[PR] Gain and Get More Likes and Followers on Instagram.

#شاهنامه

27132 posts

TOP POSTS

ذهنیت دینی
کشته شدن سه دختربچه افغان به دست پدرمادر وبرادربزرگ خانواده به دلیل باورهای مذهبی لطفا ادامه داستان رادر کانال تلگرام دنبال کنید لینک درقسمت بیو
#اپوزیسیون_یکنفره #بهرام_مشیری #دکترمیترابابک #احمدکسروی #دکترمصدق #صادق_هدایت #شاهنامه #فردوسی #جمعه_هاى_همبستگى_ملى #جمهوری_اسلامی #جهالت #خرافه #استبداد #دمکراسی #ازادی #مهدی_فلاحتی #شیعه #سنی #پیامبر

.
.
برای جانباختگان نبرد قادسیه ( ۲۵ تا ۲۸ آبان ماه )

گفتار : دویم

ما از آغاز جهادگری و تازشِ تازیان  با یک دودمانِ  بی فرهنگِ ، دارایی دوستِ ، وَرن ( شهوت ) پرست ِ ، تازنده ی  هار روبروی ایم که به خودشان پروانه ( اجازه )  می دادند ( آنگونه که الله شان برایشان شناسانده بود ) هر کاری را که خواهان آن باشند بر سر مردم شکست خورده بیاورند و جهانی را به تباهی بکشانند و برای خودشان در این دنیا بهشت بسازند و بهشت روی زمین را که همانا آباد بوم ایران زمین بود به چنگ آورند .

از این مارخوار اهرمن چهرگان
ز دانایی و شرم بی بهرگان
نه گنج و نه نام و نه تخت و نژاد
همی داد خواهند  گیتی به باد

نزد هیچکدام از جهادگران  اسلامی ( پافشاری می کنم هیچ کدام از آنها ) در هیچ زمانی و هیچ روزی آن وارستگی که مسلمانانِ خردباخته ی ایرانی ( این را نوشتم وانگهی ، کوروش آریامنش می گفت هیچ ایرانی مسلمان نیست و هیچ مسلمانی نمی تواند ایرانی باشد ) دوست می داشتند داشته باشند دیده نشده است اسلام برای عرب ها ابزاری  برای  چیرگی و  کامجویی بوده ا ست و دیگر هیچ .
ببرون کشیدن دخترکان از خانه های مردمِ  ایران برای کنیز کردن و کام گرفتن  رخدادی روامند و بهنجار ( معمولی ) و آیینی ( شرعی ) بود
عرب بسیار نماز میخواند و بسیار روزه می گرفت و بسیار نام الله را بر زبان( که این داشته ها  را به آن ها داده ) می آوردند و گاه برای ابراز این سپاسگزاری  پای پیاده از شهرهای دوری همچون کوفه و بصره و دمشق به دیدار خانه ی الله  می رفت ، تاراج و کشتار و سبی ( این واژه برابر پارسی ندارد ازیرا که برازنده ی نگرش اسلامی ست ، سَبی کردند به چم این است که به خانه های شکسته خورده درآیی و زنان و دخترانِ آنها را برای کامجویی ازآن خود کنی )  می کرد شهرها را به ویرانی می کشید و به دست آورد هایش در این راه می نازید و برای این کارها که جهاد برای دین الله بود ( این واژه نیز ، زیبنده ی دین اسلام است ازیرا برای گسترش دین الله ، مسلمانان واداشته بودند کفار را هر جا دیدند گردن بزنند و این می شود ، جهاد - برای پادورزی با این نگرش لت ایی از شاهنامه است که می فرماید : نبودند شاهان ما دین فروش / به فرمان دارنده دادند گوش ، بگذریم ) برای خودش آرزوی بهشتی می کرد که الله  در آسمانها به آنها نوید داده بود
برای تازی های  مسلمان ( بازهم می گویم همه ی اعراب بدون کم و کاست ) هیچ خوشی  مانند کشتن  و برده کردن و به سبایا و کنیزان و غلامان  درآمدن نبود .

همه تخت و گاه و همه جشن و سور
نیرزد به دیدار یک موی حور

پ.ن :
ادامه دارد

بمناسبت نبرد قادسیه
بخش دهم (پایان)
سپهسالار رستم فرخزاد در نامه ای برادرش را ازوقايع جنگ آگاه کرد .آن نامه حاوي يک سري دستورات براي برادرش بود و هم به نوعي ،وصيت نامه ي رستم به حساب مي آید.
فردوسي بزرگ نامه ي سپهسالار به برادرش را به زيبايي به نظم در آورده است؛
.
یکی نامه سوی برادر به درد
نبشت و سخنها همه ياد کرد

نخست آفرين کرد بر کردگار
کزو ديد نيک و بد روزگار

که اين خانه از پادشاهی تهيست
نه هنگام فيروزی و فرهيست

ز چارم همی بنگرد آفتاب
کزين جنگ ما را بد آيد شتاب

بر ايرانيان زار و گريان شدم
ز ساسانيان نيز بريان شدم

دريغ آن سر تاج و آن تخت و داد
دريغ آن بزرگی و فر و نژاد

که از اين پس شکست آيد از تازيان
ستاره نگردد مگر بر زبان

برين سال چهار صد بگذرد
کزين تخم گيتی کسی نسپرد

که از قادسی تا لب رودبار
زمين را ببخشيم با شهريار

شهنشاه را نيز فرمان بريم
گر از ما بخواهد گروگان بريم

چنين است گفتار کردار نيست
جز از گردش کژ پرگار نيست

برين نيز جنگی بود هر زمان
که کشته شود صد هژبر دمان

بزرگان که با من بجنگ اندراند
به گفتار ايشان همی ننگرند

همی سرفرازند که ايشان که اند
به ايران و مازندران بر چه اند

بکوشيم و مردی بکار آوريم
بر ايشان جهان تنگ و تار آوريم

چو نامه بخوانی خرد را مران
بپرداز و بر ساز با مهتران

همی تا آذرآبادگان
به جای بزرگان و آزادگان

بدار و بپوش و بيارای مهر
نگه کن بدين گرد گردان سپهر

سخن هر چه گفتم به مادر بگوی
نبيند همانا مرا نيز روی

که آمد به تنگ اندرون روزگار
نه بيند مرا زين سپس شهريار

که من با سپاهی به سختی درم
به رنج و غم و شور بختی درم

رهايی نيابم سرانجام از اين
خوشا باد نوشين ايران زمين

چو گيتی بود تنگ بر شهريار
تو گنج و تن و جان گرامی مدار

کزين تخمه نامدار ارجمند
نماند جز شهريار بلند

بکوشش مکن هيچ سستی بکار
به گيتی جز او نيست پروردگار

ز ساسانيان يادگار او است و بس
کزين پس نبيند از اين تخمه کس

دريغ اين سر تاج و اين مهر و داد
که خواهد شدن تخم شاهی به باد

تو پيروز باش و جهاندار باش
ز بهر تن شه بتيمار باش

چو با تخت منبر برابر شود
همه نام بوبکر و عمر شود

نه تخت و نه ديهيم بينی نه شهر
ز اختر همه تازيان راست بهر

نه تخت و نه تاج و نه زرينه کفش
نه گوهر و نه افسر و نه بر سر درفش

ز پيمان بگردند و از راستی
گرامی شود کژی و کاستی

کشاورز جنگی شود بی هنر
نژاد و گهر کمتر آيد ببر

ربايد همی اين از آن و آن از اين
ز نفرين ندانند باز آفرين

نهان بهتر از آشکار شود
دل شاه شان سنگ خارا شود

بد انديش گردد پسر بر پدر
ادامه در کامنت🔽🔽

بازنویسیِ داستان رودابه و زال
از شاهنامهٔ فردوسی
علی عشایری (راد)
روزنامهٔ خبر جنوب، ضمیمهٔ ادبی نگاه پنج شنبه
صفحات ۲ و ۷ / ۲۵ آبان ۱۳۹۶
*متن کامل این مطلب را می توانید در وبلاگم که آدرس آن در قسمت بیوگرافی درج شده، مطالعه بفرمایید.
#علی_عشایری_راد #علی_عشایری #راد #شاعر #شعر #شعر_کلاسیک #پژوهش #فردوسی #رودابه #زال #افسانه #شاهنامه #سام #داستان #عاشقانه #سروده #چکامه #روزنامه_خبر #روزنامه_خبر_جنوب #شیراز
#ali_ashayeri_raad #ali_ashayeri #raad #aliashayeriraad #aliashayeri #poet #poetry #poem #shiraz

کرج ایران. و سازه های ایرانی که رنگ و بوی تمدن ایران دارند و گواه ریشه دار بودن اصالت در خون و پوست و استخوان هر ایرانی
IRAN فرهنگ ایرانی
اینجا ایرانه. اینجا تمدن و اصالت محدود و محصور در دیوارهای موزه نیست!!!!! فقط قلب یک ایرانی به عشق ایران می تپد
فقط ایران
#وطن فقط #ایران
ما به مرزهایمان وفاداریم
#هخامنشیان #تهران #اهواز #خوزستان #لرستان #شیراز #بوشهر #هرمزگان #کردستان #آذربایجان #یزد #کرمانشاه #اصفهان #خراسان #مازندران #ارومیه #بلوچستان #آران #ارمنستان #بختیاری #پارسی #کرد #لر #آذری #ماد #گیلان #شاهنامه #شاهنامه_خوانی #بختیاری

قسمت صد و پنجاه و ششم

خاقان بسیار غمگین شد و به هومان گفت : برو و نام او را بجوی . هومان با ترس نزد رستم رفت و گفت : ای نامدار تاکنون کسی را چون تو ندیده‌ام پس خود را معرفی کن که مهر تو در دلم افتاده است و اگر نامت را بگویی سپاسگزار می‌شوم . رستم پاسخ داد تو چرا نامت را نمی‌گویی اگر آشتی می‌جویی بگو که قاتل سیاوش گروی زره به همراه گرسیوز و بزرگانی که با سکوت خود بر این ظلم دامن زدند ازجمله هومان و لهاک و فرشیدورد و گلباد و نستیهن را به ما تحویل دهند و اگر چنین کنند ما با بقیه کاری نداریم و بازمی‌گردیم.در غیر این صورت توران را تباه می‌کنیم . هومان به‌شدت ترسیده بود و گفت : نامم کوه است و پدرم بوسپاس بود و من از دور با این سپاه می‌آمدم . حالا که مرا شناختی تو هم خودت را معرفی کن و من سخنان تو را برای سپاه می‌برم . رستم گفت : نام مرا مپرس و هرچه دیدی برای بزرگان توران بگو . من دلم برای پیران می‌سوزد و او نیز از خون سیاوش نالان است . پس او را نزد من بفرست . هومان به‌سوی ترکان تاخت و به پیران گفت : گویا او خود رستم است و به‌جز تو باکسی مهر ندارد و اکنون هم تو را خواسته است . با او به نرمی سخن بگو. پیران نزد خاقان رفت و گفت : او حتماً رستم است پس کسی نمی‌تواند او را شکست دهد . او مدتی پرورش‌دهنده سیاوش بود و در زابل از او نگهداری می‌کرد و اکنون مرا خواسته است باید بروم و ببینم چه می‌خواهد. خاقان گفت : اگر آشتی می‌خواهد قبول کن که شایسته است که با او نجنگیم ولی اگر میل جنگ داشت ما هم با او می‌جنگیم. او که آهنین نیست . پس پیران به‌سوی رستم رو نهاد و گفت : شنیدم که خواستار دیدار من شدی . رستم گفت تو کیستی ؟ پاسخ داد : من پیران هستم که تو از هومان مرا طلب کردی. رستم گفت : من هم رستم زابلی هستم. پیران از اسب پیاده شد و تعظیم کرد . رستم گفت : درود خسرو و سلام فرنگیس را بپذیر
#شاهنامه
#شاهنامه۱۵۶ 🖤🖤🖤🖤

وصف بلوچ در شاهنامه فردوسی

چنین گفت پرمایه دهقان پیر
سخن هرچه زو بشنوی یادگیر
که از نامداران با فر و داد
ز مردان جنگی به فر ونژاد
همه مرزبانان زرین کمر
بلوچی و گیلی زرین سپر
گزین کرد ازان نامداران سوار
دلیران جنگی ده و دو هزار
هم از پهلو و پارس و کوچ و بلوچ
ز گیلان جنگی و دشت سروچ
از ایران هرآنکس که گو زاده بود
دلیر و خردمند و آزاده بود
همان پنج موبد از ایرانیان
برافراختند اختر کاویان
همی خواند بر شهریار آفرین
ازو شاد شد شاه ایران‌زمین
یکی گرزدار از نژاد همای
براهی که جستیش بودی بپای
سپاهش ز گردان کوچ و بلوچ
سگالیده جنگ مانند قوچ
که کس در جهان پشت ایشان ندید
برهنه یک انگشت ایشان ندید
#فردوسی#شاهنامه#بلوچ#ایران#پهلوان#گو#بلوچ_در_شاهنامه#ایران#سیستان#بلوچستان#ابوالقاسم_فردوسی

MOST RECENT

چو با تخت منبر برابر شود
همه نام بوبکر و عمر شود
تبه گردد این رنجها دراز
نشیبی درازست پیش فراز
نه تخت و نه دیهیم بینی نه شهر
ز اختر همه تازیان راست بهر
#شاهنامه#حکیم_ابولقاسم_فردوسی#قادسیه#فردوسی_بزرگ#ایران#تازیان#قادسیه

بگویش که در جنگ مردن بنام
به از زنده ، دشمن بدو شادکام
#رستم_فرخزاد#شاهنامه#فردوسی_بزرگ

خروشید و زد دست بر سر ز شاه
که شاها منم کاوه دادخواه
یکی بی زیان مرد آهنگرم
ز شاه آتش آید همی بر سرم
اگر هفت کشور به شاهی تو راست
چرا رنج و سختی همه بهر ماست

#شاهنامه #فردوسی#شاهنامه_خوانی #شاهنامه_فردوسي #هنر#فرهنگ#ادب#تندیس#سپاس#باشگاه_شاهنامه_پژوهان#ایران_بزرگ_فرهنگی #نقالی#نقال#باشگاه_نقالان#ایرانشهر#ایرانشناسی

#shahname #shahnameh

💌دعوت به بازدید از 🖼 نمایشگاه گروهی پوستر شاهنامه 🏡در کافه ایرانشهر تا چهارم آذرماه ▪️گزارش تصویری نمایشگاه در 👇👇 honaronline.ir/fa/tiny/news-109046

#شاهنامه #فردوسی#شاهنامه_خوانی #شاهنامه_فردوسي #هنر#فرهنگ#ادب#تندیس#سپاس#باشگاه_شاهنامه_پژوهان#ایران_بزرگ_فرهنگی #نقالی#نقال#باشگاه_نقالان#ایرانشهر#ایرانشناسی

#shahname #shahnameh

.
.
برای جانباختگان نبرد قادسیه ( ۲۵ تا ۲۸ آبان ماه )

گفتار : دویم

ما از آغاز جهادگری و تازشِ تازیان  با یک دودمانِ  بی فرهنگِ ، دارایی دوستِ ، وَرن ( شهوت ) پرست ِ ، تازنده ی  هار روبروی ایم که به خودشان پروانه ( اجازه )  می دادند ( آنگونه که الله شان برایشان شناسانده بود ) هر کاری را که خواهان آن باشند بر سر مردم شکست خورده بیاورند و جهانی را به تباهی بکشانند و برای خودشان در این دنیا بهشت بسازند و بهشت روی زمین را که همانا آباد بوم ایران زمین بود به چنگ آورند .

از این مارخوار اهرمن چهرگان
ز دانایی و شرم بی بهرگان
نه گنج و نه نام و نه تخت و نژاد
همی داد خواهند  گیتی به باد

نزد هیچکدام از جهادگران  اسلامی ( پافشاری می کنم هیچ کدام از آنها ) در هیچ زمانی و هیچ روزی آن وارستگی که مسلمانانِ خردباخته ی ایرانی ( این را نوشتم وانگهی ، کوروش آریامنش می گفت هیچ ایرانی مسلمان نیست و هیچ مسلمانی نمی تواند ایرانی باشد ) دوست می داشتند داشته باشند دیده نشده است اسلام برای عرب ها ابزاری  برای  چیرگی و  کامجویی بوده ا ست و دیگر هیچ .
ببرون کشیدن دخترکان از خانه های مردمِ  ایران برای کنیز کردن و کام گرفتن  رخدادی روامند و بهنجار ( معمولی ) و آیینی ( شرعی ) بود
عرب بسیار نماز میخواند و بسیار روزه می گرفت و بسیار نام الله را بر زبان( که این داشته ها  را به آن ها داده ) می آوردند و گاه برای ابراز این سپاسگزاری  پای پیاده از شهرهای دوری همچون کوفه و بصره و دمشق به دیدار خانه ی الله  می رفت ، تاراج و کشتار و سبی ( این واژه برابر پارسی ندارد ازیرا که برازنده ی نگرش اسلامی ست ، سَبی کردند به چم این است که به خانه های شکسته خورده درآیی و زنان و دخترانِ آنها را برای کامجویی ازآن خود کنی )  می کرد شهرها را به ویرانی می کشید و به دست آورد هایش در این راه می نازید و برای این کارها که جهاد برای دین الله بود ( این واژه نیز ، زیبنده ی دین اسلام است ازیرا برای گسترش دین الله ، مسلمانان واداشته بودند کفار را هر جا دیدند گردن بزنند و این می شود ، جهاد - برای پادورزی با این نگرش لت ایی از شاهنامه است که می فرماید : نبودند شاهان ما دین فروش / به فرمان دارنده دادند گوش ، بگذریم ) برای خودش آرزوی بهشتی می کرد که الله  در آسمانها به آنها نوید داده بود
برای تازی های  مسلمان ( بازهم می گویم همه ی اعراب بدون کم و کاست ) هیچ خوشی  مانند کشتن  و برده کردن و به سبایا و کنیزان و غلامان  درآمدن نبود .

همه تخت و گاه و همه جشن و سور
نیرزد به دیدار یک موی حور

پ.ن :
ادامه دارد

بمناسبت نبرد قادسیه
بخش دهم (پایان)
سپهسالار رستم فرخزاد در نامه ای برادرش را ازوقايع جنگ آگاه کرد .آن نامه حاوي يک سري دستورات براي برادرش بود و هم به نوعي ،وصيت نامه ي رستم به حساب مي آید.
فردوسي بزرگ نامه ي سپهسالار به برادرش را به زيبايي به نظم در آورده است؛
.
یکی نامه سوی برادر به درد
نبشت و سخنها همه ياد کرد

نخست آفرين کرد بر کردگار
کزو ديد نيک و بد روزگار

که اين خانه از پادشاهی تهيست
نه هنگام فيروزی و فرهيست

ز چارم همی بنگرد آفتاب
کزين جنگ ما را بد آيد شتاب

بر ايرانيان زار و گريان شدم
ز ساسانيان نيز بريان شدم

دريغ آن سر تاج و آن تخت و داد
دريغ آن بزرگی و فر و نژاد

که از اين پس شکست آيد از تازيان
ستاره نگردد مگر بر زبان

برين سال چهار صد بگذرد
کزين تخم گيتی کسی نسپرد

که از قادسی تا لب رودبار
زمين را ببخشيم با شهريار

شهنشاه را نيز فرمان بريم
گر از ما بخواهد گروگان بريم

چنين است گفتار کردار نيست
جز از گردش کژ پرگار نيست

برين نيز جنگی بود هر زمان
که کشته شود صد هژبر دمان

بزرگان که با من بجنگ اندراند
به گفتار ايشان همی ننگرند

همی سرفرازند که ايشان که اند
به ايران و مازندران بر چه اند

بکوشيم و مردی بکار آوريم
بر ايشان جهان تنگ و تار آوريم

چو نامه بخوانی خرد را مران
بپرداز و بر ساز با مهتران

همی تا آذرآبادگان
به جای بزرگان و آزادگان

بدار و بپوش و بيارای مهر
نگه کن بدين گرد گردان سپهر

سخن هر چه گفتم به مادر بگوی
نبيند همانا مرا نيز روی

که آمد به تنگ اندرون روزگار
نه بيند مرا زين سپس شهريار

که من با سپاهی به سختی درم
به رنج و غم و شور بختی درم

رهايی نيابم سرانجام از اين
خوشا باد نوشين ايران زمين

چو گيتی بود تنگ بر شهريار
تو گنج و تن و جان گرامی مدار

کزين تخمه نامدار ارجمند
نماند جز شهريار بلند

بکوشش مکن هيچ سستی بکار
به گيتی جز او نيست پروردگار

ز ساسانيان يادگار او است و بس
کزين پس نبيند از اين تخمه کس

دريغ اين سر تاج و اين مهر و داد
که خواهد شدن تخم شاهی به باد

تو پيروز باش و جهاندار باش
ز بهر تن شه بتيمار باش

چو با تخت منبر برابر شود
همه نام بوبکر و عمر شود

نه تخت و نه ديهيم بينی نه شهر
ز اختر همه تازيان راست بهر

نه تخت و نه تاج و نه زرينه کفش
نه گوهر و نه افسر و نه بر سر درفش

ز پيمان بگردند و از راستی
گرامی شود کژی و کاستی

کشاورز جنگی شود بی هنر
نژاد و گهر کمتر آيد ببر

ربايد همی اين از آن و آن از اين
ز نفرين ندانند باز آفرين

نهان بهتر از آشکار شود
دل شاه شان سنگ خارا شود

بد انديش گردد پسر بر پدر
ادامه در کامنت🔽🔽

برنامه🔥 « #ایرانشهر از روزن #شاهنامه » 🔥
[بازیابی ایرانشهری، جنبش فرزندان زرتشت و کورش]
🔥🔥🔥 مشاهده کامل برنامه در نشانیهای
https://telegram.me/bazyabe
https://telegram.me/dinebehe
www.iranshahrig.com

چند روزی به اربعین مانده بود شاهنامه را برایِ خواندن دوباره بدست گرفتم...گمانم بر این میرفت که مطابق همیشه به داستانِ سیاوش که برسم گریه امانم نمیدهد...اما اینبار در گردنه فریدون و ایرج گیر کردم...ایرج...ایرجِ نازنین و مظلوم...به های های رسیدم...اینجا دیگر شاهنامه نبود...ایرج نبود...پیری بود که بی رحمانه مرا مینواخت...یادِ خانه و کاشانه ام...یادِ غریبیِ خودم...یادِ اربعین حسین بن علی...خواندم و خواندم تا رسیدم به بیژنِ الهی...و دستِ اخر به شاهرخِ مسکوب و نامه هایش به مادرش و سوگِ سیاوشش...رسیدم به رفیقِ مجازیم...ریحون...همان مسکوب شناس و بیژن الهی شناس...درد دارد این رفیقِ نادیده من...نگاهش به کبوتری بوده روی دیوار...سرش را برگردانده کبوتر که مادرش بوده دیگر نیست...ناشاد است...
رفیقِ من...من غمگین میشوم که با تو فصلی بیاید که تو ابانش را دوست نداشته باشی...احساسِ برشته و تیزِ تو در نهانها بیات میشود...گرم باش و گرما بده...
پنهان کن دردت را و لبخندت را به ما بده...
لبخندِ تو...شادیِ تو...مهربانیِ تو همان دردِ توست...
من اینرا میفهمم...
#reihoun
#شاهرخ_مسکوب
#شاهنامه
#بیژن_الهی
#ریحون
#مادر

:
در ایام جنگ از استاد فریدون #جنیدی دعوت شد که از ايران به #ایتالیا برود و در #دانشگاه ناپل تدریس کند.او در پاسخ گفت: باید مراقب #مادر پيرم باشم!
كليپ حدود سه دقيقه است . اما بايد كامل ببينيد تا متوجه شويد ، مادر او چه کسی بود؟ كليپ راردر كانال تلگرامم گذاشتم. فریدون جنیدی ، ایران‌شناس ، نویسنده و مدرس دانشگاه، #اسطوره شناس ایرانی و از #پژوهندگان فرهنگ و زبان‌های باستانی است. زمینه تخصصی فعالیت او #شاهنامه‌پژوهی است.
‏🌐 @soosanhosnidokht

نِظامیه نام مدارسی است که در زمان سلجوقیان برای آموزش علوم و فنون روز در شهرهای بزرگ آن دوره یعنی بغداد، نیشابور، آمل، قاهره و اصفهان بلخ و هرات تأسیس شد.
مدرسه نظامیه بغداد
مدرسه نظامیه در بغداد توسط «خواجه نظام الملک» بنیان نهاده شد. نظامیه همچنان تحت تأثیر آرای افرادی همچون امام محمد غزالی است. آموزش در نظامیه، تعالیم اشاعره بود. نظامیه یکی از معروف‌ترین مدارس بغداد بود که حجره‌هایی به سکونت طلاب افراشته داشت. این مدرسه به تدریس مذهب شافعی می‌پرداخت. شایع است که خلیفه به شکایت بعضی از مخالفان این مدرسه را مدتی بسته‌است.
مدرسین و شاگردان معروف: .
. شیخ مصلح الدین سعدی
. ابوالنجیب سهروردی .
. شیخ شهاب‌الدین عمر سهروردی .
.ابوالفرج جوزی ابواسحاق شیرازی محمد غزالی.
. قطب‌الدین شیرازی . امام شیخ ابوعامر فضل بن اسماعیل تمیمی جرجانی

#هخامنشیان #ساسانیان #اشکانیان #غزنویان #سلجوقیان #خوارزمشاهیان #صفویان #زرتشت #زرتشتی #گاتها #ایران #ایرانی #شاهنامه #فردوسی #تهران #تبریز #اصفهان #ارومیه #اردبیل #زنجان #رشت #گرگان #کرج #کرمان #شیراز #بندر_عباس #اهواز #بوشهر #آبادان

کرج ایران. و سازه های ایرانی که رنگ و بوی تمدن ایران دارند و گواه ریشه دار بودن اصالت در خون و پوست و استخوان هر ایرانی
IRAN فرهنگ ایرانی
اینجا ایرانه. اینجا تمدن و اصالت محدود و محصور در دیوارهای موزه نیست!!!!! فقط قلب یک ایرانی به عشق ایران می تپد
فقط ایران
#وطن فقط #ایران
ما به مرزهایمان وفاداریم
#هخامنشیان #تهران #اهواز #خوزستان #لرستان #شیراز #بوشهر #هرمزگان #کردستان #آذربایجان #یزد #کرمانشاه #اصفهان #خراسان #مازندران #ارومیه #بلوچستان #آران #ارمنستان #بختیاری #پارسی #کرد #لر #آذری #ماد #گیلان #شاهنامه #شاهنامه_خوانی #بختیاری

میرجلال کزازی در ﺧﺼﻮﺹ ﺷﺎﻫﻨﺎﻣﻪ ﻓﺮﺩﻭﺳﯽ میگوید:🔥🔥 ﺷﺎﻫﻨﺎﻣﻪ ﻓﺮﺩﻭﺳﯽ ﺍﺯ ﺑﯿﺘﻬﺎﯾﯽ ﺳﺮﺷﺎﺭ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﭘﯿﮑﺮﻩ ﺳﺘﺮﮒ ﻭ ﺗﻮﺍﻧﻤﻨﺪ ﺷﻌﺮ ﺧﺮﺍﺳﺎﻥ ﺭﺍ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ .ﺩﺭ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﮔﺴﺘﺮﺩﻩ ﺩﺍﺩﺷﻨﺎﺳﯽ ﯾﺎ ﻗﺎﻧﻮﻥ ‌ ﻣﺪﺍﺭﯼ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺯﻣﯿﻨﻪﻫﺎﯾﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺷﺎﻫﻨﺎﻣﻪ ﺑﺎﺯﺗﺎﺏ ﺩﺍﺭﺩ ﭼﻮﻥ ﺷﺎﻫﻨﺎﻣﻪ ، ﻧﺎﻣﻪ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭ ﻣﻨﺶ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺷﯿﻮﻩ ﻧﯿﺰ ﻣﯽ ‌ ﺗﻮﺍﻥ ﺷﺎﻫﻨﺎﻣﻪ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﭘﮋﻭﻫﺶ ﺑﺮﮔﺰﯾﺪ .

#کزازی #شاهنامه فردوسی

نخستین زنان نقال که روایتگر داستانهای ایرانی بودند با همراهی نوازندگان به داستان‌گویی می‌پرداختند. پس از زمان ساسانیان، بانوان نقال بدون ساز هم نقالی می‌کرده‌اند اما هم‌چنان که مشخص است نقال، واژه‌ای عربی است که در آن زمان این واژه رایج نبوده‌است و با واژه هايى همچون: خنياگر يا داستانگو، شناخته ميشده. ادامه مطلب را در وبسايت بنياد نقالى بخوانيد: www.naqqalicentre.com #بنيادنقالى #زنان_نقال #اولين_زن_نقال_ايران #تاريخ #مرشدبلقيس #ساقى_عقيلى#فردوسى #شاهنامه #ارش_على_فرهاديپور#نقالی_شاهنامه #نقال #نقالی #شهرزادقصه_گو #شهرزادشاهنامه #شهرزادفرهاديپور#ferdowsi #shahnameh #women_naqqals #first_female_naqqal #khonyagar #history_iran #saghi_aghili #arash_ali_farhadipour #naqqalicentre #shahrzad_shahname #shahrzad_farhadipour

Most Popular Instagram Hashtags