#سالکین_الی_الله

518 posts

TOP POSTS

.
به نقل از نوه ایشان ایت الله محمد علی جاودان
.
یک بنده خدایی بود که هم یک کمی خویشاوند ما بود و هم آشنا بود. یک روزی حال من خیلی خوب نبود و ایشان به آنجا آمده بود. صحبت مرحوم جد ما آقا شیخ مرتضی شد. گفت ما در جلسه بودیم و زلزله شد. ایشان کتاب در دستش بود. کتاب را گذاشت زمین و دستش را گذاشت روی زمین و گفت زمین، مرتضی به تو می گوید آرام باش. بعد هم کتابش را برداشت. مردم آمدند فرار کنند، اما زمین آرام شد. کتابش را برداشت و بقیه اش را خواند. مثل اینکه هیچ حادثه ای اتفاق نیفتاده. زمین، مرتضی به تو می گوید آرام باش. انسان جهانگیر می شود. فرمانش را عالم می برد.
.
معرفی و
داستان وفات
و تدفین ایشان👈 (به کامنت مراجعه فرمایید) .
#oliya_allah

#صفحه_اصلی
#صفحه#اولیاءالله#داستان#شرح #احوالات#حکایات#کرامات
#مکاشفات#زندگینامه#خاطرات
#سیره#علما #صالحین
#مراجع_تقلید#شیعه
#صفحه_اولیاءالله
#داستان_مذهبی #سیروسلوک
#سالکین_الی_الله
#ایت_الله #ایت_الله_العظمی
#شیخ_مرتضی_زاهد
#رحمه_الله_علیه#رضوان_الله_علیه
.
. 📩🔊 به کانال تلگرام ما بپیوندید👉
📲🔍 لینک فعال درقسمت معرفی صفحه می باشد👉

.
📝پست اول صرفا جهت معرفی ایشان می باشد
.
بازار تهران، آقا سيد محمد حوله‌اي را خوب مي‌شناسند، آنقدر كه قديمي‌ها ترجيح مي‌دهند عكس اين نامدار را به سينه ديوار نصب كنند، يادش كنند و خاطراتش را مرور كنند. سيد محمد حوله‌اي را مردم ما نمي‌شناسند اما بازار تهران و در ميان قديمي‌هاي اين بازار، سيد محمد و پدرش مرحوم سيد عباس زغالي شهرتي ماندگار در قلب‌ها و يادها دارند. مردي كه همه زندگي‌اش «خدمت»بود و«معنويت».
.
گشودن راز سيد محمد حوله‌اي در بازار تهران خيلي سخت نيست. از فلان آيت‌الله ‌تا دكاندار و كارگر بازار، بسياري هستند كه تنها دنبال گوش جان هستند تا از اسرار آقا سيد محمد بگويند
.
بسيار اهل خدمت و مردم‌داري بود. بسيار اهل دستگيري بود. بسيار كريم بود و به قول دوستانش دست بده داشت. يكي از شهرت‌هاي سيد محمد اين بود كه همه از او يادگاري داشتند. دوست داشت ببخشد. دنبال بهانه‌اي بود براي بخشش.هرچه داشت مي‌بخشيد
.
بسيار اهل بكا بود.گريه و روضه همه زندگي‌اش بود. به هر بهانه‌اي بساط روضه راه مي‌انداخت. فرقي هم نمي‌كرد كجا باشد و چه وقت از روز و كار باشد.جلوي در مغازه‌اش روضه مي‌گرفت سر سفره غذا و يا در جمع‌هاي دوستانه و حتی سفر سياحتي هم كه مي‌رفت بساط روضه و اشكش فراهم و سفره مرثيه خواني‌اش هميشه گسترده بود.
.
فرزند خلف عباس زغالی
.
«‌سید عبدالله اصفهانی» فرزند كوچك‌تر آقا سید محمد،
درباره وجه تسمیه پدر به حوله‌ای می‌گوید: «‌پدرم در بازار صحاف‌ها مغازه‌ای داشت كه در آن به عرضه حوله، لباس احرام حج، ترمه و خلعت آخرت می‌پرداخت. ایشان قبل از آنكه به سبزه‌میدان و بازارصحاف‌ها نقل مكان كند در خیابان لاله‌زار كوچه مهران کار می‌کرد.«به كار پارچه‌ فروشی مشغول بود.بعدها در سبزه‌ میدان بازار تهران مغازه حوله‌، ترمه، لباس احرام و خلعت راه‌اندازی می‌كند. نام ایشان سید محمد اصفهانی بود. پدر بزرگوار ایشان به نام«‌سید عباس هاشمی» در بازار بین‌الحرمین و بازار تهران به سید «عباس زغالی‌» معروف بود. از آن جایی كه در بازار هركس به نامی شناخته می‌شود، ایشان را سید محمد حوله‌ای صدا می‌زدند.
.
#oliya_allah

#صفحه_اصلی
#صفحه#اولیاءالله#داستان#شرح #احوالات#حکایات#کرامات
#مکاشفات#زندگینامه#خاطرات
#سیره#علما #صالحین
#مراجع_تقلید#شیعه
#صفحه_اولیاءالله
#داستان_مذهبی #سیروسلوک
#سالکین_الی_الله
#عبد_صالح_خدا
#حاج_سید_محمد_اصفهانی
معروف به #حوله_ای
#رحمه_الله_علیه #رضوان_الله_علیه
.
. 📩🔊 به کانال تلگرام ما بپیوندید👉
@ oliya_chanel
. 📲🔍 لینک فعال درقسمت معرفی صفحه می باشد👉

.
اگاهی آیت‌الله حق‌شناس از همه امور افراد
.
در تکمیل این جریان یکی از دوستان دو حادثه را نقل می‌کرد که خیلی عبرت‌انگیز است. می‌گفت یک روز به مناسبتی به خدمت ایشان رسیدم. فرمود : فلانی مرا دعا کن امتحان بزرگی برای من پیش آمده است. من فکر کردم آخر من کیستم که شما را دعا کنم، و دعای من چه اثری دارد. چیزی نگفتم، و آن روز گذشت. سه ماه یا بیشتر بعد باز به خدمت ایشان رفتم. این بار ایشان را خوشحال دیدم. .
تا به محضر رسیدم فرمود: فلانی به حمد خدا از امتحان سربلند بیرون آمدم. در آن دوره هر کس را ملاقات می‌کردم از همه چیزش آگاه می شدم. به ظاهرآمده بود، و اظهار ارادت می‌کرد، در حالی که ممکن بود در دل ناسزا بگوید. من وظیفه داشتم هیچ‌گونه عکس‌العملی در برابر نشان ندهم، و همچنان مهربان و خوددار رفتار کنم؛ اما با گذشت این سه ماه اینک اختیار بدست خودم قرار داده شده است، و هر چه را بخواهم، می دانم.
.
منابع تمامی مطالب؛
(سخنان و خاطرات آیت‌الله جاودان از (استادشان ایت الله حق شناس ره )
پایگاه اطلاع رسانی آیت‌الله محمدعلی جاودان .
.
👇حکایاتی دیگر به(کامنت)مراجعه فرمایید👇
.
#oliya_allah

#صفحه_اصلی
#صفحه#اولیاءالله#داستان#شرح #احوالات#حکایات#کرامات
#مکاشفات#زندگینامه#خاطرات
#سیره#علما #صلحا#عرفا
#مراجع_تقلید#شیعه
#صفحه_اولیاءالله
#داستان_مذهبی #سیروسلوک #سالکین_الی_الله
#سلوک#عرفانی#عالم_ربانی
#ایت_الله#ایت_الله_العظمی
#حق_شناس
#رضوان_الله_علیه
#رحمه_الله_علیه
.
📩🔊 به کانال تلگرام ما بپیوندید👉
📲🔍 لینک درقسمت معرفی صفحه می باشد👉

.
کل احمد آقا(ره):
بدون توجه به اینکه[دعا] اجابت خواهد شد یا نه؛ وظیفه ما گدایی در خانه خداست و دعا خودش موضوعیت ندارد، بلکه آن تنها وسیله ارتباط است.
لهذا اگر مرض داری، فقر داری، گرفتاری داری، به همه اینها راضی باش، ولی اینها را بهانه گدایی و التماس در خانه خدا قرار بده و بدون توجه به اینکه اجابت خواهد شد یا نه و فقط به قصد گدایی دعا کن
خداوند به دعا و لفظ و گفتار بنده کاری ندارد، او کار خودش را می کند ولی بنده باید دعایش در راستای مشیت الهی باشد.
.
«تندیس عشق»
.
📝حکایاتی دیگر
به (کامنت مراجعه فرمایید )👇
.

#oliya_allah

#صفحه_اصلی
#صفحه#اولیاءالله#داستان#شرح #احوالات#حکایات#کرامات
#مکاشفات#زندگینامه#خاطرات
#سیره#علما #صلحا#عرفا
#مراجع_تقلید#شیعه
#صفحه_اولیاءالله
#داستان_مذهبی #سیروسلوک
#سالکین_الی_الله #عارف_بالله #سالک_الی_الله
#کربلایی_احمد_تهرانی #کل_احمد_اقا
#میرزا_حسینعلی_تهرانی
#رضوان_الله_علیه#رحمه_الله_علیه
.
. 📩🔊 به کانال تلگرام ما بپیوندید👉
📲🔍 لینک فعال درقسمت معرفی صفحه می باشد👉
.
🆔https://t.me/joinchat/AAAAAEDEo_nN_jREy7Q_aw

.
آیت الله مرعشی نجفی (ره) می گفتند : خدمتی که مرحوم کافی به اسلام کرد کمتر مرجعی بعد از غیبت کبری کرده است . کافی دعای ندبه را به همه شناساند.الان مهدیه های رشت و سیرجان و گرگان و کرمان و تهران و...همه از آثار باقی مانده ایشان است.
.

به نقل از فرزند ایشان:
مرحوم میرزا احمدکافی از بزرگان و علمای آن عصر یزد بودند ؛  مردم آن زمان کاروانی تشکیل می دهند تا به مشهد بروند  و از ایشان هم  تقاضا می شود که کاروان را  همراهی کنند اتفاقا ایشان چشم درد شدیدی هم داشتند و با اصرار مردم به سمت مشهد حرکت می کنند و با ورودشان به مشهد نابینا می شوند و این مسئله ایشان را خیلی منقلب و ناراحت می کند و به زحمت به حرم امام علیه السلام مشرف می شوند و با حالت انقلاب و انکسار قلب می گویند :
.
همه نابینا می آیند و بینا می روند  اما من چرا  بینا آمدم و نابینا می روم؟ سر بر دیوار حرم می گذارد و در بین خواب بیداری شخصی می گوید : میرزا احمد دستت را باز کن ! و دستشان را باز کردند  و بسته ای میان دست ایشان گذاشته می شود و به ایشان امر می شود محتویات این بسته را به چشمانت  بمال ! و بعد از انجام این دستور العمل، بینایی ایشان به کرامت ثامن الائمه‌(علیهم السلام) بازگردانده می شود و پس از آن دیگر به یزد بر نمی گردد و تا آخر عمر در کنار مضجع امام رئوف زندگی می کنند به برکت این کرامت رضوی چشم ایشان تا آخر عمر  دچار ضعف نگردید و حتی از عینک هم استفاده نکردند و بزرگانی مانند آیت الله مرواید از ایشان استفاده‌ها بردند .
.
📝معرفی ایشان به (کامنت مراجعه فرمایید )👇
.

#oliya_allah

#صفحه_اصلی
#صفحه#اولیاءالله#داستان#شرح #احوالات#حکایات#کرامات
#مکاشفات#زندگینامه#خاطرات
#سیره#علما #صالحین#عارفین
#مراجع_تقلید#شیعه
#صفحه_اولیاءالله
#داستان_مذهبی #سیروسلوک
#سالکین_الی_الله
#خطیب#واعظ #منبری
#شیخ_احمد_کافی
#رضوان_الله_علیه#رحمه_الله_علیه
.
. 📩🔊 به کانال تلگرام ما بپیوندید👉
📲🔍 لینک درقسمت معرفی صفحه می باشد👉

.
مأموريت؛ بازسازي مسجد جمكران
.
در سال 1348 شمسی، شب نیمة شعبان که زمستان بوده، ایشان با یکی از دوستان به قم و مسجد مقدس جمکران مشرف مي‌شوند. خودشان نقل كردند: حدود پنجاه نفر در مسجد بودند. همه رفتند و ما از خادم خواستیم که بگذارد ما در مسجد بیتوته کنیم. خودشان نقل كردند، حدود ساعت ده شب، خادم سراغ ما آمد و گفت: «من آن اتاق را گرم کرده‌ام و اگر خسته شدید بیایید. در سرما عبایی به خودمان پیچیده و مشغول عبادت بودیم.
.
دوستم حدود ساعت دوازده خسته شد و برای استراحت به آن اتاق رفت. بعد از یک ساعت که مشغول عبادت، توسل و اذکار بودم، دیدم که صدایي مي‌آید. دیدم از در ورودی سه نفر تشریف فرما شده‌اند و حضرت(ع) جلوتر از بقیه هستند. سلام كردم و دست آقا را بوسیدم. آقا روی شانة من زدند و فرمودند: «بلند شو و اقدام کن و مسجد را از این وضع بیرون بیاور و ما تو را کمک و یاری مي‌کنیم. در مسجد عمران و آبادی کن و وضع بهداشتی آن را درست کن».
.
مسجد در آن ایام اصلاً وضع مناسبی نداشت و تنها آب انبار آن هم آب خیلی بد و آلوده‌ای داشت. وضوخانه و دستشویی‌های خیلی بدی داشت؛ مسجدی قدیمی و بی‌رونق که به آن رسیدگی نشده بود.
من به دلم گذشت که از کجا و چطور شروع کنم. حضرت بلافاصله فرمودند: «شما سراغ آقای احمدی بروید. او خودش کارهای شما را درست مي‌کند». بعد از آن، حضرت(ع) کارتی به دست من دادند که یک طرف آن اسماء الله بود و و طرف دیگر آن نقشة جدید مسجد با یک گنبد و دو گلدسته و قسمت مردانه و زنانه با زیرزمین آن
فرمودند: «این نزد تو باشد ما آن را به موقع از تو مي‌گیریم».👇
.
.
👈مطلب بعدی به کامنت توجه فرمایید👉
.
. . #oliya_allah

#صفحه_اصلی
#صفحه#اولیاءالله#داستان#شرح #احوالات#حکایات#کرامات
#مکاشفات#زندگینامه#خاطرات
#سیره#علما #صلحا#عرفا
#مراجع_تقلید#شیعه
#صفحه_اولیاءالله
#داستان_مذهبی #سیروسلوک
#سالکین_الی_الله
#منتظر_المهدی_عج
#حاج_قدرت_الله_لطیفی_نسب
#لطیفی_نسب #رحمه_الله_علیه
#رضوان_الله_علیه
.
. 📩🔊 به کانال تلگرام ما بپیوندید👉
📲🔍 لینک درقسمت معرفی صفحه می باشد👉

سال­ها پیش در محضر آیةالله العظمی بهجت از آیةالله حاج شیخ غلام­رضا(ره) ذکری به میان آمد. ایشان فرمودند: «خداوند قدرت دارد افرادی را همانند حاج شیخ غلام­رضا تربیت کند، ولی زمان ما ظرفیت چنین شخصیت­هایی را ندارد»! .
آیت الله العظمی بهجت می فرماید:
.
«زیاد بوده اند از میان علما كسانى كه زیر بار مرجعیت و ریاست نرفتند، و شاید بعضى از آن ها خود را از دیگران اعلم مى دانستند!» (1)
.
یکی از این عالمان الهی، آیت اللّه «حاج شیخ غلامرضا یزدی فقیه خراسانی» است که با عمل به وظیفه، در تحصیل رضا و قرب الهی گوی سبقت را از دیگران ربوده بود.
.
عارف کبیر آیةالله سید جمال گلپایگانی(ره) درباره ایشان فرموده بودند: «ما بیست نفر بودیم که برخی به درجه اجتهاد و مرجعیت نایل شدیم، ولی هیچکدام مثل حاج شیخ غلامرضا نشدیم» (2)

منبع (1) در محضر بهجت، ج1، ص258
.
(2) نامه جامعه، شماره 47، ذخیره خدا / نگاهی به زندگانی آیةالله حاج شیخ غلامرضا یزدی(ره) به قلم آیةالله حاج شیخ ابوالقاسم وافی
.
.
حکایتی دیگر به (کامنت مراجعه فرمایید )👇
.

#oliya_allah

#صفحه_اصلی
#صفحه#اولیاءالله#داستان#شرح #احوالات#حکایات#کرامات
#مکاشفات#زندگینامه#خاطرات
#سیره#علما #صلحا#عرفا
#مراجع_تقلید#شیعه
#صفحه_اولیاءالله
#داستان_مذهبی #سیروسلوک
#سالکین_الی_الله
#عالم_ربانی
#ایت_الله#ایت_الله_العظمی
#شیخ_غلامرضا_یزدی #فقیه_خراسانی
#رضوان_الله_علیه#رحمه_الله_علیه
.
. 📩🔊 به کانال تلگرام ما بپیوندید👉
📲🔍 لینک درقسمت معرفی صفحه می باشد👉

.
جناب آقای سید محمد کفایتی از قول عموی خود، حاج سید رضا کفایتی نقل می کند: .
« روزی به خدمت جناب صمصام در منزلشان رسیدم و با ایشان کار کوچکی داشتم. در آن زمان جناب صمصام مشغول بادام شکستن بودند. صحبت هایمان اندکی طول کشید و بادام شکستن جناب صمصام هم تمام شد. اما در حین ادامه صحبت ها، مشاهده کردم که ایشان هر کدام از مغز بادام ها را بر می دارند و نوک آن را می کَنند و در دهان می گذراند و بقیه را در کیسه مخصوصی می اندازند. اول فکر کردم این رفتار گذراست و به چند دانه ختم می شود، ولی هر چه زمان می گذشت،
.
باز هم ایشان حرکت را تکرار می کردند و بادام ها را مزمزه کرده و در کیسه می گذارند. کنجکاو شدم و از ایشان علت را پرسیدم. جناب صمصام هم فرمودند: این بادام ها قرار است به تعدادی بچه یتیم برسد، با خود گفتم در زمان بیکاری آن ها را مغز کنم، بعد فکر کردم که نکند یکی از این مغز بادام ها تلخ باشد و کام بچه یتیم را تلخ کند!!! به خاطر همین این ها را می چشم تا مبادا که مزه آن کام کسی را تلخ کند! در تمام مدتی که من در خدمتشان بودم، دانه دانه بادام ها را می چشیدند و تلخ های آن را جدا می کردند. من در تمام عمرم کسی را ندیدم که چنین همتی در جهت خدمت به خلق خدا نشان دهد.»
.
📖غبار روبی از چهره صمصام ، صفحه 114 .

#oliya_allah

#صفحه_اصلی
#صفحه#اولیاءالله#داستان#شرح #احوالات#حکایات#کرامات
#مکاشفات#زندگینامه#خاطرات
#سیره#علما #صالحین#عارفین
#مراجع_تقلید#شیعه
#صفحه_اولیاءالله
#داستان_مذهبی #سیروسلوک
#سالکین_الی_الله
#عارف_بالله #سالک_الی_الله
#سید_محمد_صمصام #صمصام
#رضوان_الله_علیه#رحمه_الله_علیه
.
. 📩🔊 به کانال تلگرام ما بپیوندید👉
📲🔍 لینک درقسمت معرفی صفحه می باشد👉

.
چگونگی درک حقایق از غیر راه مکاشفه
.
عارفان غیر از راه مکاشفه، چگونه حقایق را می‌فهمند یا می‌بینند یا می‌شنوند؟
.
آیت الله مبشرکاشانی :
.
از حاج آقا فخر تهرانی پرسیدم:
«عارفان غیر از راه مکاشفه، چگونه حقایق را می‌فهمند یا می‌بینند؟»
فرمود: «به صفحۀ دل نگاه می‌کنند حقایق درآن منعکس می‌شود.
قلب و دل انسان عارف، همآنجام جهان نماست که در اشعار حافظ آمده است:
.
گفتم این جام جهان بین به تو کی داد حکیم؟
.
گفــــــــت آن روز کـــــه ایـن گنبــــــد مـیـنـــــا مـی‌کـــــــرد
.
و در بیتی دیگر، شرط بهره وری از جام جم (جام جهان نما) را تبیین نمود:
.
به سرّ جـام جم آنگه نـظـر توانی کـرد
که خاک میکده کحل بصر توانی کرد
.
یعنی: کحل بصر، که موجب تقویت دید چشم می‌باشد در این بیت، با خاک میکده همراه شده، که مراد خاک شهر عشق و محبت است و عارف همیشه با چشم خدا بین خود، حب نگر است. با حبّ حضرت محبوب، خلق را می‌بیند؛ زیرا چشم دل او، با کیمیای حبّ و محبّت، باز است.
.
اما شنیدنی‌ها را عارف با گوش ملکوتی خود از فرشته‌ای می‌شنود و این مقام محدّث بودن است که اهل‌بیت: آن را به طور کامل داشتند و امثال حضرت سلمان تا حدودی به این مقام رسیده بودند. .
.
👇 مطالب بعدی به (کامنت مراجعه فرمایید)
.

#oliya_allah

#صفحه_اصلی
#صفحه#اولیاءالله#داستان#شرح #احوالات#حکایات#کرامات
#مکاشفات#زندگینامه#خاطرات
#سیره#علما #مراجع_تقلید#شیعه
#صفحه_اولیاءالله
#داستان_مذهبی #سیروسلوک
#سالکین_الی_الله
#سلوک#عرفانی#عارف_ربانی
#عارف_بالله #سالک_الی_الله
#سلمان_زمان #حاج_ذبیح_الله_قوامی
معروف به #حاج_اقا_فخر_تهرانی
#رحمه_الله_علیه #رضوان_الله_علیه
.
. 📩🔊 به کانال تلگرام ما بپیوندید👉
📲🔍 لینک فعال درقسمت معرفی صفحه می باشد👉

MOST RECENT

.
بارش باران و عنایت حضرت زهرا (س)
.
حاج آقای شیرازی می گفت: دریکی از سال ها، آقا شیخ مرتضی زاهد در روز شهادت حضرت حضرت فاطمه زهرا(س) بربالای منبربود. آن روز آقایان در داخل اتاق ها حضور داشتند وجمعی از خانم ها درگوشه ای از حیاط نشسته بودند.
.
در اواسط جلسه ناگهان باران شدیدی شروع به باریدن کرد. خانم هایی که درحیاط نشسته بودند می خواستند خودشان را جمع وجور کنند وهمهمه و سرو صدایشان بلند شد.
درهمین لحظه آقا شیخ مرتضی سرش را کمی به سوی آسمان بلند کرد وبه آرامی گفت: «مگر نمی بینی ؟! نبار!!»
.
آقا شیخ مرتضی دوباره به ادامه ی صحبت هایش مشغول شد. کم کم سروصدای خانم ها فرو نشست وما هم که داخل اتاق بودیم متوجه شدیم دیگر خبری از باران نیست.
جلسه به پایان رسید و مردم درحال رفتن بودند. درموقع بیرون رفتن ازخانه، همه خیال می کردند باران دوباره شروع به باریدن کرده است، ولی من ناگهان به صورت تصادفی، به یک پدیده ی بسیار شگفت واقف شدم. ابتدا شک کردم ولی دوباره برگشتم و با دقت، داخل و خارج از خانه را نظاره کردم. آنچه را می دیدم بسیار واضح و آشکار بود!
.
بیرون از خانه ودرهمه جا باران می بارید و فقط در فضای آن خانه باران نمی بارید! ومن تازه متوجه شدم که بعد ازآن دعای آقا شیخ مرتضی زاهد، درهمه این مدت باران درحال باریدن بوده است وفقط در فضای آنجا باران نمی باریده است!
آن روز به غیراز من، سه چهار نفر از دوستان نیز به این پدیده خارق العاده پی برده بودند!
.
شیخ مرتضای زاهد/69. .
(حکایاتی دیگر به قسمت نظرات توجه فرمایید)
.

#oliya_allah

#صفحه_اصلی
#صفحه#اولیاءالله#داستان#شرح #احوالات#حکایات#کرامات
#مکاشفات#زندگینامه#خاطرات
#سیره#علما #صالحین
#مراجع_تقلید#شیعه
#صفحه_اولیاءالله
#داستان_مذهبی #سیروسلوک
#سالکین_الی_الله
#ایت_الله #ایت_الله_العظمی
#شیخ_مرتضی_زاهد
#رحمه_الله_علیه#رضوان_الله_علیه
.
. 📩🔊 به کانال تلگرام ما بپیوندید👉
📲🔍 لینک فعال درقسمت معرفی صفحه می باشد👉

.
حاج آقافخر تهرانی از شاگردان مرحوم آیت ا... حاج شیخ مرتضی زاهد(ره) بود که وی از زهاد و عباد واقعی و مردان خدا بود. مرحوم حاج شیخ رجبعلی خیّاط،مرحوم حاج مقدس واعظ،مرحوم حاج سیّد مهدی قوام و... نیز ازشاگردان آن عارف فرزانه بودند.

حضرت آیت الله مبشر کاشانی می فرماید: «مرحوم آقافخرتهرانی فرمود:« پس ازفوت مرحوم زاهد،او را غسل دادند و کفن کردند و با تابوت درمسجد محلّه اش قراردادند تا فردا جنازه اش تشیع شود. قرارشد از شب تاصبح دونفر از سادات بر سر پیکر مطهر او قران بخوانند سیّد محترمی از سرشب تا نمیه شب قران خواند ومن از نیمه شب تا صبح بالا سر او نشستم ومشغول تلاوت قرآن شدم –در مسجد هیچ کس غیر از من و پیکر آنمرحوم نبود، ساعاتی قرآن خواندم زمانی که به آیات عذاب الهی وتوصیف دوزخیان رسیدم،دیدم مرحوم زاهد از خشیت الهی پاهای خود راجمع کرد و وقتی به تلاوت آیات رحمت الهی وتوصیف بهشتیان و ابرار و عباد صالح خداوند شدم.
.
دیدم آنمرحوم پاهای خود رادرازکشید واحساس آرامش در پیکر او ظاهر شد. این ماجرا مکرر اتفاق افتاد، گویا میخواست مرا بیازماید.سحرگاه بود و همچنان مشغول تلاوت قرآن بودم به آیه ای رسیدم که ازجای برخاست و در تابوت نشست وآهسته تفسیر و نکته مهمی درمورد آن آیه برای من بیان فرمود و بعد از آن در تابوت برای همیشه خوابید.» این حکایت نشانگر عظمت روح مرحوم حاج شیخ مرتضی زاهد وقابلیت رشد و تکامل معنوی شاگردش مرحوم آقافخرتهرانی بود.»...👇
.
. (حکایاتی دیگر به قسمت نظرات توجه فرمایید)
.

#oliya_allah

#صفحه_اصلی
#صفحه#اولیاءالله#داستان#شرح #احوالات#حکایات#کرامات
#مکاشفات#زندگینامه#خاطرات
#سیره#علما #صالحین
#مراجع_تقلید#شیعه
#صفحه_اولیاءالله
#داستان_مذهبی #سیروسلوک
#سالکین_الی_الله
#ایت_الله #ایت_الله_العظمی
#شیخ_مرتضی_زاهد
#رحمه_الله_علیه#رضوان_الله_علیه
.
. 📩🔊 به کانال تلگرام ما بپیوندید👉
📲🔍 لینک فعال درقسمت معرفی صفحه می باشد👉

.
به نقل از نوه ایشان ایت الله محمد علی جاودان
.
یک بنده خدایی بود که هم یک کمی خویشاوند ما بود و هم آشنا بود. یک روزی حال من خیلی خوب نبود و ایشان به آنجا آمده بود. صحبت مرحوم جد ما آقا شیخ مرتضی شد. گفت ما در جلسه بودیم و زلزله شد. ایشان کتاب در دستش بود. کتاب را گذاشت زمین و دستش را گذاشت روی زمین و گفت زمین، مرتضی به تو می گوید آرام باش. بعد هم کتابش را برداشت. مردم آمدند فرار کنند، اما زمین آرام شد. کتابش را برداشت و بقیه اش را خواند. مثل اینکه هیچ حادثه ای اتفاق نیفتاده. زمین، مرتضی به تو می گوید آرام باش. انسان جهانگیر می شود. فرمانش را عالم می برد.
.
معرفی و
داستان وفات
و تدفین ایشان👈 (به کامنت مراجعه فرمایید) .
#oliya_allah

#صفحه_اصلی
#صفحه#اولیاءالله#داستان#شرح #احوالات#حکایات#کرامات
#مکاشفات#زندگینامه#خاطرات
#سیره#علما #صالحین
#مراجع_تقلید#شیعه
#صفحه_اولیاءالله
#داستان_مذهبی #سیروسلوک
#سالکین_الی_الله
#ایت_الله #ایت_الله_العظمی
#شیخ_مرتضی_زاهد
#رحمه_الله_علیه#رضوان_الله_علیه
.
. 📩🔊 به کانال تلگرام ما بپیوندید👉
📲🔍 لینک فعال درقسمت معرفی صفحه می باشد👉

.
پاسخ به نیت قلبی
.
آیت الله ابطحی نقل می کند :
یک شب تابستان، روی بام منزل، من و شهید « هاشمی نژاد» و پدرم در خدمت ملا آقا جان زنجانی نشسته بودیم و او درباره مطالب معنوی و ترقیات روحی با ما سخن می گفت.
ناگهان کلامش را قطع کرد و رو به آقای هاشمی نژاد کرد و گفت: فلان روایت در فلان کتاب است البته هم روایت را خواند و هم نام کتاب را برد ، ما از موضوع اطلاعی نداشتیم فکر می کردیم که با سابقه قبلی بوده ولی چون در آقای هاشمی نژاد تغییر حالی پیدا شد و گفت: حاج آقا شما از کجا می دانستید که من می خواهم این حدیث را سؤال کنم؟!
دانستیم که آن مرحوم از اراده و قلب آقای هاشمی نژاد خبر داده است.
. 👇(کراماتی دیگر از ایشان به کامنت توجه فرمایید) .

#oliya_allah

#صفحه_اصلی
#صفحه#اولیاءالله#داستان#شرح #احوالات#حکایات#کرامات
#مکاشفات#زندگینامه#خاطرات
#سیره#علما #صالحین
#مراجع_تقلید#شیعه
#صفحه_اولیاءالله
#عارفین#سلوک#سالک
#داستان_مذهبی #سیروسلوک
#سالکین_الی_الله #عارف_بالله
#سالک_الی_الله #حاج_شیخ_محمود_عتیق
معروف به #ملا_اقا_جان_زنجانی
#رحمه_الله_علیه#رضوان_الله_علیه
.
. 📩🔊 به کانال تلگرام ما بپیوندید👉
📲🔍 لینک فعال درقسمت معرفی صفحه می باشد👉

.
ملائک روز و شب
.
خطیبی که در مراسم ترحیم ایشان سخنرانی می کرد بعد از اینکه دید اطرافیان می خواهند حاج ملاآقا جان را به او معرفی کنند در منبر گفت :
از شما تعجب است که می خواهید او را به من معرفی کنید، من خودم یک کرامت از او دیده ام که نقل آن شما را هم به عظمت روحی این مرد بزرگ بیشتر آشنا می کند.
شب جمعه ای که من و او در حرم حضرت سیدالشهداء ( علیه السلام) بیتوته کرده بودیم ،من منتظر اذان صبح بودم و ساعت دقیقی هم نداشتیم، از حاج ملا آقا جان سؤال کردم: صبح شده یا نه؟
اشاره ای کرد و گفت: ببین ملائکه صبح پائین می آیند و ملائکه شب بالا می روند.
آن واعظ در منبر نگفت که من در آن موقع چه دیدم ولی قسم خورد و گفت: به خدا قسم می دید و می گفت: و وقتی دقت کردیم و تفحص نمودیم متوجه شدیم که همان لحظه اذان صبح و طلوع فجر بوده است.
.
👇(کراماتی دیگر از ایشان به کامنت توجه فرمایید) .

#oliya_allah

#صفحه_اصلی
#صفحه#اولیاءالله#داستان#شرح #احوالات#حکایات#کرامات
#مکاشفات#زندگینامه#خاطرات
#سیره#علما #صالحین
#مراجع_تقلید#شیعه
#صفحه_اولیاءالله
#عارفین#سلوک#سالک
#داستان_مذهبی #سیروسلوک
#سالکین_الی_الله #عارف_بالله
#سالک_الی_الله #حاج_شیخ_محمود_عتیق
معروف به #ملا_اقا_جان_زنجانی
#رحمه_الله_علیه#رضوان_الله_علیه
.
. 📩🔊 به کانال تلگرام ما بپیوندید👉
📲🔍 لینک فعال درقسمت معرفی صفحه می باشد👉

.
هدایت اهل بیت علیهم السلام
.
یکی از شاگردان ملا آقا جان زنجانی نقل می کند :
روزی در حرم حضرت عبدالعظیم ( علیه السلام) جمعی بودیم که در خدمت مرحوم حاج ملا آقا جان قصد داشتیم گوشه خلوتی را انتخاب کنیم و از محضر او استفاده نمائیم
پس از تحقیق، حرم حضرت امامزاده طاهر که در گوشه صحن حضرت عبدالعظیم ( علیه السلام) است
.
انتخاب نمودیم، او نشسته بود و ما هم دور او نشسته بودیم، برای ما از کلمات حضرت موسی بن جعفر ( علیه السلام) درباره کیفیت ترقیات روح و عقل سخن می گفت،من حالم منقلب شده بود سرم را روی زانویم گذاشته بودم و قطعا" به خواب نرفته بودم ولی در عین حال دیدم حضرت موسی بن جعفر ( علیه السلام) در کنار حرم ایستاده اند و آنچه حاج ملا آقا جان برای ما می گوید آن حضرت به او تلقین می فرماید.
.
وقتی سرم را برداشتم حضرت موسی بن جعفر ( علیه السلام) را ندیدم ولی می دیدم که حاج ملا آقا جان به همان محلی که امام ایستاده بودند نگاه می کند و برای ما حرف می زند.
دوباره سرم را روی زانویم گذاشتم باز هم امام ( علیه السلام) را دیدم که به حاج ملا آقا جان مطالب را تلقین می کنند و او همان کلمات را می گوید.
این موضوع چند مرتبه تکرار شد وقتی مجلس تمام شد و از حرم امامزاده بیرون رفتیم خواستم مشاهده خود را به حاج ملا آقا جان بگویم دیدم قبل از آنکه من حرف بزنم این شعر را خواند:
.
در پس آینه طوطی صفتم داشته است
آنچه استاد ازل گفت بگو می گویم
.
👇کرامتی دیگر و معرفی ایشان به (کامنت مراجعه فرمایید) 👇
.

#oliya_allah

#صفحه_اصلی
#صفحه#اولیاءالله#داستان#شرح #احوالات#حکایات#کرامات
#مکاشفات#زندگینامه#خاطرات
#سیره#علما #صالحین
#مراجع_تقلید#شیعه
#صفحه_اولیاءالله
#عارفین#سلوک#سالک
#داستان_مذهبی #سیروسلوک
#سالکین_الی_الله #عارف_بالله
#سالک_الی_الله #حاج_شیخ_محمود_عتیق
معروف به #ملا_اقا_جان_زنجانی
#رحمه_الله_علیه#رضوان_الله_علیه
.
. 📩🔊 به کانال تلگرام ما بپیوندید👉
📲🔍 لینک فعال درقسمت معرفی صفحه می باشد👉

.
اطلاع از امور مخفي
.
شخصي تعريف مي كند: يكبار در بازار پول خود را گم كردم و مستاصل شدم با خود گفتم خوب است خدمت حاج شيخ بروم و جريان را بازگو كنم، شايد برايم فكري كردند. رفتم خانه حاج آقا و در زدم، آقا آمدند دم در، نگاهي به من كردند و به داخل خانه تشريف بردند، بعد از چند دقيقه، مجدداً آمدند و درست همان مقدار پول را كه گم كرده بودم را به من دادند و گفتند: اين…تومان پول را كه در بازار گم كرده اي  بگير و صرف مسجد كن.
.
📝جهت مشاهده مطالب بعدی به(کامنت مراجعه فرمایید)👇
.
#oliya_allah

#صفحه_اصلی
#صفحه#اولیاءالله#داستان#شرح #احوالات#حکایات#کرامات
#مکاشفات#زندگینامه#خاطرات
#سیره#علما #صالحین
#مراجع_تقلید#شیعه
#صفحه_اولیاءالله
#داستان_مذهبی #سیروسلوک
#سالکین_الی_الله
#ایت_الله #ایت_الله_العظمی #علامه #محمد_تقی_شوشتری #علامه_شوشتری #تستری #رحمه_الله_علیه #رضوان_الله_علیه
.
. 📩🔊 به کانال تلگرام ما بپیوندید👉
📲🔍 لینک فعال درقسمت معرفی صفحه می باشد👉

.
حضرت آيت اللـه علامه شيخ فرموده اند:
شبي در خواب ديدم كه گويا در كربلا هستم و درست همان موقعي است كه حضرت ابا عبدا…(ع) در آن سرزمين اجلال فرمودند. دشمنان در مقابل آن حضرت صف آرايي كردند و اصحاب نيز مشغول گرفتن اجازه ميدان رفتن مي باشند، بنده نيز از آن حضرت اجازه گرفتم و به ميدان رفتم. ديدم هر چه دشمنان بر بدنم تير، نيزه وشمشير مي زنند اصلاً احساس درد نمي كنم و در اين وقت از خواب بيدار شدم.
.
بگفته حجت الاسلام والمسلمين ميرزا علي اكبر محدث شوشتري ( در كتاب ستاره درخشان شوشتر) شايد  تعبير خواب معظم له علاوه بر تاييد علامه شوشتري توسط آن حضرت اين است كه معظم له خدمات شاياني به شرع مقدس اسلام نموده و در اين راه با اينكه اشخاص زيادي اذيتش مي كنند و صدمه به او مي رسانند، لكن ايشان هراسي به خود راه نمي دهند و براي رسيدن به مقصود خود ازهيچ تلاشي دريغ نمي ورزند و براي تشيع و اسلام به راه خود ادامه مي دهند و تمام سختي ها را متحمل مي شوند.
.
📝جهت مشاهده مطالب بعدی به(کامنت مراجعه فرمایید)👇
.
#oliya_allah

#صفحه_اصلی
#صفحه#اولیاءالله#داستان#شرح #احوالات#حکایات#کرامات
#مکاشفات#زندگینامه#خاطرات
#سیره#علما #صالحین
#مراجع_تقلید#شیعه
#صفحه_اولیاءالله
#داستان_مذهبی #سیروسلوک
#سالکین_الی_الله
#ایت_الله #ایت_الله_العظمی #علامه #محمد_تقی_شوشتری #علامه_شوشتری #تستری #رحمه_الله_علیه #رضوان_الله_علیه
.
. 📩🔊 به کانال تلگرام ما بپیوندید👉
📲🔍 لینک فعال درقسمت معرفی صفحه می باشد👉

.
روزی تعدادی از روستاییان دیلم تصمیم گرفتند به دیدن آیت الله حاج شیخ محمد تقی شوشتری (ره) بروند، تا شیخ را از نزدیک زیارت کنند . هر کدام مقداری از محصولات خود را به عنوان هدیه بر داشتند و با هم راهی شوشتر شدند. وقتی به خانه شیخ رسیدند، هدایای خود را تقدیم کردند.
.
شیخ از آن ها تشکر و قدردانی کرد. سپس گفت : این هدایا را با خود ببرید و به فلان کس در روستای خودتان بدهید و نام آن مرد را بر زبان آورد! روستاییان تعجب کردند! آن ها وقتی برگشتند، هدایا را به خانه آن شخص بردند و از او پرسیدند ، آیا شیخ شوشتری را می شناسی؟ وی گفت : اسمش را شنیده ام اما تا به حال او را ندیده ام. گفتند : آیا تا به حال برای او نامه نوشته ای؟ یا تلفنی با ایشان صحبت کرده ای؟ آیا سفارش و پیغامی برای ایشان فرستاده ای؟ وی انکار کرد!
.
پس آنچه برایشان پیش آمده بود، برای آن مرد تعریف کردند. آن مرد گفت : به علت کثرت عیال بسیار نیازمندم اما تا به حال حاضر نشده ام، دستم را به طرف کسی دراز کنم و قرض بگیرم. همیشه بعد از نماز از خداوند کمک و مساعدت می خواهم!
.
📝معرفی ایشان به(کامنت مراجعه فرمایید)👇
.
#oliya_allah

#صفحه_اصلی
#صفحه#اولیاءالله#داستان#شرح #احوالات#حکایات#کرامات
#مکاشفات#زندگینامه#خاطرات
#سیره#علما #صالحین
#مراجع_تقلید#شیعه
#صفحه_اولیاءالله
#داستان_مذهبی #سیروسلوک
#سالکین_الی_الله
#ایت_الله #ایت_الله_العظمی #علامه #محمد_تقی_شوشتری #علامه_شوشتری #تستری #رحمه_الله_علیه #رضوان_الله_علیه
.
. 📩🔊 به کانال تلگرام ما بپیوندید👉
📲🔍 لینک فعال درقسمت معرفی صفحه می باشد👉

.
سيد محمد حوله‌اي حكايتي را درباره خودش و همسرش تعريف كرد و گفت: يكبار به همراه همسرم در بازار قدم مي‌زديم كه او در كنار يك پارچه‌فروشي از من خواست كه يك قواره پارچه چادري بخرم، قيمت پارچه را پرسيدم 140 تومان بود. اما پول پرداخت آن را نداشتم اما نمي‌خواستم همسرم را ناراحت كنم. به او گفتم برو خانه تا قواره پارچه را بخرم. ناراحت به قهوه‌خانه رفتم و مشغول اين فكر شدم كه چگونه بتوانم دل همسرم را شاد كنم همان موقع ناگهان مردي در قهوه‌خانه پيدا شد و گفت: مي خواهم پول‌هايم را با شما قسمت كنم. پول‌هايش را شمرد 14 تا 10 توماني بود كه با آن، یک قواره پارچه را براي همسرم خريدم. همين نيت‌ها انسان را در زندگي كمك مي‌كند.»
.
#oliya_allah

#صفحه_اصلی
#صفحه#اولیاءالله#داستان#شرح #احوالات#حکایات#کرامات
#مکاشفات#زندگینامه#خاطرات
#سیره#علما #صالحین
#مراجع_تقلید#شیعه
#صفحه_اولیاءالله
#داستان_مذهبی #سیروسلوک
#سالکین_الی_الله
#عبد_صالح_خدا
#حاج_سید_محمد_اصفهانی معروف به #حوله_ای #رحمه_الله_علیه #رضوان_الله_علیه
.
. 📩🔊 به کانال تلگرام ما بپیوندید👉
📲🔍 لینک فعال درقسمت معرفی صفحه می باشد👉

.
خانه‌دار شدن با وساطت حوله‌اي
حجت‌الاسلام «سعيد مرادزاده»، مدير آستان مقدس امامزاده زيد(ع) درباره وساطت سيد محمد حوله‌اي براي خانه دارشدن شخصي مي‌گويد: «‌امامزاده زيد(ع) داراي كرامات بسياري است كه صاحبخانه شدن فردي با وساطتِ سيدمحمد حوله‌اي از جمله آنهاست.»
.
فردي از سيدمحمد حوله‌اي، از عرفاي نام آشناي بازار تقاضاي دعا و ذكري مي‌كند تا به واسطه آن، صاحبخانه شود. سيد محمد مي‌گويد: «‌به آستان امامزاده زيد(ع) برو، سلام مرا برسان و درخواستت را بگو. آن فرد روز بعد، خطاب به امامزاده زيد گفت: «سيدمحمد حوله‌اي، سلام مي‌رساند. او را واسطه قرار داده‌ام تا صاحب خانه 50‌ـ 60 متري شوم.»
.
پس از مدتي، او صاحبخانه شد و براي عرض تشكر، نزد سيدمحمد حوله‌اي رفت و ماجرا را بازگفت. سيد از او پرسيد: «‌چرا تقاضاي خانه 120 متري نكردي. مرد پاسخ داد كه خجالت كشيدم. سيد محمد گفت كه هنوز اين بزرگواران را نشناخته‌اي، تقاضاي تو به اندازه ظرفِ وجودت بود.»
.
#oliya_allah

#صفحه_اصلی
#صفحه#اولیاءالله#داستان#شرح #احوالات#حکایات#کرامات
#مکاشفات#زندگینامه#خاطرات
#سیره#علما #صالحین
#مراجع_تقلید#شیعه
#صفحه_اولیاءالله
#داستان_مذهبی #سیروسلوک
#سالکین_الی_الله
#عبد_صالح_خدا
#حاج_سید_محمد_اصفهانی معروف به #حوله_ای #رحمه_الله_علیه #رضوان_الله_علیه
.
. 📩🔊 به کانال تلگرام ما بپیوندید👉
📲🔍 لینک فعال درقسمت معرفی صفحه می باشد👉

.
📝پست اول صرفا جهت معرفی ایشان می باشد
.
بازار تهران، آقا سيد محمد حوله‌اي را خوب مي‌شناسند، آنقدر كه قديمي‌ها ترجيح مي‌دهند عكس اين نامدار را به سينه ديوار نصب كنند، يادش كنند و خاطراتش را مرور كنند. سيد محمد حوله‌اي را مردم ما نمي‌شناسند اما بازار تهران و در ميان قديمي‌هاي اين بازار، سيد محمد و پدرش مرحوم سيد عباس زغالي شهرتي ماندگار در قلب‌ها و يادها دارند. مردي كه همه زندگي‌اش «خدمت»بود و«معنويت».
.
گشودن راز سيد محمد حوله‌اي در بازار تهران خيلي سخت نيست. از فلان آيت‌الله ‌تا دكاندار و كارگر بازار، بسياري هستند كه تنها دنبال گوش جان هستند تا از اسرار آقا سيد محمد بگويند
.
بسيار اهل خدمت و مردم‌داري بود. بسيار اهل دستگيري بود. بسيار كريم بود و به قول دوستانش دست بده داشت. يكي از شهرت‌هاي سيد محمد اين بود كه همه از او يادگاري داشتند. دوست داشت ببخشد. دنبال بهانه‌اي بود براي بخشش.هرچه داشت مي‌بخشيد
.
بسيار اهل بكا بود.گريه و روضه همه زندگي‌اش بود. به هر بهانه‌اي بساط روضه راه مي‌انداخت. فرقي هم نمي‌كرد كجا باشد و چه وقت از روز و كار باشد.جلوي در مغازه‌اش روضه مي‌گرفت سر سفره غذا و يا در جمع‌هاي دوستانه و حتی سفر سياحتي هم كه مي‌رفت بساط روضه و اشكش فراهم و سفره مرثيه خواني‌اش هميشه گسترده بود.
.
فرزند خلف عباس زغالی
.
«‌سید عبدالله اصفهانی» فرزند كوچك‌تر آقا سید محمد،
درباره وجه تسمیه پدر به حوله‌ای می‌گوید: «‌پدرم در بازار صحاف‌ها مغازه‌ای داشت كه در آن به عرضه حوله، لباس احرام حج، ترمه و خلعت آخرت می‌پرداخت. ایشان قبل از آنكه به سبزه‌میدان و بازارصحاف‌ها نقل مكان كند در خیابان لاله‌زار كوچه مهران کار می‌کرد.«به كار پارچه‌ فروشی مشغول بود.بعدها در سبزه‌ میدان بازار تهران مغازه حوله‌، ترمه، لباس احرام و خلعت راه‌اندازی می‌كند. نام ایشان سید محمد اصفهانی بود. پدر بزرگوار ایشان به نام«‌سید عباس هاشمی» در بازار بین‌الحرمین و بازار تهران به سید «عباس زغالی‌» معروف بود. از آن جایی كه در بازار هركس به نامی شناخته می‌شود، ایشان را سید محمد حوله‌ای صدا می‌زدند.
.
#oliya_allah

#صفحه_اصلی
#صفحه#اولیاءالله#داستان#شرح #احوالات#حکایات#کرامات
#مکاشفات#زندگینامه#خاطرات
#سیره#علما #صالحین
#مراجع_تقلید#شیعه
#صفحه_اولیاءالله
#داستان_مذهبی #سیروسلوک
#سالکین_الی_الله
#عبد_صالح_خدا
#حاج_سید_محمد_اصفهانی
معروف به #حوله_ای
#رحمه_الله_علیه #رضوان_الله_علیه
.
. 📩🔊 به کانال تلگرام ما بپیوندید👉
@ oliya_chanel
. 📲🔍 لینک فعال درقسمت معرفی صفحه می باشد👉

.
وقتی مرحوم حضرت آیت الله بیدآبادی(ره) قلب زن رقاص و اشرار را از شیطان تخلیه کرد!
.
روزی جمعی از اشرار اصفهان که مرتکب  هرگونه خلافی شده بودند،تصمیم می گیرند کار جدیدی و سرگرمی تازه ای برای آن روز خود بسازند.پس از شور و مشورت با یکدیگر،به این فکر می افتند که یک نفر روحانی را پیدا کرده و سر به سر او گذاشته و به اصطلاح خودشان(تفریحی) بکنند!
.
به همین خاطر در خیابان و کوچه به دنبال یک روحانی می گردند که از قضا چشم آنان به عارف بالله و سالک الی الله مرحوم حضرت آیت الله حاج شیخ بیدآبادی(رضوان الله علیه)
.
می افتد که در حال گذر بودند.گروه اراذل و اوباش به محض دیدن این عالم گرانقدر نزد ایشان رفته و دست آقا را می بوسند و از ایشان تقاضا می کنند که جهت ایراد خطبه عقد به منزلی در همان حوالی بروند و از تجرد درآورند.ایشان نگاهی به قیافه شیطان زده آنان نمود و در هیچ کدام اثری از صلاح و سداد نمی بینند ولی با خود می اندیشند که شاید حکمتی در آن کار باشد،به همین دلیل دعوت را قبول نموده و به همراه آنان به یکی از محله های اصفهان می روند. سرانجام به خانه ای می رسند و آنان از ایشان دعوت می کنند که به آن مکان وارد شوند.
.
به محض ورود ایشان،زنی سربرهنه و با لباس نامناسب و صد قلم آرایش صورت،از اتاق بیرون آمده و خطاب به مرحوم حضرت آیت الله بیدآبادی(نور الله قبره)می گوید:
.
به به!حاج آقا خوش آمدی،صفا آوردی!!
.
ایشان متوجه قضایا می شوند و قصد مراجعت می کنند که جمع اوباش جلوی ایشان را گرفته و می گویند:چاره ای نداری جز این که امروز را با ما بگذرانی!!!...👇👇👇
.
📝ادامه مطلب به(کامنت مراجعه فرمایید)
.

#oliya_allah

#صفحه_اصلی
#صفحه#اولیاءالله#داستان#شرح #احوالات#حکایات#کرامات
#مکاشفات#زندگینامه#خاطرات
#سیره#علما #صالحین
#مراجع_تقلید#شیعه
#صفحه_اولیاءالله
#داستان_مذهبی #سیروسلوک
#سالکین_الی_الله
#سلوک#عرفانی#عارف_ربانی
#ایت_الله#ایت_الله_العظمی
#محمد_بیدابادی #بیدابادی
#رحمه_الله_علیه #رضوان_الله_علیه
.
. 📩🔊 به کانال تلگرام ما بپیوندید👉
📲🔍 لینک فعال درقسمت معرفی صفحه می باشد👉

.
آگاهی از دل ها
.
فرزند بزرگوار مرحوم مرندی نقل می کند:
یکی از تجار شهر مرند ورشکست شده بود او تعریف می کرد: بعد از ظهر پنجشنبه ای رفتم قبرستان فاتحه ای بخوانم. دیدم آیت الله مرندی در گوشه قبرستان نشسته است. وقتی مرا دید صدایم کرد، خدمتش شرفیاب شدم وسلام واحوالپرسی نمودم.
.
ایشان بیست تومان، که آن زمان پول قابل توجهی بود به من داد و فرمود: برای شما زحمتی دارم، لطف کنید یک یاسین بخوانید وهدیه کنید به روح حضرت ابوالفضل (ع) من رفتم سوره یاسین را خواندم و دو رکعت نماز خواندم و هدیه کردم به قمر بنی هاشم (ع) شب خواب دیدم در حرم حضرت عباس (ع) هستم وآیت الله مرندی نیزآنجا حضور دارند وبا هم مرقد مطهر را زیارت می کنیم.
آن بیست تومان برکت عجیبی پیدا کرد و در آن زمان بسیار برای من راهگشا شد وبسیاری از گرفتاری هایم برطرف گشت!
.
گلشن ابرار/ج3/ 423.
.
.
📝مطلب بعد به(کامنت مراجعه فرمایید)
.

#oliya_allah

#صفحه_اصلی
#صفحه#اولیاءالله#داستان#شرح #احوالات#حکایات#کرامات
#مکاشفات#زندگینامه#خاطرات
#سیره#علما #صالحین
#مراجع_تقلید#شیعه
#صفحه_اولیاءالله
#داستان_مذهبی #سیروسلوک
#سالکین_الی_الله
#سلوک#عرفانی#عارف_ربانی
#ایت_الله#ایت_الله_العظمی
#میرزا_علی_اکبر_مرندی #مرندی
#رحمه_الله_علیه #رضوان_الله_علیه
.
. 📩🔊 به کانال تلگرام ما بپیوندید👉
📲🔍 لینک فعال درقسمت معرفی صفحه می باشد👉

.
سریع تر از باد
.
همچنین آقا محمد تقی که یکی از ارادتمندان آیت الله مرندی بود ودریکی از روستاهای دور افتاده مرند زندگی می کرد وحالاتی عرفانی داشت، هنگام رحلت وصیت می کند که حتماً نمازش را آیت الله مرندی بخواند. بعد از فوت ایشان، دو نفر از آن روستا خدمت آیت الله مرندی می رسند و وصیت اورا به عرض ایشان می رسانند. آیت الله مرندی می فرمایند: آنجا یکی نمازش را می خواند، ولی حالا چون وصیت کرده من می آیم نماز میت را برایشان می خوانم. آن دو نفرعرض می کنند :
.
آقا! ما اسب آورده ایم، لطف بفرمایید سوار شوید. برویم. آیت الله مرندی می فرمایند: شما تشریف ببرید. من خودم می آیم. آن ها هم چهار نعل می تازند وبه سوی روستا تا اهالی را ازآمدن آیت الله مرندی با خبر سازند، ولی وقتی می رسند با شگفتی تمام متوجه می شوند ایشان آمده نماز را خوانده ورفته است!
.
ریش سفیدان روستا می گویند: دنبال آیت الله مرندی بروید، مبادا در جاده مشکلی برایشان پیش بیاید. آن ها دوباره با تمام سرعت همان جاده را طی می کنند ولی ایشان را نمی بینند. با نگرانی به منزل آیت الله مرندی می آیند وجویای حال ایشان می شوند. به آنها گفته می شود که ایشان خیلی وقت پیش تشریف آورد وجای نگرانی نیست.
.
گلشن ابرار/ج3/ 423.
.
.
📝مطلب بعد به(کامنت مراجعه فرمایید)
.

#oliya_allah

#صفحه_اصلی
#صفحه#اولیاءالله#داستان#شرح #احوالات#حکایات#کرامات
#مکاشفات#زندگینامه#خاطرات
#سیره#علما #صلحا#عرفا
#مراجع_تقلید#شیعه
#صفحه_اولیاءالله
#داستان_مذهبی #سیروسلوک
#سالکین_الی_الله
#عرفانی#عارف_ربانی
#ایت_الله#ایت_الله_العظمی
#میرزا_علی_اکبر_مرندی #مرندی
#رحمه_الله_علیه #رضوان_الله_علیه
.
📩🔊 به کانال تلگرام ما بپیوندید👉
.
📲🔍 لینک فعال درقسمت معرفی صفحه می باشد👉
@ oliya_chanel

.
امان از کمی توشه .
کل احمد آقا(ره)نقل می کردند :
.
« در همان دوران جوانی، با جناب شیخ(خیاط) به سر مزار قطب راوندی آمدیم. قطب در عالم معنا به شیخ گفت: یا شیخ، التماس دعا
شیخ پرسید: شما دیگر چرا درخواست دعا می کنید، که عمریست زائران بی بی فاطمه معصومه علیها السلام بر سر مزارتان فاتحه ای می خوانند و شما را شفیع خود قرار می دهند؟قطب نیز آهی کشید و گفت: این را به مولی امیرالمؤمنین علیه السلام بگو که می فرماید: آه، از کمی توشه»
.
حکایات بعدی به (کامنت مراجعه فرمایید)👇
(جهت معرفی و کرامات دیگر از ایشان در
همین صفحه به پست های گذشته سربزنید)
.

#oliya_allah

#صفحه_اصلی
#صفحه#اولیاءالله#داستان#شرح #احوالات#حکایات#کرامات
#مکاشفات#زندگینامه#خاطرات
#سیره#علما #صلحا
#مراجع_تقلید#شیعه
#صفحه_اولیاءالله
#داستان_مذهبی #سیروسلوک
#سالکین_الی_الله
#سلوک#عرفانی#عارف_ربانی
#عارف_بالله #سالک_الی_الله
#شیخ_رجبعلی_خیاط #نکوگویان
#رحمه_الله_علیه #رضوان_الله_علیه
.
. 📩🔊 به کانال تلگرام ما بپیوندید👉
📲🔍 لینک درقسمت معرفی صفحه می باشد👉
@ oliya_chanel

.
صراحت در گفتار
.
سالي كه جناب شيخ به كرمانشاه سفر مي كند ،نزد يكي از علماي مشهور مي رود .كه از نوابغ علوم عقلي بود پس از آشنايي ، به شيخ مي گويد :چيزي بفرمائيد كه استفاده كنيم .شيخ مي گويد :چه بگويم به كسي كه اعتمادش به معلوماتو آموخته هاي خودش ،بيش از اعتمادش به فضل خداست؟
مخاطب ساكت مي نشيند ،لحظه اي بعد عمامه از سر مي گيرد و سرش به ديوار مي كوبد همراه شيخ كه از حال وي آزرده شده است ،مي خواهداورا بگيرد ،ولي شيخ كه از حال مي گويد :من با ايشان كاري نداشتم ،آمده ام همين حرف را به او بزنم و بروم.
.
حکایات بعدی به (کامنت مراجعه فرمایید)👇
(جهت معرفی و کرامات دیگر از ایشان در
همین صفحه به پست های گذشته سربزنید)
.

#oliya_allah

#صفحه_اصلی
#صفحه#اولیاءالله#داستان#شرح #احوالات#حکایات#کرامات
#مکاشفات#زندگینامه#خاطرات
#سیره#علما #صلحا
#مراجع_تقلید#شیعه
#صفحه_اولیاءالله
#داستان_مذهبی #سیروسلوک
#سالکین_الی_الله
#سلوک#عرفانی#عارف_ربانی
#عارف_بالله #سالک_الی_الله
#شیخ_رجبعلی_خیاط #نکوگویان
#رحمه_الله_علیه #رضوان_الله_علیه
.
. 📩🔊 به کانال تلگرام ما بپیوندید👉
📲🔍 لینک درقسمت معرفی صفحه می باشد👉
@ oliya_chanel

.
ما رئیس دزدها نیستیم!
.
مرحوم شیخ عبدالکریم حامد می فرمود:
«شخصی در مجالس سیدالشهدا (ع) خدمت می کرد و زیر لب این شعر را می خواند:« حسین دارم چه غم دارم؟!» شیخ رجبعلی با دیدن این شخص در دل گفت : سید الشهدا - ع - به این شخص تفضل خواهد کرد و او را از هم ها و غم های قیامت نجات خواهد داد.
پس از مدتی جناب شیخ رجبعلی شبی در خواب دید که محشر به پا شده و امام حسین (ع) به حساب مردم رسیدگی می کند و آن شخص هم در ابتدای صف، نزدیک حضرت قرار دارد. شیخ رجبعلی می گفت: با خود گفتم: امروز روز توست؛ گوارایت باد! ناگهان دیدم که امام حسین(ع) به فرشته ای امر می کند که آن مرد را به انتهای صف بیندازد؛ در آن هنگام حضرت نگاهی به من کرد و با ناراحتی فرمود:
شیخ رجبعلی! ما رئیس دزدها نیستیم! از سخن حضرت تعجب کردم و پس از بیداری جستجو کردم که شغل آن مرد چیست و فهمیدم که عامل توزیع شکر است و شکر را به جای این که با قیمت دولتی به مردم بدهد، آزاد می فروشد.»
.
حکایات بعدی به (کامنت مراجعه فرمایید)👇
(جهت معرفی و کرامات دیگر از ایشان در
همین صفحه به پست های گذشته سربزنید)
.

#oliya_allah

#صفحه_اصلی
#صفحه#اولیاءالله#داستان#شرح #احوالات#حکایات#کرامات
#مکاشفات#زندگینامه#خاطرات
#سیره#علما #صلحا
#مراجع_تقلید#شیعه
#صفحه_اولیاءالله
#داستان_مذهبی #سیروسلوک
#سالکین_الی_الله
#سلوک#عرفانی#عارف_ربانی
#عارف_بالله #سالک_الی_الله
#شیخ_رجبعلی_خیاط #نکوگویان
#رحمه_الله_علیه #رضوان_الله_علیه
.
. 📩🔊 به کانال تلگرام ما بپیوندید👉
📲🔍 لینک درقسمت معرفی صفحه می باشد👉
@ oliya_chanel

.
چگونگی درک حقایق از غیر راه مکاشفه
.
عارفان غیر از راه مکاشفه، چگونه حقایق را می‌فهمند یا می‌بینند یا می‌شنوند؟
.
آیت الله مبشرکاشانی :
.
از حاج آقا فخر تهرانی پرسیدم:
«عارفان غیر از راه مکاشفه، چگونه حقایق را می‌فهمند یا می‌بینند؟»
فرمود: «به صفحۀ دل نگاه می‌کنند حقایق درآن منعکس می‌شود.
قلب و دل انسان عارف، همآنجام جهان نماست که در اشعار حافظ آمده است:
.
گفتم این جام جهان بین به تو کی داد حکیم؟
.
گفــــــــت آن روز کـــــه ایـن گنبــــــد مـیـنـــــا مـی‌کـــــــرد
.
و در بیتی دیگر، شرط بهره وری از جام جم (جام جهان نما) را تبیین نمود:
.
به سرّ جـام جم آنگه نـظـر توانی کـرد
که خاک میکده کحل بصر توانی کرد
.
یعنی: کحل بصر، که موجب تقویت دید چشم می‌باشد در این بیت، با خاک میکده همراه شده، که مراد خاک شهر عشق و محبت است و عارف همیشه با چشم خدا بین خود، حب نگر است. با حبّ حضرت محبوب، خلق را می‌بیند؛ زیرا چشم دل او، با کیمیای حبّ و محبّت، باز است.
.
اما شنیدنی‌ها را عارف با گوش ملکوتی خود از فرشته‌ای می‌شنود و این مقام محدّث بودن است که اهل‌بیت: آن را به طور کامل داشتند و امثال حضرت سلمان تا حدودی به این مقام رسیده بودند. .
.
👇 مطالب بعدی به (کامنت مراجعه فرمایید)
.

#oliya_allah

#صفحه_اصلی
#صفحه#اولیاءالله#داستان#شرح #احوالات#حکایات#کرامات
#مکاشفات#زندگینامه#خاطرات
#سیره#علما #مراجع_تقلید#شیعه
#صفحه_اولیاءالله
#داستان_مذهبی #سیروسلوک
#سالکین_الی_الله
#سلوک#عرفانی#عارف_ربانی
#عارف_بالله #سالک_الی_الله
#سلمان_زمان #حاج_ذبیح_الله_قوامی
معروف به #حاج_اقا_فخر_تهرانی
#رحمه_الله_علیه #رضوان_الله_علیه
.
. 📩🔊 به کانال تلگرام ما بپیوندید👉
📲🔍 لینک فعال درقسمت معرفی صفحه می باشد👉

Most Popular Instagram Hashtags