#سعيد_نجف_آبادی

MOST RECENT

.
نفس های آخر ارديبهشت...
و نه نفس های آخر من و دوربینم.
خداراشکر که اگر ارديبهشت ها می روند، اگر حسرتها در اردیبهشت ها جا می ماند، ولی هنوز خودمان هستیم و ماشينمان که بکشاندمان به جاده الموت، و خدا را شکر دوربينمان هست که عکسی برداریم از این بهشت ها. البته کاش آن آهنگ لعنتی نبود و کاش نميخواند آن خواننده جنوبی در راه که مجبور شوم هشتک #لعنت_بر_عکس_ها را به ناف این عکس هم ببندم و هربار که نگاهش می کنم...
.
ولی با همه اینها خداراشکر که خودم هستم و ماشینم و دوربینم که گاهی ميکشاندم به جایی دورتر از شهر، جایی که سفره زمین پهن تر است و چتر آسمان بلند تر...
تا من هستم و این زمین و این آسمان، غلط میکند این کمر که بشکند، بیجا میکند این مغز که بپکد، پیپی میل ميکنند این زانوها که بلغزند. آخ که چقدر من با ادبم.
.
آهاااااااي پرنده ی تنها مانده در این دشت، صدای آوازت را شنيدم، بگرد به دنبالش، اردیبهشت تمام شد، بهار که هنوز تمام نشده که، بگرد به دنبالش... هنوز فرصت هست. نا امید نشو، پیدایش می کنی...
.
.

عکس و متن : #سعيد_نجف_آبادی
اردیبهشت 97
منطقه الموت، قزوين
.
#عکس #عکاسی #تصویر #عکاس #عکاسی_اجتماعی #خاطرات #عکاسی_طبیعت #منظره #دلنوشته #قزوین #دوربین #الموت pic #photog #qazvin #photo #picture #pic #pictures #nice

.
نام من عشق است آیا می‌‏شناسیدم؟
زخمی‌ام -زخمی سراپا- می‌‏شناسیدم؟
.
با شما طی‌‏کرده‌‏ام راه درازی را
خسته هستم -خسته- آیا می‌‏شناسیدم؟
.
راه ششصدساله‌‏ای از دفتر حافظ
تا غزل‌‏های شما، ها، می‌‏شناسیدم؟
.
این زمانم گرچه ابر تیره پوشیده‌است
من همان خورشیدم اما، می‌‏شناسیدم
.
پای رهوارش شکسته سنگلاخ دهر
اینک این افتاده از پا، می‌‏شناسیدم؟
.
می‌‏شناسد چشم‌‏هایم چهره‌‏هاتان را
همچنانی که شماها می‌‏شناسیدم
.
اینچنین بیگانه از من رو مگردانید
در مبندیدم به حاشا، می‌‏شناسیدم!
.
من همان دریایتان ای رهروان عشق
رودهای رو به دریا! می‌شناسیدم
.
اصل من بودم، بهانه بود و فرعی بود
عشق قیس و حسن لیلا می‌‏شناسیدم؟
.
در کف فرهاد تیشه من نهادم، من!
من بریدم بیستون را می‌شناسیدم
.
مسخ کرده چهره‌‏ام را گرچه این ایام
با همین دیوار حتی می‌‏شناسیدم
.
من همانم مهربان سال‌‏های دور
رفته‌‏ام از یادتان؟ یا می‌‏شناسیدم؟
.
.
.

#حسین_منزوی گفت
#سعيد_نجف_آبادی نوشت
به یاد حسین منزوی در سالروز فراقش
اردیبهشت 1397
.
.
.
پی نوشت:
ای خدای منزوی، مارا منزوی بفرما...
خدای منزوی: باشه
.
.
.
#مصرع #خوشنویسی #خطاط #خطاطی #نستعليق #قلم #شعر #بیت #خط #هنر_ايراني #کاليگرافى #کاليگرافي #اردیبهشت #بهار #عشق #calligraph #calligraphy #calligraphic #iranian_art

زندگی همین است رفیق،
باید بید بود و رها در آغوش باد،
باید مجنون بود و سربه زیر،
باید تنها بود و با سایه ی خودت هم آغوش،
درست است که پشتت خم میشود گاهی از زور خستگی و بی همسفري،
ولی به کوری چشم ديوار،
روزی سربلند می کنیم و می رسیم به باغ،
می رسیم به جایی که خستگی اینهمه خمیدگی و پریشانی و استواری از تنمان در می آید،
روزی می رسیم به آغوش باغبان،
و امان از آن روز،
که چه حرفها که باید در گوشش زمزمه کنیم...
می رسیم به باغ...
می رسیم به باغبان... .
.
عکاسی و متن : #سعيد_نجف_آبادی

.
مردی پیــاده آمده تا روستـای تو
شعری شکفته روی لبانش برای تو
.
آورده لهجه های پُر از دود شهر را
آرام شستشو بـدهد در صدای تو
.
یک استکان طراوت گل های تازه دم
یک لقمه آفتاب سحر ناشتای تو
.
هر چار فصل دامن چل تکه ات بهار
هر هشت روز هفته ... دلم مبتلای تو
.
در کوچه باغ های نشابور و "باغرود"
پیچیده ماجرای من و ماجرای تو
.
گه گاه اگر که سر به هوا می شوم چه عیب؟
گه گاه می زند به سرِ من هـوای تو ...
.
جسم مرا بگیر و در خود مچاله کن
خواهد چکید از بدنم چشم های تو
.
این ردّ کفش نیست، نشان تعجب است
روییده وقت رفتنت از ردّ پای تو !!!
.
.
.

شعر از: #علیرضا_بديع
عکاسی: #سعيد_نجف_آبادی
قزوین ، فروردین 1397
.
#عکس #عکاسی #تصویر #عکاس #عکاسی_اجتماعی #عکاسی_طبیعت #دلنوشته #قزوین #خواب #مچاله #شعر #pic #photograph #qazvin #photo #picture #pic #pictures #nice

.
درست است که روزگار لاکردار و آدمهای خوش کردارش چنان دماري از من درآورده اند که گدایی شب جمعه هم یادم رفته رفیق جان،
درست است که این تن وامانده را فروختم به موريانگان گزنده و پس نشستم که شاید، شاید دست از سرم بردارد سوزش گزيدگي های این جماعت متحد،
درست است که بهار و زمستانم یکی شده و پیش از هر حرف نگفته ام باید اول بگويم که آآآآه چقدر سردم است،
ولی قرارمان یادم هست رفیق...قرارمان هنوز یادم هست، زمانش یادم هست، مکانش یادم هست،
اگر این قرار انتظار هرساله هم نبود که چیزی نمانده بود از من تابحال،
منتظرت میمانم رفیق،
قرارمان همانجا،
"پشت پرچين اردی بهشت،
منتظرت می مانم"
.
.
.

خوشنویسی و متن: #سعيد_نجف_آبادی
قطعه خوشنویسی شده سروده: #سید_علی_صالحی
باز نشر
اردیبهشت 1397
.
.
پی نوشت:
رفیق جان چند سال دیگر باز نشر?
عمر چقدر است? .
.
.
.
#مصرع #خوشنویسی #خطاط #خطاطی #نستعليق #قلم #شعر #بیت #خط #هنر_ايراني #کاليگرافى #کاليگرافي #اردیبهشت #بهار #عشق #calligraph #calligraphy #calligraphic #iranian_ar

.
ترنج نامه سفارش یک دوست بود...
خیلی فوری اجرا شد،
در مدت عمر تقریبا کوتاه ترنج نامه، قطعه های ادبی و بخصوص مثنوی های معنويش شده بود برایم غذای روزانه،
این شعر هم لابلای شعرهای ترنج نامه بود که یادم هست در روزهایی که حالی غریب داشتم تا مغز استخوانم نشست و همان موقع دکلمه کردم....
ديروز که لوگوهای قدیمی را می گشتم و ترنج نامه را دیدم بی اختیار این شعر آمد به ذهنم.
گشتم و دکلمه ام را هم يابيدم، بشنويد صدایم را،
و فکر کردم شاید باید یک هشتک دیگر هم اضافه کنم به پيج با عنوان...
#لعنت_بر_بعضی_نشانه_ها
.
.
.
حوصله کن بلبلِ غمدیدهٔ بی‌باغ و آسمان
سرانجام این کلیدِ زنگ‌زده نیز
شبی به یاد می‌آورد
که پشتِ این قفلِ بَد قولِ خسته هم
دری هست، دیواری هست
به خدا... دریایی هست!

#سیدعلی_صالحی
.
.
.

نشانه نوشته کانال تلگرامی ادبی " ترنج نامه"
#سعيد_نجف_آبادی
1393 (باز نشر)
.
.
.
.
#لوگو #لوگوتايپ #نشانه #نشانه_نوشته #آرم #ترنج #شعر #ادبی #logo #logodesign #logotype #دکلمه

.
قدیمها وقتی یک جایمان می سوخت، مادر سریع میپرید یک سیب زمینی از وسط نصف میکرد و رنده میکرد و میگذاشت جای سوختگی. هنوز دلیل علمی و درستی اینکار را نمیدانم. ولی خیلی حال میداد لامروت. بخصوص بوی سیب زمینی رنده شده تازه وقتی خشک میشد مست کننده بود.
از نقش های فرعی پماد سوختگی جناب سیب زمینی که بگذریم و وظیفه گرفتن شوری از غذاهای پرنمک، میرسیم به نقش های اصلی ایشان که همانا پر کردن شکم در وقتهای وقت تنگی و عجله ای و ناچاری است که مامانهای عزیز می گویند تا وقتی سیب زمینی در خانه هست مشکل چی بپزم معنا نخواهد داشت.
سیب زمینی پخته با نمک یا نعنا، پوره سیب زمینی، سیب زمینی سرخ کرده جان جانان، سیب زمینی تنوری و کبابی در پیک نیک، انواع چیپس با باد هوا برای پر کردن جیبها و نیز در آخر، منتهای آمال هر معده زنده، عزیز جانها و معشوق شکمها، قطب عالم خواراک ها و سرور همه ی مزه ها، گل سرسبد محصولات سیب زمینیان، ته دیگ سیب زمینی( عمرش دراز باد و افتخاراتش روزافزون) همه اینها از کمالات سیب زمینی محترم است.
حتی همان صفتی که گاهی نصیب آن بیچاره میکنند هم یک جاهایی به کار می آید. گاهی و البته فقط یک جاهایی بیخیالی و ندیدن خیلی چیزها در کنار اینهمه آپشن مفید و کارآمد، شخصیتی بسیار خوب از سیب زمینی در دلها کاشته که بیرون نمیتوان کرد، حتی به روزگاران.
آقایان، خانمها، بیاموزیم از سیب زمینی، باید گاهی آقا و خانم سیب زمینی بود، به جای آقای مهندس و خانم دکتر و آقای هنرمند و خانم نویسنده...
مفید و مفید و مفید...
برای خود و دنیای اطراف خود، و لازمه اصلی مفید بودن برای دنیا، گاهی سیب زمینی بودن است.
باور کنید.
.
.
نشانه فست فود "آقا و خانم سیب زمینی"
#سعيد_نجف_آبادی
1393
.
طراح کاراکتر: هنرمند گرامی خانم زهره بيگدلو
@zohreh.bigdelo
.
.
.
#لوگو #لوگوتایپ #نشانه_نوشتاری #نشانه #نشانه_نوشته #آرم #طراحی_لوگو #لوگودیزاین #گرافیک #قزوین #دلنوشته #فسا_فود #سیب_زمینی #logo #logos #logodesigner #logodesign #arm #graphic #graphicdesign #art #design #monogram #designe

.
گورستانی در زمان خدابیامرز ناپلئون بناپارت در پاریس ساخته شد و دستور داده شد همه کله گنده های ادبی و هنری و اجتماعی را بیاورند آنجا بخوابانند. حتی دستور داد عده ای از درگذشتگان جنت مکان و خلد اشیان را هم از اطراف فرانسه گور به گور کنند و بیاورند در این مکان که کلکسیونی باشد از مردگان و بعد هم تبدیل شود به موزه ای از هنر سنگتراشیها و مجسمه های قبور افراد مهم و کمی تا قسمتی مهم.
قدم که میزدیم رسیدیم به سوگلی قبرستان. اسمش را شنیده بودم ولی نمیشناختمش. اسکار وایلد. جوان ناکام نویسنده ایرلندی و گوری پر از جای بوسه خانمهای رژ لبی و یادگاریهای ماتیکی. از بس بی جنبه بازی درآورده بودند ملت شهید پرور پاریس و توریست ها در بوسیدن سنگ قبر ایشان که یکبار دور قبرش شیشه کشیده بودند و بعد هم نرده گذاشته بودند برای نزدیک نشدن! (بماند مقایسه بعضی ها با زیارت قبور مثلا جهان سوم با فرهنگ پیشرفته غربی!!) بالاخره سرچی کردم و فهمیدم زندگی سختی داشته و به اتهامات جنسی زندانی شده و در سختی و مصیبت مردیده گردیده. دلیل رسم بوسیده شدن سنگ مزارش را هیچوقت نفهمیدم. ولی مثل اینکه توی کتابش نوشته...تنبلی کار زشته...نه... چیز...ببخشید...نوشته:
.
"و آنان که او را نمى‌شناخته‌اند بر او مى‌گریند، افسوس که آن ظرف جسمانی، دیر زمانى است درهم شکسته است.
براى سوگوارانش او مردى رانده و مطرود است و براى راندگان و مطرودان است که همیشه سوگوارى مى‌کنند."
.
و این جمله روی سنگ مزارش حک شده.
جای بوسه ها را که دیدم یاد مولوی جان خودمان افتادم در همانجا. همه ما شنیده ایم شعر بیا تا قدر یکدیگر بدانیم را. ولی شاید اندکی از ما به دلیل همان تنبلیه که خیلی کار زشتیه! غزل را تا به آخر خوانده باشیم:
.
فسون قل اعوذ و قل هو الله
چرا در عشق همدیگر نخوانیم؟
.
غرض‌ها تیره دارد دوستی را
غرض‌ها را چرا از دل نرانیم
.
گهی خوشدل شوی از من که میرم
چرا مرده پرست و خصم جانیم؟
.
کنون پندار مُردم، آشتی کن
که در تسلیم ما چون مردگانیم
.
چو بر گورم بخواهی بوسه دادن
رخم را بوسه ده، کاکنون همانیم...
.
.
#سعيد_نجف_آبادی
پاریس ، پرلاشز، آبان1391
.
.
پی نوشت:
ورق بزنید و گوشه ای از هنرهای موجود در پرلاشز را ببینید.
.
.
#مولوی #بوسه #شعر #دلنوشته #پاریس #پرلاشز #Paris #photo #photography

.
خروس بی نوا، آواز بیداری نخوان دیگر
.
که عقل هوشیاری نیست در سر مرغ یک پا را
.
.
عکاسی و شعر!!!!!!!!! از
#سعيد_نجف_آبادی
بهمن 1396
.
.
پی نوشت 1:
مرغ یک پا نباشیم در زندگانی، شاید بیدار شدیم.

پی نوشت 2:
شعر?????? از کی ??????
.
پی نوشت 3:
هرگونه برداشت مرغانه و خروسانه محترم است و هرگونه تفکر و قضاوتهای بیجا تکذیب و تقبیح میگردد.
.
پی نوشت 4:
شعر نگو عسيسم، باشه?
آبروی شاعرارو نبر.
بذار حافظ و سعدی یکم راحت باشن تو گور.
همون شر و ور بگو. بگو چشم.
.
.
.
.
#عکس #عکاسی #تصویر #عکاس #عکاسی_اجتماعی #عکاسی_طبیعت #نادان #قزوین #مرغ #خروس #pic #photograph #qazvin #photo #picture #pic #pictures #nice

.
از آن وقتی که تصمیم ملوکانه بر این مقرر گردید که کپشنهای پیج اینستاگراممان از شرو ورجات و بادناله های عاشقانه به چرت و پرتات و دری وری های متفرقانه تغییر جهت داده و رویکرد جدیدی درپیش گیریم، از در و دیوار سوژه است که سرازیر می شود که بتوانیم نقاب نیش تا بناگوش باز شده را به صورت بزنیم و بیفتیم پی گیر دادن به این و آن و ارض و سما!
پس قهوه مان را هورت کشیدیم و خود را به خواب زدیم! و افتادیم پی زندگانی حقیقی و مواجهه با واقعیت های دنیای بیرونی و چشممان باز شد و دیدیم که دختران انقلابیمان یکی یکی رفتند روی پست برق چهارراه و روسری های سفیدشان را سر چوب کردند و یک کارشناس انقلابی هم کارت شارژ یکماهه تبلیغ کردند با طشت شیر و گلبرگ و بوسه بر پای آقا. تمجید از آن چوبها و روسری ها شروع شد و تقبیح از این ماساژ نه چندان سکسی.
ترسیدیم، خیلی ترسیدیم. ترسیدیم آن چوبهای روسری بسته در خوشبینانه ترین حالت فرو برود توی چشممان! که کور بودنمان را یاد آوری کند. و نیز در خوشبینانه ترین حالت آن ظرف شیر رنگ و بو عوض کرده ی حاصل از ماساژ پای تمیز آقا را به زور بریزند به حلقمان که مزه ی جهلمان را بچشانند بهمان.
دردمان شده روسری داشتن یا نداشتن زنهایمان و شارژ یکماهه ی آقایمان. نظریه می دهیم و تحلیل میکنیم و مسخره میکنیم و دفاع می کنیم و رد میکنیم و...خسته هم نمی شویم هیچوقت.
گیریم که روسری را از سر زنهایمان برداشتیم یا هیچ تار مویی ندیدیم، گیریم اصلا مردها بر پای زنهایمان بوسه زدند آنهم بدون طشت شیر. یا فمینیسم شد اصل و اساس تفکر و زندگی زنهایمان. با یخزدگی مغزها چه کنیم؟ با فکرهای کوتاه قد؟ با سوادهای تلگرامی و اینستاگرامی؟ با دلهای مرده؟
راستی سرانه مطالعه مان در روز چقدر بود؟؟؟ ساعات کار مفیدمان؟ راستی میزان فروش لوازم آرایش در ایران رتبه چند را داشت؟ بزرگترین فحاشهای دنیا در شبکه های مجازی از کدام کشورند؟
عادت کردیم به گیر دادن های سطحی و نالیدن های مقطعی، غول بزرگ در پیش است و خونمان کم و خشاب تیرهایمان اندک.
از خود شروع کنیم و از غول بزرگ درونمان.
بیائیم بیرون از زمین، بالای سرمان خبرهاييست...
.
جهان ناخوش اگر صد کدورت آرد پیش
ز وقت خوش همه را باصفا توانی کرد
.
ز شاهدان زمین گر نظر فرو بندی
نظر به پردگیان سما توانی کرد
.
.
نشانه پیشنهادی پخش کاغذ و مقوا "سما"
دیماه 1396
#سعيد_نجف_آبادی
شعر از #صائب
.
.
.
#لوگو #لوگوتایپ #نشانه_نوشتاری #نشانه #نشانه_نوشته #آرم #طراحی_لوگو #لوگودیزاین #گرافیک #گرافیک_دیزاین #متن #دلنوشته #سما #قزوین #logo #logos #logodesigner #logodesign #arm

.
از ناخوشی ها و دردها و زخمها و تنهایی ها برای خودت پله بساز برای بالارفتن، آنوقت همان پله هایی که همیشه تو را یاد زانودرد و و خستگی و زحمت می انداخت، با فرش گل گلی زحمتش کم می شود، با گلهای شمعدانی باطراوت می شود، با گرمی آفتاب لذتبخش می شود، برایت می شود تفریح و سرگرمی، بزرگت می کند، میدان ديدت را وسیعتر می کند، خیلی چیزها را کوچک می بینی اگر بالا بروی.
نمانی روی زمین، خسته نشوی، از پا نیفتی، این پله ها تورا میخواند، آن بالا منتظر تواند، فقط منتظر تو...
.
.
#سعيد_نجف_آبادی
قزوین ، دیماه 1396 . .
پله های خانه ....
عکس از: #هما_شاه_قبادیان ، همراه زندگيم
.
#عکس #عکاسی #تصویر #عکاس #عکاسی_اجتماعی #عکاسی_طبیعت #نادان #قزوین #شمعدانی #پله #pic #photograph #qazvin #photo #picture #pic #pictures #nice

.
زندگی همین است رفیق،
باید بید بود و رها در آغوش باد،
باید مجنون بود و سربه زیر،
باید تنها بود و با سایه ی خودت هم آغوش،
درست است که پشتت خم میشود گاهی از زور خستگی و بی همسفري،
ولی به کوری چشم ديوار،
روزی سربلند می کنیم و می رسیم به باغ،
می رسیم به جایی که خستگی اینهمه خمیدگی و پریشانی و استواری از تنمان در می آید،
روزی می رسیم به آغوش باغبان،
و امان از آن روز،
که چه حرفها که باید در گوشش زمزمه کنیم...
می رسیم به باغ...
می رسیم به باغبان... .
.
عکاسی و متن : #سعيد_نجف_آبادی
قزوین ، شهریور 1396 . .
.
#عکس #عکاسی #تصویر #عکاس #عکاسی_اجتماعی #عکاسی_طبیعت #دلنوشته #قزوین #ديوار #درخت_بيد #بيد #pic #photograph #qazvin #photo #picture #pic #pictures #nic

.
کاش همانقدر که گاهی خدا چشمهایش را می بندد به روی کارهای ما، ما خودمان هم چشمهایمان را مي بستيم به روی کارهای هم.
آنقدر که منتظریم تا مچ دیگران را بگیریم و علم کنیم که آهای فلانی، فلانی را دیدی چه گفت و چه کرد، شده ایم يکپا دوربین مدار بسته ، حتی در حضور خدا از او جلو ميزنيم برای مچ گیری.
چشمها را بستن به روی بدیهای هم،
چشمها را باز میکند به روی خوبی ها،
بزرگی ها،
زیبایی ها،
لذت ها،
مگر چشم غیر از دیدن اینها شغل دیگری هم دارد?
.
.
عکس و متن : #سعيد_نجف_آبادی
شهریور 1396
اصفهان ، مسجد امام .
.
#عکس #عکاسی #تصویر #عکاس #عکاسی_اجتماعی #خاطرات #عکاسی_طبیعت #دلنوشته #قزوین #دوربین #مسجد #اصفهان #pic #photograph #qazvin #photo #picture #pic #pictures #nice

.
دارم دلکی به تیغ هجران خسته...
.
.
خسته، می فهمی?! خسسسسته...
.
.
.
.
آقای #عراقی گفت
#سعيد_نجف_آبادی
سال 1394 نوشت
(باز نشر)
.
.
.
.
#عراقی #شعر #شعروگرافی #راپيد #مصرع #بداهه_نويسى #هنر_ایرانی #کاليگرافى #calligraph

.
دچار شده ايد?
کف پایی که خارش میگیرد و در کفش است...
عطسه ای که می خواهد بیاید ولی نمی آید...
گوشه ناخنی که بلند شده و با اشاره ای میسوزاند و اگر بخواهی بکّنی اش تا استخوانت می سوزد...
اینها را بگذارید در کنار بارانی که این روزها باید بیاید و نمی آید...
اشکی که باید بریزد و نمی ریزد...
و رفیقی که باید باشد و ...
.
رفیق جان، مونس جان،
زیبای دل نازیبای من،
مهربان با من نامهربان،
آه کشیدن من که به جایی بر نمی خورد،
گربه سیاهی که به دعایم باران که پیشکش، جابجایی تکه ابری هم دلم را خوش نمی کند،
ولی دچار شده ام...
آه من از روی ناچاريست،
آه من از اینست که ابزار دیگری نیست که اینهمه نیامدن و سردرگمی را کمی بیرون بریزد...
#حافظ که آه کشید با او همراه شدم،
شاید به مدد آه او،
ناله ضعیف من هم رسید به آسمانت...
شاید بازی سحر و جادوی نرگست را باطل کرد...
شاید...
.
آه از آن نرگس جادو که چه بازي انگيخت
آه از آن مست که با مردم هشیار چه کرد...
.
.
#سعيد_نجف_آبادی
آبان 1396
.
.
پی نوشت:
نخندیم به اشک کسی،
تحقیر نکنیم حال کسی را،
قضاوت نکنیم درون نهانی کسی را از روی متن ها و نوشته ها و عکسها ،
شاید رازی دارد در دل،
نخندیم به آه کسی...
چه عروسکش گم شده باشد،
چه ماشینش شکسته باشد،
چه گربه اش مرده باشد،
چه دوست دختر و دوست پسرش رفته باشد،
چه اشکها و حالهايي که نميفهميمشان...
شاید همه زندگیش همان آه است...
نخندیم به کسی که نميفهميمش...
.
.

#شعر #مصرع #کاليگرافى #کاليگرافي #نرگس #خوشنویسی #خط #خطاطی #شکسته_نستعلیق #تایپوگرافی #گرافیک #خط_تحریری #راپید #قلم #calligraph #calligraphy #calligraphic #handwriting #typography #graphicdesigner

.
چقدر هی خراب می شوی و دوباره خودت را می سازی بنده خدا?
چقدر پی ساختن دوباره خودت هستی?
شاید باید قبول کنی که تو ويرانه هستی و خرابه باقی خواهی ماند،
و مگر نشنیدی که گنجها در خرابه هاست?
بگرد پی گنجت...
به هیچکس هم نگو
شاید بيرزد به ساختن دوباره،
گنجت را پیدا کن،
و چه لذت شیرینی دارد پیدا کردن گنج...
آن هم در خرابه های خودت...
یک گنج شيرين...
آی کیف دارد...
آی می چسبد...
پس آهای خرابه ي همیشگی...
بگرد پی گنجت.... .
#سعيد_نجف_آبادی .
.
نشانه نوشته فروشگاه شیرینی "گنج شیرین"
و دو نشانه پیشنهادی
مهر 1394
.
.
پی نوشت:
اگر در یک جمعی که داربی نگاه میکنند تو حواست پی پیدا کردن گنجت بود و از نظر آنها تو آدم عجیبی هستی که فوتبال نگاه نمیکنی ناراحت نباش،
دنبال گنجت باش..
.
.
.

#لوگو #لوگوتایپ #نشانه_نوشتاری #نشانه #نشانه_نوشته #آرم #طراحی_لوگو #لوگودیزاین #گرافیک #گرافیک_دیزاین #شیرینی #فروشگاه #گنج_شيرين #دلنوشته #قزوین #logo #logos #logodesigner #logodesign #arm #graphics #brand #marketing# #graphicdesigner #graphic#logotype #art

.
‍ مثل يكرنگی، كه می بازد به رنگارنگ ها!
خسته ام از اين دورنگی ها و اين نيرنگ ها!
.
مي برد خود را به كام مرگ از بيچارگی
كوزه ی آبی كه بازی می كند با سنگ ها!
.
راه، فرش از سنگلاخ و دشت، فرش از خارزار
جاده هم پاپوش می دوزد برای لنگ ها!
.
بخت آدم می كند وقتی كه از مغرب طلوع
دور حتی می شود از سايه اش فرسنگ ها!
.
قدر ماهيگير را انگار مي داند فقط
ماهی افتاده در حوض پر از خرچنگ ها!
.
حرف از مهر و محبت بين اين مردم زدن
حكم سرباز است بين لشكر سرهنگ ها!
.
صبر بايد كرد، مثل کوه، می دانم ولی
اكتفای صخره دلگير است با گلسنگ ها!
.
كوچه خلوت، خانه ساكت، دردمان تنهايی است
گوش درها نيست ديگر آشنا با زنگ ها!
.
هم براي قصه ی فرهنگ مي سوزد دلم
هم خوشم می آيد از فرهنگ بی فرهنگ ها!
.
كاش مثل ديگران ماهم به هم مي آمديم
می رسيدند آخرش روزی به هم دلتنگ ها!
.
.
شعر از :#ستار_روهنده
.

نشانه نوشته عنوان فصلنامه علمی فرهنگی دانشگاه علوم پزشکی قزوين "هنگ فرهنگ"
#سعيد_نجف_آبادی
مهر 1396
.
.
پی نوشت:
باز با این حرف ها، بیرون نباید شد ز "مهر"
گرچه "آبان" هم نشسته پشت در، با "هنگ"ها .
.
.
.
.
.

#لوگو #لوگوتایپ #نشانه_نوشتاری #نشانه #نشانه_نوشته #آرم #طراحی_لوگو #لوگودیزاین #گرافیک #گرافیک_دیزاین #فصلنامه #نشریه #عنوان #دلنوشته #فرهنگ #قزوین #logo #logos #logodesigner #logodesign #arm #graphics #brand #marketing# #graphicdesigner #graphic#logotype #art

.
اين شبهای بی رنگ پر از قرمز و نارنجی و سبز و زرد،
این شبهای بی مزه ی ترش و شیرین و گس،
این شبهای بلاتکلیف گرم و سرد و ولرم،
شبهایی که نه هنوز پاییز پاییزی میکند، نه خرمالویی خیلی جدی سلام کرده، نه هوا پالتویی و نه آستین کوتاهیست،
همه اش آدم سرما میخورد،
همه اش آدم بهتش میبرد،
حالا اگر که او هم نباشد...
او هم نباشد...
نباشد...
.
پاییز جان،
تو را به همه اشکهایی که به خاطر تو پشت بغض ها ماند و فرو نریخت،
ناز کردن و تشریفات الکی ات را کنار بگذار...
بعضیها اویشان نیست،
رحم کن به آنها،
خرمالوهارا برسان،
نمانَد به زمستان،
بغض شبهای پاییز سخت است،
خودت را نشان بده،
تکلیفمان را با خودمان مشخص کن،
خودت را تکان بده،
فرو بریزد این اشک لامروت...
شبهای پاييز بدون او پدر در می آورد...
.
#سعيد_نجف_آبادی
نشانه نوشته خدمات پذیرایی "تشريفات"
مهر 1396
.

#لوگو #لوگوتایپ #نشانه_نوشتاری #نشانه #نشانه_نوشته #آرم #طراحی_لوگو #لوگودیزاین #گرافیک #گرافیک_دیزاین #رستوران #تشریفات #پذیرایی #دلنوشته #پاییز #قزوین #مونوگرام #logo #logos #logodesigner #logodesign #arm #graphics #brand #marketing# #graphicdesigner #graphic#logotype #art

.
آهای موسیوی با کلاه بلند و سیبیل نازک سربالا
با کت سیاه و یقه سفید
با عینک تک چشمی و کفش روکشدار سفید و عصای الکی
آهای موسیوی با کلاس، موسیوی لاکچری،
موسیوی اهل رستوران و کافه و قهوه تلخ و بحث های فلسفی،
کاش این روزها کمی دست از با کلاسی برداری،
کمی ریش بگذاری،
کلاه کاموایی بگذاری،
کاش این روزها کمی انار دان کنی و با گلپر بریزی توی یک پلاستیک و درش را گره کنی،
بعد با دوچرخه بیایی دنبال مادمازل کنج خانه نشسته و دل پیر شده ات،
ببریش هواخوری، ببریش انار خوری،
آهای موسیوی با کلاس شده،
کاش این روزها کمی گریه کنی،
کاش این روزها کمی شعر بخوانی...
.
.
#سعيد_نجف_آبادی
نشانه رستوران "موسيو"
مهر 1396
.
طراحی شخصیت موسیو اثر بانوی هنرمند زهره بيگدلو .
.

#لوگو #لوگوتایپ #نشانه_نوشتاری #نشانه #نشانه_نوشته #آرم #طراحی_لوگو #لوگودیزاین #گرافیک #گرافیک_دیزاین #رستوران #موسيو #قزوین #مونوگرام #logo #logos #logodesigner #logodesign #arm #graphics #brand #marketing# #graphicdesigner #graphic#logotype #art

.
یه فیلم جنگی میداد اونوقتا که یه تک تیر انداز ایرانی کمین کرده بود یه جا با قناسه عراقیارو میزد. تیپ نشونه گرفتن و تیراندازیش خیلی قهرمانانه بود.
وقتی توپ نمدی رو نشونه میگرفتیم برای زدن هفت تا سنگ روهم چیده شده توی کوچه، حس اون یارو رو داشتیم. یه نگاه به آسمون میکردیم و یه نفس عمیق، توپ نمدی که گوله چرک شده بود رو میبوسیدیم و بعدش شلیک. وقتی شتلق میخورد به سنگا و برج هفتا سنگ متلاشی میشد تازه باید میدویدیم و فرار که با توپ نزننمون. وقتی اونا یه پرتاب میکردن که به کسی نمیخورد و توپ دور میشد، فرصت ساختن برج سنگا بود. اینجا بود که آرزو میکردیم کاش نشونه گیریمون اونقدر دقیق بود که فقط یکی دوتا از سنگا افتاده بود نه اینکه همشون متلاشی بشن و مجبور بشی برای ساختنشون وقت بیشتری بگذاری.
وقتی حس و ژست ترکوندن داری مثل اون بازیگر فیلم و ادای قهرمانارو در میاری، مطمئن باش میزنی میترکونی،
همه آدمای زندگیمون عراقی نیستن که یه جوری بزنی دیگه بلند نشن، گاهی باید یه جوری زد که بشه ساخت.
امان از هفت سنگ هایی که فروریخیم و فرصت چیدنشون رو پیدا نکردیم،
امان از حسای زود گذر،
امان از قهرمان بازی،
امان از بچگی...
اگه هفت سنگی رو خرد کردیم که هنوز فرصت ساختنش هست، بسازیم،
وقت زیادی نداریم.
.
.
#سعيد_نجف_آبادی
نشانه نوشته کانون آگهی تبلیغاتی "هفت"
مهر 1396
.
.
پی نوشت:

#لوگو #لوگوتایپ #نشانه_نوشتاری #نشانه #نشانه_نوشته #آرم #طراحی_لوگو #لوگودیزاین #گرافیک #گرافیک_دیزاین #هفت_سنگ #هفت #کانون_آگهی_تبليغاتي #قزوین #مونوگرام #logo #logos #logodesigner #logodesign #arm #graphics #brand #marketing# #graphicdesigner #graphic#logotype #art

Most Popular Instagram Hashtags