#خباززاده

MOST RECENT

سلام
قول بده...
چی قول بدم اخه....
قول بده کوفتم نخری از بازار....
اخه پس چی بخورم....
هوا....
اخه هوا که همش بادشکم میاره...
گزینه ی دیگه یی روی میز نیست...
بابا ماشین وسکه نخریدم بزاریدحداقل کوفت بخرم...
همینه که گفتم...قول بده...
می خوام شکایت کنم...
ازکی....
ازمردان روزگار....
که چی بشه....
حداقل هوا رو بتونیم بخوریم....
خخخخخ
شکایت بکنی جیبت خالی میشه...
چطور....
بایدپول خرج کنی تا شکایت تورو پیگیری کنن‌...
وای ولش کن هواهم نمی خورم..
برویه قبربخر..خودموحلق اویزکنم
قبر؟؟؟
گرونه. توتحریم هستیم....
خدایا مارو ازشر اشرارنجات بده....
کاش وسایل چینی خونه های چینی مدشده بود توایران خاکسترکردن مرده هم مد می شد....
باشه باشه کوفتم نمی خورم.‌‌
کوفت بگیره تو دل هررجال مملکتی که کوفته می خوره اما مردمش کوفتم نمی تونن بخرن....
#زهرا#خباززاده#کمساری
#ایران#گیلان#رشت
#کوفت#کوفته#چینی

سلام
منم این پست رو میزارم.....
اما یک انتقاددارم.ویک سوال؟؟؟
سوال؟؟
واقعن چیزی نمی خریم....واقعن میشه نخرید....
انتقاد!!!
اگه فقط درحد پست وخودنمایی باشه ..همه می زارن...پس چرا خیلی ها صف می مونن برای خرید همین ماشین گروون...چرا بعضی ها خودشونوبه اب واتیش می زنن برای خرید دلار.....
درحد حرف همه خوب حرف می زنیم ..درحدعمل شایدخودمم کم بیارم....
خیلی از آدم های مشهورایران وجهان این کار کمپین رو فقط برای پزش اجرا می کنن...اما خودشون می خرن وعمل نمی کنن...
منم بخاطراینکه سازمخالف نزنم گذاشتم....
اما ادمی نیستم قولی بدم بعدانجام ندم...
قول نمیدم تخم مرغ شیر پنیرماست نخرم..چون اینارو اگه نخریم پس چی بخوریم....
یکی ازبزرگان ایران که اسمشو نمی برم گفت ملت بیداربشید...گرامی ملت بیداره..‌یه کاری کنید مسولین ازاین خواب خرگوشی بیداربشن.....
به امیدایرانی متحد
#زهرا#خباززاده#کمساری
#ایران# گیلان#رشت

سلام
به بهانه ی عیدمی خوام تمام دوستانی که وقتی کنارشون هستم خودم هستم تشکرکنم....ازتمام دوستانی که وقتی کنارشون هستم خودم را جمع نمی کنم تا خودم نباشم...
اول آمنه ی عزیزم خنده هات ارومم می کنه...نعیمه ی عزیز که وقتی باهم اشناشدیم بهتونه اسم هابودن...اسم همسرت چیه عباس ...چه جالب اسم همسرمنم عباسه...اسم پسرت چیه؟ابوالفضل...چه جالب مال منم....متولد چه ماهی هستی دی ..وای چه جالب منم دی.....
این شد که من با وجود نعیمه ودوستان دیگه ی انزلی رو تونستم تحمل کنم....مریم تقوی فرد عزیزکه وقتی برای اولین بارهمودیدیم من دوست داشتم خفه اش کنم چون درست برخلاف من کسی نبود که راحت حرفشو بزنه...وسکوت می کرد..گاهی دوست داشتم بزنمش...
تمام دوستانی که منو همین جور دوست دارن...دوست داشتم اسم خیلی ازدوستان روبیارم اما خوب که زوم شدم دیدم خودم نیستم پیششون....برای دوران پیری کسانی رو دوست دارم داشته باشم که ازته دلم دوستم داشته باشن...هیچ وقت منت سرم نزارن...نفرینم نکنن....توی عزاوشادی بخاطرخودم بیان...وقتی نقدمیشن دشمنم نشن....من جون میدم برای کسی که منو همین جور دوست داره ...‌ودوست نداره منو تغییربده.....
سخت بود بعضی ازدوستی هارو کناربزاری...اما تونستم چون بعدمرگ عزیزان فهمیدم بهترین کار احترام گذاشتن به خودمه....من هیچ وقت برای دل کسی کاری انجام نمی دم....شایدخودخواه باشم اما وقتی حال نمی کنم سخت نمی گیرم.‌‌باید خودم باشم...تغییردوست ندارم.....من رکم ...تلخم....جدی وشوخی درمن به صورت مساوی تقسیم شده ...وقتی می خندم ازته دل می خندم وقتی غمگینم ازته ذل غمگینم‌...وقتی عصبانی هستم ونگرانم راه میرم...حرف می زنم...و.وای وقتی خیلی عصبانی باشم سکوت بهترین گزینه است....
عیدهمه مبارک...دوستان خوبم ممنون که هستید......
#زهرا#خباززاده#کمساری
#گیلان#رشت

سلام
دیروز برای پیداکردن حال خوب راهی رشت شدم...تا در رونمایی کتاب بانوسمیه ربیعی شرکت کنم...شاید باشنیدن شادی دوستان شاعروشنیدن شعرهای ناب کمی ازغم رفتن برادررا کم کنم...‌هنوزعکس های دسته جمعی به دستم نرسید...روزخوبی بود بعدازکلی غم....شعرحال مرا خوب می کند...اما وقتی ازشعردورمی شوم دلتنگی به سراغم می آید...تبریک به سمیه ی عزیز....
وجای دوستانی که نمی تونستندبیان سبز.....
ازدیدن تمام دوستان انرژی گرفتم...اما نتونستم خوب شعربخونم....حالم زیادخوب نبود...‌
اما وقتی کنار مریم عزیزوآزاده ی عزیز بودم کمی خودم شدم تا غمم به آنها منتقل نشه..
عیدبرهمه مبارک...
وازدیدن دوستانی که درمجازی آشناشدم وازنزدیک دیدمشان هم خوشحال شدم....
#زهرا#خباززاده#کمساری
#گیلان#رشت#خاتم#انبیا

سلام
قراربود دربرنامه ی ماه عسل هرکس قهرمان زندگی اش را معرفی کند.‌‌..راستش من هم می خواستم شرکت کنم....اما برنامه ی روبیکا درگوشی من نصب نشد....اول می خواستم کسی را معرفی کنم که وقتی دوستان می شنیدندبلندبلندمی خندیدند...‌
بعدباخودم گفتم:قهرمان زندگی خودم خودم هستم....چه اشکالی داردآنقدر قوی باشیم که خودمان را قهرمان زندگی خودمان بدانیم....قهرمان زندگی خودم خودم هستم..‌چرا ؟چون با چهل ویک سال زندگی فهمیدم چطور آدم هارا کنار بگذارم.‌چطور به خودم احترام بگذارم...چطور دلتنگ آدم ها نشوم...چطور صبوری کنم.‌‌
خیلی ها مخالف بودندومی گفتندمسخره است ابروی خودت را می بری..‌‌
خداخواست روبیکا درگوشی من نصب نشد...
می خواستم نماینده ی زنانی باشم که دردهای پنهان زیادی را به دوش می کشندوهمچنان استوار ایستاده اند...می خواستم یک بارهم شده ازدرد بگویم..ازدردزنان سرزمینم.‌‌‌دردهایی که خیلی ازجاها سانسورشده‌‌‌‌..‌
خوشبختانه یا بدبختانه روبیکا وصل نشد.‌.وایده ی من ناتمام ماند....
من قهرمان زندگی خودم هستم....
توانستم آدم های زیادی را پرت کنم کنج تنهایی خودشان ....
توانستم قوی باشم...توانستم وبازهم می توانم.....
مرگ جدایی بی وفایی دروغ ازمن زنی ساخت درست مثل کوه مقاوم....
من صدای زنان سرزمینم هستم....
#زهرا#خباززاده#کمساری
#گیلان#رشت

سلام
نوشتن ازسنگ قبربرایم سخت است..امروز رفتم تا سنگ قبر برادرم را خوب نگاه کنم تا جایی اشتباه نوشته نشده باشد...شاید سرنوشت این جور بود که کارت عروسی اش را نبینیم....
چهلم نزدیک ومن لای سنگ قبرها پرسه می زنم....
سنگی که گاهی بی ارزش تصورمی شود..وقتی حرف سنگ قبرمی شود وتجملات سنگ بی ارزش آنقدر ارزش پیدا می کندکه نپرسید.....من که وصعیت کردم سنگی سیاه درست مثل تقدیرم....
گاهی لای سنگ ها به زمانه بد وبیراه می گفتم گاهی آه می کشیدم گاهی لبخندتلخی گوشه ی لبم جوانه می زد....
روزی ماهم خاک می شویم...ونمی دانیم کجا چطور.....
آن روز سوسک ها و مورچه ها همسایه جسم ماهستند...
#زهرا#خباززاده#کمساری
#گیلان#رشت

سلام
خیلی ازدوستان مجازی که ازنزدیک من را ندیده اندمن را با پست هایم تصورمی کنند..تلخ وهمیشه عصبانی....
اما وقتی یک باربنده را می بینندنظرشان عوض می شود...
حتا پارسال یکی از دوستان بعدازاینکه برای اولین بارازنزدیک منو دید باورنمی کرد که من هم بخندم ولبخندبزنم...
دنیای مجازی اسمش روی ان است مجازی ست ...واقعی نیست....
کلن ادمی نیستم زود با آدم ها صمیمی بشوم...دوست زیاد دارم اما رفیقی که وارد جزییات زندگی شخصی خودم بکنم کم....
بعدازفوت مادرم وبرادرم بعضی ازدوستی هارا کمرنگ کردم بعضی را پررنگ .....مرگ چیزهایی به من فهماندکه زندگی نه....
دراین شب ها حتا برای کسانی که دوستم ندارندآرامش آرزو دارم....
وهمه را می بخشم....تنهاکار دیگری که می کنم خودم را ازآنها می گیرم....خود خندانم را...خود همیشگی ام را...خوددرونم را....
دلشان خواست می بخشنددلشان نخواست نمی بخشند...
برای همه آرامشی ازجنس نور طلب می کنم.....
#زهرا#خباززاده#کمساری
#گیلان#رشت

سلام
من عاشق رنگی هستم که خیلی ها فکرمی کنندرنگ تنفراست...
من عاشق گلی هستم که خیلی ها فکر می کنندپوستش کلفت است....
این ها را نوشتم تا بگویم من دخترآخرخانواده دختری که برخلاف ظاهر آرامش سرکش است...گاهی باخودش فکر می کند اگر نوشتن بلدنبودد چطورباید حرف های خودش را منتقل می کرد...
وچقدرازخدا ممنونم که می توانم بنویسم...دراین شبها نتوانستم زیاداشک بریزم اما ایمان دارم خدای مهربانم همین نزدیکی هاست...همیشه چنددعارا زیرلب دارم...
خدایا گناهان مارا به پای فرزندان ما ننویس..
خدایا تااخرین لحظه ی زندگی عقل مارا ازما نگیر...
خدایا دوست بد نصیب فرزندانمان نگردان...
خدایا صبرجمیل به همه ی انسان ها عطا کن..‌
دعاگوی همه هستم ...
#زهرا#خباززاده#کمساری
#گیلان#رشت
#سبز#بمانید
#انسانم#آرزوست

سلام
بعدازچندماه غصه وغم به دعوت دوست عزیزم بانومریم تقوی فردشاعرخوب بروجردی به افتخارحضورسبزنگین عزیزشاعرخوب شیرازی ودیدن دوستان شاعرگیلانی بانوهما سامانی عزیزبانووحیده تقی پور گرامی بانومهسا طایری عزیزبانوآزاده ی ندایی گرامی وشنیدن شعرهای ناب کمی ازانرژی از دست رفته بازگشت...
ودوست عزیزم سودابه دوست داشتنی که شاعرنیست اما شاعرهارو دوست داره روزخوبی رقم خورد..برای همه ی این عزیزان آرامشی ازجنس آسمان ...ارزودارم...
#زهرا#خباززاده#کمساری
#بانوان#هما#سامانی
#وحیده#تقی پور
#مریم#تقوی فرد
#آزاده#ندایی
#مهسا#طایری
#نگین#ایمانی زاده
#سودابه
#گیلان#رشت#انزلی#شیراز
#بروجرد#تهران

سلام
وقتی نباشم خیرات غذا نمی خواهم فقط کتاب کتاب کتاب.....
کتاب کتاب...
#زهرا#خباززاده#کمساری
#گیلان#رشت
#کتاب#خیرات#کنید#غذای#روح

سلام
پارسال این شبا بودید.ونفس می کشیدید...چه دعایی کردید که دوتایی منو تنها گذاشتید...حالا من به عشق کی بیام رشت...زهرا آواره شد بعدشما...چی خواستی مامان که الان نیستی ..محمدتوچی ارزو کردی الان نیستی...
دوست دارم جیغ بکشم...دوست ندارم بیام رشت..‌انزلی روهم دوست ندارم...به عشق شماها میومدم رشت..‌‌حالافقط دوست دارم بیام سر مزارتون برگردم این شهر مه گرفته ی دلگیر...
یعنی پارسال تقدیر شما نوشته شد نباشید....کاش می دونستم..کاش ...
چکارکنم اروم بشم....انگاری سنگ لحدی روی سینه ی من سنگینی می کنه می خوام گریه کنم فشارمیاره نمی زاره....دوست دارم ببینم امشب تقدیرمن نوشته میشه سال بعدنباشم...
سخته دلم تنگه اونقدرکه دوست دارم جیغ بزنم...
براتون ارامش آرزو می کنم
برای من دعاکنید....
#زهرا#خباززاده#کمساری
#مادر#برادر#روحتون#شاد
#گیلان#رشت

سلام
باورکن یک روز آنقدر بی تفاوت می شوم که سایه ی توهم مرا به پرواز وادارنمی کند...باورکن یک روز آنقدر بی احساس می شوم به تمام نگاه های عاشقانه ی الکی خوش پوزخندمی زنم به نیت تمام لحظه های هدررفته...
باورکن یک روز تمام کسانی را که توی قلبم مچاله کرده بودم کنار می گذارم و پروازی عاشقانه را آغاز می کنم آن روز عاشق خودم می شوم عاشق خدای خودم....
باورکن یک روز بارانی چتری راکه برای من گرفته بودی پرت می کنم گوشه ی خاطراتمان وزیر باران دوباره عاشق می شوم این باربدون تو...بدون نفس های گرم تقلبی.....
باورکن یک روز خدا چترش را بازمی کندودلم را درآغوش خودش می گیردوبوی مادر را بوی پدررا نفس می کشم...
باورکن تورا سال هاست بو نمی کشم...درست مثل مادرم که با قرص های رنگی بوی خوشمزه ترین غذا را هم نمی شنید....
باورکن پرهای بسته ام یک روز بازمی شود وبه اوج پرواز می کنم...وچه لذت داردزیرباران با بوی خاک دوباره عاشق شوی......
#زهرا#خباززاده#کمساری
#گیلان#رشت

سلام
موردوم گب به قول امان گیلکان پشمه...
زیاد جدی نیگیرید....
باور بوکونید هروقت پشما بزنید اگه استعداد بدارید فرداییش جوانه زنه....موردموم گب دوروست عین پشما منه....هرچی بیشتر تی پوشت سرگب بزنید بیشتر استعداد جوانه زدن پشما دارید....بابا ولا کونید موردوم گبا....
لاغرا بید گید موعتاده ..‌‌چاقا بید گید...پورخوره کرا ترکه....گب نزنید گید..لاله...گب بزنید گید ادم خوره....
عروسوی نوکونید گید وای تورش بوسته....عروسی کونید گید زای ناوری...
زای اوری گید ...دوختر ناخایی...وای پسرم باور....طلاق گیری گید مردای موعتاد بود....زنای روسپی....
سکته بوکونی گید حتمن مواد بکشه..جوان مرگ بوبوست....سن زیاد بداری گید فوسیل بوبوست...
باوربوکونید موردوم حرف مثل پشمه....با بهترین تیغ مومکن هم بزنید فردا بازم جوانه زنه....
خودتان بیبید....بخاطر موردم گب خودتان بدبختا نوکونید...
ازمن به شومان نصیحت....
#زهرا#خباززاده#کمساری
#گیلان#رشت

سلام
پست قبلی درمورد گاو بود...حالا درمورد این موجود کوچک رازدار برایتان می گویم...
وای به حال صاحب گوشی اگر رمزش فاش شود...اگر مردی رمز گوشی همسرش را یادبگیرد..اگر‌زنی رمز گوشی همسرش را یادبگیرد...چه زندگی ها پاشیده می شود...
ما انقدرحواسمان نیست که فکرنمی کنیم اگر خدابخواهدمی تواندبایک چرت کوچک تمام محتویات رازهای گوشی را فاش کند..‌
ما آنقدرحواسمان نیست که فکرمی کنیم کسی نمی تواند..کسی جرات نداردبه حریم خصوصی ما واردشود...تمام گالری...دنیای مجازی مخاطبین راهم ثانیه یی رمز می گذاریم..حتا فکرنمی کنیم وقتی دار فانی را به قول گیلانی ها واچوکستیم...یعنی وفات یافتیم شریک زندگی ما به گور ما هم تف نمی ریزد ...چون تمام رازهای گوشی برملا می شود...
مواظب دلتان باشید..خیانت رنگ ولعاب دیگری گرفته...
حداقل وقتی درحال مرگ هستید گوشی تان را محکم پرت کنید توی نزدیک ترین سطل زباله تا حداقل شریک زندگی تان رازهای شمارا متوجه نشود..‌‌حداقل یک فاتحه به روح سرگردان شما بفرستد
#زهرا#خباززاده#کمساری
#گیلان# رشت
#رازهای#سر#به# مهر

سلام
گاو حیوان مفیدی است...ماآدم ها به گاو رحم نمی کنیم....به گوشت وپوست وشیرو شاخ و استخوانش هم رحم نمی کنیم....حتابه شعورش
اما شاید باورتان نشود زن های ابرو مندزیادی درخانه گاو خطاب می شوند...مادرهایی که نجابتشان را هنوز پاکیزه داشته اند....اما باکوچک ترین بحثی درخانه همسر شریک زندگی خودش را گاو خطاب می کند...
تو گاوی....تونمی فهمی....توبایدبه تیمارستان بروی..‌نفهم به تو می گن...هیچی نمی دونی .عقب افتاده هستی ..به روز نیستی...خاک برسرتو...اشغالی...گاو ازتوبیشترمی فهمه...‌
والقاب زشت دیگه..‌
هنوزبرای من سواله گاوها بیشتر می فهمندیا آدم ها...؟
#زهرا#خباززاده#کمساری
#گیلان#رشت
#گاو#حیوان#مفیدی#است
#انسان#بمانیم.

سلام
دست هایش را نزدیک بدنم آورد..هرچه تلاش کردم دستش به بدنم نخورد نشد..اولش شرم می کردم بعدآنقدرمهارانه لذت را وارد سلول های من کرد که باخودم گفتم همین بود چیزی که مادرم منع می کردش....هربارکه نزدیکم می شد انگاربعضی ازحس هایم موافق این کار بودند...بعضی نه....گاهی دوست داشتم خودم جلو تر بروم وببینم بزرگترها ازچه لذتی حرف می زنند...با دست های مهربانش ارام ارام وارد جاهای خصوصی بدنم شد..همان جایی که وقتی حمام می رفتم مادرم هم نگاه نمی کرد....این بارداشت با فشارزورمرا وارد مرحله ی جدیدی می کرد..که لذت نداشت درد به سراغم امد...یادحرف مادر افتادم یاداینکه عزیزم از بعضی از آدم ها فاصله بگیر..اما نگفته بود چرا....
وقتی دست هاودهانم را محکم گرفت تازه فهمیدم نباید نباید....
این حرف هاشاید حرف خیلی از دخترها وزن های سرزمین من باشد...
اما حالاباید به پسرهای خودمان هم یاد بدهیم مواظب قسمت های خصوصی خودتان باشید...
من هم به پسرم هم به دخترم گفتم...
شیطان را دست کم نگیریم...وسوسه های شیطانی دامن خیلی هارا لکه دار کرده است...ازروحانی تا قاری قران تا راننده ی سرویس تا پدرتا مادرتا مدیرمدرسه تا ناظم مدرسه تا خیلی ازآدم هایی که ما ظاهرشان را خوب تصورمی کنیم....
آموزش درست به فرزندان ما پیشگیری ازاین درداست..
#زهرا#خباززاده# کمساری
#گیلان#رشت
#نه#به#تجاوز#کودک#آزاری
#پیشگیری# فرزندان#را#آگاه
#کنیم

سلام
می دونم گاهی از دوستان نگران من می شن...خیلی ازدوستان حتا یک بارم منو ندیدن اما لطف دارن...می دونم گاهی پستام بعضی یا رو اذیت می کنه....می دونم هیچ‌وقت ادم معروفی نمی شم...
فقط این و می دونم نوشتن آرومم می کنه....اونقدر آروم که فکرمی کنید به خواب رفتم....خیلی از پست های پیجم ربطی به زندگی خصوصی من ندارن....من با هرتصویری با هر درد ودل دوستی می نویسم...گاهی عصبانی هستم از دردهای جامعه ام ومی نویسم...مهم نیست صدام به بالاهابرسه یا نه...فقط می نویسم تا سبک بشم...
کاردیگه یی بلدنیستم...ببخشیداگه گاهی دوستان رو ناراحت کردم ببخشیداگه بعضی ازپستام تندوتیزبود...من بایدبمیرم تا زبون تیزمن دفن بشه....
وقتی عصبانی هستم سکوت می کنم ...
درد زیاده حوصله کم....
دردزیاده گوش شنوا کم.....
دردزیاده دوست کم......
دردزیاده جسارت کم....
دردزیاده صبرکم...
نوشتن فقط آرومم می کنه...پس من نه استادم نه برای مقام می نویسم..می نویسم تا روزی بتونم چاپشون کنم ومخاطب بخونه...تا به درون من نزدیک بشه...من ساده می نویسم وهیچ وقت پامو بیشترازگلیم درازنکردم...
شایدروزی برای اعیادزنان پست بزارم...لطفن بعدفکرنکنید اعتیاددارم.‌‌‌...
شایدروزی درمورد خیانت پست بزارم شایدروزی درمورد تجاوز پست بزارم...لطفن بعدفکرنکنیدتمام پست های پیجم مربوط به خودمه....
نویسنده باید بنویسه درموردهرچیزی که تحریکش می کنه...
بهاری باشید...غم نبینید
#زهرا#خباززاده#کمساری
#گیلان#رشت

سلام
چندوقت است دارم فکر می کنم دوازده آبان شصت ویک خبرشهادت برادر...دوازده ی دی نودوشش خبرآسمانی شدن مادر....دوازده ی اردیبهشت نودوهفت پرکشیدن برادرعزیزم...‌برادری که وقتی چهارسال داشتم به دنیا آمد...چه خاطراتی راه گلویم را بسته است..چهلمش نزدیک ومن هنوزباور ندارم....هنوز الکی به شماره ی منزل مادر زنگ می زنم تا گوشی را برادربرداردوخوش وبش کنیم...وقتی گوشی را برنمی داردباخودم الکی می گویم حتمن رفته نان بگیرد...‌هنوز زبانم نمی چرخد بگویم فاتحه بر روح محمد...هنوز ....دارم فکرمی کنم وقتی خودم آسمانی شوم کسی برای دلتنگی من آه می کشد..‌یکی یادش می افتدکسی توی این همه دلتنگی نفس می کشید...
راستی کسی می داندآدرس دلتنگی اموات کدام خیابان است.‌.کدام کوچه کدام پلاک....؟؟؟
#زهرا#خباززاده#کمساری
#گیلان#رشت
#دلتنگی#دلتنگی

سلام
من که آشپزی خوب بلدنیستم تا برای شما غذا خیرات کنم....من که خوب قرآن خواندن هم بلدنیستم اما هرروزبرای آرامش شما می خوانم...من که نمی دانم چه چیزی شما را آرام می کند...عزیزانم خوب می دانیدکه عاشق کتابم...‌برای شادی روح شما هرچه درتوان داشتم ختم انعام گرفتم تا عکس های شمارا روی صفحه ی اول بزنم وامیددارم هرکس که این کتاب ها به دستشان برسدبرای شادی شما فاتحه می خواند...
من زیاد دوست ندارم غذای جسم خیرات کنم...ترجیح می دهم غذای روح خیرات کنم...
برای آرامش ما دعاکنید...واین خیرات کوچک را ازمن بپذیرید...
#زهرا#خباززاده#کمساری
#مهدی#خباززاده#پدر
#مریم#آسیه#نیکویی#مادر
#حسین#حجت#برادر#شهید
#محمد#برادر#عزیزم
#روح#شما#شاد
#خیراتی#متفاوت#فاتحه#صلوات
#گیلان#رشت

سلام
بعضی از زندگی ها ازدور قشنگند..آنقدرقشنگ که درکوره راه زمستان فقط زیبایی هایش را می بینید...حتا متوجه نمی شوید خانه سرداست درست مثل گور سردی که یک جسد گرم را درخود هل کرده است...وقتی لباس سفید می پوشی وبلندبله می گویی ارزوهایت رنگی می شود...وقتی اولین حس مادرشدن به سراغت می آیدفکرمی کنی خدا تمام مهربانیش را به تو تقدیم کرده است...اما وقتی بعدچندسال حس می کنی بایدبرای فرزندت زندگی کنی تمام درونت ازهم متلاشی می شود...فکرمی کنی تنهای تنهاتوی زمستانی قدم می زنی که لباس گرم نپوشیده یی.....زن های زیادی فقط بخاطر فرزندادامه ی زندگی می دهند...وچقدر سخت است زن باشی زنانگی نکنی وفقط وفقط مادرشدن را تقویت کنی..‌درست مثل این است استعدادکاری را داری اما اجازه نداری شکوفاشوی...‌زن هایی هستندکه فقط باید درمقابل خیانت سکوت کنند...کار مردها همیشه درجهان اسان تربود‌....خیانت ببینندجایگذین می کنندوگذشته را اصلن بیاد نمی آورند..زن هاکه خیانت ببینند..به همین راحتی نمی توانندجایگذین کنند..‌باید درتنهایی خود خفه شوند...چون جامعه خیانت زن را نمی پذیرد ..اماباخیانت مرد راحت تربرخوردمی کنند.....
زن ها دنیای سخت تری دارند...دنیای پیچیده تری دارند...دنیای خنده دار تری ....دنیای ....
دنیای.....
#زهرا#خباززاده#کمساری
# گیلان#رشت

Most Popular Instagram Hashtags