچارم به
درد سخت و مهیب نازایی

توو اتاقی که خالی از بچه س
بهترین سیسمونی و داری
بسه دیگه منو عذاب نده
دست بردار از این خود آزاری

هر شب از خواب می پری اما
بچه ای نیست توی گهواره
واسه این زخم دیگه گریه نکن
گریه خوبه ولی نمک داره!

توو اتاقا صدای لالایی
توو حقیقت صدایی از هیچه
جای بازی و گریه ی بچه
توی خونه سکوت می پیچه!

سن و سالی گذشته از ما و
زشته حرف جدایی از هر دو
جای اونی که نیست گریه نکن
جای اونی که نیست بچه نشو!

قطعا این حکمت خدا بوده
ما رو شاید یه جا صدا بزنه
حکمه شاید به جای یک بچه
توو دلت عشق دست و پا بزنه!
*
هر شب از خواب می پری اما
بچه ای نیس توی گهواره
واسه این زخم دیگه گریه نکن
گریه خوبه ولی نمک داره

#سید_سعید_عربی
#ترانه
#شعر_محاوره
#شعر_اجتماعی
#نازایی

............................
عبور میکرد از پشت این لبخندهای هرزه
سیل اشکهای بیخانمان زهر مزه
طلوع خوابها بود و غروب بیداری
مزرعه های بی محصول،مترسک در بیگاری
...................................................................
چند بیت از شعر کره متروک
شعر: امیدافتخاری
...................................................................
#امید_افتخاری #شعر#ترانه#ترانه_گرافی #ترانه_سرا #آهنگساز #تنظیم_کننده #شعر_اجتماعی #ترانه_پاپ#شعر_اعتراضی#ترانه_راک
@omid.Eftekhari.official

روز سعدی شیرازی
سعدی را خیلی قبول دارم چون بزرگترین شاعر اجتماعی ایرانه. به ویژه باب اول گلستانش یعنی در سیرت پادشاهان

گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان
بر بالین تربت یحیی پیغامبر(ع) معتکف بودم در جامع دمشق که یکی از ملوک عرب که به بی انصافی منسوب بود اتفاقاً به زیارت آمد و نماز و دعا کرد و حاجت خواست
درویش و غنی بنده این خاک درند
و آنان که غنی ترند محتاج ترند
آن گه مرا گفت از آن جا که همت درویشانست و صدق معاملت ایشان خاطری همراه من کنند که از دشمنی صعب اندیشناکم گفتمش بر رعیت ضعیف رحمت کن تا از دشمن قوی زحمت نبینی.

به بازوان توانا و قوت سر دست
خطاست پنجه مسکین ناتوان بشکست
نترسد آن که بر افتادگان نبخشاید
که گر ز پای در آید کسش نگیرد دست
هر آن که تخم بدی کشت و چشم نیکی داشت
دماغ بیهده پخت و خیال باطل بست
ز گوش پنبه برون آر و داد خلق بده
وگر تو می‌ندهی داد روز دادی هست

بنی آدم اعضای یکدیگرند
که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوی به درد آورد روزگار
دگر عضوها را نماند قرار
تو کز محنت دیگران بی غمی
نشاید که نامت نهند آدمی

پ ن: این سه بیت معروف را سعدی برا پادشاهان گفته ولی اونا هل دادن سمت مردم.
#سعدی #مردم #شعر_اجتماعی #شعر_سیاسی

MOST RECENT

.
من مرگ عشق را به چشم خود دیده ام جستجو مکن
یعنی برای عشق جانم ، دیگر حفظ آبرو مکن
.
آن هر چه بود مُرده و ما هر چه هستیم ، مُرده ایم
در بین مردگان عزیزم ، هرگز عشق آرزو مکن
.
#سعید_بادیه_نشین
.
#شعر #شعر_ناب #شعر_خوب #شعر_امروز_ایران #شعر_امروز #شعر_عاشقانه #شعر_اجتماعی #شعر_اعتراض #شعر_معاصر #دوبیتی #عاشقانه #عاشقانه_ها #شاعرانه #شاعر #شاعران_جوان #من_از_خودم_میتوانم_محافظت_کنم
.
پ ن : معنای واژه ی عشق به خود همراهان عزیز واگذار میگردد و معنای آن در این شعر بی شمار است.

............................
عبور میکرد از پشت این لبخندهای هرزه
سیل اشکهای بیخانمان زهر مزه
طلوع خوابها بود و غروب بیداری
مزرعه های بی محصول،مترسک در بیگاری
...................................................................
چند بیت از شعر کره متروک
شعر: امیدافتخاری
...................................................................
#امید_افتخاری #شعر#ترانه#ترانه_گرافی #ترانه_سرا #آهنگساز #تنظیم_کننده #شعر_اجتماعی #ترانه_پاپ#شعر_اعتراضی#ترانه_راک
@omid.Eftekhari.official

.
اجازه هست که من خدایا مثل دیگران باشم
هرآنچه من تا به امروز نبوده ام همان باشم
.
برای یک دفعه هم که شده من آرزو بکنم
برای یک بار فقط اینچنین و آنچنان باشم
.
برای یک عمر روی زمین بوده ام خداوندا
چه میشود که یکروز فقط روی آسمان باشم
.
منی که حرف آدمیان را حتی نفهميده ام
با تمام موجودات این سیاره همزبان باشم
.
منی که جایگاهم پست ترین جای دنیای توست
چه میشود مگر یکدفعه من بر بام جهان باشم
.
مگر نه اینکه اشرف مخلوقات قرارم داده ای
چرا باید اینگونه پس من همیشه ناتوان باشم
.
برای یک بار هم شده خدا مرا ببین بشنو
نخواه دائم مشغول دعا به درگاهتان باشم
.
برای یک روز هم که شده بیا جای هم باشیم
پایین بیا بگذار یک روز من خدایتان باشم
.
#سعید_بادیه_نشین
.
#شعر #شعر_اجتماعی #شعر_ناب #شعر_خوب #شعر_امروز #شعر_امروز_ایران #شعر_اعتراض #شعر_معاصر #غزل #غزل_کلاسیک #غزل_اجتماعی #غزل_معاصر #غزل_معاصر_ایران #شاعر #شاعرانه #شاعران_جوان #شاعران_جوان_ایران
#خارج_از_وزن

#فقر #کودکان_گرسنه #تشنگی #آب #آب_آشامیدنی_برای_شستن_ماشین_نیست #ما_همگی_قاتلیم #شعر #شعر_اجتماعی #جنایت #حماقت #غرور
Poet: #faanoss
دل پروانه لرزان شد
گل گلخانه ویران شد
جهان اما سکوت شد باز
لب شیرخواره عطشان شد
نه ابی بود نه امیدی
نه راهی بود نه خورشیدی
کسی همسایه جز مرگ نیست
چگونه باز تو گل میدی
جنایت که فقط جنگ نیست
شرافت دشمن ننگ نیست
همه سیراب و اب شرمسار
همه دنیا به چون گنگ نیست
غرور و جهل صد ملت
شده مردن چنین علت
هزاران کودک معصوم
ز بی آبی به مرگ ذلت
کجا ما حال آن دانیم
که ما مغرور و نادانیم
به اب از حسرت آنان
خوده ابلیس میمانیم
ببین اب را چطور مستند
همان ها که همو بستند
برای شستن ماشین
محیا بهر جرم هستند
دلم در درد آن طفلان
به بی مهری شده زندان
من و تو قاتلش هستیم
من و تو قاتل انسان
کجا درد جهان داریم
کجا تیغ بر ددان داریم
که اینسان خود ددی گشتیم
عطش بر مردمان دادیم

📓📃
خسته ام از آرزوها، آرزوهای شعاری
شوق پرواز مجازی بالهای استعاری

لحظه های کاغذی را، روز و شب تکرار کردن
خاطرات بایگانی، زندگی های اداری

آفتاب زرد و غمگین، پله های رو به پایین
سقف های سرد و سنگین، آسمان های اجاری

با نگاهی سرشکسته، چشم هایی پینه بسته
خسته از درهای بسته، خسته از چشم انتظاری

صندلی های خمیده، میزهای صف کشیده
خنده های لب پریده، گریه های اختیاری

عصر جدول های خالی، پارک های این حوالی
پرسه های بی خیالی، نیمکت های خماری

رونوشت روزها را، روی هم سنجاق کردم:
شنبه های بی پناهی، جمعه های بی قراری

عاقبت پرونده ام را، با غبار آرزوها
خاک خواهد بست روزی، باد خواهد برد باری

روی میز خالی من، صفحه ی باز حوادث
در ستون تسلیت ها، نامی از ما یادگاری
#قیصر_امین_پور

عصر آدینه دوستان بخیر
🌹🌹🌹
🌹🌹
🌹
#غزل #شعر
#شعر_اجتماعی #شعرمعاصر
#آرزوها #مجازی #خاطرات #زندگی
#پارک #نیمکت #عصر #بی_قراری
#جمعه #شنبه #روزها #تکراری #پرونده #باد #یادگاری

:
حرفی از شقایق:
@harfiazshaghayegh

از ولوله های مبهم شب
ماه به دریا زد

از حقارت پر بود
برکه وقتیکه
موج پر تلاطم

از لب دریا
بالا زد

صدای افتادن

برگ را
شنید قاصدک
وقتیکه باران
با سرپنجه ی خیس
یواش ، یواش
به پنجره زد
انگار شمعدانی
چیزی می خواست

بگوید

لحظه ای که
خاطره برای
به یاد آوردن
روزهای رفتن شقایق
خود را
باچشم باز

به خواب زد
#حامی_شریبی

#شعرسپید#شعر_غزل#شعر_کوتاه #شعر_مدرن#شعر_جهان#شعر_امروز#شاعرانه #شعر_معاصر#شعر_معاصر#شاعران_امروز#شاعران_معاصر#شعر__فارسی#شعر_اجتماعی#شعر_ناب#شعر_نو#شعر_آزاد#ادبیات_امروز#ادبیات_مدرن#ادبیات_فارسی#ادبیات_جهان

.
ما دیر زمانیست که شب بیداریم
انگار ، بلانسبتتان ، بیماریم
.
چون بارش شبهای بهاری غمگین
تا صبح، به این رویه هِی میباریم
.
#سعید_بادیه_نشین
.
#شعر #شعر_ناب #شعر_خوب #شعر_اجتماعی #شعر_امروز #شعر_امروز_ایران #شعر_کلاسیک #شاعرانه #شاعر #شاعران_جوان #شاعران_جوان_ایران #دوبیتی #رباعی #شب_بیداری #شب_بیداری_ها

"ژن خوب"

یکی توو ساحل ویلای خِزِرشهر تنشو آب میزنه
یکیَم با دو سه تا رفیقِ خوب کنار جوب
هر دو سرمستن وُ دلخوش از این آب بازی
یکی از عوامه و اون یکی داره ژن خوب

میرین شمشک پیست دیزین،اسکی با تله سیژ
ما میریم آبعلی وُ سُر میخوریم با یه تویوب
اینجوری زمستونو سر میکنیم،ولی سوال!؟
فرق ما با شماها چیه مگه!؟ جز ژن خوب

با پول ددی میری تور اروپا ولی من
با پُروکسی و نت ملی میرم توو یوتویوب
چرخمونو میزنیم هر دوی ما،یکی بگه
چرا نیست توو خون من حتی یدونه ژن خوب!

تو دَکَل گم می کنی نفتشو خام خام میخوری
با علاالدین نفتی اشکنه بار میذارم، غذایی خوب
منو تو سیریم از این سفره ی باز انقلاب
فرق من با تو در اینه ندارم ژن خوب

روسپی شد یکی واسه چن تار مو،یکیَم
روسریشو باد برد توی سوییس دَمِ غروب
سرشو داده که روسری نیوفته از سرت
اون مدافع حرمی که نداره ژن خوب

#شعر_اجتماعی
#ژن_خوب
#داود_اردلان
#سفره_انقلاب
#دکل_نفتی_گمشده
#مدافع_حرم

. . . . . .
همچو آبی تنها در ته چاه
قلبم بسوی آفتاب نیست
آهوان امید از کشتزار جانم گریخته اند
با صدای غوک ها و حشرات چون مردابی پیر
آواز های خوش هستی را نمی شنوم

ودر ان هنگام که رودها پر جلال و پر شکوه ، بر سینه کوه
با سنگها و خرسنگ ها در ستیزند
قلب من از بی کسی
با دست خود سنگ بر مزار خود می نهد

می گفتی در راه های تو عفریت ها در کمین اند
دیوها با دو شاخ بلند
اکنون در یافته ام
همه آن عفریت ها و غول ها و دیوها
کسی نیستند جز خود من
جز پای در جای مانده من
جز قلب هراسیده
روح خسته از پیکار من .#_ج.الف

#شعر _#_شعر نو #شعر_اجتماعی

.
از انعکاس زندگی
دستی روییده در بستر مرگ
و مرگ تراژدی مجهولی ست
میان بایدها
وهویتی ست میان رنگها
سیاه یا سپید
.
در آستانه فکری بزرگ
زائیده ی رشدی است
کدام باید بود ؟
مرگ یا زندگی
کدام زیستن مرا تعبیر می کند
مادام میان ذهن ها
.
بعدی گنگ
تقدیر را ورق می زند
درون ذهن مردگان
#mojtaba_rezaei .
#مجتبی_رضایی

#شعر#شاعر#شعر_سپید#شعر_نو
#شعر_معاصر#شعر_مدرن#پستمدرن#شعر_فارسی#شعر_اجتماعی #شعر_خاص
#ادیب#ادبیات#ادبیات_فارسی #ادبیات_معاصر#مخاطب #ادبيات_دیگر#ادبیات_نوین#ادبیات_آزاد#ادبیات_خاص#ادبیات_خاص #ادبیات_اجتماعی

@harfiazshaghayegh

پشت واژه ها
قاصدکی دائما
بی تاب است
راه میرود
در ثانیه ها
هرشب
وقتیکه

سالهاست هنوز
ساعت ... برای صبح شدن

از سکوت عقربه ها
خواب است
و
انگار دست بردار نیست
این واهمه
از روزی

که
این روزها
برای روشن شدن فردا
چون خاموش ترین
شمع های

سر بدار است
#حامی_شریبی

#شعرسپید #شعر_کوتاه #شعر_نو#شعر_غزل #شعر_مدرن #شعر_معاصر #شعر_اجتماعی #شعر_امروز #شاعرانه#شاعران_امروز #شاعران_معاصر #شعر_فارسی#ادبیات_مدرن #ادبیات_فارسی_معاصر #ادبیات_جهان #ادبیات_امروز

#هر_شب_یک_شعر
#شعر_اجتماعی
#غزل_امروز
#مسلمانی
#روهینگا
#میانمار
#تبعیض_نژادی
#آنگ_سان_سوچی
#خفه_خون
#حقوق_بشر
#شبتون_بخیر
#مجتباصادقی

آدم تصاویر روهینگاهای سوزانده شده‌ را که می‌بیند، دلش می‌خواهد به هرچه حقوق بشر و پروپاگاندای سیاسی‌بازان خفه‌خون گرفته، فحش ناموسی بدهد، وای بر ما، وای بر دنیا، لعنت به سکوت آنگ سان سوچی که معلوم شد لایق نوبل صلح نبوده و نیست.... این عکس عادی‌ترین عکسی بود که مجاب شدم بگذارمش، وگرنه تا بخواهید تصاویر جنازه‌های دسته‌جمعی سوزانده شده، در سرچ اولیه‌ی «روهینگا» پدیدار می‌شود که اگر اشکتان را درنیاورد، دهانتان را به تحیر و فحش باز می‌کند. اما غزل امشب بی ربط و باربط با دزد مواجه است.

در هر مسیر با گل زردی مواجهیم
با ناله‌های ممتد مردی مواجهیم

این جامعه همیشه یکی را عقب زده
با گریه‌های مردم طردی مواجهیم

در هر مسیر یک نفر افتاده غرق خون
با گونه‌های گریه‌نوردی مواجهی

صد سال می‌شود که به مقصد نمی‌رسیم
هر لحظه با بریدن فردی مواجهیم

یک گورکن صدا بزن و چند نعش کش
با بازماندگان نبردی مواجهیم

آه ای خدا چگونه تو را جست و جو کنیم
با خیل کارها که نکردی مواجهیم

برف از چهارسو و تگرگ از هزار سو
پیکی بریز با شب سردی مواجهیم

پیکی بریز تا که نبینیم بیش از این
هر روز با شکستن مردی مواجهیم

#ای_درد_لعنتی_برو_از_خانه_های_ما

Most Popular Instagram Hashtags