#روزبه_سوهانی

가장 최근의

. @taabizza
می‌ خواهم
هر صبح که پنجره را باز می‌ کنی
آن درخت روبه‌ رو من باشم
فصلِ تازه من باشم
آفتاب من باشم
استکان چای من باشم
و هر پرنده‌ای
که نان از انگشتانِ
تو می‌ گیرد ...! .
.

#روزبه_سوهانی
.

صبحتون خیلی به خیر🌸
.
پیج های زیر را از دست ندهید.. 👇👇 👇 . 🔴 🔴 🔴 .
دوستان یه پیج کلیپ زدیم همه چی داره تا یکم حوصلتون سر بره میتونید سر بزنید و وقتتون پر کنید حتما فالوو کنید که حمایت شما رو نیاز داره 👇👇👇👇. .
@dr_instaa2
@dr_instaa2
@dr_instaa2
@dr_instaa2
.
قابل توجه خوش سلیقه ها و علاقمندان به دسر و انواع شیرینی آموزش گام به گام فالوو یادتون نره 👇👇👇👇. .
@desere_irani
@desere_irani
@desere_irani
@desere_irani
@desere_irani .

#
...مقصود من از آوردن تمامی این مثال‌ها برجسته ساختن شباهت میان عشق و تعهد انقلابی نیست، بلکه برجسته کردن نوعی پژواک پنهانی است که در جریان درونی‌ترین تجربه‌ی فردی ایجاد می‌شود؛ پژواکی میان شور و اشتیاقی که زندگی، در صورت تعهد کامل به ایده‌ای بخصوص، به دست می‌آورد و شور کیفاً متمایزی که در عشق و در ستیز با تفاوت تولید می‌شود. چنین حالتی مشابه دو آلت موسیقی‌ است که از لحاظ تُن و شدت صدا کاملا متفاوتند، اما هنگامی که موسیقیدانی بزرگ آن‌ها را در اثری واحد با هم به کار می‌برد، به طرز اسرارآمیزی همگرا می‌شوند

#آلن_بدیو
از کتاب «در ستایش عشق» ص۷۰
ترجمه‌ی #مریم_عبدالرحیم_کاشی
#انتشارات_ققنوس
#roozbehsohani #photo #photography #photographer #landscape #blackandwhite #blackandwhitephotography #bnw #bnwphotography #nikon #nikonphotography #nikond7100
#روزبه_سوهانی

می‌خواهم هر صبح که پنجره را باز می‌کنی
آن درخت روبه‌رو من باشم،
فصل تازه من باشم
آفتاب من باشم،
استکان چای من باشم و هر پرنده‌ای که نان از انگشتان تو می‌گیرد. #روزبه_سوهانی

__________
.
می‌ خواهم
هر صبح که پنجره را باز می‌ کنی
آن درخت روبه‌ رو من باشم
فصلِ تازه من باشم
آفتاب من باشم
استکان چای من باشم
و هر پرنده‌ای
که نان از انگشتانِ
تو می‌ گیرد ...! .
.

#روزبه_سوهانی
.

جمعه‌تون خیلی به خیر🌸
.
. 📌اینجا چایبار هست واقع در انجمن خوشنویسان خیابون اندرزگو. از جاهای دیگه‌ای که برای صبحونه‌های غیر بوفه‌ای پیشنهاد می‌کنم. فضای باز دلنشین و صبحونه‌ قابل قبول و رفتار مناسب کارکنان که اول صبح روی خوش دارن و خوابشون نمیاد!
.
.
__________________________

ارسالي از هنرمند
@taabizza

.
من
سال هاست
در انتظار معجزه ای شبیه تو
لا به لای رگ هایم
یک فصل پر از بوسه و صبحانه و آفتاب کنار گذاشته ام
#روزبه_سوهانی
۲۰/تیر/۹۷

.
مي خواهم هر صبح که پنجره را باز مي‌کني
آن درختِ روبه‌رو من باشم،
فصل تازه من باشم آفتاب من باشم
استکان چای من باشم
و هر پرنده‌ای که نان از انگشتان تو مي‌گیرد... #روزبه_سوهانی

#
آغوشت
در هر کجای جهان
به زبان مادری‌ام باز می‌شود
به زبان مادری‌ام بسته می‌شود

و من
دورافتاده‌ترین جاده‌های کشورم را هم از یاد نمی‌برم
تا دست‌های تو
برای دیدن هست

#روزبه_سوهانی
شعری از کتاب «از نامت چند حرف کبود به‌ دهان‌مان پس دادند»
#انتشارات_مروارید
@morvaridpub

عکس از: #حامد_فلاح
@mhf316

.
تو که می خندی
#بهار
چاره ای جز آمدن ندارد.
.
.
#فرزاد_تقی_نیا .
.
پ ن: فقط یه همچین عکسی می تونست حال منو خوب کنه. فدای لبخندشون.
ممنون از #روزبه_سوهانی عزیز بابت این عکس.
.
#سرومدزمستون ؟!

#
حرف‌های این س ر ز م ی ن
روزی به هم خواهند رسید

و آن روز
ما
تنها با نام‌های کوچک‌مان به خیابان خواهیم آمد

#روزبه_سوهانی
از کتاب «کشوری با دکمه‌های باز»
#نشر_نصیرا
#roozbehsohani #photography #photo #photographer #blackandwhite #blackandwhitephotography #bnw #bnwphotography #street #streetphotography #nikon #nikonphotography #nikond7100 #iran #tehran

#
هشتاد میلیون، یک ملت، یک ضربان.
گویا برای تیم ملی فوتبال ایران این شعار را انتخاب کرده بودند. برای من این شعار یک ملات مبتذل است تا جامعه‌ای پاره پاره را به هم بچسباند. کدام ملت؟ کدام ضربان؟ کدام قلب؟ یعنی ضربان قلب من و انبوه گرسنگان و تشنگان زاغه‌ها یکی‌ست؟ یعنی من و تمام فراموش شدگان این محدوده‌ی جغرافیایی یک ملت را تشکیل می‌دهیم؟ راستش را بخواهید نه! در این وضعیت پاره پاره با شکاف‌های عمیق طبقاتی، وطن، ملت، هویت و کلماتی از این دست تنها مفاهیمی بازاری و زیبایی‌شناسانه‌اند. تقلیل یافته به نشانه‌هایی که به در و دیوار خانه‌هایمان آویزان کنیم تا مگر احساس بی‌زمانی و بی‌مکانی‌مان آرام بگیرد و به چیزی تعلق پیدا کرده باشیم.
در همین وضعیت است که در صورت جا‌به‌جا شدن خطوط مرزهای این سرزمین بر نقشه‌های جغرافیایی خون‌مان به جوش می‌آید اما با حقیقت این مرزها کاری نداریم!
ساکن جزایر خودمانیم در میانه‌ی یک سیلاب و مردمان گرفتار در سیلاب برایمان «دیگری» حساب می‌شوند. دل‌مان به حال‌شان می‌سوزد، قطره اشکی هم برایشان می‌ریزیم، حتی حاضریم مجاهدات انسان‌دوستانه‌ای برایشان بکنیم! اما تمام این‌ها تا جایی موضوعیت دارد که به امنیت و آرامش جزایرمان خدشه‌ای وارد نکنند. آن‌ها بیچارگان پشت ویترین‌ها هستند و ما شهروندان دل‌سوز در حال تماشا.
مساله‌ی ما تا وقتی در صُلبیت وضعیت خودمان فرو رفته‌ایم، تا وقتی جزایرمان برقرار باشد، چرایی این سیلاب نیست. برایمان طبیعی است که باید سیلابی در کار باشد با انبوه مردمانی که در آن دست و پا بزنند.
تنها وقتی این چرایی برایمان موضوعیت پیدا می‌کند که احساس کنیم آب قرار است به زانوهای خودمان برسد. قرار است ما هم به جمعیت گرفتار در سیلاب اضافه شویم و باید بگویم آن‌وقت اغلب کار از کار گذشته است!
و باید بگویم دور نیست زمانِ غرق شدن جزایرمان!

#روزبه_سوهانی

یک زندگی کم است !
برای آن‌که تمام شکل‌های دوستت دارم را با تو در میان بگذارم ...
می‌خواهم هر صبح که پنجره را باز میکنی ،
آن درخت روبه‌ رو من باشم ...
فصل تازه من باشم ...
آفتاب من باشم ...
استکان چای من باشم ...
و هر پرنده ای که نان از انگشتان تو می‌گیرد ...
یک زندگی کم است !
برای شاعری که می‌خواهد
در تمام جمله ها دوستت داشته باشد ... #روزبه_سوهانی

@eshgh_faramoosh_nashavad
@eshgh_faramoosh_nashavad

#
باران را از قصه های کفش های مادرانمان پاک کرده اند
،
ما
،
با نام های ابری به دنیا می آييم
با نام های ابری می میریم
...
@roozbeh.sohani
#روزبه_سوهانی
#گلرخ_سوهانی #photography #golrokhsohani

가장 인기있는 인스타그램 해시 태그