#شعرغزل

2227 posts

TOP POSTS

تبطي علي وانا هنا واتحراااك

#ابن_فطيس #ﺷﻌﺮ #قصيد #بوح
#شعرغزل

آل.مزروعي
#قصيد#شعر#شعرغزل ❤️❤️

همه عمر بر ندارم سر از اين خمار مستي
كه هنوز من نبودم كه تو در دلم نشستي

#سعدي #شعرغزل #ادبيات #عشق
عكس از رفيق جان و همره مسير رفاقت: @mahdiskpour

‏*

‏تعال وهات الورد والحب والشوق
‏خلني احس … اني ابيك و تبيني

‏لاصرت راعي ذوق ومحبتك ذوق
‏يعشقك قلبي … وتتمناك " عيني

‏⁧‫#بوح‬⁩
‏⁧‫#شعرغزل‬⁩
‏⁧‫#مساء_الخير

حضور خلوت انس است و دوستان جمعند
وان یکاد بخوانید و در فراز کنید
#حافظ #شعرغزل #Hafez#بی هنر

MOST RECENT

ﻳﺎ ﺻﺎﺡ ﺍﻧﺖ ﺍﻟﻜﺒﺪ ﻭﺍﻧﺖ ﺑﺤﻴــﺎﺗﻲ ﻭﺭﺩ
ﺍﺗﻤﻨﻴﺖ ﺍﻭﺻﻞ ﺍﻟﻚ ﻭﺍﻧﻄﻴﻚ ﺭﻭﺣﻲ ﻭﺭﺩ
ﺑﺎﻟﺮﻭﺡ ﺣﺒﻚ ﺯﺭﻉ ﺑﺴﺘﺎﻥ ﻫــــﻴﻞ ﻭ ﻭﺭﺩ
ﻭﺳﻬﺎﻡ ﺣﺒﻚ ﺻﻔﻦ ﺑﺎﻟﻜﻠﺐ ﻣﻴﻪ ﻭﺍﻟـﻒ
ﺍﻧﺖ ﻭﻟﻴﻔﻲ ﺻﺮﺕ ﻭﻣﺎﻋﻨﺪﻱ ﻏﻴﺮﻙ ﻭﻟﻒ
ﻟﻮ ﺍﺑﻘﻰ ﻛﻞ ﺍﻟﻌﻤﺮ ﺍﻓﺘﺮ ﻭﺍﺩﻭﺭ ﻭﻟـــــــــﻒ
ﻣﺎ ﺃﻟﮕﻪ ﻣﺜﻠﻚ ﻣﺤﺐ ﻭﻻ ﺃﻟﮕﻪ ﻣﺜﻠﻚ ﻭﺭد.:
#مجرد_ذوق 🌹🌹🌹🌹
#شعرغزل#زهراعچرش#شوق#اشتياق#حب#غرام#حنین#عشق❤

0
تا سیه مشقِ مرا، مویِ چلیپا می‌کرد
گَه گِره می زد و گاهی، گرهی وا می کرد
هرچه دل داشت، به پایِ قد رعنا می‌کرد
سال‌ ها، دل طلبِ جام جم از ما می‌کرد
آنچه خود داشت، زِ بیگانه تمنّا می‌کرد
0
تا نیازِ دلم، از نازِ بتان، بیرون است
لحظه، از دامِ فریبایِ زمان، بیرون است
درد و درمان زِ درون است، که جان بیرون است
گوهری، کز صدفِ کون و مکان بیرون است
طلب از گمشدگانِ لب دریا می‌کرد
0
جرعه ای، دَرد، زِ دُردِ میِ او کردم، نوش
درد، درمان نشد و لب، زِ سخن گشت، خموش
صبرِ من، رفت به یغما، نه دلی ماند و نه هوش
مشکلِ خویش، برِ پیرِ مغان بردم، دوش
کو به تأییدِ نظر، حلِّ معمّا می‌کرد
0
دل، به دامِ سرِ گیسویِ کمندش شد و رست
بیخود از خود، بخود آمد، به خدا، خسته و مست
گریه و خنده به هم ریخت و شد، باده پرست
دیدمش، خرّم و خوشدل، قدحِ باده به دست
و اندر آن آینه، صد گونه تماشا می‌کرد
0
از ثَری تا به ثُریّا، همه بر خوانِ کریم
کیست، کو همرهِ موسی، أرنی گوی و کلیم؟
آصفی، کو؟ ببرد، تختِ سبا را به نسیم
گفتم: این جامِ جهان بین، به تو کَی داد، حکیم؟
گفت: آن روز، که این گنبدِ مینا می‌کرد
0
گر هَزاران به دوصد نغمه، سخنگویِ گُل اند
صورتی ساخته و آینه ی یک مُثُل اند
در شگفتم، که حکیمان، زِ پیِ جزء و کل اند
گفت: آن یار، کز او گشت، سرِ دار بلند
جرمش این بود، که اسرار هویدا می‌کرد
0
چشمِ دل باز کن، ار می طلبی، یار آید
تا پری وش نشوی، صحبتِ او، چون شاید؟
شوقِ دیدار، به مشتاق، توان افزاید
فیضِ روحُ القُدُس، ار باز مدد فرماید
دیگران هم بکنند، آنچه مسیحا می‌کرد
0
مرتضی را، سخنی، جز غمِ مهرویان نیست
سینه خالی کن، از این فتنه، که فتّانه یکیست
غیرِ معبود، دگر مقصد و مقصودِ تو کیست؟
گفتمش: زلفِ چو زنجیرِ بتان از پیِ چیست؟
گفت: حافظ گله‌ای از دلِ شیدا می‌کرد
0 ====================== 0
مرتضی اسماعیلی @ISMAEILI
30 تیرماه 1396 / تهران
متن قابل کپی شعر در آدرس تلگرام زیر موجود است :
https://t.me/ismaeili1
http://instagram.com/ismaeili

تصویر: خوشنویسی نستعلیق ، اثر: استاد غلامحسین امیرخانی
پی نوشت :
1- مخمس غزل 144 از غزلیات حضرت حافظ
2- دو بیت زیر بعد از بیت پنجم، تنها در نسخه قزوینی آمده و جناب حمیدیان آن را اصیل نمی داند:
بیدلی، در همه احوال خدا با او بود
او نمی‌دیدش و از دور خدا را می‌کرد
این همه شَعبده ی خویش که می‌کرد، این جا
سامری، پیشِ عصا و یدِ بیضا می‌کرد
3- این غزل حضرت حافظ با توجه به نقد و نظر جناب دکتر حمیدیان در کتاب نفیس و ارزشمند شرح شوق تصحیح و تخمیس شده است .

0
بر منش، ناز و ستم، گرچه چو فَرفُوری(2) کرد
سازِ دل کوک شد و نغمه ی طنبوری کرد
با سلیمانِ زمان، زندگیِ موری کرد
دوستان، دخترِ رَز، توبه زِ مستوری کرد
شد، سوی محتسب و کار به دستوری کرد
0
هر که زد طعنه وِرا، بر دهنش خاک کنید
میِ سرخی، به رگِ تشنه ی این تاک کنید
با سرانگشتِ بریده، یقه را چاک کنید
آمد، از پرده به مجلس، عرقش پاک کنید
تا بگوید، به حریفان، که چرا دوری کرد
0
مَثَلی هست، که مِثلی به مثالش گیرند
ماهِ بَدرست، ولی وقتِ هلالش گیرند
این چنین لعبته ای را، به خیالش گیرند
جای آنست، که در عقدِ وصالش گیرند
دختری مست، چنین، کاین همه مستوری کرد
0
تار و سنتور بیارید، که گر مطربِ عشق
نزند تار، خورد، خونِ جگر مطربِ عشق
دف و چنگی بزن و نیک نگر مطربِ عشق
مژدگانی بده، ای دل، که دگر مطربِ عشق
راه مستانه زد و چاره ی مخموری کرد
0
گوشم، از نایِ نی و دف، دفِ دیوانه شنفت
رمز و رازیست، که بر پرده ی این سینه نهفت
عشق دانست، که معشوق در آغوشِ که خفت
نه شگفت، ار گلِ طبعم، زِ نسیمش بشکفت
مرغِ شبخوان، طرب از برگِ گلِ سوری کرد
0
همچنان فلسفه ای، کو شُبَهاتش نرود
عَرَضی نیست، یقین، جوهرِ ذاتش نرود
میِ این باده، به توبه، اثراتش نرود
نه به هفت آب، که رنگش به صد آتش نرود
آن چه با خرقه ی زاهد، مَیِ انگوری کرد
0
تا به تزویر و زر و زور، شود، بود، نبود
خلق بر هیچ، عنودند و جهولند و ودود
مرتضی را چه امانست، در این چرخ کبود؟
حافظ، افتادگی از دست مده، زان که حسود
عِرض و مال و دل و دین، در سرِ مغروری کرد
0 ====================== 0
مرتضی اسماعیلی @ISMAEILI
28 تیرماه 1396 / تهران
متن قابل کپی شعر در آدرس تلگرام زیر موجود است :
https://t.me/ismaeili1
http://instagram.com/ismaeili

تصویر: سماع THE DANCE ، اثر: فریدون رسولی Freydoon Rassouli
www.Rassouli.com
پی نوشت :
1- مخمس غزل 143 از غزلیات حضرت حافظ
2- فرفور، همان مرغِ تیهوست.
3- این غزل حضرت حافظ با توجه به نقد و نظر جناب دکتر حمیدیان در کتاب نفیس و ارزشمند شرح شوق تصحیح و تخمیس شده است .
#مرتضی_اسماعیلی #اسماعیلی #شعر #شاعر #شعرمعاصر #شعر_معاصر #شعرفارسی #شعر_فارسی #شعر_پارسی #غزل #شعرغزل #شعر_غزل #مخمس #حافظ #لسان_الغیب #شعرعاشقانه #شعر_عاشقانه #عاشقانه #غزلیات #شعرمعاصرایران #شعر_معاصر_ایران #سعید_حمیدیان #شرح_شوق #عاشقی_به_اختیار
#ismaeili #mortezaismaeili #morteza_ismaeili #persian_poems #hafez #FreydoonRassouli

.
مثل زغال شعله ور از رو سياهي ام
روز مرا فداي شب روشن ات نكن

دل داده ام كه خانه ات آباد شد ، مرا
خانه خراب از همه دل بردنت نكن
#احسان_محمدی
#شعر #شعر_عاشقانه #غزل #غزل_عاشقانه #شعرغزل #غزلسرا #بيت #ابيات #ابيات_عاشقانه #عشق #عاشق #جدايي #دل_دادن #دلسپردن #شب #خانه #روسياه #شاعرانگي #زندگي #دوست #احسان #محمدي #احسان_محمدي #سياه_سفيد #پرتره #نگاتيو

Most Popular Instagram Hashtags