[PR] Gain and Get More Likes and Followers on Instagram.

#روزنامه_ایران

1690 posts

TOP POSTS

متاسفانه دولت دوازدهم یک سری از چیزها را باب کرده که خیلی ناخوشایند است و توقعات را بالا می‌برد.نمونه‌اش همین بودجه خودمان (یا خودشان) چرا باید انقدر شفاف و روشن در اختیار مردم قرار بگیرد درحالیکه قبلا اگر از رییس‌جمهوری سوال می‌پرسیدیم که«بودجه چقدر است؟!» پاسخ می‌داد:«خیلی زیاده!».یا نمونه‌هایی بودند که وقتی از بودجه«بالا و سنگین» صحبت می‌کردیم، پاسخ می‌دادند:«بیاید از محل ما بودجه بخرید ارزونه!».حالا یک «چت فرضی» در یک گروه تلگرامی را در نظر بگیرید، احتمالا در مورد بودجه این صحبت‌ها رد و بدل شده است؛

آقای حیاتی: امروز رییس‌جمهوری مجلس سال ۹۷ را به بودجه تقدیم کردند!
دکتر روحانی: راست میگه!
کاندیدای شکست خورده: هعی! بدون هماهنگی با ما؟! شرم کجا رفته؟! چه بر سر خجالت آمده؟! حیا کجای داستان قرار گرفته؟!
یک نهاد دوست‌داشتنی: بودجه به ما؟؟؟؟؟!!!!!! آقای میرسلیم: به«آقای روحانی اینو چی میگی؟!» بودجه تعلق نمیگیره؟
سازمان انجمن نهاد محور: یه ۴۲ درصد بذارید روی قبلی برای ما با نون اضافه!
موسسه گویاپردازان واضحین: اگه بودجه من کم بشه، بلاکتون می‌کنما.من بودجه زیاد موخوام!
اسحاق جهانگیری: آقا بودجه به خودت بیا، تو با این نهادهای دوست‌داشتنی چه کردی؟!
دکتر روحانی: آخه اینجوری که چیزی برای مردم نمی‌مونه!
کاندیدای شکست خورده: مردمی‌تر از ما؟! هعی!
یک منقلب: وااای! مردم یعنی«خیلی مرد»؟!
اسحاق جهانگیری: اشکال نداره، مالیاتش رو میدن، جبران میشه!
کاندیدای شکست‌خورده: موافقم
نهاد دوست‌داشتنی: احسنت
سازمان انجمن نهاد محور: آفرین!
دکتر روحانی: آقای جهانگیری مگر این عزیزان مالیات می‌دهند؟!
کاندیدای شکست‌خورده: (استیکر گاز گرفتن لب!)
سازمان انجمن نهاد محور: متاسفانه به دلیل توهین‌های بی‌شمار گروه را ترک می‌کنم!
پروفسور سمیعی: با سلام، من مجید سمیعی هستم، یه گروه زدم که در مورد بودجه توش بحث کنیم و یه کمم جوک‌های خفن داریم، عضو گروه ما بشید!
آقای زنبیلی: به زنبیل من دست نزنید، به زنبیل من دست نزنید!
وزیر اقتصاد: کسی پول خرد همراهش داره؟! واسه کرایه تاکسی می‌خوام!
مردم: درسته که ما نارضایتی‌های خودمون رو به رییس‌دولت سابق میگیم و با آقای روحانی قهریم اما مرسی که ما رو خیلی لحاظ کردید، لااقل شلخته درو می‌کردید!
یک منقلب: وای این بودجه‌ست؟! چقدر پیر شده! آخ آخ
#طنز #بودجه #بودجه۹۷ #حیاتی #بقایی #روحانی #عوارض #عوارض_خروج_از_کشور #روزنامه_ایران #فریورخراباتی

مصاحبه من با #روزنامه_ایران
هشتم آذرماه ۹۶
با محوریت کتابهای تازه ام
با تشکر از بانوی فرهیخته:
بانو #مرجان_قندی
#مجید_شفیعی
#انتشارات_منادی_تربیت
#انتشارات_صریر

این مقاله رو هفته پیش بعد از زلزله کرمان نوشته بودم که امروز در روزنامه ایران چاپ شده. سعی کردم اطلاعات مفیدی در خصوص وضعیت لرزه خیزی کرمان ارایه کنم.
#امیر_ساعدی_داریان #روزنامه_ایران #زلزله_کرمان

زلزله‌های مخرب و فاجعه‌آمیز چند دهه اخیر نشان داد که ایران کشوری زلزله‌خیز است و هیچ نقطه‌ای از آن از خطر زلزله در امان نیست. کشور ما در قسمت میانی کمربند کوهزایی آلپی می‌باشد و حرکات ناشی از این پدیده هنوز به اتمام نرسیده و تعادل نهایی برقرار نشده است؛ لذا با توجه به موقعیت ایران و واقع‌شدن در بین دو قاره قدیمی و مقاوم یعنی اوراسیا در شمال و آفریقا – عربستان در جنوب، شکننده بودن پوسته زمین در آن امری طبیعی بوده و وجود گسل‌های فعال و فراوان و زلزله‌های متعدد ... دلیل این مدعا است. ساختمان زمین‌شناسی فلات ایران و حواشی آن به سیستم کمربند چین‌خورده دوران سوم زمین‌شناسی ارتباط دارد که اگرچه از نظر ذخایر معدنی و اقتصادی یک عامل بالقوه و مثبت محسوب می‌شود، از نظر تکان‌های لرزه‌خیزی یک عامل منفی به حساب می‌آید. با در نظر گرفتن طول گسل‌های فعال کشور و منطقۀ خطر آن‌ها (20 کیلومتر اطراف گسل‌ها)، 35 درصد از مساحت ایران با خطر جدی زمین‌لرزه مواجه است.

روز جمعه 10 آذر 1396 ساعت 6:02 صبح زلزله‌ای به بزرگی 6.1 ریشتر بخش‌هایی از استان کرمان را لرزاند و در شهرهای زرند، سیرجان و کرمان احساس شد. کانون زلزله در ۳۸ کیلومتری هجدک در شهرستان راور و در عمق حدود 10 کیلومتری زمین تخمین زده شده است. بیش از 90 پس‌لرزه تنها طی یک روز این زلزله را همراهی کردند. خوشبختانه این زلزله تلفات جانی به دنبال نداشته و به گفته مدیر مرکز مدیریت حوادث و فوریت‌های پزشکی دانشگاه علوم پزشکی کرمان در ظهر روز حادثه، از مجموع 51 مصدوم این زلزله، تنها 6 نفر به خاطر ریزش آوار دچار مصدومیت شدند و سایر مصدومان به دلیل آسیب‌های غیرمستقیم ناشی از ترس و فرار دچار جراحت شده‌اند. حدود 30 منزل مسکونی به‌طور کامل تخریب شده و در کل به 15 درصد از خانه‌های روستایی آسیب وارده شده است.
برای آنکه بتوان خطر لرزه پذیری یک محل را بررسی کرد باید از وضعیت گسل‌های آن آگاهی داشت. گسل‌ها نقاط ضعیفی هستند که امکان رها شدن انرژی ناشی از حرکت نسبی صفحات پوسته زمین را فراهم می‌کنند و ازاین‌رو اثر بسزایی در لرزه‌خیزی یک منطقه دارند. استان کرمان به دلیل وسعت زیاد (استان کرمان با 192987 کیلومترمربع مساحت٬ حدود 11 درصد از مساحت کل کشور را شامل می‌شود) و شرایط خاص جغرافیایی بر روی گسل‌های متعدد....
http://www.iran-newspaper.com/newspaper/page

#افزایش_مستمری و #تامین_مسکن برای خانواده افراد دارای معلولیت 👈گزارش #روزنامه_ایران از گردهمائی ۱۸ آذر در برج میلاد تهران 👇

https://goo.gl/Lv2ZTx 📡 @dscampaign

سومی جهان تحفه ای از هند، #روزنامه_ایران صفحه ۲۳ ، ۱۶ آبان ماه . #public_relations #association_iran_sepaktakraw @mustafa.zarrini #🇮🇷 #❤️

مطلب امروز #روزنامه_ایران
یادداشت حسین علیزاده در سالروز تولد «استاد»

شجریان هنرمند گرانقدر

امروز سالروز تولد

استاد محمدرضا شجریان
آوازخوان امید

ندا سیجانی
فضاهای مجازی چند روزی است خبرخوان نوید میلاد او هستند؛ خسرو آواز ایران امروز 77 ساله می‌شود. هنرمندی که موسیقی با تارو پود زندگی‌اش گره خورده است و نامش تنها در عنوان «هنرمند» خلاصه نمی‌شود بلکه نام محمدرضا شجریان بر قله موسیقی ایران نشسته است. او «سرای امید» ایران است و نغمه‌ها و باورهایش آزادی و آزادگی است. شجریان امروز آبروی موسیقی ایران است. کسی که شرافت خود را در مسیر هنر قرار داد و برای مردم سرزمینش بدون هیچ چشمداشتی خواند و با عشق همین مردم زندگی کرد. صدای او «مرغ سحر» خوانی است که هر دل خفته‌ای را بیدار می‌کند. عالیجناب محمدرضا شجریان، خسرو آواز ایران؛ تولدت مبارک، امروز تمامی «مستان سلامت می‌کنند». شجریان؛ هنرمند گرانقدر

حسین علیزاده
نوازنده تار و
ردیف دان و آهنگساز
وقتی در کنار کسی مثل محمدرضا شجریان قرار می‌گیرید، نخستین تأثیری که بر شما می‌گذارد، خصلت جست‌و‌جوگری است. نخستین باری که او را دیدم تا به امروز تفاوتی در خطوط اصلی روحیه و هنرش ایجاد نشده است. از همان اول عاشق موسیقی بود و هست، فقط، پخته‌تر شد و تجربه‌های بسیاری کسب کرد. تا جایی که یادم هست نخستین تجربه همکاری ما به اتفاق محمدرضا لطفی در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی به همراه نورعلی خان برومند شکل گرفت. قرار بود در نخستین کنسرتی که در این جشنواره برگزار می‌شد، شجریان به همکاری دعوت شود. یادم هست سال‌های 51-50 بود؛ آن روزها شجریان شهرت امروز را نداشت. وقتی آمدند و جناب برومند به ایشان گفتند چه کار باید بکند، شجریان رفت و دو ماه به مرکز نیامد. انگار می‌خواست با مطالبی که از آقای برومند دریافت کرده خلوت کند. حتی مدت‌ها به کوه می‌رفت و این آوازها را تکرار می‌کرد، به خاطر همین وقتی بعد از دو ماه تمرین بازگشت و شروع به خواندن آوازها و قطعات کرد احساس کردیم یک امنیت خاصی ما را احاطه کرده است. کسی همراه ما شده بود که نه تنها، برای ما که کم سن‌وسال بودیم، جایی برای نگرانی باقی نمی‌گذاشت بلکه شوق این اجرا را در دل ما دوچندان می‌کرد. سکان آواز را کسی سرشار از تکنیک به‌دست گرفته بود که عطر و بوی آواز پرصلابتش درحافظیه پیچید و یک خاطره جاودان را بر صحنه تاریخ و زندگی ما به جا گذاشت.
شجریان به‌عنوان یک هنرمند رسالت دارد و نمی‌تواند نسبت به اطراف خود بی‌تفاوت باشد. با نگاه به کشورهای مختلف خواهید دید که هنرمندان در قبال واقعیت ها موضع مصلحانه و...

نوشته من در روزنامه ايران امروز...گزارش يك ،صفحه ١٤ #روزنامه_ایران

فدریکا در سرزمین عجایب
آیدین سیارسریع
#روزنامه_ایران

بعد از مراسم تحلیف، شما را به خواندن گفتگوی زیر دعوت می کنیم: *
.
اولی: اَاَاَ ... اونجا رو نگاه کن. چقدر آدم. *
.
دومی (به دوردست نگاه می کند): خدای من ... علی دایی! *
.
سومی (با دهان باز): سلطان علیِ پروین! *
.
چهارمی (دست می زند و بالا و پایین می پرد): کرییییمِ باقری ... کرییییمِ باقری! *
.
همگی با هم: پرسپولیس زلزله ... پرسپولیس زلزله ... *
اولی: بچه ها بچه ها! اون خانومه رو نگاه کنین. *
.
دومی: کدوم؟ *
.
اولی: همون مانتوییه. *
.
دومی: این چه وضع پوششه؟ *
.
چهارمی: بابا این همونه که تو اخبار هم نشون می داد. *
.
دومی: سرکار خانم شریفی؟ *
.
سومی: ماریا شاراپووا؟ *
.
چهارمی: بابا تو شبانگاهی نشون می داد. *
.
دومی: دوازده به بعد؟ *
.
چهارمی: اخبار ساعت ده! *
.
دومی: آهان. *
.
سومی (با ذوق): داره میاد سمت ما، داره میاد سمت ما. *
.
[فدریکا موگرینی از جلوی صندلی ها عبور می کند] *
.
دومی: خدایا خودت کمک کن. *
.
چهارمی: من انگلیسی بلدم. ساکت باشین. (صدایش را صاف می کند) اهم اهم ... هِلو دیپلمات لیدی! *
.
موگرینی (با گشاده رویی): Hey Congressman! How are you? *
.
سومی: به ما گفت کانگورو؟ *
.
چهارمی: نه باهوش. داره بهمون سلام می کنه ... [رو به موگرینی] اممم ... اکس کیوز می ... مِی آی پلیز اِ پیکچر فور استوری؟ [گوشی اش را نشان می دهد] *
.
موگرینی [دستش را به نشانه مخالفت تکان می دهد]: دونت مِیک اِ استوری فور آس! (واسه ما داستان درست نکن) *
.
چهارمی: نو ! نو دَت استوری که یو ثینک! اِ استوری فور اینستاگرام! *
.
موگرینی: هیِر؟ (اینجا) رییِلی؟ (وجدانا؟) [پیش خودش می گوید: واقعا تکنولوژیش رسیده فرهنگش نرسیده.] *
.
چهار نفر با هم: یِس یِس! ثینک هییِر یورسلف هوم! (فکر کن اینجا خونه خودته) وی آر گِست نواز پیپل (ما مردمی مهمان نواز هستیم). *
.
موگرینی با اکراه قبول می کند. ایرانیان مهمان نواز و مهربان به این بهانه که «من پلک زدم»، «من اینجا خوب نیفتادم»، «اینجا برای من شاخ گذاشتن»، «دستم رفت رو لنز» و ... صد و پنجاه عکس از زوایای مختلف با فدریکا موگرینی می اندازند و با کپشن هایی نظیر «من و فدریکا همین الان یهویی»، «ما شاخا شما همه» و «به ارواح جدم نیستین در حدم» کشور را در جهان سرافراز می کنند.

MOST RECENT

متاسفانه دولت دوازدهم یک سری از چیزها را باب کرده که خیلی ناخوشایند است و توقعات را بالا می‌برد.نمونه‌اش همین بودجه خودمان (یا خودشان) چرا باید انقدر شفاف و روشن در اختیار مردم قرار بگیرد درحالیکه قبلا اگر از رییس‌جمهوری سوال می‌پرسیدیم که«بودجه چقدر است؟!» پاسخ می‌داد:«خیلی زیاده!».یا نمونه‌هایی بودند که وقتی از بودجه«بالا و سنگین» صحبت می‌کردیم، پاسخ می‌دادند:«بیاید از محل ما بودجه بخرید ارزونه!».حالا یک «چت فرضی» در یک گروه تلگرامی را در نظر بگیرید، احتمالا در مورد بودجه این صحبت‌ها رد و بدل شده است؛

آقای حیاتی: امروز رییس‌جمهوری مجلس سال ۹۷ را به بودجه تقدیم کردند!
دکتر روحانی: راست میگه!
کاندیدای شکست خورده: هعی! بدون هماهنگی با ما؟! شرم کجا رفته؟! چه بر سر خجالت آمده؟! حیا کجای داستان قرار گرفته؟!
یک نهاد دوست‌داشتنی: بودجه به ما؟؟؟؟؟!!!!!! آقای میرسلیم: به«آقای روحانی اینو چی میگی؟!» بودجه تعلق نمیگیره؟
سازمان انجمن نهاد محور: یه ۴۲ درصد بذارید روی قبلی برای ما با نون اضافه!
موسسه گویاپردازان واضحین: اگه بودجه من کم بشه، بلاکتون می‌کنما.من بودجه زیاد موخوام!
اسحاق جهانگیری: آقا بودجه به خودت بیا، تو با این نهادهای دوست‌داشتنی چه کردی؟!
دکتر روحانی: آخه اینجوری که چیزی برای مردم نمی‌مونه!
کاندیدای شکست خورده: مردمی‌تر از ما؟! هعی!
یک منقلب: وااای! مردم یعنی«خیلی مرد»؟!
اسحاق جهانگیری: اشکال نداره، مالیاتش رو میدن، جبران میشه!
کاندیدای شکست‌خورده: موافقم
نهاد دوست‌داشتنی: احسنت
سازمان انجمن نهاد محور: آفرین!
دکتر روحانی: آقای جهانگیری مگر این عزیزان مالیات می‌دهند؟!
کاندیدای شکست‌خورده: (استیکر گاز گرفتن لب!)
سازمان انجمن نهاد محور: متاسفانه به دلیل توهین‌های بی‌شمار گروه را ترک می‌کنم!
پروفسور سمیعی: با سلام، من مجید سمیعی هستم، یه گروه زدم که در مورد بودجه توش بحث کنیم و یه کمم جوک‌های خفن داریم، عضو گروه ما بشید!
آقای زنبیلی: به زنبیل من دست نزنید، به زنبیل من دست نزنید!
وزیر اقتصاد: کسی پول خرد همراهش داره؟! واسه کرایه تاکسی می‌خوام!
مردم: درسته که ما نارضایتی‌های خودمون رو به رییس‌دولت سابق میگیم و با آقای روحانی قهریم اما مرسی که ما رو خیلی لحاظ کردید، لااقل شلخته درو می‌کردید!
یک منقلب: وای این بودجه‌ست؟! چقدر پیر شده! آخ آخ
#طنز #بودجه #بودجه۹۷ #حیاتی #بقایی #روحانی #عوارض #عوارض_خروج_از_کشور #روزنامه_ایران #فریورخراباتی

این مقاله رو هفته پیش بعد از زلزله کرمان نوشته بودم که امروز در روزنامه ایران چاپ شده. سعی کردم اطلاعات مفیدی در خصوص وضعیت لرزه خیزی کرمان ارایه کنم.
#امیر_ساعدی_داریان #روزنامه_ایران #زلزله_کرمان

زلزله‌های مخرب و فاجعه‌آمیز چند دهه اخیر نشان داد که ایران کشوری زلزله‌خیز است و هیچ نقطه‌ای از آن از خطر زلزله در امان نیست. کشور ما در قسمت میانی کمربند کوهزایی آلپی می‌باشد و حرکات ناشی از این پدیده هنوز به اتمام نرسیده و تعادل نهایی برقرار نشده است؛ لذا با توجه به موقعیت ایران و واقع‌شدن در بین دو قاره قدیمی و مقاوم یعنی اوراسیا در شمال و آفریقا – عربستان در جنوب، شکننده بودن پوسته زمین در آن امری طبیعی بوده و وجود گسل‌های فعال و فراوان و زلزله‌های متعدد ... دلیل این مدعا است. ساختمان زمین‌شناسی فلات ایران و حواشی آن به سیستم کمربند چین‌خورده دوران سوم زمین‌شناسی ارتباط دارد که اگرچه از نظر ذخایر معدنی و اقتصادی یک عامل بالقوه و مثبت محسوب می‌شود، از نظر تکان‌های لرزه‌خیزی یک عامل منفی به حساب می‌آید. با در نظر گرفتن طول گسل‌های فعال کشور و منطقۀ خطر آن‌ها (20 کیلومتر اطراف گسل‌ها)، 35 درصد از مساحت ایران با خطر جدی زمین‌لرزه مواجه است.

روز جمعه 10 آذر 1396 ساعت 6:02 صبح زلزله‌ای به بزرگی 6.1 ریشتر بخش‌هایی از استان کرمان را لرزاند و در شهرهای زرند، سیرجان و کرمان احساس شد. کانون زلزله در ۳۸ کیلومتری هجدک در شهرستان راور و در عمق حدود 10 کیلومتری زمین تخمین زده شده است. بیش از 90 پس‌لرزه تنها طی یک روز این زلزله را همراهی کردند. خوشبختانه این زلزله تلفات جانی به دنبال نداشته و به گفته مدیر مرکز مدیریت حوادث و فوریت‌های پزشکی دانشگاه علوم پزشکی کرمان در ظهر روز حادثه، از مجموع 51 مصدوم این زلزله، تنها 6 نفر به خاطر ریزش آوار دچار مصدومیت شدند و سایر مصدومان به دلیل آسیب‌های غیرمستقیم ناشی از ترس و فرار دچار جراحت شده‌اند. حدود 30 منزل مسکونی به‌طور کامل تخریب شده و در کل به 15 درصد از خانه‌های روستایی آسیب وارده شده است.
برای آنکه بتوان خطر لرزه پذیری یک محل را بررسی کرد باید از وضعیت گسل‌های آن آگاهی داشت. گسل‌ها نقاط ضعیفی هستند که امکان رها شدن انرژی ناشی از حرکت نسبی صفحات پوسته زمین را فراهم می‌کنند و ازاین‌رو اثر بسزایی در لرزه‌خیزی یک منطقه دارند. استان کرمان به دلیل وسعت زیاد (استان کرمان با 192987 کیلومترمربع مساحت٬ حدود 11 درصد از مساحت کل کشور را شامل می‌شود) و شرایط خاص جغرافیایی بر روی گسل‌های متعدد....
http://www.iran-newspaper.com/newspaper/page

مصاحبه من با #روزنامه_ایران
هشتم آذرماه ۹۶
با محوریت کتابهای تازه ام
با تشکر از بانوی فرهیخته:
بانو #مرجان_قندی
#مجید_شفیعی
#انتشارات_منادی_تربیت
#انتشارات_صریر

👇⛔️👇خلاصه وضعیت این روزها
از زنبیلیسم به منقلیسم!
این روزها که دیگر خبری از لیبرالیسم و سوسیالیسم و امپریالیسم و... نیست و مکاتب سیاسی دیگر خریداری ندارند، مکاتب اجتماعی هم مانند «وندالیسم» دیگر مد نیستند، در نتیجه در یک سری از کشورها شاهد ظهور مکاتب جدیدی هستیم که به عنوان مثال دو نمونه از آنها زنبیلیسم و منقلیسم نام دارند.حال می‌خواهیم جدیدترین مکاتب سیاسی و اجتماعی که روانه بازار کرده‌ایم را خدمت شما معرفی کنیم؛
بلرزونیسم: مکتب اجتماعی و سیاسی نوینی است که روز دانشجو در یکی از دانشگاه‌های کشور رونمایی شد که براساس آن رکورد قر بر ثانیه و نفر - کمر کشور جابه‌جا شد.ابن رکوردشکنی البته با مخالفت ریاست دانشگاه آزاد همراه شد و ایشان مدام به دانشجویان فوق گفت:«نشکن علیرضا، رکورد رو نشکن!».
منقلبیسم: یک مکتب اجتماعی جذاب است که تفاوت فرانسیس فورد کاپولا و چهارشاخ گاردان ماشین را نمی‌داند اما بیانیه صادر می‌کند. با حضور در استادیوم‌های ورزشی(البته نه ورزشگاه‌های خارجی) منقلب می‌شود و هم‌جنسان خود را از حضور در استادیوم‌های ورزشی منع می‌کند.
زنبیلیسم: این مکتب سیاسی جذاب که از یک مثلث خطرناک، حتی خطرناک‌تر از مثلث رونالدو، گرت بیل و کریم بنزما تشکیل شده است‌.یک زنبیلیست به جای کیف از زنبیل استفاده کرده و با دفاعیات خود در حد «گشنیز و جعفری» برخورد می‌کند.او همه را نقد می‌کند(البته بعد از دوران قدرت داشتن) و بست‌نشینی را با بست صبح و شب اشتباه گرفته و از ساعت ۱۱ شب اصرار دارد که مکان مورد نظر تعطیل خواهد شد و باید به خانه بروند!
منقلیسم: هنوز هیچکس زیر بار حضور در این مکتب سیاسی نرفته است اما یکی از اعضای مثلث «زنبیلیسم» اخیرا یک نفر را به صورت افتخاری عضو این مکتب کرده و در کانال تلگرام خود نوشته:«مطالبه احمدی‌نژادی‌ها این اشت که بیایید ما را بیگیرید!» و بدین سان شوک بزرگی هم به بدنه طنز مطبوعاتی کشور وارد کرده است(با مزه کی بودی تو؟!).
درختیسم: هوشمندانه‌ترین مکتب سیاسی کشور است که دقیق، درست و حرفه‌ای طراحی شده، بدین صورت که:«آقا مهرشاد که از من طلبکاری، من الان درختم! بیا پولتو بگیر اگه می‌تونی!».
کبدیسم: در گذشته یک ورزش بود اما اخیرا مکتبی است که عمل زیبایی و اینها هم در آن انجام می‌شود، به این صورت که مربی مرد یک تیم ورزشی، عرض سی ثانیه طوری می‌شود که باب پسند ما باشد!
#سحرقریشی #باهنر #بقایی #مشایی #احمدی‌نژاد #وحیدخزایی #طنز #ایران #زنان_علیه_زنان #زنان_در_ورزشگاه #فریورخراباتی #روزنامه_ایران

🔺اگه لندن به اجرای برجام پایبنده، چرا هنوز حقوق کارکنان سفارت ایران در لندن با چمدان ارسال می شود و نه از طریق عملیات بانکی😏
#تحریم_دلار
#برجام
#انگلیس_ملعون
#روزنامه_ایران

هیچ چیزی بی خیریت نیست
محمدامین فرشادمهر | روزنامه ایران
دو مساله در بین ما ایرانی‌ها وجود دارد که ما را منحصر به فرد کرده. اولی این است که به شکل محیرالعقولی طبق برنامه‌ریزی و پیش‌بینی‌هایی که انجام می‌دهیم پیش می‌رویم. یعنی در کشورهای به اصطلاح توسعه‌یافته و جهان اولی، ماه‌ها و سال‌ها برای یک پدیده برنامه‌ریزی و فکر و گمانه‌زنی صورت می‌گیرد تا بفهمند چه اتفاقی روی خواهد داد اما ما با استعدادی خدادادی این کار را در چند ثانیه و بدون صرف هیچ هزینه‌ای انجام می‌دهیم (عزیزان دقت کنید شعبده‌بازی نیست، لطفا بدون راهنما و سر خود هم در منزل انجام ندهید). مثلا همین زلزله اخیر کرمانشاه. بعد از زلزله و شروع رسیدگی به مردم، اگر پای صحبت‌های یک کودک 8 ساله ایرانی هم می‌نشستی می‌گفت این تب و تاب‌ها چند روز بعد از زلزله میفتد و مردم می‌مانند و سرما و بی‌کانکسی. داستان مدیریت بحران و مقاوم‌سازی هم می‌رود تا بحران بعدی. یعنی واو به واو مسائل و مشکلات طبق پیش‌بینی‌ها جلو می‌رود و این دستاورد کمی نیست.
مساله دومی که باعث خاص شدن ما در بین عالمیان شده این است که خیریت نهان هرچیزی را کشف می‌کنیم. مثلا علی مطهری گفته من از همان اول فهمیدم که انتخاب ترامپ (فردی با موهایی دکلره شده، نامتعادل و ایران ستیز) به نفع ایران خواهد بود چرا که این افراد باعث تقویت دشمنان آمریکا می‌شوند. یا مثلا همین پنجشنبه اخیر در روز دانشجو کم مانده بود به جای سخنرانی دکتر زیباکلام، شاهد اجرای آهنگ باز هم شراره دی جی فسنقری پشت تریبون دانشگاه باشیم. خب عده زیادی اعتراض کردند که چرا فضای سنگین، سیاسی و جدی روز دانشجو به یک فضای شیش و هشتی تبدیل شده. اما خیریت این مساله هم این بود که به خاطر همان فضای شیش و هشتی موفق شدیم چندین پرونده برای دانشجویان خاطی تشکیل دهیم تا روز دانشجوی امسال فضایی پرشورتر، جدی‌تر و رئال‌تر پیدا کند. مثال دیگری که می‌توانم عرض کنم بحث حضور خانم‌ها در استادیوم است. اخیرا یکی از بازیگران خانم، پرده از راز بزرگی برداشته. ایشان گفته که وقتی به استادیوم می‌روم و کنار تعداد زیادی آقا می‌ایستم «منقلب» می‌شوم («یک جوری می شومِ» سابق). خب اینجا هم به خیریت استادیوم نرفتن پی می‌بریم. [ادامه در کامنت اول]

#روزنامه_ایران #طنز #محمدامین_فرشادمهر #ستون_پوکرفیس #خیریت #طارمی #قریشی #منقلب #کرمانشاه #زلزله #بحران #مدیریت #غرب #ترامپ #ایران #شعر #ادبیات #سینما #دانشجو #روز_دانشجو

.
‏- به برجام پایبنده؟
+ بله قطعا
- قربون دستت یه حساب واسه ظریف باز میکنی؟
+ گفتیم پایبنده،ولی دیگه نه در اون حد!
#روزنامه_ایران@seraj_khabari

#افزایش_مستمری و #تامین_مسکن برای خانواده افراد دارای معلولیت 👈گزارش #روزنامه_ایران از گردهمائی ۱۸ آذر در برج میلاد تهران 👇

https://goo.gl/Lv2ZTx 📡 @dscampaign

#ایران #تهران #پایتخت_ایران #روزنامه_ایران #روزنامه_نگار #خبرنگار_ورزشی #تیم_ملی #کارلوس_کی_روش #جام_جهانی #کافو #زن #زندگی #فشار #مجری_تلویزیون #مجری_گری
#دانشکده_خبر
این روزها به من فشار زیادی می آید!
از جهات مختلف!
صبح ها باید به روزنامه "ایران" بروم. به غیر از تهیه مطلب تولیدی روز، باید مطالب صبح و بعد از ظهر "گل" را هم بنویسم. در این میان، باید به درس و دانشگاه هم برسم و به رویای مجری گری هم فکر کنم.
بعضی فشارها تا قسمتی خوب است اما از جایی به بعد، تحت فشار قرار می گیری، مثل حالا که "مهدی" دوستم که دبیر سرویس ام است، گفته باید کار سایت را هم انجام بدهید. این یکی خیلی به من فشار می آورد اما چه می شود کرد؟ به خود او فشار می آورند و او هم به بچه ها!
داشتم از جهات مختلف فشار می گفتم. زن ندارم، حتی یک دوست دختر خشک و خالی و این موضوع گاهی خیلی به من فشار می آورد اما موقعی که مثل حالا حقوق ام را دیر می دهند و پول ندارم، به این موضوع فکر می کنم که اگر زن و بچه داشتم، چه فشاری به من می آمد و برای همین خدا را شکر می کنم!
یکی دیگر از فشارها، مثل همین فشاری است که به تیم ملی آمد. خدا خدا می کردیم که در یک گروه خوب بیفتیم اما با پرتغال و اسپانیا و مراکش هم گروه شدیم که در آن آنقدر فشار زیاد است که به گروه مرگ معروف شده و دو تیم تحت فشار زیاد حذف می شوند.
بنده خدا، کارلوس کی روش وقتی کافو کاپیتان سابق تیم ملی برزیل گوی سید c را باز کرد و نام ایران را در آورد، آنقدر فشار خون اش بالا رفت که رنگ صورت اش شد مثل پرتقال خونی!
از یک طرف فشار روی اوست که تیم ملی را از گروه بالا بیاورد، از طرف دیگر هم باید با تیم کشورش بازی کند و مردم پرتغال به او فشار می آورند و او هم این فشار را به فدراسیون فوتبال منتقل می کند!
مردم همیشه در صحنه ایران هم که آنقدر از این قرعه ای که کافو بیرون آورده بود، بهشان فشار وارد شد که به صفحه اینستاگرام او رفتند و هر چه فحش فشاری بود، به او دادند!
یکی هم توئیت کرده بود، در این گروه فشار، فقط شانس آورده ایم که ناصر محمد خانی در گروه مان نیست...
پی نوشت: این یادداشت ادامه دارد اما ادامه اش را نمی شد اینجا ادامه داد

برنامه‌های امسال #روز_دانشجو به قدری متنوع و جذاب بود که بنده هر لحظه منتظر بودم یک نفر روی صحنه برود و به دانشجویان عزیز بگوید:«یک دو سه... حالا از اینا از اینا...».یعنی امسال روز دانشجو فقط «جیم‌بِی» دست دانشجویان نداده و نگفتیم:«حالا گوش کن چه مینوازه!».
خصوصا در دانشکده‌های #دانشگاه آزاد که در برخی نقاط کار داشت به شاباش می‌رسید و حتی یک دانشجو خطاب به رییس دانشگاه اعلام کرد:«اگه اشکال نداره، من تولدم امروزه، همین‌جا جشن رو بگیریم!».خلاصه امسال جشن‌ها به جای«چالش محوری» ، «فشفشه محور» بودند.
اما متاسفانه تعداد اندکی از دانشگاه‌های کشور که البته انگشت‌شمار بودند از برخی چهره‌های باسواد دولت و جریان اصلاح‌طلبی که انگشت‌نما هستند، دعوت کرده بودند که برای دانشجویان سخنرانی کنند! ببینید این دیپلماسی لبخند با ما چه‌ها که نمی‌کند.آیا درست است که در روز دانشجو برای #دانشجویان سخنرانی کنیم؟! بهتر نیست که یک شعبده‌باز بیاوریم و خرگوش از کلاهش برای دانشجویان بیرون بیاورد تا آنها به وجد بیایند و حالش را ببرند؟! لابد پس فردا هم می‌خواهید در کنار سخنرانی، همایش‌های علمی برگزار کنید و انجمن‌های دانشجویی راه بیاندازید؟! پس شرم چه می‌شود؟! خجالت کجای ماجرا قرار می‌گیرد؟! دانشجویان بروند در انجمن‌های علمی شرکت کنند، چه کسی داب‌اسمش ملت را تامین کند؟! بنده فکر می‌کنم(فکر کردن کار سختیه، میدونم!) که دانشجویان عزیز شرایط خوبی دارند و اصلا لزومی ندارد در روز دانشجو صحبت‌های جدی بکنند. بلرزانید و بچرخانید که فقط دو روز است دنیا! دانشجویان عزیز در طول سال زحمت ورشکست نشدن صنف «تخم‌مرغ‌فروشان» را که می‌کشند، مجبور هستند سالی دوبار امتحان بدهند، ثبت‌نام را که دیگر نگویم چه کار سخت و طاقت‌فرسایی است، آن وقت در روز دانشجو باید به جای موسیقی شش و هشت و نیناش ناش، اصلاح‌طلب‌ها بروند و برای‌شان سخنرانی کنند؟! بهترین دوران زندگی هر انسانی دوران دانشجویی اوست، بعد از اتمام تحصیل دانشجو تازه اول بدبختی‌هایش است.باید برود و دنبال کار بگردد که معمولا کارفرمایان به آنها یک لایک نشان می‌دهند و مرخص‌شان می‌کنند.در نتیجه دم غنیمت دانسته و شادا شادا شادا، روز #دانشجو مبارک!
#طنز #روزنامه #روزنامه_ایران #فریورخراباتی

مثبت را در هر کجای دنیاست بياموزيم و انتقال دهیم.... با امید به رویکرد حمایتی دولت و مجلس و شهرداری ها از هیئت مدیره های کشور عزیزمان برای رفاء و آ سایش و امنیت هرچه بیشتر ساکنین مجتمع های مسکونی سراسر کشور..... 🏢🌵🌴🌳👪👫🏃🌉💂💂💂💂 #دولت_روحانی #مجلس_شورای_اسلامی #برجام #ظریف_سردار_دیپلماسی #مدیریت_ساختمان #مجلس #روحانی_ریاست_جمهوری_دولت_تدبیر_امید #روحانی_1400 #روحانی_تا_سال_۱۴۰۰_ماندگار_شد #روحانی_تا_1400 #گروه_تحقیق_و_توسعه #گروه_تحقیقاتی_میانبرهای_موفقیت #روزنامه_شهروند #روزنامه_اطلاعات_قديمي_ترين_روزنامه_ايران #روزنامه_ایران #روزنامه_شرق

.
#علی_حاتمی جلوچشم همه ما آب شد. طی چند ماه پوستش به تخته‌بند استخوانش چسبید و گویی به یکباره چند ده سال پیرتر شد. اما سرطان پوسته ماجرا بود. سکانس آخر بود و تیر خلاص. روح حاتمی در آن بیست سال آخر مدام تازیانه خورده و طبیعی بود که آن همه خون دل تبدیل به بغض شود و توی جانش بریزد و مثل سرطان بپیچد به وجود نازنینش! علی حاتمی کم غصه نخورد. «#حاجی_واشنگتن»اش سال‌ها به محاق #توقیف رفت. سریال ماندگار «‌#هزاردستان» زیر تیغ تند #ممیزی تکه و پاره شد و همین طور آب رفت و آب رفت و کوتاه‌ و کوتاه‌تر شد. همه آنانی که در کنارش بودند، به چشم دیدند که سر ساخت :شهرک_سینمایی برای هزاردستان (که هنوز و همچنان هرچه فیلم تاریخی بخواهیم بسازیم با مرده ریگ همین دسترنج حاتمی می‌سازیم و کل بضاعت تاریخی و متجسّد این سینماست) چقدر بلا کشید. در نیمه راه این سریال تلویزیون افتاده بود دست مدیران جوان فلفلی مزاجی که میانه چندانی با امثال حاتمی نداشتند؛ همین هم بود که یا باید بی‌خیال آن همه محنتی که کشیده بود، می‌شد یا به ساز ناساز این نسل برآمده می‌رقصید. اما او از میدان به در نرفت و به قیمت جان و سلامتی‌اش جنگید و تا روزی هم که بود و کار می‌کرد، از دست منتقدان به ظاهر سینمایی[!] آب خوش از گلویش پایین نرفت. کاری به این نداشتند که او در عرصه سینمای ملی «ایرانی‌ترین فیلمساز ایرانی» ماست و در عرصه تلویزیون، با «#سلطان_صاحبقران» و «هزاردستان» لت و پارشده، استانداردهای ساخت سریال‌های تلویزیونی را بالا برده بود. مشکل این منتقدان و مسأله‌شان اصولاً سینما نبود. با این بهانه که مثلاً «کجای دوره قاجار به این زیبایی است که در فیلم‌های حاتمی می‌بینیم؟» یا می‌گفتند«کجای تاریخ فلان اتفاق در فلان جا افتاده است و...؟» یا نمی‌فهمیدند یا می‌فهمیدند و خود را به تجاهل زده بودند که این روایت حاتمی از تاریخ و جهان دراماتیک اوست؛ نمی‌فهمیدند یا خود را به نفهمی زده بودند که او هنرمند است نه مورّخ! و هنر می‌تواند مطابق نعل به نعل تاریخ نباشد.
این جا که فرانسه نبود تا مثل #ژان_رنوار «فرانسوی‌ترین فیلمساز فرانسه» بخوانندش و حلواحلوایش کنند و اینجا و آنجا پزش را بدهند. حاتمی هنرمند بلاپیشه ایرانی بود در سینمایی بلاخیز که می‌بایست بابت سینمای ملی و ایرانی‌اش جفا می‌دید و رنج می‌کشید. آن ماه‌های آخر نیز صرفاً با سماجت خودش بود که سعی می‌کرد پروژه فیلم «تختی» را به هر شکلی که شده به سرانجام برساند که نتوانست...

.
#سردار در گفت و گو با #روزنامه_ایران به انتقادهایی که در فضای مجازی از او شد، پاسخ داد. #آزمون گفت: «مگر #ماریا خواهرم است که بتوانم برای پوشش لباس، او را اجبار کنم؟»
هر چقدر به حرفی که زدی و جوابی که به انتقادات دادی فکر میکنم هیچی دستگیرم نمیشه،پیش خودم میگم مگه میشه یه نفر یه انسان یه بازیکن فوتبال اونم توی این سطح این حرف هارو بزنه بازهم نمیتونم خودم و قانع کنم،میگم شاید مجبورت کردن که مثل بقیه ورزشکارا(البته که همشونم نه داریم انسان شریف نمونه اش #مسعود_شجاعی
و#علی_کریمی که همین ور دست خودتن)تن به مصاحبه اجباری و تفتیش عقایدی مرسوم اینروزها بدی دیدم نه به این مصاحبه و طرز صحبت کردنت نمیخوره کسی مجبورت کرده باشه،اما از یه چیزی مطمئنم اونم اینه که هنوز بچه ای،بابا بزرگ شید این همه دور و برتون آدم بزرگ قرار نیست واسه بزرگ شدن و فهمیدن سن آدم بره بالا و خودش تجربه کنه همه چیزو گاهی وقتا باید از اطرافیانت یاد بگیری.
جناب #سردار_آزمون گیر دادی که ملت ادای روشنفکری درآوردن یا مال پیج های بیگانه ان،اینکه بهت یاد بدن که طرز پوشش هر شخصی به خودش مربوطه حتی خواهر آدم این روشنفکریه یعنی جدیدا روشنفکری اینقده سطحش اومده پایین که درمورد #حجاب حرف زدن میشه روشنفکری،آخه تو چیکاره ای که به خواهرت بگی اینو بپوش اونو نپوش،پیج بیگانه قبلا هم بهمون گفتن خس و خاشاک و عوامل فتنه و آمریکایی و انگلیسی اما اون موقع هم کسی نخواست بفهمه داره اشتباه میکنه با این تهمت ها و حالا اون تهمت زننده شده استخون تو گلو،لطفا استخون توی گلو نباش #سردار_آزمون عزیز واسه بزرگ شدن از #مهدوی_کیا و #علی_دایی و #علی_کریمی و #کریم_باقری و #مسعود_شجاعی وووووو این همه انسان شریف یاد بگیر ببین راه و رسمش چیه،وگرنه مسیر بدی رو واسه بزرگ شدن انتخاب کردی میدونم تو فکر بودی به خاطر مردم کشورت اما بعضی اوقات دوست داشتن میشه دوست داشتن خاله خرسه،اینجوری نباش به جای حمایت کردن از این جمله #نه_به_حجاب_اجباری میخوای بقیه دنیا یه شبه دین و آیین و فرهنگ و مسلک و عقیده شون رو بزارن زیر پا به خاطر ما خوب یه سوال اگر اونا هم یه روزی یه همچین درخواستی بکنن مثلا بگن مجریتون باید لباس نصف و نیمه لخت بپوشه اون موقع همین خود شما نمیای بگی غلط کردین که به خواهر و ناموس وطن من داری توهین میکنی،نه جناب این راهش نیست بشین تو خلوت خودت فک کن قبل از حرف زدن دوباره .
آزاده بودن کار سختی نیست #سردار_آزمون عزیز و دوست داشتنی،به امید افتخار آفرینی همتون توی جام جهانی از طرف یه آدم معمولی!!!! @sardar_azmoun
@masih.alinejad

عجیب ترین واقعیت انسان!!!
عجیب که.........
پس از گذشت یک دقیقه به پزشکی اعتماد می کنیم !!!
بعد از گذشت چند ساعت به کلاهبرداری !!!
بعد از چند روز به یک دوست !!!
اما بعد از یک عمر به خدا اعتماد نمی کنیم !!!
پ ن: درود دوستان جان ،همراهان مهربان از این به بعد در #روزنامه_ایران و در ویژه نامه یکشنبه ها #ایران_بانو با #دستپخت های من در صفحه #خونه_و_زندگی همراه باشید .
بدینوسیله از مدیر محترم روزنامه وزین ایران و خانم سردبیر محترم خانم جمالی عالم @fjamalialem
برای انتخاب کارهای بنده مراتب تشکر و امتنان را دارم.
پ ن: طرزتهیه #حلوا_لبو در عکس قابل مشاهده است باز هم اگر خواستید به شش پست قبلی سری بزنید.
♡شبتون آرام ♡

لحظه خدافظی به سینه‌ام کوبوندمت
محمدامین فرشادمهر | روزنامه ایران

اخیرا فیلمی در فضای مجازی توجهمان را به گونه‌ای به خود جلب کرد که اول فکر کردیم آستیگمات چشممان بالاتر رفته و اشتباه می‌بینیم. فیلم مذکور، مربوط می‌شد به مراسم تودیع شهردار خلخال و گریه و اندوه پرسنل و خود شخص شهردار که از دلسوزی و همکاری گرمشان و متعاقبا رضایت مردم حکایت داشت. لحظه خداحافظی همیشه در تاریخ و ادبیات این مرز و بوم تلخ و دردناک بوده. اصلا به این دلیل برای جابجایی در یک پست، مراسم تودیع و معارفه برگزار می‌کنند که فرد راهی سفر در فراق میز و صندلی‌اش دچار افسردگی شدید نشود. معمولا هم این مراسم به این شکل است که یکسری کارمند بی‌نوا را در جایی مستقر می‌کنند تا مسئول جدید و قدیم، ده ساعتی به اختصار برایشان صحبت کنند. از عمده‌ترین محاسن این مراسم هم این است که هیچکدام بعدا یادشان نمی‌آید در آن مراسم چه گفته شده و هیچ ردی از آن جلسه و قول و قرارها باقی نمی‌ماند. یعنی حتی اگر فیلم‌های به جا مانده از این مراسم را نیز نگاه کنید، شبیه فیلم‌های ترسناک بعد از چند پارازیت قطع می‌شود و برفک نشان می‌دهد. به هرحال بر خلاف فیلم تودیع شهردار خلخال، ما قبلا هرچه مراسم تودیع و معارفه دیده بودیم، گریه داشت ولی نه به این شکل. یعنی معمولا اینگونه بود که مسئول قدیم، مسئول جدید را در آغوش می‌کشید و همانطور که ما تصویر لانگ‌شات تکان خوردن شانه‌های این دو را می‌دیدیم آنها در گوش هم فحش و بد و بیراه می‌گفتند. حالا شما به این مساله اضافه کنید صحبت‌های جدید آقای نجفی شهردار تهران را که از احتمال ادغام سازمان‌ها و معاونت‌های شهرداری گفته. خب این یعنی اینکه یک فاجعه انسانی در حال روی دادن است. تصور کنید مسئول قدیمی با به کارگیری کاردک و هزار بدبختی از صندلی‌اش بلند می‌شود؛ مسئول جدید  با یک برق مسئولیتی در چشمانش به او نزدیک می‌شود. مسئول قدیم افکار مسئول جدید را می‌خواند و در دلش می‌گوید: این راهی که الان داری با ماشین می‌ری رو ما خودمون آسفالت کردیم گوگولی. مسئول جدید برای مصافحه دست دراز می‌کند، مسئول قدیم دستش را شبیه ترامپ محکم فشار می‌دهد. مسئول جدید مسئول قدیم را بغل می‌کند و کتش را چنگ می‌زند.
[ادامه در کامنت اول]

#روزنامه_ایران #طنز #محمدامین_فرشادمهر #صندلی #ریاست #مسئول #مسئولان #شهردار #نجفی #شهرداری #تهران #خلخال #مسئولیت

.
آذر سال ۸۹ بود؛ از روزنامه ایران به من ماموریت داده شد که بعنوان مترجم زبان ترکی به همراه یک عکاس و یک خبرنگار برای گرفتن مصاحبه‌ به دیدار مردی کوچک‌اندام ولی بلندوالا، شجاع و غیورمندی بنام ریزعلی خواجوی (همان دهقان فداکاری که جان ده‌ها نفر از هموطنانم را در حادثه ریزش کوه بر روی ریل قطار نجات داده بود) بروم.
در آن روز سرد پائیزی به حصارک کرج رفتیم. محله‌ای ساده‌نشین و بدور از تجمل. خانه‌ای استیجاری پنجاه متری و کلنگی با فرش‌های قرمز و لاکی. بالشت‌ها و تشک‌هایی قرمز و گلگلی زیر پاهای پیرمرد و پیرزنی که میهمانشان بودیم. دور تا دور دیوار، پشتی‌هایی می‌دیدی که به دیواری سرد تکیه زده بودند.
آری، ما میهمان پیرمردی بودیم که از رشادتش، غیرتش، شجاعتش و حس همنوع‌دوستی‌اش در آن شب زمستانی و حادثه قطار گفت. هیچ منتی هم نداشت و همش میگفت که ناجی‌شدنش برای نجات آن انسانها، وظیفه انسانی‌اش بوده و چشمداشتی نداشته و بس.
چقدر مهربان بودند و چه به گرمی از ما پذیرایی کردند. ریزعلی خواجوی به ترکی صحبت می‌کرد و من هم تند تند به زبان فارسی همزمان ترجمه می‌کردم و همکارم خانم مختاری خبرنگار گروه زندگی روزنامه ایران نطق‌برداری می‌کرد و هرازگاهی بر اثر تند تند نوشتن خسته می‌شد و می‌گفت آقای احمدی یه‌کم یواش‌تر، دستم افتاد...
پیرمرد کارتی به گردن و لوح تقدیری بر روی دیوار داشت که از نهادهای مدنی بین‌المللی از او تقدیر کرده و او را ناجی دانسته بودند.
ریزعلی و همسرش چقدر ساده‌زیست و خونگرم بودند و چقدر با هم شوخی کردند و خندیدند و ما را هم خنداندند سر عکس یادگاری گرفتن.
آنها پس از گذشت سالها از وقوع آن حادثه چون پا به سن و کهولت گذاشته بودند، تنها یک خواسته با همان زبان شیرین آذری از مسئولین وقت داشتند:
. + بیزه بیر گوزدام ورسینلر کی حیط باجازی اولسون.
- به ما یک خانه و چهاردیواری بدهند که حیاطی هم داشته باشد.

و اما آذر ۹۶؛ خبر خیلی سرد و کوتاه است...
. + دهقان فداکار درگذشت
- ريزعلى خواجوى كه بدليل عارضه شديد ريوى در بيمارستان امام رضا(ع) بسترى بود، دقايقى پيش دار فانى را وداع گفت. /ایرنا
. + تمام شد... آن مرد که روزی خود ناجی جان ده‌ها نفر از هموطنانش بود و خبرساز(!) امروز نیز دوباره خبرساز شد و متاسفانه اجل مهلتش نداد و کسی نتوانست ناجی جانش باشد، روحش شاد و یادش گرامی!
- به نوبه خود به خانواده محترم خواجوی ضایعه درگذشت این مرد بزرگ خطه آذربایجان را تسلیت عرض می‌نمایم و برای بازماندگانش از خداوند منان طلب صبر دارم.
بدرود ای قهرمان

#دهقان_فداکار
#ریزعلی_خواجوی
#روزنامه_ایران

مرور خاطرات

یکی از بدترین خصوصیات روزنامه نگار جماعت، جمع آوری آرشیو روزنامه هایی است که در لحظه ی انتشار هم معلوم هست در تاریخ ماندگار خواهند بود

بدترین خصوصیت از این جهت که هنگام مرور آنها، برایت فقط اعصاب خوردی می ماند و لاغیر!

امروز، حتی حامیان سرسخت پدیده ی هزاره ی سوم هم سکوت اختیار کرده اند؛ مبادا طوفان عدالت ورزی دارو دسته ی فرقه ی زنبیلیه تن آنها را هم بیازارد!

پ ن:
صفحه ی اول روزنامه ایران به تاریخ ۲۰ خرداد ۸۴ .... چند روز قبل از وقوع فاجعه ی بزرگ!

#هاشمی_رفسنجانی #احمدی_نژاد #انتخابات #روزنامه_ایران

فریور خراباتی - روزنامه ایران

جریان مربی تیم کبدی تایلند را که می‌دانید؟ (یعنی فقط بیلبوردش را در سطح شهر‌ نزدیم تا عبرت خلق بشود و تایلندی‌ها هم بفهمند اینجا رییس چه کسی است).جریان بانو کوماندیانا مجری برنامه قرعه‌کشی جام‌جهانی را هم که می‌دانید؟ در جریان برگزاری دومین نمایشگاه خودرو هم که هستید؟ حالا چشمان‌تان را ببندید تا به یک گروه تلگرامی برویم و پیغام‌ها را بخوانیم؛
خبرنگار(یک‌ برنامه خطری خبری): متاسفانه از زنان ایرانی مثل غرب در نمایشگاه خودرو استفاده ابزاری شده است.
دلواپس: یعنی‌ نقش آچار رینگی رو ایفا کردن! در حالیکه ما در‌ زمان تحریم‌ها هفتاد میلیون آچار رینگی از چین وارد کردیم!
خبرنگار: نه واسه رونمایی خودروها ازشون استفاده ابزاری کردن، بلانسبت مثل خارج!
منتقد: مگه شما نمایشگاه‌های خارجی رو دیدید؟
خبرنگار: نه، یعنی فیلمبردار چشمای منو با دست گرفت و به خودش‌چشم بند زد!
مسئول سابق ورزشی: آقا یه سوال! مگه «کبدی» یه ورزشی نیست که باید «کبد» همدیگه رو در بیارن؟ این یه ورزش مردونه‌ست! غیرت پس‌کجا رفته؟!
مربی کبدی تایلند: منم همین‌ رو میگم!
دلواپس: می‌بینید؟! پررو شدن! این خانم رو راه دادن استادیوم، اینم نتیجه‌اش!
مربی کبدی تایلند: بابا من خانم نیستم!
دلواپس: اصلا مشکل مملکت ما ورود خانم‌ها به ورزشگاهه؟
دکتر: بعد از مدل‌ موی جوانان!؟
خبرنگار: دوستان از بحث اصلی خارج نشیم، نمایشگاه خودرو نماد دیپلماسی لبخند...
دلواپس: ساکت شو‌ توام! اهم... یه مربی کبدی، ترجیحا شرقی، واسه معاشرت سالم اگه هست بیاد پی‌وی!
(مربی کبدی تایلند گروه را ترک کرد).
مسئول سابق ورزشی: من اگه هنوز وزیر ورزش بودم، مربی کبدی تایلند رو مجری قرعه کشی جاه جمانی(!) میکردم تا این حواشی به وجود نیاد!
کوماندیانا: بابا من که خودم رو اصلاح کردم دیگه، گیر دادید اجرای مسابقات رو‌ بدید به مرتضی حسینی‌ یا بهمن هاشمی‌ها! مرسی اه!
بهمن هاشمی: دیگه دست به مهره بازیه، من میرم روسیه! قول میدم هفتاد پارچه قابلمه و ماهیتابه فقط به مسی و رونالدو بفروشم!
حیاتی: دهکی! هویج! اینو باش! من قبل‌تو به مسکو‌ قطر کردم.
خبرنگار: از بحث خارج شدید دید دید... کجایید یید یید؟ چرا صدام اکو‌ میشه شه؟! منو تنها نذارید رید رید، لااقل یکی چشمامو‌ ببنده ده ده، اینجوری اصلا نمی‌تونم نم‌ نم...
#جام_جهانی #قرعه_کشی #گروه_بی #طنز #فریورخراباتی #روزنامه_ایران

Repost @karestanfilm ・・・
.
🔻از رسانه‌ها
.
🔸بی‌توجهی به زنان فعال اجتماعی، دیکته مدیریت یا انشای فیلمساز/روزنامه ایران
💬 بخشی از مطلب: «سینمای ایران در بازنمایی زنان طبقات فرودست مشکلی ندارد چرا که مشکلات زنان در این طبقه به نیازها و شرایط زیست‌محیطی حداقلی محدود می‌شود اما در بازنمایی زنان طبقه متوسط فعال کم‌کار است.»
.
.
🔸 شخصیت اصلی برای مقابله و تغییر برخی از سیاست‌ها یا شیوه‌های سنتی زبان تیزی دارد/ ماهنامه فیلم
💬 بخشی از مطلب: «سبک قصه‌پردازی کارگردان، آن شیفتگی نسبت به طبیعت، احترام به نوامیس آن و غم‌خواری برای آن، این سبک از فیلم‌برداری را ایجاب می‌کرده است. این است که فیلم را خواه‌ناخواه به سبک مستندهای شاعرانه سوق داده است.»
.
.
🌐 مطالب کامل در سایت کارستان 👇
http://karestanfilm.com/news
.
@rakhshanbanietemad
@mojtabamirtahmasb
@shirin_barghnavard_ .
#کارستان #کاری_کنیم_کارستان #رخشان_بنی_اعتماد #شیرین_برق_نورد #سینما #صنعت #کارآفرینی #نشست_تخصصی_فیلم #ماهنامه_فیلم #روزنامه_ایران #هنروتجربه #از_رسانه #بانک_سامان
@samanbank

.
🔻از رسانه‌ها
.
🔸بی‌توجهی به زنان فعال اجتماعی، دیکته مدیریت یا انشای فیلمساز/روزنامه ایران
💬 بخشی از مطلب: «سینمای ایران در بازنمایی زنان طبقات فرودست مشکلی ندارد چرا که مشکلات زنان در این طبقه به نیازها و شرایط زیست‌محیطی حداقلی محدود می‌شود اما در بازنمایی زنان طبقه متوسط فعال کم‌کار است.»
.
.
🔸 شخصیت اصلی برای مقابله و تغییر برخی از سیاست‌ها یا شیوه‌های سنتی زبان تیزی دارد/ ماهنامه فیلم
💬 بخشی از مطلب: «سبک قصه‌پردازی کارگردان، آن شیفتگی نسبت به طبیعت، احترام به نوامیس آن و غم‌خواری برای آن، این سبک از فیلم‌برداری را ایجاب می‌کرده است. این است که فیلم را خواه‌ناخواه به سبک مستندهای شاعرانه سوق داده است.»
.
.
🌐 مطالب کامل در سایت کارستان 👇
http://karestanfilm.com/news
.
@rakhshanbanietemad
@mojtabamirtahmasb
@shirin_barghnavard_
@mahnazafzali
.
#کارستان #کاری_کنیم_کارستان #رخشان_بنی_اعتماد #شیرین_برق_نورد #سینما #صنعت #کارآفرینی #نشست_تخصصی_فیلم #ماهنامه_فیلم #روزنامه_ایران #هنروتجربه #از_رسانه #بانک_سامان
@samanbank

🔴صرفاً جهت اطلاع؛سخنان گهربار و تاريخي در خصوص #احمدي_نژاد ‎💠 ۱۴- سایت #روزنامه_ایران: از نکات قابل توجه #سفر #رئیس_جمهور این بود که احمدی‌نژاد در #پایان #سخنان خود در جمع #مردم ارومیه در #ورزشگاه #تختی از آنها خواست برای بارش #باران دعا کنند و خود نیز از #خداوند متعال خواست که باران #رحمت را بباراند که به محض اتمام سخنان رئیس‌جمهور، باران در ارومیه کم کم شروع به باریدن کرد و رفته‌رفته شدت آن نیز افزوده شد. (۸۹/۱/۱۹)
‎💠 ۱۵- اسماعیل #نجار در جلسه #ستادبحران استانداری #کرمان: در بازرسی‌های ما، یک منزلی مشاهده شد که سه دیوار آن در اثر زلزله فرو ریخته و یک دیوار که عکس دکتر احمدی‌نژاد بر آن نصب شده بود، سالم مانده بود... اعتقاد مردم بر این بود که لطف و نظر خداوند بوده که این دیوار فرو نریخته است. (۸۹/۱۰/۵)
#سپاه #خامنه_ای

دیشب خوابم برده بود (می‌دونم خیلی اتفاق عجیبیه چون با وجود این همه مشکل، معمولاً نباید خواب‌مون ببره!) که ناگهان یک نفر به خوابم آمد و گفت: «سکه نمی‌خوای هانی؟!» سرم را از زیر ‌پتو بیرون آوردم و گفتم: «فداکاری تا کجا؟! بخشش چقدر؟! پایان عدالت‌ورزی و مهرپروری کجاست؟! دمت گرم داداش! بذارشون توی همون کشوی اول!»مهرورز نگاهی به من و زندگی‌ام انداخت، ناگهان جلوی گریه‌اش را گرفت و با بغض اتاق را ترک کرد.داشتم به ادامه خوابم خودم را دعوت می‌کردم که یک دلواپس وارد اتاقم شد، کفش‌هایش را جلوی در گذاشت و گفت: «دیدی معاون اول رئیس‌جمهوری با کفش وارد چادر زلزله‌زده‌ها شد چماق؟!»(معمولا نوع ادبیات‌شان این‌گونه است، به دل‌نگیرید، چیزی توی دل‌شان نیست!)از زیر پتو جواب دادم: «مگه عذرخواهی‌نکردند؟!»پوزخندی زد و گفت: «دهکی! عذرخواهی به چه دردمون می‌خوره! ما دولت حامی پابرهنه‌ها و فقرا رو تحویل دادیم که الان با کفش بریم توی چادر؟! این نتیجه دیپلماسی لبخنده برادر من!» معمولاً بین این چیزها ارتباط برقرار می‌کنند، خواستم جواب بدهم که حرفم را توی دهانم نگه داشت و گفت: «ببند دهنتو! این خارجیا با کفش می‌رن توی خونه همدیگه و هی پیلیز میلیز می‌کنن و عذرخواهی می‌کنن! نه به برجام!» در حال خروج از اتاق بود که ناگهان یک عکاس وارد شد و از ایشان یه صورت«اتفاقی» و «همین الان یهویی پیش فقرا» عکس گرفت، دلواپس گرامی لبخند زد و گفت: «هععععی! شیطونا اینجا هم ما رو ول نمی‌کنیدها!»
ایشان که رفتند یک «بتمن» وارد اتاق شد، دیگر رسماً ترسیده بودم! بتمن وارد شد روی صندلی نشست، هراسان گفتم: «بتمن؟! تو اینجا چیکار می‌کنی رفیق؟!»، پاسخ داد: «من بتمن نیستم، یکی از شخصیت‌های ممنوع‌التصویرم، گفتم حالا که بتمن توی تلویزیون و جاهای دیگه ممنوع‌التصویر نیست، با لباس اون تردد کنم!»خیلی ذوق زده شده بودم و گفتم: «آخه شما! اینجا! الان!» بتمن سکوت کرد، نگران شدم و گفتم: «از چیزی دلخورید؟!» روی یک کاغذ نوشت: «هیس! بتمن‌ها فریاد نمی‌زنند! ممنوع الصدا شدم!»، دیگر جواب نداد، فکر کردم ممنوع‌النامه هم شده است، گفتم: «تا ممنوع‌الخروج از خواب نشدید و اسم‌تان به گربه سیاه پارسی نشینان تغییر پیدا نکرده، به نظرم پرواز کن و برو!»بتمن پرواز کرد و رفت!
#طنز #روزنامه_ایران #فریورخراباتی

در هنر هم مثل باقی رشته ها و ساحت ها در کشور، با مشکل انتقال تجربیات نسلی مواجه هستیم. ضرورتی که همواره از منظر اساتید هنر مورد غفلت قرار گرفته است و نتوانسته ایم تجربیات را از نسل گذشته گرفته و با ارزش افزوده ای به نسل بعد از خود منتقل کنیم. از همین روی متاسفانه همواره در دوره های بسیار به تکرار مداوم خود در بخش های مختلف هنری دست زده ایم. این مسئله هم شامل اجرا می شود و هم شامل ارایه اثر. تجربه به نمایش گذاشتن اثر در کنار آثار بزرگان و اساتید آنقدر منحصر به فرد است که می تواند به مانند ایستادن در کنار یک شخصیت و عکس گرفتن و شنیدن یک جمله درس واره ی هماره برای انسان به ارمغان داشته باشد. نمایشگاه اخیر پرویز تناولی در گالری بوم از این نظر یک خرق عادت بسیار حائز اهمیت است. در این نمایشگاه چهار شاگرد برتر استاد به انتخاب خود تناولی همراه شده اند و توانسته اند در یک فضای همسان و در یک اتمسفر مشترک، آثارشان را به نمایش عمومی در بیاورند. مسئله ای که می تواند از یک منظر در شناساندن و دیده شدن شاگردان در کنار استاد و از منظر دیگر در جهت ایجاد انگیزش برای دیگر شاگردان و هنرمندان مجسمه سازی دست آورد های منحصر به فردی را داشته باشد. با پرویر تناولی پیرامون ابعاد شکل گیری این نمایشگاه به صحبت نشستیم. در کنار این گفت و گو با چهار هنرمند جوان مونا پاد، هوراد گرجی و رامین جمشیدی هم گفت و گوی صمیمی دست داد. البته علیرضا معصومی به دلیل مشغله های که داشت نتوانست در این گفت و گو شرکت داشته باشد.
__
پرویز تناولی در گفت و گو با روزنامه ایران به بهانه نمایشگاه گروهی اخیر در گالری بوم
#مونا_پاد #هوراد_گرجی #رامین_جمشیدی #علیرضا_معصومی
#پرویز تناولی #روزنامه_نگار
#حسین_گنجی
#روزنامه_ایران
@parviz_tanavoli @muzzitz

سال‌ها بود که #فرهنگستان #زبان فارسی به تنهایی بار ابداع و اختراع واژه‌های جدید را به دوش می‌کشید و به صورت مستقیم همکاری دو‌طرفه‌ای با #طنزپردازان سراسر کشور داشت.یعنی آنها واژه می‌ساختند، ما واژه را عینا و بدون هیچ تغییری در ستون‌های #طنز‌ می‌نوشتیم و شما به آنها می‌خندیدید!
البته توی زندگی واقعی و مکالمات روزمره هم خیلی کاربرد داشتند.مثلا بنده برای #عروسی برادرم به یک مغازه رفتم تا کت و‌شلوار و وسایل جانبی بخرم، در نتیجه به فروشنده گفتم:«یه وسط جمع دو‌ سر پُف هم محبت کنید...» که قصد داشتند با پلیس ۱۱۰ تماس بگیرند که با وساطت کسبه #پاساژ بیخیال شدند و رهایم کردند!
اصلا شما به یک #رستوران بروید و به جای« #پاستا » ، «خمیراک آلِ فردو» سفارش دهید و به جای «دسر» به آنها بگویید:«پِی غذا چی دارید؟!» واقعا نباید برای‌تان بیایند؟(جفت پاها!).یعنی این واژه‌ها به قدری در مردم نفوذ کرده‌اند که در حد فحش با آنها برخورد می‌شود.
مثلا الان به گفته فرهنگستان زبان در تمام شهرهای کشور باید«فلالفل خویش یار!» داشته باشیم اما همه جا نوشته‌اند«فلالفل سلف سرویس!» که البته بهتر است«فلافل تا جایی که جا داره پر کن» صدایش بزنیم!
حالا آشپز ما دو تا شده و در یکی از استان‌های کشور هم تغییر نام برخی از اصطلاحات و کلمات آغاز شده است که اتفاقا از منظر طنز نسبت به فرهنگستان زبان، دست بالاتر را هم دارند.
این بزرگواران که این‌روزها در تلاشند که نام‌باشگاه #فوتبال #سیاه‌جامگان را تغییر دهند، اصلا بعید نیست که پس فردا به باشگاه #بارسلونا نامه زده و به آنها بگویند که نام‌شان را از«بارسلونا» که یک اسم غرب‌زده است به«آبی و‌ اناری پوشان معنوی‌پسند و دستم باران!» تغییر دهند.
اصلا نام«لیگ برتر‌ فوتبال ایران» هم اشکال دارد و حتما‌ و باید به زودی با عنوان«تیم‌گان برابری پاشوت پارس‌نشینان» برگزار شود.
#طنز #روزنامه_ایران #فریورخراباتی

خود روزنامه‌نگارها هم #روزنامه خودشون رو نمی‌خونند 😁
#سوتی #روزنامه_ایران

...
ممنونم از سردبیر محترم هفته نامه ایران بانو (ضمیمه روزنامه ایران) برای انتخاب و باز نشر عکسم 🙏🌹
ممنونم از حضورتون دوستان مهربونم🌹💖
.
یکشنبه ۵آذر ۱۳۹۶
.
#پاییز #آذر
#هفته_نامه_ایران_بانو
#روزنامه_ایران
#ایران_بانو_نیوز
.
📷#مونا_اخوان

ادامه ❓در مورد عواید این کنسرت چه برنامه‌ای خواهید داشت؟ ✅تاکنون حدود ۴٠٠ میلیون تومان در بخش بلیت‌های عادی جمع‌آوری شده است. همچنین تعداد بسیاری چک به همت عالی و ازطریق موبایل‌ها از طرف مردم اهدا شد و به این مبلغ افزوده می‌شود که در یک حساب بانکی به نام اینجانب و هوشنگ کامکار باز شده است که تمامی مبالغ به این حساب واریز می‌شود. تصمیم بر این است اگر میزان مبلغ اهدایی مردم به حد قابل توجهی برسد زیر نظر هوشنگ کامکار، محمد حسین توتونچیان و بنده یک اقدام ریشه‌ای برای مناطق آسیب دیده سرپل ذهاب، کرند و قصرشیرین و دیگر روستاهای مجاور انجام بدهیم.

#استاد_شهرام_ناظری
#کنسرت_خیریه
#روزنامه_ایران
#گفتگو

منبع کانال sikoron

@azadeh_nazeriha_fans

ژاله اصفهانی شعر معروفی سروده که یک مقدار تغییر جزیی و ترکیب آن با افزایش قسمت نان بدین‌صورت خواهد شد؛«گرانی صحنه یکتای هنرمندی ماست هر کسی قیمت خود خواند و از صحنه رود، تورم پیوسته به جاست. خرم آن قیمت که مردم بسپارند به یاد».
حتما شما نیز مانند بنده در جریان گرانی قیمت«نان» قرار گرفته‌اید.قیمتی که اخیرا برای انواع نان اعلام شده همچنان کمتر از قیمتی است که ما سال‌هاست به نانوایی‌ها می‌پردازیم.به عنوان نمونه قیمت «نان بربری» که بنده شخصا آن را با نوشابه می‌خورم از«۶۵۰ تومان» به «۷۵۰ تومان» افزایش پیدا کرده است در حالیکه نانوایی محله ما مدت‌هاست که نان بربری را «هزار تومان» می‌فروشد و این نشان می‌دهد که بازهم مسئولان از مردم عقب هستند و این گرانی امروز برای مسئولان تازگی دارد و برای ما خاطره است.
قصه نان لواش که خیلی جذاب شده است، دور نان‌های لواش را دوستان«بالشتی» می‌زند که مثل دست‌انداز و سرعت‌گیر در گلوی شما گیر‌ می‌کند، وسط نان هم به قدری نازک است که آن طرف نان قابل رویت است.
نان‌سنگک که الان سال‌هاست یک کالای لوکس محسوب می‌شود و برای افزایش قیمت آن، نانواهای گرامی روش‌های نوینی ابداع کرده‌اند.بدین گونه که شما به نانوایی سنگکی می‌روید‌ مثل‌ کافی‌شاپ جلوی شما منو می‌گذارند.نان‌سنگک ساده، نان سنگک یک کم خشخاشی، نان‌سنگک یک رو خشخاشی، نان‌سنگک دو رو خشخاشی، نان سنگک رفیق خشخاشی، نان خشخاشی که کمی سنگک در آن وجود دارد، نان خشخاشی بدون سنگک، نان سنگک با پایان باز(نانوا به اصغر فرهادی علاقه‌مند است)، نان سنگک سبزیجات برای گیاه‌خواران(درحالیکه نان سنگک عادی از گوشت گوسفند درست نمی‌شود)، نان سنگک گل‌گاوزبان(آرامش‌بخش برای بست‌نشینی ‌ کلا بست‌بازی)، نان سنگک با طعم آمریکانو(احتمالا برای طرفداران دیپلماسی لبخند و...
خلاصه کار دارد به جایی می‌رسد که پس فردا به نانوایی که می‌رویم، شاطر می‌گوید: «این نون سنگک رو یه تن بزن، واسه پسرخاله خودمم همین رو گرفتم، بشور‌ و‌ بپوش!».
#طنز #افتصاد #نان #نان_سنگک #روزنامه_ایران #مطبوعات #فریورخراباتی

مصاحبه یونس گرامی با دکتر سریا داوودی حموله، درباره مولفه های آنتولوژی شعر شاعران معاصر. درروزنامه ایران، پنجشنبه 2آذر.وروزنامه توسعه جنوب.
#آنتولوژی_شعر_امروز_ایران
#آنتولوژی_شعر_شاعران_معاصر
#توسعه_جنوب
#روزنامه_ایران
#سریا_داودی_حموله.
#شعر_امروز_ایران
#شعر_معاصر_فارسی.

روزنامه ایران امروز چهارشنبه اول آذر ماه سال نود شش به تبیین دیدگاه مسعود رضا بلادری حقوقدان اهل قلم در خصوص پرونده های قضایی دولتمردان دولت دهم پرداخت.

http://www.iran-newspaper.com/newspaper/item/240314

بخشی از یادداشت:

در ایام دادرسی پرونده معاونت اجرایی دولت دهم حرکاتی از تیم دولتی احمدی‌نژاد در فضای رسانه‌ای منتشر شد که به نظر می‌رسید درصدد تأثیر بر تصمیم قضات دادگاه ویژه کارکنان دولت بروز نموده؛ حرکاتی نمادین که یادآور دوران مشروطه‌خواهی مردم ایران بود با این تفاوت که تیم دولتی مورد اتهام، در تشخیص زمان و مکان دچار اختلال هستند. روزگاری که علمای فاضل تهران در جهت اعتراض به عملکرد حاکمیت نزد بقاع متبرک بست‌نشینی می‌نمودند، پشتوانه و رکنی در ید داشتند به نام حمایت ملت؛ رکنی که در این روزهای پریشانی در کنار فصول دولت بهار نیست. افسوس که صلاحیت ریاست محترم دولت دهم در انتخابات دوازدهمین دوره ریاست جمهوری تأیید نگردید تا ملت بزرگ ایران یکبار برای همیشه مسیر تازه خود را در جهت پیشرفت در مسیر توسعه برای ایشان و همکاران‌شان مخابره و تبیین نمایند. بست‌نشینی و اعتراض در درگاه مقدس مقربین الهی بدون حمایت ملت نمایش متناسبی در عالم سیاست نیست.

#مسعود_رضا_بلادری
#حقوق
#دولت_دهم
#حقوق_عمومی
#دادگستری
#قوه_قضاییه
#مطبوعات
#روزنامه_ایران
#حقوق_شهروندی

سوتی وحشتناک روزنامه دولتی ایران ‼️
اینقدر سرانه مطالعه پایین اومده که خود روزنامه نگارها هم روزنامه خودشون رو نمی خونن 😂
#طنز_سیاسی
#روزنامه_ایران
#مهندسین_96

این هم #گاف #روزنامه_ایران در روز پنجشنبه

هیچ کس وقت آن را نداشته تا یک گزارش روزنامه را تا به آخر بخواند و همینطور چاپ کردند
#noghtechin12
#نقطه_چین

💢 #گاف روزنامه ایران در روز پنجشنبه

وقتی که هیچ کس حال آن را نداشته تا یک گزارش #روزنامه_ایران را تا به آخر بخواند و همینطوری چاپ کردند رفته😂
@tabrizebidar

یکی از‌ نمایندگان اسبق مجلس، که بزرگوارانی چون ایشان باعث شدند از‌ مجلس قبلی به‌عنوان «گلدن تایم یا همان دوران طلایی» نام ببریم، قویاً، شدیداً، اکیداً، صریحاً و کلی حرف تنوین‌دار دیگر اعلام کرده: «استاندار کرمانشاه شب زلزله با آقای جهانگیری تماس گرفته و موضوع را توضیح داده و آقای جهانگیری گفته‌اند که درگیر‌ مراسم تولد رئیس‌جمهوری هستند». به همین جهت بنده با کمک این نماینده اسبق چنین فضایی در ذهنم به وجود می‌آید؛ رئیس‌جمهوری روی‌ یک کاناپه نشسته‌اند و روی‌ یک میز عسلی کیکی جلوی ایشان است . به دلیل برجام و دیپلماسی لبخند(!) اعضای وزارت امور خارجه ترانه«هپی برث‌دی تو یو!» را یکصدا می‌خوانند و دکتر روحانی همین‌طور که دست‌های‌شان را به هم می‌مالند با ذوق کیک را نگاه می‌کنند. در‌ همین شرایط اسحاق جهانگیری تلفن‌ همراه خود را برداشته و یک شماره را می‌گیرد؛
جهانگیری: الو، سلام! شیرینی ‌بی‌بی؟! داداش ما کیک دو‌ طبقه سفارش داده بودیم‌ها! (ایشان تلفن را با ناراحتی قطع می‌کند و خطاب به دوربین می‌گوید): جناب بی‌بی به خودت بیا! شما با کیک‌های تولد این ملت چه کردید؟!(سپس برای اینکه جشن‌تولد دکتر ‌روحانی خراب‌ نشود، دست‌زنان ‌و سوت‌کشان به جمع میهمان‌ها برمی‌گردند). دکتر‌ روحانی چشم‌های‌شان را می‌بندند و می‌خواهند شمع‌ها را فوت کنند که ناگهان یکی از اعضای هیأت دولت می‌گوید: «اول کادو!» و آقای جهانگیری از حضار درخواست می‌کند که«هرکی کادو آورده با حرکات موزون روش آورده!». دکتر ظریف هم خطاب به آقای دکتر تخت‌روانچی می‌گوید: «تجلی دیپلماسی لبخند‌رو حال میکنی‌ مجید؟!». خلاصه همه چیز طبق برنامه پیش می‌رود که تلفن‌ همراه اسحاق جهانگیری زنگ می‌خورد، استاندار کرمانشاه است و به ایشان می‌گوید که زلزله‌ای در این استان رخ داده است.جهانگیری هم در پاسخ به ایشان می‌گوید:«این چه وقته زنگ زدنه؟! استاندار کرمانشاه به خودت بیا! همه شمع‌ها ریخت توی کیک‌ها!». استاندار کرمانشاه که کنجکاو شده و صدای ترانه«بیا شمع‌ها رو فوت کن» کنجکاوی‌اش را هم بیشتر کرده از جهانگیری می‌پرسد:«تولده؟! تک‌خورا چرا منو دعوت نکردید؟!» و با ناراحتی تلفن را قطع می‌کند. اسحاق جهانگیری در گوش دکتر‌ روحانی می‌گوید: «زلزله که همیشه هست، تولده که فقط سالی یه باره! دم غنیمت دانید!».
#روحانی #جهانگیری # طنز #طنز_تلخ #زلزله #کرمانشاه #سرپل #روزنامه #روزنامه_ایران #فریورخراباتی

💢این هم گاف #روزنامه_ایران در روز پنجشنبه

وقتی که هیچ کس حال آن را نداشته تا یک گزارش روزنامه را تا به آخر بخواند و همینطوری چاپ کردند رفته تا زودتر سراغ تلگرام‌هایشان بروند.

.
هنروتجربه: سروش صحت در ستون پیشنهاد روزنامه ایران تماشای دو مستند «بزم رزم» به کارگردانی سید وحید حسینی و «کایه دو فیلم» ساخته میلاد ثابت‌کار را که این روزها در گروه هنروتجربه اکران هستند، پیشنهاد کرده‌است:
«سرگذشت موسیقی ایران پس از انقلاب و در دوران جنگ ایران و عراق موضوعی است که مستند «بزم رزم» به کارگردانی سید وحید حسینی به آن پرداخته است. این مستند اخیراً در گروه سینمایی هنر و تجربه به اکران رسیده و داستان آن تا سال ۱۳۶۷ را شامل می‌شود. یعنی سالی که نخستین کنسرت توسط حسین علیزاده در تالار وحدت به اجرا رسید. مستند «بزم رزم» برای کسانی که به‌دنبال تاریخ مستند موسیقی پس از انقلاب هستند، اثری بسیار دیدنی خواهد بود. پیشنهاد دیگری که باز هم در قالب مستند می‌گنجد، اثر «کایه دو فیلم» به کارگردانی میلاد ثابت کار و تهیه‌کنندگی احسان رسول‌اف است. «کایه دو فیلم» نیز همانند «بزم رزم» یک سابقه بررسی تاریخی دارد که البته این بررسی شامل سرگذشت و فراز و فرود سی و پنج ساله انتشار ماهنامه سینمایی فیلم است. «کایه دو فیلم»، برای کسانی که همواره با آرشیو مطبوعات سر و کار داشته و از طرفداران ماهنامه فیلم هستند، اثری جذاب و قابل توجه است.»
http://www.aecinema.ir/سروش-صحتبزم-رزم-و-کایه-دو-فیلم-را-ب/
#کایه_دو_فیلم #ماهنامه_فیلم #مجله_فیلم #هنروتجربه #هنر_و_تجربه #سروش_صحت #روزنامه_ایران #میلاد_ثابت_کار #سینما #فیلم #مستند #سینمای_ایران #دهه_شصت

.
🔻از رسانه‌ها .
.
🔸پیشنهاد احمد طالبی‌نژاد/روزنامه ایران
💬 بخشی از مطلب: «پیشنهاد دیگرم تماشای مجموعه فیلم‌های مستند «کارستان»، بخصوص فیلم «شاعران زندگی» است.»
.
.
🔸 انجمن صنعت‌گران زنده/نقد طبرستانی‌ها در ماهنامه فیلم
💬 بخشی از مطلب: «مرادم از این اشاره به عنوان‌بندی در همین ابتدای مطلب آن است که تأکید کنم بر انجام یک پروژه‌ی حرفه‌ای مستند به طور خصوصی و خارج از چهارچوب‌های معمول تولید و پخش این فیلم‌ها...»
.
.
🔸از بچه‌های بیرجند/ نقد پازلی‌ها در ماهنامه فیلم
💬 بخشی از مطلب: «پازلی‌ها در کنار پرده‌برداری از بخشی از ایرانِ مدرنِ امروز، می‌کوشد تا به صورت تلویحی، بازتاب‌دهنده‌ی جایگاه و اهمیت «کار گروهی» باشد»
.
.
🔸مجموعه فیلم‌های کارستان در دانشگاه‌های خارج از کشور اکران می‎شود
💬 بخشی از مطلب: «کم‌کم به روزهای آخر اکران کارستان نزدیک می‌شویم... از مارچ ۲۰۱۸ اکران دانشگاهی کارستان در خارج از کشور آغاز می‌شود و احتمالا بیشترین توجه دانشگاهیان به «پازلی‌ها» است.» .
.
🌐 مطالب کامل در سایت کارستان 👇
http://karestanfilm.com/news .
.
@rakhshanbanietemad
@mojtabamirtahmasb
@mahnazafzali
@bahram_azimpour
.
. #کارستان #کاری_کنیم_کارستان #مجتبی_میرتهماسب #مهدی_گنجی #محسن_عبدالوهاب #سینما #صنعت #کارآفرینی #نشست_تخصصی_فیلم #ماهنامه_فیلم #روزنامه_ایران #هنروتجربه #از_رسانه #بانک_سامان
@samanbank

Most Popular Instagram Hashtags