[PR] Gain and Get More Likes and Followers on Instagram.

#داستان

186311 posts

TOP POSTS

.
خیلی ها با خوندن کتاب #ملت_عشق تازه با شخصیت #مولانا و #شمس_تبریزی آشنا شدند و مدام در کامنت ها و پیامها میخواهند که کتابهایی در این زمینه بهشان معرفی کنم. یکی از بهترین کتابها در این زمینه خواندن شرح #مثنوی معنوی است که می تواند ما را با داستانها و حکایت های پندآموزی که در مثنوی به صورت نظم آمده، به زبان نثر آشنا کند.
.
#شرح_مثنوی
#مولوی
#کریم_زمانی
#نشرقطره

#کتابدونی #کتاب #کتابخوانی #داستان #رمان #مطالعه #معرفی_کتاب #کتابفروشی #کتابفروش #قونیه #ترکیه
#book #books #bookstagram #bookworm #booklover #bookish #ketabdoni #bookstore #iran #tehran

اين پست رو قبلا تو پيج زير گذاشته بودم ولي دلم نيومد به مناسبت اول مهر باهاتون شير نكنمش:
@hamidsepidnam
@hamidsepidnam
ژستي كه دقيقا سي و دو سال پيش زير تابلو مدرسه حاجي عابدزاده هنگام ورود به اولين سال مدرسه گرفتم. اون سال اولين سالي بود كه اين مدرسه آغاز به كار كرده بود. كوچه ها خاكي و حياط مدرسه هم به همچنين. اتاق هاي مدرسه بسيار سرد و هر سه نفر يك نيمكت داشتيم. كلا مدرسه يك طبقه بيشتر نبود. خانم جلايري و آقاي آهويي معلمين خوب اين مدرسه بودن و ناظماي مدرسه هم يك خط كش داشتن كه اگر كار بدي مي كرديم بايد با خط كش كتك مي خورديم.
ساعت ورزش هم كه يه توپ مي دادن و با اجر دروازه درست مي كرديم و سي چهل نفر دنبال توپ مي دويديم. بعدش هم تو مسير برگشت از سوپر مهربان آلوچه و قرقروت و كيك يا بقول مشهديا ككس مي خريديم. كلاس اول شاگرد اول شدم ولي كلاس دوم نتونستم با آقاي قربان نژاد رقابت كنم و چون شاگرد دوم شدم و هميشه از دوم شدن بدم ميومد افت زيادي در تحصيل كردم.
بچه شري بودم و با كلاس پنجميا دعوا مي كردم و با اينكه سه چهار سالي كوچكتر بودم اونا رو مي زدم.
يه بازيم داشتيم خر پليس كه يكي خر مي شد و يكي پليس و بعد همه مي ريختن رو خره.
سوپر دباغ زاده هم كه جنساي كوپني مي فروخت و وقتي شكر و تخم مرغ ميومد انگار دنيا رو بهمون دادن.
بابا بهمون دو تومان پنج زار مي داد براي خرجيمون كه نهايتا يك نوشابه مي شد و يك تيتاپ.
حميد صباغ باباش ناظم مدرسه بود براي همين همه سعي مي كرديم كه باهاش دوست بشيم تا پارتيمون كلفت باشه و كمتر خط كش بخوريم.
داستان ادامه دارد...
#حميدسپيدنام #سپيدنام #مسترتيستر #ايران #مشهد #نوستالژي #حاجي_عابدزاده #دبستان #مدرسه #قديمي #محله #ياد #خاطره #داستان #ايرج ميرزا
#mrtaster #iran #mashhad #hamidsepidnam #sepidnam #memory #old #school

از همین فردا که فرزندتان را میبوسید
و کوله یِ کوچکش را رویِ دوشش میگذارید،
به او یاد دهید برایِ رسیدن به ارزش ها
از بی ارزش ها بگذرد ..
نیازی نیست داستایوفسکی برایش بخوانید،
همین که بگویید؛
دندانِ شیری ات را که از دست دادی، خوشحال باش
که میخواهی به دندانِ دائمی برسی، ارزش ها را میفهمد
#سحر رستگار
#برترینها#فرزند#کودک#پسر#دختر#ارزش#عشق#زندگی#امید#هدف#داستان#عکس
#bartareenha

.
کافیست که روح خویش را به تباهی نکشانیم. کافیست برای بحث کردن با آدم های تهی خود را به زحمت نیندازیم، بگذار ازخشم نفله شوند... #آنا_گاوالدا
گریز دلپذیر
#نباید_میخواندیم_گاوالدا
#نباید_میخواندیم
@nabayad_mikhandim
.
.
.

.
بشر پنج لیتر خون بیشتر نیست!... این حقیقت را وقتی می‌فهمی که دیگر کار از کار گذشته!... با نگاه اول متوجه‌ تفاوت نمی‌شوی! نمی‌فهمی که همه‌ی کره‌ی زمین چیزی نیست جز یک گردونه‌ی قمارخانه!... با شماره‌های خوب و شماره‌های بد!...
.
📑 دسته‌ی دلقک‌ها (رمان)
... لویی فردینان سلین ...
برگردان: مهدی سحابی
#نشر_مرکز
.
.
.
.
#ادبیات_فرانسه#لویی_فردینان_سلین
#ادبیات_جهان#دسته_ی_دلقک_ها
#ادبیات#سلین#مطالعه#شبانه
#نشرمرکز#مهدی_سحابی
#لوئی_فردینان_سلین
#آزاد#شب_خوش
#داستان#کتاب
#شعر_کوتاه
#باادبیات
#سرود
#هنر
#Art
#Art_Art_Ar
#Louis_Ferdinand_Celine
۹۶.۷.۱

🔵🔴 پنج آدمخوار به عنوان کارمند در یک اداره استخدام شدند
هنگام مراسم خوشامدگویی رئیس اداره گفت:
شما همه جزو تیم ما هستید
شما اینجا حقوق خوبی می گیرید و میتوانید به غذاخوری شرکت رفته و هر مقدار غذا که دوست داشتید بخورید.
بنابراین فکر خوردن کارکنان دیگر را از سر خود بیرون کنید.

آدمخوارها قول دادند که با کارکنان اداره کاری نداشته باشند.
چهار هفته بعد رئیس اداره به آنها سر زد و گفت:
می دانم که شما خیلی سخت کار می کنید. من از همه شما راضی هستم. اما یکی از نظافت چی های ما ناپدید شده است. کسی از شما می داند که چه اتفاقی برای او افتاده است؟

آدمخوارها اظهار بی اطلاعی کردند. بعد از اینکه رئیس اداره رفت، رئیس آدمخوارها از بقیه پرسید:
کدوم یک از شما نادونا اون نظافت چی رو خورده؟
یکی از آدمخوارها با اکراه دستش را بالا برد.
رئیس گفت: ای احمق! طی این چهار هفته ما مدیران، مسئولان و مدیران پروژه ها را خوردیم و هیچ کس چیزی نفهمید و حالا تو اون آقا را خوردی و رئیس متوجه شد؟!
از این به بعد لطفاً افرادی را که کار میکنند نخورید.
.
.
.
❤️ انتقاد و نِظر، آزاد و محتِرم 💙
.
🔥 حضورتان افتخاره 🔥
.
@hemedania 👈 پِیجتانه فالو کنینان
@hemedania 👈 پِیجتانه فالو کنینان
.
.
#همدان #همدانی #همدانیها #ملایر #تویسرکان #نهاوند #اسد_آباد #اسدآباد #مریانج #کبودرآهنگ #بهار #رزن #فامنین #لالجین #جورقان #داستان #داستان_شب #داستان_کوتاه #آدمخوار #ترمینال #ترمینال_همدان #پایانه_همدان # پایانه_مسافربری_همدان
#hamedan #hemedan #hemedani #hamedania #hamedani 👇💚👇💜👇💚👇💜👇💚👇
.
.
آقایان و خانمهایی که در همدان صاحب هر شغلی هستید، اما مشتری کافی ندارید،
ما به شما، بازاریاب به تعداد و با شرایط دلخواهتان را معرفی میکنیم، کافیست جهت ثبت تقاضا فقط یک مرتبه مراجعه کنید، بقیه کارها با ما

مراجعه: صبحها ساعت نه الی سیزده
عصرها ساعت شانزده الی نوزده

نشانی:
آرامگاه بوعلی- مجتمع الماس، ساختمان اداری شماره دو، طبقه دوم، واحد شانزده، دفتر بازاریابی امیدطلبان
32520991
32521021
.

.
ﮐﻼﺱ ﺍﻭﻝ #ﺩﺑﺴﺘﺎﻥ، شیراز ﺑﻮﺩﻡ ﺳﺎﻝ ١٣٤٠، اواسط ﺳﺎﻝ آمدیم اصفهان و در یک ﻣﺪﺭﺳﻪ ﺍﺳﻤﻢ ﺭﺍ ﻧﻮﺷﺘﻨﺪ. ﻟﻬﺠﻪ‌ی ما ترکی قشقایی، ﺍﺯ ﺷﻬﺮﯼ ﻏﺮﯾﺐ؛ ﮐﺘﺎب‌مان ﺩﺍﺭﺍ اناﺭ ﺑﻮﺩ، ﻭﻟﯽ اصفهان ﺁﺏ ﺑﺎﺑﺎ. معضلی ﺑﻮﺩ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ، ﻫﯿﭽﯽ نمی‌فهمیدم.
ﺍﻟﺒﺘﻪ در ﺷﻬﺮ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﻫﻢ ﻫﻤﭽﯿﻦ ﺧﺒﺮﯼ ﺍﺯ ﺷﺎﮔﺮﺩ ﺍﻭﻝ ﺑﻮﺩﻧﻢ ﻧﺒﻮﺩ، ﻭﻟﯽ ﺑﺎﺳﺨﺘﯽ ﻭ ﺑﺪﺑﺨﺘﯽ کمی درس می‌خواﻧﺪﻡ.
.
در اصفهان ﺷﺪﻡ ﺷﺎﮔﺮﺩ ﺗﻨﺒﻞ ﮐﻼﺱ.
خانم #ﻣﻌﻠﻢ ﭘﯿﺮ ﻭ بی‌حوصله‌ای ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ ﮐﻪ ﺷﺪ ﺩﺷﻤﻦ ﻗﺴﻢﺧﻮﺭﺩﻩی ﻣﻦ! ﻫﺮﮐﺲ ﺩﺭﺱ ﻧﻤﯽﺧﻮﺍﻧﺪ می‌گفت ﻣﯽﺧﻮﺍﯼ ﺑﺸﯽ ﻓﻼﻧﯽ؟ ﻭ ﻣﻨﻈﻮﺭﺵ ﻣﻦِ ﺑﯿﻨﻮﺍ ﺑﻮﺩﻡ.
.
ﺑﺎ ﻫﺰﺍﺭ ﺯﺣﻤﺖ ﺭﻓﺘﻢ ﮐﻼﺱ ﺩﻭﻡ. ﺁن‌جا ﻫﻢ ﺍﺯ ﺑﺨﺖ ﺑﺪ ﻣﻦ، ﺍﯾﻦ ﺧﺎﻧﻢ ﺷﺪ معلم‌مان. ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺗﻪ ﮐﻼﺱ ﻣﯽﻧﺸﺴﺘﻢ ﻭ ﮔﺎﻫﯽ ﻫﻢ ﭼﻮﺑﯽ می‌خوردم ﮐﻪ ﯾﺎﺩﻡ ﻧﺮﻭﺩ ﮐﯽ ﻫﺴﺘﻢ!
ﺩﯾﮕﺮ ﺧﻮﺩﻡ ﻫﻢ ﺑﺎﻭﺭﻡ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ تا ابد ﺷﺎﮔﺮﺩ ﺗﻨﺒﻠﯽ ﻫﺴﺘﻢ!
.
اما ﮐﻼﺱ ﺳﻮﻡ ﯾﮏ ﻣﻌﻠﻢ ﺟﻮﺍﻥ ﻭ ﺯﯾﺒﺎ ﺁﻣﺪ ﻣﺪﺭﺳﻪمان. ﻟﺒﺎس‌های ﻗﺸﻨﮓ ﻣﯽﭘﻮﺷﯿﺪ ﻭ ﺧﻼﺻﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﮐﺎﺭﺩﺭﺳﺖ ﺑﻮﺩ؛ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﻼﺱ ﻣﺎ ﮔﺬﺍﺷﺘﻨﺪ. ﻣﻦ ﺧﻮﺩﻡ ﺍﺯ ﺍﻭﻝ ﺭﻓﺘﻢ ﺗﻪ ﮐﻼﺱ ﻧﺸﺴﺘﻢ. می‌دونستم ﺟﺎی من ﺍﻭﻧﺠﺎﺳﺖ!
ﺩﺭﺱ ﺩﺍﺩ، #ﻣﺸﻖ ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﻱ ﻓﺮﺩﺍ ﺑﯿﺎﺭیم.
آن‌قدر ﺑﻪ ﺩﻟﻢ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺗﻤﯿﺰ ﻣﺸﻘﻢ ﺭﺍ ﻧﻮﺷﺘﻢ ﻭﻟﯽ ﻣﯽﺩﺍﻧﺴﺘﻢ ﻧﺘﯿﺠﻪی ﺗﻨﺒﻞ ﮐﻼﺱ ﭼﯿﺴﺖ!
.
ﻓﺮﺩﺍ ﮐﻪ آمد، ﯾﮏ ﺧﻮﺩﻧﻮﯾﺲ ﺧﻮﺷﮕﻞ ﮔﺮﻓﺖ ﺩﺳﺘﺶ ﻭ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﺮﺩ ﺑﻪ #ﺍﻣﻀﺎ ﮐﺮﺩﻥ ﻣﺸﻖﻫﺎ.
ﻫﻤﮕﯽ ﺷﺎﺥ ﺩﺭﺁﻭﺭﺩﻩ ﺑﻮﺩﯾﻢ. ﺁخر مشق‌هایمان ﺭﺍ ﯾﺎ ﺧﻂ می‌زﺩﻥد ﯾﺎ ﭘﺎﺭﻩ ﻣﯽﮐﺮﺩند.
ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺭﺳﯿﺪ ﺑﺎ ﻧﺎﺍﻣﯿﺪﯼ مشق‌هایم را نشاﻥ ﺩﺍﺩﻡ، دستانم ﻣﯽﻟﺮﺯﯾﺪ ﻭ ﻗﻠﺒﻢ ﺑﻪ ﺷﺪﺕ ﻣﯽﺯﺩ.
ﺯﯾﺮ ﻫﺮ ﻣﺸﻘﯽ یک ﭼﯿﺰﯼ می‌نوﺷﺖ. ﺧﺪﺍﯾﺎ ﺑﺮﺍی ﻣﻦ ﭼﯽ ﻣﯽﻧﻮیسد؟
ﺑﺎ ﺧﻄﯽ ﺯﯾﺒﺎ ﻧﻮﺷﺖ: #ﻋﺎﻟﯽ!
ﺑﺎﻭﺭﻡ ﻧﻤﯽﺷﺪ، ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺳﻪﺳﺎﻝ ﺍﯾﻦ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﮐﻠﻤﻪﺍﯼ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺩﺭ #ﺗﺸﻮﯾﻖ ﻣﻦ ﺑﯿﺎﻥ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ. ﻟﺒﺨﻨﺪﯼ ﺯﺩ ﻭ ﺭﺩ ﺷﺪ؛ ﺳﺮﻡ ﺭﺍ ﺭﻭﯼ ﺩﻓﺘﺮﻡ ﮔﺬﺍﺷﺘﻢ ﻭ ﮔﺮﯾﻪ ﮐﺮﺩﻡ، ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﮔﻔﺘﻢ ﻫﺮﮔﺰ ﻧﻤﯽﮔﺬﺍﺭﻡ ﺑﻔﻬﻤﺪ ﻣﻦ #ﺗﻨﺒﻞ ﮐﻼﺳﻢ. ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻡ #ﻗﻮﻝ ﺩﺍﺩﻡ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺑﺎﺷﻢ.
.
ﺁﻥ ﺳﺎﻝ ﺑﺎ ﻣﻌﺪﻝ ﺑﯿﺴﺖ ﺷﺎﮔﺮﺩ ﺍﻭﻝ ﺷﺪﻡ ﻭ همین‌طور ﺳﺎﻝﻫﺎﯼ ﺑﻌﺪ. ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺷﺎﮔﺮﺩ ﺍﻭﻝ ﺑﻮﺩﻡ؛ ﻭﻗﺘﯽ #ﮐﻨﮑﻮﺭ ﺩﺍﺩﻡ ﻧﻔﺮ ﺷﺸﻢ ﮐﻨﮑﻮﺭ ﺩﺭ ﮐﺸﻮﺭ ﺷﺪﻡ ﻭ ﺑﻪ #ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﺗﻬﺮﺍﻥ ﺭﻓﺘﻢ. ﯾﮏ #ﮐﻠﻤﻪ ﺑﻪ ﺁﻥ ﮐﻮﭼﮑﯽ ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ ﻣﺮﺍ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺩﺍﺩ.
.
ﭼﺮﺍ ﮐﻠﻤﺎﺕ #ﻣﺜﺒﺖ ﻭ ﺯﯾﺒﺎ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺩﺭﯾﻎ ﻣﯽﮐﻨﯿﻢ؟ ﺑﻪﻭﯾﮋﻩ ﻣﺎ ﭘﺪﺭﺍﻥ، ﻣﺎﺩﺭﺍﻥ، ﻣﻌﻠﻤﺎﻥ، ﺍﺳﺘﺎﺩﺍﻥ، ﻣﺮﺑﯿﺎﻥ ﻭ . . .
.
ﺧﺎﻃﺮﻩﺍﯼ ﺍﺯ امیرمحمد نادری قشقایی، ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺭﻭﺍﻧﺸﻨﺎسی ﻭ ﻋﻠﻮﻡ ﺗﺮبیتی ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﻛِﻨﺖ ﺍﻧﮕﻠﺴﺘﺎﻥ
.
.
#روانشناسي #روانشناسى #روانشناس #اخلاق #رفتار #تغییر #شخصیت #دیدگاه #نگرش #پیشرفت #امید #آموزش #ارزش #مشاوره #آموزنده #تفکر #داستان #انگیزشی

‎از همان روزها که تکنولوژی شبیه یک کت چرم لاکچری تو تنمان جا خوش کرد و تا می‌آمدیم متوجه آستین‌های ناراحتش یا گرمای نداشته‌اش بشویم، یکی از جلوه‌های نادیدنی خودش را رو می‌کرد. از همان روزها تا این روزها که دنیای مجازی ساعتی چندبار مثل یک هیولا ما را تو خودش می‌کشد و دقایقی به جهان واقعی پس‌مان می‌دهد یکی از قوی‌ترین سیگنال‌ها و کلمات کلیدی که انگشتانم را روی کیبورد بازی می‌دهد ادبیات و داستان است.
‎از کافه داستان می‌نویسم نه به عنوان کسی که چند ماهی است به تحریریه‌اش اضافه شده، به عنوان مخاطبی که سه سال است کارهای یک تیم حرفه‌ای را دنبال می‌کند، تیمی که نظم و انسجام کارشان این روزها مثال زدنی است. مخاطبی که یادداشت‌هایی را می‌خوانَد که جریان خاصی هدایتش نمی‌کند و از مرزهای صرف ژورنالیستی عبور می‌کند و تبدیل به رفرنس‌های علمی اثرش می‌شود. مخاطبی که فنجان قهوه‌اش را برمی‌دارد و می‌نشیند تو کافه داستان پای حرف‌های نویسنده‌ها، آنهایی که قصه می‌گویند و آنهایی که از قصه می‌گویند. کافه داستان یک دریچه است برای معاشرت با دنیای ادبیات داستانی ایران و جهان، یک اتفاق خوب لا‌به‌لای تمام دلزدگی‌های دنیای مجازی، مجله‌ای که هر جای دنیا باشی سر وقت به دستت می‌رسد و باهاش می‌شود غرق شد تو دنیای کلمات.
‎تولدت مبارک #کافه_داستان عزیز
🎂 #داستان #ادبيات #نقد

MOST RECENT

زندگي سخت گرفتن ندارد،هرگز
راه و رسم عاشقي سهل نباشد،هرگز
تا زماني كه به اين راه نهادي پارا...
راه برگشت كجا بود؟نباشد هرگز
#فرهنگ_فتحي

______________________
#lifestyle #poem #writing #book #mind #love #story #latest_trends #news #photography #photo
#فرهنگ_فتحي #عاشقانه #عاشقانه_ها #دلنوشته #كتاب #كتابخواني #داستان #شعر #شاعر #كافه #فيلم #هنر
#ترند #شعري_كه_خواندنيست #بعد_از_تو #من_پيش_از_تو

#حرف_حساب "داستان خارپشت ها" ❄️در عصر یخبندان بسیاری از حیوانات یخ زدند و مردند. 🌿خارپشتها وخامت اوضاع را دریافتند و تصمیم گرفتند دورهم جمع شوند و بدین ترتیب خود را حفظ کنند ... 🌿ولی خارهایشان یکدیگررا زخمی میکرد با اینکه وقتی نزدیکتر بودند گرمتر میشدند ولی تصمیم گرفتند ازکنارهم دور شوند ولی با این وضع از سرما یخ زده می مردند ازاینرو مجبور بودند برگزینند: یا خارهای دوستان را تحمل کنند و یا نسلشان از روی زمین محو گردد... 💚دریافتند که باز گردند و گردهم آیند 🌿آموختند که با زخم های کوچکی که از همزیستی بسیار نزدیک با کسی بوجود می آید کنار بیایند 🌿و زندگی کنند چون گرمای وجود آنها مهمتراست و این چنین توانستند زنده بمانند . ✨🌹بهترین رابطه این نیست که اشخاص بی عیب و نقص را گردهم آورد بلکه آن است هر فرد بیاموزد با معایب دیگران کنارآید و محاسن آنانرا تحسین نماید... #داستانک #داستان#حرف_دل #حرف_حساب
#amol#رمضانى

📖:
* "حکومت نظامی" اثر آلبر کامو
* سال چاپ 1356
* تعداد صفحات 180 صفحه
* جلد سلفون و کیفیت عالی
* قیمت 45 هزار تومان
.
** این کتاب در سال 1957 برنده جایزه نوبل ادبیات شده است
.

برای مشاهده دیگر کتابها، از کانال تلگرام ما دیدن فرمایید
@ketabekamyaab .

#کتاب_کمیاب #کتاب_قدیمی #کتاب_نایاب
#خرید_کتاب #کتابفروشی #کتاب_خوب
#ادبیات_کلاسیک #داستان #رمان #افسانه
#مطالعه #کتابخوانی #کتابخانه #اوقات_فراغت
#دکوراسیون #هدیه #کتاب_تاریخی #پرسپولیس
#استقلال #تیم_ملی #لاکچری #هدیه #کادو
#طنز #تاریخی #کتاب_خوب #شعر #نویسنده #قفسه_کتاب #داستان_کوتاه #شکسپیر

.
ﮐﻼﺱ ﺍﻭﻝ #ﺩﺑﺴﺘﺎﻥ، شیراز ﺑﻮﺩﻡ ﺳﺎﻝ ١٣٤٠، اواسط ﺳﺎﻝ آمدیم اصفهان و در یک ﻣﺪﺭﺳﻪ ﺍﺳﻤﻢ ﺭﺍ ﻧﻮﺷﺘﻨﺪ. ﻟﻬﺠﻪ‌ی ما ترکی قشقایی، ﺍﺯ ﺷﻬﺮﯼ ﻏﺮﯾﺐ؛ ﮐﺘﺎب‌مان ﺩﺍﺭﺍ اناﺭ ﺑﻮﺩ، ﻭﻟﯽ اصفهان ﺁﺏ ﺑﺎﺑﺎ. معضلی ﺑﻮﺩ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ، ﻫﯿﭽﯽ نمی‌فهمیدم.
ﺍﻟﺒﺘﻪ در ﺷﻬﺮ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﻫﻢ ﻫﻤﭽﯿﻦ ﺧﺒﺮﯼ ﺍﺯ ﺷﺎﮔﺮﺩ ﺍﻭﻝ ﺑﻮﺩﻧﻢ ﻧﺒﻮﺩ، ﻭﻟﯽ ﺑﺎﺳﺨﺘﯽ ﻭ ﺑﺪﺑﺨﺘﯽ کمی درس می‌خواﻧﺪﻡ.
.
در اصفهان ﺷﺪﻡ ﺷﺎﮔﺮﺩ ﺗﻨﺒﻞ ﮐﻼﺱ.
خانم #ﻣﻌﻠﻢ ﭘﯿﺮ ﻭ بی‌حوصله‌ای ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ ﮐﻪ ﺷﺪ ﺩﺷﻤﻦ ﻗﺴﻢﺧﻮﺭﺩﻩی ﻣﻦ! ﻫﺮﮐﺲ ﺩﺭﺱ ﻧﻤﯽﺧﻮﺍﻧﺪ می‌گفت ﻣﯽﺧﻮﺍﯼ ﺑﺸﯽ ﻓﻼﻧﯽ؟ ﻭ ﻣﻨﻈﻮﺭﺵ ﻣﻦِ ﺑﯿﻨﻮﺍ ﺑﻮﺩﻡ.
.
ﺑﺎ ﻫﺰﺍﺭ ﺯﺣﻤﺖ ﺭﻓﺘﻢ ﮐﻼﺱ ﺩﻭﻡ. ﺁن‌جا ﻫﻢ ﺍﺯ ﺑﺨﺖ ﺑﺪ ﻣﻦ، ﺍﯾﻦ ﺧﺎﻧﻢ ﺷﺪ معلم‌مان. ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺗﻪ ﮐﻼﺱ ﻣﯽﻧﺸﺴﺘﻢ ﻭ ﮔﺎﻫﯽ ﻫﻢ ﭼﻮﺑﯽ می‌خوردم ﮐﻪ ﯾﺎﺩﻡ ﻧﺮﻭﺩ ﮐﯽ ﻫﺴﺘﻢ!
ﺩﯾﮕﺮ ﺧﻮﺩﻡ ﻫﻢ ﺑﺎﻭﺭﻡ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ تا ابد ﺷﺎﮔﺮﺩ ﺗﻨﺒﻠﯽ ﻫﺴﺘﻢ!
.
اما ﮐﻼﺱ ﺳﻮﻡ ﯾﮏ ﻣﻌﻠﻢ ﺟﻮﺍﻥ ﻭ ﺯﯾﺒﺎ ﺁﻣﺪ ﻣﺪﺭﺳﻪمان. ﻟﺒﺎس‌های ﻗﺸﻨﮓ ﻣﯽﭘﻮﺷﯿﺪ ﻭ ﺧﻼﺻﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﮐﺎﺭﺩﺭﺳﺖ ﺑﻮﺩ؛ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﻼﺱ ﻣﺎ ﮔﺬﺍﺷﺘﻨﺪ. ﻣﻦ ﺧﻮﺩﻡ ﺍﺯ ﺍﻭﻝ ﺭﻓﺘﻢ ﺗﻪ ﮐﻼﺱ ﻧﺸﺴﺘﻢ. می‌دونستم ﺟﺎی من ﺍﻭﻧﺠﺎﺳﺖ!
ﺩﺭﺱ ﺩﺍﺩ، #ﻣﺸﻖ ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﻱ ﻓﺮﺩﺍ ﺑﯿﺎﺭیم.
آن‌قدر ﺑﻪ ﺩﻟﻢ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺗﻤﯿﺰ ﻣﺸﻘﻢ ﺭﺍ ﻧﻮﺷﺘﻢ ﻭﻟﯽ ﻣﯽﺩﺍﻧﺴﺘﻢ ﻧﺘﯿﺠﻪی ﺗﻨﺒﻞ ﮐﻼﺱ ﭼﯿﺴﺖ!
.
ﻓﺮﺩﺍ ﮐﻪ آمد، ﯾﮏ ﺧﻮﺩﻧﻮﯾﺲ ﺧﻮﺷﮕﻞ ﮔﺮﻓﺖ ﺩﺳﺘﺶ ﻭ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﺮﺩ ﺑﻪ #ﺍﻣﻀﺎ ﮐﺮﺩﻥ ﻣﺸﻖﻫﺎ.
ﻫﻤﮕﯽ ﺷﺎﺥ ﺩﺭﺁﻭﺭﺩﻩ ﺑﻮﺩﯾﻢ. ﺁخر مشق‌هایمان ﺭﺍ ﯾﺎ ﺧﻂ می‌زﺩﻥد ﯾﺎ ﭘﺎﺭﻩ ﻣﯽﮐﺮﺩند.
ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺭﺳﯿﺪ ﺑﺎ ﻧﺎﺍﻣﯿﺪﯼ مشق‌هایم را نشاﻥ ﺩﺍﺩﻡ، دستانم ﻣﯽﻟﺮﺯﯾﺪ ﻭ ﻗﻠﺒﻢ ﺑﻪ ﺷﺪﺕ ﻣﯽﺯﺩ.
ﺯﯾﺮ ﻫﺮ ﻣﺸﻘﯽ یک ﭼﯿﺰﯼ می‌نوﺷﺖ. ﺧﺪﺍﯾﺎ ﺑﺮﺍی ﻣﻦ ﭼﯽ ﻣﯽﻧﻮیسد؟
ﺑﺎ ﺧﻄﯽ ﺯﯾﺒﺎ ﻧﻮﺷﺖ: #ﻋﺎﻟﯽ!
ﺑﺎﻭﺭﻡ ﻧﻤﯽﺷﺪ، ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺳﻪﺳﺎﻝ ﺍﯾﻦ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﮐﻠﻤﻪﺍﯼ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺩﺭ #ﺗﺸﻮﯾﻖ ﻣﻦ ﺑﯿﺎﻥ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ. ﻟﺒﺨﻨﺪﯼ ﺯﺩ ﻭ ﺭﺩ ﺷﺪ؛ ﺳﺮﻡ ﺭﺍ ﺭﻭﯼ ﺩﻓﺘﺮﻡ ﮔﺬﺍﺷﺘﻢ ﻭ ﮔﺮﯾﻪ ﮐﺮﺩﻡ، ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﮔﻔﺘﻢ ﻫﺮﮔﺰ ﻧﻤﯽﮔﺬﺍﺭﻡ ﺑﻔﻬﻤﺪ ﻣﻦ #ﺗﻨﺒﻞ ﮐﻼﺳﻢ. ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻡ #ﻗﻮﻝ ﺩﺍﺩﻡ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺑﺎﺷﻢ.
.
ﺁﻥ ﺳﺎﻝ ﺑﺎ ﻣﻌﺪﻝ ﺑﯿﺴﺖ ﺷﺎﮔﺮﺩ ﺍﻭﻝ ﺷﺪﻡ ﻭ همین‌طور ﺳﺎﻝﻫﺎﯼ ﺑﻌﺪ. ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺷﺎﮔﺮﺩ ﺍﻭﻝ ﺑﻮﺩﻡ؛ ﻭﻗﺘﯽ #ﮐﻨﮑﻮﺭ ﺩﺍﺩﻡ ﻧﻔﺮ ﺷﺸﻢ ﮐﻨﮑﻮﺭ ﺩﺭ ﮐﺸﻮﺭ ﺷﺪﻡ ﻭ ﺑﻪ #ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﺗﻬﺮﺍﻥ ﺭﻓﺘﻢ. ﯾﮏ #ﮐﻠﻤﻪ ﺑﻪ ﺁﻥ ﮐﻮﭼﮑﯽ ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ ﻣﺮﺍ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺩﺍﺩ.
.
ﭼﺮﺍ ﮐﻠﻤﺎﺕ #ﻣﺜﺒﺖ ﻭ ﺯﯾﺒﺎ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺩﺭﯾﻎ ﻣﯽﮐﻨﯿﻢ؟ ﺑﻪﻭﯾﮋﻩ ﻣﺎ ﭘﺪﺭﺍﻥ، ﻣﺎﺩﺭﺍﻥ، ﻣﻌﻠﻤﺎﻥ، ﺍﺳﺘﺎﺩﺍﻥ، ﻣﺮﺑﯿﺎﻥ ﻭ . . .
.
ﺧﺎﻃﺮﻩﺍﯼ ﺍﺯ امیرمحمد نادری قشقایی، ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺭﻭﺍﻧﺸﻨﺎسی ﻭ ﻋﻠﻮﻡ ﺗﺮبیتی ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﻛِﻨﺖ ﺍﻧﮕﻠﺴﺘﺎﻥ
.
.
#روانشناسي #روانشناسى #روانشناس #اخلاق #رفتار #تغییر #شخصیت #دیدگاه #نگرش #پیشرفت #امید #آموزش #ارزش #مشاوره #آموزنده #تفکر #داستان #انگیزشی

.
#زادروز_شاعر

نگاه ها چه ظالمانه جای کلمات را گرفته اند 
سکوت چه قدر جای صدا را 
هنوز نگفته ام دوستت دارم 
نگاهم اما به عربده گفت 
عربده ای که نرگس حافظ راپژمرده کرد 
هنوز نگفته ای دوستت دارم 
سکوتت اما بارانی شد 
و دل صنوبری خشکم را خرم کرد.
.
.
#منوچهر_آتشی
#مجموعه_اشعار
#نشرنگاه

#کتابدونی #کتاب #کتابخوانی #داستان #رمان #مطالعه #معرفی_کتاب #کتابفروشی #کتابفروش #قونیه #ترکیه
#book #books #bookstagram #bookworm #booklover #bookish #ketabdoni #bookstore #iran #tehran

📻 کوچه رادیو .....
حتی اگر هرگز
بار دیگر تو را نبینم
احتیاج دارم بدانم
که جایی
در این شهر کثیف ترسناک
در گوشه ای از این جهنم سیاه
تو هستی و مرا دوست داری 🖊ارنستو ساباتو
..... ☑️ @koocheradio

لینک کانال تلگرام در بیو

#کوچه_رادیو #رادیو #رادیوجوان #رادیو_جوان #رادیو_کوچه #داستان #داستان_کوتاه #عاشقانه

#مجسمه_سازی لطفا ورق بزنید
Gavin_Worth
.
.
📎#دیالوگ_ماندگار
.
.
لازم نیست یه ابر قهرمان باشین تا به دختره برسین..
نیمه گمشده تون از شما یه قهرمان میسازه... .
. 📽 Deadpool (2016)
.
.
برنامه های رادیو کافگرام را میتوانید از کانال تلگرام زیر دنبال کنید ( لینک مستقیم کانال در بیو ی پیج )
T.me/cafegramshz👈👈👈
اگر برنامه ها مورد پسندتان واقع شد ، کافگرام را به دیگر دوستان فرهیخته پیشنهاد دهید .

#رادیو_کافگرام #پادکست #رادیو_تلگرامی #ادبیات #هنر_نقاشی #هنرمند_ایرانی #هنرهای_تجسمی #هنرهای_نمایشی #تئاتر#نمایش #ادبیات_نمایشی #ادبیات_معاصر #هنر_معاصر #شعر#داستان#داستان_کوتاه #داستان_صوتی#رمان_صوتی #آشنایی_با_هنرمند #کانال_تلگرام #مونولوگ#عکاسی#موسیقی #پست_مدرن #مدرن #داستانخوانی#دکلمه_شعر #متن_ادبی

▪️نویسنده: #ادو_گاوارانپو
▪️مترجم: #محمود_گودرزی
▪️موضوع: #رمان
▪️انتشارات: #نشر_چترنگ
▪️نوبت چاپ:اول96
▪️قیمت:140000ريال 😉معرفی کتاب در کامنت😉
جدیدترین و #پرفروش_ترين_کتاب_ها را از ما بخواهید
ارسال کتاب همه شهرهای ایران از طریق پست‌ تهران از طریق پیک ارسال خواهد شد کانال تلگرام @soheil_koo
#داستان#تاریخی#رمان #مذهبی ،#نفیس#روانشناسی#شعر
شماره تماس09358213047
#book #ketab #کتاب_خوب #کتاب_باز #معرفی_کتاب #کتابخوانی #کتابخوان

.
#اولین_شب_پاییز
#قسمت_سوم

خان، حشمت را بعد از سه روز پیش زن و دخترک فرستاد.
به قول خودش آن سه روز هم زمان زیادی بود برای عذا داری.
حشمت این بار هم حامل پیامی بود که به مذاق هیچکس جز خان، خوش نمی آمد.
حشمت برایشان توضیح داد که خان فرمودند
چون شوهر شما حین کار برای خان جانش را از دست داده، خان هم خودش را موظف به نگه داری از شما می داند. البته این به این معنا نیست که زندگیه خان زاده ای به آنها دهد بلکه زیر سایه اش هستن. باید خدا را از این بابت شاکر باشند.
زن از اینکه خان به فکرشان بوده ابراز خوشحالی کرد اما دخترک از اول هم از خان خوشش نمی آمد و یک جور هایی او را مسبب مرگ پدرش می دانست.
اما بچه بود و حرفش برو نداشت.
چندی بعد زن و دخترک سوار ماشین حشمت شدند و به سمت عمارت رفتند...
.
.
ادامه دارد
.
.
.
#مهمینه
#داستان
#اولین_شب_پاییز م را میتوانید با همین هشتک در کانال دنبال کنید.

#هنر_عکاسی
لطفا ورق بزنید
هنرمند : Alexander McQueen
.
.
📎#دیالوگ_ماندگار
.
.

رویاهایی که در حد یک رویا باقی می مانند ما را نمی رنجانند،
ما بابت چیزهایی که آرزویشان را داشتیم
و محقق نشدند ناراحت نمی شویم.
اندوه عمیق ما برای چیزهایی است که
تنها برای یک بار اتفاق افتادند
و ندانستیم که دیگر تکرار نخواهند شد.
.
.
. 📚 مشکی برازنده توست
🕴 احلام مستغانمی .
.
برنامه های رادیو کافگرام را میتوانید از کانال تلگرام زیر دنبال کنید ( لینک مستقیم کانال در بیو ی پیج )
T.me/cafegramshz👈👈👈
اگر برنامه ها مورد پسندتان واقع شد ، کافگرام را به دیگر دوستان فرهیخته پیشنهاد دهید .

#رادیو_کافگرام #پادکست #رادیو_تلگرامی #ادبیات #هنر_نقاشی #هنرمند_ایرانی #هنرهای_تجسمی #هنرهای_نمایشی #تئاتر#نمایش #ادبیات_نمایشی #ادبیات_معاصر #هنر_معاصر #شعر#داستان#داستان_کوتاه #داستان_صوتی#رمان_صوتی #آشنایی_با_هنرمند #کانال_تلگرام #مونولوگ#عکاسی#موسیقی #پست_مدرن #مدرن #داستانخوانی#دکلمه_شعر #متن_ادبی

🔴پاسخی به مخاطبان زیر سایه سوال مهر ریاست جمهوری!! #افشاگری
#بابک_بیرانوند
چه بگوییم که این بار متهم شده ایم به #پاسخگو نبودن!
واقعیتش در طی چند سال نوشتن مقالات مجانی که با این سواد ملا بنویسم اندر احوالات #وقایع_الاتفاقیه به سمع و نظر محدود مخاطبان فضای مجازی و گاها #نشریات محلی مان رسانده ام، بارها و بارها بسیاری عزیزان مخاطب، با دلیل و بی دلیل متهممان کرده اند به حامی بی چون چرای دولتی و طنزنویسی لوس و چه، و چه، که بهتر از من شما با آن ادبیات آشنایید!!؟ راستش با شنیدن سخنرانی دیروز دکتر روحانی و سوال مهر ایشان اول تصمیم گرفتم همچون سالها بچه مودبی در رزومه دانش آموزی خود باز هم دست به سینه و بی حرکت در سکوت بی پیرایه خود بنشیم و هیچ نگویم که قرن ها معلمانمان این رفتار را نشانه ادب مرد می دانسته و در سیستم آموزشی زمان ما نیز همین بود که بر ما گذشت!
اما از خدا که پنهان نیست از شما چه پنهان از آنجایی که همیشه بعد از ساعتها دست به سینه نشستن و مرد ادب بودن حوصله مان از بچه مودبی سر میرفت و خیلی اتو کشیده و شیک و مجلسی شروع می کردیم به گیر دادن مودبانه به آموزگاران که تا آن لحظه با تمام وجود سعی کرده بودند ما را شستشوی مغزی دهند و آنچه در باب خاموش ماندن و رعایت ادب با نپرسیدن و تنها شنونده محض بودن را زیر سوال می بردیم!
چه انتظاری داشتید؟
همه می دانیم که واقعیت همیشه کمی غافلگیر کننده است!
و اما... از همان کودکی به واسطه ترکه هایی که از معلمان فداکار و دلسوزم نصیبمان می گردید، آموختم که این همه اصرار بر ادب مرد در ساکت ماندن و دست به سینه نشستن در ادبیات ما ریشه در عواقب سوال پرسیدن دارد که به هر لحظه می بایست منتظر تازیانه خوردن بود!
از این روی بعد از چندین صد مرتبه تجربه درد کشیدن از ترکه های به حق که در نتیجه سوالات نصیبمان می شد ، با مدد گرفتن از هزاران سال ادب و حکمت سخنان بزرگان به تکنیکی رندانه در سوال پرسیدن رسیدم که می شد هم سکوت کسالت بار کلاسهای هزار ساعته را شکست و هم معلم را خنداند و صد البته از گزند ترکه #معلم دور ماند!!! بلی عزیزان نقاد این بود شرح راز ناگفته زبان نرم نیش دار متن های پر از غلط املایی و انشائی ما!!!
(ادامه در کامنت 🔻🔻🔻)
#نویسنده #روزنامه #روحانی #ریاست_جمهور #اقتصادی #داستان #طنز

آموزش ستاره درخشان
#Holy Quran Sura 7 AL-ARAF
@asd_net
www.starderakhshan.net
0 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ In the name of Allah, Most Gracious, Most Merciful المص ﴿۱﴾ Qarib: AlifLaamMeemSaad. Sarwar: Alif. Lam. Mim. Sad. Shakir: Alif Lam Mim Suad Pickthall: Alif. Lam. Mim. Sad. Yusufali: Alif, Lam, Mim, Sad. كِتَابٌ أُنْزِلَ إِلَيْكَ فَلَا يَكُنْ فِي صَدْرِكَ حَرَجٌ مِنْهُ لِتُنْذِرَ بِهِ وَذِكْرَى لِلْمُؤْمِنِينَ ﴿۲﴾ Qarib: The Book
#آموزش_ستاره_درخشان
#holyquran, #quran, #sura7alaraf
#آموزش #آموزشی #اینترنت #آشپزی #اینترنت #رایانه #بازاریابی_اینترنتی #داستان #فناوری #چرم_دوزی #طراحی_پارچه #برنامه_نویسی #سیستم_عامل_گوشی
#آموزش_خیاتی_با_الگو
قرآن 💬 لطفا برای دوستان خود ارسال کنید ممنونم 💬
@asd_net

#آشنایی_با_هنرمند
#gerhard_richter
گرهارد ریشتر
.
.
کارهای ریشتر در گستره‌ای پهناور از بازنمایی رئالیستی تا رهایی کامل از "سوژه" جریان دارند. او در عرصه‌های گسترده و گوناگون کار کرده است، از سوژه‌های عکس‌گون تا انتزاع مطلق، از دستمایه‌های روزمره تا جلوه‌‌های قدسی، از چیدمان‌ها و بازسازی‌های "واقعی" تا موزاییک‌های "تزیینی" و پیکره‌های شیشه‌ای یا آینه‌ای...
این تنوع در کمتر هنرمندی دیده می‌شود، تا آنجا که گاه به نظر می‌رسد هنر ریشتر از استیل و "دستخط" که برای هر هنرمند اصیلی، ضرورت حیاتی دارد، فارغ است. اما این تنها ظاهر قضیه است: ریشتر از "هویت هنری" دور نیست.
.
.
برنامه های رادیو کافگرام را میتوانید از کانال تلگرام زیر دنبال کنید ( لینک مستقیم کانال در بیو ی پیج )
T.me/cafegramshz👈👈👈
اگر برنامه ها مورد پسندتان واقع شد ، کافگرام را به دیگر دوستان فرهیخته پیشنهاد دهید .

#رادیو_کافگرام #پادکست #رادیو_تلگرامی #ادبیات #هنر_نقاشی #هنرمند_ایرانی #هنرهای_تجسمی #هنرهای_نمایشی #تئاتر#نمایش #ادبیات_نمایشی #ادبیات_معاصر #هنر_معاصر #شعر#داستان#داستان_کوتاه #داستان_صوتی#رمان_صوتی #آشنایی_با_هنرمند #کانال_تلگرام #مونولوگ#عکاسی#موسیقی #پست_مدرن #مدرن #داستانخوانی#دکلمه_شعر #متن_ادبی

Most Popular Instagram Hashtags