#خالد_حسینی

MOST RECENT

#بادبادکباز
#خالد_حسینی
#زیبا_گنجی #پریسا_سلیمان_زاده
انتشارات:#مروارید
#رمان_خارجی #ادبیات_داستانی #داستان_افغانستان .
کتاب بادبادک باز روایتی است از زندگی امیر، یک پسر افغانی که به عنوان اول شخص داستان را بازگو می کند.

داستان قبل از اغتشاشات افغانستان شروع می شود و در داستان با اغتشاشات نیز مواجه می شویم.

در این رمان سیاست شدیدا کمرنگ بیان شده و بیشتر روی ارتباطات و احساسات مردم بحث شده است.

این رمان وجه های گوناگون زندگی را نشان می دهد، از فرهنگ یک ملت می گوید، از تناقض های افکاری بین افراد می گوید، از رسومات می گوید و…

ولی مغز اصلی و نخ ارتباطی داستان، ماجرای بین دو دوست یعنی امیر و حسن است.

امیر و حسن هر دو با هم بزرگ شده اند و از یک پستان شیر خورده اند.

امیر پسر یک ارباب است ولی حسن پسر خدمتکاری است که در خانه پدر امیر کار می کرد.

حسن نمونه یک انسان پاک و بی غش بود که با تمام وجود خود را فدای امیر کرد. در جای جای زندگی حسن درد خفته به طوری که با خواندن داستان محال است بغض تمام وجودتان را نگیرد. یک انسان پاک که هر جا خود را فدا می کرد تا به امیر کمک کند، یک انسان وفا دار.

این رمان از مشکلات یک کشور رنج کشیده می گوید.

از دید نژادی نسبت به هم از رسوم سنتی اشتباه از زندگی طبقاتی از جنگ های خانمان سوز که رنگ انسانیت را از یک کشور می شوید و برای لقمه ای نان باید جان داد یک سرنوشت سرتاسر زجر برای کودکان از زجرهای جنسی تا زجرهای روانی از مشکلات پناهجویان می گوید از غربت از بی توجهی از درد های خاموش میگوید.
.
قیمت : 28000 تومان
تعداد صفحه : 420
#kiyanbook
.
با سپاس فراوان از :
@nazaninmohamadi6664

____________________________________________
امیدوارم اگر خدایی هم آن بالا هست به‌جز آمار برداری از ویسكی خوردن و گوشت خوک خوردن من، حواسش به چیزهای مهم‌تر دیگری نیز باشد..! _بادبادک باز
#خالد_حسینی

" اين كه مي گويند گذشته فراموش می شود ، چندان درست نيست. چون گذشته راه خود را با چنگ و دندان باز می كند." #بادبادک_باز
#خالد_حسینی

عداء الطائرة الورقية (بالإنجليزية: The Kite Runner) هي أول رواية للروائي الأمريكي من أصل أفغاني خالد حسيني، والتي تحكي قصة الفتى أمير من حي وزير أكبر خان في كابل وصديقه المقرب حسان، خادم والده الهزاري. تقع أحداث القصة على خلفية أحداث مضطربة من سقوط للنظام الملكي في أفغانستان، مروراً بالتدخل العسكري السوفييتي، فنزوح اللاجئين إلى باكستان والولايات المتحدة ومن ثم صعود نظام طالبان.

يصف خالد حسيني الكتاب بأنه قصة عن العلاقة بين الأب والابن، مشدّداً على الجوانب الأسرية في الرواية، وهو عنصر واظب على استخدامه في أعماله اللاحقة.[1] تبرز في الكتاب مشاعر الذنب ومحاولة التكفير عنه مع ظهور مشهد يتعرض فيه حسن للاعتداء وفشل أمير في الدفاع عن صديقه. يركز الكتاب في نصفه الثاني على محاولة أمير التكفير عن ذنبه حيث يحاول إنقاذ نجل صديقه بعد مرور عقدين من الزمان.

أصبح الكتاب من أكثر الكتب مبيعاً بعد نشره ونال شعبية في نوادي الكتب. تصدّر الكتاب قائمة النيويورك تايمز للكتب الأكثر مبيعاً لأكثر من عامين، حيث بيع منه أكثر من سبعة ملايين نسخة في الولايات المتحدة. حصل الكتاب على نقد إيجابي بشكل عام. على الرغم من ذلك، أثارت بعض أجزاء الكتاب جدلاً في أفغانستان. أتبع نشر الكتاب صدور فيلم بنفس العنوان عام 2007 وعدة عروض مسرحية ورواية مصورة.#عداء_الطائرة_الورقية #خالد_حسینی #.#كتب #روايات #تحدي_100_كتاب #ماذا_تقرأ #كتاب_انصح_به #قراءة #اقتباس #أصدقاء_القراءة #أصدقاء_الكتاب #تحدي##كتاب#كتب#كتبي#مكتبة_الكويت#الخليج#الكويت#قطر#السعودية#توصيل#وصل#شعر##ماذا_تقرأ #ماذا_تقتبس #وصل_حديثا #قراءة #جديدنا #قراء #كتابات #يكتب #٢٠١٨ 💥💥لا تبخل علينابرايك في الكتاب ...

في آخر صفحة من الرواية يذكر الكاتب الأفغاني خالد حسيني أن عنوان الرواية (ألف شمس مُشرقة) أتى من قصيدة للشاعر صائب التبريزي، وهو شاعر أفغاني من القرن السابع عشر.

لا يمكن قراءة هذه الرواية ـ التي صدرت عن دار دال للنشر بترجمة جيدة لمها سعود ـ إلا ويشعر القارئ أنه مخطوف الأنفاس، وبأنه في قلب الجحيم، لدرجة تساءلتُ مراراً: أليس من المعقول أن يكون الجحيم هو الحياة على الأرض، وبأن البشر واهمون إذ يتخيلون أن الجحيم هو في مكان آخر!! صحيح أن القصة التي تدور حولها أحداث الرواية، عن امرأتين أفغانيتين، مريم وليلى، مريم ابنة الحرام، لرجل أفغاني ثري، له ثلاث زوجات، لكنه وإثر علاقة عابرة مع امرأة وضيعة، وجد نفسه أباً لطفلة، لم يجرؤ على الاعتراف بها، لأنه سيشوه سمعته وسمعة زوجاته الثلاث وأبنائه، فعاشت مريم مع أمها، حياة بائسة لكنها كانت تحب والدها كثيراً، وتحلم أنه ذات يوم سوف يفتح له بيتها.. لكنه وبعد وفاة أمها منتحرة، أسرع بتزويجها من رجل يكبرها بأكثر من ثلاثين سنة، أرمل وله ابن توفي غرقاً.. تذعن مريم لمشيئة والدها وتكتم ألمها ، وتعيش مع زوجها خادمة.. ولم تنجح بأن تنجب له ولداً، فاتخذ من ذلك عذراً لضربها وتحقيرها ومعاملتها كما لو أنها حيوان، وتَفجّر حقده عليها ساحقاً ومروعاً، لدرجة أنه أجبرها ذات يوم أن تمضغ الحصى رغماً عنها، مستمتعاً بصوت تكسّر أسنانها.. #الف_شمس_ساطعة #خالد_حسینی #‎#قراءة##إبداع#لايك#تابع#انستقرام#جديد#روعة#للبيع#توصيل_منازل#الكويت#أفق#ثقافة#ملتقى_الثلاثاء_الثقافي#غرد_بصورة#كتاب_أنصح_به#كتاب_أعجبني#ماذا_تقرأ#هاشتاق#رواية#روايات#مكتبة_الكويت#رواية#روايات#اقتباس#ماذا_تقرأ#تاريخ

. هزار خورشید تابان بر دستانم
و هزاران هزار خورشید تابان بر دلم.

هزار خورشید تابان حکایتیست از رنج زنان سرزمینی که خود خورشیدند.
قصه رنج زنانی که رنجشان سوزاننده تر از هزار خورشید تابان است.

#هزار_خورشید_تابان
#خالد_حسینی
#مهدی_غربائی
#نشر_ثالث

.
یک بار آن وقت‌ها که خیلی کوچک بودم.. از درختی بالا رفتم و از سیب‌های سبز کال خوردم..دلم خیلی درد گرفت.. مادرم گفت اگر صبر می‌کردم تا سیب‌ها برسند، مریض نمی‌شدم...
حالا هر وقت چیزی را از ته دل می‌خواهم، سعی می‌کنم حرف‌های او را در مورد "سیب کال" یادم باشد... #سیب_کال
#توهم_رفاقت
#بر_باد_رفته
#عشق
#خالد_حسینی

#هزار_خورشید_تابان
#خالد_حسینی
برگردان:#مهدی_غبرائی
#نشر_ثالث
#رمان_خارجی #ادبیات_داستانی #زنان_افغان #داستان_افغانستان .

هزار خورشید تابان نام دومین کتابی است از نویسنده مشهور افغان که بعد از انتشار کتاب بادبادک باز منتشر شد. این کتاب که داستانی را در فاصله زمانی ٥٠ ساله (از ١٩٦٠ تا ٢٠٠٣) روایت می کند، داستان دو زن افغان به نام های مریم و لیلاست که با وجود اختلاف بسیار زیاد، دست سرنوشت آنها را برای مدتی همخانه می کند.
کتاب شرح زندگی و سیاه بختی زنان افغانی و تا یک حدودی وضعیت افغانستان در سال های اخیر می باشد . مریم دختر نامشروع یکی از پولداران هرات از خدمتکارش می باشد . در زمانی کودکی مریم هنوز جنگ در افغانستان شوع نشده . مریم ننگ پدرش است و از خانه رانده شده . او نماد زندگی زنی از طبقه پایین افغانستان در زمان صلح است که اواخر عمر خود را نیز رد جنگ طی می کند . لیلا دختری از یک خانواده روشن فکر افغانیست که از همان کودکی جنگ ب او سایه می افکند . نمادی از زندگی زنان دوران جنگ . سرنوشت مریم و لیلا به هم گره می خورد....
.
قیمت : 38000 تومان
تعداد صفحه : 438
#kiyanbook

.
” این را بدان، همیشه آویزه گوشت باشد، دخترم: انگشت اتهام مردها، درست مثل عقربه قطب‌نما که در همه حال رو به شمال می ایستد، همیشه رو به زن‌ها نشانه میرود....همیشه این یادت باشد مریم.....!“
.
#نوروز_تا_نوروز_با_۲۴_کتاب #کتاب_سی‌وچهارم #هزار_خورشید_تابان #خالد_حسینی #پریسا_سلیمان_زاده #زیبا_گنجی
#سیزدهمین_کتاب_تابستان۹۷
.
به قول یکی از دوستان، اگه یه خانوم اروپایی این کتابو بخونه، شاخ در میاره از این حجم مرد سالاری، ولی برای یک زن شرقی زندگی مریم‌ها و لیلاها کاملا ملموس و قابل درکه و چه بسا خودشون یه لیلا و مریم جون به لب شده از دست مردهایی مثل رشید باشن......
جناب حسینی درباره این کتاب گفتن همونطور که بادبادک باز درباره پدران و پسران سرزمینم بود، این کتاب ادای دینی بود به زنان و مادران سرزمینم.....
هزار خورشید تابان در چهار بخش روایت شده:
بخش اول مربوط میشه به زندگی مریم که اصالتا اهل شهر هرات هست و بعدها سرنوشت براش جوری رغم میخوره که به کابل کوچ میکنه و.....
بخش دوم، داستان زندگی لیلاست....دختر معلم روشنفکری که دوست داره دخترش درس بخونه و.....
و درنهایت تو بخش سوم زندگی لیلا و مریم به هم‌ گره میخوره و.....
درباره بخش چهارم هم چیزی نمیگم،‌چون ممکنه داستان لو بره😀😀😀
مثل باقی آثار جناب حسینی، عالی و تاثیرگذار....از دوتای قبلی خیلی بیشتر پسندیدم، چه حیف که غیر از این سه تا دیگه کتابی به قلم ایشون نوشته نشده، یا اگه شده من نمیشناسم......

.
خب پس قصه می خواهید و‌من برایتان می گویم. اما فقط یکی. هیچکدامتان از من بیشتر نخواهید. دیر وقت است و فردا من و تو ، پری، یک روز سفر دراز در پیش داریم. تو هم همین طور عبدالله.
من و خواهرت که رفتیم، چشم امیدم به توست. مادرت هم همین طور. خب. پس شد یک قصه. گوش کنید، هر دو خوب گوش کنید و حرفم را هم قطع نکنید.
.
پ.ن: سومین رمان از خالد حسینی که مجبور بودم بخاطر کارای دیگم، کم کم بخونم.
کتاب با قصه ی پریان و اجنه و غول ها شروع شد ولی همون، تو داستان پیاده شده بود و این برام یکی از نکات جالب کتاب بود. در کل کتاب خوبی بود هر چند که خیلی دوست داشتم بدونم چی به سر دو‌تا از شخصیتای کتاب اومد و احساساتشون چطوری ‌بود.
پ.ن۲:مثل دو تا کتاب دیگه، کتابِ پر از دردی بود.
.
#ندای_کوهستان #و_کوهستان_به_طنین_آمد #کتاب #کتابخوانی #همدان #ایران_همدان #خالد_حسینی
#Hamedan #Iran #Iran_hamedan #hamedan_province #hamedan_book #abbasabad_hamedan #abbasabad_hill #And_the_mountains_echoed

سلام این اقا اسمش خالد حسینی هست نویسنده خوب افغانی . در ماه مارس سال
2001
در حالی که مشغول تحصیل در رشته پزشکی بود نوشتن اولین رمان خود، بادبادک باز را آغاز کرد (مثل همسر عزیزم ) و زمانی که این کتاب  در سال
2003
منتشر شد به یک کتاب پرفروش بین المللی و کلاسیک تبدیل شد و در لیست پرفروشترین های نیویورک تایمز قرار گرفت.

آثار: بادبادک باز، هزار خورشیدتابان، و کوهستان به طنین آمد یا ندای کوهستان با خوندن کتاب بادبادک باز اشنا میشیم با فرهنگ مردم خوب و جنگ زده افغانستان . و اینکه چقدر جنگ تاثیرات شومی داره .
البته تو این کتاب به نظر من چیزهای دیگه هم یاد میگیری مثلا وفاداری از خودگذشتی ، شجاعت ، اینکه در برخی از مسائل اگه دیر تصمیم بگیری و دیر اقدام کنی ممکنه اثرش تا پاین عمر گریبان گیرت بشه ...اینکه اطرافیانمون رو همینجور که هستن دوست داشته باشیم .
#کتاب
#خالد_حسینی
#افغانستان

.
این حرف آویزه ی گوشت باشد، دخترم: مثل عقربه ی قطب نما که همیشه رو به شمال است، انگشت اتهام مرد همیشه یک زن را پیدا میکند. همیشه یادت باشد، مریم. 📕 هزار خورشید تابان .
#خالد_حسینی

مثل عقربه قطب نما که همیشه رو به شمال است، انگشت اتهام مرد همیشه یک زن را پیدا می کند.
#هزار_خورشید_تابان
#خالد_حسینی

📚 #برشی_از_یک_کتاب 📗 #بادبادک_باز#خالد_حسینی 👤 برگردان: #مهدی_غبرائی

جز من که استثنای چشم گیری بودم، بابا دنیا را در قالب آنچه دوست داشت شکل داد. البته مشکل اینجا بود که بابا دنیا را یا سیاه می دید یا سفید و خودش تصمیم می گرفت چه چیز سیاه است و چه چیز سفید. نمی توان آدمی را که اینجور زندگی می کند دوست داشت و از او نترسید. شاید آدم کمی هم از او نفرت پیدا می کرد.
#کتاب#کتابخوانی#مطالعه#کتابخانه#بدانیم_بخوانیم#بخوانیم_تا_بدانیم#برشی_از_یک_کتاب
📚@bedanim_bekhanim

#گزیده_کتاب
یک بار آن وقت‌ها که خیلی کوچک بودم، از درختی بالا رفتم و از سیب‌های سبز کال خوردم، دلم باد کرد و مثل طبل سفت شد، خیلی درد می‌کرد. مادرم گفت اگر #صبر می‌کردم تا سیب‌ها برسند، مریض نمی‌شدم.

حالا هر وقت چیزی را از #ته دل می‌خواهم، سعی می‌کنم حرف‌های او را در مورد "سیب کال" یادم باشد... 📚بادبادک باز
✍️🏻 #خالد_حسینی
فک کنم دیگه وقتشه😊

#Z.Als.H prof de français. "ژنرال یک هدیه ی اضافی به من داد، یک ماشین تحریرنوِ آی بی ام. توی جعبه یاداشتی به زبان فارسی گذاشته بود:
امیر جان،
امیدوارم داستانهای زیادی از این شستیها استخراج کنی.
ژنرال اقبال طاهری"
متن از بادبادک باز خالد حسینی
عکس:ز.ال.ح آموزگار زبان فرانسوی ۱۳۹۷
#ادبیات_جهان #ترجمه #کتاب #کتاب_خوب #کتابدونی #ادبیات #ادبیات_معاصر #ادبیات_جهان #ترجمه#کرم_کتاب #خالد_حسینی #داستان #کتابخوانی #رمان #داستان_بلند #خوره_کتاب #کتابخوان #کتابخوانی_باهم #بادبادک_باز #بادبادک #ماشین_تحریر
#photo #photomobile #mobilephotography #mobilephoto #photoshoot #photography

Most Popular Instagram Hashtags