[PR] Gain and Get More Likes and Followers on Instagram.

#تهمینه_اطمینان_مقدم

62 posts

TOP POSTS

ادامه داستان زندگی
#تهمینه_اطمینان_مقدم
به این ترتیب ایرج به همراه مادرش به خواستگاری ام آمد. پدرم به ایرج گفت: «شما چه کاره اید؟» گفت: «دانشجو هستم». پدرم گفت: «درآمدت از کجاست؟» ایرج گفت: «من الان در داروخانه برادرم کار می کنم و یک اتاق هم در خانه برادرم به من دادند و اونجا می شینم». پدرم گفت: «همین؟» ایرج گفت: «بله».
مادرش هم گفت: «بچه من الان داره درس می خونه و هیچی نداره. اینا چه جوری می خوان زن و شوهر بشن و با هم زندگی کنند؟» همین شد که پدرم موافقت نکرد. حالا من هم 3، 4 ماه مانده که 18 ساله بشود. من در زندگی ام هر کاری را که بخواهم بکنم، می کنم و عواقبش را هم به گردن می گیرم. بالاخره خانواده وقتی دید من بیرون می روم و می آیم تا ایرج را ببینم در را روی من قفل کردند. این مساله که شد دیگر با ایرج از سر دیوار حرف می زدم. یک روز به ایرج گفتم: «من 18 ساله م شده. خودمون بریم عقد کنیم». ایرج هم گفت: «آره، آره» به این ترتیب یک روز بچه ها از داخل حیاط برایم قلاب گرفتند و من از دیوار بالا رفتم و از آن طرف پریدم پایین و با ایرج رفتیم محضر و عقد کردیم. حالا دختر باکره برای عقد پدرش را می خواهند که من این ها را دیگر بلد نبودم. خلاصه عقد کردیم و شب برگشتم خونه و با ذوق به بچه ها گفتم: «بچه ها من شوهر کردم». انگار داریم عروسک بازی می کنیم. یادم هست در حیاط روی تختم پشه بند زده بودم و یک مشما هم بالایش دوخته بودم که وقتی باران می آید پا نشوم بروم داخل اتاق. فردایش رفتم بیرون وقتی می خواستم به خانه برگردم دیدم خواهرم سر خیابان است. یک چمدان کوچولو دستم داد و گفت: «بابا سرو شو زده به دیوار و خون از سرش بیرون زده و مامان هم داره گریه می کنه و گفتنداین چمدونو بده دستش بگو بره و دیگه نیاد». من هم چمدان را گرفتم و رفتم پیش ایرج. پدر و مادرم دیدند اینطوری بدتر شد. به همین خاطر رضایت دادند و ایرج را صدا کردند که مهر بکند و نمی دانم آینه شمعدان بگیرد و از این کارها انجام بدهد. به ایرج گفتم: «هرچی بهت گفتند بگیر بگو نه». ایرج گفت: «من اصلاً پول ندارم که بخوام چیزی بگیرم». بعد هم ایرج همیشه یا یک چیز خوب می گرفت یا اینکه هیچی نمی گرفت.
من هم گفتم: «من نه عروسی می خوام. نه لباس عروس می خوام. اگه بگیرید هم من عروسی خودم نمیام.» الان هم به این چیزها اعتقاد ندارم. این چه مسخره بازی است. ما بیاییم مثل دلقک ها یک لباس بپوشیم و برویم آن وسط و یک عده هم بیایند یک چیزی بخورند و بروند. آن وقت چه شده؟ من عروس شدم؟ بهترین حالت این است که در یک جمعی با کسانی که آدم را دوست دارند بنشینی....ادامه↖

بانو #تهمینه_اطمینان_مقدم بازیگر دوران طلایی و پسرشون جاوید نام#تورج_قادری فرزند ارشد استاد #ایرج_قادری
#یادها_و_خاطره_ها #سینمای_ایران

#تهمینه_اطمینان_مقدم
از دیروز تا امروز

تهمینه اطمینان مقدم
یکی دیگراز هنرمندان نسل طلایی هنر
که متأسفانه اطلاعاتی ازایشون نتونستم پیدا کنم
درضمن ایشون همسر زنده یاد ایرج قادری بودن

دوستان وعزیزان خواهش میکنم به کوچکترها یادآوری کنیم اگه بزرگترها توی فامیل وخانواده باهم مشکلی دارند کوچکترها دخالت نکنند و به بزرگترها احترام بذارند باهم مهربان باشیم

۹۵/۱۰/۳
۱۹:۱۹

#تهمینه_اطمینان_مقدم
#مهربونی
#نوستالژی

#تهمینه_اطمینان_مقدم
همیشه کسانی که آدم را دوست دارند در ختم و عروسیو دیگر جاها به درد آدم می خورند. دیگران را می خواهیم چه کنیم؟ به هر حال دیدم خانوده ام پافشاری می کنند و گفتند: «10 هزار تومن خرج عروسی و بقیه چیزها میشه». آن موقع 10 هزار تومن خیلی پول بود و می شد با آن یک خانه خرید. پدرم آن موقع دو تا خانه تو در تو داشت که در یکی اش می نشستند و یک حیاط 300 متری پر از باغ و باغچه داشت. این طرف یک اتاق داشت که یک آشپزخانه هم کنارش بود. این اتاق را دادند به من و ایرج و خودشان هم آن طرف بودند. ما 6 تا خواهر و برادر بودیم. خاله ام آن طرف ما بود که 2 تا بچه داشت. عمویم این طرفمان بود که 3 تا بچه هم او داشت. یعنی یک خانواده شلوغ پر سرو صدا بودیم که بچه ها از صبح سر این پشت بام و هره ها می دویدیم. چه کارهایی که نمی کردیم. در 8 سالگی در شهرستونک سر کوه ولمان می کردند. بقیه بچه ها دو سال به دو سال از من کوچکتر بودند. همگی می زدیم به دل کوه و غروب با فانوس می آمدند دنبالمان و های و هوی می کردند و فریاد می زدند پدر سوخته ها بیایید پایین الان گرگ می خوردتان. ما این شکلی بزرگ شدیم . همه مان سر نترس داشتیم.
به این شکل خانواده شما رضایت دادند و زندگی مشترک شما و ایرج قادری آغاز شد...
بله. یک مدتی هم که گذشت به ایرج گفتم: «بیا بریم می خوام مهرمو ببخشم. من که کنیز زرخرید نیستم. من هر وقت بخوام جداشم پدرتو در میارم و ازت جدا می شم. اگر هم بخواهم زندگی کنم که با همه چی می سازم». همین کار را هم کردم و رفتیم مهرم را بخشیدم. ایرج گفت: «تو چه آدم عجیب غریبی هستی» گفتم: «حالا بیشتر هم آشنا می شی». من از روزی که ایرج را دیدم باور کنید هیچ وقت ناراحتی ای از او به دل نگرفتم و هر مساله ای هم پیش می آمد همیشه او را می بخشیدم برای این که ایرج با کسی کاری نداشت اما همه با او کار داشتند. نمی دانم چه جور آدمی بود. از زن و مرد همه با او کار داشتند. هر جا می رفتیم همه عاشق این می شدند. خودش هم خوشرو بود. پیرمرد کثیف و بچه دماغو را همه را بغل می کرد و می بوسید طوری که انگار همین الان از حمام درآمده اند. برایش هیچ فرقی نمی کرد که کی چطور است.ادامه دارد

MOST RECENT

تصویری زیبا و نوستالژیک از سمت چپ خانم #تهمینه_اطمینان_مقدم و پسرشون زنده یاد #تورج_قادری فرزند ارشد ابهت سینمای ایران #ایرج_قادری و ؟؟؟
#yadha_vakhatereha
#film
#ghadimiha
#cinema
#irajghaderi
#یادها_و_خاطره_ها
#عکس_قدیمی
#نوستالژی
#فیلم
#سینما

عکس زیبایی از زنده یاد #ایرج_قادری و همسرش #تهمینه_اطمینان_مقدم

بانو #تهمینه_اطمینان_مقدم بازیگر دوران طلایی و پسرشون جاوید نام#تورج_قادری فرزند ارشد استاد #ایرج_قادری
#یادها_و_خاطره_ها #سینمای_ایران

عکسی مجله ای ازهنرپیشه قدیمی ومحبوب ستاره جوان وزیبای سینمای ایران بانوتمینه اطمینان مقدم نازنین همسرکارگردان وستاره سینماایرج قادری عزیز ارزوی سلامتی برای این هنرمندعزیزوقدیمی
#تهمینه_اطمینان_مقدم
#بازیگران_سینما_و_تلویزیون
#ستاره_سینما
#سینمای_دیروز
#هنرپیشه_محبوب
#سینمای_ایران
#پیشکسوتان_سینمای_طلایی_ایران
#دوران_طلایی_ایران_رده_پای_خاطرات
#بازیگران_بی_تکرار_دوران_طلایی
#یادهاوخاطره_ها
#قدیمیهاواسطوره_ها
پیج‌عکسهای‌قدیمی‌وکمیاب‌اسطوره‌های‌ایران
پست-قبلی-بعدی-فالو-لایک-حمایت-کنید

#تهمینه_اطمینان_مقدم
از دیروز تا امروز

عکسی مجله ای ازهنرپیشگان قدیمی سینماتائترتلوزیون ودوبله ایران بانوژاله علونازنین ویداقهرمانی وتهمینه اطمینان مقدم نازنین وزنده یادایرن زازیانس عزیز به مناسبت عیدباستانی نوروز
ارزوی سلامتی وموفقیت برای عزیزان وروح ایرن عزیزشاد
#ژاله_علو
#ویداقهرمانی
#تهمینه_اطمینان_مقدم
#ایرن_زازیانس
#بازیگران_سینما_و_تلویزیون
#دوبلور
#ستاره_سینما
#سینمای_دیروز
#هنرپیشه_تائتر
#هنرپیشه_محبوب
#سینمای_ایران
#پیشکسوتان_سینمای_طلایی_ایران
#دوران_طلایی_ایران_رده_پای_خاطرات
#بازیگران_بی_تکرار_دوران_طلایی
#یادهاوخاطره_ها
#قدیمیهاواسطوره_ها
پیج‌عکسهای‌قدیمی‌وکمیاب‌اسطوره‌های‌ایران
پست-قبلی-بعدی-فالو-لایک-حمایت-کنید

Most Popular Instagram Hashtags