#داستان_نویس

1064 posts

TOP POSTS

ایرج اعتمادي داستان نویس و دانشجوی مرکز آموزش علمی کاربردی شهرداری قشم رييس انجمن داستان نویسی قشم شد.
#ایرج_اعتمادی #داستان_نویس #دانشجو #علمی_کاربردی_شهرداری_قشم #انجمن #انجمن_داستان_نویسان

#Repost @aalishahimarjan with @repostapp
・・・
.
.
.
غرفه نشر نون و حضور جمعی از نویسندگان داستان ایرانی.
احسان عباسلو، حسن محمودی، محمد شریفی، محسن بنی‌فاطمه، مرجان عالیشاهی، زهرا میمندی‌پاریزی، احمد حسن‌زاده و علی کرمی

#داستان_نویس #داستان_ایرانی #نمایشگاه_کتاب_تهران
@alikaramidastan @hasanmahmoudi_n @ahmad.hassanzadeh1@pariz.m.parizi

این را کجای دلمان بگذاریم ؟؟؟
این روزها خیلی ها جوجومویز ترجمه میکنند .من نمیدانم این ترجمه ی درخشان اثر ناب کدام مترجم است و دانستن اش هم کمکی به اوضاع نمیکند.مهم جوجو مویز است که ناشران برایش سر و دست می شکنند و یک اثرش را با ده اسم چاپ میکنند. چرا که امروز، نویسنده ی محبوبی است برای قشر عامه ی کتابخوان ! سود سرشاری که از کتاب های این نویسنده و به واسطه ی سطحی نگری خواننده ی عام به جیب ناشران سرازیر میشود قابل انکار نیست و البته نوش شان . آن ها هم به قول خودشان کار فرهنگی میکنند که قشر کتاب نخوان و یا خواننده ی پوپولیست را تشویق میکنند به کتابخوانی اما نکته جای دیگری است ، ترجمه ی اثر!مترجمانی کاربلد و یکی درخشان تر از دیگری و این هم یکی از شاهکارها ی ترجمه ! وضعیت ترجمه ی ادبیات داستانی رو به کماست ! مثلی هست که میگوید وقتی شیر پیر شد،قورباغه هفت تیر کش میشود ! گذشته از جنبه ی طنازانه ی این مثل ، حقیقت غم انگیزی در آن نهفته است . کجایند سروش حبیبی ها، نجف دریابندری ها، موحدها ...؟؟؟تعداد مترجم های خوب به انگشتان دو دست نمی رسد . مترجمی که حتا حوصله و وقت مرور کردن اثر خودش را ندارد و هنوز نمیداند لهجه ی مادری ،فقط به درد خانه ی مادری اش میخورد ،چطور میتواند درجامعه ی ادبی تاثیر مثبت داشته باشد ؟ مترجمی که نه سواد دارد و نه در جامعه با بزرگان حشر و نشر ، خیلی دور از ذهن نیست که درک درستی از ادای درست کلمات و جملات نداشته باشد و شعور خود و مخاطب را به سخره بگیرد. الغرض ! بر این زندگانی بباید گریست ! خصوصا وقتی که قرار است هر کسی داستان خودش را برود!!!
#ترجمه#مترجم #داستان #داستان_نویس #جوجو_مویز

زن‌های زیبا بازیگر سینما می‌شوند، نقاش می‌شوند، خواننده می‌شوند، حتی شاعر می‌شوند ولی هیچ زن زیبایی ریسک نمی‌کند که داستان‌نویس شود... هر داستان زخمه‌ای است که بر تن و روح نویسنده کشیده می‌شود...
#داستان_نویس
#روز_زن
photo by af_sotoodehniaaaa

.
..
.

دو ساعت است که گیجم!
هنوز، هر چه پیرتر شویم، مرگ می تواند غافلگیر کند.
تصور می کنم مرگ بعد از مرگ هم غافلگیرمان می کند.
کورش اسدی...
.
#کورش_اسدی
#داستان_نویس
#درگذشت

خبرى شوكه كننده
ناباورانه
فقط به سطرى خيره مى شويم
كورش اسدى در گذشت
سطرى كه تمامى ندارد

#كورش_اسدى #داستان_نویس #داستان #نويسنده

زندگی درکنار یه نویسنده می تونه قشنگترین اتفاق برا یه مرد باشه چون زندگیش تماما سرشار از لحظه هائیه که شاید خیلی ها هیچوقت تجربه اش نکنن! یه نویسنده زندگی رو یه جوری دیگه می بینه. یه رنگ دیگه می بینه و یه شکل دیگه تفسیرش می کنه خلاصه اینکه زندگی بایه نویسنده یه دریچه متفاوت رو روبروت باز می کنه.
نویسنده عزیزم،همسرم، عشقم روزت مبارک
#فهیمه_سلیمانی
#نویسنده_رمان
#فیلمنامه_نویسی
#داستان_نویس

داستان ما:
چرا این روزها نویسنده ها زود می میرند ؟! #کورش_اسدی#
#داستان_نویس#
#داستان_کورش_صدای _خودش#

ادامه داستان _ قسمت ٣:
تصمیم میگیرد بِه خانه بِرود دَر را قُفل کند، دستهِ کلیدش را بردارد و شاید آبی به صورتش بِزند و خیلی سَریع بَرگردد تا اُوضاع خانه نَرگس که حالا مسئولیتش با اوست را کنترل کند، کمی خوابش میآید هنوز به این فکر میکند که شبِ گذشته خیلی استراحت آرامی نداشته ، شبی طوفانی، همراه با رویاهایی که در همهِ شان سردرگُم بوده و حالا هیچ کُدامشان را به یاد ندارد ، پرده خانه را بالا میزند ، مردی قد بُلند با شَلوار پاچه گُشادی جلویِ درِ خانه ایستاده و دستش را رویِ زنگ گذاشته،به سمتِ مرد حَرکت میکند ، دَمپایی هایی که تازه خریده بادی تولید میکنند و غباری که رویِ آسفالتِ کوچه نشسته را به دو طرف خود هدایت میکُنند، هنوز آثارِ جارویِ رفتگری که صُبح زود آنجا بوده را میتوان روی زمین مشاهده کَرد ، فاطمه به یاد نُوجوانی اَش پا روی خط جارو نمیگذارد، آن موقع ها این یک قانون بود و حالا دِلش نمیخواهد تَرتیب آن ها را بِهم بریزد، پاهایش را وسط این خُطوط میگُذارد، وقتی به دو سه متری مَرد میرسد خِیلی مُحکم میگوید: بِفرمایید؟، مَرد از شِنیدن صِدا کمی هُول میشود و باعَجله در حالی که دستِ راستش را به دیوار تکیه داده است از سَمت چَپ میچرخد و نگاهَش به فاطمه میافتد چیزی نمیگویَد، هردو خشکشان زده و برای لحظاتی نگاهشان بهم دوخته میشود، فاطمه سَرش را پایین میاَندازد، این ارتباط چشمی را میشکند و طُوری که هرگِزنمیخواسته او را ببیند میپرسد که اینجا چه کار میکُند؟ حبیب سی و پنج ساله اَست، دوست قدیمی پِدرش و یکی از خواستگار های سِمج او بوده اما چیزی که خِیلی مهم هست این که آدرس خانه اش را چگونه پِیدا کرده؟ چرا پَس از چند سال سراغ او آمده؟ و اصلا چرا طی این مدت خبری از او نگرفته؟ نکُند جَعفر آقا همین اَلآن هوس کند به خانه بیاید و آن ها را با هم ببیند، حَتی اگر مادرش یا برادرش هم جای جعفر آقا باشند از دیدن صَحنه رویارویی با این مرد بِشدت آشُفته خواهند شد ، مادرش اَصلاً دل خوشی از حبیب ندارد ، گاهی با نگاهش هَمان موقع که با پِدرش به خانهِ شان میآمد به فاطمه میفَهماند نَباید زیادی آن طرف ها آفتابی شود، یکبار هم زمانی که از طَرف شِرکت پدرش به یک جشن دَعوت شُده بودند حبیب برای فاطمه در حالی که لبخندی مُمتد را پیشکِش میکند از محل پذیرایی مجلس چای میآورد و به دستِ او میدهد و این اِتفاق با واکُنش تُند مادرش به این صورت خَتم به خِیر میشود که لیوان چای را ازدُخترش میگیرد و درون سَطل زُباله میریزد(ادانه در کامنت اول)
#داستان_نویس #داستان #داستان_نویسی #ادبیات_داستانی

MOST RECENT

ایرج اعتمادي داستان نویس و دانشجوی مرکز آموزش علمی کاربردی شهرداری قشم رييس انجمن داستان نویسی قشم شد.
#ایرج_اعتمادی #داستان_نویس #دانشجو #علمی_کاربردی_شهرداری_قشم #انجمن #انجمن_داستان_نویسان

96/5/3
#سلام 🌹 😊
📚📚📚
پنج داستانی که در این کتاب از هاینریش چارلز بوکفسکی نویسنده آلمانی الاصلِ آمریکایی ترجمه شده اند ، متعلق به دوره واحدی از کار نویسندگی او هستند و همگی در دهه هفتاد میلادی نوشته شده اند . زبان بی پروا ، محیط های کثیف و شخصیت هایی عمدتا برآمده از فقر و تنگدستی ، ویژگی های مشترک این داستان ها هستند .
طنز خاص و چشمگیر بوکوفسکی در جای جای داستان ها نمود دارد و گویی از رهگذر همین طنز ، نویسنده در پس فضای نومیدانه و به آخر خط رسیده ی شخصیت ها و مکان ها ، یک جور منفذ امید را در پایان هر داستان باز می گذارد .
(نوشته ی پشت جلد کتاب)
📚📚📚
🔴 آدمکش ها
🔵 چارلز بوکفسکی
⚪️ ترجمه ی غلامرضا صراف
⚫️ نشر نیماژ
_
پ.ن :
هاینریش چارلز بوکوفسکی (به انگلیسی: Henry Charles Bukowski) شاعر و داستان‌نویس آمریکایی است.

نوشته‌های بوکوفسکی به شدت تحت تأثیر فضای لس آنجلس، شهری که در آن زندگی می‌کرد قرار گرفت. او اغلب به عنوان نویسندهٔ تأثیرگذارِ معاصر نام برده می‌شود و سبک او بارها مورد تقلید قرار گرفته‌است. بوکوفسکی، هزاران شعر، صدها داستان کوتاه، و ۶ رمان، و بیش از پنجاه کتاب نوشته و به چاپ رسانده‌است.

آثار :
پُستخانه / هزارپیشه / زن‌ها / ساندویچ ژامبون / موسیقی آب گرم / هالیوود / عامه پسند
زادروز : ۱۶ اوت ۱۹۲۰ آندرناخ، ایالت راینلند-فالتز، جمهوری وایمار
مرگ : 9 مارس ۱۹۹۴ میلادی ، لس آنجلس، کالیفرنیا، ایالات متحده
ملیت : آلمانی-آمریکایی
محل زندگی : لس آنجلس
پیشه : شاعر، رمان نویس
سبک نوشتاری : رئالیسم کثیف
_
#لطفا_کتاب_بخوانید 📚
#مرحوم_فراز_خراسانی @marhoom_faraz_khorasani
#مریم_دهرویه
_
#آدمکش_ها #چارلز_بوکفسکی #ترجمه #غلامرضا_صراف #نشر_نیماژ
@aliirezaasadi @nimajpublication
#آدمکشها #چارلزبوکفسکی #شاعر #داستان_نویس #آلمانی #آمریکایی #مترجم #غلامرضاصراف #نشرنیماژ
#کتاب_دیگران #نیماژ
#کتاب #کتابخوان #کتابخوانی #پیشنهاد_کتاب #پیشنهاد_مطالعه #در_همه_حال_کتاب
✌️ #حجت_الله_فراز_خراسانی #فراز_خراسانی #فرازخراسانی ✌️
_
لینک کانال تلگرام در بیو 🌺🌸🌹

نرگس _ بهار 84

نرگس _ بهار 81

...
جهنم به انتخاب خودم
نویسنده: اسماعیل زرعی
ناشر: مروارید
بهار ۱۳۹۶

مجموعه‌‌ای است مشتمل بر 16 داستان از اسماعیل زرعی‌، شاعر‌، داستان‌نویس‌، منتقد و مدرس داستان‌نویسی است.
در مقدمه‌ی کتاب آمده است:«...آنچه فراهم شده و در اختیار مخاطبان قرار گرفته‌، گزیده‌ای از کارنامه‌ی بیش از چهل سال فعالیت‌های ادبی اسماعیل زرعی است‌؛ داستان‌نویسی با نگرشی نو که شخصیت‌های داستانش را از بین مردم کوچه و بازار می‌گیرد که اگرچه اغلب ساده و بی‌پیرایه‌اند‌؛ اما بسیار متفکر و ژرف‌اندیش‌اند.
زرعی بر زخم‌های جامعه انگشت می‌گذارد و به گونه‌ای ارایه‌شان می‌دهد که خواننده ناگزیر به درنگ‌، تعمق و اندیشیدن ‌شود. تصاویری که او بر منظرگاه مخاطبش می‌چیند، گاه خشن‌، تلخ و تاریک‌اند. زجر و نیستی سرنوشت‌ِ محتوم‌ِ بیشتر‌ِ آدم‌های داستان‌هایش است. در مقابل‌، گاهی نیز بی‌پیرایگی مملو از احساسات‌ِ لطیف و شاعرانه را دستمایه قرار می‌دهد و به خوبی زیبایی اطراف و اطرافیانش را نشان می‌دهد‌؛ مثل‌ِ داستان پنجره و کوچه که به جرأت می‌توان گفت اوج‌ِ خلاقیت هنری و ادبی است...».
. کتاب با موضوعات بدیع و بکری که دارد در واقع کلکسیونی است از انواع سبک‌های ادبی از رئالیسم گرفته تا رئالیسم جادویی‌، جریان سیال ذهن‌، سوررئال و پست‌مدرن.
وجه غالب این داستان‌ها مثل سایر نوشته‌های زرعی درون‌کاوی‌، دقت و تمرکز روی روحیه و روان‌ِ اشخاص و همچنین روانشناسی جامعه است. .

#نشر_مروارید
#کتاب_خوب
#جهنم_به_انتخاب_خودم
#داستان_کوتاه
#داستان_خوب
#اسماعیل_زرعی
#داستان_نویس
#رئالیسم

نرگس _ بهار 78

نرگس _ بهار 75

.
بگذار آنچه از دست رفتنی ست ... از دست برود ...
تو در قلب یک انتظار خواهی پوسید... .
.
#نادر_ابراهیمی #نادر_#ابراهیمی#نویسنده #داستان_نویس#داستان_کوتاه#فیلمنامه#هنرمند#هنرمندانه #کاکتوس🌵 # کاکتوس# گیاهان#گیاه#گل#گلهای_خانه_ما #گلها#طبیعت# طبیعت_ زیبا
#cactus# topiary# vegetable# houseplant#nature#flora#greenery

نرگس _ بهار 72

نرگس _ بهار 69

.
هروقت که با آدمی تازه آشنا می‌شوم
شعری تازه دارم
و می‌دانم، 
که کلاهی دیگر
سرم رفته است
.
.
#شهرام_شیدایی #شاعر #شعرکوتاه #شعرسپید #شعرمدرن #نویسنده #داستان_نویس #مترجم

هیچ وقت بخاطر پر کردن تنهایی
کسی رو وارد زندگی تون نکنید
یه روز به جایی میرسین که نه تنها
چاه تنهایی اتون عمیق تر شده
بلکه یه نفر دیگه رو هم تنها تر کردید

#معصومه_اورک
.
.

#شعر #دل_نوشته #نویسنده_جوان #نویسندگی #شعر_شور #شوق_نوشتن #داستان_نویس #کتاب #تنهایی #جانا #لطفا_نامرد_نباشید #لطفا_قوی_باشید
#روز_های_جوانی .
کانال تلگرام متن ها👈 M0rak@
در بیو اینستا
.
📷@honar_doostan
🌸🌹🌸

#آنتوان_دوسنت_اگزوپری
اینجا #رادیو #ارتش #آلمان من گزارش امروز #جنگ را به سمع ملت آلمان می رسانم.ساعاتی پیش #هواپیماهای #ارتش #انگلستان مواضع ما را مورد #حمله قرار دادند. در این #عملیات خساراتی به مواضع ما رسید و تعداد فروند از هواپیماهای #انگلیسی توسط #پدافند خودی منهدم شدند. لازم به ذکر است که خلبان یکی از این هواپیماها افسرجوانی که گزارشگر این اخبار بود ناگهان سکوت کرد.مردمی که صدای رادیو را می شنیدند با سکوت گزارشگر کنجکاو شدند لحظاتی بعد صدای هق هق گریه گزارشگر شنیده میشد. همه می پرسیدند چه اتفاقی افتاده ناگهان همه گوش به زنگ رادیو شدند تا علت سکوت وگریه گزارشگر را بفهمندلحظاتی بعد گزارشگر ادامه داد:
خلبان یکی از این هواپیماها، آنتوان دو سنت #اگزوپری #نویسنده #شهیر و #خالق #داستان #شازده_کوچولو بود."
ناگهان آلمان ساکت شد. کسی چیزی نمی گفت. بهت در چهره ها مشهود بود. بعضی آرام آرام اشک می ریختند.
اگزوپری #خلبان #دشمن بود ولی از هر هموطنی نزدیکتر بود. چیزی فراتر از یک دوست بود. با شازده کوچولو در قلب همه جاگرفته بود. آن روز هیچکس در آلمان خوشحال نبود حتا #آدولف_هیتلر از مرگ اگزوپری متاثر شد. پایانی غیرمعمول برای یک #داستان_نویس جهانی
حکایت زندگی آنتوان و اثرش تا ابد در خاطر انسانها باقی خواهد ماند.نویسنده باید اثرش در اوج زیبایی و تاثیر گذاری سیر کند تا در طول حیات حتی کوتاهش همچون اگزوپری جهانی شود. این خاصه ی ادبیات است که دوست و دشمن را بر مزار ادیبی جهان وطن جع میکند تا به یاد او اندکی تعمق کنند. اگزوپری متواضع ترین ادیب قرن بیستم بود. ادیبی با روحی پاک و منزه در کنار کودکانی بود که هنوز طعم تلخ گناه را نچشیده بودند و تمام دغدغه ی اگزوپری آن بود چیزی به آنها بیاموزد که شاید بتوانند به سبب آن در بزرگسالی نیز پاک بمانند
گروههای نجات نتوانستند هواپیمای اگزوپری را پیدا کنند. کسی نمیدانست چه اتفاقی در آخرین لحظات برای او افتاد. چرا از هواپیما خارج نشد. زخمی بود؟ مرده بود؟ 2 سال پیش یک گروه تجسس موفق شد لاشه هواپیمای اگزوپری را در دریا پیدا کند.
داستانهای اگزوپری به ویژه شازده کوچولو آنقدر قوی بود که او را در طی حیاتش به نویسنده ای جهانی تبدیل کند. اما شاید مرگ قهرمانانه او اعتبارش را میان #اروپاییان بیشتر کرد. کمتر کسی در تاریخ جنگهای بشری در جایگاهی قرار گرفت که اگزوپری پیدا کرد. او برای مردمش وارتش متفقین یک قهرمان و برای مردم آلمان یک دلاور شد. او در داستانهایش از #انسان سخن می گفت. در زمانی که همه #فلاسفه و نویسندگان اروپا به جستجوی چیستی انسان پرداخته بود

سلام 👋👋اول هفتتون پر انرژی
دانش هیچ ارزشی ندارد مگر اینکه آن را در عمل به کار بگیری
آنتوان چخوف

امروز شنبه
24 تیر 1396
15 جولای 2017
20 شوال 1438
________________

مناسبت های دیگر امروز :

آغاز به کار توئیتر
________________

به کانال تلگرامی ما بپوندید... لینک در بیو

#روزبین #مهتاب_نوروزی #نوروزی #صنایع دستی #سوزن_دوزی #بلوچ #آنتوان_چخوف #چخوف #نویسنده #داستان_نویس #رامبرانت #نقاش #هلند #هنرمند #مشاهیر #مفاخر

@Roozbeen1

Most Popular Instagram Hashtags