[PR] Gain and Get More Likes and Followers on Instagram.

#سالکین_الی_الله

530 posts

TOP POSTS

.
امان از کمی توشه .
کل احمد آقا(ره)نقل می کردند :
.
« در همان دوران جوانی، با جناب شیخ(خیاط) به سر مزار قطب راوندی آمدیم. قطب در عالم معنا به شیخ گفت: یا شیخ، التماس دعا
شیخ پرسید: شما دیگر چرا درخواست دعا می کنید، که عمریست زائران بی بی فاطمه معصومه علیها السلام بر سر مزارتان فاتحه ای می خوانند و شما را شفیع خود قرار می دهند؟قطب نیز آهی کشید و گفت: این را به مولی امیرالمؤمنین علیه السلام بگو که می فرماید: آه، از کمی توشه»
.
حکایات بعدی به (کامنت مراجعه فرمایید)👇
(جهت معرفی و کرامات دیگر از ایشان در
همین صفحه به پست های گذشته سربزنید)
.

#oliya_allah

#صفحه_اصلی
#صفحه#اولیاءالله#داستان#شرح #احوالات#حکایات#کرامات
#مکاشفات#زندگینامه#خاطرات
#سیره#علما #صلحا
#مراجع_تقلید#شیعه
#صفحه_اولیاءالله
#داستان_مذهبی #سیروسلوک
#سالکین_الی_الله
#سلوک#عرفانی#عارف_ربانی
#عارف_بالله #سالک_الی_الله
#شیخ_رجبعلی_خیاط #نکوگویان
#رحمه_الله_علیه #رضوان_الله_علیه
.
. 📩🔊 به کانال تلگرام ما بپیوندید👉
📲🔍 لینک درقسمت معرفی صفحه می باشد👉
@ oliya_chanel

.
عالم ربانی آیت الله حاج شیخ رحمت الله صاحب زمانی بروجردی(ره)
.
سال 1292 ه.ش. در روستای گوشه از محلات قدیمی بروجرد به دنیا آمد. پدر بزرگوارشان مرحوم آقا عیسی، کشاورز و ساکن در روستای «گوشه» و مشهور به زهد و تقوا بودند، پس از آنکه یازده فرزندش فوت می شود، صاحب دوازدهمین فرزند به نام رحمت الله شده که بعدها معلوم شد که عطای رحمت الله الواسعه حضرت امام حسین (ع) صلوات الله علیه بوده است.
.
مادر مکرمه ایشان در همان ایام در عالم رویا می بیند که پرچمی سبز به او می دهند و به او می گویند : « بچه ای می آید و می ماند» . در حالی که شغل ایشان کشاورزی بود، پس از انقلابی درونی حدوداً در سن 27 سالگی علاقمند به فراگیری علوم آل محمد (ص) شده ولی به جهت کندی ذهن، مورد مذمت و طعنه اهل علم قرار می گیرند.
.
خود ایشان نقل می فرمودند : «اوائل طلبگی مطلب را یاد نمی گرفتم کتاب
سیوطی می خواندم که، مشرف به عتبات عالیات شدم و اتفاقاً شب جمعه مصادف با اربعین شده بود. همان شب توسل پیدا کردم و مورد لطف حضرت واقع شدم و از آن پس طوری شد که از استاد هم اشکال می گرفتم» .
.
در مورد دیگری هم گفته است: «شبی در خواب دیدم امیرالمؤمنین علیه السلام شمشیری به دستم داد و فرمود: این را بگیر و در راه خدا جنگ کن!» این ها نمونه هایی از عنایت و توجه آن بزرگواران در دوران تحصیل به ایشان است.
.
.

#oliya_allah

#صفحه_اصلی
#صفحه#اولیاءالله#داستان#شرح #احوالات#حکایات#کرامات
#مکاشفات#زندگینامه#خاطرات
#سیره#علما #صالحین
#مراجع_تقلید#شیعه
#صفحه_اولیاءالله
#داستان_مذهبی #سیروسلوک
#سالکین_الی_الله
#ایت_الله #ایت_الله_العظمی
#رحمت_الله_صاحب_الزمانی_بروجردی
#صاحب_الزمانی #بروجردی
#رحمه_الله_علیه#رضوان_الله_علیه
.
. 📩🔊 به کانال تلگرام ما بپیوندید👉
📲🔍 لینک فعال درقسمت معرفی صفحه می باشد👉

.
آیت الله صافی اصفهانی(ره)نقل می کنند: .
رفیقی داشتم در نجف اشرف به نام حاج عبدالزهرا که شخصی صد در صد صادق بود و سر سوزنی احتمال اینکه خلاف بگوید درباره اش نبود.با اینکه به تجارت مشغول بود ولی بیشتر اوقات در مشاهد مشرفه به سر می برد، مرد بسیار با تقوا،با صفا اهل دل و در سیر و سلوک زحمت کشیده بود، مخصوصا در محبت به اهل بیت فوق العاده بود، با هم خیلی رفیق بودیم. .
می گفت که یک مدتی مثل فیلم سینمایی تمام حوادث و وقایع فردا را در شب قبلش در قنوت نماز می دیدم و فردا تمام آن به صورت کامل اتفاق می افتاد.مثلا در شب می دید که کسانی آمدند با او معامله کردند و در خواست هایی داشتند. فردایش عینا همان چیزها اتفاق می افتاد.
.
یک وقتی با عده‌ای از دوستانش در مسجد کوفه معتکف بود، وقت ظهر یک نفر بلند شد که برای 7 نفر غذا تهیّه کند حاج عبدالزهراء گفت: برای 9 نفر غذا تهیّه کنید، اتفاقاً من و یکی از رفقا داشتیم از نجف به طرف کوفه می‌رفتیم، وقتی به جمع آن‌ ها ملحق شدیم همه تعجّب کردند از حاج عبدالزهراء پرسیدند از کجا فهمیدی 2 نفر اضافه می‌شوند؟ گفت: در قنوت نمازم آن‌ها را دیدم
.
این حاج عبدالزهرا شب های چهارشنبه به مسجد سهله می رفت،بعد از اعمال معمولا مقداری با هم مجالست داشتیم یک شب به من گفت:آقای صافی این اواخر یک اتفاقات ناگواری برای من رخ می دهد. گفتم:خیر است ان شاء الله، چه اتفاقی؟گفت:در قنوت نمازم تمام اتفاقاتی که فردا می خواهد رخ بدهد مثل یک فیلم سینمایی می بینم، به نظر شما این ها مکاشفات شیطانی نیست؟ .
این گذشت تا این که یک روز با حالت عصبانیت و ناراحتی سراسیمه به منزل ما آمد و گفت: آقای صافی آخر این چه ایمانی است که من دارم،این چه نمازی است که من می خوانم، عوض این که در نماز تمام توجهم به خدا باشد، همه اش به این فیلم ها طی می شود، این ها به چه درد من می خورد و ..... .
به او گفتم برو نزد امام حسین(علیه السلام) و این ها را با محبت او مبادله کن، یک معامله خیلی شیرین، او هم یک مقدار آتشش خوابید. .
حاج عبدالزهرا مرتب شب های جمعه به کربلا مشرف می شد، یک روز به من گفت: شب جمعه به زیارت حضرت سیدالشهداء (علیه السلام) مشرف شدم به حضرت عرض کردم:....👈ادامه مطلب به کامنت مراجعه فومایید👉
.

#oliya_allah

#صفحه_اصلی
#صفحه#اولیاءالله#داستان#شرح #احوالات#حکایات#کرامات
#مکاشفات#زندگینامه#خاطرات
#سیره#علما #صالحین
#مراجع_تقلید#شیعه
#صفحه_اولیاءالله
#داستان_مذهبی #سیروسلوک
#سالکین_الی_الله
#سالک_الی_الله #عارف_بالله
#عبد_صالح_خدا #عبدالزهرا_گرعاوی
#رحمه_الله_علیه#رضوان_الله_علیه

.
ملائک روز و شب
.
خطیبی که در مراسم ترحیم ایشان سخنرانی می کرد بعد از اینکه دید اطرافیان می خواهند حاج ملاآقا جان را به او معرفی کنند در منبر گفت :
از شما تعجب است که می خواهید او را به من معرفی کنید، من خودم یک کرامت از او دیده ام که نقل آن شما را هم به عظمت روحی این مرد بزرگ بیشتر آشنا می کند.
شب جمعه ای که من و او در حرم حضرت سیدالشهداء ( علیه السلام) بیتوته کرده بودیم ،من منتظر اذان صبح بودم و ساعت دقیقی هم نداشتیم، از حاج ملا آقا جان سؤال کردم: صبح شده یا نه؟
اشاره ای کرد و گفت: ببین ملائکه صبح پائین می آیند و ملائکه شب بالا می روند.
آن واعظ در منبر نگفت که من در آن موقع چه دیدم ولی قسم خورد و گفت: به خدا قسم می دید و می گفت: و وقتی دقت کردیم و تفحص نمودیم متوجه شدیم که همان لحظه اذان صبح و طلوع فجر بوده است.
.
👇(کراماتی دیگر از ایشان به کامنت توجه فرمایید) .

#oliya_allah

#صفحه_اصلی
#صفحه#اولیاءالله#داستان#شرح #احوالات#حکایات#کرامات
#مکاشفات#زندگینامه#خاطرات
#سیره#علما #صالحین
#مراجع_تقلید#شیعه
#صفحه_اولیاءالله
#عارفین#سلوک#سالک
#داستان_مذهبی #سیروسلوک
#سالکین_الی_الله #عارف_بالله
#سالک_الی_الله #حاج_شیخ_محمود_عتیق
معروف به #ملا_اقا_جان_زنجانی
#رحمه_الله_علیه#رضوان_الله_علیه
.
. 📩🔊 به کانال تلگرام ما بپیوندید👉
📲🔍 لینک فعال درقسمت معرفی صفحه می باشد👉

.
📝پست اول صرفا جهت معرفی ایشان می باشد
.
بازار تهران، آقا سيد محمد حوله‌اي را خوب مي‌شناسند، آنقدر كه قديمي‌ها ترجيح مي‌دهند عكس اين نامدار را به سينه ديوار نصب كنند، يادش كنند و خاطراتش را مرور كنند. سيد محمد حوله‌اي را مردم ما نمي‌شناسند اما بازار تهران و در ميان قديمي‌هاي اين بازار، سيد محمد و پدرش مرحوم سيد عباس زغالي شهرتي ماندگار در قلب‌ها و يادها دارند. مردي كه همه زندگي‌اش «خدمت»بود و«معنويت».
.
گشودن راز سيد محمد حوله‌اي در بازار تهران خيلي سخت نيست. از فلان آيت‌الله ‌تا دكاندار و كارگر بازار، بسياري هستند كه تنها دنبال گوش جان هستند تا از اسرار آقا سيد محمد بگويند
.
بسيار اهل خدمت و مردم‌داري بود. بسيار اهل دستگيري بود. بسيار كريم بود و به قول دوستانش دست بده داشت. يكي از شهرت‌هاي سيد محمد اين بود كه همه از او يادگاري داشتند. دوست داشت ببخشد. دنبال بهانه‌اي بود براي بخشش.هرچه داشت مي‌بخشيد
.
بسيار اهل بكا بود.گريه و روضه همه زندگي‌اش بود. به هر بهانه‌اي بساط روضه راه مي‌انداخت. فرقي هم نمي‌كرد كجا باشد و چه وقت از روز و كار باشد.جلوي در مغازه‌اش روضه مي‌گرفت سر سفره غذا و يا در جمع‌هاي دوستانه و حتی سفر سياحتي هم كه مي‌رفت بساط روضه و اشكش فراهم و سفره مرثيه خواني‌اش هميشه گسترده بود.
.
فرزند خلف عباس زغالی
.
«‌سید عبدالله اصفهانی» فرزند كوچك‌تر آقا سید محمد،
درباره وجه تسمیه پدر به حوله‌ای می‌گوید: «‌پدرم در بازار صحاف‌ها مغازه‌ای داشت كه در آن به عرضه حوله، لباس احرام حج، ترمه و خلعت آخرت می‌پرداخت. ایشان قبل از آنكه به سبزه‌میدان و بازارصحاف‌ها نقل مكان كند در خیابان لاله‌زار كوچه مهران کار می‌کرد.«به كار پارچه‌ فروشی مشغول بود.بعدها در سبزه‌ میدان بازار تهران مغازه حوله‌، ترمه، لباس احرام و خلعت راه‌اندازی می‌كند. نام ایشان سید محمد اصفهانی بود. پدر بزرگوار ایشان به نام«‌سید عباس هاشمی» در بازار بین‌الحرمین و بازار تهران به سید «عباس زغالی‌» معروف بود. از آن جایی كه در بازار هركس به نامی شناخته می‌شود، ایشان را سید محمد حوله‌ای صدا می‌زدند.
.
#oliya_allah

#صفحه_اصلی
#صفحه#اولیاءالله#داستان#شرح #احوالات#حکایات#کرامات
#مکاشفات#زندگینامه#خاطرات
#سیره#علما #صالحین
#مراجع_تقلید#شیعه
#صفحه_اولیاءالله
#داستان_مذهبی #سیروسلوک
#سالکین_الی_الله
#عبد_صالح_خدا
#حاج_سید_محمد_اصفهانی
معروف به #حوله_ای
#رحمه_الله_علیه #رضوان_الله_علیه
.
. 📩🔊 به کانال تلگرام ما بپیوندید👉
@ oliya_chanel
. 📲🔍 لینک فعال درقسمت معرفی صفحه می باشد👉

.
حكايات بسياري از كرامات صمصام در افواه مردم نقل مي‌شود. كراماتي كه خصوصاً با عنايت به انتسابش به خاندان سادات، ارج و قرب بالايي در نظر مردم داشتند. هنوز هم كم نيستند كساني كه براي رفع حاجت‌شان نذرِ صمصام مي‌كنند.‌
.
ازجمله نقل شده است كه یک روز صمصام به مغازه‌ی نجاری یکی از دوستانش به نام مشهدی عباس می‌رود و از او سهم فقرا را طلب می‌کند. او هم مقداری پول از شاگردش قرض می‌کند و به وی می‌دهد. صمصام از مشهدی عباس می‌خواهد فردای آن روز به خانه‌اش برود. او نیز می‌رود. صمصام یک خورجین پر از بسته‌های تقسیم‌شده‌ی گوشت قربانی را پشت اسبش می‌گذارد و به مشهدی عباس می‌گوید هم‌راه اسب برود و دمِ هر خانه‌ای که اسب ایستاد، یک بسته از گوشت‌ها را به صاحب آن خانه تحویل دهد.
.
مشهدی عباس، متعجب و حیران، به دنبال اسب راه می‌افتد. اسب به مناطق فقیرنشین شهر می‌رود و در فواصل متفاوت، مقابل خانه‌هایی می‌ایستد. مشهدی عباس طبق مأموریتی که صمصام برعهده‌اش گذاشته بوده، بسته‌های گوشت را تحویل صاحبان خانه‌ها می‌دهد و پس از اتمام بسته‌ها، به منزل صمصام برمی‌گردد.
.
همین که مقابل در خانه می‌رسند، صمصام از داخل خانه با صدای بلند می‌گوید «عباس‌آقا! سهم خودت را هم از خورجین بردار و برو!» مشهدی عباس پاسخ می‌دهد «آقا! همه‌ی گوشت‌ها را تقسیم کردیم. دیگر چیزی نمانده». صمصام باز می‌گوید «به شما می‌گویم سهمت داخل خورجین است. آن را بردار!» مشهدی عباس با تعجب دست داخل خورجین می‌کند و می‌بیند یک بسته گوشت در آن است. آن را برمی‌دارد و به خانه‌اش می‌رود.
.
📝معرفی ایشان به (کامنت مراجعه فرمایید )👇
.

#oliya_allah

#صفحه_اصلی
#صفحه#اولیاءالله#داستان#شرح #احوالات#حکایات#کرامات
#مکاشفات#زندگینامه#خاطرات
#سیره#علما #صالحین#عارفین
#مراجع_تقلید#شیعه
#صفحه_اولیاءالله
#داستان_مذهبی #سیروسلوک
#سالکین_الی_الله
#عارف_بالله #سالک_الی_الله
#سید_محمد_صمصام #صمصام
#رضوان_الله_علیه#رحمه_الله_علیه
.
. 📩🔊 به کانال تلگرام ما بپیوندید👉
📲🔍 لینک درقسمت معرفی صفحه می باشد👉

.
سریع تر از باد
.
همچنین آقا محمد تقی که یکی از ارادتمندان آیت الله مرندی بود ودریکی از روستاهای دور افتاده مرند زندگی می کرد وحالاتی عرفانی داشت، هنگام رحلت وصیت می کند که حتماً نمازش را آیت الله مرندی بخواند. بعد از فوت ایشان، دو نفر از آن روستا خدمت آیت الله مرندی می رسند و وصیت اورا به عرض ایشان می رسانند. آیت الله مرندی می فرمایند: آنجا یکی نمازش را می خواند، ولی حالا چون وصیت کرده من می آیم نماز میت را برایشان می خوانم. آن دو نفرعرض می کنند :
.
آقا! ما اسب آورده ایم، لطف بفرمایید سوار شوید. برویم. آیت الله مرندی می فرمایند: شما تشریف ببرید. من خودم می آیم. آن ها هم چهار نعل می تازند وبه سوی روستا تا اهالی را ازآمدن آیت الله مرندی با خبر سازند، ولی وقتی می رسند با شگفتی تمام متوجه می شوند ایشان آمده نماز را خوانده ورفته است!
.
ریش سفیدان روستا می گویند: دنبال آیت الله مرندی بروید، مبادا در جاده مشکلی برایشان پیش بیاید. آن ها دوباره با تمام سرعت همان جاده را طی می کنند ولی ایشان را نمی بینند. با نگرانی به منزل آیت الله مرندی می آیند وجویای حال ایشان می شوند. به آنها گفته می شود که ایشان خیلی وقت پیش تشریف آورد وجای نگرانی نیست.
.
گلشن ابرار/ج3/ 423.
.
.
📝مطلب بعد به(کامنت مراجعه فرمایید)
.

#oliya_allah

#صفحه_اصلی
#صفحه#اولیاءالله#داستان#شرح #احوالات#حکایات#کرامات
#مکاشفات#زندگینامه#خاطرات
#سیره#علما #صلحا#عرفا
#مراجع_تقلید#شیعه
#صفحه_اولیاءالله
#داستان_مذهبی #سیروسلوک
#سالکین_الی_الله
#عرفانی#عارف_ربانی
#ایت_الله#ایت_الله_العظمی
#میرزا_علی_اکبر_مرندی #مرندی
#رحمه_الله_علیه #رضوان_الله_علیه
.
📩🔊 به کانال تلگرام ما بپیوندید👉
.
📲🔍 لینک فعال درقسمت معرفی صفحه می باشد👉
@ oliya_chanel

.
به نقل از نوه ایشان ایت الله محمد علی جاودان
.
یک بنده خدایی بود که هم یک کمی خویشاوند ما بود و هم آشنا بود. یک روزی حال من خیلی خوب نبود و ایشان به آنجا آمده بود. صحبت مرحوم جد ما آقا شیخ مرتضی شد. گفت ما در جلسه بودیم و زلزله شد. ایشان کتاب در دستش بود. کتاب را گذاشت زمین و دستش را گذاشت روی زمین و گفت زمین، مرتضی به تو می گوید آرام باش. بعد هم کتابش را برداشت. مردم آمدند فرار کنند، اما زمین آرام شد. کتابش را برداشت و بقیه اش را خواند. مثل اینکه هیچ حادثه ای اتفاق نیفتاده. زمین، مرتضی به تو می گوید آرام باش. انسان جهانگیر می شود. فرمانش را عالم می برد.
.
معرفی و
داستان وفات
و تدفین ایشان👈 (به کامنت مراجعه فرمایید) .
#oliya_allah

#صفحه_اصلی
#صفحه#اولیاءالله#داستان#شرح #احوالات#حکایات#کرامات
#مکاشفات#زندگینامه#خاطرات
#سیره#علما #صالحین
#مراجع_تقلید#شیعه
#صفحه_اولیاءالله
#داستان_مذهبی #سیروسلوک
#سالکین_الی_الله
#ایت_الله #ایت_الله_العظمی
#شیخ_مرتضی_زاهد
#رحمه_الله_علیه#رضوان_الله_علیه
.
. 📩🔊 به کانال تلگرام ما بپیوندید👉
📲🔍 لینک فعال درقسمت معرفی صفحه می باشد👉

.
حاج شيخ علي اصغرشكرنابي قزويني،ازمفاخرپديده‌هاي علمي ومعنوي معاصراست كه كمتربراي اهالي ديارخودشناخته شده است.
.
اين عالم ربّاني از متبحرین علوم غریبه در عصرخودبودوغيرازفقه، اصول ودانش‌هاي رايج زمان به دانش‌هاي ناشناخته وبه اصطلاح علوم خفيّه آشنابود.ولادت آن بزرگواررادرحدودسال 1295 قمری ومولدش راروستاي كوهستاني شكرناب درشمال حصارخروان دانسته‌اند.
.
وی ملقب به«وحدت علی شاه» بود.درشهرهاو روستا درویشی می کرد.وي پس ازسفربه شهرهاي مختلف به ديارخويش بازگشت.روزی از روزهاکه درشهرقزوین دریکی ازمحله هامشغول درویشی بود،کودکان محلّه به دورش جمع شده وبودندو وی راآزارواذیّت می نمودند.دراین هنگام آیت الله زرآبادی ازآن مکان می گذشت،درچهره وی معنویّتی مشاهده نمود،ازوی دعوت نمودبه منزل ایشان بروند....👈ادامه مطلب به کامنت مراجعه فرمایید👉
. 🌟 پیکر مطهر این هر دو عالم در صحن امامزاده حسین (علیه السلام) در خطه قزوین در جوار یک دیگر به خاک سپرده شده است
.
#oliya_allah

#صفحه_اصلی
#صفحه#اولیاءالله#داستان#شرح #احوالات#حکایات#کرامات
#مکاشفات#زندگینامه#خاطرات
#سیره#علما #صالحین
#مراجع_تقلید#شیعه
#صفحه_اولیاءالله
#داستان_مذهبی #سیروسلوک
#سالکین_الی_الله
#ایت_الله #ایت_الله_العظمی
#سید_موسی_زرابادی #قزوینی
#شیخ_علی_اصغر_شکرنابی
#رحمه_الله_علیه#رضوان_الله_علیه
.
. 📩🔊 به کانال تلگرام ما بپیوندید👉
📲🔍 لینک فعال درقسمت معرفی صفحه می باشد👉

MOST RECENT

کرامتی از مرحوم قاضی/ به اذن خدا بمیر

علامه طهرانی می‌گوید: چندین نفر از رفقا و دوستان نجفی ما، از یکی از بزرگان و مدرسین نجف اشرف نقل می‌کردند که می‌گفت: من درباره استاد میرزا علی قاضی طباطبایی و مطالبی که از ایشان شنیده بودم و احوالاتی که به گوشم رسیده بود، در شک بودم.

با خود می‌گفتم: آیا این مطالب که نقل شده، درست است یا نه؟ تا این که روزی برای نماز به مسجد کوفه می‌رفتم ـ و مرحوم قاضی زیاد به مسجد کوفه و سهله علاقه‌مند بودند ـ در بیرون مسجد با ایشان برخورد کردم؛ با هم مقداری صحبت کردیم و در طرف قبله مسجد برای رفع خستگی نشستیم. گرم صحبت بودیم که در این زمان مار بزرگی از سوراخ بیرون آمد و در جلوی ما خزیده، به موازات دیوار مسجد حرکت کرد. در آن نواحی مار بسیار است و غالبا به مردم آسیبی نمی‌رساند. همین که مار به مقابل ما رسید و من وحشتی کردم، استاد اشاره‌ای به مار کرد و فرمود: «مت باذن الله؛ به اذن خدا بمیر.­» مار فوراً در جای خود خشک شد.

قاضی بدون این که اعتنایی کند، شروع به دنبال صحبت کرد، سپس به مسجد رفتیم و من در مسجد وسوسه شدم که آیا این کار واقعی بود و مار مرد یا این که چشم بندی بود؟ اعمال را تمام کرده و بیرون آمدم و دیدم مار خشک شده و به روی زمین افتاده است؛ پا زدم، دیدم حرکتی ندارد.

شرمنده به مسجد بازگشته و چند رکعتی دیگر نماز خواندم، موقع بیرون آمدن از مسجد برای نجف، باز هم با یکدیگر برخورد کردیم، آن مرحوم لبخندی زده و فرمود: خوب آقا جان! امتحان هم کردی! امتحان هم کردی.

#kalame___arefan

#صفحه #اولیاءالله #داستان #شرح #احوالات#حکایات #کرامات #مکاشفات #زندگینامه #علما #صلحا #عرفا #مراجع_تقلید #شیعه #صفحه_اولیاءالله #داستان_مذهبی #سیروسلوک#سالکین_الی_الله #سالک #سلوک #عرفانی #عارف #مذهبی #کرامت#عارف_کامل #ایت_الله_العظمی#مرجع_تقلید

.
مرحوم شیخ مجتبی قزوینی(ره)نقل کردند که در روز تشییع جنازه مرحوم زرآبادی یکی از ارادتمندان ایشان خیلی بی تابی می کرد و به سر و صورت خود می زد. بعدها مرحوم حاج شیخ مجتبی از ایشان سبب بی تابی را پرسیده بودند، ایشان گفته بود: یک روز من خدمت آقای زرآبادی عرض کردم: آقا! دعا بفرمایید خداوند زیارت جد بزرگوارت امام حسین (علیه السلام) را برایم قسمت کند.
.
روز بعد که نماز صبح را در محضر ایشان خواندیم، هنگامی که می خواستم از مسجد بیرون روم، به من اشاره کردند که بنشین. تعقیبات ایشان تمام شد و در خدمتشان از مسجد بیرون آمدیم. به من فرمود: مایل هستید به زیارت جدم مشرف شویم؟
گفتم: نهایت آرزوی من است؛ ولی باید کارهایم را ردیف کنم و وصیتنامه ام را بنویسم. ایشان فرمود: نیازی به این ها نیست؛ بیا برویم.
آن گاه، قدم زنان به یکی از نقاط دور افتاده قزوین رفتیم و در آن جا چیزهایی را زیر لب خواند. سپس به من فرمود: چشمهایت را ببند. وقتی چشمهایم را باز کردم خودم را در صحن مطهر امام حسین (علیه السلام) دیدم...👈ادامه مطلب به کامنت مراجعه فرمایید👉
.
.
🌟 پیکر مطهر این هر دو عالم در صحن امامزاده حسین (علیه السلام) در خطه قزوین در جوار یک دیگر به خاک سپرده شده است
.
#oliya_allah

#صفحه_اصلی
#صفحه#اولیاءالله#داستان#شرح #احوالات#حکایات#کرامات
#مکاشفات#زندگینامه#خاطرات
#سیره#علما #صالحین
#مراجع_تقلید#شیعه
#صفحه_اولیاءالله
#داستان_مذهبی #سیروسلوک
#سالکین_الی_الله
#ایت_الله #ایت_الله_العظمی
#سید_موسی_زرابادی #قزوینی
#شیخ_علی_اصغر_شکرنابی
#رحمه_الله_علیه#رضوان_الله_علیه
.
. 📩🔊 به کانال تلگرام ما بپیوندید👉
📲🔍 لینک فعال درقسمت معرفی صفحه می باشد👉

.
مرحوم سید موسی زرآبادی به شیخ علی اصغر شکرنابی خیلی عنایت داشتند. مرحوم زرآبادی با شیخ علی اصغر به یکی از روستاهای قزوین می روند - منطقه ای کوهستانی و صعب العبور - وارد روستا می شوند؛ ولی کسی آنان را به خانه نمی برد. یک شیخ و یک سید آمده اند به روستا و دو سه جا مراجعه می کنند؛ ولی کسی پذیرا نمی شود. شیخ علی اصغر می گوید: آقا! من چند سال درویشی کرده ام اگر اجازه می دهید من بساط درویشی را پهن کنم؟
.
آقا موسی می گویند: باشد، مدحی بخوان، مردم بیرون می ریزند و جمع می شوند. شیخ هم مدایح امیرالمؤمنین و ائمه (علیهم السلام) را می خواند و می گوید: می خواهم اولین نفر چراغ را روشن کند. همه می گویند: ما حاضریم، شما چه می خواهید؟ شیخ می گوید: من از شما چیزی نمی خواهم، من و این آقا سید امشب در این روستا میهمان شما هستیم، ما را ببرید و پذیرایی کنید. یکی بلند می شود و می گوید: آقا! بفرمایید خانه ما.
.
شیخ، درویشی را تمام می کند و می روند خانه آن حاجی، میزبان از آنها پذیرایی خیلی گرمی می کند، و احترامشان می نماید. صبح که می شود آقا موسی به شیخ علی اصغر می گویند: این حاجی خوب پذیرایی کرد یک چیزی به او بده، شیخ علی اصغر می گوید: چه بدهم؟ از روی زمین یا از زیر زمین بهش چیزی بدهم؟
.
آقا می گوید: نه، همین جا زیر زمین خیلی چیزهاست، چیزی به او بده. حاجی را صدا می زنند، سپس آقا موسی می گویند با او شرط کن که یک حسینیه بسازد، این جا حسینیه و مسجد ندارد. شیخ علی اصغر رو می کند به صاحب خانه و می گوید: در عوض پذیرایی یک گنجی به تو نشان می دهیم به شرط آنکه یک حسینیه بسیار خوب و یک مسجد بسیار خوب در این روستا بسازی و بقیه آن هم مال خودت باشد. مرد تعجب می کند که آیا ممکن است چنین چیزی؟ بالاخره جای گنج را نشان می دهند و می گویند: این جا را بکن به گنج می رسی...👈ادامه مطلب به کامنت مراجعه فرمایید👉
.
.
🌟 پیکر مطهر این هر دو عالم در صحن امامزاده حسین (علیه السلام) در خطه قزوین در جوار یک دیگر به خاک سپرده شده اند
.

#oliya_allah

#صفحه_اصلی
#صفحه#اولیاءالله#داستان#شرح #احوالات#حکایات#کرامات
#مکاشفات#زندگینامه#خاطرات
#سیره#علما #صالحین
#مراجع_تقلید#شیعه
#صفحه_اولیاءالله
#داستان_مذهبی #سیروسلوک
#سالکین_الی_الله
#ایت_الله #ایت_الله_العظمی
#سید_موسی_زرابادی #قزوینی
#شیخ_علی_اصغر_شکرنابی
#رحمه_الله_علیه#رضوان_الله_علیه
.
. 📩🔊 به کانال تلگرام ما بپیوندید👉
📲🔍 لینک فعال درقسمت معرفی صفحه می باشد👉

.
حاج شيخ علي اصغرشكرنابي قزويني،ازمفاخرپديده‌هاي علمي ومعنوي معاصراست كه كمتربراي اهالي ديارخودشناخته شده است.
.
اين عالم ربّاني از متبحرین علوم غریبه در عصرخودبودوغيرازفقه، اصول ودانش‌هاي رايج زمان به دانش‌هاي ناشناخته وبه اصطلاح علوم خفيّه آشنابود.ولادت آن بزرگواررادرحدودسال 1295 قمری ومولدش راروستاي كوهستاني شكرناب درشمال حصارخروان دانسته‌اند.
.
وی ملقب به«وحدت علی شاه» بود.درشهرهاو روستا درویشی می کرد.وي پس ازسفربه شهرهاي مختلف به ديارخويش بازگشت.روزی از روزهاکه درشهرقزوین دریکی ازمحله هامشغول درویشی بود،کودکان محلّه به دورش جمع شده وبودندو وی راآزارواذیّت می نمودند.دراین هنگام آیت الله زرآبادی ازآن مکان می گذشت،درچهره وی معنویّتی مشاهده نمود،ازوی دعوت نمودبه منزل ایشان بروند....👈ادامه مطلب به کامنت مراجعه فرمایید👉
. 🌟 پیکر مطهر این هر دو عالم در صحن امامزاده حسین (علیه السلام) در خطه قزوین در جوار یک دیگر به خاک سپرده شده است
.
#oliya_allah

#صفحه_اصلی
#صفحه#اولیاءالله#داستان#شرح #احوالات#حکایات#کرامات
#مکاشفات#زندگینامه#خاطرات
#سیره#علما #صالحین
#مراجع_تقلید#شیعه
#صفحه_اولیاءالله
#داستان_مذهبی #سیروسلوک
#سالکین_الی_الله
#ایت_الله #ایت_الله_العظمی
#سید_موسی_زرابادی #قزوینی
#شیخ_علی_اصغر_شکرنابی
#رحمه_الله_علیه#رضوان_الله_علیه
.
. 📩🔊 به کانال تلگرام ما بپیوندید👉
📲🔍 لینک فعال درقسمت معرفی صفحه می باشد👉

.
آیت الله صافی اصفهانی(ره)نقل می کنند: .
رفیقی داشتم در نجف اشرف به نام حاج عبدالزهرا که شخصی صد در صد صادق بود و سر سوزنی احتمال اینکه خلاف بگوید درباره اش نبود.با اینکه به تجارت مشغول بود ولی بیشتر اوقات در مشاهد مشرفه به سر می برد، مرد بسیار با تقوا،با صفا اهل دل و در سیر و سلوک زحمت کشیده بود، مخصوصا در محبت به اهل بیت فوق العاده بود، با هم خیلی رفیق بودیم. .
می گفت که یک مدتی مثل فیلم سینمایی تمام حوادث و وقایع فردا را در شب قبلش در قنوت نماز می دیدم و فردا تمام آن به صورت کامل اتفاق می افتاد.مثلا در شب می دید که کسانی آمدند با او معامله کردند و در خواست هایی داشتند. فردایش عینا همان چیزها اتفاق می افتاد.
.
یک وقتی با عده‌ای از دوستانش در مسجد کوفه معتکف بود، وقت ظهر یک نفر بلند شد که برای 7 نفر غذا تهیّه کند حاج عبدالزهراء گفت: برای 9 نفر غذا تهیّه کنید، اتفاقاً من و یکی از رفقا داشتیم از نجف به طرف کوفه می‌رفتیم، وقتی به جمع آن‌ ها ملحق شدیم همه تعجّب کردند از حاج عبدالزهراء پرسیدند از کجا فهمیدی 2 نفر اضافه می‌شوند؟ گفت: در قنوت نمازم آن‌ها را دیدم
.
این حاج عبدالزهرا شب های چهارشنبه به مسجد سهله می رفت،بعد از اعمال معمولا مقداری با هم مجالست داشتیم یک شب به من گفت:آقای صافی این اواخر یک اتفاقات ناگواری برای من رخ می دهد. گفتم:خیر است ان شاء الله، چه اتفاقی؟گفت:در قنوت نمازم تمام اتفاقاتی که فردا می خواهد رخ بدهد مثل یک فیلم سینمایی می بینم، به نظر شما این ها مکاشفات شیطانی نیست؟ .
این گذشت تا این که یک روز با حالت عصبانیت و ناراحتی سراسیمه به منزل ما آمد و گفت: آقای صافی آخر این چه ایمانی است که من دارم،این چه نمازی است که من می خوانم، عوض این که در نماز تمام توجهم به خدا باشد، همه اش به این فیلم ها طی می شود، این ها به چه درد من می خورد و ..... .
به او گفتم برو نزد امام حسین(علیه السلام) و این ها را با محبت او مبادله کن، یک معامله خیلی شیرین، او هم یک مقدار آتشش خوابید. .
حاج عبدالزهرا مرتب شب های جمعه به کربلا مشرف می شد، یک روز به من گفت: شب جمعه به زیارت حضرت سیدالشهداء (علیه السلام) مشرف شدم به حضرت عرض کردم:....👈ادامه مطلب به کامنت مراجعه فومایید👉
.

#oliya_allah

#صفحه_اصلی
#صفحه#اولیاءالله#داستان#شرح #احوالات#حکایات#کرامات
#مکاشفات#زندگینامه#خاطرات
#سیره#علما #صالحین
#مراجع_تقلید#شیعه
#صفحه_اولیاءالله
#داستان_مذهبی #سیروسلوک
#سالکین_الی_الله
#سالک_الی_الله #عارف_بالله
#عبد_صالح_خدا #عبدالزهرا_گرعاوی
#رحمه_الله_علیه#رضوان_الله_علیه

.
با عرض سلام...تصویر قسمت بالا سمت راست که لباس مرسوم عربی به تن دارد مربوط به حاج حبیب سماوی از شاگردان عارف کبیر سید هاشم حداد(ره)می باشد
.
ایت الله کمیلی حفظه الله:
در عصر حاضر، دو نفر عبد الزهرا مشهور داریم .
یکی شیخ عبدالزهرا کعبی ، که روضه خوان زبردست و باحال و خطیب توانایی بودند و نوار مقتل او در ایام عاشورا و اربعین از رادیوهای عربی پخش می شود و ایشان از علمای کربلا بودند ودر قبرستان وادی السلام قدیم کربلا که حضرت استاد(حداد ره) مدفونند دفن شده اند.
.
دیگری که رفیق ما بود عبارتند از مرحوم حاج عبدالزهرا گرعاوی بغدادی که بعداً به نجف آمدند و او را درغرفه ای از غرفه های صحن حضرت کمیل در دروازه نجف به خاک سپردند . ایشان همان کسی است که ماشین خود را مختص رفقا کرده بود واشعار عرفانی ومصائب حسینی را با حالت خاص می خواند و من نیز بارها در این ماشین سوار شده ام .
درکتاب روح مجرد ، مرحوم علامه طهرانی از این ماشین به عنوان " حسینیه سیار"  یاد فرموده است .
.
از خاطراتم در نجف این که : وقتی شنیدم ایشان از بغداد برای زیارت نجف آمده ، قبل از آنکه در این شهر دائم کند ، زیارت بین اثنین صورت گرفت و سپس با هم از منزل برای زیارت حرم علوی بیرون آمدیم و در بین راه ایشان بی اختیار شده وبا فریادهای کلمه مقدس "  الله " ، بر سوزهای درونی خود مرهم می گذاشت.... 👈ادامه مطلب به کامنت مراجعه فرمایید👉
.
.

#oliya_allah

#صفحه_اصلی
#صفحه#اولیاءالله#داستان#شرح #احوالات#حکایات#کرامات
#مکاشفات#زندگینامه#خاطرات
#سیره#علما #صالحین
#مراجع_تقلید#شیعه
#صفحه_اولیاءالله
#داستان_مذهبی #سیروسلوک
#سالکین_الی_الله
#سالک_الی_الله #عارف_بالله
#عبد_صالح_خدا #عبدالزهرا_گرعاوی
#رحمه_الله_علیه#رضوان_الله_علیه
.
. 📩🔊 به کانال تلگرام ما بپیوندید👉
📲🔍 لینک فعال درقسمت معرفی صفحه می باشد👉

.
با عرض سلام...تصویر قسمت بالا سمت راست که لباس مرسوم عربی به تن دارد مربوط به حاج حبیب سماوی از شاگردان عارف کبیر سید هاشم حداد(ره)می باشد
.

در کتاب معاد شناسی، ج ۷، ص ۱۱۶ تا ۱۱۹
آورده‌اند:
تالیف؛ علامه حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی(ره)
.
دوستى داشتم به نام حاج عبدالزّهراء گرعاوى نجفى، از اهالى اطراف نجف اشرف، از قبيله گرعاوى و از معيدى‌هاى آنجا و ليكن از طفوليّت در نجف اشرف بوده است، مردى بود بسيار باهوش و سريع‌الانتقال و تندذهن و درعين‌حال متديّن و عاشق حضرت أباعبداللـه‌الحسين عليه‌السّلام، داراى حال بكاء و گريه‌هاى طولانى و شوريده، و بدين‌جهت از مكاشفات صوريّه و مثاليّه نيز برخوردار بود.
.
شغلش در بغداد و منزلش در كاظمين عليهماالسّلام، و خود نيز داراى ماشين سوارى بود، و خودش راننده آن بود و شبهاى جمعه براى زيارت به كربلا مشرّف مى‌شد، و غالبا براى صله أرحام و زيارت قبر مطهّر حضرت أميرالمؤمنين عليه‌السّلام به نجف‌اشرف مى‌آمد. سابقه آشنايى و دوستى من با ايشان بيست‌وسه سال است، و يك‌سال است كه به رحمت خداوند رفته‌است، خدايش رحمت كند.
.
در أوائل آشنائى حقير با ايشان بود كه در أوائل تابستان بنده با تمام عيالات و دوفرزند عازم زيارت دوره شديم، و چند روزه به سامرّاء مشرّف شده و سپس به كاظمين آمديم. در اين وقت آقاى حاج عبدالزّهراء با ماشين خود براى زيارت به نجف رفته بود و در كاظمين نبود.
.
فرداى آن روز آفتاب طلوع كرده بود كه حسب‌العاده به حرم مطهّر كاظمين مشرّف شديم و در مراجعت از حرم، طفل أكبر (فرزند ارشد)اينجانب كه در آن وقت چهارسال داشت، چون چشمش در راه به خيار نوبر افتاد طلب كرد و گريه كرد؛ و اتّفاقاً چون قدرى حالت اسهال و تردّد داشت و براى او خوب نبود، ما از خريدن امتناع كرديم، و او هم اصرار داشت تا بالأخره من اعتنايى به گريه او ننمودم و روى دست او زدم و از مقابل خيارها گذشتيم...👈ادامه مطلب به کامنت توجه فرمایید👉
.
*نکته👈علامه طهرانی(ره) و حاج عبدالزهرا گرعاوی(ره) از شاگردان سلوکی عارف کبیر سید هاشم حداد(ره) بوده اند
.

#oliya_allah

#صفحه_اصلی
#صفحه#اولیاءالله#داستان#شرح #احوالات#حکایات#کرامات
#مکاشفات#زندگینامه#خاطرات
#سیره#علما #صالحین
#مراجع_تقلید#شیعه
#صفحه_اولیاءالله
#داستان_مذهبی #سیروسلوک
#سالکین_الی_الله
#سالک_الی_الله #عارف_بالله
#عبد_صالح_خدا #عبدالزهرا_گرعاوی
#رحمه_الله_علیه#رضوان_الله_علیه
.
. 📩🔊 به کانال تلگرام ما بپیوندید👉
📲🔍 لینک فعال درقسمت معرفی صفحه می باشد👉

.
آیت الله صاحب الزمانی بروجردی(ره)
هیچگاه عمامه به رسم مرسوم بین علما نمی گذاشتند .
.
از ایشان سوال شد آقا چرا عمامه نمی گذارید؟
ایشان فرمودند : من خودم را لایق این لباس نمی بینم . این لباس خیلی شان بالاتری دارد...
.
یکی از کرامات ایشان در یکی از سفرهای قم بود . که وقتی ایشان به قم سفر کردند و به حرم مطهر حضرت معصومه (سلام الله علیها) مشرف شدند در حیاط حرم ، چند لحظه ای ایستادند گویا خانمی هم کنار ایشان بودند. ایشان گفتند : چقدر بوی حرم امام رضا می آید .
درحالی که ما هیچکدام بویی به مشاممان نمی رسید.
که یکباره آقا نگاهی به خانم کردند و گفتند : خانم شما اهل مشهدید؟
خانم گفت : بله
گفتند : زیارت امام رضا رفتید مرا هم دعا کنید . .
ایشان بسیار به امام رضا علاقه داشتند و هربار که می رفتند مشهد چند هفته ای آنجا مقیم می شدند.
.
حاج شیخ عبدالقائم شوشتری از اساتید بنام اخلاق و عرفان در مورد ایشان می فرمودند: «آیت الله صاحب زمانی از مردان خدا بودند، زاهدی به تمام معنی، متعلق به این طرف (دنیا) نبود که در فکر دنیا باشد»
.

#oliya_allah

#صفحه_اصلی
#صفحه#اولیاءالله#داستان#شرح #احوالات#حکایات#کرامات
#مکاشفات#زندگینامه#خاطرات
#سیره#علما #صالحین
#مراجع_تقلید#شیعه
#صفحه_اولیاءالله
#داستان_مذهبی #سیروسلوک
#سالکین_الی_الله
#ایت_الله #ایت_الله_العظمی
#رحمت_الله_صاحب_الزمانی_بروجردی
#صاحب_الزمانی#بروجردی
#رحمه_الله_علیه#رضوان_الله_علیه
.
. 📩🔊 به کانال تلگرام ما بپیوندید👉
📲🔍 لینک فعال درقسمت معرفی صفحه می باشد👉

.
امدادهای غیبی:
.
این عالم متقی به خاطر خلوص و تقوا، مورد عنایت حضرت حق بودند و گاه امدادهای غیبی شامل حالش می شد، که در این مختصر به یک مورد آن اشاره می کنیم. خود ایشان می گفت: «در یکی از سفرها که به مکه مکرمه مشرف شده بودم، در شهر مکه در یک هتل با فاصله زیاد از بیت اللّه الحرام اقامت داشتم
.
جایی که معمولا تا حرم یک ساعت پیاده می رفتیم. از محل اقامتم خارج شدم و چند دقیقه ای پیاده رفتم. بعد منتظر ماندم که تاکسی برسد، ولی خیلی معطل شدم. در این هنگام، عربی رسید و پرسید: چرا این جا ایستاده اید؟ گفتم: منتظر تاکسی هستم. گفت: تا حرم راهی نیست؛ از این پله ها بالا برو در آن طرف، حرم پیداست. از پله ها بالا رفتم، دیدم مقابل مسجدالحرام هستم. متحیر ماندم راه یک ساعته را چگونه در چند دقیقه طی نمودم. قضیه چه بود و آن عرب کی بود؟»
.
منبع: مقدمه مسائل العددیه
.
.
تولد: 1303 شمسی
.
محل تولد: توابع بروجرد
.
وفات: 1381 شمسی
.
مزار: بروجرد گلزار شهیدان
.
عمر: 78 سال
.
َ اساتید:
حضرات آیات: بروجردی، محقق داماد، علامه طباطبایی، نجفی بروجردی، حاج شیخ محمد آیتی و....
.
َ آثار:
المسائل العددیه و. ...
. .

#oliya_allah

#صفحه_اصلی
#صفحه#اولیاءالله#داستان#شرح #احوالات#حکایات#کرامات
#مکاشفات#زندگینامه#خاطرات
#سیره#علما #صالحین
#مراجع_تقلید#شیعه
#صفحه_اولیاءالله
#داستان_مذهبی #سیروسلوک
#سالکین_الی_الله
#ایت_الله #ایت_الله_العظمی
#رحمت_الله_صاحب_الزمانی_بروجردی
#صاحب_الزمانی#بروجردی
#رحمه_الله_علیه#رضوان_الله_علیه
.
. 📩🔊 به کانال تلگرام ما بپیوندید👉
📲🔍 لینک فعال درقسمت معرفی صفحه می باشد👉

.
عالم ربانی آیت الله حاج شیخ رحمت الله صاحب زمانی بروجردی(ره)
.
سال 1292 ه.ش. در روستای گوشه از محلات قدیمی بروجرد به دنیا آمد. پدر بزرگوارشان مرحوم آقا عیسی، کشاورز و ساکن در روستای «گوشه» و مشهور به زهد و تقوا بودند، پس از آنکه یازده فرزندش فوت می شود، صاحب دوازدهمین فرزند به نام رحمت الله شده که بعدها معلوم شد که عطای رحمت الله الواسعه حضرت امام حسین (ع) صلوات الله علیه بوده است.
.
مادر مکرمه ایشان در همان ایام در عالم رویا می بیند که پرچمی سبز به او می دهند و به او می گویند : « بچه ای می آید و می ماند» . در حالی که شغل ایشان کشاورزی بود، پس از انقلابی درونی حدوداً در سن 27 سالگی علاقمند به فراگیری علوم آل محمد (ص) شده ولی به جهت کندی ذهن، مورد مذمت و طعنه اهل علم قرار می گیرند.
.
خود ایشان نقل می فرمودند : «اوائل طلبگی مطلب را یاد نمی گرفتم کتاب
سیوطی می خواندم که، مشرف به عتبات عالیات شدم و اتفاقاً شب جمعه مصادف با اربعین شده بود. همان شب توسل پیدا کردم و مورد لطف حضرت واقع شدم و از آن پس طوری شد که از استاد هم اشکال می گرفتم» .
.
در مورد دیگری هم گفته است: «شبی در خواب دیدم امیرالمؤمنین علیه السلام شمشیری به دستم داد و فرمود: این را بگیر و در راه خدا جنگ کن!» این ها نمونه هایی از عنایت و توجه آن بزرگواران در دوران تحصیل به ایشان است.
.
.

#oliya_allah

#صفحه_اصلی
#صفحه#اولیاءالله#داستان#شرح #احوالات#حکایات#کرامات
#مکاشفات#زندگینامه#خاطرات
#سیره#علما #صالحین
#مراجع_تقلید#شیعه
#صفحه_اولیاءالله
#داستان_مذهبی #سیروسلوک
#سالکین_الی_الله
#ایت_الله #ایت_الله_العظمی
#رحمت_الله_صاحب_الزمانی_بروجردی
#صاحب_الزمانی #بروجردی
#رحمه_الله_علیه#رضوان_الله_علیه
.
. 📩🔊 به کانال تلگرام ما بپیوندید👉
📲🔍 لینک فعال درقسمت معرفی صفحه می باشد👉

.
بارش باران و عنایت حضرت زهرا (س)
.
حاج آقای شیرازی می گفت: دریکی از سال ها، آقا شیخ مرتضی زاهد در روز شهادت حضرت حضرت فاطمه زهرا(س) بربالای منبربود. آن روز آقایان در داخل اتاق ها حضور داشتند وجمعی از خانم ها درگوشه ای از حیاط نشسته بودند.
.
در اواسط جلسه ناگهان باران شدیدی شروع به باریدن کرد. خانم هایی که درحیاط نشسته بودند می خواستند خودشان را جمع وجور کنند وهمهمه و سرو صدایشان بلند شد.
درهمین لحظه آقا شیخ مرتضی سرش را کمی به سوی آسمان بلند کرد وبه آرامی گفت: «مگر نمی بینی ؟! نبار!!»
.
آقا شیخ مرتضی دوباره به ادامه ی صحبت هایش مشغول شد. کم کم سروصدای خانم ها فرو نشست وما هم که داخل اتاق بودیم متوجه شدیم دیگر خبری از باران نیست.
جلسه به پایان رسید و مردم درحال رفتن بودند. درموقع بیرون رفتن ازخانه، همه خیال می کردند باران دوباره شروع به باریدن کرده است، ولی من ناگهان به صورت تصادفی، به یک پدیده ی بسیار شگفت واقف شدم. ابتدا شک کردم ولی دوباره برگشتم و با دقت، داخل و خارج از خانه را نظاره کردم. آنچه را می دیدم بسیار واضح و آشکار بود!
.
بیرون از خانه ودرهمه جا باران می بارید و فقط در فضای آن خانه باران نمی بارید! ومن تازه متوجه شدم که بعد ازآن دعای آقا شیخ مرتضی زاهد، درهمه این مدت باران درحال باریدن بوده است وفقط در فضای آنجا باران نمی باریده است!
آن روز به غیراز من، سه چهار نفر از دوستان نیز به این پدیده خارق العاده پی برده بودند!
.
شیخ مرتضای زاهد/69. .
(حکایاتی دیگر به قسمت نظرات توجه فرمایید)
.

#oliya_allah

#صفحه_اصلی
#صفحه#اولیاءالله#داستان#شرح #احوالات#حکایات#کرامات
#مکاشفات#زندگینامه#خاطرات
#سیره#علما #صالحین
#مراجع_تقلید#شیعه
#صفحه_اولیاءالله
#داستان_مذهبی #سیروسلوک
#سالکین_الی_الله
#ایت_الله #ایت_الله_العظمی
#شیخ_مرتضی_زاهد
#رحمه_الله_علیه#رضوان_الله_علیه
.
. 📩🔊 به کانال تلگرام ما بپیوندید👉
📲🔍 لینک فعال درقسمت معرفی صفحه می باشد👉

.
به نقل از نوه ایشان ایت الله محمد علی جاودان
.
یک بنده خدایی بود که هم یک کمی خویشاوند ما بود و هم آشنا بود. یک روزی حال من خیلی خوب نبود و ایشان به آنجا آمده بود. صحبت مرحوم جد ما آقا شیخ مرتضی شد. گفت ما در جلسه بودیم و زلزله شد. ایشان کتاب در دستش بود. کتاب را گذاشت زمین و دستش را گذاشت روی زمین و گفت زمین، مرتضی به تو می گوید آرام باش. بعد هم کتابش را برداشت. مردم آمدند فرار کنند، اما زمین آرام شد. کتابش را برداشت و بقیه اش را خواند. مثل اینکه هیچ حادثه ای اتفاق نیفتاده. زمین، مرتضی به تو می گوید آرام باش. انسان جهانگیر می شود. فرمانش را عالم می برد.
.
معرفی و
داستان وفات
و تدفین ایشان👈 (به کامنت مراجعه فرمایید) .
#oliya_allah

#صفحه_اصلی
#صفحه#اولیاءالله#داستان#شرح #احوالات#حکایات#کرامات
#مکاشفات#زندگینامه#خاطرات
#سیره#علما #صالحین
#مراجع_تقلید#شیعه
#صفحه_اولیاءالله
#داستان_مذهبی #سیروسلوک
#سالکین_الی_الله
#ایت_الله #ایت_الله_العظمی
#شیخ_مرتضی_زاهد
#رحمه_الله_علیه#رضوان_الله_علیه
.
. 📩🔊 به کانال تلگرام ما بپیوندید👉
📲🔍 لینک فعال درقسمت معرفی صفحه می باشد👉

.
پاسخ به نیت قلبی
.
آیت الله ابطحی نقل می کند :
یک شب تابستان، روی بام منزل، من و شهید « هاشمی نژاد» و پدرم در خدمت ملا آقا جان زنجانی نشسته بودیم و او درباره مطالب معنوی و ترقیات روحی با ما سخن می گفت.
ناگهان کلامش را قطع کرد و رو به آقای هاشمی نژاد کرد و گفت: فلان روایت در فلان کتاب است البته هم روایت را خواند و هم نام کتاب را برد ، ما از موضوع اطلاعی نداشتیم فکر می کردیم که با سابقه قبلی بوده ولی چون در آقای هاشمی نژاد تغییر حالی پیدا شد و گفت: حاج آقا شما از کجا می دانستید که من می خواهم این حدیث را سؤال کنم؟!
دانستیم که آن مرحوم از اراده و قلب آقای هاشمی نژاد خبر داده است.
. 👇(کراماتی دیگر از ایشان به کامنت توجه فرمایید) .

#oliya_allah

#صفحه_اصلی
#صفحه#اولیاءالله#داستان#شرح #احوالات#حکایات#کرامات
#مکاشفات#زندگینامه#خاطرات
#سیره#علما #صالحین
#مراجع_تقلید#شیعه
#صفحه_اولیاءالله
#عارفین#سلوک#سالک
#داستان_مذهبی #سیروسلوک
#سالکین_الی_الله #عارف_بالله
#سالک_الی_الله #حاج_شیخ_محمود_عتیق
معروف به #ملا_اقا_جان_زنجانی
#رحمه_الله_علیه#رضوان_الله_علیه
.
. 📩🔊 به کانال تلگرام ما بپیوندید👉
📲🔍 لینک فعال درقسمت معرفی صفحه می باشد👉

.
ملائک روز و شب
.
خطیبی که در مراسم ترحیم ایشان سخنرانی می کرد بعد از اینکه دید اطرافیان می خواهند حاج ملاآقا جان را به او معرفی کنند در منبر گفت :
از شما تعجب است که می خواهید او را به من معرفی کنید، من خودم یک کرامت از او دیده ام که نقل آن شما را هم به عظمت روحی این مرد بزرگ بیشتر آشنا می کند.
شب جمعه ای که من و او در حرم حضرت سیدالشهداء ( علیه السلام) بیتوته کرده بودیم ،من منتظر اذان صبح بودم و ساعت دقیقی هم نداشتیم، از حاج ملا آقا جان سؤال کردم: صبح شده یا نه؟
اشاره ای کرد و گفت: ببین ملائکه صبح پائین می آیند و ملائکه شب بالا می روند.
آن واعظ در منبر نگفت که من در آن موقع چه دیدم ولی قسم خورد و گفت: به خدا قسم می دید و می گفت: و وقتی دقت کردیم و تفحص نمودیم متوجه شدیم که همان لحظه اذان صبح و طلوع فجر بوده است.
.
👇(کراماتی دیگر از ایشان به کامنت توجه فرمایید) .

#oliya_allah

#صفحه_اصلی
#صفحه#اولیاءالله#داستان#شرح #احوالات#حکایات#کرامات
#مکاشفات#زندگینامه#خاطرات
#سیره#علما #صالحین
#مراجع_تقلید#شیعه
#صفحه_اولیاءالله
#عارفین#سلوک#سالک
#داستان_مذهبی #سیروسلوک
#سالکین_الی_الله #عارف_بالله
#سالک_الی_الله #حاج_شیخ_محمود_عتیق
معروف به #ملا_اقا_جان_زنجانی
#رحمه_الله_علیه#رضوان_الله_علیه
.
. 📩🔊 به کانال تلگرام ما بپیوندید👉
📲🔍 لینک فعال درقسمت معرفی صفحه می باشد👉

.
هدایت اهل بیت علیهم السلام
.
یکی از شاگردان ملا آقا جان زنجانی نقل می کند :
روزی در حرم حضرت عبدالعظیم ( علیه السلام) جمعی بودیم که در خدمت مرحوم حاج ملا آقا جان قصد داشتیم گوشه خلوتی را انتخاب کنیم و از محضر او استفاده نمائیم
پس از تحقیق، حرم حضرت امامزاده طاهر که در گوشه صحن حضرت عبدالعظیم ( علیه السلام) است
.
انتخاب نمودیم، او نشسته بود و ما هم دور او نشسته بودیم، برای ما از کلمات حضرت موسی بن جعفر ( علیه السلام) درباره کیفیت ترقیات روح و عقل سخن می گفت،من حالم منقلب شده بود سرم را روی زانویم گذاشته بودم و قطعا" به خواب نرفته بودم ولی در عین حال دیدم حضرت موسی بن جعفر ( علیه السلام) در کنار حرم ایستاده اند و آنچه حاج ملا آقا جان برای ما می گوید آن حضرت به او تلقین می فرماید.
.
وقتی سرم را برداشتم حضرت موسی بن جعفر ( علیه السلام) را ندیدم ولی می دیدم که حاج ملا آقا جان به همان محلی که امام ایستاده بودند نگاه می کند و برای ما حرف می زند.
دوباره سرم را روی زانویم گذاشتم باز هم امام ( علیه السلام) را دیدم که به حاج ملا آقا جان مطالب را تلقین می کنند و او همان کلمات را می گوید.
این موضوع چند مرتبه تکرار شد وقتی مجلس تمام شد و از حرم امامزاده بیرون رفتیم خواستم مشاهده خود را به حاج ملا آقا جان بگویم دیدم قبل از آنکه من حرف بزنم این شعر را خواند:
.
در پس آینه طوطی صفتم داشته است
آنچه استاد ازل گفت بگو می گویم
.
👇کرامتی دیگر و معرفی ایشان به (کامنت مراجعه فرمایید) 👇
.

#oliya_allah

#صفحه_اصلی
#صفحه#اولیاءالله#داستان#شرح #احوالات#حکایات#کرامات
#مکاشفات#زندگینامه#خاطرات
#سیره#علما #صالحین
#مراجع_تقلید#شیعه
#صفحه_اولیاءالله
#عارفین#سلوک#سالک
#داستان_مذهبی #سیروسلوک
#سالکین_الی_الله #عارف_بالله
#سالک_الی_الله #حاج_شیخ_محمود_عتیق
معروف به #ملا_اقا_جان_زنجانی
#رحمه_الله_علیه#رضوان_الله_علیه
.
. 📩🔊 به کانال تلگرام ما بپیوندید👉
📲🔍 لینک فعال درقسمت معرفی صفحه می باشد👉

.
علامه حسن زاده آملي:
گاهي برخي از آن حالات روحاني و رويدادهاي رحماني را كه برايم حكايت می‌‌فرمود، تاچندي در حيرت بسر می‌‌بردم و تاكنون نيز از آن خاطرات نوراني بهره‌مندم. آن بزرگوار در مكارم اخلاقي و در ولايت و محبت به پيامبر خاتم و آلش صلوات الله عليهم جفت پدر بود و بود».(1)
در عرفان عملي به جايي رسيده بود كه چشم برزخي‌اش باز شده بود و مشاهدات و مكاشفاتِ شگفت داشت. آيت الله حسن زاده می‌‌گويد: «سيد مهدي قاضي روزي به بنده فرمود: پدرم بارها می‌‌گفت: انسان بايد محور پيدا كند تا به اسرار حروف و كلمات و اشيا دست يابد و پيدا كند و از اين حالت طبيعي و عادي مردم متعارف به درآيد. و تا كسي از اين عالم خاكي با تزكيه و تقوا پوست نيندازد، به ملكوت عالم آشنا نمی‌‌شود. فرزندم! ارتقاي برزخي به رشد و اعتلاي وجودي نياز دارد. و
سيد مهدي به اين نعمت متنعم بود»(2) (1)منظومه معرفت، ص 116.
.
(2)كيهان انديشه، ش 26، ص 7 و 8
.
وفات ایشان👈 (به کامنت مراجعه کنید) .
#oliya_allah

#صفحه_اصلی
#صفحه#اولیاءالله#داستان#شرح #احوالات#حکایات#کرامات
#مکاشفات#زندگینامه#خاطرات
#سیره#علما #صالحین
#مراجع_تقلید#شیعه
#صفحه_اولیاءالله
#داستان_مذهبی #سیروسلوک
#سالکین_الی_الله
#ایت_الله #ایت_الله_العظمی
#سید_مهدی_قاضی_طباطبایی
#سید_مهدی_قاضی #قاضی #طباطبایی
#رحمه_الله_علیه#رضوان_الله_علیه
.
. 📩🔊 به کانال تلگرام ما بپیوندید👉
📲🔍 لینک فعال درقسمت معرفی صفحه می باشد👉

.
ایت الله سيد مهدي قاضي(ره)به دليل تزكيه نفس و احاطه به علم جفر و صعود به درجات معنوي، مسائلي را مطرح می‌‌نمود كه از كرامات او قلمداد می‌‌گردد. چندي قبل از آن كه 26 دي ماه 1357 ش. فرابرسد، با حساب جفر به برخي مأنوسين گفته بود: اين روز، زمان «زهق الباطل» است. ايشان همچنين فراز و نشيب‌هاي جنگ تحميلي عراق عليه ايران را نيز بدين صورت آينده‌نگري می‌‌كرد. يك روز در زمان رهبري امام خميني براي اطرافيان بيان كرد كه: آيت الله سيد علي خامنه‌اي مدظله العالي بعد از رحلت بنيانگذار جمهوري اسلامی ‌‌ايران، زمام امور اين كشور را بدست خواهد گرفت. و اين سخن را او زماني بر زبان آورد كه شنوندگان تحقق آن را بعيد می‌‌دانستند، زيرا آيت الله بهشتي در قيد حيات بود و آنان تصور می‌‌نمودند كه پس از رحلت امام، آن شهيد مظلوم زمام را بدست خواهد گرفت!!!(1)
.
علامه حسن زاده آملي از سيد مهدي قاضي نقل كرده است كه: «هر وقت . برايم پيش می‌‌آمد، آن معضل را براي پدرم آيت الله سيد علي قاضي(ره)، كه در عالم برزخ بسر می‌‌برد، مطرح می‌‌كردم و او حل آن مشكل را به من خبر می‌‌داد».(2)
.
منابع؛ .
(1)از دست خط حاج آقا سيد محمدعلي قاضي نقل گرديده است. .
(2)بيانات علامه حسن‌زاده آملي در تاريخ 22 بهمن 1381 ش. و نيز يادداشت‌هاي دست‌نويس سيد محمدحسن قاضي.
. .
#oliya_allah

#صفحه_اصلی
#صفحه#اولیاءالله#داستان#شرح #احوالات#حکایات#کرامات
#مکاشفات#زندگینامه#خاطرات
#سیره#علما #صالحین
#مراجع_تقلید#شیعه
#صفحه_اولیاءالله
#داستان_مذهبی #سیروسلوک
#سالکین_الی_الله
#ایت_الله #ایت_الله_العظمی
#سید_مهدی_قاضی_طباطبایی
#سید_مهدی_قاضی #قاضی #طباطبایی
#رحمه_الله_علیه#رضوان_الله_علیه
.
. 📩🔊 به کانال تلگرام ما بپیوندید👉
📲🔍 لینک فعال درقسمت معرفی صفحه می باشد👉

.
آيت الله سيد محمدحسين حسيني تهراني(ره)
می‌‌نويسد: در باب اسرار حروف، بسياري از علماي راستين مطالب شگفت‌آوري بيان فرموده‌اند. مرحوم آيت الله سيد علي قاضي در اين فن سرآمد روزگار بود و آقازاده‌اش، مرحوم سيد مهدي قاضي كه اخيراً در بلده طيبه قم رحل اقامت افكند و در آن جا هم به رحمت جاوداني پيوست، در اين علم، استادِ منحصر به فرد بود. او از اكتشافات حروف و اسرار اعداد، داستان‌هاي شنيدني داشت. حتي می‌‌فرمخود من هم در اين فن ابتكاراتي دارم.(1) .
.
همچنین آيت الله حسن زاده آملي از شاگردان ایشان فرموده اند: «چندين نفر را كه در اوفاق و اعداد خبره بوده‌اند، ديده‌ام و از آن ها استفاده كرده‌ام؛ اما هيچ يك در اين علوم، به قدرت و قوت و استيلاي مرحوم آقاي سيد مهدي قاضي نبودند. در اين رشته‌ها كاركرده و خيلي قوي و عجيب بود»(2)
.
آيت الله جوادي آملي در درس تفسيرشان فرمود: سيدنا الاستاد علامه طباطبايي نقل می‌‌كرد: در تبريز كسي بود كه با همين علوم عدد می‌‌توانست شخصي را كه مورد حاجت آدم است، نه تنها او را بشناسد، بلكه بداند خانه‌اش كجاست، شماره تلفن منزلش را می‌‌توانست استخراج كند... مرحوم آقا سيد مهدي قاضي، از اهل علم حروف بود من می‌‌دانستم كه مطلع است. می‌‌فرمود: بارها پدرم می‌‌گفت: راه بهتري هم داريم. و اين تذكر نه براي آن بود كه علم مذكور بي‌معنا است.(3)

منابع:
(1)روح مجرد ص485
.
(2)كيهان فرهنگي، گفتگو با علامه حسن حسن‌زاده آملي، مرداد ماه سال 1363.
.
(3)اسوه عارفان ص40 .
.
#oliya_allah

#صفحه_اصلی
#صفحه#اولیاءالله#داستان#شرح #احوالات#حکایات#کرامات
#مکاشفات#زندگینامه#خاطرات
#سیره#علما #صالحین
#مراجع_تقلید#شیعه
#صفحه_اولیاءالله
#داستان_مذهبی #سیروسلوک
#سالکین_الی_الله
#ایت_الله #ایت_الله_العظمی
#سید_مهدی_قاضی_طباطبایی
#سید_مهدی_قاضی #قاضی #طباطبایی
#رحمه_الله_علیه#رضوان_الله_علیه
.
. 📩🔊 به کانال تلگرام ما بپیوندید👉
📲🔍 لینک فعال درقسمت معرفی صفحه می باشد👉

.
اطلاع از امور مخفي
.
شخصي تعريف مي كند: يكبار در بازار پول خود را گم كردم و مستاصل شدم با خود گفتم خوب است خدمت حاج شيخ بروم و جريان را بازگو كنم، شايد برايم فكري كردند. رفتم خانه حاج آقا و در زدم، آقا آمدند دم در، نگاهي به من كردند و به داخل خانه تشريف بردند، بعد از چند دقيقه، مجدداً آمدند و درست همان مقدار پول را كه گم كرده بودم را به من دادند و گفتند: اين…تومان پول را كه در بازار گم كرده اي  بگير و صرف مسجد كن.
.
📝جهت مشاهده مطالب بعدی به(کامنت مراجعه فرمایید)👇
.
#oliya_allah

#صفحه_اصلی
#صفحه#اولیاءالله#داستان#شرح #احوالات#حکایات#کرامات
#مکاشفات#زندگینامه#خاطرات
#سیره#علما #صالحین
#مراجع_تقلید#شیعه
#صفحه_اولیاءالله
#داستان_مذهبی #سیروسلوک
#سالکین_الی_الله
#ایت_الله #ایت_الله_العظمی #علامه #محمد_تقی_شوشتری #علامه_شوشتری #تستری #رحمه_الله_علیه #رضوان_الله_علیه
.
. 📩🔊 به کانال تلگرام ما بپیوندید👉
📲🔍 لینک فعال درقسمت معرفی صفحه می باشد👉

Most Popular Instagram Hashtags