#سمفونی_مردگان

2884 posts

TOP POSTS

‎نوك انگشت را که به تخم چشم فشار بدهی,درخت دوتا میشود.پاهای من هم چهارتا میشوند,زلزله هم می آید,اورهان هم مست میکند. با یک انگشت همه ی دنیا را میشود تکان تکان داد.
عکس و متن از: @monahaqparast
‏www.ketabism.ir
‏‎#کتاب #کتابیست #کتابیسم #معرفی_کتاب #پیشنهاد_کتاب #book#ketab#ketabism #سمفونی_مردگان #عباس_معروفی #انتشارات_ققنوس


چه تنهایی عجیبی!
پدر خیال می‌کرد آدم وقتی در حجره ی خودش تنها باشد، تنهاست... نمی‌دانست که تنهایی را فقط در شلوغی می‌توان حس کرد.

#سمفونی_مردگان #عباس_معروفی #معرفی_کتاب #نشر_ققنوس #کتاب_خانه

برف شاخه‌ها را خم کرده بود و در بارش بعد حتما می‌شکستشان. آدم‌ها هم مثل درخت‌ها بودند. یک برف سنگین همیشه روی شانه‌های آدم وجود داشت و سنگینی‌اش تا بهار دیگر حس می‌شد. بدیش این بود که‌ آدم‌ها فقط یکبار می‌مردند. و همین یکبار چه فاجعه دردناکی بود.
#سمفونی_مردگان | #عباس_معروفی

...
آیدین گفت: « خانم سورملینا، اجازه میدهید من شما را دوست داشته باشم؟»
سورمه ایستاد. لبخند زد و زبانش را به آرامی به لب بالا کشید. گفت: «اختیار دارید.»
آن وقت آیدین او را بوسید؛ با تمام محبت..
او را همچون سرزمینی از پیش تعیین شده از آن خود کرد و بر آن پا گذاشت... #سمفونی_مردگان
#عباس_معروفی

آیدین(به خواهر کوچکش) گفت؛امروز چقدر خوشگل شده ای!
آیدا خندید و سرش را کمی کج کرد.تا آن زمان کسی چنین حرفی بهش نزده بود و چقدر دلش می خواست حالا با آیدین حرف بزند و چقدر آیدین خوب بود... برف،شاخه ها را خم کرده بود و در بارش بعد حتما می شکستشان.آدمها هم مثل درختها بودند.یک برف سنگین همیشه بر شانه های آدم وجود داشت و سنگینی اش تا بهار دیگر حس می شد.بدیش این بود که آدمها فقط یکبار می مردند.و همین فاجعه دردناکی بود.

هیچ چیز براش تازگی نداشت،انگار یکبار در این دنیا زیسته و حالا تجربه دومش بود.

و..... این بود فراز هایی از؛
#عباس_معروفی
در
#سمفونی_مردگان

.
عکس @ketabkhani1 .
.
#تو_به_اصفهان_باز_خواهی_گشت یک #رمان_عاشقانه‌ سیاسی است. آن‌ها که طرفدار رمان‌های #عاشقانه هستند احتمالا آخرین خاطره‌شان از یک رمان خوب عاشقانه #سمفونی_مردگان نوشته‌ی #عباس_معروفی باشد. حالا تو به #اصفهان بازخواهی گشت می‌تواند خاطره‌ی نسلی دیگر بشود از رمان عاشقانه. کتاب روایتگر #عشق شورانگیز یک #استاد #جوان #دانشگاه به دختری است که در روزگاری نه چندان دور گمش کرده‌. .
خواندن این #کتاب را از دست ندهید که کلی حس و حال خوب را از دست می‌دهید. حس و حالی شبیه به اولین جمله‌ی کتاب خطاب به عکس سه در چهار معشوق گمشده: این‌طور نگاه کردنت همیشه ته دلم را خالی می‌کرد...
.
.

#نشر_چشمه
#نشرچشمه

.
چکیده آدم‌ها فقط‌ یک‌ نیمه‌ از عمرشان‌ را زندگی‌ می‌کنند، من‌ مال‌ نیمة‌ اول‌ بودم‌ و او نیمة‌ دوم‌. آن‌که‌ نیمه‌ اول‌ عمرش‌ را زندگی‌ کرده‌ است‌، برادری‌ است‌ که‌ تلاش‌ می‌کند تا پا جای‌ پای‌ پدر بگذارد؛ پدری‌ مستبد و تمامیت‌خواه‌. و آن‌که‌ نیمة‌ دوم‌ را زیسته‌ است‌، برادری‌ است‌ شاعر و روشنفکر، جوانی‌ که‌ نماد نسل‌ روشنفکران‌ معاصر ایران‌ است‌. برادر روشنفکر در برابر ابتذال‌ خانه‌ و جامعه‌ عصیان‌ می‌کند، دل‌ به‌ عشق‌ می‌سپارد و تلاش‌ می‌کند اگر نه‌ در جامعه‌ لااقل‌ در گوشة‌ انزوایش‌ دنیایی‌ عاری‌ از پستی‌ و بدخواهی‌ بسازد. برادر دیگر پیش‌ می‌رود و به‌ پدری‌ دیگر بدل‌ می‌شود. تضاد میان‌ برادران‌ ادامه‌ می‌یابد و سرانجام‌ یکی‌ قربانی‌ دیگری‌ است‌. اما سرنوشت‌ این‌ هابیل‌ و قابیل‌ معاصر متأثر از هزاران‌ رویداد تاریخی‌ معاصر است‌؛ رویدادهایی‌ که‌ نه‌ هابیل‌ را چون‌ گذشته‌ باقی‌ گذارده‌اند و نه‌ قابیل‌ را. عباس‌ معروفی‌، روزنامه‌نگار و نویسندة‌ مشهور ایرانی‌، 46 سال‌ دارد، جوایز داخلی‌ و بین‌المللی‌ بسیاری‌ را از آن‌ خود کرده‌ و مدتی‌ است‌ ایران‌ را به‌ ناچار ترک‌ گفته‌ است‌. معروفی‌ اکنون‌ ساکن‌ آلمان‌ است‌، همچنان‌ می‌نویسد و تسلطش‌ بر شیوه‌های‌ مدرن‌ داستان‌نویسی‌ و شناختش‌ از تاریخ‌ و اسطوره‌ او را در زمرة‌ پرمخاطب‌ترین‌ نویسندگان‌ ایرانی‌ قرار داده‌ است‌. (برنده جایزه بنیاد سورکامپ- 2001)
.
#کتاب #مطالعه #رمان #داستان #کتابفروشی #کتاب_خوب_بخوانیم #کتابخانه #کتابخوانی #عباس_معروفی #سمفونی_مردگان
#bookstagram #bookshelves #bookstore #books #book #novel

#زنگ _کتاب
هر روز ساعت ۱۸

کتاب #سمفونی_مردگان
نوشته #عباس_معروفی

با صدای #مریم_حقی
@Zange_Ketab

.
.
شبانه روز،
 چقدر خبر و گزارش و مطلب آشغال می تپانیم توی کله مان؟! بعد هم با همان کله ی بادکرده،
به رختخواب می رویم و توقع داریم در خواب، پدربزرگمان را ببینیم که یک گلابی، پوست کنده و با لبخند می گوید بفرما! .
.
#عباس_معروفی
#سمفونی_مردگان
.
شرح عکس؛
از ته کوچه پیداش شد.
عصا زنون اومد روبروی مسجد جامع و ایستاد به تماشا،
توی اون شلوغ پلوغی سکونش دیدنی بود.
با ریش بلند سفید و انگشترهای درشتش شبیه دامبلدور بود.
+حاج آقا میشه ازتون عکس بگیرم؟
-بعله، بفرمایید:)
بعد ژست گرفت و خیره شد به افق، عمیق، جدی و با شکوه!
عکسو که گرفتیم و خدا حافظی کردیم، باز هم همونجا ایستاده بود.
اصلا اگه بخوام تو یه جمله براتون توصیف کنم،
"جنوبی ها همشون یه پا مدل عکاسی بالقوه ان." .
#پرسه_حوالی_زندگی
#خرمشهر_عزیز
#و_من_الله_التوفیق

MOST RECENT

‎نوك انگشت را که به تخم چشم فشار بدهی,درخت دوتا میشود.پاهای من هم چهارتا میشوند,زلزله هم می آید,اورهان هم مست میکند. با یک انگشت همه ی دنیا را میشود تکان تکان داد.
عکس و متن از: @monahaqparast
‏www.ketabism.ir
‏‎#کتاب #کتابیست #کتابیسم #معرفی_کتاب #پیشنهاد_کتاب #book#ketab#ketabism #سمفونی_مردگان #عباس_معروفی #انتشارات_ققنوس

.
چکیده آدم‌ها فقط‌ یک‌ نیمه‌ از عمرشان‌ را زندگی‌ می‌کنند، من‌ مال‌ نیمة‌ اول‌ بودم‌ و او نیمة‌ دوم‌. آن‌که‌ نیمه‌ اول‌ عمرش‌ را زندگی‌ کرده‌ است‌، برادری‌ است‌ که‌ تلاش‌ می‌کند تا پا جای‌ پای‌ پدر بگذارد؛ پدری‌ مستبد و تمامیت‌خواه‌. و آن‌که‌ نیمة‌ دوم‌ را زیسته‌ است‌، برادری‌ است‌ شاعر و روشنفکر، جوانی‌ که‌ نماد نسل‌ روشنفکران‌ معاصر ایران‌ است‌. برادر روشنفکر در برابر ابتذال‌ خانه‌ و جامعه‌ عصیان‌ می‌کند، دل‌ به‌ عشق‌ می‌سپارد و تلاش‌ می‌کند اگر نه‌ در جامعه‌ لااقل‌ در گوشة‌ انزوایش‌ دنیایی‌ عاری‌ از پستی‌ و بدخواهی‌ بسازد. برادر دیگر پیش‌ می‌رود و به‌ پدری‌ دیگر بدل‌ می‌شود. تضاد میان‌ برادران‌ ادامه‌ می‌یابد و سرانجام‌ یکی‌ قربانی‌ دیگری‌ است‌. اما سرنوشت‌ این‌ هابیل‌ و قابیل‌ معاصر متأثر از هزاران‌ رویداد تاریخی‌ معاصر است‌؛ رویدادهایی‌ که‌ نه‌ هابیل‌ را چون‌ گذشته‌ باقی‌ گذارده‌اند و نه‌ قابیل‌ را. عباس‌ معروفی‌، روزنامه‌نگار و نویسندة‌ مشهور ایرانی‌، 46 سال‌ دارد، جوایز داخلی‌ و بین‌المللی‌ بسیاری‌ را از آن‌ خود کرده‌ و مدتی‌ است‌ ایران‌ را به‌ ناچار ترک‌ گفته‌ است‌. معروفی‌ اکنون‌ ساکن‌ آلمان‌ است‌، همچنان‌ می‌نویسد و تسلطش‌ بر شیوه‌های‌ مدرن‌ داستان‌نویسی‌ و شناختش‌ از تاریخ‌ و اسطوره‌ او را در زمرة‌ پرمخاطب‌ترین‌ نویسندگان‌ ایرانی‌ قرار داده‌ است‌. (برنده جایزه بنیاد سورکامپ- 2001)
.
#کتاب #مطالعه #رمان #داستان #کتابفروشی #کتاب_خوب_بخوانیم #کتابخانه #کتابخوانی #عباس_معروفی #سمفونی_مردگان
#bookstagram #bookshelves #bookstore #books #book #novel

🌻🍀
پدر خیال می کرد آدم وقتی در حجره ی خودش
تنها باشد، تنهاست!
نمی دانست که تنهایی را فقط در
شلوغی می شود حس کرد ...
#عباس_معروفی
#سمفونی_مردگان
#📷by_me #no_edit

.
عکس @ketabkhani1 .
.
#تو_به_اصفهان_باز_خواهی_گشت یک #رمان_عاشقانه‌ سیاسی است. آن‌ها که طرفدار رمان‌های #عاشقانه هستند احتمالا آخرین خاطره‌شان از یک رمان خوب عاشقانه #سمفونی_مردگان نوشته‌ی #عباس_معروفی باشد. حالا تو به #اصفهان بازخواهی گشت می‌تواند خاطره‌ی نسلی دیگر بشود از رمان عاشقانه. کتاب روایتگر #عشق شورانگیز یک #استاد #جوان #دانشگاه به دختری است که در روزگاری نه چندان دور گمش کرده‌. .
خواندن این #کتاب را از دست ندهید که کلی حس و حال خوب را از دست می‌دهید. حس و حالی شبیه به اولین جمله‌ی کتاب خطاب به عکس سه در چهار معشوق گمشده: این‌طور نگاه کردنت همیشه ته دلم را خالی می‌کرد...
.
.

#نشر_چشمه
#نشرچشمه

A R:
آیدین گفت امروز خیلی خوشگل شده ای
آیدا خندید سرش را کمی کج کرد. تا آن روز کسی چنین حرفی بهش نزده بود و چقدر دلش می خواست حالا با آیدین حرف بزند و چقدر آیدین خوب بود. دستهاش را لای موهاش برد و گفت: شوخی نکن
آیدین گفت: باور کن آیدا وقتی چشم هات بسته بود شبیه فرشته ای بودی که چشم هاش بسته است
آیدا گفت: حالا چی؟
حالا هم مثل فرشته ای هستی که چشم هاش باز است. - از #سمفونی_مردگان #عباس_معروفی

#جیک_و_بوک #نقل_قول
#سمفونی_مردگان
#عباس_معروفی
#نشر_ققنوس
.

وقتی آدم یک نفر را دوست داشته باشد بیشتر تنهاست.چون نمیتواند به هیچ کس جز به همان آدم بگوید که چه احساسی دارد.
.
عکس از @s.ali.poorie .
📚📚📚📚📚📚📚📚
دوستان عزیز جیک و بوک
شما می‌تونید #حال_كتابي یا #کتابخونه خودتون رو از طریق دایرکت و یا راه ارتباطی کانال تلگرام که تو قسمت بیو گذاشته شده ارسال کنید تا به نام خودتون تو پیج منتشر کنیم.
😍ما رو به دیگران معرفی کنین.
همراه با #جیک_و_بوک،
یک کتاب بیشتر...📓📓
📚📚📚📚📚📚📚📚
خوشحال میشیم اگه این کتاب رو خوندید برداشتتون رو برای ما بفرستید.ما اون رو در قالب #یاداداشت با نام خودتون تو پیج منتشر میکنیم🙏🏻
#booklove #bookinsta
#جیک_و_بوک #کتاب #بهارانه #کتاب_بخوانیم #کتاب_خوب_بخوانیم#یک_کتاب_بیشتر
#نویسنده #نوشته#کتابخوان #کتابم #کتاب_دوست #معرفی_کتاب #کتابدوست #مطالعه #کتاب_خوب #کتابها #کتابدونی #کتابخونی #کتابم_کو #کتابم #کتابمن #متن #مطالعه

معرفی یه کتاب خوب دیگه به دوستان.خوندش خالی از لطف نیست.این کتاب برنده جایزه سال 2001 شده و اثر زیبا از عباس معروفی. قسمت هایی از کتاب :
( چه تنهایی عجیبی...!پدر خیال میکرد آدم فقط وقتی در حجره خودش تنها باشد ،تنهاست. نمی دانست که تنهایی را تنها در شلوغی میتوان حس کرد.)
(از خواب خسته ام ،به چیزی بیشتر از خواب نیاز دارم .چیزی شبیه بیهوشی برای مدتی طولانی.شاید هم از بیداری خسته ام !از اینکه بخوابم و تهش بیداری باشد.کاش میشد برای سه سال شش یا نه سال خوابید وبعد بیدارشد .نشد هم نشد....)
(دنیا بی ارزش نیست فقط انسانی زندگی کردن خیلی سخته...)
#کتاب_خوانی#عباس_معروفی #سمفونی_مردگان # رمان

#تو_به_اصفهان_باز_خواهی_گشت یک #رمان_عاشقانه‌ سیاسی است. آن‌ها که طرفدار رمان‌های عاشقانه هستند احتمالا آخرین خاطره‌شان از یک رمان خوب عاشقانه #سمفونی_مردگان نوشته‌ی #عباس_معروفی باشد. حالا تو به اصفهان بازخواهی گشت می‌تواند خاطره‌ی نسلی دیگر بشود از رمان عاشقانه. کتاب روایتگر عشق شورانگیز یک استاد جوان دانشگاه به دختری است که در روزگاری نه چندان دور گمش کرده‌. خواندن این کتاب را از دست ندهید که کلی حس و حال خوب را از دست می‌دهید. حس و حالی شبیه به اولین جمله‌ی کتاب خطاب به عکس سه در چهار معشوق گمشده: این‌طور نگاه کردنت همیشه ته دلم را خالی می‌کرد...
#کتاب_خوب_بخوانیم
#رمان_ایرانی
#رمان
#تو_به_اصفهان_باز_خواهی_گشت
#مصطفی_انصافی
#معرفی_کتاب
#نشر_چشمه
#نشرچشمه

Most Popular Instagram Hashtags