[PR] Gain and Get More Likes and Followers on Instagram.

#دیونیسوس

34 posts

TOP POSTS

...
هادس ، خدای جهان زیرین ، خدایگان مرگ ، خدایگانی ثروت و تنعم

می خواهیم در مورد مرگ و تاریکی ، سیاهی و افسردگی ، تنهایی و نخوت و ... حرف بزنیم.
اما می خواهیم به شاخ فراوانی هم دست یابیم.
و بفهمیم که نه هادس خدای بدی است و نه سرزمینش سرزمین هولناکی است.
می خواهیم شاخ فراوانی را در دست گرفته و به روی زمین بیایم.
می خواهیم فرا گیریم که چگونه آگاهانه به زیر زمین رفته و دانه انار را خورده و آگاهانه شاخ فراوانی را بیابیم و سر سلامت ، بدون هیچ مشکلی به روی زمین آییم.

درباره ی فیلمی می خواهم حرف بزنم به نام پسر زیبا
داستان فیلم در مورد یک پدر و مادر آپولو و آتنا تایپ بود که در آستانه جدایی قرار داشتند و در حال تدارک سفری با تنها فرزند خود بودند که به مدت یک سال در شهری دیگر به دانشگاه می رفت.
پدر و مادری که برای رفتن به رختخواب حتی لباس های رسمی خود را از تن به در نمی کردند.

پسر در دانشگاه اقدام به تیراندازی به سمت هم دانشگاهی های خود می کند و دست آخر خود را نیز می کشد.
پدر و مادر به شدت شوک می شوند و اما سعی در برخورد کاملا منطقی با ماجرا دارند و سعی در بازگشت به زندگی عادی.
سفر تدارکی این خانواده به میامی از همین لحظه شروع می شود.
و چه شود سفر قهرمانی ای که با هادس شروع شود.

در اینجاست که اگر پیام هادس را در نیابی ، پادشاه جهان زیرین به هیچ عنوان اجازه ی رجعت به روی زمین را به شخص نمی دهد.

هر تلاش این پدر و مادر در جهت بازگشت به زندگی عادی منجر به بیشتر ماندن در هادس می شد و در نهایت بعد از سپردن خود به هادس به صورت کامل ، توانستند که پیام آن را دریابند و به زندگی عادی بازگردند.

فیلم beautiful boy را حتما ببینید تا به درک سرزمین هادس کمی ، تنها کمی دست پیدا کنید.
از نظر من پسر این پدر و مادر آپولو و آتنایی ، دیونوسوسی بود که علیه این نظام حوزه سری دست به کودتا زد.
دیونوسوس خود را قربانی می کند تا به نظام حوزه سر بفهماند که ناخودآگاه چیست.
و این تلخ بارترین تجربه ی یک نظام حوزه سری است.
بیائیم فرا گیریم که آگاهانه به ناخودآگاه رویم تا اینکه قربانی دهیم و به زور برده شویم.

#مهرداداقاجانی #پسرزیبا #هادس #دیونیسوس #روانشناسی_تحلیلی

اورفئوس
شاعر و آوازه‌خوان افسانه‌ای اساطیر یونان و پسر اویگاروس و کالیوپه یکی از میوزها یا آپولو و کالیوپه بود. او به عنوان بنیانگذار و پیام‌آور فرقه مذهبی ارفیک نیز شناخته شده‌است.
او در نواختن چنگ استاد بود آن‌چنان که می‌توانست جانوران وحشی و درختان و سنگ‌ها را به دنبال خود به حرکت درآورد. با ائورودیکه ازدواج کرد. پس از مرگ زودهنگام وی هنگامی که درحال فرار از دست آریستائوس که شیفته زیبایی ائورودیکه در جنگل شده بود، بوسیلهٔ گزیده شدن یک مار، جان خود را از دست داد و روانه دنیای زیرزمین شد. اورفئوس در دنیای زیرین توانست پرسفون را با صدای چنگ مجذوب کند و اجازهٔ خروج ائورودیکه را از هادس بگیرد، به شرط آن‌که تا لحظهٔ خروج از آن‌جا به ائورودیکه نگاه نکند. اورفئوس در آخرین لحظه تحمل از دست داد و به صورت همسرش نگاه کرد و او را برای همیشه از دست داد.
او همچنین یکی از اعضای آرگونوت‌ها برای یافتن پشم زرین بود، هنگامی که کشتی آرگو مجبور بود از جزیرهٔ سیرن‌ها عبور کند، این اورفئوس بود که با نواختن چنگ خود از نابود شدن خدمه جلوگیری کرد. به دلیل پیشگویی که کیرون (سانتوری که به داشتن دانش و خرد والا و مهارت در علم طبابت شهرت داشت) به یاسون شده بود و اشاره داشت: ماموریت آرگونات‌ها بدون وجود اورفئوس با شکست مواجه خواهد شد. این چنین شد که یاسون به دنبال اورفئوس گشت تا به خدمه او بپیوندد. تنها سلاح اورفئوس در این سفر چنگ او بود.
اورفئوس در انتها توسط گروهی از مایندادس کشته شد. در یکی از روزها اورفئوس به نزد پیشگوی #دیونیسوس برای فرستادن درود به خدایان رفت. اما هنگامی که در حال نواختن آواز در زیر درختی بود، توسط گروهی از مایندادس‌ها به دلیل بی‌احترامی به حامی آن‌ها، مورد حمله قرار گرفت. #مایندادس‌ها به سمت او سنگ و شاخه درخت یا هرچیزی که بدستشان می‌آمد پرتاب کردند. اما موسیقی اورفئوس به قدری زیبا بود که حتی اشیاء بی‌جان را شیفته خود می‌کرد و هیچ کدام به او اصابت نمی‌کرد. سرانجام مایندادس‌ها با دست‌های خالی به او حمله کرده و بدن اورفئوس را تکه‌تکه کردند. سر اورفئوس در حالی که هنوز آواز می‌خواند شناور به پایین رودخانه روانه شد ..
پ ن :نقاشی اثر نقاش فرانسوی گوستاو مورو

پان (به یونانی: Πάν)، در اسطوره‌های #یونان، خدای #چوپانان، گله‌ها و #حیات_وحش #طبیعت کوه‌ها و همدم نیمفها به شمار می‌رفت، که در آرکادیا بسیار محبوبیت داشت.اوقات خود را به شادی و #رقص و آواز می‌گذراند. نی را از ابداعات او می‌دانند که به یاد عشقش سورینکس می‌نواخته است.[۱] در #اساطیر_روم با فائنوس مطابق است. شکل ظاهری پان به مانند مردی دارای شاخ، پاها و دمی شبیه به بز، انبوهی از ریش، بینی پهن و کوتاه و گوش‌هایی نوک تیز به تصویر کشیده می‌شد. او اغلب در کنار ایزدان روستایی یکی از همراهان #دیونیسوس به شمار می‌رفت. او به شکل بزی در جنگل‌ها و کوه‌ها، حوری‌ها را دنبال می‌کرد.[۲] در جنگ بزرگ میان خدایان و تایتان‌ها، زمانی که تایتان‌ها در حال پیروز شدن بودند، پان فریاد جنگی سر داد که باعث ایجاد ترس در تایتان‌ها شد و عده‌ای از آن‌ها را فراری داد، به همین دلیل است که کلمه «panic به معنی ترس ریشه از نام او دارد. او همچنین ایزد باروری، شهوت، تمایلات نفسانی و نیروی تولیدی نرینه است. پان مورد پسند دیگر ایزدان یونانی نبود.

...
دیونیسوس
مردی با قدرت وجد و خلسه
مردی که در مصرف مشروبات الکلی زیاده روی می کند و اهل مصرف مواد مخدر است
دارای وجدی عاشقانه و خلسه ای عارفانه است
خصوصیاتش متمایل به سمت خصوصیات زنان است
و در میان زنان بسیار محبوب
دارای دوگانگی و تضادهای فراوان
عاشق و در آن واحد فارغ
عشق و نفرت را در یک آن و به یک اندازه تجربه می کند

#مهرداداقاجانی #دیونیسوس

دیونیسوس و آپولو از دیدگاه یونگ

با آنکه یونگ اسطوره یونانی را بسیار خوب میدانست، اما فهم او از «دیونیسوس» بطور عمده از دریچه نگاه نیچه به دیونیسوس در کتاب «تولد تراژدی» بود. یونگ در مجموعه آثار و کتاب تیپ های شخصیتی، هر گاه از آپولو و دیونیسوس نام می برد، بلافاصله به رسالات نیچه اشاره میکند و آن را زیر بنای تیپ های شخصیتی می نامد.
از نظر یونگ، آپولو اصل دقت و نظم و اندازه و حد و اندازه گذاری بر دنیای فانتزی و خیالات است. ضمنا او آپولو را « نقشِ شکوه ملکوتی در اصل تفرد» میداند و او را چنین توصیف میکند: "وضعیت آپولوئی همان مفهوم تصویر درونی ِ زیبائی، اعتدال و خویشتن داری ست. انرژی آپولوئی، حال و هوای درون بینی و تاملاتی ست که به سوی باطن و ایده های جاودانه هدایت میشود و لذا حالتی درون گرایانه دارد. "

این نکته که یونگ شخصیت آپولوئی را اصل زیر بنای روانشناسی تفرد قرار میدهد، بیانگر کارآکتر آپولوئیِ خودِ یونگ است زیرا از نظر وی "برای آپولوئی، رهیافت به زندگی خانوادگی قابل دسترس است درحالیکه برای یک دیونیسوسی از خود بی خود، که خودش و انسانیت خودش را از یاد می برد، تبدیل به یک حیوان غریزی شدن قابل دسترس تر است." یونگ نیروی آرکی تایپال دیونیسوس را با قرائت ای که ازنوشته های نیچه دارد چنین توصیف میکند: " انگیزه های ناگهانی دینوسیوسی، به معنی آزاد کردن غریزه بی حد و حصار است که بطور لجام گسیخته ای طبیعت حیوانی و در عین حال ملکوتی را آزاد و رها ساخته و این با خود هراس از نابودیِ اصل تفرد و در عین حال «شوق و جذبه» دراین فنا و نابودی می آورد. مثل حالت جذبه و شیدا گونه ای که فرد را درغریزه دسته جمعی حل و منحل کند و یا همچون ایگوی منزوی و خاموشی که در عالم منفجر شود." یونگ در جای دیگری می نویسد: "من مانند نیچه یک صفحه سفید سرگردانی در دست «باد» نبودم! نیچه زیر پایش سست بود چون جز دنیای افکار درونی اش هیچ چیز دیگری نداشت. اما من خانواده و شغل خود را بشکل یک واقعیت بیرونی که دلپذیر هم بود نگاه میداشتم و این باعث میشد که زندگی طبیعی و نرمال ای داشته باشم." در اینجا اشاره او به کلمه «باد» اشاره به "وتان" خدای مخوف و ویرانگر آلمانی است. ( ادامه در کامنت اول ) #یونگ #روانشناسی_تحلیلی_یونگ #روانشناسی_تحلیلی

#کتاب#فرازمند#رشت
.
#لازاروس_خندید#Lazarus_Laughed#یوجین_اونیل#Eugene_Oneill#نمایشنامه#تیاتر#سبزان
.
#لازاروس ترکیبی از الهه ی شادی، #دیونیسوس و اَبَر قهرمان #نیچه است
که با هم درآمیختن شادمانی و اراده به دنبال یافتن مفهوم #زندگی و ارزش حقیقی وجودیت انسان است.
انسانِ آگاهی که اراده اش با اراده ی #جهان یکی شده و برای اثبات بودنش #شادی کنان در حرکت و پویایی است.
لازاروس در میان #انسان های جامعه ای که دچار ضعف اعتقادی شده اند از نو متولد می شود و در نهایت
در نقش نجات دهنده ی انسان از ترس ِاز #مرگ و به عنوان قهرمانی #تراژیک جانفدایی می کند.
او بدون هیچ ترسی دوباره متولد می شود.
بنابراین او اولین و تنها انسانی است که می تواند
بر مرگ بخندد.
#خنده های او به مثابه ی مُهرِ تاییدی بر زندگی، تمامیت و #جاودانگی است.
.
آثار یوجین #اونیل #نمایشنامه_نویس مشهور آمریکایی جوایز بسیاری را ازآنِ خود کرده است و جایزه نوبل ادبی ۱۹۳۶ نیز به او تعلق گرفت.
.
#چاپ_اول #پاییز۹۴🍁🍂 #انتشارات_سبزان/۱۲۰۰۰ ت

#philosophy #aristippus #dionysus #diogenes

#آریستیپوسِ فیلسوف ، از قدرت و مرتبه‌اش در دربار #دیونیسوس مستبد ، لذت می‌برد.
روزی در حال قدم زدن در شهر به #دیوژن برخورد که داشت برای خود غذایی از عدس می‌پخت.

آریستیپوس گفت : اگر حاضر بودی در پیشگاه دیونیسوس اظهار ارادت کنی ، مجبور نمی‌شدی عدس بخوری.

دیوژن کلبی پاسخ آورد : اگر می‌آموختی چگونه می‌توانی از عدس لذت ببری ، مجبور نمی‌شدی به دیونیسوس اظهار ارادت کنی!


درست است که هر چیز بهای خود را دارد ، اما این بها همواره نسبی است. هنگامی که رؤیای خود را دنبال می‌کنیم ، دیگران تصور می‌کنند که بدبخت و ناشادیم ؛ اما آنچه دیگران می‌اندیشند اهمیتی ندارد ، مهم #شادی_درون_قلب ماست.

برای یافتن آرامش و شادی همیشگی ، به درون خود رجوع کنید.




#فلسفه #یونان #رویا #قضاوت #شادی

MOST RECENT

#فدرا (به یونانی: Φαίδρα)، در #اساطیر #یونان دختر #مینوس و #پاسیفائه است.
پس از مرگ مینوس، پسرش #دئوکالیون، فدرا را به همسری #تسئوس درآورد تا اتحادشان را محکم کند. تسئوس در گذشته با خواهر فدرا، #آدریانه ازدواج کرده اما او را رها کرده بود.
فدرا عاشق #هیپولوتوس، پسر تسئوس شد. اما هیپولوتوس عشق او را نپذیرفت. پس فدرا او را متهم کرد که قصد تجاوز داشته، سپس خود را به دار آویخت. هیپولوتوس نیز از نفرین پدر درگذشت.
#هیپولوتوس (به یونانی: Ἱππόλυτος)، در اسطوره‌های یونان، پسر تسئوس و #هیپولیتا ملکه #آمازون و یا #آنتیوپ است.
بعد از مرگ هیپولیتا، تسئوس تصمیم گرفت با فدرا، دختر پادشاه کریت مینوس ازدواج کند. در همین زمان هیپولوتس تبدیل به یک جوان زیبا، بالغ، قوی و ورزشکار شده بود و به همین جهت فدرا عاشق او شد. فدرا به او دل بست اما هیپولوتس عشق او را نپذیرفت. فدرا نیز نامه‌ای به تسئوس نوشت و او را متهم به قصد تجاوز کرد و بعد خود را به دار آویخت. تسئوس نیز با دیدن مرگ فدرا، حرف او را باور کرده و به وسیله یک #طلسم که از خدای دریاها #پوزئیدون به او داده شده بود، از هیپولوتس انتقام گرفت. هنگامی که هیپولوتس سوار بر ارابه خود بود یک هیولای دریایی که توسط پوزئیدون فرستاده شده بود اسب های او را ترساند و هیپولوتس را به کام مرگ بردند. بعدها #آرتمیس این حقیقت دردناک را برای تسئوس آشکار کرد.
در تفسیر دیگری، تسئوس به #تمیسیرا، پایتخت آمازون‌ها می‌رود. ملکه آمازون‌ها، #آنتیوپ که دختری زیبا بود همراه با هدایایی به کشتی او می‌فرستد. اما تسئوس او را ربوده و به #آتن می‌برد. هیپولوتس نیز از نتیجه رابطه آنتیوپ و تسئوس به دنیا آمد. در این نسخه این #دیونیسوس است که با فرستادن گراز وحشی اسبهای ارابه او را ترساند و باعث مرگ او شد.

منبع:
#تاریخ #تمدن / #ویل_دورانت / #یونان #باستان (جلد دوم). ترجمهٔ #امیرحسین #آریان‌پور و دیگران چاپ ششم

تابلو: فدرا و هیپولوتوس
نقاش: #پیر_گرین
مکان: #موزه #لوور #فرانسه

دیونیسوس و آپولو از دیدگاه یونگ

با آنکه یونگ اسطوره یونانی را بسیار خوب میدانست، اما فهم او از «دیونیسوس» بطور عمده از دریچه نگاه نیچه به دیونیسوس در کتاب «تولد تراژدی» بود. یونگ در مجموعه آثار و کتاب تیپ های شخصیتی، هر گاه از آپولو و دیونیسوس نام می برد، بلافاصله به رسالات نیچه اشاره میکند و آن را زیر بنای تیپ های شخصیتی می نامد.
از نظر یونگ، آپولو اصل دقت و نظم و اندازه و حد و اندازه گذاری بر دنیای فانتزی و خیالات است. ضمنا او آپولو را « نقشِ شکوه ملکوتی در اصل تفرد» میداند و او را چنین توصیف میکند: "وضعیت آپولوئی همان مفهوم تصویر درونی ِ زیبائی، اعتدال و خویشتن داری ست. انرژی آپولوئی، حال و هوای درون بینی و تاملاتی ست که به سوی باطن و ایده های جاودانه هدایت میشود و لذا حالتی درون گرایانه دارد. "

این نکته که یونگ شخصیت آپولوئی را اصل زیر بنای روانشناسی تفرد قرار میدهد، بیانگر کارآکتر آپولوئیِ خودِ یونگ است زیرا از نظر وی "برای آپولوئی، رهیافت به زندگی خانوادگی قابل دسترس است درحالیکه برای یک دیونیسوسی از خود بی خود، که خودش و انسانیت خودش را از یاد می برد، تبدیل به یک حیوان غریزی شدن قابل دسترس تر است." یونگ نیروی آرکی تایپال دیونیسوس را با قرائت ای که ازنوشته های نیچه دارد چنین توصیف میکند: " انگیزه های ناگهانی دینوسیوسی، به معنی آزاد کردن غریزه بی حد و حصار است که بطور لجام گسیخته ای طبیعت حیوانی و در عین حال ملکوتی را آزاد و رها ساخته و این با خود هراس از نابودیِ اصل تفرد و در عین حال «شوق و جذبه» دراین فنا و نابودی می آورد. مثل حالت جذبه و شیدا گونه ای که فرد را درغریزه دسته جمعی حل و منحل کند و یا همچون ایگوی منزوی و خاموشی که در عالم منفجر شود." یونگ در جای دیگری می نویسد: "من مانند نیچه یک صفحه سفید سرگردانی در دست «باد» نبودم! نیچه زیر پایش سست بود چون جز دنیای افکار درونی اش هیچ چیز دیگری نداشت. اما من خانواده و شغل خود را بشکل یک واقعیت بیرونی که دلپذیر هم بود نگاه میداشتم و این باعث میشد که زندگی طبیعی و نرمال ای داشته باشم." در اینجا اشاره او به کلمه «باد» اشاره به "وتان" خدای مخوف و ویرانگر آلمانی است. ( ادامه در کامنت اول ) #یونگ #روانشناسی_تحلیلی_یونگ #روانشناسی_تحلیلی

###
به مناسبت نهم شهریور سالروز درگذشت #فرهاد_مهراد
این چند خط را به پاس علاقه ام به #نیچه و #فرهاد مهراد نوشته ام که تقدیمش میکنم به #دیونیسوس خدای باروری و شراب:
وقتی هوای نوشته هایش را تنفس می کردم، یادم آمد که من این بلندترین قله ی قله های بلند را پیش از این ها فتح کرده ام و جز آن زمان که باید از سیمای زیبای زنی که چشمانش سگ داشت پرهیز می کردم و نکردم، هرگز از تنهایی خویش رنج نکشیده ام.
بگذارید از زبان و سپس به زبان خودش سخن بگویم. از زبان و به زبان نیچه:
"اگر بخواهیم از فشار غیر قابل تحمل زندگی رهایی یابیم، حشیش لازم است، خوب من به #واگنر * نیاز داشتم..."**
و خوب راستش را بخواهید من هم به "فرهاد" نیاز داشتم، آنگونه که "نیچه" به "واگنر".
آخر برخلاف بشری که در فرودست از ترس "انسان" دچار "افیون دین" شده و فریب "نیکان" را خورده و گمان می کند با پک زدن به "دین" و "خدا" و هر آنچه در لوح های کهنه به عنوان ارزش نگاشته اند، اوج گرفته و عروج را تجربه کرده و یا خواهد کرد، من چون "نیچه" بیشتر می پسندم #ساتیری *** باشم تا قدیس.
آخر برای بت شکستن به نوعی خاص از خوشگذرانی و شیطنت نیاز است و من هیچ چیز را به #ستیزه_جو و #بت_شکن بودن ترجیح نمیدهم و اکنون که به گفته ی نیچه: "خدای مرده است"، باید انسان را نیز شکست و از آن رد شد.
باشد که انسانی "والاتر" متولد شود.
و شما چه می دانید من چقدر درد می کشم!
و اکنون که فشار زندگی غیر قابل تحمل شده است، بهتر است بروم و دوباره در تنهایی خویش "فرهاد" را پک بزنم و درد بکشم و درد بکشم و درد بکشم.
باشد که #ابرانسان را بزایم.
و شما ای "نیکان"، بیهوده بر خلاف تندباد این نوشته تف نکنید.
###
#پیمان_فرهنگیان
بندر کیاشهر
دوشنبه 1393/08/05
توضیح:
* #ویلهلم_ریشارد_واگنر [۱] (به آلمانی: Wilhelm Richard Wagner) (زادهٔ ۲۲ مه ۱۸۱۳ – درگذشتهٔ ۱۳ فوریه ۱۸۸۳) آهنگ‌ساز، رهبر ارکستر، نظریه‌پرداز موسیقی و مقاله‌نویس آلمانی بود. شهرت او بیشتر بخاطر اپراهای او است. در دنیای موسیقی کلاسیک از وی به عنوان ادامه دهنده راه لودویگ ون بتهوون یاد می‌کنند.
** جمله ای از کتاب #این_است_انسان نوشته ی نیچه.
*** #ساتیرها، در اساطیر یونان پیروان #دیونیسوس بودند و شیوه ی زندگی شان بر پایه ی خوشگذرانی و شیطنت بوده.

تصمیم دارم براتون در مورد تفسیر روانشناختی خدایان یونان باستان و مطالب و نکات کاربردی اونها مطلب بزارم ,
شباهت زیادی وجود داره , بین خدایان یونان باستان و ماهایی که داریم تو قرن ٢١ زندگی میکنیم ,
گویا روان انسان امروزی با روان انسانهایی که هزاران سال پیش زندگی میکردن , هیچ تغییری نکرده , و دغدغه های ما مشابه دغده های اجداد باستانی ماست ,
#یونگ
#شینودا بولن
#شخصیت
#روان تحلیلی
#یونان
#اسطوره
#اساطیر
#زءوس
#پوزیدون
#هادس
#آپولو
#هرمس
#آرس
#هفایستوس
#دیونیسوس
#دیمیتر
#هرا
#پرسفون
#آتنا
#آفرودیت
#آرتمیس
#هستیا

.
اپرای آریادنه در ناکسوس اثر ریشارد اشتراوس با لیبرتویی از هوگو فون هوفمانستال، با اجرای گروه Nederlandse Reisopera
Ariadne auf Naxos (Ariadne on Naxos by Richard Strauss and libretto of Hugo von Hofmannsthal, with Nederlandse Reisopera performance .
.
اپرای آریادنه در ناکسوس بر اساس روایت اسطوره‌ای یونانی آریادنه نگاشته شده است؛ آریادنه، دختر مینوس (پادشاه کرت)، عاشق تسئوس می‌شود و به او در گذر از هزارتوی مینوتور کمک می‌کند. تسئوس با پیروزی بر مینوتور با آریادنه ازدواج می‌کند و آریادنه با او به سمت یونان می‌رود. اما تسئوس او را در حالی که در جزیره‌ی ناکسوس به خواب رفته است رها می‌کند. این میان دیونیسوس آریادنه را در این جزیره پیدا می‌کند، عاشقش می‌شود و با او ازدواج می‌کند. در نسخه‌های دیگری از این روایت، آریادنه و تسئوس در جزیره‌ی ناکسوس با دیونیسوس رو به رو می‌شوند و دیونیسوس در همان نگاه نخست عاشق دختر پادشاه می‌شود. او آشکارا عشق خود را با تسئوس در میان می‌گذارد و از او می‌خواهد که از ازدواج با دختر پادشاه صرف نظر کند. تسئوس نیز بی هیچ شکایتی این خواست او را می‌پذیرد و به این ترتیب آریادنه به همسری دیونیسوس درمی‌آید.
.
اپرای آریادنه در ناکسوس، از دو قسمت پیش درآمد و اپرا تشکیل شده که قسمت پیش درآمد در واقع پشت صحنه‌ی بخش دوم است و بخش دوم از آن‌جا آغاز می‌شود که آریادنه توسط معشوق سابق خود ترک گفته شده است و در جزیره‌ی ناکسوس به تنهایی به سر می‌برد و تنها سه نیمف همراه او هستند. آریادنه بر سرنوشت خود می‌گرید و در انتظار مرگ است. زبرینتا به همراه گروه چهار نفره‌اش سعی می‌کند آریادنه را از این حال خارج سازد و از او می‌خواهد بگذارد اتفاقات گذشته، بگذرد. در این میان باکوس (نسخه‌ی رومی دیونیسوس) وارد جزیره می‌شود. او عاشق دختر پادشاه می‌شود و آریادنه می‌پذیرد که به همراهی او به دنیای مردگان برود تا تسئوس را بیابد. و باکوس هم به او قول می‌دهد که او را به شکل صورت فلکی در بهشت جای دهد. در نهایت اپرا با دوئتی میان آریادنه و باکوس پایان می یابد.
.
#اسطوره#اسطوره_شناسی#اساطیر#آریادنه#اپرای_آریادنه_در_ناکسوس#ریشارداشتراوس#اپرا#هوگو_فون_هوفمانستال#دیونیسوس#تسئوس#باکوس#مینوس
#myth#mythology#AriadneaufNaxos#Opera#mitoxtih#AriadneonNaxos#RichardStrauss#Strauss#HugovonHofmannsthal#NederlandseReisopera


دیونیسوس و دلفین‌ها ، قدح منسوب به دوره‌ی آنتیک یونان باستان ، مجموعه‌ی دولتی آثار باستانی در مونیخ
Dionysos in a ship sailing among dolphins, Attic black-figure kylix, Staatliche Antikensammlungen, Munich ‌‌
‌‌
دیونیسوس نام یکی از خدایان در اساطیر یونان است. بر طبق روایتی اسطوره‌ای، دیونیسوس برای رهیابی به جزیره‌ی ناکسوس، با جمعی دزد دریایی عهدی می‌بندد. اما دزدان که از هویت واقعی او بی‌خبرند، از آن‌جا که او را قوی و سالم می‌یابند بر آن می‌شوند که او را در حکم یک برده به تاجران برده بفروشند. و از همین راه هم سکان کشتی را از مسیر جزیره‌ی ناکسوس منحرف کرده و راهی سواحل آسیا می‌شوند. در میان راه، ناخدا از وجنات دیونیسوس به شک افتاده و دوستان خود را از این کار نهی می‌کند، اما، آنان که در عزم خود راسخ‌اند از نهی او پندی نگرفته و به راه خود ادامه می‌دهند. در این اثنا دیونیسوس از نیت آنان آگاه شده و به آنی تمامی پاروهای آنان را به مارهایی زهرآگین تبدیل می‌کند، تخته‌های خشک بدنه‌ی کشتی را شکوفا کرده و از شاخ و برگ آنان حصاری طبیعی بر گرد آن‌ها می‌تند، و در این میان ندای فلوتی سحرآمیز بی‌وقفه در گوش آنان طنین‌انداز می‌شود. دزدان از تحمل این همه عاجز مانده و خود را در آب دریا می‌افکنند. و هر دزدی که تن به آب می‌زند به ناگاه به یک دلفین دگردیس می‌شود. از پس این همه، دیونیسوس خود سکان کشتی را در اختیار گرفته و راهی جزیره‌ی ناکسوس می‌شود.

#اسطوره#اسطوره_شناسی#تاریخ_هنر#اسطوره_شناسی_هنر#اساطیر#اساطیر_یونان#یونان_باستان#تاریخ_هنر#اثرهنری#دیونیسوس#دلفین#دیونیسوس_و_دلفین_ها#قدح#معماری#myth#mythology#Dionysus#mitoxtih#ancientgreece#greekvase#greekart#Dionysus_Cup#kylix#Attic_black_figure

left #painting: #The_Source, by Jean-Auguste-Dominique #Ingres, 1820_1856
right #sculpture: The marble statue based on #TheSource, by #Dorabji_Tata

#چشمه، اثر #نقاش_فرانسوی جنبش #نوکلاسیسیسم، #ژان_اگوست_دومینیک_انگر است. #انگر کار بر روی این نقاشی را در سال 1820 در#فلورانس آغاز کرد که تا سال 1856 در #پاریس پایان نیافت. او چشمه را در شهرت و زمانی که حدود 76 سال سن داشت _با کمک دو تن از شاگردانش که در کشیدن پس‌زمینه و کوزه‌ی آب یاری‌اش نمودند_ به پایان رساند.

توصیف و تحلیل تابلو:
#نقاشی_چشمه، بانوی جوان برهنه‌ای را نشان می‌دهد که در بین دو تخته‌سنگ ایستاده و کوزه‌ای به دست دارد که آب از آن بر زمین می‌ریزد؛ از این رو نشان‌دهنده‌ی چشمه یا روانی سیال است که در ادبیات کلاسیک، برای #موسی تقدس یافته و یک منبع الهام‌بخش شاعرانه محسوب می‌شود.

بانو میان دو #گل ایستاده است؛ گل‌هایی که نشان‌دهنده‌ی آسیب‌پذیر بودن‌شان از مردانی است که تمایل به چیدن آن‌ها دارند. گل‌هایی که با پیچک، گیاهِ #دیونیسوس _خدای آشفتگی، نو-زایش و شادیِ بسیار_ شکل گرفته است.

آبِ جاری شده در کنارِ بانو، به عنوان رودخانه‌ی نمایان‌گرِ مرزِ خود، او را از بیننده جدا می‌کند؛ این شیوه‌ی بیان، اهمیتِ نمادین دارد.

چشمه، نخستین بار در سال 1856 به نمایش درآمد. این نقاشی تا سال 1986 در #موزه_لوور نگهداری می‌شد که پس از آن تاریخ به #موزه_اورسی پاریس انتقال یافت.
.
.
.
.
.
.

در مقدمه رساله ی فی حقیقة العشق سهروردی از خود وی نقل شده است: "بیشتر نظرات من فقط زاده فکر نیست بلکه بر اثر ریاضت و راهنمایی ذوق حاصل شده است. پس چون از راه برهان به دست نیامده و از راه عیان حاصل شده به تشکیک مشککی از میان نمی رود. طریق من طریقی است که همه سالکان راه حق و امام الحکمه افلاطون پیش گرفته و به یاری ذوق به حل بسیاری از مشکلات توفیق یافته اند." فلسفه ای که از اصول زرتشت, یونان و ایران باستان مایه گرفته است به نحوی تاریخ و فلسفه غرب را متأثر ساخته است. آثاری که به زعم خود نویسنده به شکلی خودجوش و بی هیچ قصد برتری جویانه و عوام فریبانه تبدیل به کتاب شده اند.. باشد بر ما نیز اینچنین.
#رساله_عشق
#دیونیسوس#نیچه
#سهروردی #نورالانوار

#نظریه های #چارلز_هندی

#دیونیسوس نشان دهنده چه نوع خصوصیات فرهنگی در سازمانهاست؟

در این #فرهنگ علت وجودی سازمان کمک به فرد برای رسیدن به هدفهای او شمرده می شود. البته نمی توان انتظار داشت تعداد زیادی از این سازمانها را در اطراف خود مشاهده کنیم. به طور یقین
در کسب و کار یا صنعت وجود ندارد.
پزشکان، حقوق دانان، تحلیلگران سیستم و دانشمندان پژوهشگر نمونه ای از آن هستند. فرهنگ اصالت فرد هنگامی که توانایی و مهارت سرمایه اصلی و مهم سازمان به شمار می رود بسیار کارآمد است. افراد پیرو دیونیسوس هیچ رئیسی را به رسمیت نمی شناسند. در سازمان آنها مدیریت کاری پیش پا افتاده و معمولی است. این سازمانها مبتنی بر توافق اند که مدیر در آنها با رضایت افرادی که اداره می شوند #مدیریت می کند نه با استفاده از اختیارات واگذار شده توسط صاحبان شرکت.
#دبیرخانه #همایش_ملي «#مدیریت_در_عصر_دیجیتال»
📱@digitalera_imtd
💻digitalera-imtd.com
📱instagram.com/digitalera_imtd 📞02188935486

#کتاب #چارلز_هندی⁣

سوال: شما در کتاب #خدایان_مدیریت با ذهن و زبان خاص خود درصدد تطبیق انواع سازمان ها با #خدایان_یونان قدیم هستید. چه احساسی نسبت به این کتاب دارید؟

پاسخ: این کتاب محور تمام نوشته های من است. هنوز بیش از همه بقیه کتاب هایم برایم غرورآفرین است. گفته اند هر مولف در عمرش فقط یک کتاب می نویسد و مضمون کتاب های بعدی او تنها اشکال تغییر یافته همان موضوع اول است.

سوال: اگر چنین باشد بنابراین، این کتاب همان یک کتاب است. چرا در این کتاب به خدایان یونان قدیم متوسل شده اید؟ پاسخ: من خدایان چهارگانه را به عنوان نهادهای سبک های مختلف مدیریت قابل تشخیص در سازمان ها یا به عبارت دیگر فرهنگ های مختلفی که در سازمان ها وجود دارند به کار برده ام: #زئوس مظهر #فرهنگ_باشگاهی، #آپولو مظهر #فرهنگ_نقش_ها، #آتنا مظهر #فرهنگ_کارووظیفه_گرایی و #دیونیسوس مظهر #فرهنگ_اصالت_وجود. #⁣دبیرخانه_همایش «#مدیریت_درعصردیجیتال»
📱@digitalera_imtd
💻digitalera-imtd.com
📱instagram.com/digitalera_imtd 📞02188935486

اورفئوس
شاعر و آوازه‌خوان افسانه‌ای اساطیر یونان و پسر اویگاروس و کالیوپه یکی از میوزها یا آپولو و کالیوپه بود. او به عنوان بنیانگذار و پیام‌آور فرقه مذهبی ارفیک نیز شناخته شده‌است.
او در نواختن چنگ استاد بود آن‌چنان که می‌توانست جانوران وحشی و درختان و سنگ‌ها را به دنبال خود به حرکت درآورد. با ائورودیکه ازدواج کرد. پس از مرگ زودهنگام وی هنگامی که درحال فرار از دست آریستائوس که شیفته زیبایی ائورودیکه در جنگل شده بود، بوسیلهٔ گزیده شدن یک مار، جان خود را از دست داد و روانه دنیای زیرزمین شد. اورفئوس در دنیای زیرین توانست پرسفون را با صدای چنگ مجذوب کند و اجازهٔ خروج ائورودیکه را از هادس بگیرد، به شرط آن‌که تا لحظهٔ خروج از آن‌جا به ائورودیکه نگاه نکند. اورفئوس در آخرین لحظه تحمل از دست داد و به صورت همسرش نگاه کرد و او را برای همیشه از دست داد.
او همچنین یکی از اعضای آرگونوت‌ها برای یافتن پشم زرین بود، هنگامی که کشتی آرگو مجبور بود از جزیرهٔ سیرن‌ها عبور کند، این اورفئوس بود که با نواختن چنگ خود از نابود شدن خدمه جلوگیری کرد. به دلیل پیشگویی که کیرون (سانتوری که به داشتن دانش و خرد والا و مهارت در علم طبابت شهرت داشت) به یاسون شده بود و اشاره داشت: ماموریت آرگونات‌ها بدون وجود اورفئوس با شکست مواجه خواهد شد. این چنین شد که یاسون به دنبال اورفئوس گشت تا به خدمه او بپیوندد. تنها سلاح اورفئوس در این سفر چنگ او بود.
اورفئوس در انتها توسط گروهی از مایندادس کشته شد. در یکی از روزها اورفئوس به نزد پیشگوی #دیونیسوس برای فرستادن درود به خدایان رفت. اما هنگامی که در حال نواختن آواز در زیر درختی بود، توسط گروهی از مایندادس‌ها به دلیل بی‌احترامی به حامی آن‌ها، مورد حمله قرار گرفت. #مایندادس‌ها به سمت او سنگ و شاخه درخت یا هرچیزی که بدستشان می‌آمد پرتاب کردند. اما موسیقی اورفئوس به قدری زیبا بود که حتی اشیاء بی‌جان را شیفته خود می‌کرد و هیچ کدام به او اصابت نمی‌کرد. سرانجام مایندادس‌ها با دست‌های خالی به او حمله کرده و بدن اورفئوس را تکه‌تکه کردند. سر اورفئوس در حالی که هنوز آواز می‌خواند شناور به پایین رودخانه روانه شد ..
پ ن :نقاشی اثر نقاش فرانسوی گوستاو مورو

پان (به یونانی: Πάν)، در اسطوره‌های #یونان، خدای #چوپانان، گله‌ها و #حیات_وحش #طبیعت کوه‌ها و همدم نیمفها به شمار می‌رفت، که در آرکادیا بسیار محبوبیت داشت.اوقات خود را به شادی و #رقص و آواز می‌گذراند. نی را از ابداعات او می‌دانند که به یاد عشقش سورینکس می‌نواخته است.[۱] در #اساطیر_روم با فائنوس مطابق است. شکل ظاهری پان به مانند مردی دارای شاخ، پاها و دمی شبیه به بز، انبوهی از ریش، بینی پهن و کوتاه و گوش‌هایی نوک تیز به تصویر کشیده می‌شد. او اغلب در کنار ایزدان روستایی یکی از همراهان #دیونیسوس به شمار می‌رفت. او به شکل بزی در جنگل‌ها و کوه‌ها، حوری‌ها را دنبال می‌کرد.[۲] در جنگ بزرگ میان خدایان و تایتان‌ها، زمانی که تایتان‌ها در حال پیروز شدن بودند، پان فریاد جنگی سر داد که باعث ایجاد ترس در تایتان‌ها شد و عده‌ای از آن‌ها را فراری داد، به همین دلیل است که کلمه «panic به معنی ترس ریشه از نام او دارد. او همچنین ایزد باروری، شهوت، تمایلات نفسانی و نیروی تولیدی نرینه است. پان مورد پسند دیگر ایزدان یونانی نبود.

Most Popular Instagram Hashtags