[PR] Gain and Get More Likes and Followers on Instagram.

#تراوشات

1008 posts

TOP POSTS

فرار دائم و تکاپوی مستمر،نه از تلاطم توهمات زندگی که از حقیقت آلوده ی خویش و تقلا در باتلاق واقع بینی یا بدبینی! چه کسی میداند؟!.حال آنکه آلودگی جزء جدایی ناپذیر پاکی و سرما معنابخش گرما و نقطه ماهیت خط است و از کجا معلوم؟شاید زندگی چیزی نیست جز همین تلاش.
#تراوشات‌_ذهنی#خودم#دل_نوشته#دنیای_درون#مالیخولیا

1:ترامپ(نیمرخ)
2:ترامپ(از پشت)
3:ترامپ(نیمرخ) و
4:ترامپ(تمام رخ)

پ.ن1:ندارد
پ.ن2:😝مخلص👋

#مینیمالهایی برای یک سیاست(مدار)
#تراوشات

.
لامصب دوغ برای من به منزله عرق سگیه. میخورم شروع میکنم به عربده کشی. یه بار که خوردم از فرط سگ مستی به مارمولک هم رحم نکردم. البته منظورم کشتن هستش.
.
به نظرم آروغ بعد از کوبیده و دوغ باید از مسائل قانونی و شرعی بشه. به هر جال از اوجب واجباته. اصن دلیل خوردن اونا اینه.
تا جایی که شاعر بیضوی مغز میفرماید:
آمد بهار جانها
آروغ بزن برقص آ
.
#تراوشات #بیضوی

دلم حس شادابی کودکیم را میخواهد بدون هیچ فکر و اندوهی بی خیال از گردش کواکب و آلودگی هوا و اندکی پول برای گذران زندگی.... حسی مثله سکوت مطلق بعد فوران اشک هایم در آغوش مادرم
یا شاید نه !!!
دلم تنهایی های ساکت غروب های پاییزی نو جوانیم را میخواهد که در اتاق کوچکم روز ها و شب ها را با آهنگ های فریدون و فرهاد و یا کتاب های صادق و شریعتی و پاکت قرمز بهمنم میگذروندم.
و یا....
شاید دلم حس نوستالژیک سرد و نمناک کلاس هنر و میخواد با اون تخته شاستی ها و پرترهای مریض و هم کلاسی های عجیب غریبم و نقاشی های درهمی که با پیتود روی دست های هم میکشیدیم یا حتی چای داغ زنگ استراحت تو گوشه ی خلوت حیاط هنرستان!! و یا صدای تلخ هارمونیکام توی سیاهی شب تو دل تنهایی کنار زوزه های سرد و سوزناک باد!!
شاید دلم حس نمناک بارون رو می خواهد و یا خالی کردن های تراوشاتم رو کاغذ های کاهی و آرام شدن فکرم را خوندن پی در پی آنها و باز هم فراموش شدن دقایقی از این روز ها!!
حتی شاید دلم بی قراری هایم را میخواهد برای آن آرام جان در کوچه پس کوچه های تهران مثل ولیعصر لای درختا و آدمها و نور ماشین ها و مغازه ها.
خیره شدن هایمان را به هم میخواهم. لمس کردن روحش را غرق شدن در موج چشم هایش و فراموش شدن همه چیز باز هم برای دقایقی!!
شايد أصلا دلم ميخواهد فقط كمي پرت شوم كمي دور بشوم از افكار بي سر و تهم!!!
شايد براي اولين بار ميخواهم منم كمي عادي باشم مثله آدم هايي كه از جلوي ترأس بند انفرادي رد ميشوند همان هايي كه خود را با كار هاي بي خود روزانه شان مشغول ميكند تا شايد بخواهند پرت شون از اين روز هاي سخت تبعيد!!! شايد براي همين اين سخني ها را براي خود گنده كردن كه بزرگي درد تبعيد به اين سرزمين سايه ها را حس نكنند!!! شايد براي بار اول منم ميخواهم كمي پرت بشوم!!!
كمي فراموشي ميخواهم كه اين تراوشات را حداقل براي يك روز فراموش كنم!!! نمیدانم چه میخواهم ولی میخواهم ،همون اتفاقات خسته کننده اون سال ها را .
روز هایی که امید و هدف مرا روی پاهایم نگه میداشت!!!!!
#كمي_فراموشي
#تراوشات يك معز اشفته و مريض
#نويسنده تي زِد

می خوام یه حرکت جدیدی انجام بدم و اطمینان دارم که موفق می شم چون این بار هیچ نقشه ایی ندارم، چون هر وقت نقشه داشتم موفق نشدم. روانشناس خیالیم میگه نقشه های من فقط میتونن «پلان بی» باشن و تازه این در حالیه که «پلان آ» این باشه که هیچ نقشه ایی از طرف من ارائه نشه. این بار «پلان بی» اینه که برم ویالون زدن یاد بگیرم و مهم نیست که چقدر سخت باشه یا چقدر طول بکشه مهم اینه که یاد بگیرم .میخام شب و روز تمرین کنم. میخام حتی موقع خواب ویالون بزنم . برای ویالون ام اسم میذارم. اسمشو میذارم «مونیکا بلوچی» اصلن هم مهم نیست که بهش خندیده بشه. دو تا دست دارم میخام دو تا دست دیگه هم قرض بگیرم و با تمام وجود «مونیکا بلوچی» رو بنوازم. ممکنه به خاطر بد ویالون زدن از خونه و خانواده و همه طرد بشم. ممکنه حتی از شهر بندازنم بیرون. اما من فقط به ویالون زدن اهمیت میدم و ما بقی مسایل اینم هم نیست میرم تو یه غار تو یه کوه و بهترین ویالون زن دنیا می شم ولی بعدش میام و انتقامم رو از همه می گیرم . جوری ویالون زدن یاد می گیرم که مثله اون یارو تو داستانا که فلوت میزد و همه موش های شهر رو هر جا که دلش میخاست می برد من هم ویالون بزنم و همه ی لباس زیر های مردم از تنشون کنده بشه و دنبال من بیآد ( خیلی حال میکنم بیاد رو بیآد بنویسم ) 
و من به همراه «مونیکا» مردم شهر رو به غیر بهداشتی ترین مردم دنیا تبدیل کنم و حتی لباس زیر هایی رو هم که تویه کمد ها و پستو ها قائم کردن دنبال خودم ببرم و یک دهنه مشتی از همه مردم صاف کنم و بعد زشت ترین نوعه خنده ها رو بکنم .و بعد یه بار صفحه فید بشه به سیاهی و بعد که دوباره که از فید به تصویر برگرده بازم من در حال زشت ترین نوع خنده ها باشم ( تو کارتُن میتی کمان زیاد از این تکنیک زیاد استفاده میشد) و دیگه هر خری بفهمه که من شخصیت بدِام و بعد یه مدت که دیگه عنه این قضیه ی خندین من در میاد یه دختری بیاد که مو های خیلی بلندی و زیبایی داشته باشه خیلی شیطون باشه و فلوت بزنه و چشماش درشت باشه اصن همونی که میخوام باشه بعلاوه اینکه فرض کنیم که سینه های خیلی خوبی هم داشته باشه( مورد آخری به سایر موارد ارجحیت داره) و بدون توجه به فلوت زدنش بخاطر سینه هاش  من تحت تاثیر قرار بگیرم و نهایتا خوبی بر بدی غلبه کنه و من از کار بدی که کردم پشیمون بشم و لباس زیر ها همه به صاحب های خودشون برگردن و مردم شهر هم من رو ببخشن و داستان به همین تخماتیکی تموم شه و از اون به بعد با مونیکا آهنگ هایی رو بزنم که موجب شادی مردم شه
"ادامه کامنت اول!!"

.
یک #قفس سهم تو و...
یک #آسمان سهم من است...
در #قفس آزادی و...
در آسمان #زندانیم... .
از #تراوشات ذهن بیمار #من‌
😂😂😂😂😂😂

ايشون سپنتا، چند روز قبل به دنيا اومدن😍😘 به دلم افتادي...
انتظار شروع شد...
و روزهايي كه با تصور ديدارت ميگذشت...
كه در آغوشم خواهي بود...
و لمست خواهم كرد...
و انتظار بود و انتظار...
اما چه لذتي ميداد، تصوير سفيد و سياهِ زيبايي كه خبر از آمدن آينده ي رنگينم داشت... #تراوشات#قلبيه#خودم
٩٥/٤/٤
#دلنوشته_سيماراد
يكي از فيلما تپش قلبشه،اونيكيم خودشه... يكم دير رفتم وگرنه قرار بود عكس و فيلم واضح تري از چهره ش داشته باشم☺️
يادش بخير
دو سال پيش
رشت
اسم آقاي دكتر سونوگرافي يادم نيس،خيلي مهربون بود

خرده تراوشات ذهن من. #ذهن #تراوشات #من

MOST RECENT

زندگی با عشق آغاز میشود
همانند پسرکی که در خود زندگی میکرد
زیاد صحبت نمیکرد
و دوستان کمی داشت
آغاز زندگی با عاشق شدن بود
عاشق دخترکی شد وتوانست خودش باشد
خودش را به معرض نمایش بگذارد
الان نام او را عشق دیرین گذاشته
دخترک زود تر از آنچه فکرش را میکرد تنهایش گذاشت
مث اینکه خدا هم برای دیدن دخترک عجله داشت
او سر به فراموش کردن دخترک گذاشت و خودش را به دست سرنوشت سپرد
به دنبال علایقش رفت
ودر راه علاقه اش
دخترک دیگری را دید
شبیه عشق دیرین
او دوباره میتوانست خودش باشد
و این حس را در فرد مقابل هم پدیدار کند
ولی اینبار با استرس از دست رفتن
هر دو خواستار یکدیگر بودند و جانشان برای هم در میرفت
اما کجای دنیا و در کدام داستان
عشاق به همدیگر رسیده اند
دخترک عاشق پسرک بود
ولی درگیر عشق دیگری هم بود
پسرک که نمیتوانست کس دیگر را در کنار خودش و شریک بداند
کنار کشید
و به دامن عشق دیرینش باز گشت
ماه ها گذشت
و دخترک ،
پسرک را به دنیای جدید میخواند و از گذشته منع میکرد
ولی هیچگاه ندانست
پسرک خودش را در گذشته و عشق دیرین چنان غرق کرده بود ، که یارای بیرون امدن نداشت
به این دلیل که خودش را در زندگی دخترک کم رنگ کند نا بتواند آزاد زندگی کند
و به عشقش برسد

#تراوشات#ذهن#خطرناک#من
#تراوشات_ذهن_خطرناک_من
#mehran_arjangi

میخواید #کانال بزنید #چسناله کنید نیاز نیس حتما اسمش #تراوشات ذهن #مریض یا #سرطان #مغز باشه
"کرده در رفته" بیشتر #نمایانگر حال شماست

بعَضی وَقتا از نقاشیایے که میکشم برایِ مفهومِ درونےِ قلبم استفاده میکنم و میذارم پروفایلم
😐
اون شب یه دعواےِ بد باهاش کردم
دوست پسرمو میگم...
بعدشم خیلی باکلاس بدونِ اینکه خداحافظی بکنم با چهار تا برات متاسفم و برا خودم متاسفم و لیاقته تو دخترای زشت فامیلتن و دیگه تایپینگتو رو صفحه ام نبینم تمومش کردم...
پروفایلمم حَذف کردم
آخه میدونیدددد؟؟؟
تا یه رابطه تموم میشه یا باید پروفایل و إکانتت و حذف کنے یا هم یه عکس با مضمونِ تو بے من یه خاکبرسر عوضے هستے بزارے😂😂😂
همون شب که تو اوجِ شکست عشقے بودم و رو نقاشیم کار میکردم
یه رفیق دیوونه دارم تولدش بود در واقع تولدش مصادف بود با تولد دوست پسرم🤦🏼‍♂
نقاشیمو با مضمونه غمگین و💔قلبه پوکیده تقدیمش کردم و تولدشو صدو بیست و یکبار تبریک گفتم ❤
و ازو نجایی هم که أز دعوایه مَن و اون خبر داشت،شرط گذاشت که برای خوشحال کردنش باید بزارمش پروفایلم🖐🏻وضعیتمم انتخاب کرد🤦🏼‍♂
از خودتون میپرسید چه وضعیتے?
خب مشکلتون همینجاست دیگه از خودتون نباید بپرسید که از من باید بپرسید😂😂😂😂
✘←مَن بی تو یه خاکبرسره عوضی أم😢😢😢تولدت مبارک✘
فکر میکنید بَعد از قرار دادن نقاشے و وضعیت روی پروفایلم چه اتفاقی افتاد?
دوست پسرم پیام داد
-...حالا گریه نکن میبخشمت که عوضی نباشی😢حالا کادو چے خریدے برام؟؟؟؟🙊😳🙄☹😕
در صورتی که اصلا نمیخواستم برگرده و باهام باشه ولییییی خب برگشتتت... منم تو تولده سو۶استفاده شده و پروفایل انجام شده قرار گرفتم....
#از منه تیرعلی خورده به شمای تیرعلی نخورده نصیحت تو انتخاب دوستاتون دقت کنید🤦🏼‍♂
#تراوشات-ذهن*نون-میم#

‏نتیجه سرکوب جنسی چیزی جز
زود انزالی اجتماعی
نخواهد بود
....داریوش الف....
#تهران #پایتخت #آزادی #عقب ماندگی #تراوشات ذهنی منفی #فشار #نمایش خویش

Most Popular Instagram Hashtags