#روزانه_هایم

MOST RECENT

تعریف میکرد که ((تو روستا رفته بودم پیش پدرم ، معلم نهضت سواد اموزی اومده بود تو خونه که درس بده به پدرم ،بهش گفتم به منم درس بده ،گفتم منم بی سوادم ــ ـ ـ
خلاصه از همون ابتدا شروع کرد به درس دادن من و من هم با دست چپ شروع کردم به نوشتن ـ ـ ـ کلک خوبی بود چون میخاستم با دست چپم کار کنم ـ چرا ما باید همیشه از دست راست استفاده کنیم ـ ـ ـ میگفت تا الان که پیش شمام من هم با دست راست هم دست چپ خوش خط میتونم بنویسم ـ َ ـ میگفت :شما هم شروع کنید با دست چپ بنویسید ـ سعیتونو بکنید ـ ـ ـ میگفت واسه هررر کاری نگید نمیتونم ـ ـ تمام سعیتونو کنید ـ ـ ـ )) دقیقا فامیل استادمونو یادم نیست ولی این خاطره اش هنوز یادمه ـ ـ ـ منم از همون موقع تصمیم گرفتم از دست چپم بیشتر استفاده کنم ـ ـ ـ و کلا واسه هر کاری اگه بازم میدونم نمیشه باازم تمامم تلاشمو میکنمـ ـ َ ـ
الان این گلدونو ک طناب حصیری کشیدم دورش با دست چپ و چسب حرارتی ـ و روغن جلا رو با دست چپ زدم ؛
البته کلی دستم سوخت با چسب ؛ حالا دیگه استفاده از دست چپ نه در این حد😅😅 ولی حتما بیشتر بیشتر استفاده کنید ازش َ ـ ـ
#روزانه_هایم
#انرژی_مثبت

.
عکس مال دیروزه...که بخاطر چند تا کار بانکی و مهمونهای عزیزم مرخصی گرفته بودم...گلدونها زیر باد کولر میرقصیدند و من اینجا زیر نور دلچسب آفتاب سبزی هایی که صبح از مردِ خوشروی سبزی فروش خریده بودم رو پاک میکردم...امروز اما کار خاصی نداشتم..سعی کردم استراحت کنم و خودم‌‌ رو برای هفته بعد که کلاسای ترم تابستون شروع میشه آماده کنم...دیگه کم کم باید به فکر شامِ شب باشم... یا استانبولی میزارم یا کشک بادمجون شایدم میرزاقاسمی...بعد دو سه تا از قلمه هایی که توی آب ریشه کردن رو میکارم و عکسهای یه پروژه ی قدیمیه عکاسی رو بعد از چند ماه ادیت می کنم...بعد تَرِش هم چای دم میکنم با هل و بهارنارنج ...میرم میشینم توی بالکن و رفت و آمد هواپیماها رو نگاه میکنم...هواپیما که میبینم دلم سفر میخواد...به یه جای دور و خوش آب و هوا...یه جای دنج و بینظیر...دلم یه چند روزی بیخیالی هم میخواد...بیخیال همه چیز و همه کَس شدن...دلم خیلی چیزها میخواد...که باید برای رسیدن بهشون تلاش کنم...امان از این غروب های جمعه که چه میکنه با دلِ آدم و امان از این ساعتهای دلتنگی و دلواپسی...🍃امان...
غروب جمعتون دل انگیز باشه رفقا...❤دلمون رو بسپاریم بخدا که مرهم و درمون تمام دلتنگی های عالمه...🙏🌺
#روزانه_هایم

حوصله م سر رفته بود دست به کار شدم و سوهان عسلی درست کردم که نتیجه ش شد این😋😍
#زندگی_به_سبک_سادگی
#روزانه_هایم
#سارا_نوشت
#سوهان_عسلی

.
دلم برای این شبای دست جمعی و عکسای دسته جمعی تنگ شده بود...بعد از مدتها اومدن خونمون...با کیک‌و گلدون حُسن یوسف...وقتی یکی گلدون برام میاره یعنی خیلی خوب منو میشناسه...میدونه که چه هدیه ای میتونه خوشحالم کنه...هر چقدرم دور باشیم و مدت ها همدیگه رو نبینیم بازم وقتی دور هم جمع میشیم بی نهایت بهمون خوش میگذره...ما آدمها باید دلمون به بودن هم گرم باشه...باید بتونیم روی هم حساب کنیم توی تمام موقعیت ها...توی سختی و شادی...دلم گرمه به بودنتون...و ممنونم که هستید....❤😍
دلم به بودن شما هم گرمه رفقا...امیدوارم همیشه جمعتون جمع و دلاتون شاد باشه 😍❤
#روزانه_هایم
پ.ن: قدیمی های پیج این جمع رو میشناسن 😊😊😊ولی برای جدیدا معرفی میکنم پسر عموم و خانواده قشنگشون 😍😍😍

اگر نفرت به عالم بفرستید، و یا عشق و شفقت روانه کنید، در هر دو صورت نیت تان پس از یک سیر گردشی به خودتان باز می گردد.
#وین_دایر
عشق و انرژی مثبت برا همدیگه بفرستیم😍
ی ربع به ۸ از خواب پریدم با عجله آماده شدم و رفتم دنبال فری و پیش به سوی باشگاه👭
امروز روز خیلی خوبی بود تنبلی رو کنار گذاشتم و رفتم خونه دوستم که هر دفعه که پیام می داد اصرار می کرد بیا خونمون بیا پیشم! اون دو ساعتی که کنارش بودم خیلی زود گذشت و هنوز ی عالمه حرف با هم داشتیم ولی دیگه باید میومدم خونه!
لحظه ها چقدر زود دارن می گذرن...
راستی چه پرتحملیم ما....🙄
#زندگی_به_سبک_سادگی
#روزانه_هایم
#سارا_نوشت

متن رو بخونید تا آخر دوستان🙏
ـ
ـ
ـ
صبح برای کاری مجبور شدم به مرکز شهر برم ـ
ـ شلوغی و ترافیک و گرما کلافه شده بودم ـ سعی کردم قدمهامو تند تر کنم تا کارمو انجام بدمو سریعتر به خونه برگردم ـ ـ
حین تند تند راه رفتن چشمم به یه پیرمردی افتاد که کنار خیابون بساط کرده بود ـ چند تا دونه لیف و چند قرقره نخ و کش و گل سر و یک ترازوی زوار دررفته ـ ـ ـ ـ
من هم مثل خیلیای دیگه از کنارش رد شدم ـ ـ ـ
راستش پول نقد همراهم نبود ـ و اینکه عجله هم داشتم ـ ـ ـ تمام مسیر به اون پیرمرد فکر میکردمو یه جور عذاب وجدان منو قلقلک میداد ـ ـ ـتصمیم گرفتم کارمو که انجام دادم ـحتما برگردم و از اون پیرمند یه چیزی کوچولو هم ک شده بخرم ـ ـ ـ
تا هم حال خودم بهتر بشه ـ هم به اون آدم نیازمندو آبرومند یه سر سوزنی کمک کرده باشم ـ ـ ـ هر چند ک من خودم به شخصه بیشتر سعی میکنم به خانوما کمک کنم ـ ـ ولی کاش میشد از کنار این پیرمرد و پیرزن های دست فروش بی تفاوت نگذریم ـ ـ ـ باید باور کنی که ما آدمها به دنیا اومدیم که به هم محبت کنیم و همدیگه رو دوست داشته باشیم ـ ـ ـ
#روزانه_هایم
#انرژی_مثبت
#محبت_عشق_ورزیدن

.
بهشت من همینجاست...پشت همین ستونِ آجری...کنار این گلدون های سبزِ قشنگ...بعد از تمام دلواپسی ها و دلتنگی ها و نگرانی ها و غر زدن ها و گلایه کردن ها به اینجا که میرسم آروم میشم...این خوشگلا فقط برای من چند تا گلدونِ ساده نیستن...انگار نبض خونه با وجودشون میزنه...انگار یه انرژی خاصی از وجودشون به قلبِ من نفوذ میکنه...هر روزی که یه برگ تازه میدن انگار یه روزنه ی امید توی قلبم باز میشه...چراغ این خونه اگر روشنه...اگر امیدی هنوز تو دلم هست به همین دلخوشیای سادست...به یه برگ جدید...به نور...به عشق...به یه لبخند...یه خسته نباشید ساده و هزار تا نشونه ی کوچیک و بزرگِ دیگه... چی میتونه بیشتر از اینها حال آدم رو خوب کنه...من هر روز دنبال نشونه های جدید حیاتم...نشونه هایی که قلبم رو پر نور تر کنه و بهم انرژی بده برای ادامه دادن...توی این مسیری که پر از سختی و مشکله من امیدم بخداست...خدایی که وجودش برای من بی نهایت کافیه....🍃❤
پ.ن: صندل های قشنگم هدیه پیج @padook_shop هست که کارش تولید صندلِ با کیفیت ایرانیه...و البته کنار کارهای خودشون کارهای وارداتی تُرک هم دارن...ارسال کالاشون رایگان هست و قیمت هاشون هم فوق العاده مناسبه...من بخاطر مشکل پام هیچوقت صندل لژ دار نپوشیده بودم حتی به همین کوتاهی...اما این کار فوق العاده سبک و راحت هست و اصلا پام رو اذیت نمیکنه...دو تا شعبه هم دارن که امکان خرید حضوری رو فراهم میکنه...به پیجشون سر بزنید و نمونه کارهای دیگشون رو ببینید❤🙏🌹
@padook_shop
شبتون بخیر رفقا...ممنونم از همراهی و همدلی همیشگیتون...😍❤🙏
#روزانه_هایم
#پست_نیمچه_تبلیغاتی
#حمایت_از_تولید_داخلی_با_کیفیت

و شب از شب پر شد....
اینم حاصل کار امروزم... ی عالمه هویج خورد و فریز کردم واسه هویج پلو...
۲۶/۴/۹۶
#زندگی_به_سبک_سادگی
#روزانه_هایم
#سارا_نوشت
#هویج #هویج_پلو

فقط تبر نیست که به درخت آسیب می‌زند. آب که پای درخت نریزی، می‌خشکد. از درون می‌پوسد و خالی می‌شود. آن‌وقت به کوچک‌ترین بادِ خزانی فرو می‌ریزد.

عاشقانه‌ها همیشه که با زخم جفا و خیانت سرنگون نمی‌شوند، بیشترشان آب نمی‌خورند. همان دوستت دارم‌های هر روزه، همان نگاه‌ها و ملاحت‌ها، همان‌ها پایشان ریخته نمی‌شود که می‌میرند. کم‌کم، آرام…
********
امروز ِ خدا هم گذشت و ما درگیر روزمرگی هامون بودیم
خودمو مشغول کردم به پیاز داغ درست کردن! طلایی که میشدن ذوق می کردم! آره ما از اوناییم که دلخوش کردیم به همین چیزای کوچیک و ساده .که براشون ذوق می کنیم...
بهانه های کوچک خوشحالی!!!!
شما هم با این چیزای ساده خوشحال میشید آیا؟؟؟؟؟ #زندگی_به_سبک_سادگی
#روزانه_هایم
#سارا_نوشت
#پیاز_داغ

.
برقا رفته و هوای خونه دم کرده و سنگینه....هوای بیرون هم که نگم براتون...انگار از آسمون آتیش میباره...گلهای قشنگم...گلهای عزیزی که روی بالکن داشتم از شدت گرما پلاسیده و زرد شدن....هر چی بهشون اسپری آب میزنم و خنکشون میکنم فایده نداره...سعی میکنم بیارمشون توی خونه تا شاید کمی بهتر بشن و جون بگیرن...آب هم قطعه...از شدت گرما بی طاقت میشم... میرم توی حمام و یه شیشه آب رو خالی میکنم روی سرم...موهامو میبندم و برای خودم شربت آلبالوی خنک درست میکنم...بعد میشینم و توی بی برقی برنج پاک میکنم تا خونه رو از شر حشره هایی که توی سطل برنج لونه کردن خلاص کنم...این روزا به این فکر میکنم که باید بهتر و بیشتر با شرایط کنار بیام...هر چی بیشتر کنار بیام کمتر اذیت میشم و تحمل این‌روزای سخت و گرم برام‌ راحت تر میشه...حالا ساعت از دوازده شب گذشته...حال گلدونام خداروشکر بهتره...و حال خودم هم خوبه خوبه...این روزای سخت هم میگذره و تموم میشه...و از من آدم قوی تر و با کیفیت تری میسازه...و چی بهتر از این میتونه باشه...من امید دارم و مطمینم که اتفاقای خوبی قراره بیوفته...❤🍃🌹😍
شب خوش رفقا..در پناه خدا باشید

#روزانه_هایم

سختی آب و املاحش تو هر شهری با دیگری متفاوته
همین املاح میتونه باعث تجمع رسوب در ماشین لباسشویی بشه
و برای عملکرد اون مشکل ایجاد کنه
برای مراقبت از ماشین لباسشویی من هر سه ماه یکبار از این قرص های جرم گیر و رسوب زدا استفاده میکنم و خیالِ خودمو راحت میکنم بابت آب بد اهواز و رسوب عجیب اون ... .
.
.
. 🕊________________________🕊
#خانه_داری
#روزانه_هایم
#اهواز
#قرص_رسوب_ماشین_لباسشویی

آذر مهربونم و علی جون عزیزم مرسی که آنقدر برای ما زحمت میکشین دوستون دارم اندازه تمام دنیا فرزانه عاشقتونه مرسی که همیشه و همه جا به فکر خوشحال کردن ما هستین از همین تریبون اعلام میکنم خیلی زحمت کشیدین اندازه تمام دنیا بوس براتون
جواد عزیزم از توام مچکرم عزیزم
امااااااااا این وسط گوشی من فقط این عکس بی کیفیت رو گرفت و خاموش شد
#روز_دختر_مبارک
#روزانه_هاى_من
#روزانه_هایم

#روز_دختر_مبارک
#روزانه_هاى_من
#روزانه_هایم
#روزانه_نویسی
خیلی خداروشکر میکنم که تورو دارم
روزت مبارک ی دونه

کلید رو انداختم تو قفل در و در بازکردم ـ خونه دم کرده بود ـ خفه شده بود ـ ـ ـ
سلام کردم به خونه ام ـ ـ ـ
عادت همیشگیه منه ک وقتی دو روز خونه نباشم وارد خونه ک میشم سلام میکنم به خونه ام ـ ـ ـ کولرو روشن میکنم ـ ـ ـ وسیله ها رو جابجا میکنم ـ ـ خریدا رو جاگیر میکنم ـ ـ ـ غذا رو گرم کردم و اهالی خونه دوره میز نشستن و شام رو میل کردن ـ ـ ـ حالا دیگه هوای خونه مطبوع شده و من راااحت لم میدم رو کاناپه ـ ـ ـ چقدر حس خوبی دارم ـ دلم واسه خونه ی خودم تنگ شده بود ـ ـ واقعا هیچ جااااا خونه ی خوده آدم نمیشه ـ ـ ـ نظر شما چیه؟!
#روزانه_هایم
#اهواز
#هوای_گرم
#انرژی_مثبت

.
دختر عزیز سرزمینم...تو هر جوری که باشی زیبایی...چاق لاغر سبزه سفید بلند کوتاه...هر جوری که باشی زیبایی...فقط کافیه خودت رو باور کنی...فقط کافیه خودت رو دوست داشته باشی و به خودت احترام بزاری...تو بهترینی...با هر عقیده و دیدگاهی...با خودت مثل یک پرنسس رفتار کن ولی یک پرنسس قوی و استوار...بجنگ...تلاش کن...و نزار هیچ سدی مانع رسیدن تو به اهدافت بشه...سعی کن بهترین ها رو توی زندگیت انتخاب کنی...قوی و با اراده و مستحکم باش و مطمین باش یک دختر قوی همه جا و توی دل همه راه پیدا میکنه...مطمین باش مادامی که خودت برای خوشبختی خودت تلاش کنی هیچ نفر دومی برای این کار لازم نیست...پس جوری زندگی کن که اگر اون نفر دوم هم وجود نداشت احساس شادی و خوشحالی کنی...تو لایق بهترین هایی پس خودت رو دست کم نگیر...حتی اگر توی جهان سوم با تمام محدودیت ها زندگی میکنی...بازم‌ باور داشته‌ باش که راه خوشبختی بازه...و اون خوشبختی تو وجوده خود توئه...قدر خودت رو بدون که گرانبهاترین و زیباترین مخلوق خدایی😍😍❤❤❤❤
میلاد حضرت معصومه‌س و روز دختر مجددا بر هممون مبارک🌹🍃😍
#روزانه_هایم

23.04.97 امرورتون پر از اتفاقای قشنگ باشه
#عقدمون
کاملا برخلاف چیزی که فکر میکردیم شد اما دلنشین و پر از حس خوب
گاهی وقتا همه حوادثی که خیلی غیرقابل پیشبینیه قشنگترین حادثه زندگی میشه
از حوادث غیر منتظره استقبال کنیم.

#فرزانه_بانو_و_آقا_جواد_قربانی
#روزانه_هاى_من
#روزانه_نویسی
#روزانه_هایم

.
امروز یک روز تازه و جدیده...یک روز خوب و دوست داشتنی...آفتاب طلوع کرده و با گرماش دلهامون رو روشن کرده...من دیشب خوابم برد تا همین امروز ساعت یازده...صبح کامنت های پست قبل و دردل هاتون رو خوندم...و حالا خیلی بیشتر از قبل خوشحالم که اینجا رو داریم که با هم حرف بزنیم...گاهی نیازه که حرف بزنیم و سبک بشیم...مطمینم حالا حال هممون بهتره...ظهر بخیر رفقا...امیدوارم که امروزمون سرشار از نگاه خاص و خوب خدای بزرگ باشه❤❤🙏🙏
پ.ن: از صبح تا حالا هیچ کامنتی رو نمیتونم پاسخ بدم گویا بلاک کامنت شدم...به محض اینکه درست بشه همه ی کامنت ها رو جواب میدم...ممنونم از مهربونی همیشگیتون...دوستانِ جانِ من
#روزانه_هایم
#ظهرونه

ارسالي از هنرمند
@__.atiye__

من خانه ام را پر از رنگ میکنم ، پر از عطر زندگی
گل میخرم
نان گرم میکنم ، آواز میخوانم ، چای دم میکنم ، خیاطی میکنم ، قهقه میکشم ، آهنگ میگذارم ، خیالبافی میکنم ، آرزوهامو مرور میکنم ،نفس عمیق میکشم ، جلوی آینه قوربون صدقه ی خودم میرم ، با خودم حرف میزنم ، به البرز نگا میکنم ، برای گلدونا زمزمه میکنم و اینگونه باور میکنم زندگی یعنی همین بهانه های کوچک برای خوشبختی 🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
چرخمو آوردم بغل گلهای خوشکلم ، یه پتو رو لبه ی فرشم انداختم و حسابی آبپاشیشون کردم بدون ترس از خیسی فرش ، و برای خودمون هم چای گذاشتم همون جا ، بعضی وقتا انتظار برا سرد شدن چایی خیلی سخته بهترین راهش اینه بخوای یه عکس باهاش بگیری انقد باید تکرار شه تا همزمان با عکس مورد علاقه ت وقت خوردن چایی هم برسه
با تشکر از نق زدن های البرز ، مهم رسیدن به هدفه 😜😜😜
عصر جمعه ۹۷/۴/۲۲
#جمعه_بی_دغدغه #چای#گل#خیاطی #عصرانه #سانسوریا#کرتون#پتوس #خونه_ی_من#روزانه_هایم#عاشقانه#دلنوشته_هایم

.
می‌ شود با یکی چای بخوری

با یکی سفر بروی

با یکی عکس بگیری

راه بروی .. اما فقط یکیست که برایش

چای می‌ ریزی

با او حرف می‌ زنی

راه می‌ روی

و دوستش می‌ داری …
.
#در_کنار_حضرت_یار
#روزانه_هایم

.
امروز یک روز تازه و جدیده...یک روز خوب و دوست داشتنی...آفتاب طلوع کرده و با گرماش دلهامون رو روشن کرده...من دیشب خوابم برد تا همین امروز ساعت یازده...صبح کامنت های پست قبل و دردل هاتون رو خوندم...و حالا خیلی بیشتر از قبل خوشحالم که اینجا رو داریم که با هم حرف بزنیم...گاهی نیازه که حرف بزنیم و سبک بشیم...مطمینم حالا حال هممون بهتره...ظهر بخیر رفقا...امیدوارم که امروزمون سرشار از نگاه خاص و خوب خدای بزرگ باشه❤❤🙏🙏
پ.ن: از صبح تا حالا هیچ کامنتی رو نمیتونم پاسخ بدم گویا بلاک کامنت شدم...به محض اینکه درست بشه همه ی کامنت ها رو جواب میدم...ممنونم از مهربونی همیشگیتون...دوستانِ جانِ من
#روزانه_هایم
#ظهرونه

Most Popular Instagram Hashtags